1.#رشته_توییت
«بنسلمان و بازخوانی راه شاهنشاه ایران: خیانت و سنگ اندازی چپ و مهار اسلامگرایی و نیروهای واگرا درسایه الگوی پهلوی درشبهجزیره»
چرا کشورهای عربی، اخوانی و غرب تمایلی به بازگشت پادشاهی به ایران و درنتیجه ادامه مسیر توسعه ایران ندارند؟
«چشمانداز 2030» عربستان
2.را از یک کشور صرفاً نفتی، به یک قدرت اقتصادی و فرهنگی با تکیه بر فناوری، گردشگری و آزادسازی نسبی اجتماعی تبدیل میکند.
هدف نه بازی خامنه ای درباره اعراب است نه انکار مدیریت و رفاهی که اعراب با تصمیمات صحیح برای ملت خویش ارمغان آورده اند
اما تفاوت مهم در زمینه تاریخی و فرهنگی است
3. ایران پیش از انقلاب مشروطه و صفویه سپس عصر پهلوی سابقهی نوسازی داشته، درحالیکه عربستان یک دولت نوپای قبیلهای است کهتازه به سمت نوسازی رفته. زمینه های تاریخی و فرهنگی و موقعیت جغرافیایی چهار فصل از ایران بهشتی برای سرمایه گذاری و پیشرفت و هاب اصلی برای توسعه منطقه ای میسازد
4. از همین روست که طرح مارشال خاورمیانه علاوه بر جلوگیری از نفوذ چین در خاورمیانه نیم نگاهی جدی به ایران آینده دارد
بازگشت پادشاهی در ایران نهتنها بازی را برای نظم موجود منطقهای برهم میزند، بلکه میتواند پروژههایی چون «بنسلمانیسم» را نیز در سایه قرار دهد. شاهنشاهی ایران، چه
5.از منظر نمادین و چه واقعی،یادآور تمدنی مستقل، مدرن و تأثیرگذارست.برای همین، هم اسلامگرایان سنی،رژیمهای عربی و هم بلوک غرب، بهطور ضمنی با احیای آن مخالفاند و طالب گفتگو، هرچند مخالفت را علنی نکنند.درتاریخ خاورمیانه،رهبران متعددی تلاش کردهاند کشورهای خود را بسوی مدرنیزاسیون
6.و پیشرفت اقتصادی هدایت کنند. #محمد_رضاشاه_پهلوی در دهه 50 و محمد بن سلمان در دهه 2020، هردوبا تکیه بر درآمدهای نفتی ،برنامههای بزرگی برای نوسازی کشور خود ارائه کردند. بررسی شباهتها و تفاوتهای دو برنامه و نیزموانع سیاسی و اجتماعی پیشروی آنها،بویژه ازسوی نیروهای چپ و اسلامگرا
7.میتواند ما را در ادامه طرحهایی چون #پروژه_شکوفایی_ایران یاری دهد هرچند که طرحهای کشورهای عربی درشیوه اجرا تفاوت دارد که شاهنشاه ایران هرگز حاضر به تن دادن به آنها نبود اما از الگو برداری خصوصا عربستان از طرح های پیشرفت و آبادانی شاهنشاه خصوصا انقلاب سفید و برنامه توسعه چهارم و
8.پنجم خصوصا ششم نمیتوان غافل ماند
برنامه های توسعه محور برای ایجادارزش افزوده از طرحهای پیشگام شاه بودکه توسعه سیاسی را همانطور که شاهنشاه در سخنرانی خود میگوید بدنبال داشت و برنامه ریزی برای آن را تسهیل میکرد، دیدیم توسعه سیاسی بدون کامل شدن برنامه های توسعه اقتصادی در ایران به
9.فاجعه ۵٧ منجرب شد
بگفته داریوش شفا برادر مرحوم شجاعالدین شفا
از برنامه ریزان دربار پهلوی طی ۲۰ سال بالغ بر ۳۰ هزار پروژه بزرگ عمرانی و رفاهی در ایران صورت گرفت برای نمونه
برنامه عمرانی ششم (1356–1361) بلندپروازانهترین برنامه توسعهای ایران در دوران پهلوی دوم بود، که شورش 1357
10.آنرا ناتمام گذاشت نقطه پایانی طرحهایی که ایران را هم به توسعه اقتصادی و هم توسعه سیاسی میرساند
طبق منابع فقط برنامه ششم شامل بیش از 4,300 پروژه عمرانی از توسعه زیرساختها: شامل راهسازی، توسعه بنادر، فرودگاهها، راهآهن وشبکه حملونقل. تا آب و کشاورزی و سدسازی، آبیاری، زهکشی و
11.نوسازی روستاها.که مانع مهاجرتهای ادعایی
چپها میشد تا بهداشت و درمان در دسترس وساخت بیمارستانها، درمانگاهها، خانههای بهداشت.
احداث مدارس، دانشگاهها، مراکز فنیحرفهای.
توسعه شهرهای جدید،مسکن کمدرآمدها.توسعه پالایشگاهها، نیروگاهها،صنایع سنگین.
رفاه اجتماعی گسترش پوشش بیمه
12.ایجاد مراکز رفاهی و خدماتی....
اماهدف برنامه ششم برای نمونه
تبدیل ایران به یک قدرت صنعتی در خاورمیانه
تحقق «تمدن بزرگ» با ایجاد طبقه متوسط گسترده چیزی که جمهوری اسلامی بکلی آنرا نابود کرد، کاهش وابستگی به نفت از طریق تنوعبخشی اقتصادی بود
شاه باجهش قیمت نفت در دهه 70، طرحهای
.بزرگی را کلید زد.ازمهمترین این طرحها میتوان به:
پروژههای صنعتی و زیرساختی: احداث کارخانههای فولاد، پتروشیمی، سیمان، و راهآهنهای جدید.
پیشرفت در حوزه آموزش عالی: تأسیس دانشگاه صنعتی آریامهر، توسعه دانشگاه تهران و اعزام دهها هزار دانشجو به اروپا و آمریکا.
سرمایهگذاری در
14.انرژی نوین:ساخت نیروگاه هستهای بوشهر با همکاری آلمان غربی.پروژههای انرژی خورشیدی در اصفهان و شیراز، که شامل استفاده از صفحات خورشیدی برای گرمکردن آب و تولید انرژی بود
عضویت در طرحهای بینالمللی تحقیقاتی درباره انرژی خورشیدی.
تأسیس مرکز تحقیقات انرژی خورشیدی دانشگاه تهران
ایران درقالب همکاری باسازمان انرژی اتمی و وزارت آب و برق، ارزیابی منابع بادی برای تولید برق را آغاز کرده بود
امایکی از پیشرفتهترین پروژههای ایران دردهه ۵۰پروژه شیرینسازی آب خلیج
«بنسلمان و بازخوانی راه شاهنشاه ایران: خیانت و سنگ اندازی چپ و مهار اسلامگرایی و نیروهای واگرا درسایه الگوی پهلوی درشبهجزیره»
چرا کشورهای عربی، اخوانی و غرب تمایلی به بازگشت پادشاهی به ایران و درنتیجه ادامه مسیر توسعه ایران ندارند؟
«چشمانداز 2030» عربستان
2.را از یک کشور صرفاً نفتی، به یک قدرت اقتصادی و فرهنگی با تکیه بر فناوری، گردشگری و آزادسازی نسبی اجتماعی تبدیل میکند.
هدف نه بازی خامنه ای درباره اعراب است نه انکار مدیریت و رفاهی که اعراب با تصمیمات صحیح برای ملت خویش ارمغان آورده اند
اما تفاوت مهم در زمینه تاریخی و فرهنگی است
3. ایران پیش از انقلاب مشروطه و صفویه سپس عصر پهلوی سابقهی نوسازی داشته، درحالیکه عربستان یک دولت نوپای قبیلهای است کهتازه به سمت نوسازی رفته. زمینه های تاریخی و فرهنگی و موقعیت جغرافیایی چهار فصل از ایران بهشتی برای سرمایه گذاری و پیشرفت و هاب اصلی برای توسعه منطقه ای میسازد
4. از همین روست که طرح مارشال خاورمیانه علاوه بر جلوگیری از نفوذ چین در خاورمیانه نیم نگاهی جدی به ایران آینده دارد
بازگشت پادشاهی در ایران نهتنها بازی را برای نظم موجود منطقهای برهم میزند، بلکه میتواند پروژههایی چون «بنسلمانیسم» را نیز در سایه قرار دهد. شاهنشاهی ایران، چه
5.از منظر نمادین و چه واقعی،یادآور تمدنی مستقل، مدرن و تأثیرگذارست.برای همین، هم اسلامگرایان سنی،رژیمهای عربی و هم بلوک غرب، بهطور ضمنی با احیای آن مخالفاند و طالب گفتگو، هرچند مخالفت را علنی نکنند.درتاریخ خاورمیانه،رهبران متعددی تلاش کردهاند کشورهای خود را بسوی مدرنیزاسیون
6.و پیشرفت اقتصادی هدایت کنند. #محمد_رضاشاه_پهلوی در دهه 50 و محمد بن سلمان در دهه 2020، هردوبا تکیه بر درآمدهای نفتی ،برنامههای بزرگی برای نوسازی کشور خود ارائه کردند. بررسی شباهتها و تفاوتهای دو برنامه و نیزموانع سیاسی و اجتماعی پیشروی آنها،بویژه ازسوی نیروهای چپ و اسلامگرا
7.میتواند ما را در ادامه طرحهایی چون #پروژه_شکوفایی_ایران یاری دهد هرچند که طرحهای کشورهای عربی درشیوه اجرا تفاوت دارد که شاهنشاه ایران هرگز حاضر به تن دادن به آنها نبود اما از الگو برداری خصوصا عربستان از طرح های پیشرفت و آبادانی شاهنشاه خصوصا انقلاب سفید و برنامه توسعه چهارم و
8.پنجم خصوصا ششم نمیتوان غافل ماند
برنامه های توسعه محور برای ایجادارزش افزوده از طرحهای پیشگام شاه بودکه توسعه سیاسی را همانطور که شاهنشاه در سخنرانی خود میگوید بدنبال داشت و برنامه ریزی برای آن را تسهیل میکرد، دیدیم توسعه سیاسی بدون کامل شدن برنامه های توسعه اقتصادی در ایران به
9.فاجعه ۵٧ منجرب شد
بگفته داریوش شفا برادر مرحوم شجاعالدین شفا
از برنامه ریزان دربار پهلوی طی ۲۰ سال بالغ بر ۳۰ هزار پروژه بزرگ عمرانی و رفاهی در ایران صورت گرفت برای نمونه
برنامه عمرانی ششم (1356–1361) بلندپروازانهترین برنامه توسعهای ایران در دوران پهلوی دوم بود، که شورش 1357
10.آنرا ناتمام گذاشت نقطه پایانی طرحهایی که ایران را هم به توسعه اقتصادی و هم توسعه سیاسی میرساند
طبق منابع فقط برنامه ششم شامل بیش از 4,300 پروژه عمرانی از توسعه زیرساختها: شامل راهسازی، توسعه بنادر، فرودگاهها، راهآهن وشبکه حملونقل. تا آب و کشاورزی و سدسازی، آبیاری، زهکشی و
11.نوسازی روستاها.که مانع مهاجرتهای ادعایی
چپها میشد تا بهداشت و درمان در دسترس وساخت بیمارستانها، درمانگاهها، خانههای بهداشت.
احداث مدارس، دانشگاهها، مراکز فنیحرفهای.
توسعه شهرهای جدید،مسکن کمدرآمدها.توسعه پالایشگاهها، نیروگاهها،صنایع سنگین.
رفاه اجتماعی گسترش پوشش بیمه
12.ایجاد مراکز رفاهی و خدماتی....
اماهدف برنامه ششم برای نمونه
تبدیل ایران به یک قدرت صنعتی در خاورمیانه
تحقق «تمدن بزرگ» با ایجاد طبقه متوسط گسترده چیزی که جمهوری اسلامی بکلی آنرا نابود کرد، کاهش وابستگی به نفت از طریق تنوعبخشی اقتصادی بود
شاه باجهش قیمت نفت در دهه 70، طرحهای
.بزرگی را کلید زد.ازمهمترین این طرحها میتوان به:
پروژههای صنعتی و زیرساختی: احداث کارخانههای فولاد، پتروشیمی، سیمان، و راهآهنهای جدید.
پیشرفت در حوزه آموزش عالی: تأسیس دانشگاه صنعتی آریامهر، توسعه دانشگاه تهران و اعزام دهها هزار دانشجو به اروپا و آمریکا.
سرمایهگذاری در
14.انرژی نوین:ساخت نیروگاه هستهای بوشهر با همکاری آلمان غربی.پروژههای انرژی خورشیدی در اصفهان و شیراز، که شامل استفاده از صفحات خورشیدی برای گرمکردن آب و تولید انرژی بود
عضویت در طرحهای بینالمللی تحقیقاتی درباره انرژی خورشیدی.
تأسیس مرکز تحقیقات انرژی خورشیدی دانشگاه تهران
ایران درقالب همکاری باسازمان انرژی اتمی و وزارت آب و برق، ارزیابی منابع بادی برای تولید برق را آغاز کرده بود
امایکی از پیشرفتهترین پروژههای ایران دردهه ۵۰پروژه شیرینسازی آب خلیج
🧵 Thread • FixupX
Rosebud𐎤𐎢𐎽𐎢𐏁 (@RosebudDonKhoan)
1.#رشته_توییت
«بنسلمان و بازخوانی راه شاهنشاه ایران: خیانت و سنگ اندازی چپ و مهار اسلامگرایی و نیروهای واگرا درسایه الگوی پهلوی درشبهجزیره»
چرا کشورهای عربی، اخوانی و غرب تمایلی به بازگشت پادشاهی به ایران و درنتیجه ادامه مسیر توسعه ایران ندارند؟
«چشمانداز…
«بنسلمان و بازخوانی راه شاهنشاه ایران: خیانت و سنگ اندازی چپ و مهار اسلامگرایی و نیروهای واگرا درسایه الگوی پهلوی درشبهجزیره»
چرا کشورهای عربی، اخوانی و غرب تمایلی به بازگشت پادشاهی به ایران و درنتیجه ادامه مسیر توسعه ایران ندارند؟
«چشمانداز…
❤105👍17😢7
مسیر پیروزی! #رشته_توئیت_تحلیلی
من قدیمی ترین صدای موافق حمله نظامی در توئیترم. شاید این جمله رو صدبار از من شنیده باشید که جنگ سریعترین، کم هزینه ترین، موثرترین و کم تلفاتترین روش انداختن رژیم آخوندی است. تاثیر حمله نظامی فقط در ۲۴ ساعت از مجموع مبارزات میدانی ما از سال ۷۸ تاالان دست کم صد برابر بیشتر بود و بدون حتی یک تلفات!
چطور من اینقدر مطمئن بودم؟ برگ برنده من درمقابل تمام تحلیلگران دیگر اینه که روانشناسی جامعه ایرانی رو بمراتب بهتر از بقیه میشناسم.
امشب در جشن غدیر شرکت کردم تا ببینم اوضاع از چه قراره. هیچوقت جامعه مذهبی و عرزشی که
👇👇👇👇👇
من قدیمی ترین صدای موافق حمله نظامی در توئیترم. شاید این جمله رو صدبار از من شنیده باشید که جنگ سریعترین، کم هزینه ترین، موثرترین و کم تلفاتترین روش انداختن رژیم آخوندی است. تاثیر حمله نظامی فقط در ۲۴ ساعت از مجموع مبارزات میدانی ما از سال ۷۸ تاالان دست کم صد برابر بیشتر بود و بدون حتی یک تلفات!
چطور من اینقدر مطمئن بودم؟ برگ برنده من درمقابل تمام تحلیلگران دیگر اینه که روانشناسی جامعه ایرانی رو بمراتب بهتر از بقیه میشناسم.
امشب در جشن غدیر شرکت کردم تا ببینم اوضاع از چه قراره. هیچوقت جامعه مذهبی و عرزشی که
👇👇👇👇👇
💯71👍17❤8
👑سوت پایان! (نسخه عمومی) #رشته_توئیت_تحلیلی
بالاخره اتفاق افتاد. سرانجام هر ۳ پازل اصلی پلن پیروزی ما تکمیل شد:
۱-فروپاشی نظام
۲-اجماع جهانی علیه نظام
۳-معرفی آلترناتیو وحدت ملی
در این پیچ تاریخی یک هل کوچک این رژیم رو به ته دره نیستی خواهد انداخت و چه بهتر که این هل رو ما نیروهای
ملی ایران بدیم تا کشورهای خارجی! بریم بررسی کنیم که چه اتفاقی افتاد؟
✅فروپاشی نظام:
شمایی که با نظرات من آشنایی دارید حتما میدانید که من همواره تاکید میکردم که انگیزه بقا باید از رژیم گرفته شود چون یک نظام تا وقتی انگیزه بقا دارد سقوط نخواهد کرد. ترامپ با بستن مسیر پول به مافیای
بالادستی رژیم انگیزه کوتاه مدت را از رژیم گرفت و خود رژیم با بی خردی و اشتباهات محاسباتی پیاپی نتوانست خودرا با طرح خاورمیانه جدید هماهنگ کند و از این بابت ما بسیار خوش شانس بودیم چون در نهایت انگیزه بقای حال و آینده برای رژیم از بین رفت! و این مرحله کلیدی در فروپاشی است.
و اما
فروپاشی خود دارای انواع مختلفی هست.
فروپاشی به دلایل شکست در ایدئولوژی، شکست در اقتصاد، شکست در جنگ، شکست در مسابقه تسلیحاتی و..... هرکدام به تنهایی میتواند بساط یک حکومت رو جمع کند و برای رژیم ایران اگرچه با هلاکت قاسم سلیمانی این پروسه آغاز شد اما با تنفس مصنوعی روسیه، چین و
گلوبالیستها تا امروز و تا قبل از شکست مفتضحانه نظامی از اسرائیل طول کشید. دلیل اینکه رهبر و پروپاگاندای رژیم به دروغ مدام از پیروزی میگویند بهمین دلیل است که مانع پذیرش شکست در اذهان هواداران خود شوند. اما سیلی واقعیت اینبار بسیار پرزور بود. بویژه اینکه ورود دهها هواپیمای ترابری
نظامی به اسرائیل نشان میدهد سیلی بعدی یک ناک اوت کامل است.
✅اجماع جهانی ضد رژیم:
الف)عقب راندن شرق توسط غرب:
ما ملت ایران همواره با این چالش مواجه بودیم که رژیم ایران بدلیل باج دهی و بذل و بخششهای بی حد و مرز و حفظ یک موازنه در بخور بخور بین دولتهای خارجی و عوامل داخلیشان
در زمان صلح و باج دهی بیشتر به یک بلوک در شکل دولت اصلاحطلب یا اصولگرا به یک بلوک قویتر در صحنه جهانی مانع تشکیل اجماع ضد خود میشد. بنظر نمیرسید که این معادله به این راحتیها بهم بخورد برای همین اپوزیسیون ایران همواره پیگیر این ایده بود که مثلا با موج ضد شرقی یا ضد گلوبالیستی
غربی یکطرف این معادله رو از حمایت رژیم بازدارد. درگیری آمریکا و چین، روسیه و اوکراین، و محور شرارت و اسرائیل این فرصت طلایی رو بوجود آورد که مافیای سینوفیل (چینی) حامی ابراهیم رئیسی بدنبال حذف یکجای سرداران حامی رئیسی در دمشق و خود او در داخل و همچنین حذف تمام
فرماندهان روسوفیل (روسی) در راس امور توسط نیروهای آمریکایی و اسرائیلی معادله تک مجهولی شود! با جارو شدن حامیان شرقی نظام از داخل اگرچه راه برای باندهای اصلاحطلبان آمریکایی و انگلیسی باز شد اما بدلیل عدم مشروعیت و توانایی آنها در کسب رای اکثریت و غیرقابل اعتماد بودنشان از نظر
اسرائیل امکان پوست اندازی رژیم ایران به ورژن دیگری از خود فراهم نباشد.
ب) اجماع در غرب؛
رژیم آخوندی حامیان اصلی غربی خود دمکراتهای آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان رو یکی یکی از دست داد. جبهه گلوبالیسم در مقابل ترامپیستها عقب نشینی کرد و قدرت گرفتن ترامپ راه رو برای سقوط رژیم
هموارتر کرد. مصاحبه (ملاقات) لارا ترامپ با رضاشاه دوم سیگنال مشخصی هست که آمریکا سرانجام دست روی کارت پهلوی گذاشته است. لارا ترامپ از چهرههای کمتر شناخته شده برای ما ایرانیان اما از حلقههای درونی و بسیار نزدیک ترامپ است و ملاقات او با شاه پهلوی در این بازه زمانی حتی در
رده بالاتری از ملاقاتهای مقامهای انتخابی دولت ترامپ مثل روبیو و... با رضاشاه دوم قرار میگیرد. از نشانهها و واکنشها میتوان اینطور استنباط کرد که لارا حامل پیام شخصی ترامپ به رضاشاه دوم بوده!
سفر رضاشاه دوم به فرانسه جایی که یکی از چهار پایگاه اصلی تولید رژیم ایران و از مراکز اصلی
گلوبالیسم بوده نشانه کاملا شفافی از تغییرات است.
دعوت دو حزبی از طرف پارلمان انگلستان هم در این بازه زمانی بینهایت مهم است. اگرچه همچنان تعدادی از دولتمردان انگلیسی ژست وسطبازی بین آیتالله ها و پهلوی رو همچنان حفظ کردند اما نشانه ها و اخبار موجود و شنیده های هیجان انگیز ما نشان
میدهد که این چرخش بالاخره بعد از نیم قرن در انگلستان رخ داده! تاکید علنی دولتمردان انگلستان بر لزوم سرنگونی رژیم آخوندی ایران اولینبار است که رخ میدهد. همین بوریس جانسون که امروز در ملاقات با شاه سخنان ساختارشکنانه بر ضد رژیم ایران به زبان میاورد در دوره قبل کلامی در حمایت از شاه
و مردم ایران نگفته بود. چنین دعوت و چنین استقبال گرم و بیسابقهای از رضاشاه دوم در انگلستان مادر معنوی هلال شیعی و خط اخوانی یک سیگنال روشن به پایان رژیم تاریخ مصرف گذشته ایران است و از نظر آگاهان این دعوت برای اطم
بالاخره اتفاق افتاد. سرانجام هر ۳ پازل اصلی پلن پیروزی ما تکمیل شد:
۱-فروپاشی نظام
۲-اجماع جهانی علیه نظام
۳-معرفی آلترناتیو وحدت ملی
در این پیچ تاریخی یک هل کوچک این رژیم رو به ته دره نیستی خواهد انداخت و چه بهتر که این هل رو ما نیروهای
ملی ایران بدیم تا کشورهای خارجی! بریم بررسی کنیم که چه اتفاقی افتاد؟
✅فروپاشی نظام:
شمایی که با نظرات من آشنایی دارید حتما میدانید که من همواره تاکید میکردم که انگیزه بقا باید از رژیم گرفته شود چون یک نظام تا وقتی انگیزه بقا دارد سقوط نخواهد کرد. ترامپ با بستن مسیر پول به مافیای
بالادستی رژیم انگیزه کوتاه مدت را از رژیم گرفت و خود رژیم با بی خردی و اشتباهات محاسباتی پیاپی نتوانست خودرا با طرح خاورمیانه جدید هماهنگ کند و از این بابت ما بسیار خوش شانس بودیم چون در نهایت انگیزه بقای حال و آینده برای رژیم از بین رفت! و این مرحله کلیدی در فروپاشی است.
و اما
فروپاشی خود دارای انواع مختلفی هست.
فروپاشی به دلایل شکست در ایدئولوژی، شکست در اقتصاد، شکست در جنگ، شکست در مسابقه تسلیحاتی و..... هرکدام به تنهایی میتواند بساط یک حکومت رو جمع کند و برای رژیم ایران اگرچه با هلاکت قاسم سلیمانی این پروسه آغاز شد اما با تنفس مصنوعی روسیه، چین و
گلوبالیستها تا امروز و تا قبل از شکست مفتضحانه نظامی از اسرائیل طول کشید. دلیل اینکه رهبر و پروپاگاندای رژیم به دروغ مدام از پیروزی میگویند بهمین دلیل است که مانع پذیرش شکست در اذهان هواداران خود شوند. اما سیلی واقعیت اینبار بسیار پرزور بود. بویژه اینکه ورود دهها هواپیمای ترابری
نظامی به اسرائیل نشان میدهد سیلی بعدی یک ناک اوت کامل است.
✅اجماع جهانی ضد رژیم:
الف)عقب راندن شرق توسط غرب:
ما ملت ایران همواره با این چالش مواجه بودیم که رژیم ایران بدلیل باج دهی و بذل و بخششهای بی حد و مرز و حفظ یک موازنه در بخور بخور بین دولتهای خارجی و عوامل داخلیشان
در زمان صلح و باج دهی بیشتر به یک بلوک در شکل دولت اصلاحطلب یا اصولگرا به یک بلوک قویتر در صحنه جهانی مانع تشکیل اجماع ضد خود میشد. بنظر نمیرسید که این معادله به این راحتیها بهم بخورد برای همین اپوزیسیون ایران همواره پیگیر این ایده بود که مثلا با موج ضد شرقی یا ضد گلوبالیستی
غربی یکطرف این معادله رو از حمایت رژیم بازدارد. درگیری آمریکا و چین، روسیه و اوکراین، و محور شرارت و اسرائیل این فرصت طلایی رو بوجود آورد که مافیای سینوفیل (چینی) حامی ابراهیم رئیسی بدنبال حذف یکجای سرداران حامی رئیسی در دمشق و خود او در داخل و همچنین حذف تمام
فرماندهان روسوفیل (روسی) در راس امور توسط نیروهای آمریکایی و اسرائیلی معادله تک مجهولی شود! با جارو شدن حامیان شرقی نظام از داخل اگرچه راه برای باندهای اصلاحطلبان آمریکایی و انگلیسی باز شد اما بدلیل عدم مشروعیت و توانایی آنها در کسب رای اکثریت و غیرقابل اعتماد بودنشان از نظر
اسرائیل امکان پوست اندازی رژیم ایران به ورژن دیگری از خود فراهم نباشد.
ب) اجماع در غرب؛
رژیم آخوندی حامیان اصلی غربی خود دمکراتهای آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان رو یکی یکی از دست داد. جبهه گلوبالیسم در مقابل ترامپیستها عقب نشینی کرد و قدرت گرفتن ترامپ راه رو برای سقوط رژیم
هموارتر کرد. مصاحبه (ملاقات) لارا ترامپ با رضاشاه دوم سیگنال مشخصی هست که آمریکا سرانجام دست روی کارت پهلوی گذاشته است. لارا ترامپ از چهرههای کمتر شناخته شده برای ما ایرانیان اما از حلقههای درونی و بسیار نزدیک ترامپ است و ملاقات او با شاه پهلوی در این بازه زمانی حتی در
رده بالاتری از ملاقاتهای مقامهای انتخابی دولت ترامپ مثل روبیو و... با رضاشاه دوم قرار میگیرد. از نشانهها و واکنشها میتوان اینطور استنباط کرد که لارا حامل پیام شخصی ترامپ به رضاشاه دوم بوده!
سفر رضاشاه دوم به فرانسه جایی که یکی از چهار پایگاه اصلی تولید رژیم ایران و از مراکز اصلی
گلوبالیسم بوده نشانه کاملا شفافی از تغییرات است.
دعوت دو حزبی از طرف پارلمان انگلستان هم در این بازه زمانی بینهایت مهم است. اگرچه همچنان تعدادی از دولتمردان انگلیسی ژست وسطبازی بین آیتالله ها و پهلوی رو همچنان حفظ کردند اما نشانه ها و اخبار موجود و شنیده های هیجان انگیز ما نشان
میدهد که این چرخش بالاخره بعد از نیم قرن در انگلستان رخ داده! تاکید علنی دولتمردان انگلستان بر لزوم سرنگونی رژیم آخوندی ایران اولینبار است که رخ میدهد. همین بوریس جانسون که امروز در ملاقات با شاه سخنان ساختارشکنانه بر ضد رژیم ایران به زبان میاورد در دوره قبل کلامی در حمایت از شاه
و مردم ایران نگفته بود. چنین دعوت و چنین استقبال گرم و بیسابقهای از رضاشاه دوم در انگلستان مادر معنوی هلال شیعی و خط اخوانی یک سیگنال روشن به پایان رژیم تاریخ مصرف گذشته ایران است و از نظر آگاهان این دعوت برای اطم
🧵 Thread • FixupX
حیله گر (@2002Kingfox)
سوت پایان! (نسخه عمومی) #رشته_توئیت_تحلیلی
بالاخره اتفاق افتاد. سرانجام هر ۳ پازل اصلی پلن پیروزی ما تکمیل شد:
۱-فروپاشی نظام
۲-اجماع جهانی علیه نظام
۳-معرفی آلترناتیو وحدت ملی
در این پیچ تاریخی یک هل کوچک این رژیم رو به ته دره نیستی خواهد انداخت و چه بهتر…
بالاخره اتفاق افتاد. سرانجام هر ۳ پازل اصلی پلن پیروزی ما تکمیل شد:
۱-فروپاشی نظام
۲-اجماع جهانی علیه نظام
۳-معرفی آلترناتیو وحدت ملی
در این پیچ تاریخی یک هل کوچک این رژیم رو به ته دره نیستی خواهد انداخت و چه بهتر…
❤279👏21👍13🥰6🔥1🤩1
سوت پایان! (نسخه خصوصی۱) #رشته_توئیت_تحلیلی
اگرچه سخنرانیها، مصاحبه ها، مستندها و اظهارات رسمی مقامات و... نشانه هایی از سیاستهای دولتها هستند، اما این سخنان و نشانه ها همیشه آدرس درستی از سیاستهایی که نظم حاکم بر جهان را تنظیم میکنند نیستند. نظم حاکم بر جهان
یک پروسه دمکراتیک نیست حاصل زد و بند ماتریس قدرت و ثروت در جهان است. حتی در مهد دمکراسی نفوذ عناصر امنیتی و اطلاعاتی و مراکز پروش نخبه های سیاسی و مراکز ثروت میتوانند نتایج حاصل از دمکراسی را بطور غیرمستقیم تغییر دهند.
ما یاد گرفته ایم تصمیمات سری دیپ استیها را از طریق روشهایی تا حد قابل قبولی آنالیز کنیم. برای آنالیز تصمیمات پشت پرده درمورد نظم حاکم بر جهان و نظم های حاکم بر مناطق مختلف یکی از راههای خوب دنبال کردن سه گانه طلایی تجارت دیپ استیت یعنی فروش اسلحه، ساخت ساز و غذا دارو است.
یعنی اگر جنگ ویرانگری وجود دارد و یا جنگی که تمرکز آن بر نابودی کامل تجهیزات نظامی کهنه است نظیر نابودی یک شبه تمام ارتش اسد یا نابودی تجهیزات کهنه اتحاد شوروی در جبهه اوکراین یا نابودی تجهیزات نظامی بلوک شرقی ایران مثل انواع سامانه ها و نابودی جنگ افزارهای قدیمی مثل اف۱۴ ها و...
میتواند به ما آدرس دیپ استیتی را بدهد که بدنبال بازار جدید است و اگر دیپ استیت دست روی نقطهای بگذارد تمام سیاستهای کنترل کننده تجارت خودش را تنظیم میکند، بهمین دلیل سران رژیم دوان دوان رفتهاند و بدنبال نوشتن قرارداد خرید تسلیحات نظامی از چین هستند که ظاهرا دست از پا درازتر هم
برگشته اند. نظام آخوندی ایران بهترین بازارساز برای دیپ استیت اسلحه فروش بوده است. آنها باعث شدند انبارهای خاورمیانه را چندین برابر نیاز اسلحه انبار کنند. با پر شدن این انبارها ماموریت ج ا در این زمینه پایان یافته تلقی میشود.
یکی از افرادی که فکر میکنیم
بسیار در دیپ استیت فروش اسلحه و ساخت و ساز نفوذ داشته باشد بنیامین نتانیاهو است. نتانیاهو درحال حاضر از عوامل اصلی ولخرجی در صنعت اسلحه است. بهر میزان که پول به دیپ استیت اسلحه سرازیر شود به همان میزان پول بیشتری به دیپ استیت ساخت و ساز که وظیفه بازسازی ویرانی جنگ را دارد واریز
میشود. رابطه خوب نتانیاهو با پوتین و همینطور اتحاد با ترامپ برای پازل فرضیه ما قطعات طلایی محسوب میشود. اتحاد بی بی و ترامپ یک عضو مخفی هم دارد! فردریک مرتس! درصورتیکه همه بدنبال متحدان ترامپ در حزب آلترناتیو میگشتن، مرتس چراغ خاموش تبدیل به قدرت اول آلمان شد.
از اونجایی که آلمان پیش از این همیشه حامی آخوند بوده و درحال حاضر هدفگذاری اول ترامپ و بی بی ایران است میتوان نتیجه گیری کرد آخوندها بعداز باخت دمکراتها یک حامی باارزش دیگر را از دست دادند اما سفر رضاشاه دوم به انگلستان و ملاقات با
افراد مهم و دوستان نزدیک ترامپ مثل فاراژ و جانسون از همه مهمتر است. درگذشته بطور کامل توضیح دادم که چطور در لحظه صفر دست انگلیس از آستین ترامپ و اسرائیل بیرون خواهد آمد و رژیم آخوندی را خواهد انداخت.
انگلیسیها خالق مفهوم دیپ استیت در جهان هستند. نظام قانونگذاری و
تصمیمگیری در انگلستان شامل مجلس عوام، مجلس اعیان و نهاد سلطنت است. برخلاف مجلس عوام که اعضا براساس انتخابات توسط مردم انتخاب میشوند، مجلس اعیان شامل لردها و ثروتمندان و افراد سرشناس است که عضویت مادام العمر و موروثی دارند، این مجلس و نهاد پادشاهی اگرچه ژست مشاوره دارند اما بدلیل
ارتباطات گسترده و نفوذ در لایههای مختلف جامعه، نهادها و ساختار بروکراسی انگلستان در عمل نقش مهمی در تعیین سیاستها دارند. اینجا تنها دریچه آشکار دیپ استیت است. و هیجانانگیز تر اینکه رضاشاه دوم در همین سال جاری با اعضای مجلس اعیان و نزدیکان دربار ملاقات داشته است.
شاه ایران بهمراه خاویر میلی تنها اعضای غیر غربی تیم دیپ استیت جدید هستند و مانند آریامهر فقید تنها رهبر خاورمیانه غیر اسرائیلی در نوع خود. ظهور و سقوط دولتها حتی قبل از جنگها و انقلابها در دیپ استیتها رقم میخورد. و درمورد ایران، سقوط آخوندها و شکوفایی ایران این تصمیم اتخاذ
شده است، بحث باقیمانده بر سر چگونگی و جزئیات است. حتی دیپ استیت جدیدالتاسیس هوش مصنوعی هم روی شکوفایی ایران نظر دارد و همه اینها در ابتدا باید با برافتادن سیستم مافیایی رژیم و پیوستن آن به اقتصاد آزاد و طرح صلح خاورمیانه رقم بخورد.
هم آغاز حمله نظامی جدید سنگین و هم کودتای نظامیان تحت فرمان شاه هردو روی میز است و هرچند من معتقدم بخاطر لجاجت رژیم نهایت نیاز به آغاز حمله دوم هست اما چهار دست بالاتر خارجی در ایران یعنی آمریکا، انگلیس، آلمان و اسرائیل بهمراه حامیان داخلی رضاشاه دوم اصرار دارند که حذف آرام و
اگرچه سخنرانیها، مصاحبه ها، مستندها و اظهارات رسمی مقامات و... نشانه هایی از سیاستهای دولتها هستند، اما این سخنان و نشانه ها همیشه آدرس درستی از سیاستهایی که نظم حاکم بر جهان را تنظیم میکنند نیستند. نظم حاکم بر جهان
یک پروسه دمکراتیک نیست حاصل زد و بند ماتریس قدرت و ثروت در جهان است. حتی در مهد دمکراسی نفوذ عناصر امنیتی و اطلاعاتی و مراکز پروش نخبه های سیاسی و مراکز ثروت میتوانند نتایج حاصل از دمکراسی را بطور غیرمستقیم تغییر دهند.
ما یاد گرفته ایم تصمیمات سری دیپ استیها را از طریق روشهایی تا حد قابل قبولی آنالیز کنیم. برای آنالیز تصمیمات پشت پرده درمورد نظم حاکم بر جهان و نظم های حاکم بر مناطق مختلف یکی از راههای خوب دنبال کردن سه گانه طلایی تجارت دیپ استیت یعنی فروش اسلحه، ساخت ساز و غذا دارو است.
یعنی اگر جنگ ویرانگری وجود دارد و یا جنگی که تمرکز آن بر نابودی کامل تجهیزات نظامی کهنه است نظیر نابودی یک شبه تمام ارتش اسد یا نابودی تجهیزات کهنه اتحاد شوروی در جبهه اوکراین یا نابودی تجهیزات نظامی بلوک شرقی ایران مثل انواع سامانه ها و نابودی جنگ افزارهای قدیمی مثل اف۱۴ ها و...
میتواند به ما آدرس دیپ استیتی را بدهد که بدنبال بازار جدید است و اگر دیپ استیت دست روی نقطهای بگذارد تمام سیاستهای کنترل کننده تجارت خودش را تنظیم میکند، بهمین دلیل سران رژیم دوان دوان رفتهاند و بدنبال نوشتن قرارداد خرید تسلیحات نظامی از چین هستند که ظاهرا دست از پا درازتر هم
برگشته اند. نظام آخوندی ایران بهترین بازارساز برای دیپ استیت اسلحه فروش بوده است. آنها باعث شدند انبارهای خاورمیانه را چندین برابر نیاز اسلحه انبار کنند. با پر شدن این انبارها ماموریت ج ا در این زمینه پایان یافته تلقی میشود.
یکی از افرادی که فکر میکنیم
بسیار در دیپ استیت فروش اسلحه و ساخت و ساز نفوذ داشته باشد بنیامین نتانیاهو است. نتانیاهو درحال حاضر از عوامل اصلی ولخرجی در صنعت اسلحه است. بهر میزان که پول به دیپ استیت اسلحه سرازیر شود به همان میزان پول بیشتری به دیپ استیت ساخت و ساز که وظیفه بازسازی ویرانی جنگ را دارد واریز
میشود. رابطه خوب نتانیاهو با پوتین و همینطور اتحاد با ترامپ برای پازل فرضیه ما قطعات طلایی محسوب میشود. اتحاد بی بی و ترامپ یک عضو مخفی هم دارد! فردریک مرتس! درصورتیکه همه بدنبال متحدان ترامپ در حزب آلترناتیو میگشتن، مرتس چراغ خاموش تبدیل به قدرت اول آلمان شد.
از اونجایی که آلمان پیش از این همیشه حامی آخوند بوده و درحال حاضر هدفگذاری اول ترامپ و بی بی ایران است میتوان نتیجه گیری کرد آخوندها بعداز باخت دمکراتها یک حامی باارزش دیگر را از دست دادند اما سفر رضاشاه دوم به انگلستان و ملاقات با
افراد مهم و دوستان نزدیک ترامپ مثل فاراژ و جانسون از همه مهمتر است. درگذشته بطور کامل توضیح دادم که چطور در لحظه صفر دست انگلیس از آستین ترامپ و اسرائیل بیرون خواهد آمد و رژیم آخوندی را خواهد انداخت.
انگلیسیها خالق مفهوم دیپ استیت در جهان هستند. نظام قانونگذاری و
تصمیمگیری در انگلستان شامل مجلس عوام، مجلس اعیان و نهاد سلطنت است. برخلاف مجلس عوام که اعضا براساس انتخابات توسط مردم انتخاب میشوند، مجلس اعیان شامل لردها و ثروتمندان و افراد سرشناس است که عضویت مادام العمر و موروثی دارند، این مجلس و نهاد پادشاهی اگرچه ژست مشاوره دارند اما بدلیل
ارتباطات گسترده و نفوذ در لایههای مختلف جامعه، نهادها و ساختار بروکراسی انگلستان در عمل نقش مهمی در تعیین سیاستها دارند. اینجا تنها دریچه آشکار دیپ استیت است. و هیجانانگیز تر اینکه رضاشاه دوم در همین سال جاری با اعضای مجلس اعیان و نزدیکان دربار ملاقات داشته است.
شاه ایران بهمراه خاویر میلی تنها اعضای غیر غربی تیم دیپ استیت جدید هستند و مانند آریامهر فقید تنها رهبر خاورمیانه غیر اسرائیلی در نوع خود. ظهور و سقوط دولتها حتی قبل از جنگها و انقلابها در دیپ استیتها رقم میخورد. و درمورد ایران، سقوط آخوندها و شکوفایی ایران این تصمیم اتخاذ
شده است، بحث باقیمانده بر سر چگونگی و جزئیات است. حتی دیپ استیت جدیدالتاسیس هوش مصنوعی هم روی شکوفایی ایران نظر دارد و همه اینها در ابتدا باید با برافتادن سیستم مافیایی رژیم و پیوستن آن به اقتصاد آزاد و طرح صلح خاورمیانه رقم بخورد.
هم آغاز حمله نظامی جدید سنگین و هم کودتای نظامیان تحت فرمان شاه هردو روی میز است و هرچند من معتقدم بخاطر لجاجت رژیم نهایت نیاز به آغاز حمله دوم هست اما چهار دست بالاتر خارجی در ایران یعنی آمریکا، انگلیس، آلمان و اسرائیل بهمراه حامیان داخلی رضاشاه دوم اصرار دارند که حذف آرام و
❤108👍33😢2
#رشته_توییت
"اسرائیل، ملت استارتآپ"
نتانیاهو طی سالهای اخیر به دفعات از اسرائیل تحت عنوان ملت استارتآپ یاد کرده است. کشوری که طی جنگ ۱۲ روزه با بزرگترین تهدید منطقهای، جمهوری اسلامی، میلیونها دلار سرمایه جذب بازار تکنولوژی کرد و باثباتترین بازار بورس را به نمایش گذاشت./۱
چه عاملی اسرائیل را با وجود جمعیت کم و منابع محدود، به یک مرکز جهانی برای نوآوری و استارتآپهای فناوری تبدیل کرد؟
نتانیاهو، بهویژه در دوران تصدی وزارت دارایی و نخستوزیری، سیاستهای اقتصادی مبتنی بر بازار آزاد را ترویج کرد. او اصلاحاتی مانند خصوصیسازی شرکتهای دولتی، کاهش/۲
مالیاتها، و تشویق سرمایهگذاری خارجی را پیش برد که به رشد اکوسیستم استارتآپی کمک کرد. تجربه نظامی نتانیاهو در یگان ویژه سایرت متکل (Sayeret Matkal) به تقویت ارتباط بین سیستم نظامی اسرائیل با فناوریهای روز دنیا کمک کرده است و فضای تولد و رشد ایدههای نو در زمینه تکنولوژیِ/۳
نظامی را فراهم کرده، تا جایی که بسیاری از استارتآپهای اسرائیلی یا در حوزه امنیت سایبریاند و یا در حوزه نظامی.
نتانیاهو همچنین بهعنوان یک دیپلمات فعال، روابط اسرائیل با کشورهای دیگر بهویژه در حوزه فناوری، را تقویت کرد. او در سخنرانیهای خود و در پستهایش در شبکههای اجتماعی/۴
بارها از اسرائیل بهعنوان "ملت استارتآپ" نام برده و این برند را در سطح جهانی تبلیغ کرده است و قراردادهایی برای تبادل فناوری با امریکا و هند و چین امضا کرده است.
در نهایت، فرهنگ ریسکپذیری و انعطاف و توان پذیرش شکست، هسته موفقیت پیشرفت اسرائیل در فضای استارتآپیست./۵
تاریخچه اسرائیل پر از لحظات بحرانیست که در آنها گزینهای جز موفقیت وجود نداشته است و این ذهنیت "بقا به هر قیمت" به اقتصاد کشور نیز منتقل شده است. این فشار تاریخی باعث شد که شکست بهعنوان یک گزینه موقت دیده شود، نه یک پایان. در شرایطی که منابع طبیعی مانند نفت، آب، و زمینهای/۶
کشاورزی محدود است، اسرائیل ناچار به نوآوری در این زمینهها روی آورد و امروز سرزمین یهود با جمعیتی کم و منابعی محدود، بدل به کشوری مولد و موفق در زمینه فناوری شده است. زمینهای که بطور قطع در جنگ نظامی و امنیتی-جاسوسی اسرائیل علیه محور مقاومت و جمهوری اسلامی حرف نخست را میزند.۷/۷
@C_B_SHAHZADEH
"اسرائیل، ملت استارتآپ"
نتانیاهو طی سالهای اخیر به دفعات از اسرائیل تحت عنوان ملت استارتآپ یاد کرده است. کشوری که طی جنگ ۱۲ روزه با بزرگترین تهدید منطقهای، جمهوری اسلامی، میلیونها دلار سرمایه جذب بازار تکنولوژی کرد و باثباتترین بازار بورس را به نمایش گذاشت./۱
چه عاملی اسرائیل را با وجود جمعیت کم و منابع محدود، به یک مرکز جهانی برای نوآوری و استارتآپهای فناوری تبدیل کرد؟
نتانیاهو، بهویژه در دوران تصدی وزارت دارایی و نخستوزیری، سیاستهای اقتصادی مبتنی بر بازار آزاد را ترویج کرد. او اصلاحاتی مانند خصوصیسازی شرکتهای دولتی، کاهش/۲
مالیاتها، و تشویق سرمایهگذاری خارجی را پیش برد که به رشد اکوسیستم استارتآپی کمک کرد. تجربه نظامی نتانیاهو در یگان ویژه سایرت متکل (Sayeret Matkal) به تقویت ارتباط بین سیستم نظامی اسرائیل با فناوریهای روز دنیا کمک کرده است و فضای تولد و رشد ایدههای نو در زمینه تکنولوژیِ/۳
نظامی را فراهم کرده، تا جایی که بسیاری از استارتآپهای اسرائیلی یا در حوزه امنیت سایبریاند و یا در حوزه نظامی.
نتانیاهو همچنین بهعنوان یک دیپلمات فعال، روابط اسرائیل با کشورهای دیگر بهویژه در حوزه فناوری، را تقویت کرد. او در سخنرانیهای خود و در پستهایش در شبکههای اجتماعی/۴
بارها از اسرائیل بهعنوان "ملت استارتآپ" نام برده و این برند را در سطح جهانی تبلیغ کرده است و قراردادهایی برای تبادل فناوری با امریکا و هند و چین امضا کرده است.
در نهایت، فرهنگ ریسکپذیری و انعطاف و توان پذیرش شکست، هسته موفقیت پیشرفت اسرائیل در فضای استارتآپیست./۵
تاریخچه اسرائیل پر از لحظات بحرانیست که در آنها گزینهای جز موفقیت وجود نداشته است و این ذهنیت "بقا به هر قیمت" به اقتصاد کشور نیز منتقل شده است. این فشار تاریخی باعث شد که شکست بهعنوان یک گزینه موقت دیده شود، نه یک پایان. در شرایطی که منابع طبیعی مانند نفت، آب، و زمینهای/۶
کشاورزی محدود است، اسرائیل ناچار به نوآوری در این زمینهها روی آورد و امروز سرزمین یهود با جمعیتی کم و منابعی محدود، بدل به کشوری مولد و موفق در زمینه فناوری شده است. زمینهای که بطور قطع در جنگ نظامی و امنیتی-جاسوسی اسرائیل علیه محور مقاومت و جمهوری اسلامی حرف نخست را میزند.۷/۷
@C_B_SHAHZADEH
🧵 Thread • FixupX
سایهروشن The Patriot (@Tondar_Iran2500)
#رشته_توییت
"اسرائیل، ملت استارتآپ"
نتانیاهو طی سالهای اخیر به دفعات از اسرائیل تحت عنوان ملت استارتآپ یاد کرده است. کشوری که طی جنگ ۱۲ روزه با بزرگترین تهدید منطقهای، جمهوری اسلامی، میلیونها دلار سرمایه جذب بازار تکنولوژی کرد و باثباتترین بازار بورس…
"اسرائیل، ملت استارتآپ"
نتانیاهو طی سالهای اخیر به دفعات از اسرائیل تحت عنوان ملت استارتآپ یاد کرده است. کشوری که طی جنگ ۱۲ روزه با بزرگترین تهدید منطقهای، جمهوری اسلامی، میلیونها دلار سرمایه جذب بازار تکنولوژی کرد و باثباتترین بازار بورس…
👍105❤11👏7🔥2
#رشته_توییت
"اسرائیل، ملت استارتآپ"
نتانیاهو طی سالهای اخیر به دفعات از اسرائیل تحت عنوان ملت استارتآپ یاد کرده است. کشوری که طی جنگ ۱۲ روزه با بزرگترین تهدید منطقهای، جمهوری اسلامی، میلیونها دلار سرمایه جذب بازار تکنولوژی کرد و باثباتترین بازار بورس را به نمایش گذاشت./۱
چه عاملی اسرائیل را با وجود جمعیت کم و منابع محدود، به یک مرکز جهانی برای نوآوری و استارتآپهای فناوری تبدیل کرد؟
نتانیاهو، بهویژه در دوران تصدی وزارت دارایی و نخستوزیری، سیاستهای اقتصادی مبتنی بر بازار آزاد را ترویج کرد. او اصلاحاتی مانند خصوصیسازی شرکتهای دولتی، کاهش/۲
مالیاتها، و تشویق سرمایهگذاری خارجی را پیش برد که به رشد اکوسیستم استارتآپی کمک کرد. تجربه نظامی نتانیاهو در یگان ویژه سایرت متکل (Sayeret Matkal) به تقویت ارتباط بین سیستم نظامی اسرائیل با فناوریهای روز دنیا کمک کرده است و فضای تولد و رشد ایدههای نو در زمینه تکنولوژیِ/۳
نظامی را فراهم کرده، تا جایی که بسیاری از استارتآپهای اسرائیلی یا در حوزه امنیت سایبریاند و یا در حوزه نظامی.
نتانیاهو همچنین بهعنوان یک دیپلمات فعال، روابط اسرائیل با کشورهای دیگر بهویژه در حوزه فناوری، را تقویت کرد. او در سخنرانیهای خود و در پستهایش در شبکههای اجتماعی/۴
بارها از اسرائیل بهعنوان "ملت استارتآپ" نام برده و این برند را در سطح جهانی تبلیغ کرده است و قراردادهایی برای تبادل فناوری با امریکا و هند و چین امضا کرده است.
در نهایت، فرهنگ ریسکپذیری و انعطاف و توان پذیرش شکست، هسته موفقیت پیشرفت اسرائیل در فضای استارتآپیست./۵
تاریخچه اسرائیل پر از لحظات بحرانیست که در آنها گزینهای جز موفقیت وجود نداشته است و این ذهنیت "بقا به هر قیمت" به اقتصاد کشور نیز منتقل شده است. این فشار تاریخی باعث شد که شکست بهعنوان یک گزینه موقت دیده شود، نه یک پایان. در شرایطی که منابع طبیعی مانند نفت، آب، و زمینهای/۶
کشاورزی محدود است، اسرائیل ناچار به نوآوری در این زمینهها روی آورد و امروز سرزمین یهود با جمعیتی کم و منابعی محدود، بدل به کشوری مولد و موفق در زمینه فناوری شده است. زمینهای که بطور قطع در جنگ نظامی و امنیتی-جاسوسی اسرائیل علیه محور مقاومت و جمهوری اسلامی حرف نخست را میزند.۷/۷
@C_B_SHAHZADEH
"اسرائیل، ملت استارتآپ"
نتانیاهو طی سالهای اخیر به دفعات از اسرائیل تحت عنوان ملت استارتآپ یاد کرده است. کشوری که طی جنگ ۱۲ روزه با بزرگترین تهدید منطقهای، جمهوری اسلامی، میلیونها دلار سرمایه جذب بازار تکنولوژی کرد و باثباتترین بازار بورس را به نمایش گذاشت./۱
چه عاملی اسرائیل را با وجود جمعیت کم و منابع محدود، به یک مرکز جهانی برای نوآوری و استارتآپهای فناوری تبدیل کرد؟
نتانیاهو، بهویژه در دوران تصدی وزارت دارایی و نخستوزیری، سیاستهای اقتصادی مبتنی بر بازار آزاد را ترویج کرد. او اصلاحاتی مانند خصوصیسازی شرکتهای دولتی، کاهش/۲
مالیاتها، و تشویق سرمایهگذاری خارجی را پیش برد که به رشد اکوسیستم استارتآپی کمک کرد. تجربه نظامی نتانیاهو در یگان ویژه سایرت متکل (Sayeret Matkal) به تقویت ارتباط بین سیستم نظامی اسرائیل با فناوریهای روز دنیا کمک کرده است و فضای تولد و رشد ایدههای نو در زمینه تکنولوژیِ/۳
نظامی را فراهم کرده، تا جایی که بسیاری از استارتآپهای اسرائیلی یا در حوزه امنیت سایبریاند و یا در حوزه نظامی.
نتانیاهو همچنین بهعنوان یک دیپلمات فعال، روابط اسرائیل با کشورهای دیگر بهویژه در حوزه فناوری، را تقویت کرد. او در سخنرانیهای خود و در پستهایش در شبکههای اجتماعی/۴
بارها از اسرائیل بهعنوان "ملت استارتآپ" نام برده و این برند را در سطح جهانی تبلیغ کرده است و قراردادهایی برای تبادل فناوری با امریکا و هند و چین امضا کرده است.
در نهایت، فرهنگ ریسکپذیری و انعطاف و توان پذیرش شکست، هسته موفقیت پیشرفت اسرائیل در فضای استارتآپیست./۵
تاریخچه اسرائیل پر از لحظات بحرانیست که در آنها گزینهای جز موفقیت وجود نداشته است و این ذهنیت "بقا به هر قیمت" به اقتصاد کشور نیز منتقل شده است. این فشار تاریخی باعث شد که شکست بهعنوان یک گزینه موقت دیده شود، نه یک پایان. در شرایطی که منابع طبیعی مانند نفت، آب، و زمینهای/۶
کشاورزی محدود است، اسرائیل ناچار به نوآوری در این زمینهها روی آورد و امروز سرزمین یهود با جمعیتی کم و منابعی محدود، بدل به کشوری مولد و موفق در زمینه فناوری شده است. زمینهای که بطور قطع در جنگ نظامی و امنیتی-جاسوسی اسرائیل علیه محور مقاومت و جمهوری اسلامی حرف نخست را میزند.۷/۷
@C_B_SHAHZADEH
🧵 Thread • FixupX
سایهروشن The Patriot (@Tondar_Iran2500)
#رشته_توییت
"اسرائیل، ملت استارتآپ"
نتانیاهو طی سالهای اخیر به دفعات از اسرائیل تحت عنوان ملت استارتآپ یاد کرده است. کشوری که طی جنگ ۱۲ روزه با بزرگترین تهدید منطقهای، جمهوری اسلامی، میلیونها دلار سرمایه جذب بازار تکنولوژی کرد و باثباتترین بازار بورس…
"اسرائیل، ملت استارتآپ"
نتانیاهو طی سالهای اخیر به دفعات از اسرائیل تحت عنوان ملت استارتآپ یاد کرده است. کشوری که طی جنگ ۱۲ روزه با بزرگترین تهدید منطقهای، جمهوری اسلامی، میلیونها دلار سرمایه جذب بازار تکنولوژی کرد و باثباتترین بازار بورس…
👏99❤13👌4👍2🔥1
اینجا در مورد برگشتن از هر راه اشتباهی نوشتم:
مسئلهی عقبنشینی از تفکر غلط اگر بهاندازهی انتخاب راه درست از اول سخت نباشه مطمئنم که آسونتر نیست.
#رشته_توئیت
وقتی اشتباهمان را میدانیم اما ادامه میدهیم…
همهی ما در زندگی لحظاتی را تجربه کردهایم که در تصمیمگیری، قضاوت یا تحلیل مسئلهای اشتباه کردهایم. اما آنچه عجیبتر و پیچیدهتر است، نه خودِ اشتباه، بلکه اصرار بر ادامهی آن اشتباه حتی پس از آگاهی از نادرستیش است. انگار نیرویی پنهان در درونمون ما رو هل میده که بجای بازگشت، تا ته خط اشتباه بریم. نه از سر نادانی، بلکه از سر نوعی مقاومت درونی.
👇🏼
این پدیده فقط یک اشتباه ساده نیست بلکه ترکیبی از خطاهای شناختی، تعصبات ذهنی، فشارهای روانی و هویتیه که ریشه در ساختار ذهن و روان انسان داره. وقتی «حق با ما بودن» تبدیل به بخشی از «هویت ما» میشود، عقبنشینی از موضع اشتباه دیگر فقط یک تصمیم فکری نیست، بلکه یک تجربهی دردناک روانی میشه که غرور، ترس، خجالت و حتی اضطراب در آن دخیلند.
کمی عمیقتر بررسی کنیم که چرا گاهی ترجیح میدیم با چشم باز اشتباه کنیم، چه نیروهایی پشت این رفتار هستند، و چگونه میتوان از این چرخهی خودویرانگر بیرون رفت؟ بیاین مسئله رو لایه لایه بررسی کنیم.
👇🏼
سطح اول: خطای شناختی ساده
در این سطح، ما دچار یک اشتباه منطقی میشیم. مثلا:
- اطلاعات کافی نداشتیم.
- اشتباه استدلال کردیم.
- برداشت اشتباهی از شواهد داشتیم.
اما این اشتباه، در حالت سالم، با دیدن شواهد جدید قابل اصلاحه. اینجاست که در یک ذهن باز و منطقی، تصحیح مسیر اتفاق میفته.
👇🏼
سطح دوم: مقاومت در برابر تصحیح
اینجاست که پای بایاسها باز میشه:
۱. Confirmation Bias
ما فقط اطلاعاتی رو میپذیریم که باور اولیهمون رو تأیید کنه، و بقیه رو عامدانه حذف یا تضعیف میکنیم.
۲. Commitment & Consistency Bias
اثر تعهد و انسجام: ما ناخودآگاه تلاش میکنیم با تصمیمهای قبلیمون «هماهنگ» بمونیم، حتی اگه اشتباه بوده باشن.
👇🏼
سطح سوم: پدیدهی هویتیابی با نظر یا تصمیم
در این لایه، قضیه شخصیتر میشه.
ما به جای اینکه بگیم:
«من این ایده رو دارم»،
ناخودآگاه میگیم:
«من این ایده هستم».
یعنی تصمیم یا باوری که داشتیم، بخشی از هویتمون میشه. پس اگر کسی بخواد اون رو زیر سوال ببره، انگار داره ما رو زیر سوال میبره. در نتیجه:
- دفاع میکنیم، نه از ایده، بلکه از خودمون.
- حقیقت دیگه اولویت نداره، دفاع از «منِ ذهنی» اولویت پیدا میکنه.
👇🏼
سطح چهارم: مغز ما چطور بازی درمیاره؟
اینجاست که نوروساینس هم حرف مهمی برای گفتن داره:
- وقتی باور ما تهدید میشه، بخشهایی از مغز که درگیر خطر و دفاع هستند (مثل آمیگدالا) فعال میشن.
- مغز ما بین «تغییر نظر» و «تهدید وجودی» تمایز قائل نمیشه و در هر صورت بهش به چشم خطر نگاه میکنه.
- پس بهجای پردازش منطقی، رفتارهای دفاعی، پرخاشگرانه یا انکارگرانه نشون میدیم.
👇🏼
سطح پنجم: شرایط اجتماعی و فرهنگی
جامعه هم نقش داره:
- در فرهنگهایی که اشتباه کردن نشونهی ضعف یا نادانی حساب میشه، عقبنشینی از یک باور یا تصمیم، خیلی سختتر میشه.
- در جمعهایی که «همیشه حق با من باید باشه» ارزش محسوب میشه، افراد برای حفظ آبرو، تا ته خط اشتباه میرن.
👇🏼
در نهایت چند دلیل روانشناسی مهم، ما رو در تلهی «همیشه حق با من است» میندازه:
- حفظ غرور و هویت شخصی: آدمها دوست ندارن تصویر خودشون از خودشون خراب بشه.
- ترس از قضاوت دیگران: نگرانیم دیگران بگن «دیدی گفتم اشتباه میکنی؟»
- اثر غرقشدن در هزینه: چون وقت، انرژی یا احساس زیادی صرف یه تصمیم کردیم، دلمون نمیخواد اون رو رها کنیم حتی اگر میدونیم واقعا اشتباهه.
👇🏼
اولین و مهمترین گام برای بیرون آمدن از چرخهی اشتباه-اصرار-سختتر شدن، پیدا کردن راه خروجه.
بخش اول: تغییر دیدگاه و بازتعریف اشتباه:
اشتباه، شکست نیست، بخشی از فرایند یادگیریه. اگه دیدگاهت رو اینطور تغییر بدی:
❌ «اگه اشتباه کنم، یعنی من بیارزشم»
✅ «اگه اشتباه کنم، یعنی دارم رشد میکنم»
اونوقت اشتباه کردن از تهدید، به فرصت برای بهتر شدن تبدیل میشه.
👇🏼
بخش دوم: ابزارهای ذهنی برای توقف بایاس و پافشاری با روش «تکنیک آینه معکوس»:
هر وقت داری از یه ایده یا موضع دفاع میکنی، از خودت بپرس:
🪞 «اگه کسی دیگه همین حرف رو بزنه، با همین دلایل، من باورش میکردم؟»
این کار کمک میکنه فاصله بگیری از «هویتت با اون ایده» و بهش مثل یک نظر بیرونی نگاه کنی.
یاد بگیر گاهی با خودت و دیگران راحت و بی پرده بگی:
«الان که بیشتر فکر میکنم، شاید اشتباه کرده باشم.»
تمرین گفتن این جمله باعث میشه مغزت کمکم یاد بگیره که تغییر نظر تهدید نیست. اولش ممکنه سخت باشه، اما اثرش عمیقه.
👇🏼
بخش سوم: محیط و روابطت رو تنظیم کن.
در معرض آدمهایی قرار بگیر که تغییر نظر براشون عیب نیست.
افرادی که راحت میگن: «آهان راست میگی، من اشتباه
مسئلهی عقبنشینی از تفکر غلط اگر بهاندازهی انتخاب راه درست از اول سخت نباشه مطمئنم که آسونتر نیست.
#رشته_توئیت
وقتی اشتباهمان را میدانیم اما ادامه میدهیم…
همهی ما در زندگی لحظاتی را تجربه کردهایم که در تصمیمگیری، قضاوت یا تحلیل مسئلهای اشتباه کردهایم. اما آنچه عجیبتر و پیچیدهتر است، نه خودِ اشتباه، بلکه اصرار بر ادامهی آن اشتباه حتی پس از آگاهی از نادرستیش است. انگار نیرویی پنهان در درونمون ما رو هل میده که بجای بازگشت، تا ته خط اشتباه بریم. نه از سر نادانی، بلکه از سر نوعی مقاومت درونی.
👇🏼
این پدیده فقط یک اشتباه ساده نیست بلکه ترکیبی از خطاهای شناختی، تعصبات ذهنی، فشارهای روانی و هویتیه که ریشه در ساختار ذهن و روان انسان داره. وقتی «حق با ما بودن» تبدیل به بخشی از «هویت ما» میشود، عقبنشینی از موضع اشتباه دیگر فقط یک تصمیم فکری نیست، بلکه یک تجربهی دردناک روانی میشه که غرور، ترس، خجالت و حتی اضطراب در آن دخیلند.
کمی عمیقتر بررسی کنیم که چرا گاهی ترجیح میدیم با چشم باز اشتباه کنیم، چه نیروهایی پشت این رفتار هستند، و چگونه میتوان از این چرخهی خودویرانگر بیرون رفت؟ بیاین مسئله رو لایه لایه بررسی کنیم.
👇🏼
سطح اول: خطای شناختی ساده
در این سطح، ما دچار یک اشتباه منطقی میشیم. مثلا:
- اطلاعات کافی نداشتیم.
- اشتباه استدلال کردیم.
- برداشت اشتباهی از شواهد داشتیم.
اما این اشتباه، در حالت سالم، با دیدن شواهد جدید قابل اصلاحه. اینجاست که در یک ذهن باز و منطقی، تصحیح مسیر اتفاق میفته.
👇🏼
سطح دوم: مقاومت در برابر تصحیح
اینجاست که پای بایاسها باز میشه:
۱. Confirmation Bias
ما فقط اطلاعاتی رو میپذیریم که باور اولیهمون رو تأیید کنه، و بقیه رو عامدانه حذف یا تضعیف میکنیم.
۲. Commitment & Consistency Bias
اثر تعهد و انسجام: ما ناخودآگاه تلاش میکنیم با تصمیمهای قبلیمون «هماهنگ» بمونیم، حتی اگه اشتباه بوده باشن.
👇🏼
سطح سوم: پدیدهی هویتیابی با نظر یا تصمیم
در این لایه، قضیه شخصیتر میشه.
ما به جای اینکه بگیم:
«من این ایده رو دارم»،
ناخودآگاه میگیم:
«من این ایده هستم».
یعنی تصمیم یا باوری که داشتیم، بخشی از هویتمون میشه. پس اگر کسی بخواد اون رو زیر سوال ببره، انگار داره ما رو زیر سوال میبره. در نتیجه:
- دفاع میکنیم، نه از ایده، بلکه از خودمون.
- حقیقت دیگه اولویت نداره، دفاع از «منِ ذهنی» اولویت پیدا میکنه.
👇🏼
سطح چهارم: مغز ما چطور بازی درمیاره؟
اینجاست که نوروساینس هم حرف مهمی برای گفتن داره:
- وقتی باور ما تهدید میشه، بخشهایی از مغز که درگیر خطر و دفاع هستند (مثل آمیگدالا) فعال میشن.
- مغز ما بین «تغییر نظر» و «تهدید وجودی» تمایز قائل نمیشه و در هر صورت بهش به چشم خطر نگاه میکنه.
- پس بهجای پردازش منطقی، رفتارهای دفاعی، پرخاشگرانه یا انکارگرانه نشون میدیم.
👇🏼
سطح پنجم: شرایط اجتماعی و فرهنگی
جامعه هم نقش داره:
- در فرهنگهایی که اشتباه کردن نشونهی ضعف یا نادانی حساب میشه، عقبنشینی از یک باور یا تصمیم، خیلی سختتر میشه.
- در جمعهایی که «همیشه حق با من باید باشه» ارزش محسوب میشه، افراد برای حفظ آبرو، تا ته خط اشتباه میرن.
👇🏼
در نهایت چند دلیل روانشناسی مهم، ما رو در تلهی «همیشه حق با من است» میندازه:
- حفظ غرور و هویت شخصی: آدمها دوست ندارن تصویر خودشون از خودشون خراب بشه.
- ترس از قضاوت دیگران: نگرانیم دیگران بگن «دیدی گفتم اشتباه میکنی؟»
- اثر غرقشدن در هزینه: چون وقت، انرژی یا احساس زیادی صرف یه تصمیم کردیم، دلمون نمیخواد اون رو رها کنیم حتی اگر میدونیم واقعا اشتباهه.
👇🏼
اولین و مهمترین گام برای بیرون آمدن از چرخهی اشتباه-اصرار-سختتر شدن، پیدا کردن راه خروجه.
بخش اول: تغییر دیدگاه و بازتعریف اشتباه:
اشتباه، شکست نیست، بخشی از فرایند یادگیریه. اگه دیدگاهت رو اینطور تغییر بدی:
❌ «اگه اشتباه کنم، یعنی من بیارزشم»
✅ «اگه اشتباه کنم، یعنی دارم رشد میکنم»
اونوقت اشتباه کردن از تهدید، به فرصت برای بهتر شدن تبدیل میشه.
👇🏼
بخش دوم: ابزارهای ذهنی برای توقف بایاس و پافشاری با روش «تکنیک آینه معکوس»:
هر وقت داری از یه ایده یا موضع دفاع میکنی، از خودت بپرس:
🪞 «اگه کسی دیگه همین حرف رو بزنه، با همین دلایل، من باورش میکردم؟»
این کار کمک میکنه فاصله بگیری از «هویتت با اون ایده» و بهش مثل یک نظر بیرونی نگاه کنی.
یاد بگیر گاهی با خودت و دیگران راحت و بی پرده بگی:
«الان که بیشتر فکر میکنم، شاید اشتباه کرده باشم.»
تمرین گفتن این جمله باعث میشه مغزت کمکم یاد بگیره که تغییر نظر تهدید نیست. اولش ممکنه سخت باشه، اما اثرش عمیقه.
👇🏼
بخش سوم: محیط و روابطت رو تنظیم کن.
در معرض آدمهایی قرار بگیر که تغییر نظر براشون عیب نیست.
افرادی که راحت میگن: «آهان راست میگی، من اشتباه
🧵 Thread • FixupX
Apranik 🇮🇱 (@patriot_apranik)
#رشته_توئیت
وقتی اشتباهمان را میدانیم اما ادامه میدهیم…
همهی ما در زندگی لحظاتی را تجربه کردهایم که در تصمیمگیری، قضاوت یا تحلیل مسئلهای اشتباه کردهایم. اما آنچه عجیبتر و پیچیدهتر است، نه خودِ اشتباه، بلکه اصرار بر ادامهی آن اشتباه حتی پس از آگاهی…
وقتی اشتباهمان را میدانیم اما ادامه میدهیم…
همهی ما در زندگی لحظاتی را تجربه کردهایم که در تصمیمگیری، قضاوت یا تحلیل مسئلهای اشتباه کردهایم. اما آنچه عجیبتر و پیچیدهتر است، نه خودِ اشتباه، بلکه اصرار بر ادامهی آن اشتباه حتی پس از آگاهی…
👍94❤15
جزایر سه گانه ایران در #خلیج_فارس.
تنب بزرگ، تنب کوچک و ابو موسی
#رشته_توییت
طی روزهای گذشته بیست و نهمین اجلاس مشترک کشورهای سازمان شورای همکاری های #خلیج_فارس و اتحادیه اروپا برگزار شد. در پایان این نشست کشورهای حاضر در این اجلاس، بیانیه ای ۶۳ ماده ای را امضا کردند که در آن به کشورهای مختلفی که حضور و یا بحرانهای داخلی آنها بر ثبات کشورهای حاشیه خلیج فارس اثر گذاشته و یا محل اختلافات امنیتی با این بلوک ایجاد میکنند در بندهای اختصاصی پرداخته است. بندهای ۴۸ تا ۵۲ اشاراتی به جمهوری اسلامی داشته و طی آن بر لزوم اعمال تحریمهای سازمان ملل و شورای امنیت عطف به برنامه هسته ای جمهوری اسلامی، در کنار باز بودن درهای مذاکره اشاره شده است. بند ۵۱ این قطعنامه به رسمیت شناختن حق حاکمیت امارات متحده عربی بر جزایر سه گانه پرداخته است که در این رشته توییت به طور خاص به این موضوع پرداختم. ترجمه فارسی بند ۵۱ این بیانیه بدین شرح است:
«بند ۵۱: شورای مشترک از ایران خواست به اشغال سه جزیره متعلق به امارات متحده عربی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی که نقض حاکمیت امارات و اصول منشور سازمان ملل محسوب میشود، پایان دهد. شورای مشترک نگرانی شدید خود را نسبت به نبود پیشرفت در حل اختلاف میان امارات و ایران درباره این سه جزیره ابراز کرد و بار دیگر حمایت خود را از حلوفصل مسالمتآمیز این مناقشه از طریق مذاکرات دوجانبه یا ارجاع آن به دیوان بینالمللی دادگستری مطابق با قوانین بینالمللی و اصول منشور سازمان ملل اعلام کرد.»
این بار اول نیست که امارات و برخی دیگر از کشورهای حاشیه #خلیج_فارس برای جزایر سه گانه به دنبال حمایت از کشورهای دیگر بوده اند. حداقل طی ۳ سال اخیر بیانه های کمابیش مشابهی با حمایت چین، روسیه و آمریکا صادر شده و حتی اتحادیه اروپا پیش از این و در بیست و ششمین دوره اجلاس مشابه در سال ۲۰۲۲ با ادبیات کمی خنثی تر، از حاکمیت امارت بر این جزایر حمایت کرده است. البته قطعا ادبیات قطعنامه این دوره بسیار جدی تر بوده و از واژه های حق حاکمیت امارت بر این جزایر و نیز واژه «اشغال» به صراحت استفاده است.
(ادامه رشته توییت👇)
2/5
✔️نگاهی اجمالی به مالکیت تاریخی ایران بر این جزایر:
جزایر سه گانه خلیج فارس از دوران هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان در کنترل ایران بود. این روند تا ادوار بعد و به عنوان مثال دوران صفویه و قاجار نیز ادامه داشت. در قرن نوزدهم، با گسترش نفوذ بریتانیا در خلیج فارس، انگلیسیها برای تأمین منافع خود با شیخنشینهای ساحل جنوبی خلیج فارس (از جمله شارجه و رأسالخیمه) قراردادهایی بستند و نهایتا در سال ۱۹۴۸ این جزایر به اشغال بریتانیا در آمدند. بریتانیا بدون پشتوانهٔ تاریخی، ادعا کرد این جزایر متعلق به شیخنشینهای تحتالحمایه اوست، هرچند تمام نقشهها و اسناد رسمی پیش از قرن نوزدهم، این جزایر را جزو خاک ایران نشان میدادند. دولتهای ایران در سراسر آن سالها اعتراض رسمی خود را به این ادعاها اعلام کرده و حاکمیت خود را حفظ نمودند. با نزدیک شدن به پایان حضور بریتانیا در خلیج فارس (۱۹۷۱)، ایران و بریتانیا وارد مذاکره شدند.
بر اساس توافق میان ایران و امیرنشین شارجه (در مورد ابوموسی) و اقدام یکجانبه ایران (در مورد تنبها)، جزایر در ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱ (۹ آذر ۱۳۵۰) پیش از تأسیس رسمی امارات متحده عربی، به کنترل کامل ایران بازگشتند. نیروهای ایرانی در همان روز در جزایر مستقر شدند و پرچم #شیر_و_خورشید_ایران برافراشته شد. شورای امنیت سازمان ملل در آن زمان شکایتی از سوی عربها را بررسی کرد، اما هیچ تصمیمی علیه ایران صادر نکرد چون اساسا صلاحیتی در مورد موارد اینچنینی و خصوصا با وجود مستندات بسیاری مبنی بر مالکیت ایران، نداشت.
در بیانیه اجلاس بیست و نهم از واژه «اشغال جزایر» استفاده شده. آیا این واژه صرفا اشاره به روز ۹ آذر ۱۳۵۰ دارد؟ اگرچه اشاره نامه به ورود نیروهای ارتش ایران به تنب بزرگ و تنب کوچک اشاره دارد اما این واژه ایست که در مکاتبات بر سر یکی از این جزایر هم از آن استفاده شده است. البته پس از تشریح جزییات این واژه به تفسیر بین المللی در خصوص آن نیز خواهم پرداخت.
(ادامه رشته توییت👇)
3/5
در تاریخ ۱۸ نوامبر ۱۹۷۱ نسخه تفاهم نامه ای از سوی شیخ شارجه، محمد القاسمی به وزارت خارجه بریتانیا ارسال شد. در آن زمان توافق شده بود جزیره ابوموسی به دو ناحیه انحصاری اقتدار ملی تفکیک شود و این تفاهم نامه اشاره به آن دارد. در بند ۱ این تفاهم نامه نوشته شده « ارتش ایران وارد ابوموسی خواهند شد و مناطق مورد مذاکره از این جزیره را "اشغال" خواهند کرد.» در بخشهای دیگری از این تفاهم نیز از واژه Occupy برای کنترل ایران بر جزیره استفاده شده است. در تاریخ ۲۴ نوامبر ۱۹۷۱ وزارت خارجه بریتانیا نامه ای به تفاهم نامه اضافه کرده و آن را برای تایید به تهران ارسال کرد که ذیل
@C_B_SHAHZADEH
تنب بزرگ، تنب کوچک و ابو موسی
#رشته_توییت
طی روزهای گذشته بیست و نهمین اجلاس مشترک کشورهای سازمان شورای همکاری های #خلیج_فارس و اتحادیه اروپا برگزار شد. در پایان این نشست کشورهای حاضر در این اجلاس، بیانیه ای ۶۳ ماده ای را امضا کردند که در آن به کشورهای مختلفی که حضور و یا بحرانهای داخلی آنها بر ثبات کشورهای حاشیه خلیج فارس اثر گذاشته و یا محل اختلافات امنیتی با این بلوک ایجاد میکنند در بندهای اختصاصی پرداخته است. بندهای ۴۸ تا ۵۲ اشاراتی به جمهوری اسلامی داشته و طی آن بر لزوم اعمال تحریمهای سازمان ملل و شورای امنیت عطف به برنامه هسته ای جمهوری اسلامی، در کنار باز بودن درهای مذاکره اشاره شده است. بند ۵۱ این قطعنامه به رسمیت شناختن حق حاکمیت امارات متحده عربی بر جزایر سه گانه پرداخته است که در این رشته توییت به طور خاص به این موضوع پرداختم. ترجمه فارسی بند ۵۱ این بیانیه بدین شرح است:
«بند ۵۱: شورای مشترک از ایران خواست به اشغال سه جزیره متعلق به امارات متحده عربی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی که نقض حاکمیت امارات و اصول منشور سازمان ملل محسوب میشود، پایان دهد. شورای مشترک نگرانی شدید خود را نسبت به نبود پیشرفت در حل اختلاف میان امارات و ایران درباره این سه جزیره ابراز کرد و بار دیگر حمایت خود را از حلوفصل مسالمتآمیز این مناقشه از طریق مذاکرات دوجانبه یا ارجاع آن به دیوان بینالمللی دادگستری مطابق با قوانین بینالمللی و اصول منشور سازمان ملل اعلام کرد.»
این بار اول نیست که امارات و برخی دیگر از کشورهای حاشیه #خلیج_فارس برای جزایر سه گانه به دنبال حمایت از کشورهای دیگر بوده اند. حداقل طی ۳ سال اخیر بیانه های کمابیش مشابهی با حمایت چین، روسیه و آمریکا صادر شده و حتی اتحادیه اروپا پیش از این و در بیست و ششمین دوره اجلاس مشابه در سال ۲۰۲۲ با ادبیات کمی خنثی تر، از حاکمیت امارت بر این جزایر حمایت کرده است. البته قطعا ادبیات قطعنامه این دوره بسیار جدی تر بوده و از واژه های حق حاکمیت امارت بر این جزایر و نیز واژه «اشغال» به صراحت استفاده است.
(ادامه رشته توییت👇)
2/5
✔️نگاهی اجمالی به مالکیت تاریخی ایران بر این جزایر:
جزایر سه گانه خلیج فارس از دوران هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان در کنترل ایران بود. این روند تا ادوار بعد و به عنوان مثال دوران صفویه و قاجار نیز ادامه داشت. در قرن نوزدهم، با گسترش نفوذ بریتانیا در خلیج فارس، انگلیسیها برای تأمین منافع خود با شیخنشینهای ساحل جنوبی خلیج فارس (از جمله شارجه و رأسالخیمه) قراردادهایی بستند و نهایتا در سال ۱۹۴۸ این جزایر به اشغال بریتانیا در آمدند. بریتانیا بدون پشتوانهٔ تاریخی، ادعا کرد این جزایر متعلق به شیخنشینهای تحتالحمایه اوست، هرچند تمام نقشهها و اسناد رسمی پیش از قرن نوزدهم، این جزایر را جزو خاک ایران نشان میدادند. دولتهای ایران در سراسر آن سالها اعتراض رسمی خود را به این ادعاها اعلام کرده و حاکمیت خود را حفظ نمودند. با نزدیک شدن به پایان حضور بریتانیا در خلیج فارس (۱۹۷۱)، ایران و بریتانیا وارد مذاکره شدند.
بر اساس توافق میان ایران و امیرنشین شارجه (در مورد ابوموسی) و اقدام یکجانبه ایران (در مورد تنبها)، جزایر در ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱ (۹ آذر ۱۳۵۰) پیش از تأسیس رسمی امارات متحده عربی، به کنترل کامل ایران بازگشتند. نیروهای ایرانی در همان روز در جزایر مستقر شدند و پرچم #شیر_و_خورشید_ایران برافراشته شد. شورای امنیت سازمان ملل در آن زمان شکایتی از سوی عربها را بررسی کرد، اما هیچ تصمیمی علیه ایران صادر نکرد چون اساسا صلاحیتی در مورد موارد اینچنینی و خصوصا با وجود مستندات بسیاری مبنی بر مالکیت ایران، نداشت.
در بیانیه اجلاس بیست و نهم از واژه «اشغال جزایر» استفاده شده. آیا این واژه صرفا اشاره به روز ۹ آذر ۱۳۵۰ دارد؟ اگرچه اشاره نامه به ورود نیروهای ارتش ایران به تنب بزرگ و تنب کوچک اشاره دارد اما این واژه ایست که در مکاتبات بر سر یکی از این جزایر هم از آن استفاده شده است. البته پس از تشریح جزییات این واژه به تفسیر بین المللی در خصوص آن نیز خواهم پرداخت.
(ادامه رشته توییت👇)
3/5
در تاریخ ۱۸ نوامبر ۱۹۷۱ نسخه تفاهم نامه ای از سوی شیخ شارجه، محمد القاسمی به وزارت خارجه بریتانیا ارسال شد. در آن زمان توافق شده بود جزیره ابوموسی به دو ناحیه انحصاری اقتدار ملی تفکیک شود و این تفاهم نامه اشاره به آن دارد. در بند ۱ این تفاهم نامه نوشته شده « ارتش ایران وارد ابوموسی خواهند شد و مناطق مورد مذاکره از این جزیره را "اشغال" خواهند کرد.» در بخشهای دیگری از این تفاهم نیز از واژه Occupy برای کنترل ایران بر جزیره استفاده شده است. در تاریخ ۲۴ نوامبر ۱۹۷۱ وزارت خارجه بریتانیا نامه ای به تفاهم نامه اضافه کرده و آن را برای تایید به تهران ارسال کرد که ذیل
@C_B_SHAHZADEH
🧵 Thread • FixupX
Kourosh Shahrad (@Kourosh_techart)
1/5
جزایر سه گانه ایران در #خلیج_فارس.
تنب بزرگ، تنب کوچک و ابو موسی
#رشته_توییت
طی روزهای گذشته بیست و نهمین اجلاس مشترک کشورهای سازمان شورای همکاری های #خلیج_فارس و اتحادیه اروپا برگزار شد. در پایان این نشست کشورهای حاضر در این اجلاس، بیانیه ای ۶۳ ماده…
جزایر سه گانه ایران در #خلیج_فارس.
تنب بزرگ، تنب کوچک و ابو موسی
#رشته_توییت
طی روزهای گذشته بیست و نهمین اجلاس مشترک کشورهای سازمان شورای همکاری های #خلیج_فارس و اتحادیه اروپا برگزار شد. در پایان این نشست کشورهای حاضر در این اجلاس، بیانیه ای ۶۳ ماده…
🌚98👍31❤7🔥2
رشته_توییت
چهارم آبان علاوه بر سالروز تولد شاهنشاه آریامهر، سالروز تولد والاحضرت اشرف پهلوی خواهر دوقلوی شاه هم هست.
شاهدخت اشرف پهلوی واقعا یکی از خاصترین زنهای تاریخ معاصر ایرانه که طبق معمول همه چیز در موردشون باید بازخوانی بشه
شاهدخت اشرف در دورانی که تقریباً همهچیز دست مردها بود، تونستن برای خودشون جایگاهی در سطح جهانی بسازن که حتی خیلی از سیاستمداران بزرگ دنیا هم روی ایشون حساب میکردن.
شاید یکی از چیزهایی که کمتر ازش گفته شده نقش شاهدخت اشرف در جریان جمهوری آذربایجان بود
سال ۱۳۲۵ و بعد از مذاکرات جناب قوام السلطنه با شوروی در مورد مسئلهی نفت شمال و تخلیهی ارتش سرخ از خاک ایران، حکومت وقت قصد آزادسازی آذربایجان رو داشت
و درست در همین زمان بود که شاهدخت اشرف به دعوت صلیب سرخ به مسکو سفر میکنن، هدف اصلی اما دیدار با استالین بود که در اون زمان پیروز جنگ جهانی دوم بود وقدرت زیادی داشت، خوبه بقیهی داستان این ملاقات رو از زبان خود شاهدخت اشرف بشنویم
«برنامه های گوناگونی در این سفر ترتيب داده بودند و ديدارهايی از شهرهای كيف، خاركف، لنينگراد و استالينگراد صورت گرفت، اما مهمترین هدف من، دیدار با استالین بود که بر آن اصرار داشتم ، سرانجام قرار شد تنها به مدت ۱۰ دقيقه با استالین ملاقات داشته باشم»
«به استالین یادآوری کردم که لنین بعد از انقلاب کلیۀ امتیازات امپریالیستی را که تزارها در ایران به دست آورده بودند لغو کرد و به این ترتیب تحسین و احترام ملّت ما را به دست آورد و از او تقاضا کردم که روسیه به پشتیبانی از «جمهوری آذربایجان» خاتمه دهد»
«و کوشیدم استالین را متقاعد کنم که وجود این دولت دست نشانده روابط دو کشور ما را در سال های آینده تیره خواهد کرد...ملاقات ده دقیقه ای ما دو ساعت و نیم طول کشید و پس از پایان آن، استالین با من دست داد و تا دم در مرا همراهی کرد.»
«…و دستش را روی شانۀ من گذاشت، به چشمانم نگاه کرد و گفت:«سلام های قلبی مرا به برادرتان شاهنشاه ابلاغ کنید و به او بگوئید که اگر او ده نفر مانند شما داشت هیچگونه نگرانی نمی داشت. بعد در حالی که به طرف مترجم برگشته بود با اشاره به من گفت:
«این یک وطن پرست واقعی است»»
اما این تمام خدمات شاهدخت اشرف به ایران نیست کارهایی که ایشون برای زنان ایران کردن، مخصوصا از طریق «سازمان زنان ایران»، واقعا تاثیرگذار بود. از آموزش و سوادآموزی گرفته تا حمایت از حقوق اجتماعی و شغلی زنان، باعث شد خیلی از دخترای اون نسل، زندگی متفاوتی پیدا کنن
در سطح بینالمللی هم، شاهدخت اشرف در دورهای نقش نمایندهی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل رو داشتند و در سال ۱۹۶۵ هم ریاست کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل رو برعهده داشتند، خوبه بدونیم که از سال ۱۹۴۸ تا الان فقط سه زن تونستن این مقام رو داشته باشن
در پایان میشه گفت شاهدخت اشرف از اون آدمهایی بودند که مثل برادرشون خیلی جلوتر از زمان خودشون حرکت میکردند و با وجودی که جا تلاش کرد مثل باقی زنان خاندان پهلوی چهرهای مخدوش از ایشون ارائه بده به هیچ عنوان نمیشه انکار کرد که نقش بزرگی در شکل دادن به سرنوشت زن ایرانی داشتند/👑
@C_B_SHAHZADEH
چهارم آبان علاوه بر سالروز تولد شاهنشاه آریامهر، سالروز تولد والاحضرت اشرف پهلوی خواهر دوقلوی شاه هم هست.
شاهدخت اشرف پهلوی واقعا یکی از خاصترین زنهای تاریخ معاصر ایرانه که طبق معمول همه چیز در موردشون باید بازخوانی بشه
شاهدخت اشرف در دورانی که تقریباً همهچیز دست مردها بود، تونستن برای خودشون جایگاهی در سطح جهانی بسازن که حتی خیلی از سیاستمداران بزرگ دنیا هم روی ایشون حساب میکردن.
شاید یکی از چیزهایی که کمتر ازش گفته شده نقش شاهدخت اشرف در جریان جمهوری آذربایجان بود
سال ۱۳۲۵ و بعد از مذاکرات جناب قوام السلطنه با شوروی در مورد مسئلهی نفت شمال و تخلیهی ارتش سرخ از خاک ایران، حکومت وقت قصد آزادسازی آذربایجان رو داشت
و درست در همین زمان بود که شاهدخت اشرف به دعوت صلیب سرخ به مسکو سفر میکنن، هدف اصلی اما دیدار با استالین بود که در اون زمان پیروز جنگ جهانی دوم بود وقدرت زیادی داشت، خوبه بقیهی داستان این ملاقات رو از زبان خود شاهدخت اشرف بشنویم
«برنامه های گوناگونی در این سفر ترتيب داده بودند و ديدارهايی از شهرهای كيف، خاركف، لنينگراد و استالينگراد صورت گرفت، اما مهمترین هدف من، دیدار با استالین بود که بر آن اصرار داشتم ، سرانجام قرار شد تنها به مدت ۱۰ دقيقه با استالین ملاقات داشته باشم»
«به استالین یادآوری کردم که لنین بعد از انقلاب کلیۀ امتیازات امپریالیستی را که تزارها در ایران به دست آورده بودند لغو کرد و به این ترتیب تحسین و احترام ملّت ما را به دست آورد و از او تقاضا کردم که روسیه به پشتیبانی از «جمهوری آذربایجان» خاتمه دهد»
«و کوشیدم استالین را متقاعد کنم که وجود این دولت دست نشانده روابط دو کشور ما را در سال های آینده تیره خواهد کرد...ملاقات ده دقیقه ای ما دو ساعت و نیم طول کشید و پس از پایان آن، استالین با من دست داد و تا دم در مرا همراهی کرد.»
«…و دستش را روی شانۀ من گذاشت، به چشمانم نگاه کرد و گفت:«سلام های قلبی مرا به برادرتان شاهنشاه ابلاغ کنید و به او بگوئید که اگر او ده نفر مانند شما داشت هیچگونه نگرانی نمی داشت. بعد در حالی که به طرف مترجم برگشته بود با اشاره به من گفت:
«این یک وطن پرست واقعی است»»
اما این تمام خدمات شاهدخت اشرف به ایران نیست کارهایی که ایشون برای زنان ایران کردن، مخصوصا از طریق «سازمان زنان ایران»، واقعا تاثیرگذار بود. از آموزش و سوادآموزی گرفته تا حمایت از حقوق اجتماعی و شغلی زنان، باعث شد خیلی از دخترای اون نسل، زندگی متفاوتی پیدا کنن
در سطح بینالمللی هم، شاهدخت اشرف در دورهای نقش نمایندهی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل رو داشتند و در سال ۱۹۶۵ هم ریاست کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل رو برعهده داشتند، خوبه بدونیم که از سال ۱۹۴۸ تا الان فقط سه زن تونستن این مقام رو داشته باشن
در پایان میشه گفت شاهدخت اشرف از اون آدمهایی بودند که مثل برادرشون خیلی جلوتر از زمان خودشون حرکت میکردند و با وجودی که جا تلاش کرد مثل باقی زنان خاندان پهلوی چهرهای مخدوش از ایشون ارائه بده به هیچ عنوان نمیشه انکار کرد که نقش بزرگی در شکل دادن به سرنوشت زن ایرانی داشتند/👑
@C_B_SHAHZADEH
🧵 Thread • FixupX
فرنسیس (@nuageforest)
#رشته_توییت
چهارم آبان علاوه بر سالروز تولد شاهنشاه آریامهر، سالروز تولد والاحضرت اشرف پهلوی خواهر دوقلوی شاه هم هست.
شاهدخت اشرف پهلوی واقعا یکی از خاصترین زنهای تاریخ معاصر ایرانه که طبق معمول همه چیز در موردشون باید بازخوانی بشه
چهارم آبان علاوه بر سالروز تولد شاهنشاه آریامهر، سالروز تولد والاحضرت اشرف پهلوی خواهر دوقلوی شاه هم هست.
شاهدخت اشرف پهلوی واقعا یکی از خاصترین زنهای تاریخ معاصر ایرانه که طبق معمول همه چیز در موردشون باید بازخوانی بشه
❤176🫡11💯3👍1