حمایت #لئوناردو_دیکاپریو بازیگر هالیوود و یکی از حامیان محیطزیست از فعالان بازداشتی محیطزیست
#بگوبرگردشاه
#میدان_میلیونی
#جنبش_فیروزه_ای
#فرقه_تبهکار
#ایران_رو_پس_میگیریم
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
https://t.me/joinchat/AAAAAEFfTeEwBlEKjszgVQ
#بگوبرگردشاه
#میدان_میلیونی
#جنبش_فیروزه_ای
#فرقه_تبهکار
#ایران_رو_پس_میگیریم
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
https://t.me/joinchat/AAAAAEFfTeEwBlEKjszgVQ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 «پرزیدنت ترامپ» در سخنرانی سالانه کنگره درباره رژیم #ایران چه گفت؟
پرزیدنت #ترامپ : رژیم رادیکال ایران، حامی اول تروریسم در جهان است.
برای جلوگیری از دستیابی دیکتاتوری فاسد ایران به بمب هستهای از توافق هستهای خارج شدیم.
ما از رژیم ایران که شعار مرگ بر #آمریکا میدهد و ملت یهود را تهدید به قتل و عام و نسلکشی میکند، چشم برنمیداریم.
#بگوبرگردشاه
#میدان_میلیونی
#جنبش_فیروزه_ای
#فرقه_تبهکار
#ایران_رو_پس_میگیریم
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
https://t.me/joinchat/AAAAAEFfTeEwBlEKjszgVQ
پرزیدنت #ترامپ : رژیم رادیکال ایران، حامی اول تروریسم در جهان است.
برای جلوگیری از دستیابی دیکتاتوری فاسد ایران به بمب هستهای از توافق هستهای خارج شدیم.
ما از رژیم ایران که شعار مرگ بر #آمریکا میدهد و ملت یهود را تهدید به قتل و عام و نسلکشی میکند، چشم برنمیداریم.
#بگوبرگردشاه
#میدان_میلیونی
#جنبش_فیروزه_ای
#فرقه_تبهکار
#ایران_رو_پس_میگیریم
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
https://t.me/joinchat/AAAAAEFfTeEwBlEKjszgVQ
Forwarded from کمپین بازگشت شاهزاده
بسیاری میخواهند فراموش کنند، برخی هم خبر ندارند. این نمائی است از شهر پاوه پس از آنکه ۲۸ مرداد ۵۸ خمینی دستور حمله به این شهر را صادر کرد.
🔵 @c_b_shahzadeh
🔵 @c_b_shahzadeh
Forwarded from پیوند نگار
سرباز تکاور #حمید_رضایی:
... امروز کودک ایرانی یا در تویله باید درس به خواند یا در بیابان و یا دستفروشی کند و یا کفش اش را با برادرش و خواهرش شریکی استفاده کند . این دسته گلی است که شورشیان ۵۷ به آب دادند . هم میهن اگر امروز از جای خور بر نخیزید بسیار وحشتناک تر از این خواهد شد
https://t.me/joinchat/AAAAAEFfTeEwBlEKjszgVQ
... امروز کودک ایرانی یا در تویله باید درس به خواند یا در بیابان و یا دستفروشی کند و یا کفش اش را با برادرش و خواهرش شریکی استفاده کند . این دسته گلی است که شورشیان ۵۷ به آب دادند . هم میهن اگر امروز از جای خور بر نخیزید بسیار وحشتناک تر از این خواهد شد
https://t.me/joinchat/AAAAAEFfTeEwBlEKjszgVQ
Telegram
attach📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 #بابک_رحمانی شاعر هموطن و منتقد:
محصولات کشاورزی و زندگی ساکنین مردم #خوزستان بر اثر باز کردن عمدی #سد_دز و جاری شدن #سیل نابود شده، و هیچ کمکی به هموطنان آسیب دیده نشده است.
ما باید بدانیم عامل نابودی ایران و ایرانی این حکومت آخوندی دینیست و دشمن ما فقط آخوند و آخوندیسم است.
#چهل_سال_شکست
#اتحاد_ایران_براندازی_فرقه_تبهکار
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_کلی
#میدان_مسلیونی
#بگوبرگردشاه
@c_b_shahzadeh
محصولات کشاورزی و زندگی ساکنین مردم #خوزستان بر اثر باز کردن عمدی #سد_دز و جاری شدن #سیل نابود شده، و هیچ کمکی به هموطنان آسیب دیده نشده است.
ما باید بدانیم عامل نابودی ایران و ایرانی این حکومت آخوندی دینیست و دشمن ما فقط آخوند و آخوندیسم است.
#چهل_سال_شکست
#اتحاد_ایران_براندازی_فرقه_تبهکار
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_کلی
#میدان_مسلیونی
#بگوبرگردشاه
@c_b_shahzadeh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شکست دندان شکن #ایدلوژیکی جمهوری اسلامی و نفرت و تمسخر
عموم جامعه به ۲۲ بهمن ....
#اتحاد_ایران_براندازی_فرقه_تبهکار
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#میدان_میلیونی
#بگوبرگردشاه
@c_b_shahzadeh
عموم جامعه به ۲۲ بهمن ....
#اتحاد_ایران_براندازی_فرقه_تبهکار
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#میدان_میلیونی
#بگوبرگردشاه
@c_b_shahzadeh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وعده های و خدعه های جمهوری اسلامی در پی انقلاب ننگین خود:
اب و برق مجانی میکنیم
در استانه چهل سالگی صف اب شرب در سنندج در این فصل از سرما ....
#چهل_سال_شکست
#اتحاد_ایران_براندازی_فرقه_مجاهدین
#شورشیان۵۷
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#میدان_میلیونی
#بگوبرگردشاه
@c_b_shahzadeh
اب و برق مجانی میکنیم
در استانه چهل سالگی صف اب شرب در سنندج در این فصل از سرما ....
#چهل_سال_شکست
#اتحاد_ایران_براندازی_فرقه_مجاهدین
#شورشیان۵۷
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#میدان_میلیونی
#بگوبرگردشاه
@c_b_shahzadeh
#فاکس_نیوز
🔻برایان هوک: منتظر تمدید معافیت از تحریمهای آمریکا نباشید
🔻 برایان هوک، رئیس گروه اقدام علیه رژیم ایران در وزارت خارجه آمریکا در سفر به ژاپن اظهار کرد: مشتریان نفت ایران نباید انتظار معافیتهای جدید از تحریمهای آمریکا را داشته باشند، معافيتهاي نوامبر براي جلوگيري از جهش قيمت نفت طراحي شدهاند و به نظر ميرسد عرضه نفت به حد كافي براي تأمين تقاضا در سال جاري وجود داشته باشد، ما قصد داریم واردات نفت ايران را هر چه زودتر به صفر برسانيم
#ایران_رژیم_چنج_شاهزاده
@c_b_shahzadeh
🔻برایان هوک: منتظر تمدید معافیت از تحریمهای آمریکا نباشید
🔻 برایان هوک، رئیس گروه اقدام علیه رژیم ایران در وزارت خارجه آمریکا در سفر به ژاپن اظهار کرد: مشتریان نفت ایران نباید انتظار معافیتهای جدید از تحریمهای آمریکا را داشته باشند، معافيتهاي نوامبر براي جلوگيري از جهش قيمت نفت طراحي شدهاند و به نظر ميرسد عرضه نفت به حد كافي براي تأمين تقاضا در سال جاري وجود داشته باشد، ما قصد داریم واردات نفت ايران را هر چه زودتر به صفر برسانيم
#ایران_رژیم_چنج_شاهزاده
@c_b_shahzadeh
Forwarded from تأملات یک شهروند ایران، محمد محبی (محمد محبی)
✳️ وقتی میگوییم شاه ایران اپوزیسیون نداشت، دقیقاً از چه چیزی حرف میزنیم؟
در پست قبلی (https://t.me/mohebbisbs/4562)، که مورد استقبال هم واقع شد، این فرضیه مطرح شد که اساساً حکومت در عصر پهلوی، «اپوزیسیون سیاسی» در معنای واقعی کلمه نداشت. عمده باشندگان سیاسی مخالف حکومت، دشمن تجدد و برنامه توسعه در آن عصر بودند. و این گزاره که شاه باید آنها را در قدرت شریک میکرد، سخن غیرمسئولانه و بیپایهای است. اولاً قدرت که فقط در کرسی وکالت پارلمان و وزارت خلاصه نمیشود! اتفاقاً مخالفین حاکمیت در بقیه عرصههای قدرت در جامعه ایران، از جمله عرصههای اقتصادی، فرهنگی، دینی و ... سهمی بیش از شایستگیشان داشتند. ثانیاً کدام گروه و حزب سیاسی در عصر پهلوی، دارای یک برنامه پراگماتیستی منسجم و کارآمد، برای اداره کشور داشت؟! تقریباً تمام بیانیهها و مرامنامههای احزاب آن دوره، مشتی شعارهای ایدئولوژیک بودند. ثالثاً، اشتباه شاه این بود که در اجرا و پیشبرد برنامه توسعه ایران، عجله داشت، باید این برنامه را با سرعتی ملایمتر و با پول حاصل از مالیات پیش میبرد نه با پول نفت! عجله او بیشتر بخاطر ایراندوستی و اندکی هم بخاطر شهوت ماندگاری در تاریخ بود، در این راه تا حدی پیش رفت که در مواردی با غربیها دچار اصطکاک شد، و این بزرگترین بیاحتیاطی و اشتباهش بود. او غافل بود که بخش مهمی از سرنوشت سیاسی ایران، از جنگهای ایران و روس در اوایل قرن نوزدهم، در دست قدرتهای جهانی بوده (و متأسفانه تا اطلاع ثانوی همچنان خواهد بود). او نباید برای غربیها و به ویژه برای آمریکاییها شاخ و شانه میکشید. در عرصههایی چون اقتصاد و فرهنگ و دین و ...، دست مخالفین تجدد و مدرنیته را بیش از حد باز گذاشت، بسیاری از مخالفین برنامه توسعه، در اقتصاد آزاد و نسبتاً سالم آن عصر ثروتمند شدند، اما ثروت خود را برای پیشبرد اهداف ارتجاع صرف نمودند. بازرگان، رفسنجانی، موسوی اردبیلی، باهنر، رجایی و سحابی، سهامدار کارخانه عظیم ریختهگری ایرفو بودند، معروف است که مالک پوشاک هاکوپیان، به تروریستهای فدایی خلق کمک مالی میکرد و زمینها و ویلاهای خود در شمال را برای انجام تمرینات در اختیار تروریستها قرار میداد. کمکهای مالی سخاوتمندانه بازرگان به تروریستهای مجاهدین خلق، بسیار معروف است. حالا که حرف از بازرگان (که عدهای او را «دموکراتترین مخالف شاه»!! میدانند) شد، دربارهاش توضیح بیشتری بدهم. او از همان اول هم دل در گرو اسلام سیاسی داشت. اینکه با خمینی و یارانش، و یا با شریعتی و پیروانش اختلافاتی داشت، دلیل نمیشود که او را از پارادایم بنیادگرایی جدا بدانیم. هرچند انشانویس کارگزارانی، یعنی محمد قوچانی، او را «یگانه لیبرال ایران»! یا رضا علیجانی، او را «پدر نوگرایی دینی در ایران»! و یا عبدالکریم سروش هم او را «پدر روشنفکری دینی در ایران»! بنامند.
بازرگان هیچوقت دغدغه تجدد و اصلاح نداشت، از همان روز نخست، دل در گرو تحجر و ارتجاع داشت. در جوانی، با بودجه دولت و ملت «ایران»، برای تحصیل علم به فرانسه اعزام شد. ترمودینامیک خواند، استعداد خوبی برای تبدیل شدن به یک تکنوکرات را داشت. وارد عرصه دینشناسی شد. و از آنجا که درک درستی از متون و متدولوژی دینی نداشت، دچار آشفتگی و اعوجاج و التقاط فکری شد. از دین به اندازه یک طلبه سطح اول حوزه هم نمیدانست، اما وارد مباحث پایهای دینی شد! و این آشفتگی، به اندیشه و منش سیاسی او هم سرایت کرد. اصرار داشت که اصول و فروع دین را با علوم تجربی اثبات کند! تا حدی که برخی نوشتههایش در این زمینه، به طنز پهلو میزد. گفته میشود که در سال 1313 که بازرگان از فرانسه به ایران بازگشت، دغدغههای او در مورد اثبات نجاسات و مطهرات از طریق علوم تجربی، به گوش صادق هدایت رسید، آن زمان تعداد نخبگان و تحصیلکردگان ایرانی زیاد نبود، و همه از احوالات و افکار هم اطلاع داشتند. انگیزه صادق هدایت برای نوشتن کتاب «کاروان اسلام»، همان افکار مضحک بازرگان بود، شخصیت «سکان الشریعه»، در آن کتاب، در واقع کاریکاتوری از شخصیت بازرگان است.
بازرگان تا آخر عمر خود حتی به مقوله ارتجاعی «تقلید» از مجتهد در امور دینی و حتی بعضی از امور غیردینی پایبند بود! چنین شخصی، با کدام متر و معیاری، یک «نوگرای دینی» محسوب می شود؟!
در مورد ادعای «لیبرال» بودن بازرگان که وضعیت خندهدارتر است. فقط دو مورد ذیل به تنهایی برای متحجر نامیدن وی کافیست.
مورد اول، به دوره مصدق برمیگردد. وقتی که علی شایگان، بازرگان را برای وزارت فرهنگ به مصدق پیشنهاد کرد؛ این جواب را شنید که: بازرگان به درد این کار نمی خورد، اگر وزیر فرهنگ شود اولین کاری که میکند این است که روسری و چادر بر سر دختربچههای مدرسه میکند. همان اداره آب جایش خوب است. (آدمیت، فریدون، «آشفتگی در فکر تاریخی»، ص 22)
✅ @mohebbisbs
ادامه در پست بعدی
در پست قبلی (https://t.me/mohebbisbs/4562)، که مورد استقبال هم واقع شد، این فرضیه مطرح شد که اساساً حکومت در عصر پهلوی، «اپوزیسیون سیاسی» در معنای واقعی کلمه نداشت. عمده باشندگان سیاسی مخالف حکومت، دشمن تجدد و برنامه توسعه در آن عصر بودند. و این گزاره که شاه باید آنها را در قدرت شریک میکرد، سخن غیرمسئولانه و بیپایهای است. اولاً قدرت که فقط در کرسی وکالت پارلمان و وزارت خلاصه نمیشود! اتفاقاً مخالفین حاکمیت در بقیه عرصههای قدرت در جامعه ایران، از جمله عرصههای اقتصادی، فرهنگی، دینی و ... سهمی بیش از شایستگیشان داشتند. ثانیاً کدام گروه و حزب سیاسی در عصر پهلوی، دارای یک برنامه پراگماتیستی منسجم و کارآمد، برای اداره کشور داشت؟! تقریباً تمام بیانیهها و مرامنامههای احزاب آن دوره، مشتی شعارهای ایدئولوژیک بودند. ثالثاً، اشتباه شاه این بود که در اجرا و پیشبرد برنامه توسعه ایران، عجله داشت، باید این برنامه را با سرعتی ملایمتر و با پول حاصل از مالیات پیش میبرد نه با پول نفت! عجله او بیشتر بخاطر ایراندوستی و اندکی هم بخاطر شهوت ماندگاری در تاریخ بود، در این راه تا حدی پیش رفت که در مواردی با غربیها دچار اصطکاک شد، و این بزرگترین بیاحتیاطی و اشتباهش بود. او غافل بود که بخش مهمی از سرنوشت سیاسی ایران، از جنگهای ایران و روس در اوایل قرن نوزدهم، در دست قدرتهای جهانی بوده (و متأسفانه تا اطلاع ثانوی همچنان خواهد بود). او نباید برای غربیها و به ویژه برای آمریکاییها شاخ و شانه میکشید. در عرصههایی چون اقتصاد و فرهنگ و دین و ...، دست مخالفین تجدد و مدرنیته را بیش از حد باز گذاشت، بسیاری از مخالفین برنامه توسعه، در اقتصاد آزاد و نسبتاً سالم آن عصر ثروتمند شدند، اما ثروت خود را برای پیشبرد اهداف ارتجاع صرف نمودند. بازرگان، رفسنجانی، موسوی اردبیلی، باهنر، رجایی و سحابی، سهامدار کارخانه عظیم ریختهگری ایرفو بودند، معروف است که مالک پوشاک هاکوپیان، به تروریستهای فدایی خلق کمک مالی میکرد و زمینها و ویلاهای خود در شمال را برای انجام تمرینات در اختیار تروریستها قرار میداد. کمکهای مالی سخاوتمندانه بازرگان به تروریستهای مجاهدین خلق، بسیار معروف است. حالا که حرف از بازرگان (که عدهای او را «دموکراتترین مخالف شاه»!! میدانند) شد، دربارهاش توضیح بیشتری بدهم. او از همان اول هم دل در گرو اسلام سیاسی داشت. اینکه با خمینی و یارانش، و یا با شریعتی و پیروانش اختلافاتی داشت، دلیل نمیشود که او را از پارادایم بنیادگرایی جدا بدانیم. هرچند انشانویس کارگزارانی، یعنی محمد قوچانی، او را «یگانه لیبرال ایران»! یا رضا علیجانی، او را «پدر نوگرایی دینی در ایران»! و یا عبدالکریم سروش هم او را «پدر روشنفکری دینی در ایران»! بنامند.
بازرگان هیچوقت دغدغه تجدد و اصلاح نداشت، از همان روز نخست، دل در گرو تحجر و ارتجاع داشت. در جوانی، با بودجه دولت و ملت «ایران»، برای تحصیل علم به فرانسه اعزام شد. ترمودینامیک خواند، استعداد خوبی برای تبدیل شدن به یک تکنوکرات را داشت. وارد عرصه دینشناسی شد. و از آنجا که درک درستی از متون و متدولوژی دینی نداشت، دچار آشفتگی و اعوجاج و التقاط فکری شد. از دین به اندازه یک طلبه سطح اول حوزه هم نمیدانست، اما وارد مباحث پایهای دینی شد! و این آشفتگی، به اندیشه و منش سیاسی او هم سرایت کرد. اصرار داشت که اصول و فروع دین را با علوم تجربی اثبات کند! تا حدی که برخی نوشتههایش در این زمینه، به طنز پهلو میزد. گفته میشود که در سال 1313 که بازرگان از فرانسه به ایران بازگشت، دغدغههای او در مورد اثبات نجاسات و مطهرات از طریق علوم تجربی، به گوش صادق هدایت رسید، آن زمان تعداد نخبگان و تحصیلکردگان ایرانی زیاد نبود، و همه از احوالات و افکار هم اطلاع داشتند. انگیزه صادق هدایت برای نوشتن کتاب «کاروان اسلام»، همان افکار مضحک بازرگان بود، شخصیت «سکان الشریعه»، در آن کتاب، در واقع کاریکاتوری از شخصیت بازرگان است.
بازرگان تا آخر عمر خود حتی به مقوله ارتجاعی «تقلید» از مجتهد در امور دینی و حتی بعضی از امور غیردینی پایبند بود! چنین شخصی، با کدام متر و معیاری، یک «نوگرای دینی» محسوب می شود؟!
در مورد ادعای «لیبرال» بودن بازرگان که وضعیت خندهدارتر است. فقط دو مورد ذیل به تنهایی برای متحجر نامیدن وی کافیست.
مورد اول، به دوره مصدق برمیگردد. وقتی که علی شایگان، بازرگان را برای وزارت فرهنگ به مصدق پیشنهاد کرد؛ این جواب را شنید که: بازرگان به درد این کار نمی خورد، اگر وزیر فرهنگ شود اولین کاری که میکند این است که روسری و چادر بر سر دختربچههای مدرسه میکند. همان اداره آب جایش خوب است. (آدمیت، فریدون، «آشفتگی در فکر تاریخی»، ص 22)
✅ @mohebbisbs
ادامه در پست بعدی
Forwarded from تأملات یک شهروند ایران، محمد محبی (محمد محبی)
ادامه پست قبلی
https://t.me/mohebbisbs/4563
مورد دوم خیلی جالب است، آقای مهدی بازرگان، مخالف کاندیداتوری زنان در انتخابات مجلس بود! تعجب نکنید، درست خواندید. از مخالفین بازرگان سند نمیآورم. بلکه از ارادتمندان و دوستان او سند میآورم. رضا علیجانی، سردبیر ماهنامه ایران فردا، در مقالهای با عنوان «نهضت بیداری زنان در ایران» در شماره 11 مجله ایران فردا، در فروردین 1377، به نقل از دو نماینده مجلس اول، یعنی عزتالله سحابی و حسن یوسفیاشکوری، مسأله بسیار شگفتانگیزی را مطرح کرد، وی ضمن تأکید بر این نکته که «بازرگان، هیچگاه دغدغه آزادی زنان را نداشت و اجازه ورود زنان به تشکلهای خود را نمیداد»، تصریح کرد که، بازرگان در کمال تعجب، به پیشنهادی که اقلیت معدودی در مجلس اول مبنی بر ممنوعیت کاندیداتوری زنان برای انتخابات مجلس داده بودند، رأی مثبت داد (ایران فردا، شماره 11، فروردین 1377، ص 11)
قضیه از این قرار است که در جلسه 568 مجلس اول در روز 9 بهمن 1362 و در جریان بحث پیرامون لایحه «قانون انتخابات مجلس»، یک روحانی بنام فرجالله واعظی (نماینده ابهر) پیشنهاد داد که نامزدی زنان در انتخابات مجلس، ممنوع شود، این پیشنهاد در مجلس اول رأی نیاورد، اما بازرگان به این پیشنهاد متحجرانه رأی مثبت داد! ابراهیم یزدی، 5 ماه بعد از آن مقاله، طی یک یادداشتی اعتراضی در شماره 45 مجله ایران فردا، سعی در ماستمالی قضیه برآمد. او این احتمال را مطرح کرد که دو شاهد رأی بازرگان، یعنی سحابی و یوسفی اشکوری، اشتباه کردهاند. اما علیجانی، در پاسخ به یزدی، تصریح کرد که مجدداً از سحابی و یوسفیاشکوری پرسیده و آنها مطمئن بودند که بازرگان به آن پیشنهاد رأی داده است.
این شخص با کدام مترو معیار، القابی چون «پدر نوگرایی دینی در ایران» یا «پدر روشنفکری دینی در ایران» یا «یگانه لیبرال تنها در ایران» و یا «دموکراتترین مخالف حکومت شاه» برایش خیرات شده و میشود؟! باید از مدعیان پرسید! کسی که قطعاً کتاب «ولایت فقیه» روحالله خمینی را خوانده بود و از افکار او بیاطلاع نبود، با کدام مجوز حقوقی و اخلاقی، حکم نخستوزیری او را پذیرفت؟! حتی اگر آقای خمینی دموکراتترین فرد آن زمان هم بود، باز پذیرش حکم او کار درستی نبود. چون صلاحیت حقوقی برای صدور چنین حکمی را نداشت. در دوره بازرگان، بدترین بدعتهای حقوقی تاریخ ایران صورت گرفت، پذیرش حکم نخهستوزری از کسی که کوچکترین صلاحیتی نداشت. اجرای رفراندوم مضحک «جمهوری اسلامی، آری، یا نه؟» در حالیکه نه توضیحی درباره نوع حکومت داده شده بود و نه امکان انتخاب گزینههای دیگر بود (بگذریم که اساساً رفراندوم برای تعیین نام حکومت، از لحاظ قواعد فلسفه حقوق و اصول و قواعد حقوق اساسی، یک کار ابلهانه و پوپولیستی است. نام حکومت، به مثابه منوی یک رستوران نست که آنها را جلوی عوام بگذارند تا براساس یک ذائقه سطحی و زودگذر انتخاب کنند! نام حکومت، بخشی از یک پکیج بزرگ حقوقی بنام «قانون اساسی» است که باید در یک مجلس مؤسسان، و براساس یکسری اصول و مبانی محکم، نوشته و تصویب، و بعد به رفراندوم عمومی گذاشته شود). از همه بدتر، به رسمیت شناختن صلاحیت یک شورای غیرقانونی (شورای انقلاب) برای امر مهم تقنین! یعنی یک شورای غیرقانونی را به عنوان قوه مقننه کشور قراردادن! این بدعتها، بزرگترین خیانت به نهضت مشروطیت (حاصل تلاش نخبگان ملت برای تحقق «حکومت قانون» در ایران) و دستاوردهای آن بود. شاید بازرگان، در زندگی شخصی و روابط مالی خود، ویژگیهای مثبتی داشت و در مورد سجایای اخلاقی او سخنان زیادی گفته شده است. اما باید یک تفکیکی اساسی بین مسایل قایل شد. امثال بازرگان، هیچ درک درست و دقیقی از «امر سیاسی» و پیچیدگیهای سیاست داخلی و خارجی نداشته و ندارند. اتفاقاً در برهه انقلاب، ملت و میهن ایران، شانس آوردند که روحالله خمینی رهبر انقلاب، و نظام برآمده از آن شد. اگر گروههای دیگر از چپها و مجاهدین، تا مصدقیها و ملیمذهبیها، حاکم میشدند، فاجعهای به مراتب بدتر از وضعیت الان خلق میشد. خمینی در یک موضع ثابت ایستاده بود. و تکلیف او با همه مسایل روشن بود. اما بقیه گروهها، موضع ثابتی نداشتند و افکارشان مملو از التقاط و اعوجاج و آشفتگی بود. نتیجه انقلاب بهمن 1357، بدتر از وضعیت کنونی میتوانست باشد، اما امکان تحقق نتیجهای بهتر از وضعیت کنونی، وجود نداشت.
✅ @mohebbisbs
https://t.me/mohebbisbs/4563
مورد دوم خیلی جالب است، آقای مهدی بازرگان، مخالف کاندیداتوری زنان در انتخابات مجلس بود! تعجب نکنید، درست خواندید. از مخالفین بازرگان سند نمیآورم. بلکه از ارادتمندان و دوستان او سند میآورم. رضا علیجانی، سردبیر ماهنامه ایران فردا، در مقالهای با عنوان «نهضت بیداری زنان در ایران» در شماره 11 مجله ایران فردا، در فروردین 1377، به نقل از دو نماینده مجلس اول، یعنی عزتالله سحابی و حسن یوسفیاشکوری، مسأله بسیار شگفتانگیزی را مطرح کرد، وی ضمن تأکید بر این نکته که «بازرگان، هیچگاه دغدغه آزادی زنان را نداشت و اجازه ورود زنان به تشکلهای خود را نمیداد»، تصریح کرد که، بازرگان در کمال تعجب، به پیشنهادی که اقلیت معدودی در مجلس اول مبنی بر ممنوعیت کاندیداتوری زنان برای انتخابات مجلس داده بودند، رأی مثبت داد (ایران فردا، شماره 11، فروردین 1377، ص 11)
قضیه از این قرار است که در جلسه 568 مجلس اول در روز 9 بهمن 1362 و در جریان بحث پیرامون لایحه «قانون انتخابات مجلس»، یک روحانی بنام فرجالله واعظی (نماینده ابهر) پیشنهاد داد که نامزدی زنان در انتخابات مجلس، ممنوع شود، این پیشنهاد در مجلس اول رأی نیاورد، اما بازرگان به این پیشنهاد متحجرانه رأی مثبت داد! ابراهیم یزدی، 5 ماه بعد از آن مقاله، طی یک یادداشتی اعتراضی در شماره 45 مجله ایران فردا، سعی در ماستمالی قضیه برآمد. او این احتمال را مطرح کرد که دو شاهد رأی بازرگان، یعنی سحابی و یوسفی اشکوری، اشتباه کردهاند. اما علیجانی، در پاسخ به یزدی، تصریح کرد که مجدداً از سحابی و یوسفیاشکوری پرسیده و آنها مطمئن بودند که بازرگان به آن پیشنهاد رأی داده است.
این شخص با کدام مترو معیار، القابی چون «پدر نوگرایی دینی در ایران» یا «پدر روشنفکری دینی در ایران» یا «یگانه لیبرال تنها در ایران» و یا «دموکراتترین مخالف حکومت شاه» برایش خیرات شده و میشود؟! باید از مدعیان پرسید! کسی که قطعاً کتاب «ولایت فقیه» روحالله خمینی را خوانده بود و از افکار او بیاطلاع نبود، با کدام مجوز حقوقی و اخلاقی، حکم نخستوزیری او را پذیرفت؟! حتی اگر آقای خمینی دموکراتترین فرد آن زمان هم بود، باز پذیرش حکم او کار درستی نبود. چون صلاحیت حقوقی برای صدور چنین حکمی را نداشت. در دوره بازرگان، بدترین بدعتهای حقوقی تاریخ ایران صورت گرفت، پذیرش حکم نخهستوزری از کسی که کوچکترین صلاحیتی نداشت. اجرای رفراندوم مضحک «جمهوری اسلامی، آری، یا نه؟» در حالیکه نه توضیحی درباره نوع حکومت داده شده بود و نه امکان انتخاب گزینههای دیگر بود (بگذریم که اساساً رفراندوم برای تعیین نام حکومت، از لحاظ قواعد فلسفه حقوق و اصول و قواعد حقوق اساسی، یک کار ابلهانه و پوپولیستی است. نام حکومت، به مثابه منوی یک رستوران نست که آنها را جلوی عوام بگذارند تا براساس یک ذائقه سطحی و زودگذر انتخاب کنند! نام حکومت، بخشی از یک پکیج بزرگ حقوقی بنام «قانون اساسی» است که باید در یک مجلس مؤسسان، و براساس یکسری اصول و مبانی محکم، نوشته و تصویب، و بعد به رفراندوم عمومی گذاشته شود). از همه بدتر، به رسمیت شناختن صلاحیت یک شورای غیرقانونی (شورای انقلاب) برای امر مهم تقنین! یعنی یک شورای غیرقانونی را به عنوان قوه مقننه کشور قراردادن! این بدعتها، بزرگترین خیانت به نهضت مشروطیت (حاصل تلاش نخبگان ملت برای تحقق «حکومت قانون» در ایران) و دستاوردهای آن بود. شاید بازرگان، در زندگی شخصی و روابط مالی خود، ویژگیهای مثبتی داشت و در مورد سجایای اخلاقی او سخنان زیادی گفته شده است. اما باید یک تفکیکی اساسی بین مسایل قایل شد. امثال بازرگان، هیچ درک درست و دقیقی از «امر سیاسی» و پیچیدگیهای سیاست داخلی و خارجی نداشته و ندارند. اتفاقاً در برهه انقلاب، ملت و میهن ایران، شانس آوردند که روحالله خمینی رهبر انقلاب، و نظام برآمده از آن شد. اگر گروههای دیگر از چپها و مجاهدین، تا مصدقیها و ملیمذهبیها، حاکم میشدند، فاجعهای به مراتب بدتر از وضعیت الان خلق میشد. خمینی در یک موضع ثابت ایستاده بود. و تکلیف او با همه مسایل روشن بود. اما بقیه گروهها، موضع ثابتی نداشتند و افکارشان مملو از التقاط و اعوجاج و آشفتگی بود. نتیجه انقلاب بهمن 1357، بدتر از وضعیت کنونی میتوانست باشد، اما امکان تحقق نتیجهای بهتر از وضعیت کنونی، وجود نداشت.
✅ @mohebbisbs
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سام_درخشانی:
یکی از #معممین به هنرمندها گفته مردم گوشت و مرغ ندارند بخورند شماها خجالت نمیکشید با این لباسهاتون!؟
اقا شما یه نگاه به خودتون بکنید ،شما با سِمتتون #خجالت نمیکشید؟؟؟
#بگوبرگردشاه
#میدان_میلیونی
#جنبش_فیروزه_ای
#فرقه_تبهکار
#ایران_رو_پس_میگیریم
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
https://t.me/joinchat/AAAAAEFfTeEwBlEKjszgVQ
یکی از #معممین به هنرمندها گفته مردم گوشت و مرغ ندارند بخورند شماها خجالت نمیکشید با این لباسهاتون!؟
اقا شما یه نگاه به خودتون بکنید ،شما با سِمتتون #خجالت نمیکشید؟؟؟
#بگوبرگردشاه
#میدان_میلیونی
#جنبش_فیروزه_ای
#فرقه_تبهکار
#ایران_رو_پس_میگیریم
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
https://t.me/joinchat/AAAAAEFfTeEwBlEKjszgVQ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هموطنی با شعار نویسی بر روی دیوار یک مدرسه پیامی نیز به #دانش_آموزان داده است و ماهیت پلید #خمینی را بر آنان در یک جمله بیان میکند
#بگوبرگردشاه
#میدان_میلیونی
#جنبش_فیروزه_ای
#فرقه_تبهکار
#ایران_رو_پس_میگیریم
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
https://t.me/joinchat/AAAAAEFfTeEwBlEKjszgVQ
#بگوبرگردشاه
#میدان_میلیونی
#جنبش_فیروزه_ای
#فرقه_تبهکار
#ایران_رو_پس_میگیریم
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
https://t.me/joinchat/AAAAAEFfTeEwBlEKjszgVQ
#ای_شاه_ایران
#برگرد_به_ایران
#جاوید_شاه
شعارهایی که در سراسر کشور بر روی دیوارها نوشته میشود
چنین شعارهایی نشاندهنده #پشیمانی مردم در نقش آنان در پیدایش و تداوم حکومت آخوندی است
#بگوبرگردشاه
#میدان_میلیونی
#جنبش_فیروزه_ای
#فرقه_تبهکار
#ایران_رو_پس_میگیریم
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
https://t.me/joinchat/AAAAAEFfTeEwBlEKjszgVQ
#برگرد_به_ایران
#جاوید_شاه
شعارهایی که در سراسر کشور بر روی دیوارها نوشته میشود
چنین شعارهایی نشاندهنده #پشیمانی مردم در نقش آنان در پیدایش و تداوم حکومت آخوندی است
#بگوبرگردشاه
#میدان_میلیونی
#جنبش_فیروزه_ای
#فرقه_تبهکار
#ایران_رو_پس_میگیریم
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
https://t.me/joinchat/AAAAAEFfTeEwBlEKjszgVQ