وقتی شاه را از دست میدهی، کار تمام است و بازی را میبازی.
این قانون شطرنج است.
#شروان_فشندی
#PahlaviMadeIranGreat
@c_b_shahzadeh
این قانون شطرنج است.
#شروان_فشندی
#PahlaviMadeIranGreat
@c_b_shahzadeh
فرق است میان "ناسیونالیسم رنسانسی" و "میهنپرستی سنتی".
حبِ وطن یا میهنپرستی سنتی را نه تنها پدربزرگها و مادربزرگهای همۀ ما، بلکه حیوانات و پرندگان هم نسبت به خانه و آشیانۀ خود دارند. در طولِ دورۀ قاجار هم میهنپرستیِ سنتی وجود داشت. آنچه باعث شد ایران پوست بیاندازد، ناسیونالیسم رنسانسی(باستانگرا) بود که در جنبش مشروطیت دیده شد.
ناسیونالیسم رنسانسی(باستانگرا) مدافع و ستایشگر سنتها نیست. برعکس، منتقد سنتهاست. هدفش نه حفظ بیبروبرگردِ سنتهاست، نه ارتجاع به باستان!
موردِ دوم اخیرا بسیار دیده میشود و گمان میکنند رنسانس و باستانگرایی یعنی بازگشت به ساسانیان و هخامنشیان!!
هدف رنسانس و باستانگرایی تسهیلِ تجدد از طریق نقدِ سنت با توسل به گذشتۀ باشکوه باستانی است. این فرمول در اروپا باعث خروج از قرون وسطا و پیشرفت شد. وگرنه در دورۀ رنسانس اروپا کسی به روم و یونان باستان ارتجاع نکرد! برعکس، رنسانسچیها مترقیترین و مدرنترین افراد جامعه بودند. نه به حقوق و وضعیت اجتماعی باستان برگشتند، نه به مذهب باستان (پرسش ژوپیتر و زئوس و آپولون) برگشتند، نه به فلسفۀ باستان!
اتفاقا برعکس، فلسفۀ قرون وسطا در چنگال ارسطوییها(توماس آکویناس) و افلاطونیها(سنت آگوستین) بود. رنسانس، رهایی از شرِ فلسفۀ افلاطون و ارسطو بود.
فرقِ ظریفی بین ارتجاع به باستان و باستانگرایی رنسانسی وجود دارد که همه متوجه نمیشوند.
نمودِ بارز ناسیونالیسم رنسانسی در ایران در دورۀ پهلوی دیده شد. راهِ نجات آیندۀ ایران هم همین است. نه ارتجاع و نه سنت. حرکت به جلو به سوی تجدد و گذار هوشمندانه از سنت با توسل به شکوه و بزرگیِ باستان.
کافیست یکبار فهرست اقدامات رضاشاه بزرگ را مرور کنید تا متوجه شوید، "گذار از سنت به تجدد با توسل به شکوهِ باستانی" یعنی چی!
#PahlaviMadeIranGreat
@C_B_SHAHZADEH
حبِ وطن یا میهنپرستی سنتی را نه تنها پدربزرگها و مادربزرگهای همۀ ما، بلکه حیوانات و پرندگان هم نسبت به خانه و آشیانۀ خود دارند. در طولِ دورۀ قاجار هم میهنپرستیِ سنتی وجود داشت. آنچه باعث شد ایران پوست بیاندازد، ناسیونالیسم رنسانسی(باستانگرا) بود که در جنبش مشروطیت دیده شد.
ناسیونالیسم رنسانسی(باستانگرا) مدافع و ستایشگر سنتها نیست. برعکس، منتقد سنتهاست. هدفش نه حفظ بیبروبرگردِ سنتهاست، نه ارتجاع به باستان!
موردِ دوم اخیرا بسیار دیده میشود و گمان میکنند رنسانس و باستانگرایی یعنی بازگشت به ساسانیان و هخامنشیان!!
هدف رنسانس و باستانگرایی تسهیلِ تجدد از طریق نقدِ سنت با توسل به گذشتۀ باشکوه باستانی است. این فرمول در اروپا باعث خروج از قرون وسطا و پیشرفت شد. وگرنه در دورۀ رنسانس اروپا کسی به روم و یونان باستان ارتجاع نکرد! برعکس، رنسانسچیها مترقیترین و مدرنترین افراد جامعه بودند. نه به حقوق و وضعیت اجتماعی باستان برگشتند، نه به مذهب باستان (پرسش ژوپیتر و زئوس و آپولون) برگشتند، نه به فلسفۀ باستان!
اتفاقا برعکس، فلسفۀ قرون وسطا در چنگال ارسطوییها(توماس آکویناس) و افلاطونیها(سنت آگوستین) بود. رنسانس، رهایی از شرِ فلسفۀ افلاطون و ارسطو بود.
فرقِ ظریفی بین ارتجاع به باستان و باستانگرایی رنسانسی وجود دارد که همه متوجه نمیشوند.
نمودِ بارز ناسیونالیسم رنسانسی در ایران در دورۀ پهلوی دیده شد. راهِ نجات آیندۀ ایران هم همین است. نه ارتجاع و نه سنت. حرکت به جلو به سوی تجدد و گذار هوشمندانه از سنت با توسل به شکوه و بزرگیِ باستان.
کافیست یکبار فهرست اقدامات رضاشاه بزرگ را مرور کنید تا متوجه شوید، "گذار از سنت به تجدد با توسل به شکوهِ باستانی" یعنی چی!
#PahlaviMadeIranGreat
@C_B_SHAHZADEH
Telegram
attach 📎