الان روزای خوبمونه
یه روزی رئیس قوه قضائیه این مملکت یه عراقی بود که حتی فارسی بلد نبود اسمش رو گذاشته بودن هاشمی «شاهرودی» که ما نفهمیم ایرانی نیست.
مثل اسامی لاریجانی، خامنهای، خمینی و…
که از روی اسم شهرها برداشتن که حواس بقیه رو از روی خارجی بودنشون پرت کنن
ایران در اشغال بیگانگان است بعضی از این اشغالگران از شیعیان لبنانی و عراقی هستند.
@C_B_SHAHZADEH
یه روزی رئیس قوه قضائیه این مملکت یه عراقی بود که حتی فارسی بلد نبود اسمش رو گذاشته بودن هاشمی «شاهرودی» که ما نفهمیم ایرانی نیست.
مثل اسامی لاریجانی، خامنهای، خمینی و…
که از روی اسم شهرها برداشتن که حواس بقیه رو از روی خارجی بودنشون پرت کنن
ایران در اشغال بیگانگان است بعضی از این اشغالگران از شیعیان لبنانی و عراقی هستند.
@C_B_SHAHZADEH
👍282🔥35❤8👌7👏6😱1💔1
هر وقت احساس ناامیدی کردید
یادتون بیارید اسرائیل جوری زد که هنوز سپاه نتونسته شلوار سلامی رو پیدا کنه :))))))
#سقوط_دیکتاتور
🔗 عبدالله موسولچی (@Mosolchi)
@C_B_SHAHZADEH
یادتون بیارید اسرائیل جوری زد که هنوز سپاه نتونسته شلوار سلامی رو پیدا کنه :))))))
#سقوط_دیکتاتور
🔗 عبدالله موسولچی (@Mosolchi)
@C_B_SHAHZADEH
👍272🤩78👏15❤7🥰5🔥3🎉3💯1
برای سالگرد مصدق طرفداراش یوم المصدق گرفتند همهشون با هم غش کردند:)
@C_B_SHAHZADEH
غشی اعظم خودش دست بکار شده :)
#ننگ_بر_سه_فاسد_ملا_چپی_مجاهد
@C_B_SHAHZADEH
👍194🤩77🔥12👌4❤3🥰2🕊1
⚡🇪🇺جلد ترسناک مجله نشنالجئوگرافیک:
اروپایی های جدید.
🔗 LiveIranNews (@IranNewsAgency0)
@C_B_SHAHZADEH
اروپایی های جدید.
🔗 LiveIranNews (@IranNewsAgency0)
@C_B_SHAHZADEH
🔥188🤩50😱12👍11❤8
پر سر و صدا اومد و به سرعت باد رفت و محو شد و فقط یه بوی بد ازش تو خاطرهها موند.
این توییت من در مورد گوز نیست.
🔗 𓄂✺Yaar - يار قدیمی🎗️ (@YaarGhadimi)
@C_B_SHAHZADEH
این توییت من در مورد گوز نیست.
🔗 𓄂✺Yaar - يار قدیمی🎗️ (@YaarGhadimi)
@C_B_SHAHZADEH
💯276👍50❤14👌9🤩8🔥7
من از بچه های اینستا خواستم که برای عرازش رجزخونی نکنن. نترسونین بزاریم در تیررس بمونن.
اگر گفتن موشک ساختیم ال و بل بگین آره آفرین. اگر گفتن کف خیابون ال میکنیم و بل بگین بگین ماشالا منتظریم. خوب نیست یمدته ندای حیدعر حیدعر ازشون نمیاد، اگه فرار کنن چندسال باید دنبالشون بگردیم.
🔗 حیله گر (@2002Kingfox)
@C_B_SHAHZADEH
اگر گفتن موشک ساختیم ال و بل بگین آره آفرین. اگر گفتن کف خیابون ال میکنیم و بل بگین بگین ماشالا منتظریم. خوب نیست یمدته ندای حیدعر حیدعر ازشون نمیاد، اگه فرار کنن چندسال باید دنبالشون بگردیم.
🔗 حیله گر (@2002Kingfox)
@C_B_SHAHZADEH
👍236❤27👌9🔥3🕊2
🔺 یک مقام ارشد در وزارت امور خارجه آمریکا که دیدگاههای طرفدار ایران و ضد اسرائیل داشت، اخراج شد
@C_B_SHAHZADEH
وزارت امور خارجه آمریکا پس از تأخیری هفت ماهه، شاهد قریشی را که به عنوان دستیار ارشد سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در امور «اسرائیل - فلسطین» خدمت میکرد، اخراج کرد.
قریشی از زمان دولت بایدن این سمت را بر عهده داشت و مسئول تهیه بیانیههای وزارت امور خارجه برای رسانهها بود. او تلاش کرد تا اصطلاح «کرانه باختری» را حفظ کند، علیرغم تغییراتی که دولت ترامپ در این زمینه ایجاد کرده بود، و همچنین بیانیهای را ترویج داد که ابراز تأسف از حذف انص الشریف، تروریست حماس که به عنوان خبرنگار الجزیره فعالیت میکرد و توسط اسرائیل حذف شد، بود.
قریشی از حامیان نیآک - لابی ایرانی-آمریکایی که از توافق هستهای با ایران که توسط اوباما امضا شده بود حمایت میکرد و مخالف لغو آن توسط دولت ترامپ بود، بود.
او حتی به این لابی ایرانی کمک مالی نیز کرده بود.
@C_B_SHAHZADEH
❤76👏45👍31🔥4🎉3
نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل:
"ما در آستانه پایان دادن به این جنگ هستیم ، 7 جبهه از جمله ایران و وابسته به آن ، و وقتی این اتفاق بیفتد ما فرصت های زیادی برای گسترش توافقات صلح خواهیم داشت".
@C_B_SHAHZADEH
"ما در آستانه پایان دادن به این جنگ هستیم ، 7 جبهه از جمله ایران و وابسته به آن ، و وقتی این اتفاق بیفتد ما فرصت های زیادی برای گسترش توافقات صلح خواهیم داشت".
@C_B_SHAHZADEH
❤230👍17👏12🔥3
👍211👏59🔥4❤2🥰2🎉2
کمپین بازگشت شاهزاده
🚨گزارش کانال الحدث: سلاح گروههای فلسطینی در اردوگاههای لبنان در حال جمعآوری است . @C_B_SHAHZADEH
🚨🔺منبع نظامی لبنانی به الحدث:
اردوگاه «برج البراجنه» فلسطینی اولین اردوگاهی است که جمعآوری سلاحها از آن آغاز شد .
@C_B_SHAHZADEH
اردوگاه «برج البراجنه» فلسطینی اولین اردوگاهی است که جمعآوری سلاحها از آن آغاز شد .
@C_B_SHAHZADEH
👍178👏49❤3🔥3🎉3
#بلوغ_سیاسی و #سرنوشت #فروپاشی
🌱 مقدمه
من همیشه کار اصلیم خوانندگی بوده، اما شرایط زندگیم بهعنوان یک ایرانی خارج از کشور باعث شده خیلی نزدیکتر از همیشه سیاست ایران و جهان رو دنبال کنم. این چند سال اخیر بیشتر از هر زمان دیگهای حس کردم که باید دیدگاههام، برداشتهام و چیزهایی که مطالعه کردم یا تجربه کردم رو با شما درمیون بذارم.
اما این نوشتهها قرار نیست فقط «حرفهای من» باشه. من اینجا رو مثل یک فضای باز میبینم؛ مثل یک اوپن سورس فکری که هر کسی بتونه نظرش رو اضافه کنه، نقد کنه و ایدههاش رو شریک بشه. چون باور دارم آیندهی ایران با همفکری و کنار هم بودن ساخته میشود.
پس بیاید این متنها رو فقط یه شروع بدونیم؛ شروع یه گفتوگو. من چیزی که حس میکنم مینویسم، شما هم فکر و نظر خودتون رو اضافه کنید. همین تعاملهاست که میتونه ما رو به درک عمیقتر و راهحلهای روشنتر برسونه.
#بلوغ_سیاسی و #سرنوشت #فروپاشی
آیا مردم ایران در حال رسیدن به بلوغ سیاسی هستند؟
نشانههای بیداری سیاسی در ایران بیش از هر زمان دیگر آشکار است. مردم با عقل و تحلیل شرایط را میسنجند. گزارشها و ویدیوهایی که شهروندان شجاع از دل خیابانها ثبت میکنند و به رسانههایی چون ایراناینترنشنال و منوتو میرسانند، تصویر واقعی جامعه را بازتاب میدهند..
در مقابل، دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی با وحشتی عریان، حجم عظیمی از پروپاگاندا را روانه پخش از صدا و سیما میکند؛
از تکرار توهینها و دروغها علیه شاهزاده رضا پهلوی و خانوادهی پهلوی،
از بازتولید همان حرفهای پوسیدهی «بیعرضگی»، «وابستگی» یا «بیحرمتی»— همان کلیشههایی که نسل پنجاهوهفتی با نوارهای کاست و وعدههای پوچ شنیدند، و همان بیاحترامیهایی که آن زمان حتی دامن شهبانو فرح پهلوی را گرفت و امروز نیز به همسر شاهزاده میرسد—
اما امروز مردم دیگر آن مردم سال ۵۷ نیستند. حقیقت را با زبان امروز سیاست میفهمند، و مقایسه میکنند
جامعه ایران هرچه بیشتر به بلوغ سیاسی نزدیک میشود، انرژی خیابانی برای یک انفجار نهایی آمادهتر خواهد شد.
چون ما بیرون از ایران دسترسی بیشتر به تحلیلها و روایتهای پیدرپی داریم، انتظار داریم خیابان هم با همین سرعت جلو بره.
اما خیابان تابع ریتم دیگریست: امنیت جانی، معیشت. مردم داخل هر بار که میخواهند شعله را بلند کنند، باید هزینه را بسنجند.
این فاصله بین «هیجان ما» و «ریتم آنها» باعث توهم «کم شدن شعله آتش» میشود، در حالی که در واقعیت، آتش زیر خاکستر با هر بحران جدید دوباره زبانه میکشد.
هنوز تعداد انگشتشماری از ایدئولوژیستهای دایناسوری جمهوری اسلامی یا همون سیاستمداران قالتاق, استاد دانشگاه یا کارشناس سیاسی، باقی ماندهاند؛ همان نسل اول جنایتکارانی که با لبخندهای چرک و داستانسراییهای نخنما سالها گوش مردم را پر کردهاند. اینها هنوز برای جمعی کوچک خریدار دارند،
آنها نه ایدهای تازه دارند، نه پایگاهی جدی در جامعه؛ تنها با چسبیدن به نظام و نشستن بر صندلیهای دانشگاهی یا منابر رسانهای، روزگار میگذرانند.
گاه از سوی نظام یا جریانهای بهاصطلاح ارزشی، «تکاستخوانی» به سمتشان پرتاب میشود؛ تا همچنان در صف مدافعان ظاهری باقی بمانند.
اما حتی این گروه نیز بهتدریج رنگ میبازند؛ چرا که جامعه، دیگر بهخوبی آنها را میشناسد و سخنانشان نه شور میآفریند و نه اعتماد برمیانگیزد.
سقوط فرهنگی و تهوع رسانهای
در همین میان، دیدن گویندههای تلویزیونی و هنرمندانی که از سکوهای رسمی جمهوری اسلامی، حرفهای خجالتآور و احمقانه میزنند، خود سند دیگری بر عمق زوال فرهنگی است. در هر جامعه، هنرمندان و چهرههای رسانهای باید الهامبخش باشند، جامعه را به جلو هدایت کنند. اما در ایران امروز، افرادی که خود را «هنرمند» یا «گوینده» مینامند، جملات پوچ و لاتی حرف زدن و دعوا گرفتن تصویری شده ریالیتی شو جدید صدا و سیما. این واقعاً گریهدار است. گریهدار که کشوری با تاریخ و فرهنگ ایران، اسیر چنین چهرههایی شده باشد. چهرههاای که هیچ نسبتی با شأن مردم ایران ندارند.
با این حال همیشه درصدی منفعت طلب, ذینفع یا حتی منفعل و منزوی وجود دارند که زیر چتر اصلاح طلب یا مذهبیون افراطی جا خوش میکنند؛
کسانی که با داستانها, یارانه , کوپن، غذای مجانی و وعدههای پوچ، بهسادگی فریب میخورند یا جنایات را نادیده میگیرند و همه زندگیشان را به دست همان کسانی میسپارند که سالها تحقیرشان کردهاند. اما امروز، مردم تکتکشان را شناختهاند . این بار، برخلاف ۵۷، مردم ایران فریب وعدههای پوچ را نخواهند خورد. این بار، مردم ایران میدانند چه نمیخواهند، و مهمتر از آن، فهمیدن که چه میخواهند. تغییرنظام با کمک و مدیریت شاهزاده رضا پهلوی
🌱 مقدمه
من همیشه کار اصلیم خوانندگی بوده، اما شرایط زندگیم بهعنوان یک ایرانی خارج از کشور باعث شده خیلی نزدیکتر از همیشه سیاست ایران و جهان رو دنبال کنم. این چند سال اخیر بیشتر از هر زمان دیگهای حس کردم که باید دیدگاههام، برداشتهام و چیزهایی که مطالعه کردم یا تجربه کردم رو با شما درمیون بذارم.
اما این نوشتهها قرار نیست فقط «حرفهای من» باشه. من اینجا رو مثل یک فضای باز میبینم؛ مثل یک اوپن سورس فکری که هر کسی بتونه نظرش رو اضافه کنه، نقد کنه و ایدههاش رو شریک بشه. چون باور دارم آیندهی ایران با همفکری و کنار هم بودن ساخته میشود.
پس بیاید این متنها رو فقط یه شروع بدونیم؛ شروع یه گفتوگو. من چیزی که حس میکنم مینویسم، شما هم فکر و نظر خودتون رو اضافه کنید. همین تعاملهاست که میتونه ما رو به درک عمیقتر و راهحلهای روشنتر برسونه.
#بلوغ_سیاسی و #سرنوشت #فروپاشی
آیا مردم ایران در حال رسیدن به بلوغ سیاسی هستند؟
نشانههای بیداری سیاسی در ایران بیش از هر زمان دیگر آشکار است. مردم با عقل و تحلیل شرایط را میسنجند. گزارشها و ویدیوهایی که شهروندان شجاع از دل خیابانها ثبت میکنند و به رسانههایی چون ایراناینترنشنال و منوتو میرسانند، تصویر واقعی جامعه را بازتاب میدهند..
در مقابل، دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی با وحشتی عریان، حجم عظیمی از پروپاگاندا را روانه پخش از صدا و سیما میکند؛
از تکرار توهینها و دروغها علیه شاهزاده رضا پهلوی و خانوادهی پهلوی،
از بازتولید همان حرفهای پوسیدهی «بیعرضگی»، «وابستگی» یا «بیحرمتی»— همان کلیشههایی که نسل پنجاهوهفتی با نوارهای کاست و وعدههای پوچ شنیدند، و همان بیاحترامیهایی که آن زمان حتی دامن شهبانو فرح پهلوی را گرفت و امروز نیز به همسر شاهزاده میرسد—
اما امروز مردم دیگر آن مردم سال ۵۷ نیستند. حقیقت را با زبان امروز سیاست میفهمند، و مقایسه میکنند
جامعه ایران هرچه بیشتر به بلوغ سیاسی نزدیک میشود، انرژی خیابانی برای یک انفجار نهایی آمادهتر خواهد شد.
چون ما بیرون از ایران دسترسی بیشتر به تحلیلها و روایتهای پیدرپی داریم، انتظار داریم خیابان هم با همین سرعت جلو بره.
اما خیابان تابع ریتم دیگریست: امنیت جانی، معیشت. مردم داخل هر بار که میخواهند شعله را بلند کنند، باید هزینه را بسنجند.
این فاصله بین «هیجان ما» و «ریتم آنها» باعث توهم «کم شدن شعله آتش» میشود، در حالی که در واقعیت، آتش زیر خاکستر با هر بحران جدید دوباره زبانه میکشد.
هنوز تعداد انگشتشماری از ایدئولوژیستهای دایناسوری جمهوری اسلامی یا همون سیاستمداران قالتاق, استاد دانشگاه یا کارشناس سیاسی، باقی ماندهاند؛ همان نسل اول جنایتکارانی که با لبخندهای چرک و داستانسراییهای نخنما سالها گوش مردم را پر کردهاند. اینها هنوز برای جمعی کوچک خریدار دارند،
آنها نه ایدهای تازه دارند، نه پایگاهی جدی در جامعه؛ تنها با چسبیدن به نظام و نشستن بر صندلیهای دانشگاهی یا منابر رسانهای، روزگار میگذرانند.
گاه از سوی نظام یا جریانهای بهاصطلاح ارزشی، «تکاستخوانی» به سمتشان پرتاب میشود؛ تا همچنان در صف مدافعان ظاهری باقی بمانند.
اما حتی این گروه نیز بهتدریج رنگ میبازند؛ چرا که جامعه، دیگر بهخوبی آنها را میشناسد و سخنانشان نه شور میآفریند و نه اعتماد برمیانگیزد.
سقوط فرهنگی و تهوع رسانهای
در همین میان، دیدن گویندههای تلویزیونی و هنرمندانی که از سکوهای رسمی جمهوری اسلامی، حرفهای خجالتآور و احمقانه میزنند، خود سند دیگری بر عمق زوال فرهنگی است. در هر جامعه، هنرمندان و چهرههای رسانهای باید الهامبخش باشند، جامعه را به جلو هدایت کنند. اما در ایران امروز، افرادی که خود را «هنرمند» یا «گوینده» مینامند، جملات پوچ و لاتی حرف زدن و دعوا گرفتن تصویری شده ریالیتی شو جدید صدا و سیما. این واقعاً گریهدار است. گریهدار که کشوری با تاریخ و فرهنگ ایران، اسیر چنین چهرههایی شده باشد. چهرههاای که هیچ نسبتی با شأن مردم ایران ندارند.
با این حال همیشه درصدی منفعت طلب, ذینفع یا حتی منفعل و منزوی وجود دارند که زیر چتر اصلاح طلب یا مذهبیون افراطی جا خوش میکنند؛
کسانی که با داستانها, یارانه , کوپن، غذای مجانی و وعدههای پوچ، بهسادگی فریب میخورند یا جنایات را نادیده میگیرند و همه زندگیشان را به دست همان کسانی میسپارند که سالها تحقیرشان کردهاند. اما امروز، مردم تکتکشان را شناختهاند . این بار، برخلاف ۵۷، مردم ایران فریب وعدههای پوچ را نخواهند خورد. این بار، مردم ایران میدانند چه نمیخواهند، و مهمتر از آن، فهمیدن که چه میخواهند. تغییرنظام با کمک و مدیریت شاهزاده رضا پهلوی
👍124❤18🔥1
چرا آتش کم شعله به نظر میرسد؟
گاهی ما حس میکنیم آتش فروپاشی کم شعله است. دلیلش این است که به تیترهای بزرگ و تغییرات ناگهانی عادت کردهایم؛ تا حادثهای تکاندهنده نبینیم، خیال میکنیم سقوط دورتر است. اما اگر به زندگی روزمره مردم نگاه کنیم، واقعیت روشن است: ۴۷ سال است که هیچ بهبودی نیامده و هر روز فقط بدتر شده.
این را همیشه باید به یاد بیاوریم؛
زندگی زیر سلطه جمهوری اسلامی شبیه رابطهای سمی است؛
وقتی ۴۷ سال با کسی زندگی کرده باشی که هر روز بیشتر ظلم کرده، بیشتر آسیب زده، بیشتر تحقیر کرده—کجا باید تصمیم بگیری که طلاق بگیری؟
تا کی میخواهیم به توسری خوردن عادت کنیم؟
تا کی میخواهیم ظلمپذیری را سرلوحهٔ زندگی فرزندان و نسلهای آینده کنیم؟
عادت به «توسری خوردن» و پذیرش ظلم، نباید سرلوحهی زندگی فرزندان آینده ایران شود.
پس بلوغ سیاسی یعنی همین:
یعنی مردم بفهمند که تغییر یک انتخاب نیست، یک ضرورت است. یعنی درک کنیم که جمهوری اسلامی با تمام تبلیغاتش تنها چیزی را به ارمغان آورده: ویرانی، دروغ و بنبست.
امروز صفهای کوچک و کوچکتر نماز جمعه، استعفای پیدرپی امامان جمعه، و پشت کردن مردم به دین حکومتی نشانهٔ واضح همین بیداری است. مردم خداباورند، مؤمناند، ایراندوستاند—اما دیگر دین جمهوری اسلامی را نمیخواهند.
این همان نقطهٔ بلوغی است که فروپاشی حقیقی از دل آن زاده خواهد شد.
آن لحظهٔ آتشفشانی چطور شکل میگیرد؟
جرقهٔ بیرونی (یک بحران اقتصادی/سیاسی/منطقهای).
جرقهٔ درونی (قتل حکومتی، فاجعهٔ ملی، بیاعتنایی مطلق به یک مطالبهٔ عمومی).
وقتی این جرقه میافتد، اگر جامعه بلوغ نسبی پیدا کرده باشد → انفجار تبدیل میشود به حرکت سازمانیافته، نه فقط شور لحظهای. اینجاست که فروپاشی کامل شکل میگیرد.
برای مدیریت احساسات خودت
هیجان را ابزار کن، نه بار: این انرژی را بریز در نوشتن، گفتگو، هنر، آگاهیرسانی.
به خودت یادآوری کن: تغییر پایدار همیشه کندتر از خواستهٔ قلبی ماست.
با امید واقعی زندگی کن: هر بحران تازه، هر ویدیوی شهروندی، هر شکاف در پروپاگندا نشان میدهد که مسیر زنده است، حتی اگر آهسته حس میشود .
ذهنیت «انفجار نزدیک است» را با ذهنیت «من بخشی از زیرساخت بلوغ سیاسیام» جایگزین کن. این تغییر نگاه، اضطراب انتظار را به حس مسئولیت فعال تبدیل میکند.
جمعبندی: بلوغ سیاسی و سرنوشت فروپاشی
امروز بیش از هر زمان، جامعه ایران به بلوغ سیاسی نزدیک شده است. نسل تازه نه فریب لبخندهای دروغین را میخورد، نه تسلیم وعدههای پوچ میشود. این بلوغ سیاسی همان زیرساختی است که دیر یا زود آتشفشان خشم مردم را شعلهور خواهد کرد.
و ما، چه در داخل و چه در خارج از ایران، باید نقش خود را درست ایفا کنیم: صبور، هوشیار و آماده.
فروپاشی این نظام، نه یک احتمال، بلکه یک سرنوشت است.
پاینده باد ایران
#منصور
خواننده
@C_B_SHAHZADEH
گاهی ما حس میکنیم آتش فروپاشی کم شعله است. دلیلش این است که به تیترهای بزرگ و تغییرات ناگهانی عادت کردهایم؛ تا حادثهای تکاندهنده نبینیم، خیال میکنیم سقوط دورتر است. اما اگر به زندگی روزمره مردم نگاه کنیم، واقعیت روشن است: ۴۷ سال است که هیچ بهبودی نیامده و هر روز فقط بدتر شده.
این را همیشه باید به یاد بیاوریم؛
زندگی زیر سلطه جمهوری اسلامی شبیه رابطهای سمی است؛
وقتی ۴۷ سال با کسی زندگی کرده باشی که هر روز بیشتر ظلم کرده، بیشتر آسیب زده، بیشتر تحقیر کرده—کجا باید تصمیم بگیری که طلاق بگیری؟
تا کی میخواهیم به توسری خوردن عادت کنیم؟
تا کی میخواهیم ظلمپذیری را سرلوحهٔ زندگی فرزندان و نسلهای آینده کنیم؟
عادت به «توسری خوردن» و پذیرش ظلم، نباید سرلوحهی زندگی فرزندان آینده ایران شود.
پس بلوغ سیاسی یعنی همین:
یعنی مردم بفهمند که تغییر یک انتخاب نیست، یک ضرورت است. یعنی درک کنیم که جمهوری اسلامی با تمام تبلیغاتش تنها چیزی را به ارمغان آورده: ویرانی، دروغ و بنبست.
امروز صفهای کوچک و کوچکتر نماز جمعه، استعفای پیدرپی امامان جمعه، و پشت کردن مردم به دین حکومتی نشانهٔ واضح همین بیداری است. مردم خداباورند، مؤمناند، ایراندوستاند—اما دیگر دین جمهوری اسلامی را نمیخواهند.
این همان نقطهٔ بلوغی است که فروپاشی حقیقی از دل آن زاده خواهد شد.
آن لحظهٔ آتشفشانی چطور شکل میگیرد؟
جرقهٔ بیرونی (یک بحران اقتصادی/سیاسی/منطقهای).
جرقهٔ درونی (قتل حکومتی، فاجعهٔ ملی، بیاعتنایی مطلق به یک مطالبهٔ عمومی).
وقتی این جرقه میافتد، اگر جامعه بلوغ نسبی پیدا کرده باشد → انفجار تبدیل میشود به حرکت سازمانیافته، نه فقط شور لحظهای. اینجاست که فروپاشی کامل شکل میگیرد.
برای مدیریت احساسات خودت
هیجان را ابزار کن، نه بار: این انرژی را بریز در نوشتن، گفتگو، هنر، آگاهیرسانی.
به خودت یادآوری کن: تغییر پایدار همیشه کندتر از خواستهٔ قلبی ماست.
با امید واقعی زندگی کن: هر بحران تازه، هر ویدیوی شهروندی، هر شکاف در پروپاگندا نشان میدهد که مسیر زنده است، حتی اگر آهسته حس میشود .
ذهنیت «انفجار نزدیک است» را با ذهنیت «من بخشی از زیرساخت بلوغ سیاسیام» جایگزین کن. این تغییر نگاه، اضطراب انتظار را به حس مسئولیت فعال تبدیل میکند.
جمعبندی: بلوغ سیاسی و سرنوشت فروپاشی
امروز بیش از هر زمان، جامعه ایران به بلوغ سیاسی نزدیک شده است. نسل تازه نه فریب لبخندهای دروغین را میخورد، نه تسلیم وعدههای پوچ میشود. این بلوغ سیاسی همان زیرساختی است که دیر یا زود آتشفشان خشم مردم را شعلهور خواهد کرد.
و ما، چه در داخل و چه در خارج از ایران، باید نقش خود را درست ایفا کنیم: صبور، هوشیار و آماده.
فروپاشی این نظام، نه یک احتمال، بلکه یک سرنوشت است.
پاینده باد ایران
#منصور
خواننده
@C_B_SHAHZADEH
👍150❤18