امیلیا با خوشحالی به اون دوتا نگاه میکرد. سوبارو بئاتریس رو بلند کرده بود و تو هوا میچرخوندش و قربون صدقش میرفت. پشت سر امیلیا روستاییها بودن که براشون دست میزدن و فریاد شادی میکشیدن.
و درست وقتی که سوبارو داشت با خوشحالی بتی رو میچرخوند....
«اِاِاِه!....»
پاش لیز خورد و جفتشون با صورت رفتن توی برف.
#NovelVsAnime
#Subaru
#Beatrice
#AnimWorld
❄️ @AWReZERO ❄️
و درست وقتی که سوبارو داشت با خوشحالی بتی رو میچرخوند....
«اِاِاِه!....»
پاش لیز خورد و جفتشون با صورت رفتن توی برف.
#NovelVsAnime
#Subaru
#Beatrice
#AnimWorld
❄️ @AWReZERO ❄️
👍4