کمیته پیگیری با همکاری سه تن از وکلای حقوق بشری خوشنام که سالها در ایران کار دفاع از متهمان با جرایم سیاسی و امنیتی را عهدهدار بودند، سه خط تلفن برای دریافت مشاوره حقوقی رایگان اعلام میکند. این وکلای داوطلب آماده هستند تا راهنماییهای حقوقی لازم را به شما ارائه دهند.
🔴 شما میتوانید از طریق واتساپ، تلگرام و سیگنال با شمارههای تلفن اعلام شده تماس گرفته و مشاوره حقوقی دریافت کنید
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
🔴 شما میتوانید از طریق واتساپ، تلگرام و سیگنال با شمارههای تلفن اعلام شده تماس گرفته و مشاوره حقوقی دریافت کنید
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لحظه بازداشت ابراهیم اصغر زاده هنگام سخنرانی آنلاین در کنگره سازمان فدائیان خلق(اکثریت) در ساعت ۸:۳۰ شب به وقت تهران
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
صدای حق خواهی جمعی از پرستاران استان اردبیل
جمعی از پرستاران در استان اردبیل طی
نامه سرگشاده خطاب به مسئولین پرستاری و ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی اردبیل
برای احقاق حق خود، صریح و روشن شرایط برده وار کار پرستاری را بیان کرده اند.
در این نامه آمده است:
"ما پرستاران استان اردبیل، ناچار شدهایم صدای خود را از مسیر رسانهای مطرح کنیم؛ چرا که پیگیریهای مکرر درونسازمانی، تاکنون نتیجهای ملموس نداشته است.
🔹 در حال حاضر ۹ ماه معوقه تعرفه پرستاری داریم.
🔹 آخرین تعرفه پرداختشده مربوط به خرداد ۱۴۰۴ است.
🔹 طبق وعده اعلامشده، مقرر بود هر ماه تا پانزدهم ماه حداقل یک تعرفه واریز شود تا از افزایش معوقات جلوگیری گردد.
🔹 با این حال، طی دو ماه گذشته تنها یک تعرفه آن هم در دو قسط ۵۰ درصدی پرداخت شده است.
🔹 اکنون که ۱۸ام ماه است، حتی به همان تعهد حداقلی نیز عمل نشده.
این موارد مستند، قابل پیگیری و غیرقابل انکار است."
در این نامه تاکید شده است مقایسه شرایط شغلی بین استانها و شهرهای مختلف پاسخ مطالبات برحق ما پرستاران نمی باشدو گفته شده است:
" پرستاران استان اردبیل با سایر استانها مقایسه شدهاند؛ مقایسههایی که در مواردی با اطلاعات نادرست همراه بوده است.
برای نمونه، عنوان میشود استان گیلان تا تیرماه پرداخت داشته، در حالی که پرداخت آنها مربوط به مردادماه بوده و حتی با همین حساب نیز حداقل یک ماه عقبتر از موعد هستند. این نوع مقایسهها، نه کمکی به حل مسئله میکند و نه منصفانه است.
همکاران ما در باره شرایط تورم و هزینه های سنگین زندگی تاکید کرده اند:
"در شرایطی که تورم سنگین، هزینههای زندگی را به شکل بیسابقهای افزایش داده، چگونه انتظار میرود پرستار با حقوق حدود ۱۶ میلیون تومان و ۹ ماه معوقه پرداختنشده، به کار خود ادامه دهد؟
اینکه به پرستاران گفته شود «نسیه کار کنید» یا «در سایر استانها هم وضعیت مشابه است»، نه پاسخ است و نه راهحل.
پرداخت اضافهکاری و تعرفه، وظیفه قانونی و بدیهی کارفرماست، نه امتیاز.
پرستار نباید برای دریافت حق مسلم خود، ماهها در انتظار بماند."
همچنین در این نامه آمده است:
"ما منتظر پرداخت معوقات خود هستیم و انتظار داریم زمانبندی شفاف و قابل اتکا برای تسویه بدهیها اعلام و اجرا شود."
🔴التیماتوم همکاران در ادامه وضعیت موجود:
"لازم میدانیم صریح و بدون تعارف اعلام کنیم که ادامه این وضعیت میتواند منجر به ترک کار، اعتصاب و توقف ارائه خدمات توسط پرستاران شود. تا امروز، وجدان کاری، تعهد حرفهای و دغدغه بیماران اجازه چنین تصمیمی را به ما نداده است؛ اما واقعیت این است که با ۹ ماه معوقه، حقوق ناکافی و فشار معیشتی سنگین، پرستاران بیش از این توان ادامه ندارند. از این پس، شرمندگی در برابر خانواده و ناتوانی در تأمین حداقلهای زندگی، ما را ناچار خواهد کرد که در چارچوب مطالبات صنفی و قانونی، دست به اعتصاب بزنیم. مسئولیت تبعات این تصمیم، مستقیماً متوجه مدیرانی است که با بیعملی و خلف وعده، پرستاران را به این نقطه رساندهاند"
برای فردای بهتر امروز متحدشویم!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جمعی از پرستاران در استان اردبیل طی
نامه سرگشاده خطاب به مسئولین پرستاری و ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی اردبیل
برای احقاق حق خود، صریح و روشن شرایط برده وار کار پرستاری را بیان کرده اند.
در این نامه آمده است:
"ما پرستاران استان اردبیل، ناچار شدهایم صدای خود را از مسیر رسانهای مطرح کنیم؛ چرا که پیگیریهای مکرر درونسازمانی، تاکنون نتیجهای ملموس نداشته است.
🔹 در حال حاضر ۹ ماه معوقه تعرفه پرستاری داریم.
🔹 آخرین تعرفه پرداختشده مربوط به خرداد ۱۴۰۴ است.
🔹 طبق وعده اعلامشده، مقرر بود هر ماه تا پانزدهم ماه حداقل یک تعرفه واریز شود تا از افزایش معوقات جلوگیری گردد.
🔹 با این حال، طی دو ماه گذشته تنها یک تعرفه آن هم در دو قسط ۵۰ درصدی پرداخت شده است.
🔹 اکنون که ۱۸ام ماه است، حتی به همان تعهد حداقلی نیز عمل نشده.
این موارد مستند، قابل پیگیری و غیرقابل انکار است."
در این نامه تاکید شده است مقایسه شرایط شغلی بین استانها و شهرهای مختلف پاسخ مطالبات برحق ما پرستاران نمی باشدو گفته شده است:
" پرستاران استان اردبیل با سایر استانها مقایسه شدهاند؛ مقایسههایی که در مواردی با اطلاعات نادرست همراه بوده است.
برای نمونه، عنوان میشود استان گیلان تا تیرماه پرداخت داشته، در حالی که پرداخت آنها مربوط به مردادماه بوده و حتی با همین حساب نیز حداقل یک ماه عقبتر از موعد هستند. این نوع مقایسهها، نه کمکی به حل مسئله میکند و نه منصفانه است.
همکاران ما در باره شرایط تورم و هزینه های سنگین زندگی تاکید کرده اند:
"در شرایطی که تورم سنگین، هزینههای زندگی را به شکل بیسابقهای افزایش داده، چگونه انتظار میرود پرستار با حقوق حدود ۱۶ میلیون تومان و ۹ ماه معوقه پرداختنشده، به کار خود ادامه دهد؟
اینکه به پرستاران گفته شود «نسیه کار کنید» یا «در سایر استانها هم وضعیت مشابه است»، نه پاسخ است و نه راهحل.
پرداخت اضافهکاری و تعرفه، وظیفه قانونی و بدیهی کارفرماست، نه امتیاز.
پرستار نباید برای دریافت حق مسلم خود، ماهها در انتظار بماند."
همچنین در این نامه آمده است:
"ما منتظر پرداخت معوقات خود هستیم و انتظار داریم زمانبندی شفاف و قابل اتکا برای تسویه بدهیها اعلام و اجرا شود."
🔴التیماتوم همکاران در ادامه وضعیت موجود:
"لازم میدانیم صریح و بدون تعارف اعلام کنیم که ادامه این وضعیت میتواند منجر به ترک کار، اعتصاب و توقف ارائه خدمات توسط پرستاران شود. تا امروز، وجدان کاری، تعهد حرفهای و دغدغه بیماران اجازه چنین تصمیمی را به ما نداده است؛ اما واقعیت این است که با ۹ ماه معوقه، حقوق ناکافی و فشار معیشتی سنگین، پرستاران بیش از این توان ادامه ندارند. از این پس، شرمندگی در برابر خانواده و ناتوانی در تأمین حداقلهای زندگی، ما را ناچار خواهد کرد که در چارچوب مطالبات صنفی و قانونی، دست به اعتصاب بزنیم. مسئولیت تبعات این تصمیم، مستقیماً متوجه مدیرانی است که با بیعملی و خلف وعده، پرستاران را به این نقطه رساندهاند"
برای فردای بهتر امروز متحدشویم!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بابک پاکنیا حقوقدان و وکیل دادگستری
تعداد بازداشتیها بسیار بالاست و برخی با سوء استفاده از همین وضعیت در حال سرکیسه کردن خانوادههای بازداشتی هستند!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تعداد بازداشتیها بسیار بالاست و برخی با سوء استفاده از همین وضعیت در حال سرکیسه کردن خانوادههای بازداشتی هستند!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سعید لیلاز: مشروعیت ج اسلامی به مو بند است و به کف تاریخیاش رسیده
+ بقیه حرف ها به کنار، این رجایی که میگوید یک مذهبی دگم بود که از اقتصاد هیچ نمیفهمید و فقط یک مکتبی مخلس بود.. وقتی بنزین را گران کرد گفت فقرا خودرو یا همان کادیلاک را ندارند و این افزایش قیمت برآنها تأثیر ندارد. عوامل فریبی خالص که زنجیره حمل و نقل و کرایه آن را که بر همه چیز اثر میگذارد را پنهان میکند. کار که انجام شد عوام میفهمد چه کلاهی سرش رفته است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
+ بقیه حرف ها به کنار، این رجایی که میگوید یک مذهبی دگم بود که از اقتصاد هیچ نمیفهمید و فقط یک مکتبی مخلس بود.. وقتی بنزین را گران کرد گفت فقرا خودرو یا همان کادیلاک را ندارند و این افزایش قیمت برآنها تأثیر ندارد. عوامل فریبی خالص که زنجیره حمل و نقل و کرایه آن را که بر همه چیز اثر میگذارد را پنهان میکند. کار که انجام شد عوام میفهمد چه کلاهی سرش رفته است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جمهوری تاجدار- چرا سلطنت لزوما با دموکراسی منافات "دارد" و جمهوری ضرورتا آزادی و دموکراسی "میآورد"
رضا یعقوبی
February 09, 2026
چیزی که امروز به مردم به نام پادشاهی دموکراتیک میفروشند در واقع جمهوری تاجدارند و این تعبیر از خود غربیها است که با سند و مدرک نشان خواهم داد. در کشورهایی مثل بریتانیا و سوئد و هلند و اسپانیا و بلژیک چیزی که "در واقع" کار میکند، حاکمیت قانون، پارلمان منتخب، پاسخگویی دولت، تفکیک قوا، حقوق برابر شهروندان است. و چیزی که "در واقع هیچ کاری نمیکند" نماد موروثی شاه است. چون نه تصمیمی میگیرد نه حکومت میکند نه منبع مشروعیت است و نه به کسی پاسخگو است. خوب دقت کنید که اگر در این کشورها تاج را بردارید چیزی از بین نمیرود! ولی اگر پارلمان و تفکیک قوا را بردارید همه چیز از بین میرود. چون ستونهای آن، جمهوریاند نه سلطنت.
برای همین هم میگوییم اینها پادشاهی دموکراتیک نیستند بلکه جمهوری با تزئین سلطنتیاند. کسانی که میگویند این کشورها به این دلیل آباد و آزاد و مرفهاند که شاه دارند در واقع از فرایند به نتیجه فرار میکنند. خوب دقت کنید آنها نمیگویند چه فرایندی این آبادی و آزادی را به ارمغان آورده بلکه میگویند نتیجهی این کشورها آبادی و آزادی بوده در حالی که آن آبادی و آزادی از فرایند انتخابات و تفکیک قوا و صد البته شکست دادن و گوشهنشین کردن شاه به دست آمده است! برخلافِ اینکه میگویند سلطنت لزوما با دموکراسی منافات ندارد، سلطنت ذاتا با دموکراسی منافات دارد. چون علاوه بر اینکه گفتیم دموکراسی محصول شکست دادن شاه بوده، وراثت نقض برابری سیاسی است و دموکراسی یعنی هیچ کسی "به طور طبیعی" حق حکومت ندارد ولی وقتی در سلطنت یک خانواده "به طور ژنتیکی" باید در راس باشد، این ضد دموکراتیکترین پدیده است. راز دموکراتیک شدن کشورهای پادشاهی "اخته" کردن سلطنت و بیدندان و بیاختیار کردن آن بوده است.
آنها دموکراتیکاند چون جمهوریت در آن کشورها بر سلطنت "غلبه" کرده نه اینکه با هم آشتی کرده باشند. در این کشورها دموکراسی "با وجود" سلطنت کار میکند نه "به خاطر" سلطنت. اما چرا جمهوری "ضرورتا" به معنای دموکراسی است؟ چون مقام موروثی در آن نیست و قدرت در جمهوری مقدس نیست بلکه امری قراردادی است و تمام قدرتهای آن مشروط و موقت و پاسخگو و قابل عزلاند. دموکراسی بدون جمهوری نمیتواند وجود داشته باشد. سلطنت حتی به شکل نمادینش نقض اصل برابری است و خطر بزرگی است برای چاپلوسانی که در آینده به نام تقدس "شخص اول مملکت" نهادهای دیگر را فاسد و سیاست را به فساد و هرج و مرج و دیکتاتوری میکشانند. کسی که امروز به اسم وحدت سکوت میکند عاقلتر نیست بلکه خطر را حس نکرده است.
اما اینجا از ما میپرسند پس جمهوری سوریه و عراق و لیبی و مصر مگر جمهوری نیستند؟ این افراد، جمهوریهای "شکستخورده" و "محققنشده" را به جای جمهوری جا میزنند. آن کشورها جمهوری نیستند بلکه پادشاهیهای مطلقهی تغییر شکل دادهاند. ما نمیتوانیم از روی "اسم" دربارهی نوع حکومت قضاوت کنیم. همانطور که پادشاهیهای دموکراتیک در "اصل" جمهوریاند، جمهوریهای استبدادی هم در "اصل" سلطنت مطلقهاند. ما باید بر اساس "اصل" قضاوت کنیم نه "اسم". وقتی کسی اسم چهارپایه را بگذارد مبل راحتی شما بر اساس اسم قضاوت میکنید و میگویید پس مبل نخواستیم یا بر اساس اصل قضاوت میکنید و میگویید اینکه مبل نیست؟ میتوانید به سوریه و لیبی و غیره بگویید جمهوریهای شکستخورده، محققنشده، مصادرهشده، و ناتمام نه جمهوری و نمیتوانید بگویید پس حالا یک شاه نیاز دارند! بلکه باید بگویید کدام "نهادها" را ندارند یا کدام ساختارهای معیوب را دارند و چطور باید آنها را جمهوریسازی کرد وگرنه به قدرت رساندن یک مستبد که کاری ندارد. فرض کنید به کسی بگویید خانهای که سقف ندارد اصلا خانه نیست و دیگری بگوید ولی اسمش خانه است! هیچ جمهوریِ واقعیای ضد آزادی نیست و هر «جمهوریِ» ضد آزادی، واقعی نیست.
سلطنتطلبان ما را وارد یک دعوای پوشالی کردهاند. وقتی میگویند اینها همه جمهوری بودند و بد بودند یعنی میخواهند راه را برای اقتدارگرایی باز کنند. اما دعوا اصلا اینجا نیست. دعوا اینجا است که اینها اصلا جمهوری نبودند و وقتی بحث اینجا باشد آنوقت به دعوای اصلی و ضروری میرسیم که دعوا بر سر تحقق جمهوری واقعی و ایجاد نهادها و رفع نقصها و جلوگیری از تکرار خطاها است. یعنی دعوا از اسم نظام و نوع حکومت باید برود بر سر ساخت قدرت، پاسخگویی، حق انتخاب که همگی در نقطهی مقابل سلطنتی هستند که نابودش کردیم و دیگر آزمایشش را پس داده و شکست خورده است.
رضا یعقوبی
February 09, 2026
چیزی که امروز به مردم به نام پادشاهی دموکراتیک میفروشند در واقع جمهوری تاجدارند و این تعبیر از خود غربیها است که با سند و مدرک نشان خواهم داد. در کشورهایی مثل بریتانیا و سوئد و هلند و اسپانیا و بلژیک چیزی که "در واقع" کار میکند، حاکمیت قانون، پارلمان منتخب، پاسخگویی دولت، تفکیک قوا، حقوق برابر شهروندان است. و چیزی که "در واقع هیچ کاری نمیکند" نماد موروثی شاه است. چون نه تصمیمی میگیرد نه حکومت میکند نه منبع مشروعیت است و نه به کسی پاسخگو است. خوب دقت کنید که اگر در این کشورها تاج را بردارید چیزی از بین نمیرود! ولی اگر پارلمان و تفکیک قوا را بردارید همه چیز از بین میرود. چون ستونهای آن، جمهوریاند نه سلطنت.
برای همین هم میگوییم اینها پادشاهی دموکراتیک نیستند بلکه جمهوری با تزئین سلطنتیاند. کسانی که میگویند این کشورها به این دلیل آباد و آزاد و مرفهاند که شاه دارند در واقع از فرایند به نتیجه فرار میکنند. خوب دقت کنید آنها نمیگویند چه فرایندی این آبادی و آزادی را به ارمغان آورده بلکه میگویند نتیجهی این کشورها آبادی و آزادی بوده در حالی که آن آبادی و آزادی از فرایند انتخابات و تفکیک قوا و صد البته شکست دادن و گوشهنشین کردن شاه به دست آمده است! برخلافِ اینکه میگویند سلطنت لزوما با دموکراسی منافات ندارد، سلطنت ذاتا با دموکراسی منافات دارد. چون علاوه بر اینکه گفتیم دموکراسی محصول شکست دادن شاه بوده، وراثت نقض برابری سیاسی است و دموکراسی یعنی هیچ کسی "به طور طبیعی" حق حکومت ندارد ولی وقتی در سلطنت یک خانواده "به طور ژنتیکی" باید در راس باشد، این ضد دموکراتیکترین پدیده است. راز دموکراتیک شدن کشورهای پادشاهی "اخته" کردن سلطنت و بیدندان و بیاختیار کردن آن بوده است.
آنها دموکراتیکاند چون جمهوریت در آن کشورها بر سلطنت "غلبه" کرده نه اینکه با هم آشتی کرده باشند. در این کشورها دموکراسی "با وجود" سلطنت کار میکند نه "به خاطر" سلطنت. اما چرا جمهوری "ضرورتا" به معنای دموکراسی است؟ چون مقام موروثی در آن نیست و قدرت در جمهوری مقدس نیست بلکه امری قراردادی است و تمام قدرتهای آن مشروط و موقت و پاسخگو و قابل عزلاند. دموکراسی بدون جمهوری نمیتواند وجود داشته باشد. سلطنت حتی به شکل نمادینش نقض اصل برابری است و خطر بزرگی است برای چاپلوسانی که در آینده به نام تقدس "شخص اول مملکت" نهادهای دیگر را فاسد و سیاست را به فساد و هرج و مرج و دیکتاتوری میکشانند. کسی که امروز به اسم وحدت سکوت میکند عاقلتر نیست بلکه خطر را حس نکرده است.
اما اینجا از ما میپرسند پس جمهوری سوریه و عراق و لیبی و مصر مگر جمهوری نیستند؟ این افراد، جمهوریهای "شکستخورده" و "محققنشده" را به جای جمهوری جا میزنند. آن کشورها جمهوری نیستند بلکه پادشاهیهای مطلقهی تغییر شکل دادهاند. ما نمیتوانیم از روی "اسم" دربارهی نوع حکومت قضاوت کنیم. همانطور که پادشاهیهای دموکراتیک در "اصل" جمهوریاند، جمهوریهای استبدادی هم در "اصل" سلطنت مطلقهاند. ما باید بر اساس "اصل" قضاوت کنیم نه "اسم". وقتی کسی اسم چهارپایه را بگذارد مبل راحتی شما بر اساس اسم قضاوت میکنید و میگویید پس مبل نخواستیم یا بر اساس اصل قضاوت میکنید و میگویید اینکه مبل نیست؟ میتوانید به سوریه و لیبی و غیره بگویید جمهوریهای شکستخورده، محققنشده، مصادرهشده، و ناتمام نه جمهوری و نمیتوانید بگویید پس حالا یک شاه نیاز دارند! بلکه باید بگویید کدام "نهادها" را ندارند یا کدام ساختارهای معیوب را دارند و چطور باید آنها را جمهوریسازی کرد وگرنه به قدرت رساندن یک مستبد که کاری ندارد. فرض کنید به کسی بگویید خانهای که سقف ندارد اصلا خانه نیست و دیگری بگوید ولی اسمش خانه است! هیچ جمهوریِ واقعیای ضد آزادی نیست و هر «جمهوریِ» ضد آزادی، واقعی نیست.
سلطنتطلبان ما را وارد یک دعوای پوشالی کردهاند. وقتی میگویند اینها همه جمهوری بودند و بد بودند یعنی میخواهند راه را برای اقتدارگرایی باز کنند. اما دعوا اصلا اینجا نیست. دعوا اینجا است که اینها اصلا جمهوری نبودند و وقتی بحث اینجا باشد آنوقت به دعوای اصلی و ضروری میرسیم که دعوا بر سر تحقق جمهوری واقعی و ایجاد نهادها و رفع نقصها و جلوگیری از تکرار خطاها است. یعنی دعوا از اسم نظام و نوع حکومت باید برود بر سر ساخت قدرت، پاسخگویی، حق انتخاب که همگی در نقطهی مقابل سلطنتی هستند که نابودش کردیم و دیگر آزمایشش را پس داده و شکست خورده است.
اما برسیم به آنجا که گفتیم خود غربیها به این کشورها میگویند جمهوری تاجدار. ظاهرا اولین کسی که این تعبیر را به کار برده مونتسکیو بوده که یکی از بزرگترین ستونهای علم سیاست است. او میگوید "انگلستان کشوری است که در آن جمهوری زیر شکل سلطنت مخفی شده است" (به نقل از کتاب "جمهوریخواهی"، فیلیپ پتیت ص248). والتر باگهوت هم نوشته است: در انگلستان "نظام جمهوری با زیرکی خود را تحت پوشش نظام سلطنتی جا انداخت". (از کتاب دستیابی به دموکراسی، نشر نگاه معاصر، ص 163).
بیایید ببینیم پادشاهان انگلستان چه بر سر دموکراسی و خواست مردم میآوردند و بعد با عقل خود قضاوت کنیم که آزادی و آبادی در این کشورها محصول شاه است یا محصول "فرایندها و نهادها". اگر پوشش سلطنت در انگلستان به جا مانده برای حفظ ثبات در "گذار" از سلطنت به حاکمیت قانون بوده است که ما در این مرحلهی گذار سلطنت را نابود کردیم و شکستش دادیم و دیگر در آن مرحله نیستیم که شاه مستقر باشد و برای جلوگیری از بیثباتی نگهش داریم تا به هرج و مرج نیفتیم. این کار باید در 57 انجام میشد ولی خود پهلوی با سرکوب وحشیانه، مردم را به این نتیجه رساند که باید برای گذار نابودش کنند و کردند.
در انگلستان در سال 1215 وقتی شاه جان مجبور شد منشور مگنا کارتا را امضا کند، دلیلش این بود که شورش اشراف و شهرها بالا گرفته بود ولی بعد از آرام شدن اوضاع، جان امضایش را پس گرفت و پاپ را وسط کشید و جنگ داخلی راه انداخت. وقتی در آن جنگ داخلی شکست خورد دوباره منشور را امضا کرد و اولین قانونپذیری شاه با زور اجتماعی تحمیل شد نه با فضیلت سلطنت. بعد از آن پادشاهان در تاریخ انگلستان بارها و بارها مردم را به جایی رساندند که مجبور شدند با شاه بجنگند و برکنارش کنند: ادوارد اول خلع شد، ریچارد دوم خلع شد، چارلز اول اعدام شد! هیچکدام از اینها نماد وحدت نبودند و وقتی از قدرت سوء استفاده کردند دشمن جامعه شدند.
مورد فاجعهبار انگلستان زمانی اتفاق افتاد که جیمز دوم بیداد را به حدی رساند که خود پارلمان از یک بیگانه خواست کشور را فتح کند تا او را خلع کنند. پارلمان انگلستان از پادشاه هلند، ویلیام اورانژ خواست به انگلستان حمله کند که در نتیجهی آن جیمز دوم فرار کرد و پارلمان قدرت را به دست گرفت. مشروعیت از تاج نمیآید بلکه از رضایت نهادهای عمومی میآید. این سرگذشت انگلیس را بگذارید کنار تمام کارهایی که پادشاهان گذشته با مجلس ایران کردند. یا مثل پهلویها آن را فاسد و بیاختیار کردند یا آن را به توپ بستند! جمهوری در انگلستان نماد شاه را حذف نکرد چون به زبان بیزبانی میگفت من نیازی به حذف نماد ندارم چون قدرت در دست من است. یک سوپاپ اطمینان روانی و دیگر هیچ.
وجود سلطنت در دموکراسیهای اروپایی نه دلیل موفقیت آنهاست و نه شرط دموکراسی. این سلطنتها نتیجهی شکست تاریخی شاه در برابر جامعهاند؛ بقایای مهارشدهی قدرتی که مغلوب شده است. هر جا سلطنت نتوانست شکست بخورد، دموکراسی هم نیامد. هر جا دموکراسی آمد، اول شاه را شکست داد، حتی اگر بعداً تاج را، بیدندان و بیاختیار، نگه داشت. در پایان نمونههای دیگری با استناد میآورم که در متون انگلیسی به جمهوری تاجدار اشاره شده است:
اچ. جی. ولز (H. G. Wells)، نویسنده و متفکر سیاسی انگلیسی، در کتابش با عنوان "تاریخ مختصر جهان" (A Short History of the World) که در سال ۱۹۲۲ منتشر شد، انگلیس را به عنوان یک "جمهوری تاجدار" توصیف میکند و میگوید این سیستم عملاً جمهوری است اما با یک پادشاه نمادین که قدرت واقعی ندارد، چون قدرت دست پارلمان و دولت منتخب است.
آلفرد، لرد تنیسون (Alfred, Lord Tennyson)، شاعر بزرگ انگلیسی، در سال ۱۸۷۳ در موخرهی کتابش با عنوان "ایدیلهای پادشاه" (Idylls of the King)، از این اصطلاح استفاده کرد و انگلیس را "جمهوری تاجدار" دانست.
جیمز برایس (James Bryce)، دانشمند سیاسی و دیپلمات بریتانیایی، در کتابش "دموکراسیهای مدرن" (Modern Democracies) سال ۱۹۲۱، میگوید این سیستمها "به لحاظ صوری سلطنتیاند، اما در روح و عملکرد جمهوریاند"، چون قدرت واقعی دست مردم و نمایندگانشان است، نه پادشاه موروثی.
