فروغ فرخزاد
(زاده ٨ دی ۱۳۱۳
درگذشته ۲۴ بهمن ۱۳۴۵)
شاعر نامدار معاصر
و این منم
زنی تنها
در آستانهی فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلودهی زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی.
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد …
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
(زاده ٨ دی ۱۳۱۳
درگذشته ۲۴ بهمن ۱۳۴۵)
شاعر نامدار معاصر
و این منم
زنی تنها
در آستانهی فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلودهی زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی.
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد …
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وصیتنامه برتولت برشت خطاب به آیندگان
شاعر، کارگردان و نمایشنامه نویس سوسیالیست آلمانی
تدوین و صدا: احمد آزاد
"در روزگار من همه راه ها به مرداب ختم می شدند زبانم مرا به جلادان لو می داد. زورم زیاد نبود اما امید داشتم که برای زمام داران دردسر فراهم کنم."
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شاعر، کارگردان و نمایشنامه نویس سوسیالیست آلمانی
تدوین و صدا: احمد آزاد
"در روزگار من همه راه ها به مرداب ختم می شدند زبانم مرا به جلادان لو می داد. زورم زیاد نبود اما امید داشتم که برای زمام داران دردسر فراهم کنم."
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
Azadeh Hojjat _ Jome'eh
DelAhangaan آزاده حجت جمعه
🎼 جمعه ...
خواننده: آزاده حجت
آهنگ : ارشک رفیعی
شعر : فروغ فرخزاد
جمعه ساکت جمعه متروک
جمعه چون کوچه های کهنه
غم انگیز
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خواننده: آزاده حجت
آهنگ : ارشک رفیعی
شعر : فروغ فرخزاد
جمعه ساکت جمعه متروک
جمعه چون کوچه های کهنه
غم انگیز
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
همهٔ ما خودمان را نیک میپنداریم، اما این تصوری است که بسیار شکننده است.
کافیست کمی بدبختی، کمی نارضایتی و کمی سرزنش از بیرون بر ما فشار آورد تا چهرهٔ واقعیمان را نشان دهیم.
چیزی که مردم دربارهمان میگویند، کمتر از آنچه در اعماق وجودمان میدانیم، اهمیت دارد ...
🖌 فئودور داستایفسکی
📕 برادران کارامازوف
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
کافیست کمی بدبختی، کمی نارضایتی و کمی سرزنش از بیرون بر ما فشار آورد تا چهرهٔ واقعیمان را نشان دهیم.
چیزی که مردم دربارهمان میگویند، کمتر از آنچه در اعماق وجودمان میدانیم، اهمیت دارد ...
🖌 فئودور داستایفسکی
📕 برادران کارامازوف
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
چرا انقلاب ۵۷ اتفاق افتاد؟ برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا دلایل شکلگیری انقلابها را بررسی کرد و سپس مطابق با آنها به شرایط ایران در سال ۵۷ و سالهای قبل آن پرداخت. میگویند عوامل مؤثر بر انقلاب عبارتند از: - نارضایتی عمیق از وضع جاری نارضایتی باید به…
چرا انقلاب ۵۷ رخ داد؟
ارایه مستندات برای پاسخ به این پرسش
ت- نارضایتی از فساد دولتی و دربار
یکی از پایههای اصلی نارضایتیهای مردم در انقلاب ۵۷، فساد مالی قدرتمندان در دوران پهلوی بود. به گونهای که در سال ۱۳۵۷ فساد مالی به یکی از مسایل سیاسی عمده ایران بدل شده و بخش اعظم انتقادات از شاه به قالب انتقاد از فعالیتهای غیرقانونی اطرافیان نزدیک و حتی اعضای خانواده اش درآمده بود.
در سالهای ۲۰ تا ۳۲ اختلاس و رشوهگیری گسترش بیشتری یافت، ولی فضای نسبتاً باز سیاسی و فقر پایا، حدود مشخصی برای آن به وجود میآورد. در فاصله سالهای ۳۲ تا ۴۲، افزایش مداوم (هرچند هنوز آرام) درآمد نفتی، کمکهای خارجی و رشد دیکتاتوری، فساد رسمی را بیشتر گسترش داد و آن را تشدید کرد. رشد اقتصادی دهه ۴۰ همراه با سربرآوردن استبداد اوضاع را خرابتر کرد. و درآمدهای سرشار نفتی در دهه ۵۰ همراه با اوجگیری استبداد، فساد رسمی را به سطوحی بیسابقه رساند.
در گزارشی از سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در دهه ۷۰ میلادی، دربار شاهنشاهی «مرکز هرزگی، شرارت، فساد، زد و بند و اعمال نفوذ» توصیف شد.
علی امینی (تخستوزیر در سالهای ۵۶ و ۵۷) به گروهی از افراد غیرقابل دسترسی که هیچگونه محدودیتی در اعمال قدرت و نقوذ اقتصادی نداشتند، اشاره میکنند. سیا در گزارشی در سال ۷۶ میلادی اعلام کرد که شاهزاده اشرف، خواهر دوقولوی شاه، شهرتی تقریباً افسانهای در زمینه فساد مالی دارد و یادآوری نمود که پسر او شهرام، دلالی همهکاره است که تقریباً در بیست شرکت سهم دارد و برخی از این شرکتها پوششی برای معاملات شبهقانونی اقتصادی اشرف فراهم میآورد. اطلاعات تفصیلی محمد باهری در مورد فساد دربار، با توجه به اینکه او معاون وزیر دربار بوده، تکاندهنده است. ملکه، خواهران و برادران و دیگر بستگان شاه، همگی کالاهایی (از جمله کالاهای سرمایهای برای فعالیت اقتصادیشان) وارد میکردهاند که یکسره از پرداخت حقوق و عوارض کمرگی معاف بوده است. حتی ایشان گاه ترتیب استفاده دیگران را در بخش خصوصی از اینگونه معافیتها میدادند. در نتیجه، مقامهای دربار هم درگیر همهگونه اعمال فسادآمیز میشدند. باهری خاطرنشان میکند: «من کسی را میشناسم که وکالتنامهای از والاحضرت اشرف برای خرید یکدهم زمینهای خوزستان داشت... وی ده درصد سهم از این معامله بزرگ را به والاحضرت اشرف داد و نود درصد بقیه را برای خودش برداشت... قاچاقچیان تریاک... و برخی افراد دیگر دور والاحضرت اشرف جمع شده بودند... او هرگاه فردی را در پول درآوردن زیرک مییافت، زیر چتر حمایت خود میگرفت.
خداداد فرمانفرمائیان، تکنوکرات برجسته، رئیس بانک مرکزی و رئیس سازمان برنامه گفت که برخی وزیرها از بودجه محرمانه وزارتیشان (که در مورد آن حسابی پس داده نمیشد) برای مصارف شخصی استفاده میکردند. امام توضیح میدهد که کانون فساد نه خود کابینه، که در پیرامون آن، در بقیه بخشهای دولت و دربار بود. افراد مرتبط با خانواده سلطنتی، نخستوزیر و فرماندهان نیروهای مسلح اعمال نفوذ میکردند، پروژهها را جا میانداختند، یا چون دلالان ساده عمل میکردند. در سالهای پس از افزایش قیمت نفت، فساد به سطح میلیاردها دلار رسیده بود. هزینه واقعی برخی پروژههای دولتی به علت فساد، تاب بیست یا سی برابر برآورد اولیه افزایش مییافت. او گفت: «تنها کار معقولی که میتوانستم بکنم این بود که سر و صدای کافی بر ضد آن پروژه به راه اندازم و خودم و سازمان برنامه را از آن کنار بکشم. نخستوزیر از این وضع خرسند نبود، ولی او هم با منافع ریشهدار کلانی که در پس این پروژهها روبرو بود. هویدا از این شرایط دل خوشی نداشت، ولی به آن تن در داد».
اردشیر زاهدی:
طبق یک ارزیابی داخلی سفارت انگلیس در ۷ اوت ۱۹۵۸، دست شاه، خانواده و دوستان او تنها از شاخههای اندکی از فعالیتهای اقتصادی کوتاه مانده بود. سیا در گزارشی دربارهٔ فساد خاندان پهلوی مینویسد: «اخیراً رئیس یکی از بزرگترین بانکهای ایران به یکی از مقامات سفارت گفته که چندی پیش، توجه شاه را به یکی از معاملات اشرف جلب کرده بود.
ادامه 👇
ارایه مستندات برای پاسخ به این پرسش
ت- نارضایتی از فساد دولتی و دربار
یکی از پایههای اصلی نارضایتیهای مردم در انقلاب ۵۷، فساد مالی قدرتمندان در دوران پهلوی بود. به گونهای که در سال ۱۳۵۷ فساد مالی به یکی از مسایل سیاسی عمده ایران بدل شده و بخش اعظم انتقادات از شاه به قالب انتقاد از فعالیتهای غیرقانونی اطرافیان نزدیک و حتی اعضای خانواده اش درآمده بود.
