#یکشنبههای_اعتراضی
تجمع بازنشستگان و مستمریبگیران تأمین اجتماعی در برابر سازمان تأمین اجتماعی شهرستان شوش، اراک، اهواز و کرمانشاه در اعتراض به سختی گذران زندگی و پایمال شدن حقوق خود
«کشوری! لشکری!
تأمین اجتماعی! اتحاد!
اتحاد!
یکشنبه ۵ آذر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تجمع بازنشستگان و مستمریبگیران تأمین اجتماعی در برابر سازمان تأمین اجتماعی شهرستان شوش، اراک، اهواز و کرمانشاه در اعتراض به سختی گذران زندگی و پایمال شدن حقوق خود
«کشوری! لشکری!
تأمین اجتماعی! اتحاد!
اتحاد!
یکشنبه ۵ آذر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع پرستاران دانشگاه علوم پزشکی تهران در اعتراض به نحوه محاسبه و میزان پرداخت تعرفههای واریزی و عدم رسیدگی مسئولان به مطالبات صنفی و معیشتی
یکشنبه ۵ آذر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
یکشنبه ۵ آذر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#یکشنبههای_اعتراضی
تجمع اعتراضی بازنشستگان صنایع فولاد تهران و اصفهان
بازنشستگان صنایع فولاد تهران و اصفهان در اعتراض به وضعیت نامناسب معیشتی و عدم رسیدگی به خواستههایشان مقابل ساختمان صندوق فولاد تجمع زدند.
یکشنبه ۵ آذر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تجمع اعتراضی بازنشستگان صنایع فولاد تهران و اصفهان
بازنشستگان صنایع فولاد تهران و اصفهان در اعتراض به وضعیت نامناسب معیشتی و عدم رسیدگی به خواستههایشان مقابل ساختمان صندوق فولاد تجمع زدند.
یکشنبه ۵ آذر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در ادامه هفتهها اعتراض، دوباره کارکنان رسمی شرکت بهرهبرداری نفت و گاز آغاجاری و جزیره سیری تجمع اعتراضی برگزار کردند.
اهم مطالبات:
حذف کامل سقفحقوق
حذف محدودیت حقسنوات بازنشستگی
عودت کسورات مازاد مالیات
اجرای کامل ماده۱۰ و پرداخت بک-پی
و عدم ادغام و دستدرازی به صندوق بازنشستگی کارکنان است.
یکشنبه ۵ آذر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اهم مطالبات:
حذف کامل سقفحقوق
حذف محدودیت حقسنوات بازنشستگی
عودت کسورات مازاد مالیات
اجرای کامل ماده۱۰ و پرداخت بک-پی
و عدم ادغام و دستدرازی به صندوق بازنشستگی کارکنان است.
یکشنبه ۵ آذر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اهمیت شبکه های دوستی، در فقدان نمایندگی سیاسی
🖌مجتبی نجفی
در شرایطی که حاکم با تمام ابزارها تلاش دارد نفس جامعه معترض را بگیرد،" چه باید کرد؟" مهم ترین پرسش است. اما پاسخ به این پرسش برای کسی که به جنبش زن، زندگی و آزادی اعتقاد دارد، نیازمند روشن کردن زاویه دیدهای مهم است. در حالی که سال گذشته جامعه ایران شاهد شکوهمندترین صحنه هایی از مقاومت مدنی بود، بخشی از اپوزیسیون به تب تند زودبینی و زودباوری دامن زد. از همان ابتدای جنبش هم رویا فروشی مبنی بر اینکه به زودی سفره هفت سین آزادی در ایران دایر می شود و انبوه مقامات در حال فرارند به روند این جنبش که به اعتقادم نه دوی سرعت که دوی استقامت و امدادی است، ضربه زد.
جنبش ها قرار نیست در کوتاه مدت الزاما به نتایج سیاسی ملموس برسند بلکه مهم تر اثرات بلند مدت آنهاست. جنبش ها گفتمان سازند و سه کلمه زن، زندگی، آزادی گفتمانی را شکل داد که ملات آن سالها در فرآیند مبارزه مدنی شهروند ایرانی با حاکمیتی تهیه شد که تمامیت خواه نه فقط در ساختار قدرت که در عرصه عمومی است. جامعه متکثر ایرانی یکدست سازی را نمیخواهد و این بزرگترین مانع برای تکمیل پروژه توتالیتاریسم در ایران است. حاکمیت هر چقدر در سطح قدرت توانسته یکدست سازی کند در سطح جامعه شکست های سنگینی به بهای تحمیل هزینه بالا به شهروندان، خورده است.
بیایید سخت گیری های متنوع حاکم را از این زاویه ببینیم که هراسان شده، عصبی از مقاومت مدنی که فراز و نشیب فراوان دارد اما همچنان گفتمانش در ذهنیت جمعی معترضان شکل گرفته. شاید بگویند دستاورد سیاسی اش کو؟این پرسش نزدیک بینان است نه کسانی که فرآیند رخدادها را در بلند مدت ارزیابی میکنند. به گمانم مای معترض هنوز در حال شکل دادن به گفتمان خود است و این گفتمان چون در حال شکل گیری است هنوز نماینده سیاسی مناسبش را ندارد چرا که جبهه های سیاسی در کشور هم مانند حاکمیت گیج و منگ از تحولاتی اند که در لایه های پنهان و آشکار جامعه ایرانی شکل گرفته است.
شکست نشست جرج تاون که به جای همبستگی به افتضاح چند دستگی منجر شد، نشانه مهمی است بر عقب ماندن اپوزیسیون پرسروصدای ایرانی از تحولات پیچیده جامعه. اما هنوز از این شکست، درس گرفته نشده. پرسشی نمیکنند چه شد نتیجه آن همه تاکید بر" به داد ما برسید"جلوی درب دولتهای خارجی. اما باز هم یا از کوبیدن سر مار در تهران میگویند یا از حمله به تاسیسات اتمی. این همان اپوزیسیون دلخواه جمهوری اسلامی است که مسأله ناشناس است. یعنی در تشخیص مساله اصلی ناتوان است. همه چیز، سیاست شو و جیغ و داد نیست، همه اش لایک ریزان و سازماندهی لشکر فحاش نیست. سیاست علم است، نیازمند روش و برنامه است.
برای همین اولین گام «چه باید کرد؟» این است دلبسته اپوزیسیونی نشویم که الفبای کار سیاسی را نمیداند، مختصات بازی میدان سیاست را نمی شناسد و بر کلیدواژه های قبلی تاکید دارد. شکل گیری اپوزیسیون سیاسی مناسب با وضعیت جدید ایران، نیازمند زمان است. نمایندگی سیاسی تجویزی دستوری شکل نمیگیرد، زمان میخواهد اما شاید این پرسش مطرح شود با این وضعیت اسفناک، اپوزیسیون ایرانی به پرسش "چه باید کرد؟" چه پاسخی دارد؟
پاسخ به این پرسشها به سادگی نیست. به خصوص اینکه وقتی تب جنبش داغ است، رویافروشان حضور جدی دارند، وقتی میخوابد، یا افسرده می شوند یا فرصت طلب.
در جنبش سبز دیدیم به محض اینکه دوران بورس رسانه ای خوابید و دوران سخت تنهایی و حصر و عزلت رسید، یکی مداح حاکم حصر کننده در ایران شد و یکی هم مدیون رهبر کشور همسایه. اسیر جو نشدن و ناامید نشدن، دو اصل مهم برای تداوم جنبش هاست. چون که جنبش ها، فراز و فرود فراوان دارند. گاهی موج بالا می آید و زمانی پایین. جنبش زن، زندگی آزادی را با دید دوی ماراتن و امدادی ببینید؛ زمان بر، سخت، پرفراز و نشیب. گمان میکنم در این دوران طاقت فرسا، موضع دفاعی تا یافتن فرصت های کم نظیر آن هم در شرایطی که ما نهاد دولت مدرن نداریم و کشور به صورت مافیایی با نقض سیستماتیک حقوق شهروندی اداره می شود، تقویت شبکه های دوستی و جمعی است. هر امکانی برای ساختن جمعی ولو کوچک و محدود، کاری یا غیرانتفاعی برای حفظ همین نخ های کوچک همبستگی در راستای یک کنش راهبردی جمعی با نگاه به آینده دور تعریف می شود.
همین شبکه های دوستی و همیاری در فقدان نمایندگی سیاسی اپوزیسیون را دست کم نگیریم، از این منظر که هدف تمامیت خواهان، گسستن ریشه های همبستگی، منزوی کردن افراد و کشتن قدرت رویاورزی آنهاست. اما به عوض، حفظ و امتداد همین شبکه های دوستی، ساختن سرمایه اجتماعی برای فرداست. همین سرمایه های اجتماعی مستعد ساختن جنبش هایی حتی قوی تر از زن، زندگی، آزادی اند. به عبارتی همکاری همین " نیروهای ضعیف" با تقویت ایده همبستگی شهروندی، خانه استبداد را از ریشه ویران میکند.
🖌مجتبی نجفی
در شرایطی که حاکم با تمام ابزارها تلاش دارد نفس جامعه معترض را بگیرد،" چه باید کرد؟" مهم ترین پرسش است. اما پاسخ به این پرسش برای کسی که به جنبش زن، زندگی و آزادی اعتقاد دارد، نیازمند روشن کردن زاویه دیدهای مهم است. در حالی که سال گذشته جامعه ایران شاهد شکوهمندترین صحنه هایی از مقاومت مدنی بود، بخشی از اپوزیسیون به تب تند زودبینی و زودباوری دامن زد. از همان ابتدای جنبش هم رویا فروشی مبنی بر اینکه به زودی سفره هفت سین آزادی در ایران دایر می شود و انبوه مقامات در حال فرارند به روند این جنبش که به اعتقادم نه دوی سرعت که دوی استقامت و امدادی است، ضربه زد.
جنبش ها قرار نیست در کوتاه مدت الزاما به نتایج سیاسی ملموس برسند بلکه مهم تر اثرات بلند مدت آنهاست. جنبش ها گفتمان سازند و سه کلمه زن، زندگی، آزادی گفتمانی را شکل داد که ملات آن سالها در فرآیند مبارزه مدنی شهروند ایرانی با حاکمیتی تهیه شد که تمامیت خواه نه فقط در ساختار قدرت که در عرصه عمومی است. جامعه متکثر ایرانی یکدست سازی را نمیخواهد و این بزرگترین مانع برای تکمیل پروژه توتالیتاریسم در ایران است. حاکمیت هر چقدر در سطح قدرت توانسته یکدست سازی کند در سطح جامعه شکست های سنگینی به بهای تحمیل هزینه بالا به شهروندان، خورده است.
بیایید سخت گیری های متنوع حاکم را از این زاویه ببینیم که هراسان شده، عصبی از مقاومت مدنی که فراز و نشیب فراوان دارد اما همچنان گفتمانش در ذهنیت جمعی معترضان شکل گرفته. شاید بگویند دستاورد سیاسی اش کو؟این پرسش نزدیک بینان است نه کسانی که فرآیند رخدادها را در بلند مدت ارزیابی میکنند. به گمانم مای معترض هنوز در حال شکل دادن به گفتمان خود است و این گفتمان چون در حال شکل گیری است هنوز نماینده سیاسی مناسبش را ندارد چرا که جبهه های سیاسی در کشور هم مانند حاکمیت گیج و منگ از تحولاتی اند که در لایه های پنهان و آشکار جامعه ایرانی شکل گرفته است.
شکست نشست جرج تاون که به جای همبستگی به افتضاح چند دستگی منجر شد، نشانه مهمی است بر عقب ماندن اپوزیسیون پرسروصدای ایرانی از تحولات پیچیده جامعه. اما هنوز از این شکست، درس گرفته نشده. پرسشی نمیکنند چه شد نتیجه آن همه تاکید بر" به داد ما برسید"جلوی درب دولتهای خارجی. اما باز هم یا از کوبیدن سر مار در تهران میگویند یا از حمله به تاسیسات اتمی. این همان اپوزیسیون دلخواه جمهوری اسلامی است که مسأله ناشناس است. یعنی در تشخیص مساله اصلی ناتوان است. همه چیز، سیاست شو و جیغ و داد نیست، همه اش لایک ریزان و سازماندهی لشکر فحاش نیست. سیاست علم است، نیازمند روش و برنامه است.
برای همین اولین گام «چه باید کرد؟» این است دلبسته اپوزیسیونی نشویم که الفبای کار سیاسی را نمیداند، مختصات بازی میدان سیاست را نمی شناسد و بر کلیدواژه های قبلی تاکید دارد. شکل گیری اپوزیسیون سیاسی مناسب با وضعیت جدید ایران، نیازمند زمان است. نمایندگی سیاسی تجویزی دستوری شکل نمیگیرد، زمان میخواهد اما شاید این پرسش مطرح شود با این وضعیت اسفناک، اپوزیسیون ایرانی به پرسش "چه باید کرد؟" چه پاسخی دارد؟
پاسخ به این پرسشها به سادگی نیست. به خصوص اینکه وقتی تب جنبش داغ است، رویافروشان حضور جدی دارند، وقتی میخوابد، یا افسرده می شوند یا فرصت طلب.
در جنبش سبز دیدیم به محض اینکه دوران بورس رسانه ای خوابید و دوران سخت تنهایی و حصر و عزلت رسید، یکی مداح حاکم حصر کننده در ایران شد و یکی هم مدیون رهبر کشور همسایه. اسیر جو نشدن و ناامید نشدن، دو اصل مهم برای تداوم جنبش هاست. چون که جنبش ها، فراز و فرود فراوان دارند. گاهی موج بالا می آید و زمانی پایین. جنبش زن، زندگی آزادی را با دید دوی ماراتن و امدادی ببینید؛ زمان بر، سخت، پرفراز و نشیب. گمان میکنم در این دوران طاقت فرسا، موضع دفاعی تا یافتن فرصت های کم نظیر آن هم در شرایطی که ما نهاد دولت مدرن نداریم و کشور به صورت مافیایی با نقض سیستماتیک حقوق شهروندی اداره می شود، تقویت شبکه های دوستی و جمعی است. هر امکانی برای ساختن جمعی ولو کوچک و محدود، کاری یا غیرانتفاعی برای حفظ همین نخ های کوچک همبستگی در راستای یک کنش راهبردی جمعی با نگاه به آینده دور تعریف می شود.
همین شبکه های دوستی و همیاری در فقدان نمایندگی سیاسی اپوزیسیون را دست کم نگیریم، از این منظر که هدف تمامیت خواهان، گسستن ریشه های همبستگی، منزوی کردن افراد و کشتن قدرت رویاورزی آنهاست. اما به عوض، حفظ و امتداد همین شبکه های دوستی، ساختن سرمایه اجتماعی برای فرداست. همین سرمایه های اجتماعی مستعد ساختن جنبش هایی حتی قوی تر از زن، زندگی، آزادی اند. به عبارتی همکاری همین " نیروهای ضعیف" با تقویت ایده همبستگی شهروندی، خانه استبداد را از ریشه ویران میکند.
