کارگران شرکت #پارس_نصب_کارون و #تیام_صنعت_گچساران و #نصب_نیرو در رمیله عراق هم، به اعتصابات کمپین ۱۴۰۲ با محوریت افزایش ۷۹٪ حقوق پیوستند
سهشنبه ۵ اردبیهشت ۱۴۰۲
#اعتصابات_سراسری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سهشنبه ۵ اردبیهشت ۱۴۰۲
#اعتصابات_سراسری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نعیما طاهری، دختر نعیمه اشراقی، نتیجه خمینی ملعون با پول ملت ایران در حال عشق و حال در تورنتو کانادا
+ یک مشت لجن که قوانین متحجرانه را فقط بر مردم ایران تحمیل میکنند و در پس پرده مشغول دزدی و عیش و نوش هستند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
+ یک مشت لجن که قوانین متحجرانه را فقط بر مردم ایران تحمیل میکنند و در پس پرده مشغول دزدی و عیش و نوش هستند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آموزش دموکراسی
به هیچ کس، غیر از خودش ربطی ندارد که ایشان با چه پوششی زندگی میکند و گذشته و حال او چگونه بوده است.
چه در گذشته، چه در حال حاضر و چه در آینده هر چه دوست دارد میپوشد.
اما اگر در محلهای عمومی مختلف به تظاهر پوششهای مختلف داشته باشد و نسبت به یکی تبلیغ دروغین انجام دهد آن موقع فقط میتوان پرسشگر بود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
به هیچ کس، غیر از خودش ربطی ندارد که ایشان با چه پوششی زندگی میکند و گذشته و حال او چگونه بوده است.
چه در گذشته، چه در حال حاضر و چه در آینده هر چه دوست دارد میپوشد.
اما اگر در محلهای عمومی مختلف به تظاهر پوششهای مختلف داشته باشد و نسبت به یکی تبلیغ دروغین انجام دهد آن موقع فقط میتوان پرسشگر بود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دوست دارم گهگاه گم شوم
مثل پرندههای پاییز
میخواهم میهنی تازه بیابم
غیر قابل دسترس
و خدایی
که مرا تعقیب نکند
و سرزمینی که دشمنم نباشد.....
نزار قبانی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مثل پرندههای پاییز
میخواهم میهنی تازه بیابم
غیر قابل دسترس
و خدایی
که مرا تعقیب نکند
و سرزمینی که دشمنم نباشد.....
نزار قبانی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
#اعتصابات_کارگری #انقلاب_ایران @designmanufacturing
#حافظه_تاریخی
اعتصاب و سرکوب کارگران کارخانه جهان چیت در اردیبهشت سال ۱۳۵۰
کارخانه جهانچیت کرج در سال ۱۳۱۷ خورشیدی ساخته شد و تولیدات آن شامل چیت، چلوار و متقال بود. بعد از وقایع شهریور ۱۳۲۰، این کارخانه محل اصلی تظاهرات کارگری بود و بارها به تعطیلی کشیده شده بود.
اردیبهشت سال ۱۳۵۰ اعتصاب بزرگی درکارخانه جهان چیت رخ داد. در آن زمان، مزد روزانه کارگران در ازای ۸ ساعت کار، طبق معیارهای وزارت کار عددی بین ده تا دوازده تومان بود. اما فاتح یزدی، صاحب کارخانه جهان چیت که یکی از مالکان و سرمایهداران بزرگ بود و در عین حال روابط نزدیکی با دربار داشت، حتا نُرمهای وزارت کار را هم رعایت نمیکرد و در ازای ۱۲ ساعت کار، مبلغی بین ۵ تا ۷ تومان به کارگران میداد.
کارگران جهان چیت برای افزایش دستمزد، از روز ۶ اردیبهشت دست به اعتصاب زدند. سه روز اعتصاب و تجمع در محوطه کارخانه برای افزایش دستمزد، نتیجهای نداد. نماینده اداره کار کرج به این کارخانه رفت و کارگران بر این تصور بودند که وی برای اجرای مقررات وزارت کار و حمایت از کارگران به آنجا رفته است. اما این نماینده دولت، کارگران را تهدید به اخراج کرد و از آنان خواست به اعتصاب پایان دهند. به دنبال آن فرمانده ژاندارمری کرج با چند ژاندارم وارد کارخانه شده و کارگران را تهدید کردند.
کارگران تصمیم گرفتند به سمت وزارت کار در تهران دست به راهپیمایی بزنند. پس از آن رئیس ساواک کرج نیز کارگران را تهدید کرد که «اگر از کارخانه بیرون بیائید هر چه دیدید از چشم خودتان دیدهاید.»! و کارگران در مقابل این تهدیدها جواب شان این بود که «اگر جلو آتش و گلوله برویم، بهتر از این است که این زندگی را تحمل بکنیم»! به دنبال آن، دو هزار کارگر کارخانه جهان چیت به خیابان میریزند و به سمت تهران دست به راهپیمائی میزنند. در میان راه و ساعت حدود ۵ بعد از ظهر، وقتی که کارگران به کاروانسرا سنگی رسیده بودند، ژاندارمهای حکومتی صفوف کارگران را مورد یورش قرار میدهند و آنها را به گلوله میبندند. در اثر این اقدام، حداقل سه کارگر جهان چیت کشته و چندین نفر دیگر به سختی مصدوم میشوند.
#اعتصابات_کارگری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اعتصاب و سرکوب کارگران کارخانه جهان چیت در اردیبهشت سال ۱۳۵۰
کارخانه جهانچیت کرج در سال ۱۳۱۷ خورشیدی ساخته شد و تولیدات آن شامل چیت، چلوار و متقال بود. بعد از وقایع شهریور ۱۳۲۰، این کارخانه محل اصلی تظاهرات کارگری بود و بارها به تعطیلی کشیده شده بود.
اردیبهشت سال ۱۳۵۰ اعتصاب بزرگی درکارخانه جهان چیت رخ داد. در آن زمان، مزد روزانه کارگران در ازای ۸ ساعت کار، طبق معیارهای وزارت کار عددی بین ده تا دوازده تومان بود. اما فاتح یزدی، صاحب کارخانه جهان چیت که یکی از مالکان و سرمایهداران بزرگ بود و در عین حال روابط نزدیکی با دربار داشت، حتا نُرمهای وزارت کار را هم رعایت نمیکرد و در ازای ۱۲ ساعت کار، مبلغی بین ۵ تا ۷ تومان به کارگران میداد.
کارگران جهان چیت برای افزایش دستمزد، از روز ۶ اردیبهشت دست به اعتصاب زدند. سه روز اعتصاب و تجمع در محوطه کارخانه برای افزایش دستمزد، نتیجهای نداد. نماینده اداره کار کرج به این کارخانه رفت و کارگران بر این تصور بودند که وی برای اجرای مقررات وزارت کار و حمایت از کارگران به آنجا رفته است. اما این نماینده دولت، کارگران را تهدید به اخراج کرد و از آنان خواست به اعتصاب پایان دهند. به دنبال آن فرمانده ژاندارمری کرج با چند ژاندارم وارد کارخانه شده و کارگران را تهدید کردند.
کارگران تصمیم گرفتند به سمت وزارت کار در تهران دست به راهپیمایی بزنند. پس از آن رئیس ساواک کرج نیز کارگران را تهدید کرد که «اگر از کارخانه بیرون بیائید هر چه دیدید از چشم خودتان دیدهاید.»! و کارگران در مقابل این تهدیدها جواب شان این بود که «اگر جلو آتش و گلوله برویم، بهتر از این است که این زندگی را تحمل بکنیم»! به دنبال آن، دو هزار کارگر کارخانه جهان چیت به خیابان میریزند و به سمت تهران دست به راهپیمائی میزنند. در میان راه و ساعت حدود ۵ بعد از ظهر، وقتی که کارگران به کاروانسرا سنگی رسیده بودند، ژاندارمهای حکومتی صفوف کارگران را مورد یورش قرار میدهند و آنها را به گلوله میبندند. در اثر این اقدام، حداقل سه کارگر جهان چیت کشته و چندین نفر دیگر به سختی مصدوم میشوند.
#اعتصابات_کارگری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
عجالتاً حوزه علمیه؛ رسمِ ارتزاق از بیتالمال را کنار گذاشته و از دريافت رقم عجیبِ ١٠هـزار میلیارد تومانی از بودجه کشور، در قالب اعتبار سالانه، خودداری کند تا قسمتی از مشکلات اقتصادی کشور مرتفع گردد
یک مشت مفتخور لجن، مدعی هم هستند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
یک مشت مفتخور لجن، مدعی هم هستند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نه مرگ آنقدر تلخ است، نه زندگی آنقدر شیرین، که انسان برای این دو «شرفش» را بدهد.
فریدون فرخزاد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
فریدون فرخزاد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
میخواهم بمیرم
میخواهم یک میلیارد بار بمیرم
و در جهانی برخیزم،
که همسایگان یکدیگر را بشناسند.
و مردم،
همه رنگها را دوست بدارند.
میخواهم در جهانی برخیزم
که عشق به قیمت لبخند باشد.
مردان نمیرند،
زنان نگریند،
و همه کودکان، پدران خود را بشناسند.
عدالت باغی باشد،
که مردم در آن سیبهای یکسان بخورند،
و یکسان بمیرند.
میخواهم در جهانی برخیزم،
که هیچ انسانی بیش از یکبار نمیرد!
#ژاک_پرهور
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
میخواهم یک میلیارد بار بمیرم
و در جهانی برخیزم،
که همسایگان یکدیگر را بشناسند.
و مردم،
همه رنگها را دوست بدارند.
میخواهم در جهانی برخیزم
که عشق به قیمت لبخند باشد.
مردان نمیرند،
زنان نگریند،
و همه کودکان، پدران خود را بشناسند.
عدالت باغی باشد،
که مردم در آن سیبهای یکسان بخورند،
و یکسان بمیرند.
میخواهم در جهانی برخیزم،
که هیچ انسانی بیش از یکبار نمیرد!
#ژاک_پرهور
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آنها که چیزی نیاموخته اند،
چیزی برای فراموش کردن ندارند.
📕 ضد خاطرات
🖌 #آندره_مالرو
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
چیزی برای فراموش کردن ندارند.
📕 ضد خاطرات
🖌 #آندره_مالرو
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دستهای خالیِ زنان کارگر در سالهای پیریِ زودرس/ رنج مشترکی که جغرافیا نمیشناسد
هنوز نمیدانیم چه تعداد از زنان شاغل، سرپرست خانوار هستند، چه تعداد در اقتصاد غیررسمی مشغول به کارند و چه نرخی از این زنها بیمه و حداقل دستمزد را هم ندارند...
به گزارش خبرنگار ایلنا، اولی را در زاهدان دیدم، در بلوارِ مقابلِ ایستگاه راه آهن بساطی داشت و به خاطر عید نوروز و آمدن تعداد اندکی مسافران نوروزی به شهر، دستبند و گردنبند و زیورآلات صنایع دستیِ بافت خودش را میفروخت. هر دستبندِ کار دست فقط سی تا پنجاه هزار تومان و هر گردنبند ۸۰ تا صد هزار تومان؛ این زنِ هنرمند بلوچ فقط همین چند روز عید را میتواند تا اندازهای بفروشد، بعد بازار کساد میشود؛ حداقل خودش نمیتواند کار دست خودش را بفروشد، کار دست او را مفت میخرند و در پاساژهای شهرهای بزرگ و پایتخت به قیمتهای چند برابرِ نجومی میفروشند، این زن بیمه و بازنشستگی هم ندارد.....
...با دومی روی نیمکتهای یکی از ایستگاههای متروی تهران دیدار میکنم؛ ساعاتهای پایانی یک بعدازظهر بهاریست، برای درمان زخم معده شدید به بیمارستانی در تهران آمده و میخواهد به اسلامشهر برگردد، او حتی دفترچه بیمه هم ندارد؛ در تمام این سالها، یک بیمهی ساده دستش ندادهاند اما روی دستهایش اثرات تیرهی سالها کار سخت در کارگاههای مختلف از سبزی پاککنی تا بسته بندی قند و مواد غذایی به چشم میخورد؛ دستها خیلی پیر است حدوداً شصت ساله اما این زن تازه به چهل سالگی پا گذاشته است.....
درد دلهای زن اول در نزدیکیهای آنجایی که زاهدانیها فلکهی رستم میگویند، بیش از حد شبیه درددلها و صحبتهای زن دوم در ایستگاه مترویی در تهران است. زنِ ساکن اسلامشهر که سالها پیش از روستاهای اردبیل «پیِ کار» به تهرانِ بزرگ مهاجرت کرده و بعد از متارکه با همسر به نان آور خانواده بدل شده – تنها نان آور یک خانواده سه نفره- از همان دردهایی رنج میبرد که زن هنرمند بلوچ در زاهدان؛ هیچ کدام حقوق ثابت ندارند، کارشان کارمزدی و در نهایت روزمزدیست؛ هر دو علیرغم توانمندیهای بسیار و سالها کار سخت، همچنان بیمه ندارند و برای یک بیماری کوچک باید معطل و سرگردان باشند، ضمن اینکه بعد از سالها زحمت کشیدن هیچ امیدی به بازنشستگی و مستمری ناچیزِ آن هم نیست.
و البته مهمتر از هرچیز دیگر، رنجِ بیسرپناهیست؛ زنان سرپرست خانواری که با هزار و یک زحمت نان شب خانوادهی خود را به دست میآورند، خانه ندارند و با این شرایط سخت زندگی، دیگر در خود توان پرداخت اجاره خانه را نمیبینند؛ هیچ دولتی در دهههای اخیر به فکر تامین مسکن، یک چاردیواری حداقلی و ساده برای زنان بدون سرپرست و نان آور، نبوده است؛ در هیچ یک از طرحهای رنگارنگِ مسکن، این زنها که سرمایه و آوردهی چندانی ندارند و متقاضیان بالقوهی وامهای سنگین و بهرههای درشت آن نیستند، در اولویت قرار نگرفتهاند.
زبان مشترکِ رنج
این دو زن، در دو جغرافیای متفاوت و با دو لهجهی مختلف، با زبانی مشترک سخن میگویند؛ زبان رنج، زبان مشترک زنان کارگر در اقتصادیست که به حال خود رها شده و نظام خشن عرضه و تقاضا از نوع دلالی و واسطهگری، مناسبات کلیدی آن را تعیین میکند. رقیه، زن بلوچ میگوید «قدر هنر دست ما را نمیدانند، مسئولان هیچ برنامه و نمایشگاهی با خرج خودشان برگزار نمیکنند تا مجبور نباشیم حاصل ساعتها سوزن زدن و نخ بافتن را به دلالان و واسطهها به قیمت بسیار پایین بفروشیم و سر خودمان بیکلاه بماند». زهرا که زنی از روستاهای اردبیل است، میگوید «سالها کار کردهام اما حمایتی از ما نمیشود؛ بیمه و بازنشستگیای برای زنان کارگری که رسمی و بیمه شده نیستند، وجود ندارد تا ما به ناچار هر سال در یک کارگاه جدید زیر دست سودجویان استثمار نشویم و کارمزدی کار نکنیم.»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هنوز نمیدانیم چه تعداد از زنان شاغل، سرپرست خانوار هستند، چه تعداد در اقتصاد غیررسمی مشغول به کارند و چه نرخی از این زنها بیمه و حداقل دستمزد را هم ندارند...
به گزارش خبرنگار ایلنا، اولی را در زاهدان دیدم، در بلوارِ مقابلِ ایستگاه راه آهن بساطی داشت و به خاطر عید نوروز و آمدن تعداد اندکی مسافران نوروزی به شهر، دستبند و گردنبند و زیورآلات صنایع دستیِ بافت خودش را میفروخت. هر دستبندِ کار دست فقط سی تا پنجاه هزار تومان و هر گردنبند ۸۰ تا صد هزار تومان؛ این زنِ هنرمند بلوچ فقط همین چند روز عید را میتواند تا اندازهای بفروشد، بعد بازار کساد میشود؛ حداقل خودش نمیتواند کار دست خودش را بفروشد، کار دست او را مفت میخرند و در پاساژهای شهرهای بزرگ و پایتخت به قیمتهای چند برابرِ نجومی میفروشند، این زن بیمه و بازنشستگی هم ندارد.....