در سالهای ۲۰ تا ۳۲ اختلاس و رشوهگیری گسترش بیشتری یافت، ولی فضای نسبتاً باز سیاسی و فقر پایا، حدود مشخصی برای آن به وجود میآورد. در فاصله سالهای ۳۲ تا ۴۲، افزایش مداوم (هرچند هنوز آرام) درآمد نفتی، کمکهای خارجی و رشد دیکتاتوری، فساد رسمی را بیشتر گسترش داد و آن را تشدید کرد. رشد اقتصادی دهه ۴۰ همراه با سربرآوردن استبداد اوضاع را خرابتر کرد. و درآمدهای سرشار نفتی در دهه ۵۰ همراه با اوجگیری استبداد، فساد رسمی را به سطوحی بیسابقه رساند.
در گزارشی از سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در دهه ۷۰ میلادی، دربار شاهنشاهی «مرکز هرزگی، شرارت، فساد، زد و بند و اعمال نفوذ» توصیف شد.
علی امینی (تخستوزیر در سالهای ۵۶ و ۵۷) به گروهی از افراد غیرقابل دسترسی که هیچگونه محدودیتی در اعمال قدرت و نقوذ اقتصادی نداشتند، اشاره میکنند. سیا در گزارشی در سال ۷۶ میلادی اعلام کرد که شاهزاده اشرف، خواهر دوقولوی شاه، شهرتی تقریباً افسانهای در زمینه فساد مالی دارد و یادآوری نمود که پسر او شهرام، دلالی همهکاره است که تقریباً در بیست شرکت سهم دارد و برخی از این شرکتها پوششی برای معاملات شبهقانونی اقتصادی اشرف فراهم میآورد. اطلاعات تفصیلی محمد باهری در مورد فساد دربار، با توجه به اینکه او معاون وزیر دربار بوده، تکاندهنده است. ملکه، خواهران و برادران و دیگر بستگان شاه، همگی کالاهایی (از جمله کالاهای سرمایهای برای فعالیت اقتصادیشان) وارد میکردهاند که یکسره از پرداخت حقوق و عوارض کمرگی معاف بوده است. حتی ایشان گاه ترتیب استفاده دیگران را در بخش خصوصی از اینگونه معافیتها میدادند. در نتیجه، مقامهای دربار هم درگیر همهگونه اعمال فسادآمیز میشدند. باهری خاطرنشان میکند: «من کسی را میشناسم که وکالتنامهای از والاحضرت اشرف برای خرید یکدهم زمینهای خوزستان داشت... وی ده درصد سهم از این معامله بزرگ را به والاحضرت اشرف داد و نود درصد بقیه را برای خودش برداشت... قاچاقچیان تریاک... و برخی افراد دیگر دور والاحضرت اشرف جمع شده بودند... او هرگاه فردی را در پول درآوردن زیرک مییافت، زیر چتر حمایت خود میگرفت.
خداداد فرمانفرمائیان، تکنوکرات برجسته، رئیس بانک مرکزی و رئیس سازمان برنامه گفت که برخی وزیرها از بودجه محرمانه وزارتیشان (که در مورد آن حسابی پس داده نمیشد) برای مصارف شخصی استفاده میکردند. امام توضیح میدهد که کانون فساد نه خود کابینه، که در پیرامون آن، در بقیه بخشهای دولت و دربار بود. افراد مرتبط با خانواده سلطنتی، نخستوزیر و فرماندهان نیروهای مسلح اعمال نفوذ میکردند، پروژهها را جا میانداختند، یا چون دلالان ساده عمل میکردند. در سالهای پس از افزایش قیمت نفت، فساد به سطح میلیاردها دلار رسیده بود. هزینه واقعی برخی پروژههای دولتی به علت فساد، تاب بیست یا سی برابر برآورد اولیه افزایش مییافت. او گفت: «تنها کار معقولی که میتوانستم بکنم این بود که سر و صدای کافی بر ضد آن پروژه به راه اندازم و خودم و سازمان برنامه را از آن کنار بکشم. نخستوزیر از این وضع خرسند نبود، ولی او هم با منافع ریشهدار کلانی که در پس این پروژهها روبرو بود. هویدا از این شرایط دل خوشی نداشت، ولی به آن تن در داد».
اردشیر زاهدی:
بزرگترین بدبختی که به نظر من برای اعلیحضرت برای خانواده سلطنت برای دولت برای مردم ایران پیش آمد این یکدفعه بالا رفتن نفت و عرض شود که پول زیادی به دست همه افتادن که نمیدانستند چه جور خرجش کنند، که متأسفانه این خودش یک بدون اینکه کسی شاید بخواهد و بتواند و بخواهد کنترل کند، یک فسادی درست کرد و آنهایی هم که در این جریانات استفاده میبردند… متأسفانه چون یکدفعه مقدار زیادی پول به دستمان افتاد که نمیتوانستیم چهکار بکنیم، این باعث شد که فساد درست کنیم. چون افراد آمدند در این فساد داخل شدند، آمدند توی کلهٔ اعلیحضرت کردند که قربان، به هر حال وقتی کار را آدم میخواهد بزرگ کند پرت هم تویش دارد.
طبق یک ارزیابی داخلی سفارت انگلیس در ۷ اوت ۱۹۵۸، دست شاه، خانواده و دوستان او تنها از شاخههای اندکی از فعالیتهای اقتصادی کوتاه مانده بود. سیا در گزارشی دربارهٔ فساد خاندان پهلوی مینویسد: «اخیراً رئیس یکی از بزرگترین بانکهای ایران به یکی از مقامات سفارت گفته که چندی پیش، توجه شاه را به یکی از معاملات اشرف جلب کرده بود.
ادامه 👇
گفته بود اگر جزئیات این معامله علنی شود، بازتاب منفی خواهد داشت. شاه به این گزارش توجهی نکرد. رئیس بانک میگفت اگر کسی دیگر جز اشرف این کار را کرده بود، ده سال حبس میکشید». به گفته یک اقتصاددان معتبر غربی، در چند سال آخر سلطنت مقدار بسیار زیادی پول -احتمالاً به اندازه ۲ میلیارد دلار- مستقیماً از درآمدهای نفتی به حسابهای مخفی خارج از کشور خاندان سلطنتی واریز شد. منابع غربی ثروت خانواده پهلوی در ایران و خارج را بین ۵ تا ۲۰ میلیارد دلار برآورد میکردند
از یک سو، اسدالله علم، به گزارش دوستان و برآمدگانش، در بسیاری از معاملات مشکوک شرکت داشت. از سویی دیگر، امیرهوشنگ دولو بود که «سلطان خاویار» نام داشت. اما از همه غریب تر و مرموزتر، دکتر کریم ایادی بود که در گزارشهای سفارت آمریکا، به عنوان «طبیب ویژه شاه» نام گرفته و در عین حال آمده که او در شرکتهای متعدد از قبیل شرکت نفت پارس سهام دارد. معمولاً بین ۱۵ تا ۴۰ درصد سهام این شرکت از آن اوست. او در اینگونه موارد از اسامی مختلفی استفاده میکند. گاه خود را عبدالکریم، کریم و برخی اوقات ایادی میخواند. تیمسار ایادی در عین حال از حق انحصاری بهرهبرداری از میگوی خلیج فارس برخوردار است.» در گزارش دیگری، سازمان سیا ایادی را کانال اصلی فعالیتهای اقتصادی شاه میداند و میافزاید که «زمان حتی شایع بود که سهام شاه در شرکت ماهیگیری جنوب هم به اسم ایادی ثبت شده بود
هویدا پس از تلاش فراوان، بالاخره شاه را متقاعد کرد که فعالیت اقتصادی خاندان سلطنتی را محدود کند. به کمک هویدا دستورالعمل تازهای در این زمینه تدارک شد که از بیست ماده مختلف تشکیل میشد و در مرداد ۱۳۵۷ به تصویب نهایی شاه رسید. اعضای خاندان سلطنتی را از کردار مغایر با ارزشهای اجتماعی بر حذر میداشت. هر گونه تماس با شرکتهای خارجی، دریافت هرگونه کمیسیون، مشارکت مستقیم یا غیر مستقیم در شرکتهایی که با دولت معامله میکنند، عضویت در هیئت رئیسه شرکتها، را برای اعضای خاندان سلطنت منع میکرد.
در طول سلسله تظاهراًتهای سال ۵۶–۵۷، شاه تصمیم گرفت تا کمیسیون ویژهای برای رسیدگی به مسئله سومدیریت و سوءاستفاده مالی در اجرای قراردادهای دولتی، تشکیل دهد. آنچه از مضمون مذاکرات این کمیسیون به خارج درز میکرد، یا از طریق رادیو و تلویزیون پخش میشد، انگار همه آب به آسیاب مخالفان میریخت که از مدتها قبل مسئله فساد در رژیم را به یکی از محورهای تبلیغاتی خود بدل کرده بودند. از آنجا که معینیان (که به درستکاری و امانت مشهور بود) ریاست این کمیسیون را عهدهدار بود، گزارشهای آن هم با دقتی ویژه تهیه میشد و هم از اعتبار بیشتری برخوردار بود.
زمانی که دلارهای نفتی به ایران سرازیر شد، حسین فردوست (دوست و همکلاسی خائن شاه) توسط محمدرضا شاه پهلوی به عنوان «بازرس شاهنشاهی» منصوب گشت تا فساد ناشی از این سرازیر شدن را که سراسر نظام اقتصادی و اداری کشور را فراگرفته بود را مهار کند. او دوباره تشکیلات را سازماندهی کرد و مشغول تحقیق و بررسی شکایات و گزارشها شد، اما هزاران پرونده فساد اقتصادی را اکثراً بدون هیچ رسیدگی به بایگانی راکد دادگستری فرستاد.
هنگامی که شاه تصمیم گرفت، برای تشکیل دولت «وحدت ملی»، از شریف امامی استفاده کند. همه میدانستند که نخستوزیر کابینه «وحدت ملی» به «آقای پنج درصد» شهرت دارد. میگفتند وجه تسمیه لقبش هم این بود که از بیش و کم تمامی قراردادهای دولتی، پنج درصد حق حساب میگرفت.
بر اساس کتاب رژیمهای سلطانی نوشته خوان خوزه لینز استاد دانشگاه یِیل در آمریکا و هوشنگ اسفندیار شهابی فساد در ساختار ایران در آن دوره نهادینه شده و با توجه به اسناد سیا در موضوعی مانند بنیاد پهلوی این مجموعه بجای یک بنگاه خیریه پرورشدهنده فساد است. این گزارش بیان میدارد که فساد معلوم شده فقط نوک کوه یخ فساد رسمی و سلطنتی در داخل و خارج ایران می باشد.
نتیجهگیری
رانتخواران ولایی امروز که در قالب آقازاده شهرت دارند، آخوندهای مفتخور در مراکز اسلامی، حوزهها، مدرسهها، بنیادها و غیره، نمایندگان مجلس به عنوان دلالان مافیای خودرو، لوازم خانگی و الکترونیک، واردات و و و که امروز در کشور داریم در آن زمان با نامها و شکلهای دیگری وجود داشتهاند که اقدامات پیشگیرانه خود شاه در سال ۵۶ و ۵۷ بر آن صحه میگذارد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
از یک سو، اسدالله علم، به گزارش دوستان و برآمدگانش، در بسیاری از معاملات مشکوک شرکت داشت. از سویی دیگر، امیرهوشنگ دولو بود که «سلطان خاویار» نام داشت. اما از همه غریب تر و مرموزتر، دکتر کریم ایادی بود که در گزارشهای سفارت آمریکا، به عنوان «طبیب ویژه شاه» نام گرفته و در عین حال آمده که او در شرکتهای متعدد از قبیل شرکت نفت پارس سهام دارد. معمولاً بین ۱۵ تا ۴۰ درصد سهام این شرکت از آن اوست. او در اینگونه موارد از اسامی مختلفی استفاده میکند. گاه خود را عبدالکریم، کریم و برخی اوقات ایادی میخواند. تیمسار ایادی در عین حال از حق انحصاری بهرهبرداری از میگوی خلیج فارس برخوردار است.» در گزارش دیگری، سازمان سیا ایادی را کانال اصلی فعالیتهای اقتصادی شاه میداند و میافزاید که «زمان حتی شایع بود که سهام شاه در شرکت ماهیگیری جنوب هم به اسم ایادی ثبت شده بود
هویدا پس از تلاش فراوان، بالاخره شاه را متقاعد کرد که فعالیت اقتصادی خاندان سلطنتی را محدود کند. به کمک هویدا دستورالعمل تازهای در این زمینه تدارک شد که از بیست ماده مختلف تشکیل میشد و در مرداد ۱۳۵۷ به تصویب نهایی شاه رسید. اعضای خاندان سلطنتی را از کردار مغایر با ارزشهای اجتماعی بر حذر میداشت. هر گونه تماس با شرکتهای خارجی، دریافت هرگونه کمیسیون، مشارکت مستقیم یا غیر مستقیم در شرکتهایی که با دولت معامله میکنند، عضویت در هیئت رئیسه شرکتها، را برای اعضای خاندان سلطنت منع میکرد.
در طول سلسله تظاهراًتهای سال ۵۶–۵۷، شاه تصمیم گرفت تا کمیسیون ویژهای برای رسیدگی به مسئله سومدیریت و سوءاستفاده مالی در اجرای قراردادهای دولتی، تشکیل دهد. آنچه از مضمون مذاکرات این کمیسیون به خارج درز میکرد، یا از طریق رادیو و تلویزیون پخش میشد، انگار همه آب به آسیاب مخالفان میریخت که از مدتها قبل مسئله فساد در رژیم را به یکی از محورهای تبلیغاتی خود بدل کرده بودند. از آنجا که معینیان (که به درستکاری و امانت مشهور بود) ریاست این کمیسیون را عهدهدار بود، گزارشهای آن هم با دقتی ویژه تهیه میشد و هم از اعتبار بیشتری برخوردار بود.
زمانی که دلارهای نفتی به ایران سرازیر شد، حسین فردوست (دوست و همکلاسی خائن شاه) توسط محمدرضا شاه پهلوی به عنوان «بازرس شاهنشاهی» منصوب گشت تا فساد ناشی از این سرازیر شدن را که سراسر نظام اقتصادی و اداری کشور را فراگرفته بود را مهار کند. او دوباره تشکیلات را سازماندهی کرد و مشغول تحقیق و بررسی شکایات و گزارشها شد، اما هزاران پرونده فساد اقتصادی را اکثراً بدون هیچ رسیدگی به بایگانی راکد دادگستری فرستاد.
هنگامی که شاه تصمیم گرفت، برای تشکیل دولت «وحدت ملی»، از شریف امامی استفاده کند. همه میدانستند که نخستوزیر کابینه «وحدت ملی» به «آقای پنج درصد» شهرت دارد. میگفتند وجه تسمیه لقبش هم این بود که از بیش و کم تمامی قراردادهای دولتی، پنج درصد حق حساب میگرفت.
بر اساس کتاب رژیمهای سلطانی نوشته خوان خوزه لینز استاد دانشگاه یِیل در آمریکا و هوشنگ اسفندیار شهابی فساد در ساختار ایران در آن دوره نهادینه شده و با توجه به اسناد سیا در موضوعی مانند بنیاد پهلوی این مجموعه بجای یک بنگاه خیریه پرورشدهنده فساد است. این گزارش بیان میدارد که فساد معلوم شده فقط نوک کوه یخ فساد رسمی و سلطنتی در داخل و خارج ایران می باشد.
نتیجهگیری
رانتخواران ولایی امروز که در قالب آقازاده شهرت دارند، آخوندهای مفتخور در مراکز اسلامی، حوزهها، مدرسهها، بنیادها و غیره، نمایندگان مجلس به عنوان دلالان مافیای خودرو، لوازم خانگی و الکترونیک، واردات و و و که امروز در کشور داریم در آن زمان با نامها و شکلهای دیگری وجود داشتهاند که اقدامات پیشگیرانه خود شاه در سال ۵۶ و ۵۷ بر آن صحه میگذارد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
...من برمی خیزم!
چراغی در دست
چراغی در دلم.
زنگار روحم را صیقل می زنم
آینه ئی برابر آینه ات می گذارم
تا از تو
ابدیتی بسازم.
احمد شاملو
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
چراغی در دست
چراغی در دلم.
زنگار روحم را صیقل می زنم
آینه ئی برابر آینه ات می گذارم
تا از تو
ابدیتی بسازم.
احمد شاملو
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اگر در عالم فقط دو انسان باقی بماند و هر دو قدیس بودند، بی گمان نمی توانستند به خوبی و خوشی با هم زندگی کنند، چون حتما یکی از آن دو سعی میکرد دیگری را اصلاح کند. این قاعده دنیاست!
فرانک اکانر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
فرانک اکانر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼می زده
ساز و آواز : قشنگ کامکار
آهنگ: پرویز یاحقی
شعر: بیژن ترقی
همسر سابق محمدرضا لطفی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ساز و آواز : قشنگ کامکار
آهنگ: پرویز یاحقی
شعر: بیژن ترقی
همسر سابق محمدرضا لطفی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تجمع اعتراضی داروسازان اصفهان مقابل بیمه تامین اجتماعی
تامین اجتماعی و سازمان هدفمندی یارانهها سهم خود را نمیپردازند
پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۳
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تامین اجتماعی و سازمان هدفمندی یارانهها سهم خود را نمیپردازند
پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۳
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing