#بهزاد_مهرانی :
سرنوشت انقلابیان تباه۵۷ که زیر آوار انقلاب له شدند یادآور رُمانی است از "آندری پلاتونوف" به نام "گودال پِی".
ویتالی شنتالینسکی در مورد این رمان میگوید که "گودال پِی سوسیالیسم با شور و شوق فراوان حفر میشود اماسرانجامش چیزی نیست جز یک گور عظیم دستهجمعی برای دفن همانهایی که حفرش کردهاند."
@C_B_SHAHZADEH
#بهزاد_مهرانی :
سرنوشت انقلابیان تباه۵۷ که زیر آوار انقلاب له شدند یادآور رُمانی است از "آندری پلاتونوف" به نام "گودال پِی".
ویتالی شنتالینسکی در مورد این رمان میگوید که "گودال پِی سوسیالیسم با شور و شوق فراوان حفر میشود اماسرانجامش چیزی نیست جز یک گور عظیم دستهجمعی برای دفن همانهایی که حفرش کردهاند."
@C_B_SHAHZADEH
کمپین بازگشت شاهزاده
غلامحسین ساعدی از دیدار کانون نویسندگان با خمینی میگوید که خمینی وقتی وارد اتاق شد حتا سلام نکرد. میگوید ما رفته بودیم از سانسور بگوییم که خمینی گفت شما باید در دفاع از اسلام بنویسید و تکلیف ما را مشخص کرد. کسی هم به سیمین دانشور تذکر داد که روسریاش را…
🔎روزگاری "روشنفکرانی" بودند که میگفتند حاضریم لچک سرکنیم و صیغه خمینی بشویم به شرط اینکه شاه برود و امپریالیسم نابود شود. میگفتند که حجاب اجباری مشکل جامعه ما نیست...
همان زمان زنان عادیای بودند که به خیابانها میآمدند و علیه حجاب اجباری شعار میدادند که بعضا خودشان هم محجبه بودند.
روشنفکر امپریالیسمستیز و غربستیز راه حلی برای مشکلات جامعه نداشت بلکه خودش مشکل بزرگ جامعه بود.
#بهزاد_مهرانی
@C_B_SHAHZADEH
🔎روزگاری "روشنفکرانی" بودند که میگفتند حاضریم لچک سرکنیم و صیغه خمینی بشویم به شرط اینکه شاه برود و امپریالیسم نابود شود. میگفتند که حجاب اجباری مشکل جامعه ما نیست...
همان زمان زنان عادیای بودند که به خیابانها میآمدند و علیه حجاب اجباری شعار میدادند که بعضا خودشان هم محجبه بودند.
روشنفکر امپریالیسمستیز و غربستیز راه حلی برای مشکلات جامعه نداشت بلکه خودش مشکل بزرگ جامعه بود.
#بهزاد_مهرانی
@C_B_SHAHZADEH
#بهزاد_مهرانی
سگ پرزیدنت بایدن یکی از ماموران کاخ سفید را گاز گرفته است و از اینرو این سگ را از کاخ سفید بیرون بردهاند.
حالا به شیوهی خبررسانی بیبیسی دقت کنید.
در انتهای خبر مینویسد که رابطه ترامپ با حیوانات خانگی خوب نبوده است. وقتی میگوییم خبررسانی این شبکه خبری جهتدار است از این نمونهها حرف میزنیم.
@C_B_SHAHZADEH
سگ پرزیدنت بایدن یکی از ماموران کاخ سفید را گاز گرفته است و از اینرو این سگ را از کاخ سفید بیرون بردهاند.
حالا به شیوهی خبررسانی بیبیسی دقت کنید.
در انتهای خبر مینویسد که رابطه ترامپ با حیوانات خانگی خوب نبوده است. وقتی میگوییم خبررسانی این شبکه خبری جهتدار است از این نمونهها حرف میزنیم.
@C_B_SHAHZADEH
#بهزاد_مهرانی
خامنهای میگوید با روشنفکرنماها" و "دگراندیشها" کاری ندارد و این مسئلهاش نیست. او میگوید: "ما با اندیشهی شما کاری نداریم. دشمنی نباید بکنید."
برای تمامیتخواهان آنچه در مغز میگذرد و آنچه به زبان میآید نسبتی با هم ندارد و از اینرو میشود با یکی موافق بود و با دیگری مخالف.
شاید نگاهشان چیزی باشد به عقل و عقلانیت در جهان سنت.
وقتی شما عقلانیت را میپذیرید و دیگری را دعوت به استفاده از عقل میکنید یعنی به محصولات و بروندادهای این عقل هم نظر دارید. نمیشود به کسی بگویید استفاده از عقل نیکوست و باید خردورزانه با امور برخورد کرد اما اگر نتیجهی استفادهی شما از عقل فلان و بهمان بشود گردنتان را میشکنیم و شما را معدوم میکنیم.
از اینرو وقتی ما در متون دینی و سنتی به توصیهی خردورزیکردن برمیخوریم به این معنا نیست که نتیجهی این خردورزی هرچه باشد میتواند بر زبان بیاید.
مثلا شما اگر با خرد خود به این نتیجه برسید که خدایی در عالم وجود ندارد و پیامبری از جانب خداوند نیامده است میشوید کافر و خونتان مباح است.
در جهان جدید اما فرآیند خردورزی نسبتی با فرآوردهی آن دارد.
از اینرو آزادی فکر و اندیشه به معنای آزادی بیان است و این دو از هم نمیتواند جدا باشد. آزادی بیان هم میبایست شامل آزادی پس از بیان هم باشد وگرنه اینکه من در خلوت خود بتوانم فکر کنم و هر اندیشهای داشته باشم اما نتوانم آن را به بیان و زبان دربیاورم و مهمتر از آن آزادی پس از بیان داشته باشم در واقع معنایش این است که آزادیای وجود ندارد.
خامنهای میگوید ما با اندیشهی شما مشکلی نداریم اما دشمنی نکنید. معنای دقیق آن میشود اینکه شما آزاد هستید در خلوت خود در مورد من و حکومت من و ۴۲ سال سرکوب هرگونه که میخواهید بیاندیشید اما نباید آن را بیان کنید و اگر بیان کنید از ما نخواهید که آزادی پس از بیان داشته باشید چراکه شما دشمنید و حکمتان انهدام و انعدام.
@C_B_SHAHZADEH
خامنهای میگوید با روشنفکرنماها" و "دگراندیشها" کاری ندارد و این مسئلهاش نیست. او میگوید: "ما با اندیشهی شما کاری نداریم. دشمنی نباید بکنید."
برای تمامیتخواهان آنچه در مغز میگذرد و آنچه به زبان میآید نسبتی با هم ندارد و از اینرو میشود با یکی موافق بود و با دیگری مخالف.
شاید نگاهشان چیزی باشد به عقل و عقلانیت در جهان سنت.
وقتی شما عقلانیت را میپذیرید و دیگری را دعوت به استفاده از عقل میکنید یعنی به محصولات و بروندادهای این عقل هم نظر دارید. نمیشود به کسی بگویید استفاده از عقل نیکوست و باید خردورزانه با امور برخورد کرد اما اگر نتیجهی استفادهی شما از عقل فلان و بهمان بشود گردنتان را میشکنیم و شما را معدوم میکنیم.
از اینرو وقتی ما در متون دینی و سنتی به توصیهی خردورزیکردن برمیخوریم به این معنا نیست که نتیجهی این خردورزی هرچه باشد میتواند بر زبان بیاید.
مثلا شما اگر با خرد خود به این نتیجه برسید که خدایی در عالم وجود ندارد و پیامبری از جانب خداوند نیامده است میشوید کافر و خونتان مباح است.
در جهان جدید اما فرآیند خردورزی نسبتی با فرآوردهی آن دارد.
از اینرو آزادی فکر و اندیشه به معنای آزادی بیان است و این دو از هم نمیتواند جدا باشد. آزادی بیان هم میبایست شامل آزادی پس از بیان هم باشد وگرنه اینکه من در خلوت خود بتوانم فکر کنم و هر اندیشهای داشته باشم اما نتوانم آن را به بیان و زبان دربیاورم و مهمتر از آن آزادی پس از بیان داشته باشم در واقع معنایش این است که آزادیای وجود ندارد.
خامنهای میگوید ما با اندیشهی شما مشکلی نداریم اما دشمنی نکنید. معنای دقیق آن میشود اینکه شما آزاد هستید در خلوت خود در مورد من و حکومت من و ۴۲ سال سرکوب هرگونه که میخواهید بیاندیشید اما نباید آن را بیان کنید و اگر بیان کنید از ما نخواهید که آزادی پس از بیان داشته باشید چراکه شما دشمنید و حکمتان انهدام و انعدام.
@C_B_SHAHZADEH
Forwarded from بینام
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from خسرو انوشیروان
https://t.me/behzadmehrani/4629
خوشبختانه حافظه ی نسبتا خوبی دارم ...
اوایل که اخبار دزدی بزرگ مرجان آل آقا مجازی رو اشباع کرده بود این توضیح از طرف #بهزاد_مهرانی در مورد ارتباطش با آل آقا واسم جالب بود ، نوشته :
👈 برخی دوستان نزدیک در جریان آشنایی و ارتباط کوتاهمدت من با مرجان شیخالاسلامی آل آقا هستند. ماجرا به سال ۲۰۱۴ برمیگردد؛ زمانی که خانم آل آقا از کانادا به واشینگتن سفر کردند و ما حدود ۴هفته با هم در مرحلهی آشنایی بودیم. بعد از بازگشت خانم آل آقا به کانادا و به پیشنهاد خود او، آپارتمانی را در ایالت ویرجینیا اجاره کردم که البته ایشان حتا برای دقیقهای هم در این خانه حضور نیافت و من که قادر به تامین اجاره ماهی ۲۸۰۰ دلاری این آپارتمان نبودم، دو نفر از دوستانم را همخانه کردم تا بتوانم مبلغ اجاره را بپردازم.
رابطه ۲۸روزهی من با خانم آل آقا به جایی نرسید؛ که یکی از مهمترین دلایلش اختلاف نظر عمیق سیاسی ما بود. او از همان ابتدا منتقد عقاید سیاسی من بود و از من میخواست که در فضای مجازی مطالب سیاسی ننویسم.
من دیگر هیچگاه خانم شیخالاسلامی را ندیدم.
https://t.me/khosrovanooshiravan
#بهزاد_مهرانی کیه؟
خوشبختانه حافظه ی نسبتا خوبی دارم ...
اوایل که اخبار دزدی بزرگ مرجان آل آقا مجازی رو اشباع کرده بود این توضیح از طرف #بهزاد_مهرانی در مورد ارتباطش با آل آقا واسم جالب بود ، نوشته :
👈 برخی دوستان نزدیک در جریان آشنایی و ارتباط کوتاهمدت من با مرجان شیخالاسلامی آل آقا هستند. ماجرا به سال ۲۰۱۴ برمیگردد؛ زمانی که خانم آل آقا از کانادا به واشینگتن سفر کردند و ما حدود ۴هفته با هم در مرحلهی آشنایی بودیم. بعد از بازگشت خانم آل آقا به کانادا و به پیشنهاد خود او، آپارتمانی را در ایالت ویرجینیا اجاره کردم که البته ایشان حتا برای دقیقهای هم در این خانه حضور نیافت و من که قادر به تامین اجاره ماهی ۲۸۰۰ دلاری این آپارتمان نبودم، دو نفر از دوستانم را همخانه کردم تا بتوانم مبلغ اجاره را بپردازم.
رابطه ۲۸روزهی من با خانم آل آقا به جایی نرسید؛ که یکی از مهمترین دلایلش اختلاف نظر عمیق سیاسی ما بود. او از همان ابتدا منتقد عقاید سیاسی من بود و از من میخواست که در فضای مجازی مطالب سیاسی ننویسم.
من دیگر هیچگاه خانم شیخالاسلامی را ندیدم.
https://t.me/khosrovanooshiravan
#بهزاد_مهرانی کیه؟
مقتولانِ آیههای شیطانی (بخش نخست)
نویسنده: #بهزاد_مهرانی
منتشرشده در وبسایت تقاطع (فروردین ۱۳۹۶)
پس از انتشار کتاب «آیههای شیطانی» به قلم سلمان رشدی، آیتالله خمینی رهبر دینی و سیاسی جمهوری اسلامی در فتوایی مذهبی، سلمان رشدی و همهی کسانی که این کتاب را ترجمه و یا منتشر میکنند مستحق مرگ دانست. این فتوا در تاریخ ۱۴ فوریه ۱۹۸۹ برای اولینبار از رادیوی دولتی ایران به این شرح منتشر شد:
«باسمه تعالی
انّا لله و انّا الیه راجعون،
به اطّلاع مسلمانان غیور سراسر جهان میرسانم، مؤلّف کتاب «آیات شیطانی» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم شده است، همچنین ناشرین مطّلع از محتوای آن، محکوم به اعدام میباشند. از مسلمانان غیور میخواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدّسات مسلمین توهین نماید و هر کس که در این راه کشته شود، شهید است انشاءالله؛ ضمناً اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرّفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. والسّلام علیکم و رحمهالله و برکاته.»
پس از این فتوای قتل و تعیین جایزهی نقدی برای فرد یا افرادی که بتوانند سلمان رشدی را به قتل برسانند، تلاشهای بسیاری برای کشتن نویسنده و یا مترجمان و ناشران این کتاب صورت گرفت. در میان افراد بسیاری در حین اجرای این فتوای آیتالله خمینی کشته شدند.
برای مثال عدهای از مسلمانان تندرو که قصد کشتن «عزیز نسین»، مترجم بخشی از کتاب «آیههای شیطانی» را داشتند، در یازدهم تیر ۱۳۷۲ (دوم جولای ۱۹۹۳) پس از برگزاری نماز جمعه، به هتلی که این نویسنده ترکیهای در آن حضور داشت هجوم بردند و با شعار «زندهباد شریعت» هتل را به آتش کشیدند که عزیز نسین توانست جان سالم به در ببرد اما ۳۳ نفر کشته شدند.
در ۲۴ فوریهی ۱۹۸۹ در درگیری پلیس و مسلمانان معترض به انتشار این کتاب در بمبئی در کشور هندوستان هم دستکم دوازده نفر کشته شدند. پیش از آن، در دوازدهم فوریه ۱۹۸۹ نیز در اعتراض به سلمان رشدی، جمع کثیری از مسلمانان پاکستانی به مرکز فرهنگی امریکا در اسلامآباد حمله کرده بودند که در نتیجهی این حمله شش نفر کشته و بیش از صد نفر مجروح شدند.
مصطفی محمود مازح، جوان لبنانی یکی از دیگر افرادی بود که عزم بر کشتن سلمان رشدی و اجرای فتوای آیتالله خمینی کرد. این جوان هنگام ساختن بمب در هتلی در لندن کشته شد. حکومت جمهوری اسلامی نام شهید بر او نهاد و تصاویر او را بر دیوارهای برخی از خیابانها در ایران نصب کرد.
ویلیام نیگارد، ناشر کتاب «آیههای شیطانی» در نروژ یکی دیگر از کسانی بود که به جانش سوءقصد شد اما توانست از این سوءقصد جان سالم به در ببرد.
برمک بهدادی، مترجم کُردی کتاب آیههای شیطانی هم به دلیل ترجمهی این کتاب بارها به قتل تهدید شد. بر اثر این تهدیدات، مجلهی «خلق» چاپ سلیمانیه که بخش اول این ترجمه را منتشر کرده بود از انتشار ادامهی آن صرفنظر کرد با این حال به سردبیر این مجله تیراندازی شد که از این ترور جان سالم به در برد. اما مترجم کتاب در آن زمان به زندگی مخفیانه رو آورد چرا که سفارت ایران در عراق او را به قتل تهدید کرده بود.
جمهوری اسلامی در همهی طول حیات خود تلاش کرده دامن خود را از آلودگی به تروریسم و حمایت از آن مبرا بداند. این حکومت در عمر خود هیچگاه اتهام قتل و ترور دگراندیشان را در داخل و خارج کشور نپذیرفته است اما بر سر ماجرای دستور قتل سلمان رشدی ماجرا آشکارتر از آن است که جمهوری اسلامی و حامیان آن بخواهند از بار مسوولیت قتل و جنایت و ترور شانه خالی کنند.
پس از صدور فتوای قتل سلمان رشد توسط خمینی جوایز متعددی از سوی نهادها و افراد مختلف تعیین شد تا به قاتل سلمان رشدی پرداخت شود. این جوایز در نوبتهایی نیز افزایش پیدا کرد.
“بنیاد پانزده خرداد” در دوازدهم اکتبر ۱۹۹۸جایزهی ترور سلمان رشدی را با سیصدهزار دلار افزایش به مبلغ دو میلیون و هشتصدهزار دلار رساند.
خبرگزاری فارس در ۲۸ بهمن ۱۳۹۴ گزارش داد که شرکتکنندگان در سومین نمایشگاه رسانههای دیجیتال انقلاب اسلامی، به مناسبت سالگرد صدور حکم ترور توسط خمینی، ۶۰۰ هزار دلار جایزه برای قتل سلمان رشدی تعیین کردهاند.
این فتوای ترور و تعیین جایزه موجب شد که سلمان رشدی، به زندگی مخفیانه رو بیاورد و با تلخی و دشواریهای بسیاری دست-به-گریبان بشود.
پس از مرگ آیتالله خمینی جانشین او علی خامنهای نیز بر حکم اعدام سلمان رشدی تاکید مجدد کرد و گفت که حکم قتل این نویسنده به قوت خود باقی است. سپاه پاسداران هم در بیانیههای خود اعلام کرده که فتوای قتل سلمان رشدی غیرقابل تغییر است.
ادامه در پست بعدی
نویسنده: #بهزاد_مهرانی
منتشرشده در وبسایت تقاطع (فروردین ۱۳۹۶)
پس از انتشار کتاب «آیههای شیطانی» به قلم سلمان رشدی، آیتالله خمینی رهبر دینی و سیاسی جمهوری اسلامی در فتوایی مذهبی، سلمان رشدی و همهی کسانی که این کتاب را ترجمه و یا منتشر میکنند مستحق مرگ دانست. این فتوا در تاریخ ۱۴ فوریه ۱۹۸۹ برای اولینبار از رادیوی دولتی ایران به این شرح منتشر شد:
«باسمه تعالی
انّا لله و انّا الیه راجعون،
به اطّلاع مسلمانان غیور سراسر جهان میرسانم، مؤلّف کتاب «آیات شیطانی» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم شده است، همچنین ناشرین مطّلع از محتوای آن، محکوم به اعدام میباشند. از مسلمانان غیور میخواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدّسات مسلمین توهین نماید و هر کس که در این راه کشته شود، شهید است انشاءالله؛ ضمناً اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرّفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. والسّلام علیکم و رحمهالله و برکاته.»
پس از این فتوای قتل و تعیین جایزهی نقدی برای فرد یا افرادی که بتوانند سلمان رشدی را به قتل برسانند، تلاشهای بسیاری برای کشتن نویسنده و یا مترجمان و ناشران این کتاب صورت گرفت. در میان افراد بسیاری در حین اجرای این فتوای آیتالله خمینی کشته شدند.
برای مثال عدهای از مسلمانان تندرو که قصد کشتن «عزیز نسین»، مترجم بخشی از کتاب «آیههای شیطانی» را داشتند، در یازدهم تیر ۱۳۷۲ (دوم جولای ۱۹۹۳) پس از برگزاری نماز جمعه، به هتلی که این نویسنده ترکیهای در آن حضور داشت هجوم بردند و با شعار «زندهباد شریعت» هتل را به آتش کشیدند که عزیز نسین توانست جان سالم به در ببرد اما ۳۳ نفر کشته شدند.
در ۲۴ فوریهی ۱۹۸۹ در درگیری پلیس و مسلمانان معترض به انتشار این کتاب در بمبئی در کشور هندوستان هم دستکم دوازده نفر کشته شدند. پیش از آن، در دوازدهم فوریه ۱۹۸۹ نیز در اعتراض به سلمان رشدی، جمع کثیری از مسلمانان پاکستانی به مرکز فرهنگی امریکا در اسلامآباد حمله کرده بودند که در نتیجهی این حمله شش نفر کشته و بیش از صد نفر مجروح شدند.
مصطفی محمود مازح، جوان لبنانی یکی از دیگر افرادی بود که عزم بر کشتن سلمان رشدی و اجرای فتوای آیتالله خمینی کرد. این جوان هنگام ساختن بمب در هتلی در لندن کشته شد. حکومت جمهوری اسلامی نام شهید بر او نهاد و تصاویر او را بر دیوارهای برخی از خیابانها در ایران نصب کرد.
ویلیام نیگارد، ناشر کتاب «آیههای شیطانی» در نروژ یکی دیگر از کسانی بود که به جانش سوءقصد شد اما توانست از این سوءقصد جان سالم به در ببرد.
برمک بهدادی، مترجم کُردی کتاب آیههای شیطانی هم به دلیل ترجمهی این کتاب بارها به قتل تهدید شد. بر اثر این تهدیدات، مجلهی «خلق» چاپ سلیمانیه که بخش اول این ترجمه را منتشر کرده بود از انتشار ادامهی آن صرفنظر کرد با این حال به سردبیر این مجله تیراندازی شد که از این ترور جان سالم به در برد. اما مترجم کتاب در آن زمان به زندگی مخفیانه رو آورد چرا که سفارت ایران در عراق او را به قتل تهدید کرده بود.
جمهوری اسلامی در همهی طول حیات خود تلاش کرده دامن خود را از آلودگی به تروریسم و حمایت از آن مبرا بداند. این حکومت در عمر خود هیچگاه اتهام قتل و ترور دگراندیشان را در داخل و خارج کشور نپذیرفته است اما بر سر ماجرای دستور قتل سلمان رشدی ماجرا آشکارتر از آن است که جمهوری اسلامی و حامیان آن بخواهند از بار مسوولیت قتل و جنایت و ترور شانه خالی کنند.
پس از صدور فتوای قتل سلمان رشد توسط خمینی جوایز متعددی از سوی نهادها و افراد مختلف تعیین شد تا به قاتل سلمان رشدی پرداخت شود. این جوایز در نوبتهایی نیز افزایش پیدا کرد.
“بنیاد پانزده خرداد” در دوازدهم اکتبر ۱۹۹۸جایزهی ترور سلمان رشدی را با سیصدهزار دلار افزایش به مبلغ دو میلیون و هشتصدهزار دلار رساند.
خبرگزاری فارس در ۲۸ بهمن ۱۳۹۴ گزارش داد که شرکتکنندگان در سومین نمایشگاه رسانههای دیجیتال انقلاب اسلامی، به مناسبت سالگرد صدور حکم ترور توسط خمینی، ۶۰۰ هزار دلار جایزه برای قتل سلمان رشدی تعیین کردهاند.
این فتوای ترور و تعیین جایزه موجب شد که سلمان رشدی، به زندگی مخفیانه رو بیاورد و با تلخی و دشواریهای بسیاری دست-به-گریبان بشود.
پس از مرگ آیتالله خمینی جانشین او علی خامنهای نیز بر حکم اعدام سلمان رشدی تاکید مجدد کرد و گفت که حکم قتل این نویسنده به قوت خود باقی است. سپاه پاسداران هم در بیانیههای خود اعلام کرده که فتوای قتل سلمان رشدی غیرقابل تغییر است.
ادامه در پست بعدی
مقتولانِ آیههای شیطانی (بخش دوم)
نویسنده: #بهزاد_مهرانی
منتشرشده در وبسایت تقاطع (فروردین ۱۳۹۶)
رمان آیههای شیطانی، در سال ۲۰۰۱ به وسیلهی روشنک ایرانی به فارسی ترجمه و توسط نشر “نیما” منتشر شد.
دفتر ناشری که کتاب آیههای شیطانی را به فارسی ترجمه کرده بود نیز به آتش کشیده شد. داود نعمتی، مدیر نشر «نیما» در شهر “اسن”ِ آلمان که مبادرت به انتشار این کتاب به زبان فارسی کرده بود بارها تهدید به مرگ شد. مترجم فارسی کتاب، در بالای مقدمهی آن، این بیت از حافظ، شاعر ایرانی را نوشته بود:
«گویند سر عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتی است که تقریر میکنند»
در این میان، یکی از کسانی که بر اساس فتوای آیتالله خمینی به قتل رسید، هیتوشی ایگاراشی، مترجم کتاب آیههای شیطانی به زبان ژاپنی بود که در جولای ۱۹۹۱ در سن ۴۴سالگی به قتل رسید و جنازهاش بنا به گزارش پلیس در مقابل آسانسور طبقهی هفتم دانشگاه محل تدریسش پیدا شد.
همزمان با این قتل، «اتوره کاپریلو»، مترجم ۶۱سالهی ایتالیایی این کتاب هم در منزلش با ضربات چاقوی یک مسلمان بنیادگرا به شدت مجروح شد.
“هیتوشی ایگاراشی” متولد دهم ژوئن ۱۹۴۷ در استان «نیئی گاتا»ی ژاپن، در سال ۱۹۷۰ از دانشکدهی علوم دانشگاه توکیو در رشتهی ریاضیات لیسانس گرفت. او پس از آن تغییر رشته داد و وارد رشتهی علوم انسانی همین دانشگاه شد و در سال ۱۹۷۶ دکترای خود در رشتهی هنر و زیباییشناسی را اخذ کرد. ایگارشی زمان کوتاهی پس از فارغالتحصیلی به خواست و تشویق “توشیهیکو ایزوتسو”، قرآنپژوه و اسلامشناس ژاپنی به ایران سفر کرد. او در ایران علاوه بر یادگیری زبان فارسی بر روی متون کلاسیک ایرانی-اسلامی نیز تحقیق میکرد و به عنوان پژوهشگر “انجمن حکمت و فلسفه” نیز پذیرفته شد.
ایگاراشی علاوه بر زبانهای فارسی و عربی و انگلیسی، به زبانهای یونانی، لاتین، عبری و فرانسوی نیز تسلط داشت و در دانشگاه «تایشو» مجموعه سخنرانیهایی نیز در زمینههای فلسفه تطبیقی و اندیشههای شیخ شهابالدین سهروردی انجام داده بود.
او علاوه بر ترجمهی کتاب «آیههای شیطانی» کتاب «قانون» ابن سینا را نیز به ژاپنی ترجمه کرده بود.
ترجمهی ایگاراشی از کتاب «آیههای شیطانی» اما سر و صدای بسیاری بر پا کرد. یکی از مخالفان او، “ایزوتسو” بود که از آغاز با ترجمهی این اثر مخالفت کرده بود.
پس از انتشار این ترجمه به ژاپنی، ایگارشی سیزده مقاله در دفاع از آن نوشت و زیر عنوان «چرا من آیههای شیطانی را ترجمه کردم» در سال ۱۹۹۰ منتشر کرد.
قیاس حکومت جمهوری اسلامی با داعش، و جمهوری اسلامی را پیشکسوت این گروه تروریستی در قتل و جنایت دانستن، برخی را برآشفته میسازد و این قیاس را چندان به جا نمیدانند در حالی که تامل در فتوای قتل یک نویسنده به صرف نوشتن یک رمان که مشتی نمونه خروار است و یک از هزار، نشان میدهد که حکومت جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی از آغازگران مسیری است که به رشد و بسط بنیادگرایی اسلامی و تروریسم اسلامی منجر شده است.
نویسنده: #بهزاد_مهرانی
منتشرشده در وبسایت تقاطع (فروردین ۱۳۹۶)
رمان آیههای شیطانی، در سال ۲۰۰۱ به وسیلهی روشنک ایرانی به فارسی ترجمه و توسط نشر “نیما” منتشر شد.
دفتر ناشری که کتاب آیههای شیطانی را به فارسی ترجمه کرده بود نیز به آتش کشیده شد. داود نعمتی، مدیر نشر «نیما» در شهر “اسن”ِ آلمان که مبادرت به انتشار این کتاب به زبان فارسی کرده بود بارها تهدید به مرگ شد. مترجم فارسی کتاب، در بالای مقدمهی آن، این بیت از حافظ، شاعر ایرانی را نوشته بود:
«گویند سر عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتی است که تقریر میکنند»
در این میان، یکی از کسانی که بر اساس فتوای آیتالله خمینی به قتل رسید، هیتوشی ایگاراشی، مترجم کتاب آیههای شیطانی به زبان ژاپنی بود که در جولای ۱۹۹۱ در سن ۴۴سالگی به قتل رسید و جنازهاش بنا به گزارش پلیس در مقابل آسانسور طبقهی هفتم دانشگاه محل تدریسش پیدا شد.
همزمان با این قتل، «اتوره کاپریلو»، مترجم ۶۱سالهی ایتالیایی این کتاب هم در منزلش با ضربات چاقوی یک مسلمان بنیادگرا به شدت مجروح شد.
“هیتوشی ایگاراشی” متولد دهم ژوئن ۱۹۴۷ در استان «نیئی گاتا»ی ژاپن، در سال ۱۹۷۰ از دانشکدهی علوم دانشگاه توکیو در رشتهی ریاضیات لیسانس گرفت. او پس از آن تغییر رشته داد و وارد رشتهی علوم انسانی همین دانشگاه شد و در سال ۱۹۷۶ دکترای خود در رشتهی هنر و زیباییشناسی را اخذ کرد. ایگارشی زمان کوتاهی پس از فارغالتحصیلی به خواست و تشویق “توشیهیکو ایزوتسو”، قرآنپژوه و اسلامشناس ژاپنی به ایران سفر کرد. او در ایران علاوه بر یادگیری زبان فارسی بر روی متون کلاسیک ایرانی-اسلامی نیز تحقیق میکرد و به عنوان پژوهشگر “انجمن حکمت و فلسفه” نیز پذیرفته شد.
ایگاراشی علاوه بر زبانهای فارسی و عربی و انگلیسی، به زبانهای یونانی، لاتین، عبری و فرانسوی نیز تسلط داشت و در دانشگاه «تایشو» مجموعه سخنرانیهایی نیز در زمینههای فلسفه تطبیقی و اندیشههای شیخ شهابالدین سهروردی انجام داده بود.
او علاوه بر ترجمهی کتاب «آیههای شیطانی» کتاب «قانون» ابن سینا را نیز به ژاپنی ترجمه کرده بود.
ترجمهی ایگاراشی از کتاب «آیههای شیطانی» اما سر و صدای بسیاری بر پا کرد. یکی از مخالفان او، “ایزوتسو” بود که از آغاز با ترجمهی این اثر مخالفت کرده بود.
پس از انتشار این ترجمه به ژاپنی، ایگارشی سیزده مقاله در دفاع از آن نوشت و زیر عنوان «چرا من آیههای شیطانی را ترجمه کردم» در سال ۱۹۹۰ منتشر کرد.
قیاس حکومت جمهوری اسلامی با داعش، و جمهوری اسلامی را پیشکسوت این گروه تروریستی در قتل و جنایت دانستن، برخی را برآشفته میسازد و این قیاس را چندان به جا نمیدانند در حالی که تامل در فتوای قتل یک نویسنده به صرف نوشتن یک رمان که مشتی نمونه خروار است و یک از هزار، نشان میدهد که حکومت جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی از آغازگران مسیری است که به رشد و بسط بنیادگرایی اسلامی و تروریسم اسلامی منجر شده است.
کشاورز کازرونی، بازنشستهی کرمانشاهی، کارگر تبریزی و در یک کلام مردمان عادیای که هیچ ایدئولوژی ویرانگری نتوانسته به جای فرد بیاندیشد، در خیابان فریاد میزند که «ما انقلاب کردیم، چه اشتباه کردیم» اما آنکس که صدها کتاب در کتابخانهاش دارد و نام «روشنفکر» و «فرهیخته» را با خود یدک میکشد نتوانسته تجربه را چراغ راه قرار دهد و به اشتباه انقلاب ننگین ۵۷ اذعان کند.
ایراد از آن کتابها نیست و البته در کتابنخواندن هم فضیلتی مستتر نیست؛ ایراد اصلی در این است که روشنفکر پنجاهوهفتی، ایدئولوژی ناکجاآبادی را جای اندیشه، فکر، آموختن از روزگار و تاریخ قرار داده و از این حیث آنقدر رسوبات ایدئولوژیک در مغزش تلنبار شده که عزم آن کرده که پس از زمینخوردن، سینهخیز تا پایان ِ راه ِ انحطاط را برود اما آنکس که انبان مغزش از این رسوبات تهی است بسیار راحتتر میتواند خطاهای خود را ببیند و شهامت آن را داشته باشد که در کوی و برزن و زیر باتوم و شلاق و زندان، فریاد برآورد که اشتباه بزرگی مرتکب شده است و در صدد جبران آن است.
#بهزاد_مهرانی
@C_B_SHAHZADEH
ایراد از آن کتابها نیست و البته در کتابنخواندن هم فضیلتی مستتر نیست؛ ایراد اصلی در این است که روشنفکر پنجاهوهفتی، ایدئولوژی ناکجاآبادی را جای اندیشه، فکر، آموختن از روزگار و تاریخ قرار داده و از این حیث آنقدر رسوبات ایدئولوژیک در مغزش تلنبار شده که عزم آن کرده که پس از زمینخوردن، سینهخیز تا پایان ِ راه ِ انحطاط را برود اما آنکس که انبان مغزش از این رسوبات تهی است بسیار راحتتر میتواند خطاهای خود را ببیند و شهامت آن را داشته باشد که در کوی و برزن و زیر باتوم و شلاق و زندان، فریاد برآورد که اشتباه بزرگی مرتکب شده است و در صدد جبران آن است.
#بهزاد_مهرانی
@C_B_SHAHZADEH