...با دومی روی نیمکتهای یکی از ایستگاههای متروی تهران دیدار میکنم؛ ساعاتهای پایانی یک بعدازظهر بهاریست، برای درمان زخم معده شدید به بیمارستانی در تهران آمده و میخواهد به اسلامشهر برگردد، او حتی دفترچه بیمه هم ندارد؛ در تمام این سالها، یک بیمهی ساده دستش ندادهاند اما روی دستهایش اثرات تیرهی سالها کار سخت در کارگاههای مختلف از سبزی پاککنی تا بسته بندی قند و مواد غذایی به چشم میخورد؛ دستها خیلی پیر است حدوداً شصت ساله اما این زن تازه به چهل سالگی پا گذاشته است.....
درد دلهای زن اول در نزدیکیهای آنجایی که زاهدانیها فلکهی رستم میگویند، بیش از حد شبیه درددلها و صحبتهای زن دوم در ایستگاه مترویی در تهران است. زنِ ساکن اسلامشهر که سالها پیش از روستاهای اردبیل «پیِ کار» به تهرانِ بزرگ مهاجرت کرده و بعد از متارکه با همسر به نان آور خانواده بدل شده – تنها نان آور یک خانواده سه نفره- از همان دردهایی رنج میبرد که زن هنرمند بلوچ در زاهدان؛ هیچ کدام حقوق ثابت ندارند، کارشان کارمزدی و در نهایت روزمزدیست؛ هر دو علیرغم توانمندیهای بسیار و سالها کار سخت، همچنان بیمه ندارند و برای یک بیماری کوچک باید معطل و سرگردان باشند، ضمن اینکه بعد از سالها زحمت کشیدن هیچ امیدی به بازنشستگی و مستمری ناچیزِ آن هم نیست.
و البته مهمتر از هرچیز دیگر، رنجِ بیسرپناهیست؛ زنان سرپرست خانواری که با هزار و یک زحمت نان شب خانوادهی خود را به دست میآورند، خانه ندارند و با این شرایط سخت زندگی، دیگر در خود توان پرداخت اجاره خانه را نمیبینند؛ هیچ دولتی در دهههای اخیر به فکر تامین مسکن، یک چاردیواری حداقلی و ساده برای زنان بدون سرپرست و نان آور، نبوده است؛ در هیچ یک از طرحهای رنگارنگِ مسکن، این زنها که سرمایه و آوردهی چندانی ندارند و متقاضیان بالقوهی وامهای سنگین و بهرههای درشت آن نیستند، در اولویت قرار نگرفتهاند.
زبان مشترکِ رنج
این دو زن، در دو جغرافیای متفاوت و با دو لهجهی مختلف، با زبانی مشترک سخن میگویند؛ زبان رنج، زبان مشترک زنان کارگر در اقتصادیست که به حال خود رها شده و نظام خشن عرضه و تقاضا از نوع دلالی و واسطهگری، مناسبات کلیدی آن را تعیین میکند. رقیه، زن بلوچ میگوید «قدر هنر دست ما را نمیدانند، مسئولان هیچ برنامه و نمایشگاهی با خرج خودشان برگزار نمیکنند تا مجبور نباشیم حاصل ساعتها سوزن زدن و نخ بافتن را به دلالان و واسطهها به قیمت بسیار پایین بفروشیم و سر خودمان بیکلاه بماند». زهرا که زنی از روستاهای اردبیل است، میگوید «سالها کار کردهام اما حمایتی از ما نمیشود؛ بیمه و بازنشستگیای برای زنان کارگری که رسمی و بیمه شده نیستند، وجود ندارد تا ما به ناچار هر سال در یک کارگاه جدید زیر دست سودجویان استثمار نشویم و کارمزدی کار نکنیم.»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
کرونا یاب مستعان
✍️دکتر ناصر میرمحمدخان
سه سال پیش همین روزها کرونایاب مستعان معرفی و با افتخار گفته شد که تحول بزرگی در مهندسی و پزشکی رقم خورده است.هر که هم گفت منطقی و علمی و شدنی نیست متهم به دشمنی شد و گفتند هر که بگوید دروغ است چشم دیدن موفقیت های جوانان دانشمند کشور را ندارد.
بلافاصله گفته شد که کشور های زیادی هستند که درخواست بررسی و خرید این دستگاه را داده اند.خیلی از کاربران شبکه های اجتماعی به این گفته ها می خندیدند و از نمونه های مشابه با عنوان دستگاه های گنجیاب،مواد منفجره یاب،آب یاب و غیره که همگی دروغ بودند می گفتند
یک عده هم مثل همیشه با چشمان بسته می گفتند حتما درست است و مگر می شود در چنین سطحی کسی دروغ بگوید؟ حتی با اینکه چند ماه قبل حادثه ی هواپیمای اوکراینی رو هم دیده بودند باز باور نمی کردند که چنین چیزی اساسا یک کلاه برداری بزرگ باشد. کانال های تلگرامی نزدیک به جریان حاکم با عنوان دستاورد بی همتا از #کرونایاب_مستعان نام می بردند و آینده ی کرونا در ایران و جهان را مقایسه می کردند
همین ها کسانی بودند که در اوج استیصال مردم و دولت در تامین ملزومات بهداشتی مثل ماسک و الکل رفته بودند چند راهرو که به دیوارش شلنگ آب کولر وصل بود و از درونش مایع تمیز کننده اسپری می شد ساخته و همراه با چند صد بسته ماسک به سفارت سوییس که حافظ منافع ایالات متحده ی آمریکا در ایران بود بدهند تا در اوج بدبختی خودمان باز استکبار جهانی را تحقیر کنند.
کم کم صدای انجمن های علمی فیزیک هم درآمد.وزارت بهداشت با اینکه تحت فشار برای تایید آلت حماقتی به اسم کرونایاب مستعان بود تن به تایید نداد و دیگر وقت سرپوش گذاشتن رسید.
تا جایی که می شد بی سر و صدا داستان را فیصله دادند؛شانس آوردند که دوران سیاه کرونایی بود و کرونا یک تنه همه ی اخبار را تصاحب کرده بود.کرونایاب بدون اینکه کسی رسما محاکمه شود و تایید کنندگان نظامی اش بازخواست شوند به حاشیه رفت.
چیزی که آن زمان فکر خیلی ها را مشغول کرده بود این بود که نکند بقیه ی دستاورد ها هم مثل مستعان باشد؟چند ده و یا چند صد پروژه ی دروغی دیگر بود که فقط برای بودجه گرفتن تعریف شده بودند یا خواهند شد؟!
انگار مد شده بود هر چه ادعا بزرگ تر و محیر العقول و بی منطق تر باشد در رده های بالا و حساس پر طرفدار تر است.
کرونایاب مستعان تمام شد ولی مدعیان بیشتر و بیشتر شدند.شخصی آمد که می خواست با یک میلیون تومن شغل بسازد و ادعایش از کرونایاب هم به نظرم غیرمنطقی تر بود ولی به جای تنبیه تشویق و وزیر شد.
انگار سوراخ دعا را یاد گرفته بودند
رمز موفقیت این بود که ترکیبی و ملغمه ای از جوانی و تظار به نخبه بودن و انقلابی و آمریکا ستیزی را با طرحی احمقانه ممزوج می کردی و با ارائه اش به پشت بام صدارت و وزارت و مدیریت می رسیدی.
بعد تر در اقتصاد و در پزشکی هم این ها پیدایشان شد.
کرونایاب مستعان فقط یک درب قابلمه و آنتن و تکه ای فلز برای گرفتن بودجه نبود بلکه تجسم تفکر مدیریتی غالب کوری بود و هست که می خواهد بدون منطق و علم و با تکیه بر خرق عادت کشور را اداره کند.
+ کرونایاب مستعان، نماد روشنی از مجموعه مقالات اساتید سهمیهای دانشگاههای ایران، فناوریهای هستهای، فضایی، هوایی، نظامی و صنعتی است که در قالب دانشبنیان هر روز و هر ساعت توسط ج. اسلامی تبلیغ و در بوق و کرنا دمیده میشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
✍️دکتر ناصر میرمحمدخان
سه سال پیش همین روزها کرونایاب مستعان معرفی و با افتخار گفته شد که تحول بزرگی در مهندسی و پزشکی رقم خورده است.هر که هم گفت منطقی و علمی و شدنی نیست متهم به دشمنی شد و گفتند هر که بگوید دروغ است چشم دیدن موفقیت های جوانان دانشمند کشور را ندارد.
بلافاصله گفته شد که کشور های زیادی هستند که درخواست بررسی و خرید این دستگاه را داده اند.خیلی از کاربران شبکه های اجتماعی به این گفته ها می خندیدند و از نمونه های مشابه با عنوان دستگاه های گنجیاب،مواد منفجره یاب،آب یاب و غیره که همگی دروغ بودند می گفتند
یک عده هم مثل همیشه با چشمان بسته می گفتند حتما درست است و مگر می شود در چنین سطحی کسی دروغ بگوید؟ حتی با اینکه چند ماه قبل حادثه ی هواپیمای اوکراینی رو هم دیده بودند باز باور نمی کردند که چنین چیزی اساسا یک کلاه برداری بزرگ باشد. کانال های تلگرامی نزدیک به جریان حاکم با عنوان دستاورد بی همتا از #کرونایاب_مستعان نام می بردند و آینده ی کرونا در ایران و جهان را مقایسه می کردند
همین ها کسانی بودند که در اوج استیصال مردم و دولت در تامین ملزومات بهداشتی مثل ماسک و الکل رفته بودند چند راهرو که به دیوارش شلنگ آب کولر وصل بود و از درونش مایع تمیز کننده اسپری می شد ساخته و همراه با چند صد بسته ماسک به سفارت سوییس که حافظ منافع ایالات متحده ی آمریکا در ایران بود بدهند تا در اوج بدبختی خودمان باز استکبار جهانی را تحقیر کنند.
کم کم صدای انجمن های علمی فیزیک هم درآمد.وزارت بهداشت با اینکه تحت فشار برای تایید آلت حماقتی به اسم کرونایاب مستعان بود تن به تایید نداد و دیگر وقت سرپوش گذاشتن رسید.
تا جایی که می شد بی سر و صدا داستان را فیصله دادند؛شانس آوردند که دوران سیاه کرونایی بود و کرونا یک تنه همه ی اخبار را تصاحب کرده بود.کرونایاب بدون اینکه کسی رسما محاکمه شود و تایید کنندگان نظامی اش بازخواست شوند به حاشیه رفت.
چیزی که آن زمان فکر خیلی ها را مشغول کرده بود این بود که نکند بقیه ی دستاورد ها هم مثل مستعان باشد؟چند ده و یا چند صد پروژه ی دروغی دیگر بود که فقط برای بودجه گرفتن تعریف شده بودند یا خواهند شد؟!
انگار مد شده بود هر چه ادعا بزرگ تر و محیر العقول و بی منطق تر باشد در رده های بالا و حساس پر طرفدار تر است.
کرونایاب مستعان تمام شد ولی مدعیان بیشتر و بیشتر شدند.شخصی آمد که می خواست با یک میلیون تومن شغل بسازد و ادعایش از کرونایاب هم به نظرم غیرمنطقی تر بود ولی به جای تنبیه تشویق و وزیر شد.
انگار سوراخ دعا را یاد گرفته بودند
رمز موفقیت این بود که ترکیبی و ملغمه ای از جوانی و تظار به نخبه بودن و انقلابی و آمریکا ستیزی را با طرحی احمقانه ممزوج می کردی و با ارائه اش به پشت بام صدارت و وزارت و مدیریت می رسیدی.
بعد تر در اقتصاد و در پزشکی هم این ها پیدایشان شد.
کرونایاب مستعان فقط یک درب قابلمه و آنتن و تکه ای فلز برای گرفتن بودجه نبود بلکه تجسم تفکر مدیریتی غالب کوری بود و هست که می خواهد بدون منطق و علم و با تکیه بر خرق عادت کشور را اداره کند.
+ کرونایاب مستعان، نماد روشنی از مجموعه مقالات اساتید سهمیهای دانشگاههای ایران، فناوریهای هستهای، فضایی، هوایی، نظامی و صنعتی است که در قالب دانشبنیان هر روز و هر ساعت توسط ج. اسلامی تبلیغ و در بوق و کرنا دمیده میشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
گشتاپو به آلمانی (Geheime Staatspolizei) به معنی «پلیس مخفی دولت» میباشد. که روز ۲۶ آوریل ۱۹۳۳ آغاز به کار کرد.
این نیرو ابتدا زیر نظر «هرمان گورینگ» فعالیت میکرد، سال ۱۹۳۴ «هاینریش هیملر» جایگزین او شد و تا آخر در آن سمت بود. طبق مصوبه رایشتاگ «تصمیمها و عملیات گشتاپو قطعی و لازمالاجرا است. قوه قضائیه از رسیدگی استینافی به آراء گشتاپو ممنوع است». یعنی متهمان گشتاپو از مراجعه و شکایت به محاکم محروم بودند و بدون انجام روال قانونی، مورد بازداشت و بازجویی قرار میگرفتند. گشتاپو در اول اکتبر 1936 توسعه یافت و ادارهکل پلیس سیاسی آلمان و همچنین ستون پنجم را در بر گرفت. دایرهی عمل گشتاپو به اجتماعات خصوصی و حتی خانوادهها گسترش پیدا کرد.
گشتاپو بدلیل قساوت و بیرحمی کارگزارانش به نماد پلیس دیکتاتوریها تبدیل شد.
پلیس گشتاپو از شکنجه و خشونت در بازجوییها استفاده میکرد.
گشتاپو با اعدام سران معترض و کشتار بیرحمانه مخالفان، توانست هیتلر را موقتاً از سقوط حفظ کند و مخوفترین نیروی مخفی آن زمان لقب بگیرد.
در ج. اسلامی اطلاعات سپاه پاسداران چنین جایگاهی دارد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
این نیرو ابتدا زیر نظر «هرمان گورینگ» فعالیت میکرد، سال ۱۹۳۴ «هاینریش هیملر» جایگزین او شد و تا آخر در آن سمت بود. طبق مصوبه رایشتاگ «تصمیمها و عملیات گشتاپو قطعی و لازمالاجرا است. قوه قضائیه از رسیدگی استینافی به آراء گشتاپو ممنوع است». یعنی متهمان گشتاپو از مراجعه و شکایت به محاکم محروم بودند و بدون انجام روال قانونی، مورد بازداشت و بازجویی قرار میگرفتند. گشتاپو در اول اکتبر 1936 توسعه یافت و ادارهکل پلیس سیاسی آلمان و همچنین ستون پنجم را در بر گرفت. دایرهی عمل گشتاپو به اجتماعات خصوصی و حتی خانوادهها گسترش پیدا کرد.
گشتاپو بدلیل قساوت و بیرحمی کارگزارانش به نماد پلیس دیکتاتوریها تبدیل شد.
پلیس گشتاپو از شکنجه و خشونت در بازجوییها استفاده میکرد.
گشتاپو با اعدام سران معترض و کشتار بیرحمانه مخالفان، توانست هیتلر را موقتاً از سقوط حفظ کند و مخوفترین نیروی مخفی آن زمان لقب بگیرد.
در ج. اسلامی اطلاعات سپاه پاسداران چنین جایگاهی دارد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#حکایت
شخصی مرده بود. هنگام تلقین دادن او، دانائی نزد شیخ آمد و بدو گفت:
یا شیخ این مرد در زمان حیاتش یک بار مرا با چوبی کتک زد، چون زورم به او نرسید نتوانستم انتقام خود را از او بگیرم، حالا که مرده می خواهم او را چند ضربه چوب بزنم تا دردی را که من کشیده ام او هم بکشد و گناه کتکی را که به من زده با خود نبرد.
شیخ رو به ان مرد کرد و گفت:
تو مگر مجنونی. این که مرده است و درد چوبی را که به او می زنی نمی فهمد. تا زنده بود باید انتقامت را می گرفتی.
مرد رو به شیخ کرد و گفت:
چگونه است که صدای تشهد تو را می شنود و می فهمد اما درد چوب مرا نمی فهمد!؟
#عبید_زاکانی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شخصی مرده بود. هنگام تلقین دادن او، دانائی نزد شیخ آمد و بدو گفت:
یا شیخ این مرد در زمان حیاتش یک بار مرا با چوبی کتک زد، چون زورم به او نرسید نتوانستم انتقام خود را از او بگیرم، حالا که مرده می خواهم او را چند ضربه چوب بزنم تا دردی را که من کشیده ام او هم بکشد و گناه کتکی را که به من زده با خود نبرد.
شیخ رو به ان مرد کرد و گفت:
تو مگر مجنونی. این که مرده است و درد چوبی را که به او می زنی نمی فهمد. تا زنده بود باید انتقامت را می گرفتی.
مرد رو به شیخ کرد و گفت:
چگونه است که صدای تشهد تو را می شنود و می فهمد اما درد چوب مرا نمی فهمد!؟
#عبید_زاکانی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دبیرکل خانه پرستار کشور با انتقاد از وضع پرستاران در کشور نسبت به روند افزایشی مهاجرت پرستاران به امارات، کویت، عمان و اروپا هشدار داد.
محمد شریفی مقدم، افزود :وقتی حقوق ماهانه پرستار در آلمان ۱۸۰۰ یورو، اما در ایران برای ۲۴ ساعت خدمات یک گروه پرستاری، ۱۲۰ هزار تومان پرداخت و پرستاری این چنین خوار و خفیف میشود، دیگر چارهای جز مهاجرت برای این قشر باقی نمیماند
رئیس سازمان نظام پرستاری اواخر فروردین گفته بود کشور با کمبود بیش از ۱۰۰ هزار پرستار روبرو است. عضو شورای عالی نظام پرستاری کشور هم ۲۰ فروردین گفته بود پرستاران در حال مهاجرت هستند چون حقوق یک پرستار در ابتدای کار کمتر از ۸ میلیون تومان است.
در حکومت دروغ و فساد و جنایت خامنهای ضحاک، فقط آخوند مفتخور، بسیجی مزدور و سپاهی تروریست مهم هستند، بقیه رعیتند و باید توسری بخورند و گشنگی بکشند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
محمد شریفی مقدم، افزود :وقتی حقوق ماهانه پرستار در آلمان ۱۸۰۰ یورو، اما در ایران برای ۲۴ ساعت خدمات یک گروه پرستاری، ۱۲۰ هزار تومان پرداخت و پرستاری این چنین خوار و خفیف میشود، دیگر چارهای جز مهاجرت برای این قشر باقی نمیماند
رئیس سازمان نظام پرستاری اواخر فروردین گفته بود کشور با کمبود بیش از ۱۰۰ هزار پرستار روبرو است. عضو شورای عالی نظام پرستاری کشور هم ۲۰ فروردین گفته بود پرستاران در حال مهاجرت هستند چون حقوق یک پرستار در ابتدای کار کمتر از ۸ میلیون تومان است.
در حکومت دروغ و فساد و جنایت خامنهای ضحاک، فقط آخوند مفتخور، بسیجی مزدور و سپاهی تروریست مهم هستند، بقیه رعیتند و باید توسری بخورند و گشنگی بکشند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
امام جمعه سابق زاهدان در بابلسر به معبودش پیوست
معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استان مازندران از کشتهشدن آیت الله عباسعلی سلیمانی عضو مجلس خبرگان رهبری در بابلسر خبر داد.
🔸آیت الله سلیمانی صبح امروز در حمله مسلحانه توسط افرادی کشته شد و گفتهشده که ضارب نیز دستگیر شده است.
🔸عباسعلی سلیمانی اسبوکلائی (زاده ۱۳۲۶ در اسبوکلا سوادکوه) نماینده مجلس خبرگان رهبری است. وی نماینده ولی فقیه و امام جمعه کاشان از تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ تا ۹ فروردین ۱۴۰۱پس از عبدالنبی نمازی بود. وی نماینده ولی فقیه در استان سیستان و بلوچستان و امام جمعه شهر زاهدان نیز بودهاست./ایرنا
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استان مازندران از کشتهشدن آیت الله عباسعلی سلیمانی عضو مجلس خبرگان رهبری در بابلسر خبر داد.
🔸آیت الله سلیمانی صبح امروز در حمله مسلحانه توسط افرادی کشته شد و گفتهشده که ضارب نیز دستگیر شده است.