رابرت هازل (Robert Hazell)، متخصص حقوق اساسی معاصر از دانشگاه کالج لندن، در مصاحبهاش با لوموند سال ۲۰۲۳، میگوید "بریتانیا مدتهاست که یک 'جمهوری تاجدار' بوده است".
بازنشر از: تلگرام «رضا یعقوبی»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیایید ببینیم پادشاهان انگلستان چه بر سر دموکراسی و خواست مردم میآوردند و بعد با عقل خود قضاوت کنیم که آزادی و آبادی در این کشورها محصول شاه است یا محصول "فرایندها و نهادها". اگر پوشش سلطنت در انگلستان به جا مانده برای حفظ ثبات در "گذار" از سلطنت به حاکمیت قانون بوده است که ما در این مرحلهی گذار سلطنت را نابود کردیم و شکستش دادیم و دیگر در آن مرحله نیستیم که شاه مستقر باشد و برای جلوگیری از بیثباتی نگهش داریم تا به هرج و مرج نیفتیم. این کار باید در 57 انجام میشد ولی خود پهلوی با سرکوب وحشیانه، مردم را به این نتیجه رساند که باید برای گذار نابودش کنند و کردند.
در انگلستان در سال 1215 وقتی شاه جان مجبور شد منشور مگنا کارتا را امضا کند، دلیلش این بود که شورش اشراف و شهرها بالا گرفته بود ولی بعد از آرام شدن اوضاع، جان امضایش را پس گرفت و پاپ را وسط کشید و جنگ داخلی راه انداخت. وقتی در آن جنگ داخلی شکست خورد دوباره منشور را امضا کرد و اولین قانونپذیری شاه با زور اجتماعی تحمیل شد نه با فضیلت سلطنت. بعد از آن پادشاهان در تاریخ انگلستان بارها و بارها مردم را به جایی رساندند که مجبور شدند با شاه بجنگند و برکنارش کنند: ادوارد اول خلع شد، ریچارد دوم خلع شد، چارلز اول اعدام شد! هیچکدام از اینها نماد وحدت نبودند و وقتی از قدرت سوء استفاده کردند دشمن جامعه شدند.
مورد فاجعهبار انگلستان زمانی اتفاق افتاد که جیمز دوم بیداد را به حدی رساند که خود پارلمان از یک بیگانه خواست کشور را فتح کند تا او را خلع کنند. پارلمان انگلستان از پادشاه هلند، ویلیام اورانژ خواست به انگلستان حمله کند که در نتیجهی آن جیمز دوم فرار کرد و پارلمان قدرت را به دست گرفت. مشروعیت از تاج نمیآید بلکه از رضایت نهادهای عمومی میآید. این سرگذشت انگلیس را بگذارید کنار تمام کارهایی که پادشاهان گذشته با مجلس ایران کردند. یا مثل پهلویها آن را فاسد و بیاختیار کردند یا آن را به توپ بستند! جمهوری در انگلستان نماد شاه را حذف نکرد چون به زبان بیزبانی میگفت من نیازی به حذف نماد ندارم چون قدرت در دست من است. یک سوپاپ اطمینان روانی و دیگر هیچ.
وجود سلطنت در دموکراسیهای اروپایی نه دلیل موفقیت آنهاست و نه شرط دموکراسی. این سلطنتها نتیجهی شکست تاریخی شاه در برابر جامعهاند؛ بقایای مهارشدهی قدرتی که مغلوب شده است. هر جا سلطنت نتوانست شکست بخورد، دموکراسی هم نیامد. هر جا دموکراسی آمد، اول شاه را شکست داد، حتی اگر بعداً تاج را، بیدندان و بیاختیار، نگه داشت. در پایان نمونههای دیگری با استناد میآورم که در متون انگلیسی به جمهوری تاجدار اشاره شده است:
اچ. جی. ولز (H. G. Wells)، نویسنده و متفکر سیاسی انگلیسی، در کتابش با عنوان "تاریخ مختصر جهان" (A Short History of the World) که در سال ۱۹۲۲ منتشر شد، انگلیس را به عنوان یک "جمهوری تاجدار" توصیف میکند و میگوید این سیستم عملاً جمهوری است اما با یک پادشاه نمادین که قدرت واقعی ندارد، چون قدرت دست پارلمان و دولت منتخب است.
آلفرد، لرد تنیسون (Alfred, Lord Tennyson)، شاعر بزرگ انگلیسی، در سال ۱۸۷۳ در موخرهی کتابش با عنوان "ایدیلهای پادشاه" (Idylls of the King)، از این اصطلاح استفاده کرد و انگلیس را "جمهوری تاجدار" دانست.
جیمز برایس (James Bryce)، دانشمند سیاسی و دیپلمات بریتانیایی، در کتابش "دموکراسیهای مدرن" (Modern Democracies) سال ۱۹۲۱، میگوید این سیستمها "به لحاظ صوری سلطنتیاند، اما در روح و عملکرد جمهوریاند"، چون قدرت واقعی دست مردم و نمایندگانشان است، نه پادشاه موروثی.
رابرت هازل (Robert Hazell)، متخصص حقوق اساسی معاصر از دانشگاه کالج لندن، در مصاحبهاش با لوموند سال ۲۰۲۳، میگوید "بریتانیا مدتهاست که یک 'جمهوری تاجدار' بوده است".
بازنشر از: تلگرام «رضا یعقوبی»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
علی شکوری راد، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت با حکم قضایی بازداشت شد
حسین کروبی بازداشت شد
بنابه گفته محمد جلیلیان وکیل مدافع حسین کروبی ایشان بعد از احضار به دادسرای رسانه و فرهنگ بازداشت شده است.
جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات بازداشت شد
مأمورین اطلاعات سپاه صبح امروز با حضور در منزل جواد امام سخنگوی جبهه اصلاحات و دبیرکل مجمع ایثارگران، وی را بازداشت کردند.
جواد امام در جریان جنبش سبز نیز یکسال حبس تحمل کرده بود.
محسن امینزاده بازداشت شد
محسن امینزاده از مشاوران خاتمی و اعضای اصلی جبهه اصلاحات نیز امشب بازداشت شده است. بیانیه جبهه اصلاحات در همراهی با مردم علت بازداشت از سوی اطلاعات سپاه است.
امینزاده طی سالهای ۸۸ تا ۹۲ نیز در پی اعتراضات ۱۳۸۸ در حبس بوده است.
+ چه شده که رژیم جنایتکار از اپوزیسیون بیخطر احساس خطر کرده است؟!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
حسین کروبی بازداشت شد
بنابه گفته محمد جلیلیان وکیل مدافع حسین کروبی ایشان بعد از احضار به دادسرای رسانه و فرهنگ بازداشت شده است.
جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات بازداشت شد
مأمورین اطلاعات سپاه صبح امروز با حضور در منزل جواد امام سخنگوی جبهه اصلاحات و دبیرکل مجمع ایثارگران، وی را بازداشت کردند.
جواد امام در جریان جنبش سبز نیز یکسال حبس تحمل کرده بود.
محسن امینزاده بازداشت شد
محسن امینزاده از مشاوران خاتمی و اعضای اصلی جبهه اصلاحات نیز امشب بازداشت شده است. بیانیه جبهه اصلاحات در همراهی با مردم علت بازداشت از سوی اطلاعات سپاه است.
امینزاده طی سالهای ۸۸ تا ۹۲ نیز در پی اعتراضات ۱۳۸۸ در حبس بوده است.
+ چه شده که رژیم جنایتکار از اپوزیسیون بیخطر احساس خطر کرده است؟!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سند شفاف جنایت علیه بشریت خامنهای ضحاک، سپاه تروریست، بسیج مخلس و الیگارش ولایی رانتخوار جنایتکار
مجروحیت یک دختر ۱۴ ساله با اصابت گلوله ساچمهای مزدوران
طبق ویدیوی دریافتی، یک دختر نوجوان ۱۴ ساله در جریان اعتراضات مردمی دیماه با شلیک مزدوران بسیج هدف قرار گرفت و نزدیک به ۱۰۰ ساچمه به بدن او اصابت کرد.
این تصاویر بار دیگر ثابت میکند که برای تروریستهای بسیج و سپاه پاسداران، هیچ تفاوتی میان کودک، نوجوان، جوان یا پیر وجود ندارد. آنها به کسی رحم نمیکنند؛ نه به سن، نه به جنسیت، نه به بیگناهی.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مجروحیت یک دختر ۱۴ ساله با اصابت گلوله ساچمهای مزدوران
طبق ویدیوی دریافتی، یک دختر نوجوان ۱۴ ساله در جریان اعتراضات مردمی دیماه با شلیک مزدوران بسیج هدف قرار گرفت و نزدیک به ۱۰۰ ساچمه به بدن او اصابت کرد.
این تصاویر بار دیگر ثابت میکند که برای تروریستهای بسیج و سپاه پاسداران، هیچ تفاوتی میان کودک، نوجوان، جوان یا پیر وجود ندارد. آنها به کسی رحم نمیکنند؛ نه به سن، نه به جنسیت، نه به بیگناهی.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing