بعد از جنگ اول خلیج 1991 ، بازرسان انسکام در عراق ، متوجه قضیه تکان دهنده ای در مورد سلاح های کشتار جمعی عراق شده بودند .
تیم فنی نیروی هوایی عراق ، با دستکاری مخزن سوخت اکسترنال میراژ F-1 ، ان را به مخزنی برای اسپری کردن مواد شیمیایی تبدیل کرده بودند !
این مخزن اکسترنال ، افشاننده مواد شیمیایی الالخصوص ماده سیاه زخم یا انتراکس بود که گمان میرود این روش مرگبار ، به احتمال بسیار بالا در جنگ ایران و عراق هم به کار رفته باشد .
عکس پایین ، اسکرین شات هایی از یک میراژ نیروی هوایی عراق از مبدا پایگاه [ابوعبیده] را در ژانویه 1991 نشان میدهد .
علیرضا
#arteshban
#ارتشبان
@arteshbannews
تیم فنی نیروی هوایی عراق ، با دستکاری مخزن سوخت اکسترنال میراژ F-1 ، ان را به مخزنی برای اسپری کردن مواد شیمیایی تبدیل کرده بودند !
این مخزن اکسترنال ، افشاننده مواد شیمیایی الالخصوص ماده سیاه زخم یا انتراکس بود که گمان میرود این روش مرگبار ، به احتمال بسیار بالا در جنگ ایران و عراق هم به کار رفته باشد .
عکس پایین ، اسکرین شات هایی از یک میراژ نیروی هوایی عراق از مبدا پایگاه [ابوعبیده] را در ژانویه 1991 نشان میدهد .
علیرضا
#arteshban
#ارتشبان
@arteshbannews
کشتی جاسوسی ماریاتا .
نروژ
.
بخش اول
.
.
.
شناور "Marjata" ماریاتا را در تصویر مشاهده می کنید. این شناور متعلق به انستیتو اطلاعات و زمین شناسی نروژ است و به صورت رسمی یک شناور مطالعاتی است. اما در واقع ماریاتا یک شناور جاسوسی است و وظیفه اصلی آن مراقبت و پایش و کنترل ناوگان دریایی شوروی و روسیه در دریای شمال است. .
.
هرچند ماریاتا در هر نقطه ای از کره زمین قادر به انجام فعالیت است ، اما این شناور به طور تخصصی ویژه آبهای سرد شمال و مناطق یخ زده قطبی طراحی شده است. نوع طراحی منحصر به فرد این شناور باعث پایداری فوق العاده بالای آن میشود. بدنه مستحکم ماریاتا قادر است یخ های قطبی را بشکند و راه خود را باز کند.
.
.
همانطور که گفته شد ماریاتا وظیفه پایش ناوگان دریایی روسیه را برعهده دارد. بدین منظور این شناور مجهز به انواع و اقسام حسگرهای سطحی و زیرسطحی است. این حسگرها تحرکات ناوگان دریایی روسیه را زیر نظر دارند. از آنجایی که ماریاتا یک شناور استراتژیک است ، هیچ اطلاعات خاصی درباره حسگرهای آن وجود ندارد. اما قدر مسلم این است که شمار متعددی حسگر در زیر آب و در سطح شناور در اختیار دارد.
.
.
ماریاتا همچنین یک شناور جاسوسی است. این شناور قادر است سیگنالها و علائم مخابراتی و امواج راداری ناوگان روسیه را دریافت کرده و دست به تجزیه و تحلیل آن بزند. همچنین قادر به شنود مکالمات و ارتباطات بین ناوگان دریایی و زیردریایی روسیه نیز می باشد.
.
.
همچنین ماریاتا مخصوص سفرهای طولانی در مناطق سردسیر طراحی شده است. این شناور قادر است تا صد و پنجاه روز در مناطق سردسیر قطبی باقی بماند.
#military_war_history
#arteshban
نروژ
.
بخش اول
.
.
.
شناور "Marjata" ماریاتا را در تصویر مشاهده می کنید. این شناور متعلق به انستیتو اطلاعات و زمین شناسی نروژ است و به صورت رسمی یک شناور مطالعاتی است. اما در واقع ماریاتا یک شناور جاسوسی است و وظیفه اصلی آن مراقبت و پایش و کنترل ناوگان دریایی شوروی و روسیه در دریای شمال است. .
.
هرچند ماریاتا در هر نقطه ای از کره زمین قادر به انجام فعالیت است ، اما این شناور به طور تخصصی ویژه آبهای سرد شمال و مناطق یخ زده قطبی طراحی شده است. نوع طراحی منحصر به فرد این شناور باعث پایداری فوق العاده بالای آن میشود. بدنه مستحکم ماریاتا قادر است یخ های قطبی را بشکند و راه خود را باز کند.
.
.
همانطور که گفته شد ماریاتا وظیفه پایش ناوگان دریایی روسیه را برعهده دارد. بدین منظور این شناور مجهز به انواع و اقسام حسگرهای سطحی و زیرسطحی است. این حسگرها تحرکات ناوگان دریایی روسیه را زیر نظر دارند. از آنجایی که ماریاتا یک شناور استراتژیک است ، هیچ اطلاعات خاصی درباره حسگرهای آن وجود ندارد. اما قدر مسلم این است که شمار متعددی حسگر در زیر آب و در سطح شناور در اختیار دارد.
.
.
ماریاتا همچنین یک شناور جاسوسی است. این شناور قادر است سیگنالها و علائم مخابراتی و امواج راداری ناوگان روسیه را دریافت کرده و دست به تجزیه و تحلیل آن بزند. همچنین قادر به شنود مکالمات و ارتباطات بین ناوگان دریایی و زیردریایی روسیه نیز می باشد.
.
.
همچنین ماریاتا مخصوص سفرهای طولانی در مناطق سردسیر طراحی شده است. این شناور قادر است تا صد و پنجاه روز در مناطق سردسیر قطبی باقی بماند.
#military_war_history
#arteshban
کشتی جاسوسی ماریاتا
.
نروژ
.
قسمت دوم
.
.
.
ماریاتا تاکنون بارهای بار در نزدیکی سواحل روسیه مشاهده شده است. چرا که این شناور نه تنها قادر به پایش ناوگان دریایی روسیه است ، بلکه قادر به جاسوسی مخابراتی و شنود راداری از عمق خاک اصلی روسیه نیز می باشد. روس ها بارها ماریاتا را متهم کرده اند که پرسنل آن را کارکنان سازمان جاسوسی آمریکا تشکیل میدهند و این ناو در ظاهر متعلق به نروژ و در اصل متعلق به سازمان جاسوسی آمریکاست.
.
.
در سال دوهزار در جریان رزمایش دریایی بزرگ روسیه و فاجعه غرق شدن زیردریایی کورسک ، ماریاتا بسیار فعال بود و در حال رصد کردن تمرینات دریایی روسیه بود. زمانی که زیردریایی کورسک غرق شد ، روسها تلاش زیادی کردند که ماریاتا را مقصر غرق شدن زیردریایی خود بدانند. زمانی که انفجار اول در اتاق اژدر کورسک به وقوع پیوست ، ماریاتا نوزده کیلومتر تا کورسک فاصله داشت. انفجار اول توسط ماریاتا به وضوح رصد شده و ثبت گردیده شد. دو دقیقه و چهارده ثانیه بعد که انفجار دوم در زیردریایی رخ داد ، ماریاتا ، که در حال دور شدن بود انفجار دوم را نیز ثبت کرد. کورسک شروع به غرق شدن و رفتن به اعماق آب کرد. در حین غرق شدن علائم اضطراری و درخواست کمک از خود منتشر میساخت. تمامی این علائم توسط ماریاتا رصد میشد. با آنکه کورسک در نزدیکی رزمناو پتر کبیر قرار داشت ، اما رزمناو روسی علائمی را از کورسک دریافت نمی کرد (بنا بر اعلام نیروی دریایی روسیه ، سیستم دریافت سیگنال رزمناو خاموش بود. (چرا؟) ) ماریاتا اولین شناوری بود که متوجه بروز حادثه برای کورسک شد. حتی زودتر از ناوگان روسیه متوجه بروز حادثه برای کورسک شد.
.
.
ماریاتا در سال نود و دو عملیاتی شد و تا پایان سال دوهزار و شانزده در خدمت باقی خواهد ماند و پس از آن با نسل چهارم ماریاتا جایگزین خواهد شد.
.
.
برخی مشخصات ماریاتا عبارتند از :
.
وزن عملیاتی : هفت هزار و پانصد تن
طول : هشتاد و یک متر
پیشران : دو موتور دیزلی ، دو توربین گاز
خدمه : چهارده ملوان ، سی و یک افسر الکترونیک
سرعت : پانزده کیلونات
#arteshban
#military_war_history
.
نروژ
.
قسمت دوم
.
.
.
ماریاتا تاکنون بارهای بار در نزدیکی سواحل روسیه مشاهده شده است. چرا که این شناور نه تنها قادر به پایش ناوگان دریایی روسیه است ، بلکه قادر به جاسوسی مخابراتی و شنود راداری از عمق خاک اصلی روسیه نیز می باشد. روس ها بارها ماریاتا را متهم کرده اند که پرسنل آن را کارکنان سازمان جاسوسی آمریکا تشکیل میدهند و این ناو در ظاهر متعلق به نروژ و در اصل متعلق به سازمان جاسوسی آمریکاست.
.
.
در سال دوهزار در جریان رزمایش دریایی بزرگ روسیه و فاجعه غرق شدن زیردریایی کورسک ، ماریاتا بسیار فعال بود و در حال رصد کردن تمرینات دریایی روسیه بود. زمانی که زیردریایی کورسک غرق شد ، روسها تلاش زیادی کردند که ماریاتا را مقصر غرق شدن زیردریایی خود بدانند. زمانی که انفجار اول در اتاق اژدر کورسک به وقوع پیوست ، ماریاتا نوزده کیلومتر تا کورسک فاصله داشت. انفجار اول توسط ماریاتا به وضوح رصد شده و ثبت گردیده شد. دو دقیقه و چهارده ثانیه بعد که انفجار دوم در زیردریایی رخ داد ، ماریاتا ، که در حال دور شدن بود انفجار دوم را نیز ثبت کرد. کورسک شروع به غرق شدن و رفتن به اعماق آب کرد. در حین غرق شدن علائم اضطراری و درخواست کمک از خود منتشر میساخت. تمامی این علائم توسط ماریاتا رصد میشد. با آنکه کورسک در نزدیکی رزمناو پتر کبیر قرار داشت ، اما رزمناو روسی علائمی را از کورسک دریافت نمی کرد (بنا بر اعلام نیروی دریایی روسیه ، سیستم دریافت سیگنال رزمناو خاموش بود. (چرا؟) ) ماریاتا اولین شناوری بود که متوجه بروز حادثه برای کورسک شد. حتی زودتر از ناوگان روسیه متوجه بروز حادثه برای کورسک شد.
.
.
ماریاتا در سال نود و دو عملیاتی شد و تا پایان سال دوهزار و شانزده در خدمت باقی خواهد ماند و پس از آن با نسل چهارم ماریاتا جایگزین خواهد شد.
.
.
برخی مشخصات ماریاتا عبارتند از :
.
وزن عملیاتی : هفت هزار و پانصد تن
طول : هشتاد و یک متر
پیشران : دو موتور دیزلی ، دو توربین گاز
خدمه : چهارده ملوان ، سی و یک افسر الکترونیک
سرعت : پانزده کیلونات
#arteshban
#military_war_history
RuNAVY Mikoyan MiG-29K Fulcrum-D
فالکروم D نسخه ناونشین فالکروم است و با اینکه 10 سال در سکون ماند نهایتا نشان داد که از Su-33 برتر است و در نیروی دریایی هند و روسیه وارد خدمت شد.
قیمت آن 32 میلیون دلار است برای مثال قیمت Rafale M حدود 90 میلیون دلار و قیمت بهترین مدل F/A-18E/F حدود 55 میلیون دلار است منظور از بهترین مدل ASH نیست.
کیانوش
شب خوش
#arteshban
@arteshbannews
فالکروم D نسخه ناونشین فالکروم است و با اینکه 10 سال در سکون ماند نهایتا نشان داد که از Su-33 برتر است و در نیروی دریایی هند و روسیه وارد خدمت شد.
قیمت آن 32 میلیون دلار است برای مثال قیمت Rafale M حدود 90 میلیون دلار و قیمت بهترین مدل F/A-18E/F حدود 55 میلیون دلار است منظور از بهترین مدل ASH نیست.
کیانوش
شب خوش
#arteshban
@arteshbannews
👍1
خلاصه ای از بمب های هدایت پذیر
بمب هوا به طور خلاصه از یک پوسته اصلی، یک یا چند خرج انفجاری و یک خرج انفجاری تشکیل شده است.
بمب های هواپرتا دو گونه هستند هدایت پذیر و هدایت ناپذیر که بمب های هدایت پذیر یا فعال هستند یا نیمه فعال یا غیر فعال.
بمب های غیر فعال باید توسط کاربر و با فرامین کنترلی او هدایت شوند مانند بمب های هدایت رادیویی و اپتیکی غیر فعال، بمب های نیمه فعال هدف روشن شده توسط کاربر را دنبال میکند مانند بمب های لیزری و اپتیکی نیمه فعال و هدایت ماهواره ای و بمب های هدایت فعال که وظیفه هدایت بمب به عهده خود بمب است و تنها مختصات هدف را دریافت میکند مانند بمب های میلی موجی.
بمب های هدایت پذیر برای انهدام اهداف خاص توسعه پیدا کردند ولی با نشان دادن شایستگی خود به سرعت جای بمب های هدایت ناپذیر را گرفتند.
در جنگ ویتنام به طور میانگین برای انهدام هر هدف بیش از 200 بمب هدایت ناپذیر پرتاب و تعدادی جنگنده شکار شد در نتیجه بمب های هدایت پذیر شروع به فرگشت کردند تا جایی که امروزه استفاده از بمب های معمولی در عملیات های دقیق و نیمه دقیق مانند حمله به پالایشگاه ها و فرودگاه ها نوعی دیوانگی حساب میشود.
در جنگ نیروی هوایی ایران با فقدان خلبانان ماهر به تعداد مورد نیاز و نبود موشک های ضد رادار شرایک روبرو بود و از طرفی سامانه های پدافندی عراق هم باعث کاهش دقت خلبانان در بمباران میشد، تعداد کم F-4D فانتوم دیزل های ایران و تلفات سنگین این گونه در اوایل جنگ باعث عقب کشاندن بمب افکن های لیزری از خط مقدم شد و بار اصلی به دوش خانواده بمب های مارک افتاد.
ایران با توسعه ی بمب های مختلف از جمله قدر و قاصد سعی در پوشش دادن ماموریت های دقیق دارد.
کیانوش
#arteshban
@arteshbannewd
بمب هوا به طور خلاصه از یک پوسته اصلی، یک یا چند خرج انفجاری و یک خرج انفجاری تشکیل شده است.
بمب های هواپرتا دو گونه هستند هدایت پذیر و هدایت ناپذیر که بمب های هدایت پذیر یا فعال هستند یا نیمه فعال یا غیر فعال.
بمب های غیر فعال باید توسط کاربر و با فرامین کنترلی او هدایت شوند مانند بمب های هدایت رادیویی و اپتیکی غیر فعال، بمب های نیمه فعال هدف روشن شده توسط کاربر را دنبال میکند مانند بمب های لیزری و اپتیکی نیمه فعال و هدایت ماهواره ای و بمب های هدایت فعال که وظیفه هدایت بمب به عهده خود بمب است و تنها مختصات هدف را دریافت میکند مانند بمب های میلی موجی.
بمب های هدایت پذیر برای انهدام اهداف خاص توسعه پیدا کردند ولی با نشان دادن شایستگی خود به سرعت جای بمب های هدایت ناپذیر را گرفتند.
در جنگ ویتنام به طور میانگین برای انهدام هر هدف بیش از 200 بمب هدایت ناپذیر پرتاب و تعدادی جنگنده شکار شد در نتیجه بمب های هدایت پذیر شروع به فرگشت کردند تا جایی که امروزه استفاده از بمب های معمولی در عملیات های دقیق و نیمه دقیق مانند حمله به پالایشگاه ها و فرودگاه ها نوعی دیوانگی حساب میشود.
در جنگ نیروی هوایی ایران با فقدان خلبانان ماهر به تعداد مورد نیاز و نبود موشک های ضد رادار شرایک روبرو بود و از طرفی سامانه های پدافندی عراق هم باعث کاهش دقت خلبانان در بمباران میشد، تعداد کم F-4D فانتوم دیزل های ایران و تلفات سنگین این گونه در اوایل جنگ باعث عقب کشاندن بمب افکن های لیزری از خط مقدم شد و بار اصلی به دوش خانواده بمب های مارک افتاد.
ایران با توسعه ی بمب های مختلف از جمله قدر و قاصد سعی در پوشش دادن ماموریت های دقیق دارد.
کیانوش
#arteshban
@arteshbannewd
Australian Army EC TIGER ARH
بالگرد تهاجمی-شناسایی تایگر نخست برای یک بالگرد ضد زره عالی طراحی شد ولی با پایان جنگ سرد طرح برای انجام علیات های پشتیبانی نزدیک هوایی، شناسایی و... بهینه شد.
تایگر به دلیل استفاده گسترده از کامپوزیت ها در بدنه خود بسیار سبک است و جنس بدنه به همراه طراحی بدنه از تایگر یک بالگرد نیمه پنهان کار ساخته است.
ملخ های اصلی تایگر به گونه ای طراحی شده اند که صدای جانبی کمی تولید کنند.
از ایرادات وارد بر طرح میتوان به مقاومت کمتر کامپوزیت های تایگر نسبت به فلزات در برابر آسیب های رزمی اشاره کرد، این کامپوزیت ها خطر آذرخش را برای بالگرد بیشتر میکنند.
بالک های کوچک حجم و جرم لود مهمات را در مواقع اضطراری کاهش میدهد ولی با این توجیه که نسل جدید راکت های هدایت پذیر کم کم در حال رواج پیدا کردن هستند میتوان تا حدودی از این عیب چشم پوشید مخصوصا که نمونه های ضد زره این راکت ها تا 600mm توان نفوذ در زره فولادی را دارند ولی اگر بخواهیم واقع بین باشیم این عیب بسیار بزرگی است زیرا پایلون های داخلی بالک توان حمل موشک های ضد زره را دارد که اگر بخواهیم سوخت اضافی حمل کنیم باید از خیر موشک ها گذشت.
هزینه خرید به دلیل الکترونیک پیشرفته و بدنه کامپوزیت بسیار زیاد است.
تایگر در 2 گونه اصلی تولید میشود:
1-گونه نخست مخصوص آلمان است این گونه فاقد توپ جیات 30mm دماغه است و به جای آن از دوربین فروسرخ بهره میبرد، حسگر ها و نشان گذار های بالگرد بروی یک دکل روی توپی روتور اصلی حمل میشود که این پیکربندی امکان کاوش کار زار را از پشت موانع به بالگرد میدهد دیگر تفاوت ها جزئی تر هستند.
نداشتن توپ دماغه یکی از ضعف های بزرگ تایگر UHT است که آن را مجبور به استفاده از پاد خارجی تیربار یا توپ میکند.
2-دومین گونه از یک توپ جیات 30mm ساخت فرانسه با خشاب 450 تیری بهره میبرد و سامانه های کاوش و نشان گذار بالای کابین و زیر روتور مانند نگاره حمل میشوند.
این گونه خود به 3 گونه ARH برای ارتش استرالیا، HAD برای ارتش اسپانیا و HAP برای ارتش فرانسه تقسیم میشود.
موشک های ضد زره اصلی آن عبارت اند از موشک آمریکایی AGM-114، موشک اروپایی HOT 3, موشک اسرائیلی Spike-ER و موشک آلمانی PARS 3LR.
در کل بالگرد خوبی است اگر به کارگیرندگان آن سربازان شایسته ای باشند، مانند بقیه بالگرد های رزمی.
کیانوش
#arteshban
@arteshbannews
بالگرد تهاجمی-شناسایی تایگر نخست برای یک بالگرد ضد زره عالی طراحی شد ولی با پایان جنگ سرد طرح برای انجام علیات های پشتیبانی نزدیک هوایی، شناسایی و... بهینه شد.
تایگر به دلیل استفاده گسترده از کامپوزیت ها در بدنه خود بسیار سبک است و جنس بدنه به همراه طراحی بدنه از تایگر یک بالگرد نیمه پنهان کار ساخته است.
ملخ های اصلی تایگر به گونه ای طراحی شده اند که صدای جانبی کمی تولید کنند.
از ایرادات وارد بر طرح میتوان به مقاومت کمتر کامپوزیت های تایگر نسبت به فلزات در برابر آسیب های رزمی اشاره کرد، این کامپوزیت ها خطر آذرخش را برای بالگرد بیشتر میکنند.
بالک های کوچک حجم و جرم لود مهمات را در مواقع اضطراری کاهش میدهد ولی با این توجیه که نسل جدید راکت های هدایت پذیر کم کم در حال رواج پیدا کردن هستند میتوان تا حدودی از این عیب چشم پوشید مخصوصا که نمونه های ضد زره این راکت ها تا 600mm توان نفوذ در زره فولادی را دارند ولی اگر بخواهیم واقع بین باشیم این عیب بسیار بزرگی است زیرا پایلون های داخلی بالک توان حمل موشک های ضد زره را دارد که اگر بخواهیم سوخت اضافی حمل کنیم باید از خیر موشک ها گذشت.
هزینه خرید به دلیل الکترونیک پیشرفته و بدنه کامپوزیت بسیار زیاد است.
تایگر در 2 گونه اصلی تولید میشود:
1-گونه نخست مخصوص آلمان است این گونه فاقد توپ جیات 30mm دماغه است و به جای آن از دوربین فروسرخ بهره میبرد، حسگر ها و نشان گذار های بالگرد بروی یک دکل روی توپی روتور اصلی حمل میشود که این پیکربندی امکان کاوش کار زار را از پشت موانع به بالگرد میدهد دیگر تفاوت ها جزئی تر هستند.
نداشتن توپ دماغه یکی از ضعف های بزرگ تایگر UHT است که آن را مجبور به استفاده از پاد خارجی تیربار یا توپ میکند.
2-دومین گونه از یک توپ جیات 30mm ساخت فرانسه با خشاب 450 تیری بهره میبرد و سامانه های کاوش و نشان گذار بالای کابین و زیر روتور مانند نگاره حمل میشوند.
این گونه خود به 3 گونه ARH برای ارتش استرالیا، HAD برای ارتش اسپانیا و HAP برای ارتش فرانسه تقسیم میشود.
موشک های ضد زره اصلی آن عبارت اند از موشک آمریکایی AGM-114، موشک اروپایی HOT 3, موشک اسرائیلی Spike-ER و موشک آلمانی PARS 3LR.
در کل بالگرد خوبی است اگر به کارگیرندگان آن سربازان شایسته ای باشند، مانند بقیه بالگرد های رزمی.
کیانوش
#arteshban
@arteshbannews