🔸عباسعلی سلیمانی اسبوکلائی (زاده ۱۳۲۶ در اسبوکلا سوادکوه) نماینده مجلس خبرگان رهبری است. وی نماینده ولی فقیه و امام جمعه کاشان از تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ تا ۹ فروردین ۱۴۰۱پس از عبدالنبی نمازی بود. وی نماینده ولی فقیه در استان سیستان و بلوچستان و امام جمعه شهر زاهدان نیز بودهاست./ایرنا
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هنگامه چوبین مادر جاویدنام #آرتین_رحمانی، از جانباختگان انقلاب با انتشار مطلبی در اینستاگرام در محکومیت جنایات ۴۴ ساله سرکردگان ج. اسلامی نوشت:
اگر حکم جوانانی که برای دستیابی به حقوق شهروندی، آزادی، حق انتخاب و تعیین نوع حکومت و مبارزه با فساد سیستماتیک حکومت به خیابان آمدند، محاربه و فساد فی الارض است، پس:
حکم کسانی که به مردم معترض شلیک میکنند و جان آنها را میگیرند و چشمانشان را با ساچمه کور میکنند، چیست؟
حکم کسانی که هواپیمای اوکراینی حامل جوانان رعنای میهن را با موشک سرنگون کردند، چندین روز مسئولیت آن را قبول نکردند و بیدادگاهی که مقصران اصلی این واقعه را هیچوقت به سزای واقعی اعمالشان نرسانید، چیست؟
حکم کسانی که بر سر و صورت زنان اسید پاشیدند چه بود؟ حکم افرادی که وظیفهشان شناسایی و دستگیری عاملین این رفتار زشت میباشد و در انجام وظیفه خود اهمال کردهاند، چیست؟
حکم کسانی که بر اقتصاد و ثروت مملکت چنبره زدهاند و باعث شدهاند کمر ملت نجیب و صبور ایران زیر بار فقر و فلاکت و تورم افسار گسیخته شکسته شود، چیست؟
حکم کسانی که حق انتخاب آزاد برای تعیین سرنوشت و حکومت دلخواه را از مردم کشور سلب کردهاند و حق طبیعی انتخاب پوشش زنان و دختران سرزمینم را انکار و بر حجاب اجباری تاکید میکنند، چیست؟
حکم کسانی که سرمایه و منابع طبیعی ایران را نابود کرده و ثروت کشور را برای ماجراجوییهایی سیاسی خود در راه جنگ و خونریزی در جهان هدر میدهند، چیست؟
حکم کسانی که با اتخاذ سیاست خارجی نادرست ایران را در جهان منزوی کردهاند و اعتبار پاسپورت ایرانی را تنزل دادهاند، چیست؟
پ.ن: اگر بلایی سر همشهریان و برادران بیگناه، آزادیخواه و دادخواهم بیاورید؛ مادران و خانوادههای دیگری را داغدار کنید، کفنپوش به خیابان خواهم آمد...
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اگر حکم جوانانی که برای دستیابی به حقوق شهروندی، آزادی، حق انتخاب و تعیین نوع حکومت و مبارزه با فساد سیستماتیک حکومت به خیابان آمدند، محاربه و فساد فی الارض است، پس:
حکم کسانی که به مردم معترض شلیک میکنند و جان آنها را میگیرند و چشمانشان را با ساچمه کور میکنند، چیست؟
حکم کسانی که هواپیمای اوکراینی حامل جوانان رعنای میهن را با موشک سرنگون کردند، چندین روز مسئولیت آن را قبول نکردند و بیدادگاهی که مقصران اصلی این واقعه را هیچوقت به سزای واقعی اعمالشان نرسانید، چیست؟
حکم کسانی که بر سر و صورت زنان اسید پاشیدند چه بود؟ حکم افرادی که وظیفهشان شناسایی و دستگیری عاملین این رفتار زشت میباشد و در انجام وظیفه خود اهمال کردهاند، چیست؟
حکم کسانی که بر اقتصاد و ثروت مملکت چنبره زدهاند و باعث شدهاند کمر ملت نجیب و صبور ایران زیر بار فقر و فلاکت و تورم افسار گسیخته شکسته شود، چیست؟
حکم کسانی که حق انتخاب آزاد برای تعیین سرنوشت و حکومت دلخواه را از مردم کشور سلب کردهاند و حق طبیعی انتخاب پوشش زنان و دختران سرزمینم را انکار و بر حجاب اجباری تاکید میکنند، چیست؟
حکم کسانی که سرمایه و منابع طبیعی ایران را نابود کرده و ثروت کشور را برای ماجراجوییهایی سیاسی خود در راه جنگ و خونریزی در جهان هدر میدهند، چیست؟
حکم کسانی که با اتخاذ سیاست خارجی نادرست ایران را در جهان منزوی کردهاند و اعتبار پاسپورت ایرانی را تنزل دادهاند، چیست؟
پ.ن: اگر بلایی سر همشهریان و برادران بیگناه، آزادیخواه و دادخواهم بیاورید؛ مادران و خانوادههای دیگری را داغدار کنید، کفنپوش به خیابان خواهم آمد...
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بامداد ۶ اردیبهشت ۱۴۰۲ در پی تعقیب و گریز دو موتورسیکلت با ۴ راکب توسط مامورین سرکوبگر خامنهای ضحاک در #فنوج یک کودک ۱۶ ساله به نام به #سمیر_گردهانی جان خود را از دست داده است.
در پی این جنایت مردم فنوج در اطراف کلانتری شهر تجمع کردند که با تیراندازی مأموران مواجه شدند. در پی تیراندازی دستکم ۴ تن مجروح شدند و وضعیت شهر متشنج شد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در پی این جنایت مردم فنوج در اطراف کلانتری شهر تجمع کردند که با تیراندازی مأموران مواجه شدند. در پی تیراندازی دستکم ۴ تن مجروح شدند و وضعیت شهر متشنج شد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تجمع #پرستاران #شیراز در اعتراض به تعرفه گذاری بسیار کم پرستاری!
چهارشنبه ٦ اردیبهشت
#زن_زندگی_آزادی
#رفاه_عدالت_برابری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
چهارشنبه ٦ اردیبهشت
#زن_زندگی_آزادی
#رفاه_عدالت_برابری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing