This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نترسانندم از میدان،که من جانباز میدانم
که من از مذهب وایمان،بجز ایران نمیدانم
نترسانندم از خنجر،نه از این خانمان سوزی
که هر زخم تبر در من،جوانه میزند روزی
دراین مکتب سرای خواب،شبیخون ناخودآگاهست
به گلزاری که جای آب،سر بریده در چاه است
اگر ازپای بنشینیم،اگر سر بر سکوت آریم
ازاین خانه،بجز ویرانه ای،برجای نگذاریم
بیا طوفان بر انگیزیم،بیا باهم بپا خیزیم
چراغ چشم دشمن را،به سقف خانه آوزیم
بیا تا عمر ما باقیست،بیا تا خون به رگ داریم
به میهن جان دهیم و یا،از این جان دست برداریم
بمان بامن،بخوان بامن،که وقت مرگ دشمن شد
بریده باد ان دستی،که سرخ از خون میهن شد
مرا در دام اگر گیرند،به حبس آرند پروازم
برون آرند چشمم را،بسوزانند آوازم
مرا گر لب به لب دوزند،به خاک آرند دهانم را
اگر بر دارم آویزند،برقصانند جاااانم راااا
نترسانندم از میدان،که من جانباز میدانم
که من از مذهب و ایمان،بجز ایران نمیدانم
نترسانندم از زندان،تو گر آتش بر انگیزی
مرا مرگ هم نترساند،توگر بامن بپاخیزی
شعر حماسی(نترسانم)از حماسی سرای میهن پرست جناب #مسعودهآذر بهمراه تصاویری از فعالیتهای میدانی اعضای #کمپین_بازگشت_شاهزاده
@c_b_shahzadeh
که من از مذهب وایمان،بجز ایران نمیدانم
نترسانندم از خنجر،نه از این خانمان سوزی
که هر زخم تبر در من،جوانه میزند روزی
دراین مکتب سرای خواب،شبیخون ناخودآگاهست
به گلزاری که جای آب،سر بریده در چاه است
اگر ازپای بنشینیم،اگر سر بر سکوت آریم
ازاین خانه،بجز ویرانه ای،برجای نگذاریم
بیا طوفان بر انگیزیم،بیا باهم بپا خیزیم
چراغ چشم دشمن را،به سقف خانه آوزیم
بیا تا عمر ما باقیست،بیا تا خون به رگ داریم
به میهن جان دهیم و یا،از این جان دست برداریم
بمان بامن،بخوان بامن،که وقت مرگ دشمن شد
بریده باد ان دستی،که سرخ از خون میهن شد
مرا در دام اگر گیرند،به حبس آرند پروازم
برون آرند چشمم را،بسوزانند آوازم
مرا گر لب به لب دوزند،به خاک آرند دهانم را
اگر بر دارم آویزند،برقصانند جاااانم راااا
نترسانندم از میدان،که من جانباز میدانم
که من از مذهب و ایمان،بجز ایران نمیدانم
نترسانندم از زندان،تو گر آتش بر انگیزی
مرا مرگ هم نترساند،توگر بامن بپاخیزی
شعر حماسی(نترسانم)از حماسی سرای میهن پرست جناب #مسعودهآذر بهمراه تصاویری از فعالیتهای میدانی اعضای #کمپین_بازگشت_شاهزاده
@c_b_shahzadeh