Forwarded from AnimWorld (Official) (babak behrang)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
AW Re:ZERO pinned «This message couldn't be displayed on your device due to copyright infringement.»
📝 این بخش به صورت خلاصهوار از روی ناول نوشته شده است.
📝 اتفاقات این بخش مربوط به انتهای آرک ۲ میباشد. جایی که سوبارو روی تخت درحالی که رم روی صندلی کنارش نشسته، خواب بود.
ذهن سوبارو یک بار دیگر به قلمروی سایهی سیاه دعوت شده بود.
اونجا هیچکس نبود. فقط هوشیاری سوبارو اونجا در فضا شناور بود و به سختی میتونست بگه که خودش اصلا وجود داره.
سوبارو حس میکرد که تو یه شب تاریک به دریا انداخته شده.
ناگهان دنیا تغییری کرد.
روبهروی ذهن سوبارو کسی ایستاده بود.
سایه به صورت عمودی رشد کرد و قبل از این که سوبارو متوجه بشه شکل انسانی به خودش گرفت.
اون نمیتونست صورتش رو ببینه اما حس کرد که اون بدن یه بدن زنونست.
سایه به آرامی دستانش رو نزدیک کرد.
به دلیلی، سوبارو وقتی انگشتهای سایه به ذهنش خورد، دوست داشت گریه کنه. طوفان احساساتی که فرا گرفته بودش بهش میگفت که همیشه منتظر این لحظه بوده. اون ناخودآگاه علاقه داشت که سایه در آغوش بکشتِش. ناگهان سایه متوقف شد. یه چیزی متوقفش کرده بود.
سوبارو متوجه شد که یه سایهی دیگه با انگشتان سفیدش از پشت بغلش کرده بود.
دستاش خیلی نرم بودن و گرم نه داغ بودن.
همون لحظه که سوبارو حس گرما کرد سایهای که جلوش بود شروع به ناپدید شدن کرد.
اون تنها مونده بود چون سایه داشت دور و دورتر میشد و داشت ناپدید میشد.
در آخر، سایه انگشتانش رو به سمت سوبارو، که نزدیک بود بزنه زیر گریه، دراز کرد.
«...شقتم»
نتونست صداها رو خوب بشنوه چون اون دنیا و صداها داشت از هم میپاشید
#NovelVsAnime
#Fact
#Subaru
#Satella
#AnimWorld
❄️ @AWReZERO ❄️
📝 اتفاقات این بخش مربوط به انتهای آرک ۲ میباشد. جایی که سوبارو روی تخت درحالی که رم روی صندلی کنارش نشسته، خواب بود.
ذهن سوبارو یک بار دیگر به قلمروی سایهی سیاه دعوت شده بود.
اونجا هیچکس نبود. فقط هوشیاری سوبارو اونجا در فضا شناور بود و به سختی میتونست بگه که خودش اصلا وجود داره.
سوبارو حس میکرد که تو یه شب تاریک به دریا انداخته شده.
ناگهان دنیا تغییری کرد.
روبهروی ذهن سوبارو کسی ایستاده بود.
سایه به صورت عمودی رشد کرد و قبل از این که سوبارو متوجه بشه شکل انسانی به خودش گرفت.
اون نمیتونست صورتش رو ببینه اما حس کرد که اون بدن یه بدن زنونست.
سایه به آرامی دستانش رو نزدیک کرد.
به دلیلی، سوبارو وقتی انگشتهای سایه به ذهنش خورد، دوست داشت گریه کنه. طوفان احساساتی که فرا گرفته بودش بهش میگفت که همیشه منتظر این لحظه بوده. اون ناخودآگاه علاقه داشت که سایه در آغوش بکشتِش. ناگهان سایه متوقف شد. یه چیزی متوقفش کرده بود.
سوبارو متوجه شد که یه سایهی دیگه با انگشتان سفیدش از پشت بغلش کرده بود.
دستاش خیلی نرم بودن و گرم نه داغ بودن.
همون لحظه که سوبارو حس گرما کرد سایهای که جلوش بود شروع به ناپدید شدن کرد.
اون تنها مونده بود چون سایه داشت دور و دورتر میشد و داشت ناپدید میشد.
در آخر، سایه انگشتانش رو به سمت سوبارو، که نزدیک بود بزنه زیر گریه، دراز کرد.
«...شقتم»
نتونست صداها رو خوب بشنوه چون اون دنیا و صداها داشت از هم میپاشید
#NovelVsAnime
#Fact
#Subaru
#Satella
#AnimWorld
❄️ @AWReZERO ❄️
👍12
Forwarded from AWTH (AWWallpaper)
t.me/addtheme/awth_rezero_vampireemilia
[AWTH] Re:ZERO: Vampire Emilia
#AnimWorld
#Telegram_theme
#ReZERO
#Re_ZERO
#Emilia
#Red
#Blue
#Black
#Dark
🎨 Taha
@wall_amv
[AWTH] Re:ZERO: Vampire Emilia
#AnimWorld
#Telegram_theme
#ReZERO
#Re_ZERO
#Emilia
#Red
#Blue
#Black
#Dark
🎨 Taha
@wall_amv
Telegram
[AWTH] Re:ZERO: Vampire Emilia
👍1
Rondo of Love and Darkness
Suehiro Kenichiro
A Re:ZERO Original #Soundtrack
🎵 Music:
🎤 Artist:
📀 Album:
#⃣ #Music
🆔 @AWReZERO
🎵 Music:
01 - Rondo of Love and Darkness🎤 Artist:
Sueshiro Kenichiro📀 Album:
Re:ZERO Kara Hajimeru Isekai Seikatsu Original Soundtrack 1#⃣ #Music
🆔 @AWReZERO