کمپین بازگشت شاهزاده
30.1K subscribers
82.6K photos
70.8K videos
455 files
42.4K links
https://telegram.me/C_B_SHAHZADEH
کانال کمپین👆
https://t.me/joinchat/QGibi-Oc3jFYRx5E
ابرگروه کمپین👆

https://twitter.com/payandeiranam
توییتر

@azadi5555
ارتباط با ما
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام هموطن غیور تبریزی به حاکمان ایران و مسئولان تبریز : مردم آذربایجان همیشه آماده انقلاب هستند و برای شما ها برنامه دارند
درود بر #شاهزاده_رضاپهلوی

@c_b_shahzadeh
دولت ملی، راه نجات ایران

نویسنده: علیرضا کیانی، عضو #فرشگرد

@IranFarashgard

در ایران تا اطلاع ثانوی، دولت، مصلح نهایی است یا باید باشد. این به معنای دولتی‌کردن مسائل نیست؛ به معنای مدیریت کلان دولت است. به بیان دیگر، راه نجات ایران از کانال سیاست‌گذاری می‌گذرد نه در تقویت جامعه مدنی! برای نجات کشور باید تصمیم ساخت و آنجا که تصمیم ساخته می‌شود و ضمانت اجرا دارد، دولت است.

هر که برای اصلاح مملکت از نقش جامعه سخن می‌گوید، دقیقا آدرس «هیچ» می‌دهد. جامعه نمی‌‌تواند برای حل بحران آب مملکت، کشاورزی را تعطیل کند ولی دولت می‌تواند. جامعه نمی‌تواند برای حل بحران صندوق‌های بازنشستگی، چاره بیندیشد ولی دولت می‌تواند. جامعه نمی‌تواند مانع از فاجعه ازدواج ۴۰ هزار دختربچه در سال شود ولی دولت می‌تواند. جامعه نمی‌تواند خرمشهر و آبادان را دگرباره خرم و آباد کند ولی دولت می‌تواند.

هزارالبته که این همه را دولتی می‌تواند که «بخواهد». آخوند/پاسداران حاکم، به ایران به چشم "گوشت قربونی" نگاه می‌کنند. آنان به معنای دقیق کلمه، اشغالگران ایران هستند. باید بگویم اینجا منظور اشغال جنگی نیست بلکه دقیقا به اشغال «مفهوم» ایران نظر دارم. ایران در زندان شده است و آنچه‌ محور است، توهم زمین‌زدن ایالات‌متحده و نابودی اسراییل است.

از این رو باید دولتی روی کار بیاید که موضوع و دغدغه‌اش ایران باشد نه انزوای بین‌المللی کشور و تاراج احترام ایران در جهان و ریختن سرمایه طفل‌معصوم‌های بلوچستان و هرمزگان در حلق کثیف حزب‌الله و حماس. دولتی که بتواند از موضعی قدرتمند با خرس شمالی روبرو شود نه اینکه از سر عقده‌های جنسی تبدل‌یافته به مبارزه ضدآمریکایی، آتش بزند به آب مملکت. دولتی که با استفاده از ظرفیت‌ها، این مملکت را دگرباره به نقطه کانونی خاورمیانه تبدیل کند.

بر این اساس، عاجل‌ترین راه اصلاح ایران، سرنگونی جمهوری‌اسلامی‌ست. زیرا اکنون سیاست‌گذاری کلان در ایران در ید انیرانیان است. این میان شاید برهم خوردن ثبات، کسانی را از تغییر کلان هراسان سازد. خصوصا که ضدنظم موجود در کشور، شکاف‌های وحشتاکی را پدید آورده است و اخلاق اجتماعی را نیز به مرز فروپاشی نزدیک کرده است. احزاب مسلح غرب کشور نیز خیالاتی دارند که هر میهن‌پرستی را باید به‌هوش سازد.

در این میان وجود یک عنصر وحدت‌بخش که هم همه ایرانیان او را بشناسند و هم محبوبیت فوق‌العاده‌ای داشته باشد، یک نعمت است. نقش و جایگاه نمادین شاهزاده رضا پهلوی، به ضرورت نیاز مملکت خسته ما، یک نعمت است.
#‏دونالد_ترامپ، رییس جمهور آمریکا، باردیگر تاکید کرد که « مقامات #رژیم_ایران می‌خواهند مذاکره کنند اما نمی‌دانند چطور شروع کنند.»
او گفت:«آن‌ها آد‌م‌های مغروری هستند اما اقتصادشان درحال سقوط است، نمی‌توانند #نفت‌ بفروشند، فروش نفت‌شان حتی از آنچه من فکر می‌کردم کمتر است.
کمتر از100هزار بشکه در روز!!

@c_b_shahzadeh
کودتای 25 مرداد چیزی نیست جز پوششی برای تمرد دولت مصدق در برابر فرمان عزل

به صورت عمومی و ژورنالیستی گفته می‌شود که در شامگاه 25 مرداد 1332، کودتای انگلیسی-آمریکایی گاردِ شاه بر ضد دولت مصدق شکست خورد ولی 3 روز بعد کودتای دیگری انجام گرفته و پیروز شد.

اما اصل ماجرا فارغ از دروغپردازی‌ها چیست؟

انگلیس از ماهها پیش به دنبال سرنگونی مصدق بود. بله این حرف کاملا درست است. انگلیسی‌ها در آغاز با مخالفت آمریکایی‌ها و شاه روبرو می‌شوند ولی نهایتا به دلیلِ ادامۀ لجاجت‌های مصدق، اختلافات بیشتر در داخلِ نهضت ملی و روندِ خطرناکِ سقوط اقتصادی و سیاسی کشور و خطر قدرتگیری کمونیستها، آمریکا و شاه هم با سرنگونیِ مصدق همراه می‌شوند. ولی در این میان شاه تاکید کرده بود که سرنگونی باید قانونی و پارلمانی باشد. همه چیز آمادۀ استیضاح و برکناری مصدق در مجلس بود که او با انحلال مجلس، هم شرایط را برای عزل خود از سوی شاه آماده کرد و هم اساسا چارۀ دیگری باقی نگذاشت.

مصدقی‌ها در طول 66 سال گذشته اشارات اسناد گوناگون انگلیسی و آمریکایی به تلاش برای سقوط مصدق را مترادف با "کودتا" گرفته‌اند!!
انگار نه انگار که هر دخالت و تاثیرگذاری را کودتا نمی‌توان نامید. بله در آن زمان در ایران انگلیس، شوروی و کمتر آمریکا بر سیاستِ ایران تاثیرگذار بودند. این یک واقعیت است. ولی این تاثیرگذاری کمتر یا بیشتر همیشه و همه‌جا بوده. مثلا ایران هم در دورۀ قدرتِ شاه تلاش می‌کرد نامزدهای دموکرات آمریکا را زمین بزند و نامزدهای جمهوری‌خواه را به قدرت برساند. به این تاثیرگذاری‌ها نمی‌گویند کودتا!

ولی مصدقی‌ها و چپ‌ها و اسلامگراها عادت کرده‌اند که به هر سندی مبتنی بر دشمنیِ انگلیسی‌ها و تلاش آنها یا احیانا آمریکایی‌ها برای سرنگونیِ مصدق برچسب "کودتا" بزنند. اگر مصدق اجازه می‌داد که مجلس او را استیضاح و برکنار کند، باز هم انگلیس و آمریکا و شاه بر آن تاثیرگذار بودند ولی به استیضاح، کسی کودتا نمی‌گوید! اتفاقا بعدا که مصدق سرنگون شد وقتی به او گفتند "خیلی بد شد"، جواب داد: "خیلی هم خوب شد! اجازه ندادم توسط چهار تا وکیل مجلس یه‌لاقبا عزل شوم بلکه توسط کودتای ارتش سرنگون شدم!"!

این یعنی "کودتا" در سال 1332 بیشتر از آن‌که واقعا اتفاق افتاده باشد، فضاسازی و پروپاگاندای خودِ مصدق بود. مصدق بود که نگذاشت مجلس او را عزل کند و چاره‌ای باقی نگذاشت مگر اینکه شاه فرمان عزل بدهد. این‌که می‌گویند مجلس هنوز منحل نشده بود که شاه بتواند فرمان عزل بدهد هم یک بدفهمی یا حیله‌گری است.

حقِ عزل برای شاه در نبودِ مجلس در شرایط فترت رخ می‌داد و نه در انحلالِ رسمی مجلس. مجلس از تیرماه 1332 به دلیل استعفای نمایندگان هوادار مصدق و سپس تهدید و ارعاب نمایندگان مخالف مصدق برای عدم حضور، "عملا" متوقف شده بود. مصدق بر خلافِ نظر خودِ مجلس و شاه، رفراندومی برای انحلال مجلس برگزار کرد و سپس وزارت کشور اعلام کرد که 99.94% رای مثبت داده‌اند.

در شرایطی که مصدق برای برگزاری رفراندوم (که به قانون نیاز داشت) از مجلس و شاه اجازه نگرفته بود و سرخود عمل کرده بود(به بهانۀ وجود اختیارات ویژه)، در این مورد نتیجه را طیِ نامه‌ای به شاه اعلام کرده و خواستار فرمان او برای انحلال مجلس شد! اگر فرمان شاه لازم بود که پس مصدق اساسا اجازۀ رفراندوم غیرقانونی را نمی‌داشت و باید عزل و محاکمه می‌شد. اگر هم فرمان شاه لازم نبود، پس مجلس واقعا تعطیل شده بود و در شرایط تعطیلیِ مجلس، شاه حقِ عزل و نصب دولت را داشت.

این‌که انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها و مالدیوی‌ها و سریلانکایی‌ها و هر دولت و ملت دیگری روی شاه تاثیر داشتند و به او مشاوره می‌دادند و کمک می‌کردند و ... چیزی از حقِ قانونی شاه کم نمی‌کند و باعث نمی‌شود به حرکت شاه بگوییم "کودتا".

ادامه دارد...
@c_b_shahzadeh
کمپین بازگشت شاهزاده
کودتای 25 مرداد چیزی نیست جز پوششی برای تمرد دولت مصدق در برابر فرمان عزل به صورت عمومی و ژورنالیستی گفته می‌شود که در شامگاه 25 مرداد 1332، کودتای انگلیسی-آمریکایی گاردِ شاه بر ضد دولت مصدق شکست خورد ولی 3 روز بعد کودتای دیگری انجام گرفته و پیروز شد. اما…
.... ادامه از قبل

شاه بنا بر مشاوره‌ای که گرفته بود از تمرد و ایستادگی مصدق می‌ترسید. وقتی مصدق نخستین بار به صدیقی و سنجابی و بقیه یارانش گفت می‌خواهد مجلس را منحل کند آن‌ها گفتند:
"اگر مجلس تعطیل شود شاه حق عزل شما را پیدا می‌کند".

مصدق جواب داده بود:
"شاه جرات‌ش را ندارد و اگر هم عزل کند ما تمکین نمی‌کنیم."

شاه می‌دانست که اگر در طول روز در حرکتی شفاف مصدق را برکنار کند، اتفاق 30 تیر 1331 تکرار می‌شود. یعنی مصدق برکناری خود را پیراهن عثمان می‌کند و حزب توده و سایر جریانات به شورش دست می‌زنند. ضمن این‌که کل نیروهای نظامی و انتظامی کشور منهای گارد، در اختیار خود مصدق بود و مصدق می‌توانست پس از دریافت حکم عزلش به سنگربندی نیروهای خود بپردازد.

پس طرح و عملیات 25 مرداد (که مصدق و هوادارانش نام آن را کودتای 25 مرداد گذاشتند) طراحی شد که بر اساس آن، حکم عزل باید مخفیانه در شرایطی که شاه در تهران نباشد که در خطر دستگیری قرار بگیرد، توسط یک گروه از نیروهای گارد در نیمه شب به اطلاع مصدق برسد. اگر مصدق تمکین کرد، بلافاصله او و همه هوادارانش تحت نظارت و کنترل قرار بگیرند تا روند انتقال قدرت به زاهدی انجام شود و اگر تمکین نکرد در همان لحظه با برخورد قاطع نظامی روبرو شود. ولی این عملیات شکست خورد.

چراکه مصدق و فاطمی از آن باخبر شدند و مصدق با حیله گری به سرهنگ نصیری (حاکم فرمان) روی خوش نشان داد و حکم را از او گرفت و به او رسید داد. وقتی او خیالش راحت شده و نیروهایش در شرایط نرمال قرار گرفتند، ناگهان مصدق دستور به توقیف نصیری و همۀ سربازانش را داد. سپس ارتش و شهربانی در شرایط آماده‌باش قرار گرفته و پادگان‌های گارد در محاصره قرار گرفتند. در واقع اگر کودتایی انجام شده باشد، توسط مصدق انجام شده است.

اما مصدق برای این اتفاق باید عنوانی انتخاب می‌کرد تا برای اقداماتش بهانه داشته باشد. پس نه فقط فردای آن روز به مردم در رادیو، بلکه حتی به هیات وزیرانش هم اعلام کرد که گارد، در غیابِ شاه که تهران نیست، "کودتایی نافرجام" کرده است! او هیچ اشاره‌ای به فرمان عزلش نکرد. یعنی به جای اینکه مانند هواداران امروزیِ مصدق برای مردم اصل ماجرا را توضیح بدهد و بگوید که شاه او را عزل کرده ولی به نظر او شاه اصلا حق عزل و نصب ندارد و تشریفاتی است، مساله را پنهان کرده و در عوض روی "کودتای نظامی" مانور داد.

شاه به محض شنیدن خبر شکست کودتا از شمال به بغداد رفت. فاطمی وزیر خارجه به سفیر ایران در عراق دستور داد که شاه را توقیف کند و در تهران کاخهای سلطنتی مهر و موم شده و تمام نیروهای گارد سلطنتی دستگیر و مورد بازجویی قرار گرفتند و مجسمه‌های رضاشاه در سراسر کشور نخست توسط توده‌ای‌ها و سپس توسط مقامات رسمی ایران پایین کشیده شد و در مراسم صبحگاه ارتش و پرچم، سرودِ شاهنشاهی و شعار جاوید شاه حذف شدند.

بنابراین به نظر می‌رسد، خروج شاه از کشور در آن لحظه نه تنها خطایی بزرگ نبود که عملا باعث پیروزی نهاییِ شاه شد. چون قابل پیشبینی است که اگر شاه در کشور می‌ماند، دستگیر و رسما عزل و محاکمه می‌شد.

اینجا مساله این نیست که مصدق بد بود و شاه خوب! اصلا گیریم مصدق پسر پیغمبر بود و شاه شیطانِ مجسم! صحبت این است که با توجه به وضعیتِ سیاسی آن زمان در ایران، روز 25 مرداد 1332 کودتایی توسط آمریکا، انگلیس، شاه، ارتش و هیچ کس دیگری بر ضد مصدق انجام نشد. برعکس مصدق بود که با مطرح کردنِ این عنوان غلط‌انداز به اقداماتِ کودتاییِ خودش لباس مشروعیت پوشاند.

این‌که طرح، طرحِ انگلیسی‌ها یا آمریکایی‌ها بود یا نبود، ربطی به کودتا بودن ندارد. طرح و عملیات با کودتا فرق دارد. حرکتِ شاه بر ضد مصدق، ظاهرا قانونی بود و این یعنی نمی‌توان از کودتا سخن گفت. حالا اینکه شاه از نظرِ هواداران مصدق و چپ‌ها و اسلامگراها، "دیو" بود و مصدق "فرشته"، تاثیری در بحثِ ما ندارد.

ماجرای 28 مرداد متفاوت است و بعدا به آن می‌پردازیم.

@c_b_shahzadeh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏۲۸مردادماه، سالگرد حکم جهاد خمینی علیه کردستان است،
حکمی کە درپی آن گلولەباران شهرها،
قتل‌عام درروستاها وبرپایی جوخەهای اعدام درکردستان آغازشد
برای نظامیان مسلح به فتوای خمینی،تفاوتی میان مخالفان مسلح ودیگرشهروندان بی دفاع نبودوکشتارها هیچ بازخواست و مسئولیتی برای آنهابه همراه نمی آورد

@c_b_shahzadeh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئوی دیگر از تجمع اعتراضی چندین هزاران نفری مردم جلوی درب شهرداری تهران ، نسبت به جنایت سگ کشی‌ با #اسید در منطقه #کهریزک تهران
(دوشنبه ۲۸ مرداد ۹۸)
#ایران_متحد

@c_b_shahzadeh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ضرب شتم معترضین با‌ باتوم از سوی نیروی های امنیتی و متفرق کردن‌ آنها

معترضین روز جاری در اعتراض به کشتار سگ ها با #اسید در مقابل شهرداری تهران دست به تجمع اعتراضی زده بودند.

@c_b_shahzadeh
دم خروستان را باور کنیم یا...‎

در حاشیه نامه‌های تند و تیز و جدال لفظی محمد یزدی و صادق آملی‌لاریجانی به یکدیگر

طرح از شاهرخ حیدری


جدل لفظی و قلمی تند و تیز محمد یزدی و صادق لاریجانی این روزها خبرساز شده است. یزدی به لاریجانی اتهاماتی زده و لاریجانی هم متقابلا از بی‌سوادی یزدی سخن گفته... آنها هر دو منصوب شخص رهبر نظام جمهوری اسلامی بوده و سال‌ها در مهم‌ترین نهادهای این نظام بر سرنوشت مردم ایران موثر بوده‌اند.

@c_b_shahzadeh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درود به این هم میهن که باپرچم ملی سه رنگ #شیروخورشیدنشان درقسمت جداشده ازخراسان بزرگ فریادمیزند وبرحق ۵۰درصدی ایران در دریای #کاسپین تاکید میکند
#ایران_متحد
سرنگونی فرقه تبهکار زمینه بازگشت قسمت های جداشده ازمیهن توسط استعمارخواهدبود #بازگشت_به_پادشاهی

@c_b_shahzadeh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماموران امنیتی با حمله به تجمع مسالمت‌آمیز فعالان مدنی و ضرب و شتم مردم، این تجمع آرام را به خشونت کشاندند.

@c_b_shahzadeh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر کاوه موسوی در بی بی سی: مصدق کودتاگر بود و 28 امرداد #ضد_کودتا بود
زمانی که از دست بی بی سی در رفت و یک کارشناس واقعی آوردند

@c_b_shahzadeh
دوچرخه‌سواری زنان و «امام زمان»!
(کارتون: اسد بیناخواهی)

آیت‌الله علوی گرگانی: موضوعاتی نظیر دوچرخه‌سواری بانوان مورد رضایت امام زمان نیست!

@c_b_shahzadeh
📌چرا ۲۸ مرداد "کودتا" نیست؟


🌀"اساسا به کارگیری واژه کودتا درخصوص واقعه ۲۸ مرداد اشتباهی حقوقی است و کودتایی در این روز تحقق پیدا نکرده و آن چه در این روز واقع شده، اعمال اختیارات مبتنی بر قانون اساسی مشروطه بوده است.

🌀اول، کودتا در عرف علوم سیاسی به معنای به دست آوردن قدرت به صورت غیرقانونی از طریق قوای نظامی است. بنابر این تعریف، جهت تحقق کودتا در یک کشور دو مؤلفه مهم مورد نیاز است, نیروی نظامی و غیرقانونی بودن استفاده از نیروی نظامی. اگر یکی از این دو رکن متزلزل باشد، نمی توان اقدام انجام گرفته را کودتا تلقی کرد. به عنوان مثال، دکتر ابوالحسن بنی صدر در نوشته ها و گفته های خود ادعا دارد که بر اثر یک کودتا در خردادماه ۱۳۶۰ از ریاست جمهوری خلع شده است و دولت های بعد از او مشروع نیستند. با توجه به مقدمه اول باطل بودن ادعای ایشان به راحتی قابل فهم است؛ چرا که خلع ایشان توسط مجلس شورای اسلامی و در مکانيزمی قانونی صورت گرفته بود و استعمال واژه کودتا در این مورد استعمالی دقیقا غلط است.

🌀دوم، برای فهم حقیقت یا غیرواقعی بودن کودتا باید بررسی کرد که آیا بر اساس قانون اساسی مشروطه، رفتارهای دولت در برخورد با دکتر مصدق کودتا بوده است یا خیر؟ در قانون اساسی مشروطه، عزل و نصب نخست وزیر از اختیارات شاه محسوب می شد. به مرور عرف و رویه، یک قید به این اختیار وارد شد و پیش شرط این اختیار«رأی تمایل مجلس» در نظر گرفته شد. بنابراین شاه شخصی را به نخست وزیری منصوب نمی کرد، آن کسی که مجلس به وی به عنوان نخست وزیر رأی تمایل داده بود. این قید منوط به وجود مجلس بود. اما اگر مجلس به هر علتی وجود نداشت، اختیار شاه بدون نیاز به رأی تمایل مجلس اعمال می شد. کما این که در فاصله سال های ۱۲۹۳ تا ۱۲۹۹ که سه دوره در ایران مجلس وجود نداشت، شاه وقت مستقیما به نصب نخست وزیر اقدام کرد و این اختیار، اختیاری قانونی و پذیرفته شده بود.

🌀سوم، مجلس دوره هفدهم از ابتدا ناقص متولد شد؛ چرا که دولت دکتر مصدق با تصویب نامه هیئت دولت در اردیبهشت ۱۳۳۱ برگزاری انتخابات را در ۳۳ حوزه متوقف و از انتخاب شدن ۵۶ نماینده به هر دلیلی و توجیه و بهانه ای) در این حوزه ها جلوگیری کرد. با استعفای یک نماینده دیگر، عملا مجلسی که قرار بود با ۱۳۶ نماینده به تقنین بپردازد، با ۷۹ نماینده به کار خود ادامه داد که در میان این ۷۹ نماینده اکثریت از طرفداران دکتر مصدق بودند که این اکثریت ۵۲ نفری در روزهای آخرتیرماه ۱۳۳۲ از نمایندگی مجلس استعفا دادند تا مسیر برگزاری رفراندوم انحلال مجلس تسهیل شود. به هر دلیلی با هر توجیهی دکتر مصدق در بیست ودوم تیرماه ۱۳۳۲ زمان بندی خود را برای برگزاری انتخابات در دوازدهم مرداد در تهران و در نوزدهم مرداد در شهرستان ها اعلام کرد. این تصمیم با مخالفت برخی باران دکتر مصدق و مخالفت آیت الله کاشانی و اقلیت هم رأی با ایشان در مجلس همراه شد. انتخابات برگزار شد و نتیجه انتخابات روز بیست و دوم مرداد ۱۳۳۲ از رادیو ایران پخش شد. با انحلال مجلس دیگر دست پهلوی دوم جهت عزل مصدق با منع قانونی مواجه نبود.

🌀دستور محمدرضا پهلوی در ۲۳ مرداد ابلاغ شد و در ۲۴ مرداد به دکتر مصدق به وسيله سرهنگ نصیری اعلام شد. جالب آن که در برابر این دستور عزل، دکتر مصدق رسیدی را تحویل می دهد که در آن این گونه می نویسد:«ساعت یک بعد از نصف شب بیست وپنجم مرداد ۱۳۳۲ دست خط مبارک به این جانب رسید؛ دکتر محمد مصدق». اتفاقا دکتر مصدق در جلسات دادگاه بر این نکته تأکید می کند که دست خط رسید و وی در برابر دستور عزل تمکین کرده. بنابراین دیگر ایشان بعد از ۲۵ مرداد هیچ منصب قانونی در کشور دارا نبود تا علیه آن کسی کودتا یا وی را از شغلی با قدرت نظامی برکنار کند. نگارنده با اتفاقات بعدی این داستان کاری ندارد که چرا دولت در صبح روز ۲۵ مرداد اصرار کرد، نصیری درصدد کودتا بوده است؟ چرا بعد از تمکین به دستور شاه و بدون داشتن سمتی قانونی این اتهام زده شد؟ و جالب آن که متهم کودتا نصیری معرفی می شود و نه شخص دیگری! دکتر مصدق خود نسبت به دستور محمدرضا پهلوی تمکین کرد و اعتراضی نکرد و به طرفداران خود اطلاع نداد که فرمان عزل صادر شده و وی آن را پذیرفته و یا هیئت وزیران را از این مهم مطلع نکرد؛ چرا؟"

✍️ دکتر محسن برهانی، استادیار دانشکده حقوق دانشگاه تهران

@c_b_shahzadeh
Forwarded from Amar Onlineآمار آنلاین
🔴 کارشناس #آیت_الله_بی_بی_سی، همه مخالفان ج.ا را تهدید به مرگ می کند!

👈 پرهام فرهنگ وصال #ماله_مال جمهوری اسلامی در توئیتی می نویسد: به زودی جای همه ویرانی طلبان (#براندازان) خاوران است!

پ.ن: بهترین اقدام در جواب هماهنگ همه براندازان به این مزدور، گزارش به مدیریت بی بی سی انگلیسی و همچنین گزارش به پلیس سوییس است.

@JONBESH_Foghara