ریشه کنی خانه استبداد یا ساختن دموکراسی، تغییر نظام روابط است نه صرفا تعویض یک سلطان با سلطان جدید.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ﺳﯿﻨﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺩﺭﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ
ﻫﺰﺍﺭ ﺷﻌﻠﻪ ﯼ ﺳﻮﺯﺍﻥ ﻭ ﺁﻩ ﺳﺮﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ
ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺯ ﻫﺮ ﺑﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﻗﻔﺲ ﺷﯿﺮﯼ ﺳﺖ
ﺑﻠﻮﭺ ﻭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻟﺮ ﻭ ﺗﺮﮎ ﻭ ﮔﯿﻠﻪ ﻣﺮﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ
ﺑﯿﺎ ﮐﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ﺣﺪﯾﺚ ﻋﻬﺪ ﻭ ﻭﻓﺎ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻧﺒﺮﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ
ﺑﻬﺎﺭ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻣﺎﻧﺪ ﻭ ﯾﺎﺩ ﺧﻮﺷﺶ
ﻫﻨﻮﺯ با ﻏﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﮒ ﻫﺎﯼ ﺯﺭﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ
ﺑﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺷﺒﯽ ﺑﯽ ﺳﺤﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ
ﭼﻮ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﯽ ﺻﺒﺢ ﺷﺐ ﻧﻮﺭﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ
ﺟﺪﺍﯾﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ یاران ﺍﻫﻞ ﺩﻝ ﺳﻬﻞ ﺍﺳﺖ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯ ﺧﻮﯾﺶ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺩﺭﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ
«هوﺷﻨﮓ ﺍﺑﺘﻬﺎﺝ»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ﻫﺰﺍﺭ ﺷﻌﻠﻪ ﯼ ﺳﻮﺯﺍﻥ ﻭ ﺁﻩ ﺳﺮﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ
ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺯ ﻫﺮ ﺑﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﻗﻔﺲ ﺷﯿﺮﯼ ﺳﺖ
ﺑﻠﻮﭺ ﻭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻟﺮ ﻭ ﺗﺮﮎ ﻭ ﮔﯿﻠﻪ ﻣﺮﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ
ﺑﯿﺎ ﮐﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ﺣﺪﯾﺚ ﻋﻬﺪ ﻭ ﻭﻓﺎ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻧﺒﺮﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ
ﺑﻬﺎﺭ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻣﺎﻧﺪ ﻭ ﯾﺎﺩ ﺧﻮﺷﺶ
ﻫﻨﻮﺯ با ﻏﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﮒ ﻫﺎﯼ ﺯﺭﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ
ﺑﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺷﺒﯽ ﺑﯽ ﺳﺤﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ
ﭼﻮ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﯽ ﺻﺒﺢ ﺷﺐ ﻧﻮﺭﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ
ﺟﺪﺍﯾﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ یاران ﺍﻫﻞ ﺩﻝ ﺳﻬﻞ ﺍﺳﺖ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯ ﺧﻮﯾﺶ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺩﺭﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ
«هوﺷﻨﮓ ﺍﺑﺘﻬﺎﺝ»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
"جهنم، وادار کردن انسان است به تحقیر خویش..."
"شما آن چیزی نیستید که نشان میدهید، آن چیزی هستید که پنهانش میکنید..."
"هنر، آن چیزی است که در برابر مرگ مقاومت میکند..."
آندره مالرو
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
"شما آن چیزی نیستید که نشان میدهید، آن چیزی هستید که پنهانش میکنید..."
"هنر، آن چیزی است که در برابر مرگ مقاومت میکند..."
آندره مالرو
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ویکتور هوگو کتاب «بینوایان» خود را اینگونه به پایان می رساند:
«مردن چیزی نیست، زندگی نکردن است که هولناک است»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«مردن چیزی نیست، زندگی نکردن است که هولناک است»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
فتحها بیشتر نتیجهی ضعفهاست نه تواناییها؛
ضعف شکستخوردهها
نه توانایی شکستدهندهها!
📚 نامه به سیمین
🖌 ابراهیم گلستان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ضعف شکستخوردهها
نه توانایی شکستدهندهها!
📚 نامه به سیمین
🖌 ابراهیم گلستان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سگی را گفتند از چه روی شما را نجس نامیدند؟
سگ با پوزخند پاسخ داد: ما از زمانی نجس شدیم که پاچه دزدان شهر را گرفتیم...!
#عبید_زاکانی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سگ با پوزخند پاسخ داد: ما از زمانی نجس شدیم که پاچه دزدان شهر را گرفتیم...!
#عبید_زاکانی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
Dariush Marge Shab
@irani_asheghaneh
🎼 مرگ شب (مار در محراب)
داریوش
«در آوار شب و دشنه چکد از قلب من خوناب
که می بینم من عاشق چه ماری خفته در محراب»
اجرای اول : اَشـکِ من شهره ۱۳۵۶
کلام: مسعود هوشمند
ملودی: پرویز مقصدی
تنظیـم: آندرانیک
سال ۵۸ داریوش ملودیِ مقصدی را به ایرج جنتی عطایی میدهد و کلام مار در محراب میشود مرگ شب و در همان سال داریوش می خواند.
تنظیم: منوچهر چشم آذر
ترانه: ایرج جنتی عطایی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
داریوش
«در آوار شب و دشنه چکد از قلب من خوناب
که می بینم من عاشق چه ماری خفته در محراب»
اجرای اول : اَشـکِ من شهره ۱۳۵۶
کلام: مسعود هوشمند
ملودی: پرویز مقصدی
تنظیـم: آندرانیک
سال ۵۸ داریوش ملودیِ مقصدی را به ایرج جنتی عطایی میدهد و کلام مار در محراب میشود مرگ شب و در همان سال داریوش می خواند.
تنظیم: منوچهر چشم آذر
ترانه: ایرج جنتی عطایی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
🔵 کلیپ سمت راست:
🔸مرحوم طالقانی گفت: دعا کنید در این شرایط انقلاب پیروز نشود!
🔸آخوند حسن ارمی از همبندان طالقانی
🔵 کلیپ سمت چپ:
آخوند محمدتقی اکبرنژاد میگوید خمینی ابزار کافی برای انقلاب نداشت و نباید اقدام میکرد.
+ بنگاه کسب و کار مذهبی یا همان دکان مفتخوری اسلامی که توسط ملاها اداره میشود دچار وحشت شدید ورشکستی شده است. میدانند که رنسانس اسلامی مانند رنسانس مسیحیت نیست که بروند داخل کلیسا و واتیکان و زنده بمانند. این جنبش آنها را به داخل مساجد و حوزه نمیفرستد. قبرها در انتظار آنها است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
🔸مرحوم طالقانی گفت: دعا کنید در این شرایط انقلاب پیروز نشود!
🔸آخوند حسن ارمی از همبندان طالقانی
🔵 کلیپ سمت چپ:
آخوند محمدتقی اکبرنژاد میگوید خمینی ابزار کافی برای انقلاب نداشت و نباید اقدام میکرد.
+ بنگاه کسب و کار مذهبی یا همان دکان مفتخوری اسلامی که توسط ملاها اداره میشود دچار وحشت شدید ورشکستی شده است. میدانند که رنسانس اسلامی مانند رنسانس مسیحیت نیست که بروند داخل کلیسا و واتیکان و زنده بمانند. این جنبش آنها را به داخل مساجد و حوزه نمیفرستد. قبرها در انتظار آنها است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
وقتی از مدار ولایت مطلقه فقیه خارج شد، در زندان کشته شد
۶ آذر سالروز قتل علیاکبر سعیدیسیرجانی، ادیب، پژوهشگر، نویسنده و فعال سیاسی است.
وی در ۲۰ آذر ۱۳۱۰ متولد شد و ادیب، پژوهشگر، نویسنده منتقد حکومت و فعالِ سیاسی بود.
او یکی از مقتولین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در داخل زندان در پرونده معروف به "قتل های زنجیرهای" است.
سعیدی سیرجانی در سال ۱۳۳۰ برای تحصیل در رشته فلسفه به دانشگا تهران رفت و پس از چند سال تدریس در مناطق سیرجان و بم، در تهران همکاریاش را با دکتر معین، برای لغتنامه دهخدا آغاز کرد. از سال ۴۴ تا ۵۷ با بنیاد فرهنگ ایران همکاری و تدوین واژگان قسمت "حرف میم" از لغتنامه را برعهده داشت. او با ارائه مقالات فرهنگی در مجلات نگین و بامشاد بهنقد حکومت وقت و جمهوری اسلامی میپرداخت. کتابهای او پس از مرگش ممنوع شدند و بجز معدودی در ردیف کتب ضاله و گمراه کننده قرار گرفتند.
آثار
کتابها:
سوز و ساز (۱۳۳۰)
آخرین شرارهها (۱۳۳۲)
افسانهها (۱۳۴۲)
خاکستر (۱۳۴۲)
زیر خاکستر (۱۳۴۵)
آشوب یادها (۱۳۵۶)
شیخ صنعان (۱۳۵۸)
در آستین مرقع (۱۳۶۳)
ای کوتهآستینان (۱۳۶۷)
سیمای دو زن (۱۳۶۷)
ضحاکِ ماردوش (۱۳۶۴)
ته بساط (۱۳۶۹)
بیچاره اسفندیار (۱۳۶۹)
قافلهسالارِ سخن خانلری (۱۳۷۰)
شهسوار عرصه آزادگی (۱۳۷۳) "که به چاپ نرسید"
افکار عطار (چاپ؟)
شوخی شعرا (چاپ؟)
ترجمهها:
دو قربانی دیگر (۱۳۳۳)
آن روزها (۱۳۳۵)
بیخ غم (چاپ؟)
تصحیحات و گردآوری
شیرینسخنانِ گمنام (۱۳۲۸)
بدایع الوقایع "نوشته واصفی هروی" (۱۳۴۹)
تاریخ بیداری ایرانیان "نوشته ناظم الاسلام کرمانی" (۱۳۴۹)
واژه نامک "تنظیم و نشر یادداشتهای عبدالحسین نوشین" (۱۳۵۲)
یادداشتها "نوشته صدرالدین عینی" (۱۳۶۳)
تفسیر سورآبادی (چاپ ۱۳۸۱)
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
۶ آذر سالروز قتل علیاکبر سعیدیسیرجانی، ادیب، پژوهشگر، نویسنده و فعال سیاسی است.
وی در ۲۰ آذر ۱۳۱۰ متولد شد و ادیب، پژوهشگر، نویسنده منتقد حکومت و فعالِ سیاسی بود.
او یکی از مقتولین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در داخل زندان در پرونده معروف به "قتل های زنجیرهای" است.
سعیدی سیرجانی در سال ۱۳۳۰ برای تحصیل در رشته فلسفه به دانشگا تهران رفت و پس از چند سال تدریس در مناطق سیرجان و بم، در تهران همکاریاش را با دکتر معین، برای لغتنامه دهخدا آغاز کرد. از سال ۴۴ تا ۵۷ با بنیاد فرهنگ ایران همکاری و تدوین واژگان قسمت "حرف میم" از لغتنامه را برعهده داشت. او با ارائه مقالات فرهنگی در مجلات نگین و بامشاد بهنقد حکومت وقت و جمهوری اسلامی میپرداخت. کتابهای او پس از مرگش ممنوع شدند و بجز معدودی در ردیف کتب ضاله و گمراه کننده قرار گرفتند.
آثار
کتابها:
سوز و ساز (۱۳۳۰)
آخرین شرارهها (۱۳۳۲)
افسانهها (۱۳۴۲)
خاکستر (۱۳۴۲)
زیر خاکستر (۱۳۴۵)
آشوب یادها (۱۳۵۶)
شیخ صنعان (۱۳۵۸)
در آستین مرقع (۱۳۶۳)
ای کوتهآستینان (۱۳۶۷)
سیمای دو زن (۱۳۶۷)
ضحاکِ ماردوش (۱۳۶۴)
ته بساط (۱۳۶۹)
بیچاره اسفندیار (۱۳۶۹)
قافلهسالارِ سخن خانلری (۱۳۷۰)
شهسوار عرصه آزادگی (۱۳۷۳) "که به چاپ نرسید"
افکار عطار (چاپ؟)
شوخی شعرا (چاپ؟)
ترجمهها:
دو قربانی دیگر (۱۳۳۳)
آن روزها (۱۳۳۵)
بیخ غم (چاپ؟)
تصحیحات و گردآوری
شیرینسخنانِ گمنام (۱۳۲۸)
بدایع الوقایع "نوشته واصفی هروی" (۱۳۴۹)
تاریخ بیداری ایرانیان "نوشته ناظم الاسلام کرمانی" (۱۳۴۹)
واژه نامک "تنظیم و نشر یادداشتهای عبدالحسین نوشین" (۱۳۵۲)
یادداشتها "نوشته صدرالدین عینی" (۱۳۶۳)
تفسیر سورآبادی (چاپ ۱۳۸۱)
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing