اما شوروی پس از جنگ جهانی دوم از نظر سیاسی در یک محاصره دریایی قرار گرفت. شوروی از شمال غرب دسترسی به دریای بارنت داشت و از شرق نیز به اقیانوس آرام دسترسی داشت. اما از نظر ژئوپولتیکی حتی با وجود این دریاها نیز ، شوروی دسترسی مستقیمی به آبهای آزاد نداشت و از نظر سیاسی تحت محاصره دریایی ناوگان غرب بود. البته این محاصره بیشتر حالت سیاسی داشت. بدین معنی که در صورت وقوع جنگ با غرب ، ناوگان نیرومند غرب با حضور در دریای شمال در غرب و اقیانوس آرام در شرق میتوانست مانع تحرک کامل ناوگان شوروی شود و این کشور را تحت محاصره کامل بگیرد. توجه کنید که مناطق ساحلی شمالی شوروی اغلب یخ زده هستند و قابل کشتیرانی نیستند.
.
.
به همین دلیل شوروی برای مقابله با ناوگان دریایی نیرومند غرب و جلوگیری از محاصره دریایی ، اقدام به تدوین دکترین نظامی خود بر مبنای جلوگیری از محاصره دریایی کرد. از ابتدای دهه پنجاه شوروی اقدام به ساخت بمب افکن های دوربرد کرد. همزمان با طراحی بمب افکن ها ، موشک های ضد کشتی اتمی نیز طراحی شد. بمب افکن هایی مثل توپولف شانزده ، بیست و دو و بیست و دو ام طراحی شدند. این بمب افکن ها هیچ مشابهی در غرب نداشتند. چون بر اساس فلسفه ای متفاوت از بمب افکن های "B-52" و "Tu-95" طراحی شده بودند. در دکترین نظامی شوروی قرار بود در صورت محاصره دریایی شوروی توسط ناوگان دریایی غرب ، بمب افکن های "Tu-16/22" در تعداد انبوه اقدام به شلیک تعداد زیادی موشک ضد کشتی اتمی به سمت ناوگان دریایی غرب کنند و بدین ترتیب محاصره دریایی را از بین ببرند. براساس همین طرز فکر و استراتژی بود که در شوروی موشک های ضد کشتی با وزن بسیار سنگین چند تنی و دوربرد با کلاهک اتمی طراحی و تولید میشد و در غرب مشابهی نداشت. مثل موشکهای "P-700 Granit" و یا موشک "P-500 Bazalt" . در واقع غرب نیازی به چنین موشک هایی نداشت و با همان هارپون و اگزوسه غیر اتمی و متعارف نیز قادر بود ناوگان دریایی شوروی را به محاصره درآورد. اما شوروی به موشک های چند تنی دوربرد اتمی نیاز مبرم داشت. به همین دلیل است که در زمان شوروی تمام موشک های ضد کشتی این کشور تنها از روی بمب افکن های دوربرد سنگین شلیک میشد و جنگنده های این کشور توان حمل و شلیک موشک ضد کشتی را نداشتند. چون بر اساس استراتژی شوروی نیازی به چنین کاری نبود.
#military_war_history
#arteshban
@arteshbannews
.
.
به همین دلیل شوروی برای مقابله با ناوگان دریایی نیرومند غرب و جلوگیری از محاصره دریایی ، اقدام به تدوین دکترین نظامی خود بر مبنای جلوگیری از محاصره دریایی کرد. از ابتدای دهه پنجاه شوروی اقدام به ساخت بمب افکن های دوربرد کرد. همزمان با طراحی بمب افکن ها ، موشک های ضد کشتی اتمی نیز طراحی شد. بمب افکن هایی مثل توپولف شانزده ، بیست و دو و بیست و دو ام طراحی شدند. این بمب افکن ها هیچ مشابهی در غرب نداشتند. چون بر اساس فلسفه ای متفاوت از بمب افکن های "B-52" و "Tu-95" طراحی شده بودند. در دکترین نظامی شوروی قرار بود در صورت محاصره دریایی شوروی توسط ناوگان دریایی غرب ، بمب افکن های "Tu-16/22" در تعداد انبوه اقدام به شلیک تعداد زیادی موشک ضد کشتی اتمی به سمت ناوگان دریایی غرب کنند و بدین ترتیب محاصره دریایی را از بین ببرند. براساس همین طرز فکر و استراتژی بود که در شوروی موشک های ضد کشتی با وزن بسیار سنگین چند تنی و دوربرد با کلاهک اتمی طراحی و تولید میشد و در غرب مشابهی نداشت. مثل موشکهای "P-700 Granit" و یا موشک "P-500 Bazalt" . در واقع غرب نیازی به چنین موشک هایی نداشت و با همان هارپون و اگزوسه غیر اتمی و متعارف نیز قادر بود ناوگان دریایی شوروی را به محاصره درآورد. اما شوروی به موشک های چند تنی دوربرد اتمی نیاز مبرم داشت. به همین دلیل است که در زمان شوروی تمام موشک های ضد کشتی این کشور تنها از روی بمب افکن های دوربرد سنگین شلیک میشد و جنگنده های این کشور توان حمل و شلیک موشک ضد کشتی را نداشتند. چون بر اساس استراتژی شوروی نیازی به چنین کاری نبود.
#military_war_history
#arteshban
@arteshbannews
اما در غرب به منظور مقابله با رشد ناوگان بمب افکن های دوربرد مجهز به موشک های کروز اتمی ، جنگنده تامکت بر روی عرشه ناوهای هواپیمابر آمریکا قرار گرفت. تامکت جنگنده ای ناونشین با رادار بسیار دوربرد بود و مجهز به موشک های دوربرد بود. این جنگنده قادر بود بمب افکن های دورپرواز شوروی را از فاصله ای دورتر از برد کشف رادارهای دریایی این بمب افکن ها کشف کند و اقدام به حمله به آنها کند و یا می توانست به وسیله رادار قدرتمند خود ، موشک های کروز اتمی شوروی را از فاصله ای دور شناسایی و نابود کند.
.
.
استراتژی شوروی برای شکستن محاصره دریایی توسط ناوگان غرب به این صورت بود که بمب افکنهای دریایی از آسمان اقدام به پرتاب تعداد زیادی موشک کروز اتمی به سمت ناوگان غرب میکنند. همزمان زیردریایی های اتمی و رزمناوها نیز اقدام به شلیک موشک های کروز اتمی به سمت ناوگان غرب می کردند (فلسفه طراحی رزمناوهای کلاس کایروف نیز همین بود). بدین ترتیب حجم عظیمی موشک کروز به سمت ناوگان غرب شلیک میشد. بدین ترتیب از این حجم عظیم موشک شلیک شده اگر حتی دو یا سه تا هم در نزدیکی ناوگان منفجر میشدند ، برای نابودی کل ناوگان کافی بود. اما غرب با جنگنده تامکت به این استراتژی پاسخ داد. به طور معمول چهل تامکت بر روی هر ناو هواپیمابر آمریکا مستقر میشد که هر یک شش موشک فونیکس حمل میکرد. بدین ترتیب این تعداد تامکت می توانند عملا دویست و چهل بمب افکن دوربرد و یا موشک کروز شوروی را نابود کنند.
.
.
اما مشکل بزرگ برای ناوگان غرب این بود که تامکت یک جنگنده رهگیر بود و مستقر کردن تعداد زیادی تامکت بر روی ناو هواپیمابر ، قابلیت هجومی ناو را به شدت تحت الشعاع خود قرار می داد و ناو بیشتر حالت دفاعی به خود بگیرد. اینجا بود که آمریکا اقدام به طراحی سیستم جامع مدیریت میدان نبرد دریایی ایجیس کرد. این سیستم مجهز به چندین رادار پیش اخطار و آرایه فازی بود که می توانست تهدیدات هوایی ، سطحی و زیرسطحی را از فاصله ای دوردست شناسایی و رهگیری کند. سیستم ایجیس قادر بود به طور همزمان صدها هدف را شناسایی و رهگیری کند و در نهایت با آنها درگیر شود. این سیستم بر روی رزمناوهای غربی نصب میشد. بدین ترتیب نیاز ناوهای هواپیمابر به رهگیرهای تامکت کاسته میشد و ناوهای هواپیمابر می توانستند کماکان جنگنده هایی با نقش تهاجمی حمل کنند.
.
.
شوروی تا پایان جنگ سرد نیز نتوانست این محاصره سیاسی را بشکند. جالب اینجاست که شوروی به صورت متعارف قادر نبود محاصره دریایی غرب را بشکند و حتما میبایست متوسل به سلاح اتمی میشد. در حالی که ناوگان دریایی (متعارف - غیر اتمی) غرب برای محاصره و مهار شوروی کاملا کافی بود.
پایان
#arteshban
#military_war_history
@arteshbannews
.
.
استراتژی شوروی برای شکستن محاصره دریایی توسط ناوگان غرب به این صورت بود که بمب افکنهای دریایی از آسمان اقدام به پرتاب تعداد زیادی موشک کروز اتمی به سمت ناوگان غرب میکنند. همزمان زیردریایی های اتمی و رزمناوها نیز اقدام به شلیک موشک های کروز اتمی به سمت ناوگان غرب می کردند (فلسفه طراحی رزمناوهای کلاس کایروف نیز همین بود). بدین ترتیب حجم عظیمی موشک کروز به سمت ناوگان غرب شلیک میشد. بدین ترتیب از این حجم عظیم موشک شلیک شده اگر حتی دو یا سه تا هم در نزدیکی ناوگان منفجر میشدند ، برای نابودی کل ناوگان کافی بود. اما غرب با جنگنده تامکت به این استراتژی پاسخ داد. به طور معمول چهل تامکت بر روی هر ناو هواپیمابر آمریکا مستقر میشد که هر یک شش موشک فونیکس حمل میکرد. بدین ترتیب این تعداد تامکت می توانند عملا دویست و چهل بمب افکن دوربرد و یا موشک کروز شوروی را نابود کنند.
.
.
اما مشکل بزرگ برای ناوگان غرب این بود که تامکت یک جنگنده رهگیر بود و مستقر کردن تعداد زیادی تامکت بر روی ناو هواپیمابر ، قابلیت هجومی ناو را به شدت تحت الشعاع خود قرار می داد و ناو بیشتر حالت دفاعی به خود بگیرد. اینجا بود که آمریکا اقدام به طراحی سیستم جامع مدیریت میدان نبرد دریایی ایجیس کرد. این سیستم مجهز به چندین رادار پیش اخطار و آرایه فازی بود که می توانست تهدیدات هوایی ، سطحی و زیرسطحی را از فاصله ای دوردست شناسایی و رهگیری کند. سیستم ایجیس قادر بود به طور همزمان صدها هدف را شناسایی و رهگیری کند و در نهایت با آنها درگیر شود. این سیستم بر روی رزمناوهای غربی نصب میشد. بدین ترتیب نیاز ناوهای هواپیمابر به رهگیرهای تامکت کاسته میشد و ناوهای هواپیمابر می توانستند کماکان جنگنده هایی با نقش تهاجمی حمل کنند.
.
.
شوروی تا پایان جنگ سرد نیز نتوانست این محاصره سیاسی را بشکند. جالب اینجاست که شوروی به صورت متعارف قادر نبود محاصره دریایی غرب را بشکند و حتما میبایست متوسل به سلاح اتمی میشد. در حالی که ناوگان دریایی (متعارف - غیر اتمی) غرب برای محاصره و مهار شوروی کاملا کافی بود.
پایان
#arteshban
#military_war_history
@arteshbannews
👍1
T-90
خبر های خوبی در مورد خرید T-90 منتشر شده که مایه امیدواری است.
تانک T-90 دومین تانک شرقیه و بهترین گزینه خرید توسط ایران.
در مورد T-72 ها هم با تعویض برجک و چند تغییر در شاسی میتوان آن ها را تا حدی به T-90 نزدیک کرد ولی به دلیل محدودیت های موجود در خود T-72 برای مثال توان استفاده از گلوله های جدید روس را نخواهند داشت.
نمونه مورد نظر ایران میتواند از T-90A تا T-90MS متغییر باشد.
#arteshban
@arteshbannews
خبر های خوبی در مورد خرید T-90 منتشر شده که مایه امیدواری است.
تانک T-90 دومین تانک شرقیه و بهترین گزینه خرید توسط ایران.
در مورد T-72 ها هم با تعویض برجک و چند تغییر در شاسی میتوان آن ها را تا حدی به T-90 نزدیک کرد ولی به دلیل محدودیت های موجود در خود T-72 برای مثال توان استفاده از گلوله های جدید روس را نخواهند داشت.
نمونه مورد نظر ایران میتواند از T-90A تا T-90MS متغییر باشد.
#arteshban
@arteshbannews
Forwarded from World_air_navy
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
یک کلیپ فوقالعاده درباره دانشگاه افسری امام خمینی نیروی دریایی
👈اونایی که دوست دارند به عنوان افسر آکادمیک استخدام ارتش بشن حتما ببینند
یک کلیپ فوقالعاده درباره دانشگاه افسری امام خمینی نیروی دریایی
👈اونایی که دوست دارند به عنوان افسر آکادمیک استخدام ارتش بشن حتما ببینند
ﯾﮏ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺯ ﭘﻮﺭﺗﻤﻮﺙ ﯾﮏ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﺎﻭﭼﻪ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺎﻻ
ﺳﺎﺧﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﻫﺎﯼ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺳﺎﺣﻞ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺸﺘﯽ
ﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ ﻣﺜﻞ Lcs ﻫﺎ ﺁﺳﯿﺐ ﭘﺬﯾﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﺪ.
ﻧﻘﺸﻪ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﯼ 46 ﻣﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ 50
ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺩﻻﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺵ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ ﮐﻪ 6 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﺗﺮ ﺍﺯ
300 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺩﻻﺭ ﮐﺴﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﮔﺎﺭﺩ ﺳﺎﺣﻠﯽ ﮐﻼﺱ ﻓﺮﯾﺪﺍﻡ ﻭ ﺍﯾﻨﺪﯾﭙﻨﺪﻧﺲ
ﺍﺳﺖ.
ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺷﺒﺢ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 2008 ﺑﺎ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺍﻏﺎﺯ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ
ﺍﻭﺍﯾﻞ ﺳﺎﻝ 2010 ﻧﺴﺨﻪ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺍﻥ ﺑﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ 15 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺩﻻﺭ ﺳﺎﺧﺘﻪ
ﺷﺪ .
.
ﺑﺎ ﺷﺒﺢ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ 30
ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺳﻮﺧﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﻥ ﺑﻪ ﮔﺸﺖ ﺯﻧﯽ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺱ ﻫﺎﯼ ﺗﻠﻔﻦ
ﻫﻤﺮﺍﻩ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﯿﺎﺯ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ ﻭ ﺍﻧﺠﺎ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ
ﮐﻨﯿﺪ ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ ﺍﻧﺠﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ.
.
ﺍﯾﻦ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺑﺪﻧﻪ ﺍﺻﻠﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺒﺢ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ 8
ﻧﺎﺕ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﺪ ﺑﺎﻻﯼ ﺍﺏ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ . ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﯾﻖ ﺑﺎ ﺩﻭ ﻣﻮﺗﻮﺭ
T53-703 ﺗﻮﺭﺑﻮ ﺷﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺪﻧﻪ ﺍﺻﻠﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ
ﺑﻪ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﻫﻢ counter rotating propellers ﮐﻪ ﺩﺭ
ﺟﻠﻮﯼ ﻫﺮ ﭘﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﯿﮑﻨﺪ . ﺍﯾﻦ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﺣﺎﻟﺖ
supercavitation ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ( ﺣﺎﻟﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﮊﺩﺭ ﺣﻮﺕ ﻭ
ﺍﺷﮑﻮﺍﻝ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ) ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﭘﺪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﮐﻞ ﻗﺎﯾﻖ ﺭﺍ ﺣﻤﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
ﺩﺍﺧﻞ ﺣﺒﺎﺏ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻧﻪ ﺁﺏ ﺩﺭﯾﺎ ﮐﻪ ﭼﮕﺎﻝ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ
ﺷﻮﺩ ﺍﺻﻄﺤﮑﺎﮎ ﺑﺪﻧﻪ 900 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻗﺎﯾﻖ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺑﺎ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ 10 ﻓﻮﺕ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ
ﺑﺎﻻ ﻋﺒﻮﺭ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﭘﺎﯾﺪﺍﺭﮐﻨﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﺳﻂ
ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ ﭘﺎﯾﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺍﺯ ﮐﻨﺘﺮﻝ fly by wire ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ
ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺩﺭ ﺗﺴﺖ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺷﺒﺢ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ 30 ﻧﺎﺕ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ
ﺳﺮﻋﺖ 50 ﻧﺎﺕ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﺑﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺳﺮﻋﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻗﺎﯾﻖ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﺪﺭﻭ
ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ. ﮐﻨﺘﺮﻝ ﮐﺎﻣﻼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﯼ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺑﻪ
ﻣﻌﻨﯽ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﮐﺸﺘﯽ ﺍﺷﺒﺎﺡ ﻣﺨﻔﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﭼﻮﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ
ﺩﺍﺧﻞ ﺍﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺎﻣﻮﺭﯾﺖ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ.👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
@World_Air_Navy
#arteshban
ﺳﺎﺧﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﻫﺎﯼ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺳﺎﺣﻞ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺸﺘﯽ
ﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ ﻣﺜﻞ Lcs ﻫﺎ ﺁﺳﯿﺐ ﭘﺬﯾﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﺪ.
ﻧﻘﺸﻪ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﯼ 46 ﻣﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ 50
ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺩﻻﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺵ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ ﮐﻪ 6 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﺗﺮ ﺍﺯ
300 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺩﻻﺭ ﮐﺴﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﮔﺎﺭﺩ ﺳﺎﺣﻠﯽ ﮐﻼﺱ ﻓﺮﯾﺪﺍﻡ ﻭ ﺍﯾﻨﺪﯾﭙﻨﺪﻧﺲ
ﺍﺳﺖ.
ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺷﺒﺢ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 2008 ﺑﺎ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺍﻏﺎﺯ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ
ﺍﻭﺍﯾﻞ ﺳﺎﻝ 2010 ﻧﺴﺨﻪ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺍﻥ ﺑﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ 15 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺩﻻﺭ ﺳﺎﺧﺘﻪ
ﺷﺪ .
.
ﺑﺎ ﺷﺒﺢ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ 30
ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺳﻮﺧﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﻥ ﺑﻪ ﮔﺸﺖ ﺯﻧﯽ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺱ ﻫﺎﯼ ﺗﻠﻔﻦ
ﻫﻤﺮﺍﻩ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﯿﺎﺯ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ ﻭ ﺍﻧﺠﺎ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ
ﮐﻨﯿﺪ ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ ﺍﻧﺠﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ.
.
ﺍﯾﻦ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺑﺪﻧﻪ ﺍﺻﻠﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺒﺢ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ 8
ﻧﺎﺕ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﺪ ﺑﺎﻻﯼ ﺍﺏ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ . ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﯾﻖ ﺑﺎ ﺩﻭ ﻣﻮﺗﻮﺭ
T53-703 ﺗﻮﺭﺑﻮ ﺷﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺪﻧﻪ ﺍﺻﻠﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ
ﺑﻪ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﻫﻢ counter rotating propellers ﮐﻪ ﺩﺭ
ﺟﻠﻮﯼ ﻫﺮ ﭘﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﯿﮑﻨﺪ . ﺍﯾﻦ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﺣﺎﻟﺖ
supercavitation ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ( ﺣﺎﻟﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﮊﺩﺭ ﺣﻮﺕ ﻭ
ﺍﺷﮑﻮﺍﻝ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ) ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﭘﺪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﮐﻞ ﻗﺎﯾﻖ ﺭﺍ ﺣﻤﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
ﺩﺍﺧﻞ ﺣﺒﺎﺏ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻧﻪ ﺁﺏ ﺩﺭﯾﺎ ﮐﻪ ﭼﮕﺎﻝ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ
ﺷﻮﺩ ﺍﺻﻄﺤﮑﺎﮎ ﺑﺪﻧﻪ 900 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻗﺎﯾﻖ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺑﺎ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ 10 ﻓﻮﺕ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ
ﺑﺎﻻ ﻋﺒﻮﺭ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﭘﺎﯾﺪﺍﺭﮐﻨﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﺳﻂ
ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ ﭘﺎﯾﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺍﺯ ﮐﻨﺘﺮﻝ fly by wire ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ
ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺩﺭ ﺗﺴﺖ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺷﺒﺢ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ 30 ﻧﺎﺕ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ
ﺳﺮﻋﺖ 50 ﻧﺎﺕ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﺑﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺳﺮﻋﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻗﺎﯾﻖ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﺪﺭﻭ
ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ. ﮐﻨﺘﺮﻝ ﮐﺎﻣﻼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﯼ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺑﻪ
ﻣﻌﻨﯽ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﮐﺸﺘﯽ ﺍﺷﺒﺎﺡ ﻣﺨﻔﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﭼﻮﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ
ﺩﺍﺧﻞ ﺍﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺎﻣﻮﺭﯾﺖ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ.👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
@World_Air_Navy
#arteshban
Forwarded from ArmS Channel
@IRIAF_Channel
پس از جنگ جهانی دوم دفتر طراحی میخویان – گورویچ با بهره گیری از اسناد به دست آمده از آلمان نازی جنگنده بسیار مانورپذیری را با نام I-310 طراحی کرد که حاصل بررسی های اولیه میگ و TsAGI ( ساگی ) در مورد مزایای بالهای پسگرا بود.
این جنگنده دارای بالهایی با پسگرایی 35 درجه و 2 درجه افتادگی رو به پایین بود اما این طرح به خاطر این عدم وجود موتور مناسب کنار گذاشته شد.
در همین ایام دولت بریتانیا در تصمیمی آخرین موتور توربو جت ساخته شده در انگلیسی را به اتحاد جماهیر شوروی فرستاد.
این موتور ساخت رولز – رویس ، " نین " نام داشت و دارای قدرت 5000Ibf بود.
@IRIAF_Channel
پس از جنگ جهانی دوم دفتر طراحی میخویان – گورویچ با بهره گیری از اسناد به دست آمده از آلمان نازی جنگنده بسیار مانورپذیری را با نام I-310 طراحی کرد که حاصل بررسی های اولیه میگ و TsAGI ( ساگی ) در مورد مزایای بالهای پسگرا بود.
این جنگنده دارای بالهایی با پسگرایی 35 درجه و 2 درجه افتادگی رو به پایین بود اما این طرح به خاطر این عدم وجود موتور مناسب کنار گذاشته شد.
در همین ایام دولت بریتانیا در تصمیمی آخرین موتور توربو جت ساخته شده در انگلیسی را به اتحاد جماهیر شوروی فرستاد.
این موتور ساخت رولز – رویس ، " نین " نام داشت و دارای قدرت 5000Ibf بود.
@IRIAF_Channel
Forwarded from ArmS Channel
این موتور باعث شد تا طرح I-310 به جریان افتاده و پیشروی کند. اولین پیش نمونه با نام I-310 مجهز به موتور نین و 2 قبضه تیربار بود و 8 ماه بعد یعنی در 30 دسامبر 1947 به پرواز در آمد.
@IRIAF_Channel
@IRIAF_Channel
Forwarded from ArmS Channel
بعد از ساخته شدن اولین پیش نمونه روسها به اشکالات موجود در " نین " پی برده و با انجام اصلاحاتی طراحی موتور توربوجت خود را بر اساس Nene پایه گذاری کردند. از جمله این اصلاحات مجهز بودن این موتور به سیستم تزریق آب میباشد.این موتور بدون اطلاع سازنده ساخته شد و RD-45F نام گرفت و بعدا روی Mig-15 نصب شد.
اما با همه ی این اصلاحات I-310 هنوز نیاز به توسعه در تسلیحات خود داشت که باعث شد روسها این هواپیما را مجهز به 2 قبضه تیربار 23 میلیمتری هر کدام با 80 گلوله و یک قبضه تیربار 37 میلیمتری با 40 گلوله کنند.
بعد از اجرای اصلاحات بر روی I-310 هواپیمای Mig-15 با 3 قبضه تیربار و موتور توربوجت RD-45F و 2 پایلون در زیر بالها برای حمل 500 کیلوگرم مهمات نظیر تیربار 23 میلیمتری با 80 فشنگ و یا تیربار 12.7 UBK-E با 150 فشنگ و یا حمل مخازن سوخت بر روی خط تولید رفت و در سال 1948 میلادی وارد خدمت شد.
@IRIAF_Channel
اما با همه ی این اصلاحات I-310 هنوز نیاز به توسعه در تسلیحات خود داشت که باعث شد روسها این هواپیما را مجهز به 2 قبضه تیربار 23 میلیمتری هر کدام با 80 گلوله و یک قبضه تیربار 37 میلیمتری با 40 گلوله کنند.
بعد از اجرای اصلاحات بر روی I-310 هواپیمای Mig-15 با 3 قبضه تیربار و موتور توربوجت RD-45F و 2 پایلون در زیر بالها برای حمل 500 کیلوگرم مهمات نظیر تیربار 23 میلیمتری با 80 فشنگ و یا تیربار 12.7 UBK-E با 150 فشنگ و یا حمل مخازن سوخت بر روی خط تولید رفت و در سال 1948 میلادی وارد خدمت شد.
@IRIAF_Channel
Forwarded from ArmS Channel
وجود Mig-15 در آمریکا نا شناخته بود تا این که خلبانان آمریکایی در جنگ کره (1950-1953) با هواپیمایی رو به رو شدند که داری بال های پسگرا ، سرعت بیشتر و قدرت مانور بالاتری تری از آنها بود و همچنین میتوانست سریعتر از آنها ارتفاع بگیرد.
این برتری ها باعث شد تا در اوایل جنگ نیروی هوایی کره شمالی برتری را در آسمان به دست بگیرد اما بعدا با ورود جنگنده F-86 ، آمریکایی ها برتری هوایی را به دست گرفتند و جنگنده های Mig-15 را به زیر کشیدند.
شاید برتری سیبر ها کمی به عجیب به نظر برسد زیرا فاگوت ها داری جثه کوچکتر و وزن کمتری نسبت به سیبر ها بودند همچنین RD-45F به آنها نسبت رانش به وزن بیشتری میداد و باید باعث میشد تا فاگوت ها در داگفایت ( نبرد نزدیک هوایی ) برتری را به دست بگیرند اما ضعف تجهیزات درون کاکپیت Mig-15 و ناشیگری خلبانان کره شمالی باعث شد تا نیروی هوایی آمریکا که استاندارد های بالاتری در آموزش خلبانان خود داشت دست بالاتر را در آسمان کره داشته باشد
@IRIAF_Channel
این برتری ها باعث شد تا در اوایل جنگ نیروی هوایی کره شمالی برتری را در آسمان به دست بگیرد اما بعدا با ورود جنگنده F-86 ، آمریکایی ها برتری هوایی را به دست گرفتند و جنگنده های Mig-15 را به زیر کشیدند.
شاید برتری سیبر ها کمی به عجیب به نظر برسد زیرا فاگوت ها داری جثه کوچکتر و وزن کمتری نسبت به سیبر ها بودند همچنین RD-45F به آنها نسبت رانش به وزن بیشتری میداد و باید باعث میشد تا فاگوت ها در داگفایت ( نبرد نزدیک هوایی ) برتری را به دست بگیرند اما ضعف تجهیزات درون کاکپیت Mig-15 و ناشیگری خلبانان کره شمالی باعث شد تا نیروی هوایی آمریکا که استاندارد های بالاتری در آموزش خلبانان خود داشت دست بالاتر را در آسمان کره داشته باشد
@IRIAF_Channel