حالا که رژیم داره دستوپای آخر کنسرت و پوستاندازی رو میزنه، تیم رضاشاه دوم، کاملا رسمی با دولت اسرائیل سر جزئیات پیمان کوروش جلسه گذاشته😂
معنای این حرکت را میدانید؟! #KingRezaPahlavi
🔗 JamesDean (@JamesDeanUFO)
@C_B_SHAHZADEH
معنای این حرکت را میدانید؟! #KingRezaPahlavi
🔗 JamesDean (@JamesDeanUFO)
@C_B_SHAHZADEH
❤352👏38👍15🔥4🎉4🤩1
#فوری
روزنامه" اورشلیم پست" خطاب به اروپا و آمریکا :
"غرب باید از طرح گذار ایران به رهبری #رضاشاه_دوم حمایت کند "!
#CyrusAccords
🔗 Benjamin بنیامین (@ARHAMEL2)
@C_B_SHAHZADEH
روزنامه" اورشلیم پست" خطاب به اروپا و آمریکا :
"غرب باید از طرح گذار ایران به رهبری #رضاشاه_دوم حمایت کند "!
#CyrusAccords
🔗 Benjamin بنیامین (@ARHAMEL2)
@C_B_SHAHZADEH
❤440👍35👏20💯9🔥4😱2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍186🔥43🤩21👌5❤2😢2
هنوز نیومده داره مشکل قطعی آب و برق نسلی که بخاطر آب و برق مجانی پدرش رو فروختند رو حل میکنه
🔗 Pouri (@Pouri2022)
@C_B_SHAHZADEH
🔗 Pouri (@Pouri2022)
@C_B_SHAHZADEH
❤477👏55😢17🔥4🥰2👍1💔1
اسرائیل از تیم شاهزاده استقبال کرد
ولی مکرون رو راه نداد :)))
#CyrusAccords
🔗 بئاتریس 𓃬☼ (@IMbeatreas)
@C_B_SHAHZADEH
ولی مکرون رو راه نداد :)))
#CyrusAccords
🔗 بئاتریس 𓃬☼ (@IMbeatreas)
@C_B_SHAHZADEH
❤478👏77👍8🔥6🎉2💯2
میرزا آقاخان کرمانی :«ایران باستان، مهد تمدن و سرفرازی بود که کاروان فرهنگش به سان خورشیدی درخشان بر جهان تابید. اعراب چون اهریمن بر این فرهنگ شبیخون زدند و آن را به انحطاط کشاندند.» #تاریخ
🔗 samuel (@sam___uel)
@C_B_SHAHZADEH
🔗 samuel (@sam___uel)
@C_B_SHAHZADEH
❤263👍61👏10💯9💔2🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همایون شجریان درباره شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» در مقابل بیمارستان جم پس از اعلام مرگ محمدرضا شجریان، مهر ۱۳۹۹:
اتفاق امروز به صحنه مسائل سیاسی تبدیل نشود. خود ایشان هم در کنسرتهایش چنین اجازهای نمیداد!
احترام هنر بالاتر از سیاست است!!
@C_B_SHAHZADEH
اتفاق امروز به صحنه مسائل سیاسی تبدیل نشود. خود ایشان هم در کنسرتهایش چنین اجازهای نمیداد!
احترام هنر بالاتر از سیاست است!!
@C_B_SHAHZADEH
👍147🔥71😱12❤3
پس از عملیات موفق و کوبندهی ۱۲ روزه #طلوع_شیران در عمق خاک ایران، به این نتیجه رسیدیم که نابودی کامل مراکز موشکی و هستهای رژیم هرچند ممکن است، اما زمانبر و پرهزینه است و در نهایت امنیتی پایدار برای ما ایجاد نخواهد کرد. به همین دلیل در نبرد پیشرو، راهبرد ما تغییر یافته است: در کنار زیرساختهای نظامی، تمرکز اصلی بر شکار سران سیاسی، نیروهای سرکوب و فرماندهانشان خواهد بود. اینبار هدف روشن است؛ ما سر مار را میزنیم و مردم آزادیخواه ایران، ضربه نهایی را بر پیکر پوسیدهی نظام وارد خواهند کرد. هزینهی سرنگونی جمهوری اسلامی بسیار کمتر از مهار موقت آن است، و این بار فروپاشی اجتنابناپذیر خواهد بود.
#شمارش_معکوس_حمله
#این_آخرین_نبرده_پهلوی_برمیگرده
🔗 ISRAEL ROUYDADگُلدا مَکابی (@israelrouydad)
@C_B_SHAHZADEH
#شمارش_معکوس_حمله
#این_آخرین_نبرده_پهلوی_برمیگرده
🔗 ISRAEL ROUYDADگُلدا مَکابی (@israelrouydad)
@C_B_SHAHZADEH
👍270❤25👏23🔥5💯3👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر ساشا سبحانی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی:
مکانیسم ماشه تاثیر چندانی در زندگی مردم ندارد!!!
صحبت های احمد سبحانی سفیر سابق جمهوری اسلامی در ونزوئلا و پدر ساشا سبحانی که متهم به دزدی، قاچاق مواد و دختران ایرانی و قمار باز معروف با پول های نفتی جمهوری اسلامی را می شنوید.
پ.ن: بله برای تو و امثال تو و آن توله سگت هیچ تفاوتی ندارد اما برای مردم گروگان گرفته شده ایران بسیار تفاوت دارد بی ارزش تر شدن بیشتر و سرسام آور پول کشور ظرف یک هفته و یک ماه مانده به فعال شدن مکانیزم ماشه خبر میدهد به محض فعال شدن قرار است چه اتفاقی بیفتند.
@C_B_SHAHZADEH
مکانیسم ماشه تاثیر چندانی در زندگی مردم ندارد!!!
صحبت های احمد سبحانی سفیر سابق جمهوری اسلامی در ونزوئلا و پدر ساشا سبحانی که متهم به دزدی، قاچاق مواد و دختران ایرانی و قمار باز معروف با پول های نفتی جمهوری اسلامی را می شنوید.
پ.ن: بله برای تو و امثال تو و آن توله سگت هیچ تفاوتی ندارد اما برای مردم گروگان گرفته شده ایران بسیار تفاوت دارد بی ارزش تر شدن بیشتر و سرسام آور پول کشور ظرف یک هفته و یک ماه مانده به فعال شدن مکانیزم ماشه خبر میدهد به محض فعال شدن قرار است چه اتفاقی بیفتند.
@C_B_SHAHZADEH
👍162🔥57❤7💔4😱1
Forwarded from رسانه یونیکا Unika
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حمایت تمام قد وزیر نوآوری، علم و فناوری اسرائیل از شاهزاده رضا پهلوی در گفتوگو با جروزالم پست
ویدئوی کامل این گزارش در لینک زیر:
https://www.youtube.com/watch?v=Hep3B-Wkaj0
در حالیکه روز، سهشنبه ۱۱ شهریور ۲۵۸۴ برابر با ۲ سپتامبر ۲۰۲۵، نخستین روز از کنفرانس سهروزه «فراتر از افق ۲۰۲۵» در اورشلیم برگزار شد، خانم گیلا گملیال، وزیر نوآوری، علم و فناوری اسرائیل، میزبان هیأتی از کارشناسان ایرانی در تبعید به نمایندگی از شاهزاده رضا پهلوی بود. رویدادی که یکی از محورهای اصلی آن آیندهی منطقه بدون جمهوری اسلامی است.
در همین رابطه روزنامهی جروزالمپست روز چهارشنبه ۱۲ شهریور در گزارشی ویژه، گفتوگوی اختصاصی خود با سعید قاسمینژاد و خانم وزیر گیلا گملیال را منتشر کرده و ابعاد این سفر را برجسته ساخته است.
در این برنامه ترجمه کامل این گزارش را با شما به اشتراک میگذاریم.
#ایران_آزاد #پروژه_شکوفایی_ایران #شاهزاده_رضا_پهلوی #اسرائیل #گیلا_گاملیال
@Unikador
ویدئوی کامل این گزارش در لینک زیر:
https://www.youtube.com/watch?v=Hep3B-Wkaj0
در حالیکه روز، سهشنبه ۱۱ شهریور ۲۵۸۴ برابر با ۲ سپتامبر ۲۰۲۵، نخستین روز از کنفرانس سهروزه «فراتر از افق ۲۰۲۵» در اورشلیم برگزار شد، خانم گیلا گملیال، وزیر نوآوری، علم و فناوری اسرائیل، میزبان هیأتی از کارشناسان ایرانی در تبعید به نمایندگی از شاهزاده رضا پهلوی بود. رویدادی که یکی از محورهای اصلی آن آیندهی منطقه بدون جمهوری اسلامی است.
در همین رابطه روزنامهی جروزالمپست روز چهارشنبه ۱۲ شهریور در گزارشی ویژه، گفتوگوی اختصاصی خود با سعید قاسمینژاد و خانم وزیر گیلا گملیال را منتشر کرده و ابعاد این سفر را برجسته ساخته است.
در این برنامه ترجمه کامل این گزارش را با شما به اشتراک میگذاریم.
#ایران_آزاد #پروژه_شکوفایی_ایران #شاهزاده_رضا_پهلوی #اسرائیل #گیلا_گاملیال
@Unikador
❤243👏33🔥5
روی دوم سکه
به قلم #پسرعاقل_نوح
انقلاب، نهتنها آبروی نداشتهاش را به حراج گذاشته، بلکه فرزندانش را نیز در این بازار فریب و ریا به مسلخ میبرد. همایون شجریان، که روزگاری با صدای مخملیاش قلب میلیونها ایرانی را تسخیر کرده بود، اینبار نه بهعنوان یک هنرمند مردمی، بلکه بهمثابه نمادی از سرخوردگی و همراهی با سیستمی فاسد، درسی تلخ شد برای همه آنهایی که گمان میکنند با مماشات و لبخند به جنایتکاران حاکم میتوانند جایی در دل مردم حفظ کنند. در روزگاری که دلار افسارگسیخته، کمر قشر کمدرآمد را شکسته و سفرههای مردم هر روز کوچکتر میشود، بازی سلبریتیها با وعدههای توخالی رژیم، نهتنها ناپسند، بلکه خیانتی است به همان مردمی که روزی نغمههایشان را زمزمه میکردند.
ماجرا از آرزویی آغاز شد که در ظاهر، زیبا و مردمی بود: کنسرت خیابانی همایون شجریان در #میدان_شهیاد، جایی که نماد آزادی و هویت ایرانی است. این ایده، که میتوانست پلی میان هنرمند و مردمی باشد که زیر بار گرانی و فقر له شدهاند، بهسرعت به ابزاری برای شوآف حکومتی و تبلیغ برای سیستمی تبدیل شد که سالهاست با وعدههای پوچ، اعتماد مردم را به یغما برده است. همایون، که شاید گمان میکرد میتواند با همراهی با این رژیم جنایتکار، فضایی برای رها کردن تیری به چند نشان بسازد، در دام همان بازیای افتاد که بسیاری از سلبریتیهای دیگر پیشتر در آن غرق شده بودند:
«مماشات با سیستمی که جز سرکوب و فریب، چیزی برای عرضه ندارد»
در حالی که قیمت دلار هر روز رکورد جدیدی میزند و مردم عادی برای تهیه نان شبشان به ستوه آمدهاند، همایون شجریان سالها برای گرفتن مجوز این کنسرت خیابانی التماس کرد. او که با سرودهای عاشقانه و عارفانهاش روزگاری پناه دلهای شکسته بود، اینبار با حمایت بانکهای فاسد و وابسته به حاکمیت، به میدان آمد تا شاید بتواند در سایه رژیم، خود را تکرار ناشدنی با یک «اولین» صاحب «رکورد» کند،اما «رکود»اعتبار و خمودگی نام حاصلش شد!
اما این همراهی، نهتنها به کنسرت خیابانی منجر نشد، بلکه چهرهای از او ساخت که در برابر مردم سرخورده و خشمگین، چیزی جز شرمندگی نداشته باشد!
همایون با شور و شوق، سوار بر موتور، در اطراف میدان آزادی میچرخید و از جزئیات صحنه، نور و صدا سخن میگفت. گویی فراموش کرده بود که این نمایش، نه برای مردم، بلکه برای خوشامد سیستمی است که خون مردم را در شیشه کرده است. او که میتوانست صدای دردمندان باشد، ترجیح داد در کنار بانکهای رباخوار و متولیان فاسد، به تبلیغ پروژهای بپردازد که از ابتدا بوی فریب میداد. و درست در لحظهای که تجهیزات کنسرت به ورودی میدان شهیاد رسید، آب سردی بر پیکر این آرزوی پوشالی ریخته شد. لغو کنسرت، آن هم در آخرین دقایق، نهتنها همایون را به انجماد کشاند، بلکه بار دیگر نشان داد که رژیم، حتی به سلبریتیهای همراهش هم رحم نمیکند.
این لغو، تنها یک ناکامی شخصی نبود؛ بلکه نمایشی بود از عمق فریبکاری سیستمی که سالهاست با وعدههای پوچ، هم هنر را به گروگان گرفته و هم معیشت مردم را به باد داده است. در روزگاری که قشر کمدرآمد زیر فشار تورم و گرانی دلار نفسهای آخرش را میکشد، سلبریتیهایی چون همایون شجریان، بهجای ایستادن در کنار مردم، ترجیح میدهند با رژیم همصدا شوند و در بازیهای تبلیغاتیاش مشارکت کنند. این همراهی، نهتنها آبروی آنها را بر باد میدهد، بلکه اعتماد مردمی را که روزگاری به آنها دل بسته بودند، به خاک میکشد.
جامعه سلبریتیها، که گاه با ژستهای مردمی و شعارهای زیبا سعی در جلب توجه دارند، در این ماجرا بار دیگر نشان دادند که در برابر منافع شخصی و وعدههای حکومتی، حاضرند چشم بر جنایات رژیم ببندند. همایون شجریان، که میتوانست با صدای خود مرهمی بر زخمهای مردم باشد، با مماشاتش نهتنها به آرزوی کنسرت خیابانی نرسید، بلکه بخش مهمی از اعتبار خود را نیز در این بازی کثیف از دست داد. میدان شهیاد، که میتوانست صحنهای برای همدلی و هنر باشد، بار دیگر به نمادی از سرکوب و فریب تبدیل شد؛ سکوتی که در آن، فریادهای مردم زیر فشار گرانی و بیعدالتی گم شد و نغمههای همایون، در پس وعدههای دروغین رژیم، به خاموشی گرایید.
این ماجرا، هشداری است به همه سلبریتیهایی که گمان میکنند با همراهی با حکومتی جنایتکار میتوانند جایی در دل تاریخ پیدا کنند. در سرزمینی که مردمش زیر بار فقر و ظلم کمر خم کردهاند، مماشات با رژیم نهتنها خیانت به هنر است، بلکه خیانت به مردمی است که روزگاری به این صداها دل بسته بودند. همایون شجریان و امثال او باید بدانند که در این بازار مکاره، نهتنها آبروی خود، بلکه آبروی هنر و فرهنگ این سرزمین را به حراج میگذارند.
آسیاب به نوبت!
به قلم #پسرعاقل_نوح
انقلاب، نهتنها آبروی نداشتهاش را به حراج گذاشته، بلکه فرزندانش را نیز در این بازار فریب و ریا به مسلخ میبرد. همایون شجریان، که روزگاری با صدای مخملیاش قلب میلیونها ایرانی را تسخیر کرده بود، اینبار نه بهعنوان یک هنرمند مردمی، بلکه بهمثابه نمادی از سرخوردگی و همراهی با سیستمی فاسد، درسی تلخ شد برای همه آنهایی که گمان میکنند با مماشات و لبخند به جنایتکاران حاکم میتوانند جایی در دل مردم حفظ کنند. در روزگاری که دلار افسارگسیخته، کمر قشر کمدرآمد را شکسته و سفرههای مردم هر روز کوچکتر میشود، بازی سلبریتیها با وعدههای توخالی رژیم، نهتنها ناپسند، بلکه خیانتی است به همان مردمی که روزی نغمههایشان را زمزمه میکردند.
ماجرا از آرزویی آغاز شد که در ظاهر، زیبا و مردمی بود: کنسرت خیابانی همایون شجریان در #میدان_شهیاد، جایی که نماد آزادی و هویت ایرانی است. این ایده، که میتوانست پلی میان هنرمند و مردمی باشد که زیر بار گرانی و فقر له شدهاند، بهسرعت به ابزاری برای شوآف حکومتی و تبلیغ برای سیستمی تبدیل شد که سالهاست با وعدههای پوچ، اعتماد مردم را به یغما برده است. همایون، که شاید گمان میکرد میتواند با همراهی با این رژیم جنایتکار، فضایی برای رها کردن تیری به چند نشان بسازد، در دام همان بازیای افتاد که بسیاری از سلبریتیهای دیگر پیشتر در آن غرق شده بودند:
«مماشات با سیستمی که جز سرکوب و فریب، چیزی برای عرضه ندارد»
در حالی که قیمت دلار هر روز رکورد جدیدی میزند و مردم عادی برای تهیه نان شبشان به ستوه آمدهاند، همایون شجریان سالها برای گرفتن مجوز این کنسرت خیابانی التماس کرد. او که با سرودهای عاشقانه و عارفانهاش روزگاری پناه دلهای شکسته بود، اینبار با حمایت بانکهای فاسد و وابسته به حاکمیت، به میدان آمد تا شاید بتواند در سایه رژیم، خود را تکرار ناشدنی با یک «اولین» صاحب «رکورد» کند،اما «رکود»اعتبار و خمودگی نام حاصلش شد!
اما این همراهی، نهتنها به کنسرت خیابانی منجر نشد، بلکه چهرهای از او ساخت که در برابر مردم سرخورده و خشمگین، چیزی جز شرمندگی نداشته باشد!
همایون با شور و شوق، سوار بر موتور، در اطراف میدان آزادی میچرخید و از جزئیات صحنه، نور و صدا سخن میگفت. گویی فراموش کرده بود که این نمایش، نه برای مردم، بلکه برای خوشامد سیستمی است که خون مردم را در شیشه کرده است. او که میتوانست صدای دردمندان باشد، ترجیح داد در کنار بانکهای رباخوار و متولیان فاسد، به تبلیغ پروژهای بپردازد که از ابتدا بوی فریب میداد. و درست در لحظهای که تجهیزات کنسرت به ورودی میدان شهیاد رسید، آب سردی بر پیکر این آرزوی پوشالی ریخته شد. لغو کنسرت، آن هم در آخرین دقایق، نهتنها همایون را به انجماد کشاند، بلکه بار دیگر نشان داد که رژیم، حتی به سلبریتیهای همراهش هم رحم نمیکند.
این لغو، تنها یک ناکامی شخصی نبود؛ بلکه نمایشی بود از عمق فریبکاری سیستمی که سالهاست با وعدههای پوچ، هم هنر را به گروگان گرفته و هم معیشت مردم را به باد داده است. در روزگاری که قشر کمدرآمد زیر فشار تورم و گرانی دلار نفسهای آخرش را میکشد، سلبریتیهایی چون همایون شجریان، بهجای ایستادن در کنار مردم، ترجیح میدهند با رژیم همصدا شوند و در بازیهای تبلیغاتیاش مشارکت کنند. این همراهی، نهتنها آبروی آنها را بر باد میدهد، بلکه اعتماد مردمی را که روزگاری به آنها دل بسته بودند، به خاک میکشد.
جامعه سلبریتیها، که گاه با ژستهای مردمی و شعارهای زیبا سعی در جلب توجه دارند، در این ماجرا بار دیگر نشان دادند که در برابر منافع شخصی و وعدههای حکومتی، حاضرند چشم بر جنایات رژیم ببندند. همایون شجریان، که میتوانست با صدای خود مرهمی بر زخمهای مردم باشد، با مماشاتش نهتنها به آرزوی کنسرت خیابانی نرسید، بلکه بخش مهمی از اعتبار خود را نیز در این بازی کثیف از دست داد. میدان شهیاد، که میتوانست صحنهای برای همدلی و هنر باشد، بار دیگر به نمادی از سرکوب و فریب تبدیل شد؛ سکوتی که در آن، فریادهای مردم زیر فشار گرانی و بیعدالتی گم شد و نغمههای همایون، در پس وعدههای دروغین رژیم، به خاموشی گرایید.
این ماجرا، هشداری است به همه سلبریتیهایی که گمان میکنند با همراهی با حکومتی جنایتکار میتوانند جایی در دل تاریخ پیدا کنند. در سرزمینی که مردمش زیر بار فقر و ظلم کمر خم کردهاند، مماشات با رژیم نهتنها خیانت به هنر است، بلکه خیانت به مردمی است که روزگاری به این صداها دل بسته بودند. همایون شجریان و امثال او باید بدانند که در این بازار مکاره، نهتنها آبروی خود، بلکه آبروی هنر و فرهنگ این سرزمین را به حراج میگذارند.
آسیاب به نوبت!
👏174👍21❤12🔥4💯1
قوام: «بالاخره روزی خواهد رسید که مردم بیغرضی در این مملکت اوراق تاریخ را ورق بزنند و از میان سطور آن، حقایق مربوط به زمان ما را بخوانند...من میروم و تاریخ ایران قضاوت خواهد کرد که به روزگار این ملت چه آمده است و به پاداش فداکاریهای خادمین مملکت چه رفتاری شده است.» #تاريخ
🔗 samuel (@sam___uel)
@C_B_SHAHZADEH
🔗 samuel (@sam___uel)
@C_B_SHAHZADEH
😢235❤62👍29💔15💯5👏3
"خوزستان ایالت ایران است و خزعل یک نفر رعیت ایران، اگر او خود را تحت الحمایه معرفی کرده خائن است....""
رضاشاه بزرگ در دوران سردارسپهیاش در زمان قاجار در مورد پسگیری خوزستان مینویسد:
«ژنرال قونسول انگلیس از من وقت ملاقات خواست. پذیرفتم. وارد شد. از طرز دخول او به اتاق دریافتم که دیگر کار را از رویه های معمولی خارج دیده و عصبانی شدهاند.
چون این حالت را مشاهده کردم، بر دقت افزودم، زیرا که معلوم بود در چنین
حالتی اعماق قلب و نیات خفیه خود را مکشوف خواهد داشت. بعد از نشستن، بلافاصله مراسلهای به دست من داد و گفت: «وزیر مختار انگلیس از بغداد مخابره کرده و مأموریت داده است که در شیراز تبلیغ کنم.» در ضمن مطالعه اظهار نمود که علاوه بر رسانیدن این مراسله مأموریت دیگری نیز به من دادهاند به این قرار که اگر مدلول این مراسله را پذیرفتید رسمیتی نخواهد داشت و الا چون خزعل رسماً تحت الحمایة دولت انگلیس است و ما مجبوریم از تحت الحمایه خود قوياً مواظبت و محارست کنیم، ناچاریم که با شما نیز به طور رسمی وارد مذاکره شده و از ورود شما جلوگیری و از ورود قوای نظامی شما به خاک خوزستان ممانعت کنیم.
انگلیس در خوزستان علاوه بر موقعیت سیاسی، وضعیت خاصی دارد. لولههای کمپانی نفت که در طول کارون کشیده شده ممکن است در این لشگر کشی و منازعات صدمه ببیند. بنابراین هر پیشامدی که رخ بدهد، مسؤولیت مستقیم آن متوجه دولت ایران و شخص شما خواهد گردید و ما مجبور به مدافعه و مداخله خواهیم شد.»
تلگراف نیز تقریباً حاکی از همین مطالب بود. فقط مطالب قدری نرمتر نوشته گشته و سعی شده بود که با نصیحت و اندرز قضیه خاتمه بیاید. تلگراف را خواستم نگاه بدارم، قونسول اصرار کرد که من مأمورم فقط ارائه بدهم و شفاهاً مطالب را بگویم. مجاز نیستم تلگراف را بگذارم.
چون گوش من نظیر این صحبت را نشنیده است و عادت ندارم از هیچ کس این قبیل مداخلات را ببینم، حالتم تغییر کرد، آن نشاط و فرحی که در اول مجلس از دیدن احوال دیگرگون و عصبانیت قونسول به من دست داده بود، یکباره مبدل شد به یک تلخ کامی و غضب فوق العاده، که دنیا را در نظرم تاریک کرد. گویی از صدای این نماینده اجنبی تمام دستورها و اوامری که در ظرف ۱۰۰ سال از طرف بیگانگان به زمامداران این ملکت داده شده، در گوشم طنین انداخت و سیاهکاریهای اولیای امور گذشته، یکی پس از دیگری، در برابر چشمم گسترده شد، و پرده ضخیم کثیفی تشکیل داد.
این بار نوبت عصبانی شدن به من رسید.
بدواً به قونسول گفتم:
اما در خصوص لولههای نفت که بهانه این قبیل مداخلات عجیبه کودکانه قرار داده اند، من شخصاً ملتزم و متعهد میشوم، هرگاه از حرکت قشون و جنگ، بدان صفحات صدمه وارد شود، شخصاً غرامت بدهم.
راجع به مذاکراتی که کردید من جداً اعتراض میکنم و تذکر میدهم که اگر من بعد به این لهجه و به این طرز با من طرف گفت و گو بشوید، ترجیح خواهم داد که رشته مناسبات خود را با تمام مأمورین دولت انگلیس پاره کنم.
خوزستان یکی از ایالات ایران است و خزعل یک نفر رعیت ایران. اگر او خود را تحت الحمایه معرفی کرده خائن است و من نمیتوانم در این قبیل موارد لاقيد باشم. لهذا اجازه نمیدهم که در حضور من این طور صحبت بشود. و این کلمات را با تسخر و استهزا گفتم.
قونسول بیشتر از جا در رفت تمام متانتی که در نژاد این قوم ضرب المثل است، از دستش رفته کاملاً عصبانی گردید.
من برای این که به او حالی کرده باشم که تندی و عصبانیت و تمام مأموریتها و یادداشتهایی که او حامل است به قدر بال مگسی مرا واپس نمینشاند، در حضور خود قونسول امیر لشگر را احضار کردم و با این که خیال داشتم سه روز دیگر در شیراز مانده و استراحتی بکنم امر به حرکت دادم و گفتم تمام همراهان را مسبوق نمایند که فردا صبح به طرف خوزستان خواهیم رفت.
نمیخواهم بگویم که این امر و تصمیم من در این موقع در قونسول عصبانی انگلیس چه تأثیری کرد ابداً انتظار نداشت که از یک رئیس الوزرای ایرانی این طور مکالمه و این قسم تمرد بشنود و ببیند. در مدت ۱۵۰ سال عمال انگلیس عادت کرده بودند که هر سری را در مقابل خود خم شده بیابند، بلکه نقشههایی را که اصلاً جرأت تعقیب آن نمیرفت از طرف اولیای امور ایران فراهم شده و استقبال شده ببینند، تا چه رسد به یک حکم قطعی و امر صریح.
قونسول انگلیس گمان میکرد با یکی از ضعیف القلبهای دربار قاجاریه سر و کار دارد که هر وقت یکی از نایبهای سفارت، ملازمش را بفرستد و تهدیدی بکند، آن شب به خواب نرود و فردا هر امری را به موقع اجرا گذارد.
با این که رئیس کابینه سخت مریض بود و ۴۰ درجه تب داشت، کسالت او را اهمیت نداده و به حرکت مصمم شدم. او نیز شائقانه با مرض سخت به راه افتاد، زیرا که حفظ وطن برای من اهمیتش بیش از کسالت اطرافیان من است».
سفرنامه رضاشاه به خوزستان،...""
[صفحه ۷۷-۷۹، به کوشش دکتر هارون وهومن،]
@C_B_SHAHZADEH
رضاشاه بزرگ در دوران سردارسپهیاش در زمان قاجار در مورد پسگیری خوزستان مینویسد:
«ژنرال قونسول انگلیس از من وقت ملاقات خواست. پذیرفتم. وارد شد. از طرز دخول او به اتاق دریافتم که دیگر کار را از رویه های معمولی خارج دیده و عصبانی شدهاند.
چون این حالت را مشاهده کردم، بر دقت افزودم، زیرا که معلوم بود در چنین
حالتی اعماق قلب و نیات خفیه خود را مکشوف خواهد داشت. بعد از نشستن، بلافاصله مراسلهای به دست من داد و گفت: «وزیر مختار انگلیس از بغداد مخابره کرده و مأموریت داده است که در شیراز تبلیغ کنم.» در ضمن مطالعه اظهار نمود که علاوه بر رسانیدن این مراسله مأموریت دیگری نیز به من دادهاند به این قرار که اگر مدلول این مراسله را پذیرفتید رسمیتی نخواهد داشت و الا چون خزعل رسماً تحت الحمایة دولت انگلیس است و ما مجبوریم از تحت الحمایه خود قوياً مواظبت و محارست کنیم، ناچاریم که با شما نیز به طور رسمی وارد مذاکره شده و از ورود شما جلوگیری و از ورود قوای نظامی شما به خاک خوزستان ممانعت کنیم.
انگلیس در خوزستان علاوه بر موقعیت سیاسی، وضعیت خاصی دارد. لولههای کمپانی نفت که در طول کارون کشیده شده ممکن است در این لشگر کشی و منازعات صدمه ببیند. بنابراین هر پیشامدی که رخ بدهد، مسؤولیت مستقیم آن متوجه دولت ایران و شخص شما خواهد گردید و ما مجبور به مدافعه و مداخله خواهیم شد.»
تلگراف نیز تقریباً حاکی از همین مطالب بود. فقط مطالب قدری نرمتر نوشته گشته و سعی شده بود که با نصیحت و اندرز قضیه خاتمه بیاید. تلگراف را خواستم نگاه بدارم، قونسول اصرار کرد که من مأمورم فقط ارائه بدهم و شفاهاً مطالب را بگویم. مجاز نیستم تلگراف را بگذارم.
چون گوش من نظیر این صحبت را نشنیده است و عادت ندارم از هیچ کس این قبیل مداخلات را ببینم، حالتم تغییر کرد، آن نشاط و فرحی که در اول مجلس از دیدن احوال دیگرگون و عصبانیت قونسول به من دست داده بود، یکباره مبدل شد به یک تلخ کامی و غضب فوق العاده، که دنیا را در نظرم تاریک کرد. گویی از صدای این نماینده اجنبی تمام دستورها و اوامری که در ظرف ۱۰۰ سال از طرف بیگانگان به زمامداران این ملکت داده شده، در گوشم طنین انداخت و سیاهکاریهای اولیای امور گذشته، یکی پس از دیگری، در برابر چشمم گسترده شد، و پرده ضخیم کثیفی تشکیل داد.
این بار نوبت عصبانی شدن به من رسید.
بدواً به قونسول گفتم:
اما در خصوص لولههای نفت که بهانه این قبیل مداخلات عجیبه کودکانه قرار داده اند، من شخصاً ملتزم و متعهد میشوم، هرگاه از حرکت قشون و جنگ، بدان صفحات صدمه وارد شود، شخصاً غرامت بدهم.
راجع به مذاکراتی که کردید من جداً اعتراض میکنم و تذکر میدهم که اگر من بعد به این لهجه و به این طرز با من طرف گفت و گو بشوید، ترجیح خواهم داد که رشته مناسبات خود را با تمام مأمورین دولت انگلیس پاره کنم.
خوزستان یکی از ایالات ایران است و خزعل یک نفر رعیت ایران. اگر او خود را تحت الحمایه معرفی کرده خائن است و من نمیتوانم در این قبیل موارد لاقيد باشم. لهذا اجازه نمیدهم که در حضور من این طور صحبت بشود. و این کلمات را با تسخر و استهزا گفتم.
قونسول بیشتر از جا در رفت تمام متانتی که در نژاد این قوم ضرب المثل است، از دستش رفته کاملاً عصبانی گردید.
من برای این که به او حالی کرده باشم که تندی و عصبانیت و تمام مأموریتها و یادداشتهایی که او حامل است به قدر بال مگسی مرا واپس نمینشاند، در حضور خود قونسول امیر لشگر را احضار کردم و با این که خیال داشتم سه روز دیگر در شیراز مانده و استراحتی بکنم امر به حرکت دادم و گفتم تمام همراهان را مسبوق نمایند که فردا صبح به طرف خوزستان خواهیم رفت.
نمیخواهم بگویم که این امر و تصمیم من در این موقع در قونسول عصبانی انگلیس چه تأثیری کرد ابداً انتظار نداشت که از یک رئیس الوزرای ایرانی این طور مکالمه و این قسم تمرد بشنود و ببیند. در مدت ۱۵۰ سال عمال انگلیس عادت کرده بودند که هر سری را در مقابل خود خم شده بیابند، بلکه نقشههایی را که اصلاً جرأت تعقیب آن نمیرفت از طرف اولیای امور ایران فراهم شده و استقبال شده ببینند، تا چه رسد به یک حکم قطعی و امر صریح.
قونسول انگلیس گمان میکرد با یکی از ضعیف القلبهای دربار قاجاریه سر و کار دارد که هر وقت یکی از نایبهای سفارت، ملازمش را بفرستد و تهدیدی بکند، آن شب به خواب نرود و فردا هر امری را به موقع اجرا گذارد.
با این که رئیس کابینه سخت مریض بود و ۴۰ درجه تب داشت، کسالت او را اهمیت نداده و به حرکت مصمم شدم. او نیز شائقانه با مرض سخت به راه افتاد، زیرا که حفظ وطن برای من اهمیتش بیش از کسالت اطرافیان من است».
سفرنامه رضاشاه به خوزستان،...""
[صفحه ۷۷-۷۹، به کوشش دکتر هارون وهومن،]
@C_B_SHAHZADEH
👍192❤57👏11
آرامگاه باشکوه و زیبا، نمای داخلی آرامگاه #فردوسی_بزرگ
#رضاشاه_روحت_شاد
🔗 Vida (@VidaSarafraz)
@C_B_SHAHZADEH
#رضاشاه_روحت_شاد
🔗 Vida (@VidaSarafraz)
@C_B_SHAHZADEH
❤347👌15👍8🔥1
محمدعلی فروغی: «ایران را نمیتوان شناخت، مگر آنکه تاریخش را دانست. تاریخ ایران، داستان هویت ماست که از دل قرنها سر برآورده و ما را به گذشتهای پرافتخار متصل میکند. اگر این تاریخ را از ما بگیرند، ما چه داریم که به آن ببالیم؟» #تاريخ
🔗 samuel (@sam___uel)
@C_B_SHAHZADEH
🔗 samuel (@sam___uel)
@C_B_SHAHZADEH
❤283👏27👍6