.
❇️ نظریهٔ نوظهور برخی «مدعیان مشروطهخواهی» مبنی بر «پادشاهی بدون #شاهزاده_رضا_پهلوی»
🔹 برخی از مدعیان #مشروطه، دیگر بطور علنی و آشکار سعی دارند تا ضرورت وجود شاهزاده رضا پهلوی در #پادشاهی_مشروطه را انکار کنند و مشروطه را به یک «نظم حقوقی غیرشخصی» تقلیل دهند!
حالا که کار به اینجا کشیده، بگذارید تا مبسوطتر و در نوشتار، تناقض بنیادی خودشان و اساتیدشان را نشان دهیم:
🔹 پادشاهی مشروطه از نظر تاریخی و نظری، همواره در پیوند نهاد شاهنشاهی با شخصی معین از خاندانی که پادشاهی در مقیاسی ملی با آن شناخته میشده و اعتبار میگرفته، استوار بوده است. این همان چیزی است که مونتسکیو به آن «اصل شخصیت در پادشاهی» میگوید.
این قبیل افراد که بدنبال پادشاهی فرا و ورای شاهزاده رضا پهلوی هستند، باید که تاریخچه تجربه برخی کشورهای اروپایی را مطالعه کنند تا دریابند که پادشاهی بدون شاهزاده رضا پهلوی و اعتبار ایشان، به یک ساختار توخالی بدل میشود و بازسازی آن بدون فردی به غیر از شاهزاده رضا پهلوی، ناممکن و شکست خورده است.
اینکه برخی میگویند که «پادشاهی مشروطه ملک شخصی شاهزاده رضا پهلوی نیست» شاید در نگاه اول درست بنماید؛ اما این افراد غافل از آنند که هیچ پادشاهی مشروطهای در تاریخ، بدون پیوند با شخص بسیار مقبول و مردمی شکل نگرفته است. در واقع نهاد مشروطه، نیازمند تجسد در شخصی «مقبول» است؛ و در ایران، این تجسد جز در شاهزاده رضا پهلوی معنا ندارد و بدون ایشان ممکن نیست.
🔹 در #ایران، مشروطه نه در خلأ، بلکه ذیل سلطنت قاجار تحقق یافت. اگر پادشاهی #رضاشاه کبیر و #شاهنشاه_آریامهر وجود نداشتند، اساساً چیزی در چارچوب «پادشاهی مشروطه» معنا نداشت. پادشاهی مشروطه پهلوی نیز بدون حضور شخص شاهزاده رضا پهلوی معنا ندارد. تاریخ مشروطهگرایی ایرانی نشان میدهد که مشروطه، بدون شاهزاده رضا پهلوی عملی نیست و نخواهد بود؛ چرا که پادشاه، در کنار مجلس شورای ملی یکی از دو ستون اصلی نظام مشروطه است.
این نکته حتی در همان اصول مشروطه نیز تحت عنوان «سلسله مشروع» بهعنوان ضامن اجرایی هم آمده است.
🔹 در پادشاهی مشروطه، نقطه کانونی مشروعیت، شخص شاهزاده رضا پهلوی هستند که تداوم تاریخی پادشاهی ایران را نمایندگی میکنند.
تلاش برای ایجاد تصور «پادشاهی مشروطه بدون شاهزاده رضا پهلوی»، به معنی حذف نقطه ثقل و سقوط کل نظم مشروطه به یک شعار توخالی است. زیرا بر خلاف تلاش این قبیل افراد، نهاد پادشاهی به شخصی معتبر با مقبولیت گسترده وابسته است و این شخص کسی نیست جز شاهزاده رضا پهلوی.
🔹 اسپانیا پس از فرانکو، بدون خوان کارلوس، نه رفتن حکومت نظامیان را تجربه میکرد و نه بازگشت دموکراسی را. خوان کارلوس، نه صرفاً «نظم حقوقی» بلکه جسمانیت و اعتبار تاریخی پادشاهی اسپانیا را به صحنه آورد. بدون او، اسپانیا یا در دیکتاتوری نظامی میماند یا به هرج و مرج میرفت. به همین گونه است وضعیت ما در ایران؛ که بدون شاهزاده رضا پهلوی، نه از چنگ این رژیم رها میشویم و نه دموکراسی را تجربه خواهیم کرد.
🔹 پادشاهی مشروطه در غیاب شاهزاده محبوب، شاهزاده رضا پهلوی، امری «کانلمیکن» و از لحاظ سیاسی منتفی است؛ مگر اینکه مدعیان مشروطه که مخالف اتوریته شاهزاده رضا پهلوی هستند، از کاندید خود رونمایی کنند!
🔹 بدون شاهزاده رضا پهلوی، پادشاهی مشروطه به یک خیال انتزاعی و بیاثر تبدیل میشود. مشروطهخواهان واقعی نباید اجازه دهند، تا افرادی به نام مشروطه، آتوریته شاهزاده رضا پهلوی را تخریب و یا تضعیف کنند و از این طریق امکان پادشاهی پارلمانی (مشروطه) را منتفی سازند.
✍ محمد حیدری
#همکاری_ملی
#جاوید_شاه
#KingRezaPahlavi
@C_B_SHAHZADEH
❇️ نظریهٔ نوظهور برخی «مدعیان مشروطهخواهی» مبنی بر «پادشاهی بدون #شاهزاده_رضا_پهلوی»
🔹 برخی از مدعیان #مشروطه، دیگر بطور علنی و آشکار سعی دارند تا ضرورت وجود شاهزاده رضا پهلوی در #پادشاهی_مشروطه را انکار کنند و مشروطه را به یک «نظم حقوقی غیرشخصی» تقلیل دهند!
حالا که کار به اینجا کشیده، بگذارید تا مبسوطتر و در نوشتار، تناقض بنیادی خودشان و اساتیدشان را نشان دهیم:
🔹 پادشاهی مشروطه از نظر تاریخی و نظری، همواره در پیوند نهاد شاهنشاهی با شخصی معین از خاندانی که پادشاهی در مقیاسی ملی با آن شناخته میشده و اعتبار میگرفته، استوار بوده است. این همان چیزی است که مونتسکیو به آن «اصل شخصیت در پادشاهی» میگوید.
این قبیل افراد که بدنبال پادشاهی فرا و ورای شاهزاده رضا پهلوی هستند، باید که تاریخچه تجربه برخی کشورهای اروپایی را مطالعه کنند تا دریابند که پادشاهی بدون شاهزاده رضا پهلوی و اعتبار ایشان، به یک ساختار توخالی بدل میشود و بازسازی آن بدون فردی به غیر از شاهزاده رضا پهلوی، ناممکن و شکست خورده است.
اینکه برخی میگویند که «پادشاهی مشروطه ملک شخصی شاهزاده رضا پهلوی نیست» شاید در نگاه اول درست بنماید؛ اما این افراد غافل از آنند که هیچ پادشاهی مشروطهای در تاریخ، بدون پیوند با شخص بسیار مقبول و مردمی شکل نگرفته است. در واقع نهاد مشروطه، نیازمند تجسد در شخصی «مقبول» است؛ و در ایران، این تجسد جز در شاهزاده رضا پهلوی معنا ندارد و بدون ایشان ممکن نیست.
🔹 در #ایران، مشروطه نه در خلأ، بلکه ذیل سلطنت قاجار تحقق یافت. اگر پادشاهی #رضاشاه کبیر و #شاهنشاه_آریامهر وجود نداشتند، اساساً چیزی در چارچوب «پادشاهی مشروطه» معنا نداشت. پادشاهی مشروطه پهلوی نیز بدون حضور شخص شاهزاده رضا پهلوی معنا ندارد. تاریخ مشروطهگرایی ایرانی نشان میدهد که مشروطه، بدون شاهزاده رضا پهلوی عملی نیست و نخواهد بود؛ چرا که پادشاه، در کنار مجلس شورای ملی یکی از دو ستون اصلی نظام مشروطه است.
این نکته حتی در همان اصول مشروطه نیز تحت عنوان «سلسله مشروع» بهعنوان ضامن اجرایی هم آمده است.
🔹 در پادشاهی مشروطه، نقطه کانونی مشروعیت، شخص شاهزاده رضا پهلوی هستند که تداوم تاریخی پادشاهی ایران را نمایندگی میکنند.
تلاش برای ایجاد تصور «پادشاهی مشروطه بدون شاهزاده رضا پهلوی»، به معنی حذف نقطه ثقل و سقوط کل نظم مشروطه به یک شعار توخالی است. زیرا بر خلاف تلاش این قبیل افراد، نهاد پادشاهی به شخصی معتبر با مقبولیت گسترده وابسته است و این شخص کسی نیست جز شاهزاده رضا پهلوی.
🔹 اسپانیا پس از فرانکو، بدون خوان کارلوس، نه رفتن حکومت نظامیان را تجربه میکرد و نه بازگشت دموکراسی را. خوان کارلوس، نه صرفاً «نظم حقوقی» بلکه جسمانیت و اعتبار تاریخی پادشاهی اسپانیا را به صحنه آورد. بدون او، اسپانیا یا در دیکتاتوری نظامی میماند یا به هرج و مرج میرفت. به همین گونه است وضعیت ما در ایران؛ که بدون شاهزاده رضا پهلوی، نه از چنگ این رژیم رها میشویم و نه دموکراسی را تجربه خواهیم کرد.
🔹 پادشاهی مشروطه در غیاب شاهزاده محبوب، شاهزاده رضا پهلوی، امری «کانلمیکن» و از لحاظ سیاسی منتفی است؛ مگر اینکه مدعیان مشروطه که مخالف اتوریته شاهزاده رضا پهلوی هستند، از کاندید خود رونمایی کنند!
🔹 بدون شاهزاده رضا پهلوی، پادشاهی مشروطه به یک خیال انتزاعی و بیاثر تبدیل میشود. مشروطهخواهان واقعی نباید اجازه دهند، تا افرادی به نام مشروطه، آتوریته شاهزاده رضا پهلوی را تخریب و یا تضعیف کنند و از این طریق امکان پادشاهی پارلمانی (مشروطه) را منتفی سازند.
✍ محمد حیدری
#همکاری_ملی
#جاوید_شاه
#KingRezaPahlavi
@C_B_SHAHZADEH
❤128👍28👏6💯1💔1