IDM طراحی وساخت ایران
Photo
2⃣ نسل اول کارگران ایران (سالهای ۱۲۸۵ - ۱۳۲۰)
ساعت کار روزانهی کارگران شرکت نفت انگليس و ايران، در گرمای طاقت فرسا که بعضا" تا ۵٠ درجه میرسد، ١٠ساعت بود. در مؤسسهی شيلات شمال که ۴٠٠٠ کارگر در استخدام داشت، ساعات کار از ۶ بامداد تا ٧ بعدازظهر بود. طی اين مدت کارگران تنها یک ساعت استراحت برای صرف صبحانه و ناهار داشتند. در مواقعی که صيد ماهی زياد میشد کار تا ساعت ١١ شب و حتا تا نيمه شب ادامه داشت. در چنين حالی مبلغی به عنوان اضافهکار به کارگران پرداخت میشد.
در صنايع دستی و سنتی که بخش بزرگی از کارگران در آنها شاغل بودند، ساعات کار از باز شدن بازار تا زمان بستهشدن آن، يعنی حدود ١٢ساعت استمرار داشت. در سال ١٣٠٢ در کارگاههای قالیبافی همدان ساعت کار در تابستان از ۵ بامداد آغاز میشد و با یک تنفس دو ساعته تا شش بعدازظهر ادامه داشت؛ با اين حساب طول روزانه کار به ١١ساعت میرسيد. زمان متوسط کار روزانه، در صنايع نساجی١٠ساعت و در کارخانجات پنبه پاککنی١١تا ١۴ساعت بود.
دستمزد: از لحاظ تاریخی سیستم دستمزد در ایران در شرایطی شكل گرفت که بیكاران شهری و روستایی فراوان بودند؛ عرضهی نیروی کار بالا و تقاضا برای آن پایین بود. تحت چنین شرایطی مزد کارگران نمیتوانست به اندازهای باشد که از پس مخارج زندهگی برآید.
به طور کلی پرداخت دستمزد در صنایع کارخانهای ایران به سه گونه بود: کارمزد (قطعهکاری)، روزمزد و ماهیانه. در صنایع نساجی پرداختها به طور عمده بر پایهی سیستم کارمزد و به ازاء مقدار مشخص محصولی که کارگر تولید میکرد، صورت میگرفت. کارمزد بدترین نوع بهرهکشی از نیروی کار است.
براساس سیستم کارمزد "مزد بافندهگی از ذرعی دهشاهی تا هفتصد دینار به پول آن روزی بود. یك نفر کارگر با آن که شبها هم کار میکرد بیشتر از ۶-۵ ذرع نمیتوانست ببافد لذا اجرتش از ۴-٣ قران تجاوز نمیکرد و این مبلغ برای خرج روزانه هم کافی نبود. هیچ یك از کارگران قادر نبودند لباس یا کفش و کلاهی برای خود تهیه نمایند. بافندهگان یزد که پارچههای ابریشمی میبافتند، روزی ۱,۵ تا ٢ ذرع جنس تولید میکردند و برای هر ذرع ١۵ شاهی مزد میگرفتند.
درکارخانههای قند و در بخش کارهای ساختمانی معمولا"پرداختها به صورت روزمزد بود. طبق مدارك سال ١٢٧۶شمسی کارگران بومی در ساختمان راه شوسه انزلی- قزوین روزی دو قران مزد میگرفتند و کسانی که از الاغ خود برای بارکشی نیز استفاده میکردند سه قران میگرفتند. در مؤسسات شرکت نفت و ایران، استخدام کارگر به دو طریق صورت میگرفت: رسمی و پیمانی! این شرکت به کارگران رسمی خواه به صورت ماهیانه یا هفتهگی دستمزد میپرداخت. مزد ماهیانهی کارگر ایرانی شرکت نفت را از ٩ تومان (کارگر ساده) تا ٣۵ تومان (کارگر متخصص) میداند و مینویسد که در همان زمان دستمزد کارگر عراقی و هندی از ٣۵ تا ١٠٠ تومان بوده است.
کارگر پیمانی که در آن زمان آنها را "کارگر قرضی" مینامیدند، توسط سرکردهگان عشایر و ایلات یا مردانی که با کارگزینی شرکت نفت روابطی داشتند، استخدام میشدند. شرکت، رسما" در قبال "کارگران قرضی" تعهدی نداشت و پیمانکاران طرف حساب آنها بودند. شرکت نفت، طبق قرارتعیین شده، مبلغی به پیمانکاران میپرداخت و آنها با کسر نمودن جزیی از آن پول، مابقی را به عنوان دستمزد به "کارگران قرضی" میپرداختند.
در مؤسسه شیلات شمال کارگران ایرانی به صورت کارمزد و یا روزمزد استخدام میشدند. مبنای محاسبهی کارمزد به عملآوردن هزار عدد ماهی بود. مؤسسه بابت این میزان ٧ تومان حقالزحمه میپرداخت. کارگران روزمزد به طور متوسط روزی دو قران میگرفتند. در مؤسسات چوببری گیلان در ١٢٩٢ خورشیدی کارگران روسی ١٠ قران و کارگران بومی بین ٣ تا ۵ قران دریافت میکردند. در کارخانه ابریشمکشی امینالضرب در رشت، در اوایل دههی ١٢٨٠ خورشیدی، دستمزد کارگران مرد بین ٣٠ شاهی تا ٣ قران بود. زنان که اکثریت نیروی کار کارخانهها را تشكیل میدادند از ١٠تا ١۵ شاهی میگرفتند. مزد پسر و دختر بچهها فقط ١٠ شاهی پول مس بود که برابر با ٧ شاهی پول نقره میشد.
در معادن استخدام کارگران به گونهی مقاطعهکاری (کارمزدی) بود. مثلا" در معادن گوگرد سمنان در سالهای ١٢٩۴- ١٢٩۵ به ١١ نفر کارگر در مقابل سه خروار سنگ معدن که از آنها یك خروار گوگرد استخراج میکردند، ٣۵ قران میپرداختند. این کار یك روز طول میکشید. بنابراین میتوان دستمزد روزانهی یك کارگر معدن را سه قران تخمین زد. در سیستان و شرق ایران، کارگرانی که قنات میکندند و یا لایروبی میکردند، روزانه فقط یك قران میگرفتند. طی سالهای ١٢٨٠-١٢٩۶در این نواحی، صنعتگران روزی دو قران مزد میگرفتند.
📕شوق یک خیز بلند
🖌 جلیل محمودی و ناصر سعیدی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ساعت کار روزانهی کارگران شرکت نفت انگليس و ايران، در گرمای طاقت فرسا که بعضا" تا ۵٠ درجه میرسد، ١٠ساعت بود. در مؤسسهی شيلات شمال که ۴٠٠٠ کارگر در استخدام داشت، ساعات کار از ۶ بامداد تا ٧ بعدازظهر بود. طی اين مدت کارگران تنها یک ساعت استراحت برای صرف صبحانه و ناهار داشتند. در مواقعی که صيد ماهی زياد میشد کار تا ساعت ١١ شب و حتا تا نيمه شب ادامه داشت. در چنين حالی مبلغی به عنوان اضافهکار به کارگران پرداخت میشد.
در صنايع دستی و سنتی که بخش بزرگی از کارگران در آنها شاغل بودند، ساعات کار از باز شدن بازار تا زمان بستهشدن آن، يعنی حدود ١٢ساعت استمرار داشت. در سال ١٣٠٢ در کارگاههای قالیبافی همدان ساعت کار در تابستان از ۵ بامداد آغاز میشد و با یک تنفس دو ساعته تا شش بعدازظهر ادامه داشت؛ با اين حساب طول روزانه کار به ١١ساعت میرسيد. زمان متوسط کار روزانه، در صنايع نساجی١٠ساعت و در کارخانجات پنبه پاککنی١١تا ١۴ساعت بود.
دستمزد: از لحاظ تاریخی سیستم دستمزد در ایران در شرایطی شكل گرفت که بیكاران شهری و روستایی فراوان بودند؛ عرضهی نیروی کار بالا و تقاضا برای آن پایین بود. تحت چنین شرایطی مزد کارگران نمیتوانست به اندازهای باشد که از پس مخارج زندهگی برآید.
به طور کلی پرداخت دستمزد در صنایع کارخانهای ایران به سه گونه بود: کارمزد (قطعهکاری)، روزمزد و ماهیانه. در صنایع نساجی پرداختها به طور عمده بر پایهی سیستم کارمزد و به ازاء مقدار مشخص محصولی که کارگر تولید میکرد، صورت میگرفت. کارمزد بدترین نوع بهرهکشی از نیروی کار است.
براساس سیستم کارمزد "مزد بافندهگی از ذرعی دهشاهی تا هفتصد دینار به پول آن روزی بود. یك نفر کارگر با آن که شبها هم کار میکرد بیشتر از ۶-۵ ذرع نمیتوانست ببافد لذا اجرتش از ۴-٣ قران تجاوز نمیکرد و این مبلغ برای خرج روزانه هم کافی نبود. هیچ یك از کارگران قادر نبودند لباس یا کفش و کلاهی برای خود تهیه نمایند. بافندهگان یزد که پارچههای ابریشمی میبافتند، روزی ۱,۵ تا ٢ ذرع جنس تولید میکردند و برای هر ذرع ١۵ شاهی مزد میگرفتند.
درکارخانههای قند و در بخش کارهای ساختمانی معمولا"پرداختها به صورت روزمزد بود. طبق مدارك سال ١٢٧۶شمسی کارگران بومی در ساختمان راه شوسه انزلی- قزوین روزی دو قران مزد میگرفتند و کسانی که از الاغ خود برای بارکشی نیز استفاده میکردند سه قران میگرفتند. در مؤسسات شرکت نفت و ایران، استخدام کارگر به دو طریق صورت میگرفت: رسمی و پیمانی! این شرکت به کارگران رسمی خواه به صورت ماهیانه یا هفتهگی دستمزد میپرداخت. مزد ماهیانهی کارگر ایرانی شرکت نفت را از ٩ تومان (کارگر ساده) تا ٣۵ تومان (کارگر متخصص) میداند و مینویسد که در همان زمان دستمزد کارگر عراقی و هندی از ٣۵ تا ١٠٠ تومان بوده است.
کارگر پیمانی که در آن زمان آنها را "کارگر قرضی" مینامیدند، توسط سرکردهگان عشایر و ایلات یا مردانی که با کارگزینی شرکت نفت روابطی داشتند، استخدام میشدند. شرکت، رسما" در قبال "کارگران قرضی" تعهدی نداشت و پیمانکاران طرف حساب آنها بودند. شرکت نفت، طبق قرارتعیین شده، مبلغی به پیمانکاران میپرداخت و آنها با کسر نمودن جزیی از آن پول، مابقی را به عنوان دستمزد به "کارگران قرضی" میپرداختند.
در مؤسسه شیلات شمال کارگران ایرانی به صورت کارمزد و یا روزمزد استخدام میشدند. مبنای محاسبهی کارمزد به عملآوردن هزار عدد ماهی بود. مؤسسه بابت این میزان ٧ تومان حقالزحمه میپرداخت. کارگران روزمزد به طور متوسط روزی دو قران میگرفتند. در مؤسسات چوببری گیلان در ١٢٩٢ خورشیدی کارگران روسی ١٠ قران و کارگران بومی بین ٣ تا ۵ قران دریافت میکردند. در کارخانه ابریشمکشی امینالضرب در رشت، در اوایل دههی ١٢٨٠ خورشیدی، دستمزد کارگران مرد بین ٣٠ شاهی تا ٣ قران بود. زنان که اکثریت نیروی کار کارخانهها را تشكیل میدادند از ١٠تا ١۵ شاهی میگرفتند. مزد پسر و دختر بچهها فقط ١٠ شاهی پول مس بود که برابر با ٧ شاهی پول نقره میشد.
در معادن استخدام کارگران به گونهی مقاطعهکاری (کارمزدی) بود. مثلا" در معادن گوگرد سمنان در سالهای ١٢٩۴- ١٢٩۵ به ١١ نفر کارگر در مقابل سه خروار سنگ معدن که از آنها یك خروار گوگرد استخراج میکردند، ٣۵ قران میپرداختند. این کار یك روز طول میکشید. بنابراین میتوان دستمزد روزانهی یك کارگر معدن را سه قران تخمین زد. در سیستان و شرق ایران، کارگرانی که قنات میکندند و یا لایروبی میکردند، روزانه فقط یك قران میگرفتند. طی سالهای ١٢٨٠-١٢٩۶در این نواحی، صنعتگران روزی دو قران مزد میگرفتند.
📕شوق یک خیز بلند
🖌 جلیل محمودی و ناصر سعیدی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ساز و آواز دشتی(بهارسوگوار)_شجریان
@Avaye_fariba
🎼 بهار سوگوار
خواننده: محمدرضا شجریان
آهنگ و تنظیم: فرامرز پایور
شعر: هوشنگ ابتهاج (سایه)
آلبوم: راز دل
ساز و آواز: دشتی
نه لب گشایدم از گل ، نه دل کشد به نبید
چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید
نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت
به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید
بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد
ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید
چه جای من ؟ که درین روزگار بی فریاد
ز دست جور تو ناهید بر فلک نالید
ازین چراغ توام چشم روشنایی نیست
که کس ز آتش بیداد غیر دود ندید
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خواننده: محمدرضا شجریان
آهنگ و تنظیم: فرامرز پایور
شعر: هوشنگ ابتهاج (سایه)
آلبوم: راز دل
ساز و آواز: دشتی
نه لب گشایدم از گل ، نه دل کشد به نبید
چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید
نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت
به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید
بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد
ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید
چه جای من ؟ که درین روزگار بی فریاد
ز دست جور تو ناهید بر فلک نالید
ازین چراغ توام چشم روشنایی نیست
که کس ز آتش بیداد غیر دود ندید
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
من مست و تو دیوانه، ما را که برد خانه؟
صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
در شهر یکی کس را هشیار نمیبینم
هر یک بتر از دیگر شــوریده و دیوانه
جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی
جان را چه خوشی باشد بیصحبت جانانه
مولانا
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
من مست و تو دیوانه، ما را که برد خانه؟
صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
در شهر یکی کس را هشیار نمیبینم
هر یک بتر از دیگر شــوریده و دیوانه
جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی
جان را چه خوشی باشد بیصحبت جانانه
مولانا
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«هیچ چیز به سودمندی دوری جستن از جلب توجه مردم و کم سخن گفتن با دیگران و بسیار سخن گفتن با خویش نیست.»
📕هنر خوشبختی
🖌آرتور شوپنهاور
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
📕هنر خوشبختی
🖌آرتور شوپنهاور
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از کارکنان باسابقه اسکله رجایی بندرعباس، در حضور سارا فلاحی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، از جابجایی سازمانیافته مواد آتشزا، مواد منفجره و ارسال تسلیحات به یمن تحت پوشش «صادرات مواد غذایی» پرده برداشت.
این فرد که حدود ۱۸ سال سابقه فعالیت در اسکله دارد، در اظهاراتی تکاندهنده گفت: «سالهاست کانتینرهایی با برچسب مواد خوراکی، بدون اطلاع ما و بدون هیچگونه بازرسی واقعی، جابهجا میشوند؛ در حالی که محتوای واقعی آنها مواد خطرناک، رادیواکتیو و سلاح است.»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
این فرد که حدود ۱۸ سال سابقه فعالیت در اسکله دارد، در اظهاراتی تکاندهنده گفت: «سالهاست کانتینرهایی با برچسب مواد خوراکی، بدون اطلاع ما و بدون هیچگونه بازرسی واقعی، جابهجا میشوند؛ در حالی که محتوای واقعی آنها مواد خطرناک، رادیواکتیو و سلاح است.»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شـکوهِ تاج سـلطانی
که بیم جان در او درج است
کلاهی دلکش است اما
به ترکِ سـر نمیارزد...
حافظ
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
که بیم جان در او درج است
کلاهی دلکش است اما
به ترکِ سـر نمیارزد...
حافظ
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
"بهشت گمشده"
«تنگه هرمز» از مجموعهی «بهشت گمشده» گئورگ گرستر
دهم اردیبهشت، روز ملی خلیج فارس (دریای پارس/شاخاب پارس) نام گذاری شده است. این روز مصادف است با سالروز اخراج پرتغالیها از تنگه هرمز و خلیج فارس
روز خلیج همیشه فارس گرامى باد.🕊
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«تنگه هرمز» از مجموعهی «بهشت گمشده» گئورگ گرستر
دهم اردیبهشت، روز ملی خلیج فارس (دریای پارس/شاخاب پارس) نام گذاری شده است. این روز مصادف است با سالروز اخراج پرتغالیها از تنگه هرمز و خلیج فارس
روز خلیج همیشه فارس گرامى باد.🕊
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
این بیانیه با اشاره به تضییع حقوق کارگران و معلمان، از جمله فروپاشی اقتصادی، کاهش امنیت شغلی، و فاصله فزاینده دستمزدها با خط فقر، به انتقاد از پولیسازی آموزش و نظامیسازی نهادهای آموزشی میپردازد
بیانیه خاطرنشان میکند که سیاستهای سه دهه اخیر، از افزایش مدارس خصوصی و کاهش کیفیت آموزش دولتی تا رشد دانشگاههای غیرانتفاعی و محرومیت مناطق کمبرخوردار از تحصیلات عالی، رنج و فقر را برای کارگران و معلمان به ارمغان آورده است.
جانباختن صدها کارگر در معادن و فاجعه اخیر انفجار بندر رجایی، که جان دهها کارگر روزمزد و راننده کامیون را گرفت، نمونهای از بیتوجهی رژیم به جان شهروندان توصیف شد.
انجمن اسلامی همچنین از سرکوب فعالان صنفی و دانشجویی، احضار، زندان، و اخراج آنها انتقاد کرد و امضای تفاهمنامه اخیر وزیر آموزش و پرورش با نیروی انتظامی را گامی در جهت «پلیسیسازی» آموزش عمومی دانست.
این تشکل دانشجویی با شعار «دانشگاه، مدرسه و کارخانه پادگان نیستند»، همبستگی خود را با کارگران و معلمان عدالتخواه اعلام کرد و بر ادامه مبارزه برای برابری و آزادی تأکید نمود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیانیه خاطرنشان میکند که سیاستهای سه دهه اخیر، از افزایش مدارس خصوصی و کاهش کیفیت آموزش دولتی تا رشد دانشگاههای غیرانتفاعی و محرومیت مناطق کمبرخوردار از تحصیلات عالی، رنج و فقر را برای کارگران و معلمان به ارمغان آورده است.
جانباختن صدها کارگر در معادن و فاجعه اخیر انفجار بندر رجایی، که جان دهها کارگر روزمزد و راننده کامیون را گرفت، نمونهای از بیتوجهی رژیم به جان شهروندان توصیف شد.
انجمن اسلامی همچنین از سرکوب فعالان صنفی و دانشجویی، احضار، زندان، و اخراج آنها انتقاد کرد و امضای تفاهمنامه اخیر وزیر آموزش و پرورش با نیروی انتظامی را گامی در جهت «پلیسیسازی» آموزش عمومی دانست.
این تشکل دانشجویی با شعار «دانشگاه، مدرسه و کارخانه پادگان نیستند»، همبستگی خود را با کارگران و معلمان عدالتخواه اعلام کرد و بر ادامه مبارزه برای برابری و آزادی تأکید نمود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گماشتگان ولایی رانت خوار در مجلس انقلابی...
«حقوق نمایندگان مجلس زیر ۵۰ میلیون است، چگونه برخی نمایندگان هرکدام الان ۱۰ تا آپارتمان در تهران دارند؟..»
محمد منان رئیسی، عضو کمیسیون عمران مجلس :
« نمایندهای که کل حقوق 4 سالش، 2.5 میلیارد تومان است با چه توجیهی در ایام تبلیغات ۶۰ میلیارد هزینه کرده است؟..»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«حقوق نمایندگان مجلس زیر ۵۰ میلیون است، چگونه برخی نمایندگان هرکدام الان ۱۰ تا آپارتمان در تهران دارند؟..»
محمد منان رئیسی، عضو کمیسیون عمران مجلس :
« نمایندهای که کل حقوق 4 سالش، 2.5 میلیارد تومان است با چه توجیهی در ایام تبلیغات ۶۰ میلیارد هزینه کرده است؟..»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
Photo
بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد به مناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگر
اول ماه مه، نماد مبارزهی جهانی طبقهی کارگر در برابر نظام سرمایهداری و مناسبات استثمارگرانه و ضدانسانیای است که در تمامی کشورها، فارغ از نوع دولتهای حاکم، برقرار است. کارگران جهان در این مسیر، سرکوب، زندان، شکنجه و حتی اعدام را تحمل کردهاند، اما همچنان ایستادگی میکنند.
سندیکای کارگران شرکت واحد در حالی بیانیهی روز جهانی کارگر ۱۴۰۴ را منتشر میکند که همچنان دو تن از اعضای قدیمی هیئتمدیره، ابراهیم مددی و داود رضوی، در زندان بهسر میبرند و دیگر اعضای حقطلب سندیکا و فعالان کارگری نیز تحت فشار و کنترل نیروهای امنیتی قرار دارند. از زمان بازگشایی سندیکا در سال ۱۳۸۴ تاکنون، هیچ اول ماه مهای را بدون تجربهی حبس، تهدید، اخراج و سرکوب اعضای سندیکا و دیگر کارگران معترض پشت سر نگذاشتهایم. سرکوب تشکلهای مستقل و انکار ابتداییترین مطالبات طبقهی کارگر، همواره بخشی جداییناپذیر از سیاستهای حاکمیت بوده است.
چهار تن از اعضای حقطلب سندیکا — رضا شهابی، حسن سعیدی، ناصر محرمزاده و حسین کریمی سبزوار — در مسیر مطالبهگری، بهای سنگینی پرداختهاند؛ از اخراج و آسیب به خانوادههایشان تا بازداشتهای متعدد و محکومیتهای طولانیمدت. حکومت موظف است پاسخگوی این ظلمها و فشارهای وارده بر این کارگران و خانوادههای آنان باشد و باید بدون قید و شرط، با توجه به حقوق انسانی و قوانین کار داخلی و بینالمللی، آنان را به کار بازگرداند.
ایران عضو سازمان بینالمللی کار است و طبق مقاولهنامههای بنیادی این سازمان، دولتها تحت هیچ شرایطی حق ندارند کارگران را به دلیل فعالیتهای صنفی و سندیکایی مورد پیگرد قرار دهند. با این حال، نهتنها امکان برگزاری مراسمهای علنی و مستقل روز جهانی کارگر از کارگران سلب شده، بلکه در همین روز و ایام پیرامون آن، کارگران در خیابانها یا حتی در دید و بازدیدهای شخصی نیز هدف بازداشت و تهدید قرار میگیرند. حاکمیت در تمامی دولتهای تاکنونی نشان داده است که از اتحاد و سازمانیافتگی کارگران هراس دارد و برای سرکوب آن از هیچ ابزاری فروگذار نمیکند.
ما تأکید میکنیم که مراسمهای روز جهانی کارگر باید آزادانه برگزار شود و شرکت در کنفرانس سالانهی سازمان بینالمللی کار، تنها باید به نمایندگان واقعی و مستقل کارگران اختصاص داشته باشد. حضور تشکلهای دستساز دولتی به نام کارگران ایران در چنین مجامعی باید متوقف شود.
مطالبات ما در این روز، بر پایهی اصول عدالت اقتصادی و اجتماعی، کرامت انسانی، آزادیهای صنفی و سیاسی، نفی استثمار، و مبارزه با هرگونه تبعیض و سرکوب استوار است. ما دستمزدهای اعلامشده برای سال جاری را توهینی آشکار به شأن کارگران میدانیم؛ دستمزدی که با تورم سرسامآور و سقوط ارزش پول ملی، چند برابر زیر خط فقر قرار دارد. افزایش فوری دستمزدها بر اساس سبد واقعی معیشت، تأمین بیمههای درمانی و بیکاری کارآمد، انحلال شرکتهای پیمانکاری و حذف واسطهگری نیروی کار، به رسمیت شناختن حق ایجاد تشکلهای مستقل، و آزادی بیقید و شرط همهی کارگران زندانی و فعالان صنفی، مدنی و سیاسی از مطالبات اساسی ماست.
همچنین، بار دیگر با قاطعیت خواهان لغو کامل مجازات غیرانسانی اعدام، به هر اتهام و بهانهای، و توقف اجرای احکام ظالمانهی اعدام، از جمله علیه شریفه محمدی، وریشه مرادی و پخشان عزیزی، هستیم.
ما خواهان لغو کامل هرگونه تبعیض جنسی، جنسیتی، نژادی، ملی، مذهبی، عقیدتی و طبقاتی هستیم؛ خواستار آموزش رایگان برای همه، لغو کار کودک، برابری کامل حقوقی و اجتماعی زنان و دیگر اقشار تحت ستم، لغو حجاب اجباری، و نیز تحقیق مستقل و محاکمهی عاملان کشتار کارگران در محیطهای کار، از جمله در فاجعهی دلخراش بندر رجایی، میباشیم.
ما گسترش فضای افغانستیزی در کشور را سیاستی مخرب میدانیم که تنها به سود حاکمان، سرمایهداران و دشمنان طبقهی کارگر تمام میشود و از همکاران و کارگران سراسر کشور میخواهیم تمرکز خود را بر نوعدوستی، اتحاد و ایجاد تشکلهای فراگیر قرار دهند. در فقدان تشکلهای سراسری طبقهی کارگر، تنها ما کارگران متضرر خواهیم شد، در حالی که سرمایهداران همچنان به سود خود خواهند افزود و از تفرقه و پراکندگی ما بهره خواهند برد.
ما مخالفت قاطع خود را با جنگهای تجاوزکارانه، گسترش میلیتاریسم، کشتار و نسلکشی در منطقه و دیگر نقاط جهان اعلام میکنیم و از جنبش کارگری بینالمللی، و نیز جنبشهای آزادیخواه، ضد جنگ، صلحطلب، برابریطلب و عدالتمحور در سراسر جهان حمایت مینماییم.
زنده باد اول ماه مه، روز جهانی کارگر!
چارهی کارگران، وحدت و تشکیلات
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ (برابر با اول ماه مه ۲۰۲۵)
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اول ماه مه، نماد مبارزهی جهانی طبقهی کارگر در برابر نظام سرمایهداری و مناسبات استثمارگرانه و ضدانسانیای است که در تمامی کشورها، فارغ از نوع دولتهای حاکم، برقرار است. کارگران جهان در این مسیر، سرکوب، زندان، شکنجه و حتی اعدام را تحمل کردهاند، اما همچنان ایستادگی میکنند.
سندیکای کارگران شرکت واحد در حالی بیانیهی روز جهانی کارگر ۱۴۰۴ را منتشر میکند که همچنان دو تن از اعضای قدیمی هیئتمدیره، ابراهیم مددی و داود رضوی، در زندان بهسر میبرند و دیگر اعضای حقطلب سندیکا و فعالان کارگری نیز تحت فشار و کنترل نیروهای امنیتی قرار دارند. از زمان بازگشایی سندیکا در سال ۱۳۸۴ تاکنون، هیچ اول ماه مهای را بدون تجربهی حبس، تهدید، اخراج و سرکوب اعضای سندیکا و دیگر کارگران معترض پشت سر نگذاشتهایم. سرکوب تشکلهای مستقل و انکار ابتداییترین مطالبات طبقهی کارگر، همواره بخشی جداییناپذیر از سیاستهای حاکمیت بوده است.
چهار تن از اعضای حقطلب سندیکا — رضا شهابی، حسن سعیدی، ناصر محرمزاده و حسین کریمی سبزوار — در مسیر مطالبهگری، بهای سنگینی پرداختهاند؛ از اخراج و آسیب به خانوادههایشان تا بازداشتهای متعدد و محکومیتهای طولانیمدت. حکومت موظف است پاسخگوی این ظلمها و فشارهای وارده بر این کارگران و خانوادههای آنان باشد و باید بدون قید و شرط، با توجه به حقوق انسانی و قوانین کار داخلی و بینالمللی، آنان را به کار بازگرداند.
ایران عضو سازمان بینالمللی کار است و طبق مقاولهنامههای بنیادی این سازمان، دولتها تحت هیچ شرایطی حق ندارند کارگران را به دلیل فعالیتهای صنفی و سندیکایی مورد پیگرد قرار دهند. با این حال، نهتنها امکان برگزاری مراسمهای علنی و مستقل روز جهانی کارگر از کارگران سلب شده، بلکه در همین روز و ایام پیرامون آن، کارگران در خیابانها یا حتی در دید و بازدیدهای شخصی نیز هدف بازداشت و تهدید قرار میگیرند. حاکمیت در تمامی دولتهای تاکنونی نشان داده است که از اتحاد و سازمانیافتگی کارگران هراس دارد و برای سرکوب آن از هیچ ابزاری فروگذار نمیکند.
ما تأکید میکنیم که مراسمهای روز جهانی کارگر باید آزادانه برگزار شود و شرکت در کنفرانس سالانهی سازمان بینالمللی کار، تنها باید به نمایندگان واقعی و مستقل کارگران اختصاص داشته باشد. حضور تشکلهای دستساز دولتی به نام کارگران ایران در چنین مجامعی باید متوقف شود.
مطالبات ما در این روز، بر پایهی اصول عدالت اقتصادی و اجتماعی، کرامت انسانی، آزادیهای صنفی و سیاسی، نفی استثمار، و مبارزه با هرگونه تبعیض و سرکوب استوار است. ما دستمزدهای اعلامشده برای سال جاری را توهینی آشکار به شأن کارگران میدانیم؛ دستمزدی که با تورم سرسامآور و سقوط ارزش پول ملی، چند برابر زیر خط فقر قرار دارد. افزایش فوری دستمزدها بر اساس سبد واقعی معیشت، تأمین بیمههای درمانی و بیکاری کارآمد، انحلال شرکتهای پیمانکاری و حذف واسطهگری نیروی کار، به رسمیت شناختن حق ایجاد تشکلهای مستقل، و آزادی بیقید و شرط همهی کارگران زندانی و فعالان صنفی، مدنی و سیاسی از مطالبات اساسی ماست.
همچنین، بار دیگر با قاطعیت خواهان لغو کامل مجازات غیرانسانی اعدام، به هر اتهام و بهانهای، و توقف اجرای احکام ظالمانهی اعدام، از جمله علیه شریفه محمدی، وریشه مرادی و پخشان عزیزی، هستیم.
ما خواهان لغو کامل هرگونه تبعیض جنسی، جنسیتی، نژادی، ملی، مذهبی، عقیدتی و طبقاتی هستیم؛ خواستار آموزش رایگان برای همه، لغو کار کودک، برابری کامل حقوقی و اجتماعی زنان و دیگر اقشار تحت ستم، لغو حجاب اجباری، و نیز تحقیق مستقل و محاکمهی عاملان کشتار کارگران در محیطهای کار، از جمله در فاجعهی دلخراش بندر رجایی، میباشیم.
ما گسترش فضای افغانستیزی در کشور را سیاستی مخرب میدانیم که تنها به سود حاکمان، سرمایهداران و دشمنان طبقهی کارگر تمام میشود و از همکاران و کارگران سراسر کشور میخواهیم تمرکز خود را بر نوعدوستی، اتحاد و ایجاد تشکلهای فراگیر قرار دهند. در فقدان تشکلهای سراسری طبقهی کارگر، تنها ما کارگران متضرر خواهیم شد، در حالی که سرمایهداران همچنان به سود خود خواهند افزود و از تفرقه و پراکندگی ما بهره خواهند برد.
ما مخالفت قاطع خود را با جنگهای تجاوزکارانه، گسترش میلیتاریسم، کشتار و نسلکشی در منطقه و دیگر نقاط جهان اعلام میکنیم و از جنبش کارگری بینالمللی، و نیز جنبشهای آزادیخواه، ضد جنگ، صلحطلب، برابریطلب و عدالتمحور در سراسر جهان حمایت مینماییم.
زنده باد اول ماه مه، روز جهانی کارگر!
چارهی کارگران، وحدت و تشکیلات
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ (برابر با اول ماه مه ۲۰۲۵)
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
گردان "خنجر" یا "Handschar" یکی از واحدهای داوطلب مسلمان در اساس بود که عمدتاً از مسلمانان بوسنیایی تشکیل شده بود. این واحد تحت تأثیر محمد امین الحسینی، مفتی اعظم اورشلیم، که با نازیها همکاری داشت، تشکیل شد.
این لشکر در خدمت دولت مستقل کرواسی بود و به منظور انجام عملیات علیه پارتیزانهای یوگسلاو، وارد درگیریها میشد. دولت مستقل کرواسی، یک دولت دست نشانده آلمان نازی بود که تقریباً تمام کرواسی امروزی و همه بوسنی و هرزگوین امروزی و بخشی از صربستان را در بر میگرفت. لشکر خنجر از مارس تا دسامبر ۱۹۴۴ به کار گرفته شد. این لشکر به افتخار خنجری که پلیسهای ترک در قرونی که این منطقه بخشی از امپراتوری عثمانی بود حمل میکردند خنجر نامیده شد. این لشکر اولین لشکر غیر آلمانی وافن اساس بود، و تشکیل آن نشان دهنده بسط وافن اساس به یک نیروی نظامی چند قومی بود. این لشکر که از مسلمانان بوسنیایی (قومیت بوسنیاک) و برخی کاتولیکهای کروات و افسران یوگسلاو فولکسدویچه آلمانی (قومیت آلمانی) تشکیل شده بود سوگند وفاداری هم به آدولف هیتلر و هم به رهبر کروات آنتی پاولیچ را درخواست میکرد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
این لشکر در خدمت دولت مستقل کرواسی بود و به منظور انجام عملیات علیه پارتیزانهای یوگسلاو، وارد درگیریها میشد. دولت مستقل کرواسی، یک دولت دست نشانده آلمان نازی بود که تقریباً تمام کرواسی امروزی و همه بوسنی و هرزگوین امروزی و بخشی از صربستان را در بر میگرفت. لشکر خنجر از مارس تا دسامبر ۱۹۴۴ به کار گرفته شد. این لشکر به افتخار خنجری که پلیسهای ترک در قرونی که این منطقه بخشی از امپراتوری عثمانی بود حمل میکردند خنجر نامیده شد. این لشکر اولین لشکر غیر آلمانی وافن اساس بود، و تشکیل آن نشان دهنده بسط وافن اساس به یک نیروی نظامی چند قومی بود. این لشکر که از مسلمانان بوسنیایی (قومیت بوسنیاک) و برخی کاتولیکهای کروات و افسران یوگسلاو فولکسدویچه آلمانی (قومیت آلمانی) تشکیل شده بود سوگند وفاداری هم به آدولف هیتلر و هم به رهبر کروات آنتی پاولیچ را درخواست میکرد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
"طفلی به نام شادی
دیری است گم شده است
هرکس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر"
شفیعی کدکنی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دیری است گم شده است
هرکس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر"
شفیعی کدکنی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
Photo
3⃣ نسل اول کارگران ایران (سالهای ۱۲۸۵ - ۱۳۲۰)
شرایط کار و بهداشت
هیچ قانونی برای رعایت شرایط بهداشتی وجود نداشت. به همین دلیل صاحبان کارگاهها که فقط به فكر صرفهجویی بودند، کوچكترین تدارکی برای ایمنی و سلامت شغلی کارگران نمیدیدند.
در یكی از مدارك بایگانی شده دولتی شرایط کارگران بافنده که غالبا" زن و دختر بودند، بدینگونه شرح داده شده است. «آنها تمام روز نشسته، روی دستگاه بافندهگی خم شده و در زیر زمینها و انبارهای نیمهتاریك و کثیف مشغول هستند. این وضع نشستن و قوز کردن، باعث تغییر حالت اندام بدن کارگران میشد. کارگران دختر در کرمان بیشتر به جمود مفصل در قسمت تحتانی شكم مبتلا بودند. بیشتر اینان پس از آبستنی در هنگام زایمان جان میسپردند.»
در جای دیگر پیرامون محل کار کفاشان میخوانیم: «کارگاههای این کفاشها را حجره میگفتند که عبارت بود از دخمههای نمور تاریك و بیغولههای متروك در کاروانسراها و دکاکین مخروبه به گوشه وکنار تا کرایه کمتر داشته باشند. این حجرات قبل از این جزء طویلههای کاروانسراهای زمان اسب و الاغ بودند که حمل و نقل بار و مالالتجاره میکردند که پس از آن بلا استفاده مانده و زبالهدانی لانهی سگ و موش و حشرات و سپس حجرهی کفش دوز شده بود. اماکنی در چند پله پایینتر از زمین، بدون نور و هوا با دیوارهایی مخروبه تا زیر سقف مرطوب آب چكان مملو از حشرات و زمین خاکی... که در هر یك از آنها دو سه دسته کارگر مشغول به کار میشدند.»
کارگران راهسازی که در فضای آزاد کار میکردند و مستقیما" تحت تاثیر تغییرات جوی قرار داشتند، به سرعت قربانی امراض میشدند. در اسناد مربوط به راهسازی انزلی- تهران که تحت نظارت کارفرمای روسی بود، آمده است که در ظرف سه سال بیش از ٢٠٠ نفر از کسانی که در راه شوسه کار میکردند از تب و لرز تلف شدند.
در هر دو نوع صنایع(کارخانجات مدرن و کارگاهها) اگر در حین کار حادثهای رخ میداد و کارگر صدمه میدید، کارفرمایان از پرداخت هزینه درمان سر باز میزدند. در زمان بیماری کارگر نیز قاعده به همین منوال بود. کارفرمایان حتا به کارگری که به دلیل بیماری نمیتوانست سر کار خود حاضر شود مزد نمیپرداختند. کارگرانی که در حین انجام کار صدمهدیده و نقصعضو میشدند، بدون دریافت دیناری از بابت خسارت از کار برکنار شده غالبا" مجبور به تكدی میشدند. در صورتی که کارگر حادثهدیده جان میسپرد، بهندرت تاوانی به بستگانش پرداخت میگردید.
در شرکت نفت مقررات شدید انضباطی و سختگیری رایج بود. کارگران حق نداشتند با عُمال انگلیسی شرکت با صدای بلند حرف بزنند. کارگری که دیر سر کار میرسید، از کار معلق میشد. در صورت کوچكترین نارضایتی، کارفرما میتوانست چند روز کارگاه را از کار معلق کند. ضرب وشتم کارگران هم امری متداول است. به دفعات اتفاق افتاده بود که انگلیسیها کارگری را به ضرب مشت و لگد کشتهاند. در کارگاههایی که کارفرمایان ایرانی دایر کرده بودند، گاهی چوب و فلك هم بهكار میرفت.
✍ جلیل محمودی و ناصر سعیدی
📕 شوق یک خیز بلند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شرایط کار و بهداشت
هیچ قانونی برای رعایت شرایط بهداشتی وجود نداشت. به همین دلیل صاحبان کارگاهها که فقط به فكر صرفهجویی بودند، کوچكترین تدارکی برای ایمنی و سلامت شغلی کارگران نمیدیدند.
در یكی از مدارك بایگانی شده دولتی شرایط کارگران بافنده که غالبا" زن و دختر بودند، بدینگونه شرح داده شده است. «آنها تمام روز نشسته، روی دستگاه بافندهگی خم شده و در زیر زمینها و انبارهای نیمهتاریك و کثیف مشغول هستند. این وضع نشستن و قوز کردن، باعث تغییر حالت اندام بدن کارگران میشد. کارگران دختر در کرمان بیشتر به جمود مفصل در قسمت تحتانی شكم مبتلا بودند. بیشتر اینان پس از آبستنی در هنگام زایمان جان میسپردند.»
در جای دیگر پیرامون محل کار کفاشان میخوانیم: «کارگاههای این کفاشها را حجره میگفتند که عبارت بود از دخمههای نمور تاریك و بیغولههای متروك در کاروانسراها و دکاکین مخروبه به گوشه وکنار تا کرایه کمتر داشته باشند. این حجرات قبل از این جزء طویلههای کاروانسراهای زمان اسب و الاغ بودند که حمل و نقل بار و مالالتجاره میکردند که پس از آن بلا استفاده مانده و زبالهدانی لانهی سگ و موش و حشرات و سپس حجرهی کفش دوز شده بود. اماکنی در چند پله پایینتر از زمین، بدون نور و هوا با دیوارهایی مخروبه تا زیر سقف مرطوب آب چكان مملو از حشرات و زمین خاکی... که در هر یك از آنها دو سه دسته کارگر مشغول به کار میشدند.»
کارگران راهسازی که در فضای آزاد کار میکردند و مستقیما" تحت تاثیر تغییرات جوی قرار داشتند، به سرعت قربانی امراض میشدند. در اسناد مربوط به راهسازی انزلی- تهران که تحت نظارت کارفرمای روسی بود، آمده است که در ظرف سه سال بیش از ٢٠٠ نفر از کسانی که در راه شوسه کار میکردند از تب و لرز تلف شدند.
در هر دو نوع صنایع(کارخانجات مدرن و کارگاهها) اگر در حین کار حادثهای رخ میداد و کارگر صدمه میدید، کارفرمایان از پرداخت هزینه درمان سر باز میزدند. در زمان بیماری کارگر نیز قاعده به همین منوال بود. کارفرمایان حتا به کارگری که به دلیل بیماری نمیتوانست سر کار خود حاضر شود مزد نمیپرداختند. کارگرانی که در حین انجام کار صدمهدیده و نقصعضو میشدند، بدون دریافت دیناری از بابت خسارت از کار برکنار شده غالبا" مجبور به تكدی میشدند. در صورتی که کارگر حادثهدیده جان میسپرد، بهندرت تاوانی به بستگانش پرداخت میگردید.
در شرکت نفت مقررات شدید انضباطی و سختگیری رایج بود. کارگران حق نداشتند با عُمال انگلیسی شرکت با صدای بلند حرف بزنند. کارگری که دیر سر کار میرسید، از کار معلق میشد. در صورت کوچكترین نارضایتی، کارفرما میتوانست چند روز کارگاه را از کار معلق کند. ضرب وشتم کارگران هم امری متداول است. به دفعات اتفاق افتاده بود که انگلیسیها کارگری را به ضرب مشت و لگد کشتهاند. در کارگاههایی که کارفرمایان ایرانی دایر کرده بودند، گاهی چوب و فلك هم بهكار میرفت.
✍ جلیل محمودی و ناصر سعیدی
📕 شوق یک خیز بلند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سالی یک بار،
به وقت اول ماه مه؛
به اجبار یادشان میآید
شانه های ما را بالا بروند
برای نصب پلاکارد
-روز جهانی کارگر مبارک
بر پیشانی شکستهی کارخانهای
که نان مان را یک عمر
آجر پخت.
ما کهایم؟!
چه فرقی میکند مرد یا زن بودن مان؟!
لهجهی کارگریمان از دور
داد میزند .
ما آنقدر کارگریم
یادمان میرود دستهایمان
برای آچار و بیل است
یا برای در آغوش گرفتن!؟
خروسخوان هر روز،
-اگر خروسی مانده باشد
میافتیم از دست خودمان
و هر گرگ و میش
خودمان را جمع میکنیم
از بساط زندگی.
و هر شب لای انگشتانمان
دود میشویم.
کارگر نیازی به پلاکارد ندارد
به گمانم
باید بلند شوم
شانه های خودم را بالاتر بروم
برای برداشتن پلاکاردی
که نمینویسد
چرا عمری نان کارگران آجر پخته می شود؟!
«فخرالدین احمدی سوادکوهی»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
به وقت اول ماه مه؛
به اجبار یادشان میآید
شانه های ما را بالا بروند
برای نصب پلاکارد
-روز جهانی کارگر مبارک
بر پیشانی شکستهی کارخانهای
که نان مان را یک عمر
آجر پخت.
ما کهایم؟!
چه فرقی میکند مرد یا زن بودن مان؟!
لهجهی کارگریمان از دور
داد میزند .
ما آنقدر کارگریم
یادمان میرود دستهایمان
برای آچار و بیل است
یا برای در آغوش گرفتن!؟
خروسخوان هر روز،
-اگر خروسی مانده باشد
میافتیم از دست خودمان
و هر گرگ و میش
خودمان را جمع میکنیم
از بساط زندگی.
و هر شب لای انگشتانمان
دود میشویم.
کارگر نیازی به پلاکارد ندارد
به گمانم
باید بلند شوم
شانه های خودم را بالاتر بروم
برای برداشتن پلاکاردی
که نمینویسد
چرا عمری نان کارگران آجر پخته می شود؟!
«فخرالدین احمدی سوادکوهی»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
أيها الحزن!
ألم تؤلمك ركبتاك
من الجثو فوق صدورنا؟!
آه ای غم!
آیا زانوانات که بر سینههای ما نشسته،
به درد نیامده؟!
أمين معلوف (نويسنده لبنانی)
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ألم تؤلمك ركبتاك
من الجثو فوق صدورنا؟!
آه ای غم!
آیا زانوانات که بر سینههای ما نشسته،
به درد نیامده؟!
أمين معلوف (نويسنده لبنانی)
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing