This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«"سرودهایی برای سرزمین مادری" پیشکشی است به تمام آنان که مهر میهن را در سینه دارند و در راه آزادی و آبادی آن جسم و جان میفرسایند.
هدف این مجموعه که با حداقل ابزارهای مربوطه و به صورت خانگی ضبط و ثبت گشته است تنها افکندن نوری است هرچند خُرد بر ظلمات زمانه غمانگیز ما؛ باشد که در پرتو آن یافتنِ چهره های رنجور اما امیدوارِ یکدیگر دوباره ممکن شود».
#نان_کار_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هدف این مجموعه که با حداقل ابزارهای مربوطه و به صورت خانگی ضبط و ثبت گشته است تنها افکندن نوری است هرچند خُرد بر ظلمات زمانه غمانگیز ما؛ باشد که در پرتو آن یافتنِ چهره های رنجور اما امیدوارِ یکدیگر دوباره ممکن شود».
#نان_کار_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نمیدانم تابستان چه سالی ملخ به شهر ما هجوم آورد. زیانها رساند. من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادیها شدم. راستش را بخواهید حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. وقتی میان مزارع راه میرفتم، سعی میکردم پا روی ملخها نگذارم. اگر محصول را میخوردند پیدا بود که گرسنهاند.
منطق من ساده و هموار بود. اگر یک روز طلوع و غروب خورشید را نمیدیدم گناهکار بودم. هوای تاریک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد. تماشای مجهول را به من آموخت. من سالها نماز خواندهام. بزرگترها میخواندند، من هم میخواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سر گذر گفت: «نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک تر باشید!»
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم، بیآنکه خدایی داشته باشم!
🖋 سهراب سپهری
📙 هنوز در سفرم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نمیدانم تابستان چه سالی ملخ به شهر ما هجوم آورد. زیانها رساند. من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادیها شدم. راستش را بخواهید حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. وقتی میان مزارع راه میرفتم، سعی میکردم پا روی ملخها نگذارم. اگر محصول را میخوردند پیدا بود که گرسنهاند.
منطق من ساده و هموار بود. اگر یک روز طلوع و غروب خورشید را نمیدیدم گناهکار بودم. هوای تاریک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد. تماشای مجهول را به من آموخت. من سالها نماز خواندهام. بزرگترها میخواندند، من هم میخواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سر گذر گفت: «نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک تر باشید!»
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم، بیآنکه خدایی داشته باشم!
🖋 سهراب سپهری
📙 هنوز در سفرم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
والاستریت ژورنال گزارش داد که جنگ میان آمریکا و ج اسلامی وارد مرحله تازهای شده که محور اصلی آن، فشار اقتصادی و تلاش برای وادار کردن طرف مقابل به عقبنشینی است.
به نوشته این روزنامه، مقامهای ارشد دولت دونالد ترامپ در حال تشدید فشارهای اقتصادی علیه ج اسلامی هستند و در کنار تحریمهای مالی و محاصره دریایی، پایین نگهداشتن قیمت نفت را عاملی مهم برای افزایش فشار بر تهران میدانند.
واشنگتن امیدوار است مجموعه این اقدامات، جمهوری اسلامی را وادار کند تردد کشتیها از تنگه هرمز را دوباره از سر بگیرد و به میز مذاکره بازگردد.
در مقابل، ج اسلامی بر این محاسبه تکیه کرده است که ادامه اختلال در تردد از تنگه هرمز و افزایش قیمت جهانی نفت، هزینه اقتصادی جنگ را برای آمریکا بالا خواهد برد و در نهایت دولت ترامپ را به کاهش فشارها وادار خواهد کرد.
والاستریت ژورنال این وضعیت را نبردی بر سر «اینکه چه کسی زودتر پلک میزند» توصیف کرده و نوشته است که اکنون هر دو طرف تلاش میکنند با تحمیل هزینههای اقتصادی، اراده طرف مقابل برای ادامه رویارویی را درهم بشکنند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
به نوشته این روزنامه، مقامهای ارشد دولت دونالد ترامپ در حال تشدید فشارهای اقتصادی علیه ج اسلامی هستند و در کنار تحریمهای مالی و محاصره دریایی، پایین نگهداشتن قیمت نفت را عاملی مهم برای افزایش فشار بر تهران میدانند.
واشنگتن امیدوار است مجموعه این اقدامات، جمهوری اسلامی را وادار کند تردد کشتیها از تنگه هرمز را دوباره از سر بگیرد و به میز مذاکره بازگردد.
در مقابل، ج اسلامی بر این محاسبه تکیه کرده است که ادامه اختلال در تردد از تنگه هرمز و افزایش قیمت جهانی نفت، هزینه اقتصادی جنگ را برای آمریکا بالا خواهد برد و در نهایت دولت ترامپ را به کاهش فشارها وادار خواهد کرد.
والاستریت ژورنال این وضعیت را نبردی بر سر «اینکه چه کسی زودتر پلک میزند» توصیف کرده و نوشته است که اکنون هر دو طرف تلاش میکنند با تحمیل هزینههای اقتصادی، اراده طرف مقابل برای ادامه رویارویی را درهم بشکنند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ما هم بسیاریم
ما هم روزی
دور ِهم جمع خواهیم شد
تاریکی را از همه ی کوچه ها
منها خواهیم کرد.
ما هم مثل ِ زندگی
ضرب در ضرب
روی نومیدی ضربدر می کشیم.
ما سرانجام
آزادی را میان همه تقسیم خواهیم کرد.
حالا دستت را به من بده
از سکو بالا بیا
روی تخته ی کلاس ِباران و بنفشه بنویس:
اینجا
هر کسی
حق دارد رویایی داشته باشد.
سیدعلی صالحی
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ما هم روزی
دور ِهم جمع خواهیم شد
تاریکی را از همه ی کوچه ها
منها خواهیم کرد.
ما هم مثل ِ زندگی
ضرب در ضرب
روی نومیدی ضربدر می کشیم.
ما سرانجام
آزادی را میان همه تقسیم خواهیم کرد.
حالا دستت را به من بده
از سکو بالا بیا
روی تخته ی کلاس ِباران و بنفشه بنویس:
اینجا
هر کسی
حق دارد رویایی داشته باشد.
سیدعلی صالحی
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
روشنفکران معاصر
من و برادرم در حدود ۹۰ درصد مسائل با یکدیگر همنظر هستیم و تنها در ۱۰ درصد موارد اختلاف نظر داریم.
از این ۱۰ درصد نیز حدود ۵ درصد ناشی از سوءتفاهم و برداشت متفاوت است که با گفتوگو و توضیح برطرف میشود.
از ۵ درصد باقیمانده نیز معمولاً در نیمی از موارد، یکی از ما پس از گفتوگو نظر دیگری را میپذیرد.
اما در حدود یک تا دو درصد از مسائل، به نقطهای میرسیم که هیچکدام نمیتوانیم دیگری را قانع کنیم و هیچکدام نیز حاضر نیستیم نظر طرف مقابل را بپذیریم.
نه لزوماً به این دلیل که یکی منطقی و دیگری غیرمنطقی است؛ بلکه چون دانش، اطلاعات، شرایط و احساسات فعلی ما اجازه نمیدهد از موضع خود عبور کنیم.
در چنین مواردی شاید عاقلانهترین کار این باشد که بپذیریم:
همه اختلافات قرار نیست امروز حل شوند.
اما متأسفانه در چند مهمانی خانوادگی اخیر، دقیقاً بر سر همین یک یا دو درصد وارد مشاجره شدیم.
این اتفاق در حالی رخ داد که پس از مدتها، بیشتر اعضای خانواده و فامیل درجه یک دور هم جمع شده بودند. طبیعی بود که از دیدن این مشاجرهها ناراحت و دلخور شوند.
گمان میکنم بسیاری از آنها از هر دوی ما رنجیده و حتی دلسرد و ناامید شدند.
این موضوع از آن جهت تلختر است که من و برادرم از تحصیلکردهترین اعضای خانواده هستیم و معمولاً مورد احترام دیگران قرار داریم.
از چنین افرادی انتظار میرود نماد گفتوگو، عقلانیت و تحمل نظر مخالف باشند؛ نه اینکه بر سر یک یا دو درصد اختلاف، فضای یک جمع خانوادگی را متشنج کنند.
اما همین اتفاق خانوادگی، برای من تبدیل به تمثیلی از وضعیت جامعه شد.
قصه من و برادرم، در مقیاسی بزرگتر، قصه بخشی از روشنفکران و نخبگان جامعه ماست.
بسیاری از نخبگان در بیش از ۹۵ درصد مسائل اساسی با یکدیگر اشتراک نظر دارند.
درباره ضرورت پیشرفت کشور، کاهش رنج مردم، اصلاح حکمرانی، حفظ منافع ملی و عبور از شرایط نابهنجار، اشتراکات فراوانی دارند.
اما به جای تمرکز بر این اشتراکات، گاهی تمام توان خود را صرف همان یک یا دو درصد اختلاف میکنند.
و اینجاست که یک تراژدی شکل میگیرد:
۹۵ درصد سرمایه مشترک، قربانی یک درصد اختلاف میشود.
به جای آنکه نخبگان دست در دست یکدیگر بگذارند و جامعه را به جلو ببرند، بخش بزرگی از انرژی خود را صرف اثبات اشتباه یکدیگر میکنند.
اختلاف فکری به اختلاف شخصی تبدیل میشود؛ اختلاف شخصی به صفبندی؛ و صفبندی، امکان همکاری را از بین میبرد.
در حالی که شاید آن اختلاف یک درصدی، اساساً چیزی نباشد که امروز بتوان آن را حل کرد.
اگر با دانش امروز، اطلاعات امروز، شرایط امروز و احساسات امروز، من نمیتوانم برادرم را قانع کنم و او نیز نمیتواند مرا قانع کند، چرا باید این اختلاف را به میدان نبرد تبدیل کنیم؟
میتوانیم بگوییم:
«در این موضوع اختلاف داریم. هیچکدام قانع نشدهایم. فعلاً آن را کنار میگذاریم و داوری را به زمان، تجربه و دانش آینده میسپاریم.»
این عقبنشینی نیست.
این بلوغ فکری است.
جامعه برای پیشرفت، به انسانهایی نیاز ندارد که در همه چیز همنظر باشند؛ به انسانهایی نیاز دارد که با وجود اختلاف نظر، بتوانند با یکدیگر همکاری کنند.
همه اختلافات را نباید حل کرد؛ بعضی اختلافات را باید مدیریت کرد، تحمل کرد و به آینده سپرد.
شاید امروز مهمترین وظیفه نخبگان این نباشد که یکدیگر را در آن یک درصد شکست دهند؛ بلکه این باشد که آن ۹۵ درصد اشتراک را به نیرویی برای ساختن آینده تبدیل کنند.
پرسش اصلی نباید این باشد:
«چگونه دیگری را قانع کنم که حق با من است؟»
پرسش مهمتر این است:
«چگونه میتوانیم با وجود این اختلاف، بر سر اشتراکاتمان با هم کار کنیم؟»
اگر من و برادرم بتوانیم این درس ساده را بیاموزیم، میتوانیم دوباره جمع خانوادگی را به محلی برای شادی، آرامش و همدلی تبدیل کنیم.
اگر نخبگان جامعه نیز چنین کنند، میتوانند بخش بزرگی از انرژی و سرمایه اجتماعی ازدسترفته را به جامعه بازگردانند.
لازم نیست برای همکاری، همنظر باشیم؛ کافی است اختلاف نظرمان را مدیریت کنیم.
زیرا گاهی بزرگترین پیروزی، پیروز شدن بر دیگری نیست؛
پیروز شدن بر وسوسه جنگیدن با دیگری است.
بیایید آن یک درصد را به آینده بسپاریم و امروز، برای آن ۹۵ درصدی که میتواند ما را به یکدیگر پیوند دهد، کاری انجام دهیم.
جامعه را نمیتوان با پیروزی بر یکدیگر ساخت؛ جامعه را باید با همکاری با یکدیگر ساخت.
✍علی مرادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
من و برادرم در حدود ۹۰ درصد مسائل با یکدیگر همنظر هستیم و تنها در ۱۰ درصد موارد اختلاف نظر داریم.
از این ۱۰ درصد نیز حدود ۵ درصد ناشی از سوءتفاهم و برداشت متفاوت است که با گفتوگو و توضیح برطرف میشود.
از ۵ درصد باقیمانده نیز معمولاً در نیمی از موارد، یکی از ما پس از گفتوگو نظر دیگری را میپذیرد.
اما در حدود یک تا دو درصد از مسائل، به نقطهای میرسیم که هیچکدام نمیتوانیم دیگری را قانع کنیم و هیچکدام نیز حاضر نیستیم نظر طرف مقابل را بپذیریم.
نه لزوماً به این دلیل که یکی منطقی و دیگری غیرمنطقی است؛ بلکه چون دانش، اطلاعات، شرایط و احساسات فعلی ما اجازه نمیدهد از موضع خود عبور کنیم.
در چنین مواردی شاید عاقلانهترین کار این باشد که بپذیریم:
همه اختلافات قرار نیست امروز حل شوند.
اما متأسفانه در چند مهمانی خانوادگی اخیر، دقیقاً بر سر همین یک یا دو درصد وارد مشاجره شدیم.
این اتفاق در حالی رخ داد که پس از مدتها، بیشتر اعضای خانواده و فامیل درجه یک دور هم جمع شده بودند. طبیعی بود که از دیدن این مشاجرهها ناراحت و دلخور شوند.
گمان میکنم بسیاری از آنها از هر دوی ما رنجیده و حتی دلسرد و ناامید شدند.
این موضوع از آن جهت تلختر است که من و برادرم از تحصیلکردهترین اعضای خانواده هستیم و معمولاً مورد احترام دیگران قرار داریم.
از چنین افرادی انتظار میرود نماد گفتوگو، عقلانیت و تحمل نظر مخالف باشند؛ نه اینکه بر سر یک یا دو درصد اختلاف، فضای یک جمع خانوادگی را متشنج کنند.
اما همین اتفاق خانوادگی، برای من تبدیل به تمثیلی از وضعیت جامعه شد.
قصه من و برادرم، در مقیاسی بزرگتر، قصه بخشی از روشنفکران و نخبگان جامعه ماست.
بسیاری از نخبگان در بیش از ۹۵ درصد مسائل اساسی با یکدیگر اشتراک نظر دارند.
درباره ضرورت پیشرفت کشور، کاهش رنج مردم، اصلاح حکمرانی، حفظ منافع ملی و عبور از شرایط نابهنجار، اشتراکات فراوانی دارند.
اما به جای تمرکز بر این اشتراکات، گاهی تمام توان خود را صرف همان یک یا دو درصد اختلاف میکنند.
و اینجاست که یک تراژدی شکل میگیرد:
۹۵ درصد سرمایه مشترک، قربانی یک درصد اختلاف میشود.
به جای آنکه نخبگان دست در دست یکدیگر بگذارند و جامعه را به جلو ببرند، بخش بزرگی از انرژی خود را صرف اثبات اشتباه یکدیگر میکنند.
اختلاف فکری به اختلاف شخصی تبدیل میشود؛ اختلاف شخصی به صفبندی؛ و صفبندی، امکان همکاری را از بین میبرد.
در حالی که شاید آن اختلاف یک درصدی، اساساً چیزی نباشد که امروز بتوان آن را حل کرد.
اگر با دانش امروز، اطلاعات امروز، شرایط امروز و احساسات امروز، من نمیتوانم برادرم را قانع کنم و او نیز نمیتواند مرا قانع کند، چرا باید این اختلاف را به میدان نبرد تبدیل کنیم؟
میتوانیم بگوییم:
«در این موضوع اختلاف داریم. هیچکدام قانع نشدهایم. فعلاً آن را کنار میگذاریم و داوری را به زمان، تجربه و دانش آینده میسپاریم.»
این عقبنشینی نیست.
این بلوغ فکری است.
جامعه برای پیشرفت، به انسانهایی نیاز ندارد که در همه چیز همنظر باشند؛ به انسانهایی نیاز دارد که با وجود اختلاف نظر، بتوانند با یکدیگر همکاری کنند.
همه اختلافات را نباید حل کرد؛ بعضی اختلافات را باید مدیریت کرد، تحمل کرد و به آینده سپرد.
شاید امروز مهمترین وظیفه نخبگان این نباشد که یکدیگر را در آن یک درصد شکست دهند؛ بلکه این باشد که آن ۹۵ درصد اشتراک را به نیرویی برای ساختن آینده تبدیل کنند.
پرسش اصلی نباید این باشد:
«چگونه دیگری را قانع کنم که حق با من است؟»
پرسش مهمتر این است:
«چگونه میتوانیم با وجود این اختلاف، بر سر اشتراکاتمان با هم کار کنیم؟»
اگر من و برادرم بتوانیم این درس ساده را بیاموزیم، میتوانیم دوباره جمع خانوادگی را به محلی برای شادی، آرامش و همدلی تبدیل کنیم.
اگر نخبگان جامعه نیز چنین کنند، میتوانند بخش بزرگی از انرژی و سرمایه اجتماعی ازدسترفته را به جامعه بازگردانند.
لازم نیست برای همکاری، همنظر باشیم؛ کافی است اختلاف نظرمان را مدیریت کنیم.
زیرا گاهی بزرگترین پیروزی، پیروز شدن بر دیگری نیست؛
پیروز شدن بر وسوسه جنگیدن با دیگری است.
بیایید آن یک درصد را به آینده بسپاریم و امروز، برای آن ۹۵ درصدی که میتواند ما را به یکدیگر پیوند دهد، کاری انجام دهیم.
جامعه را نمیتوان با پیروزی بر یکدیگر ساخت؛ جامعه را باید با همکاری با یکدیگر ساخت.
✍علی مرادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تفنگهای پُر برای شلیک به مغزهای پُر ساخته شدهاند، و مغزهای خالی برای پُر کردن این تفنگها...!
✍ #فردریش_نیچه
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
✍ #فردریش_نیچه
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بانو پروا درگذشت
معصومه شاهپروری با نام هنری «پروا»، خوانندهی قدیمی در سن ۷۵ سالگی در بیمارستانی در اتریش درگذشت.
او از دههی ۱۳۴۰ فعالیت هنری خود را آغاز کرد و با صدای دلنشین و اجرای ترانههای ماندگار، جایگاه ویژهای در خاطرهی موسیقایی ایرانیان به دست آورد.
علاقهمندان به موسیقی قدیمی ایرانی، صدای پروا را به عنوان نمادی از سبک و هنر اصیل ایرانی میشناسند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
معصومه شاهپروری با نام هنری «پروا»، خوانندهی قدیمی در سن ۷۵ سالگی در بیمارستانی در اتریش درگذشت.
او از دههی ۱۳۴۰ فعالیت هنری خود را آغاز کرد و با صدای دلنشین و اجرای ترانههای ماندگار، جایگاه ویژهای در خاطرهی موسیقایی ایرانیان به دست آورد.
علاقهمندان به موسیقی قدیمی ایرانی، صدای پروا را به عنوان نمادی از سبک و هنر اصیل ایرانی میشناسند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
4_5767296357245131267.mp3
10 MB
🎼 فرصت
خواننده: پروا
آهنگ و ترانه: جهانبخش پازوکی
تنظیم: جلیل عندلیبی
من که پروا ندارم از گفتن گفتنیها
حاصلِ هستی ما چه بوده از این دنیا
پیش از آنی که شود لبریز پیمانهی عمر
دامن عشقُ بگیرید آدما آی آدما
حالا که هستی ما اسیر یک آه و دمه
حالا که عمر تموم و آرزوی عالمه
روزگار کاری بکن، فرصت ما خیلی کمه
لحظهها رُ ما به نام روز و شب سر کردیم
غنچههای عشقُ دلشکسته پرپر کردیم
خندهها و شادی رُ به غم فروختیم ارزون
عمر ما طی شد و خورشید غروب کرد آسون
ای خدا نعمت عشقُ که ندادی به همه
مگه تا آخرِ خطِ زندگی چند قدمه؟
ای خدا نعمت عشقُ که ندادی به همه
مگه تا آخرِ خطِ زندگی چند قدمه؟
پیش از آنی که شود لبریز پیمانهی عمر
دامن عشقُ بگیرید آدما آی آدما
حالا که هستی ما اسیر یک آه و دمه
حالا که عمر تموم و آرزوی عالمه
روزگار کاری بکن فرصت ما خیلی کمه
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خواننده: پروا
آهنگ و ترانه: جهانبخش پازوکی
تنظیم: جلیل عندلیبی
من که پروا ندارم از گفتن گفتنیها
حاصلِ هستی ما چه بوده از این دنیا
پیش از آنی که شود لبریز پیمانهی عمر
دامن عشقُ بگیرید آدما آی آدما
حالا که هستی ما اسیر یک آه و دمه
حالا که عمر تموم و آرزوی عالمه
روزگار کاری بکن، فرصت ما خیلی کمه
لحظهها رُ ما به نام روز و شب سر کردیم
غنچههای عشقُ دلشکسته پرپر کردیم
خندهها و شادی رُ به غم فروختیم ارزون
عمر ما طی شد و خورشید غروب کرد آسون
ای خدا نعمت عشقُ که ندادی به همه
مگه تا آخرِ خطِ زندگی چند قدمه؟
ای خدا نعمت عشقُ که ندادی به همه
مگه تا آخرِ خطِ زندگی چند قدمه؟
پیش از آنی که شود لبریز پیمانهی عمر
دامن عشقُ بگیرید آدما آی آدما
حالا که هستی ما اسیر یک آه و دمه
حالا که عمر تموم و آرزوی عالمه
روزگار کاری بکن فرصت ما خیلی کمه
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شارژ خودکار باتری ۳.۷ ولتی با USB
این مدار برای شارژ یک باتری لیتیومیون ۳.۷ ولتی طراحی شده و از پورت USB بهعنوان منبع تغذیه استفاده میکند. در این مدار، باتری برای شارژ کامل باید تا حدود ۴.۲ ولت برسد. دیودهای 1N4007 با ایجاد افت ولتاژ، بخشی از ولتاژ ورودی را کاهش میدهند و LED قرمز و سبز نیز بهعنوان نشانگر وضعیت شارژ در نظر گرفته شدهاند؛ بهطوریکه LED قرمز نشاندهندهی فرآیند شارژ و LED سبز نشاندهندهی شارژ کامل است.
با این حال، مداری که در تصویر دیده میشود یک شارژر استاندارد و دقیق لیتیومیون نیست؛ چون کنترل دقیق جریان و ولتاژ به روش CC/CV ندارد. برای شارژ ایمن باتریهای ۳.۷ ولتی، استفاده از ماژولهای مخصوص مانند TP4056 دارای مدار محافظ گزینه مناسبتری است، زیرا شارژ را تا ۴.۲ ولت کنترل کرده و در برابر شارژ بیشازحد از باتری محافظت میکند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
این مدار برای شارژ یک باتری لیتیومیون ۳.۷ ولتی طراحی شده و از پورت USB بهعنوان منبع تغذیه استفاده میکند. در این مدار، باتری برای شارژ کامل باید تا حدود ۴.۲ ولت برسد. دیودهای 1N4007 با ایجاد افت ولتاژ، بخشی از ولتاژ ورودی را کاهش میدهند و LED قرمز و سبز نیز بهعنوان نشانگر وضعیت شارژ در نظر گرفته شدهاند؛ بهطوریکه LED قرمز نشاندهندهی فرآیند شارژ و LED سبز نشاندهندهی شارژ کامل است.
با این حال، مداری که در تصویر دیده میشود یک شارژر استاندارد و دقیق لیتیومیون نیست؛ چون کنترل دقیق جریان و ولتاژ به روش CC/CV ندارد. برای شارژ ایمن باتریهای ۳.۷ ولتی، استفاده از ماژولهای مخصوص مانند TP4056 دارای مدار محافظ گزینه مناسبتری است، زیرا شارژ را تا ۴.۲ ولت کنترل کرده و در برابر شارژ بیشازحد از باتری محافظت میکند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
پایان فرصت ۶۰ روزه «یادداشت اسلامآباد»؛ هرمز همچنان گره اصلی اختلاف تهران و واشنگتن
فرصت ۶۰ روزه تعیینشده در چارچوب «یادداشت اسلامآباد» روز دوشنبه ۲۶ مرداد به پایان میرسد، در حالی که تاکنون توافق تازهای میان ج اسلامی و ایالات متحده حاصل نشده و اختلاف بر سر تنگه هرمز همچنان در مرکز تنشها قرار دارد.
پاکستان که نقش میانجی اصلی را بر عهده گرفته، در تلاش است چارچوب دیپلماتیک موجود را تمدید کند. در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی، آمریکا را مسئول بنبست کنونی معرفی کرده و میگویند اساساً آتشبسی وجود ندارد که موعد آن به پایان برسد.
همزمان، نشانهای از آغاز مذاکرات مستقیم میان تهران و واشنگتن دیده نمیشود و آینده این روند دیپلماتیک همچنان نامشخص است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
فرصت ۶۰ روزه تعیینشده در چارچوب «یادداشت اسلامآباد» روز دوشنبه ۲۶ مرداد به پایان میرسد، در حالی که تاکنون توافق تازهای میان ج اسلامی و ایالات متحده حاصل نشده و اختلاف بر سر تنگه هرمز همچنان در مرکز تنشها قرار دارد.
پاکستان که نقش میانجی اصلی را بر عهده گرفته، در تلاش است چارچوب دیپلماتیک موجود را تمدید کند. در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی، آمریکا را مسئول بنبست کنونی معرفی کرده و میگویند اساساً آتشبسی وجود ندارد که موعد آن به پایان برسد.
همزمان، نشانهای از آغاز مذاکرات مستقیم میان تهران و واشنگتن دیده نمیشود و آینده این روند دیپلماتیک همچنان نامشخص است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اگر همهچیز در حال فروپاشی است، تاریخ چه چیزی برای ما دارد؟
✍آزاده مدنی
در شرایط بحرانی، یکی از خطرناکترین اشتباهها این است که تصور کنیم آینده فقط از دل خبرهای امروز ساخته میشود. وقتی بحران طولانی میشود، جامعه بهتدریج میان دو قطب گرفتار میشود: خوشبینی سادهلوحانه یا ناامیدی مطلق. اما شاید گزینه سومی هم وجود داشته باشد.
رومن کرزناریک، فیلسوف اجتماعی، در کتاب تاریخ برای فردا پیشنهاد عجیبی دارد: برای پیدا کردن راههای آینده، به جای خیره شدن به بحرانهای امروز، به لحظههایی از تاریخ نگاه کنیم که انسانها توانستهاند نظمهای ظاهراً تغییرناپذیر را تغییر دهند.
این ایده برای ایران فقط یک بحث فلسفی نیست.
ما نیز با مجموعهای از بحرانهای درهمتنیده مواجهیم: بحران اقتصادی، آب و محیط زیست، فرسایش اعتماد اجتماعی، شکافهای سیاسی، مسئله حکمرانی و اکنون موجی از تغییرات فناورانه که میتواند مفهوم واقعیت و اعتماد عمومی را نیز دگرگون کند. در چنین شرایطی، پرسش مهم فقط این نیست که «چه بر سر ما خواهد آمد؟» بلکه این است که «چه امکانهایی برای تغییر وجود دارد که هنوز آنها را جدی نگرفتهایم؟»
کرزناریک برای پاسخ، به تاریخ رجوع میکند؛ اما نه برای پیدا کردن نسخه آماده. او از تجربههایی سخن میگوید که نشان میدهند جوامع در دورههای بحرانی چگونه توانستهاند شکلهای تازهای از همکاری، مشارکت و مالکیت عمومی ایجاد کنند؛ از مدیریت منابع آب و تعاونیهای اقتصادی تا جنبشهای ضد بردهداری و مبارزات مدنی.
مهمتر از همه، او میان خوشبینی و امید تفاوت میگذارد.
خوشبینی میگوید احتمالاً اوضاع بهتر خواهد شد. امید رادیکال میگوید حتی اگر هیچ تضمینی برای بهتر شدن وجود نداشته باشد، باید برای ساختن امکان دیگری اقدام کرد.
این تمایز برای جامعهای که درگیر بحرانهای طولانی است، بسیار مهم است. چون ناامیدی میتواند به انفعال منجر شود و خوشبینی بیپایه نیز ما را از دیدن واقعیت بازدارد. آنچه میان این دو قرار میگیرد، توانایی دیدن امکان و تبدیل آن به کنش جمعی است.
یکی از نکات مهم این گفتوگو همین است: بحران بهتنهایی تغییر ایجاد نمیکند. بحران زمانی میتواند به نقطه عطف تبدیل شود که با جنبش اجتماعی، مشارکت مردم و تصویری قابل تصور از یک بدیل پیوند بخورد.
شاید ارزش خواندن این مطلب برای امروز ایران دقیقاً همین باشد. نه اینکه به ما وعده آیندهای روشن بدهد؛ بلکه کمک کند بفهمیم در تاریکترین دورهها، تاریخ همیشه فقط فهرستی از شکستها نیست. گاهی در دل همان تاریخ، نمونههایی وجود دارند که نشان میدهند آنچه امروز ناممکن به نظر میرسد، الزاماً همیشه ناممکن نخواهد ماند.
اگر قرار باشد از تاریخ برای ایران امروز چیزی یاد بگیریم، شاید نخستین درس این باشد:
امید، پیشبینی آینده نیست؛ ساختن امکان آینده است.
این متن را بخوانید؛ شاید مهمترین چیزی که از آن به دست میآوریم، پاسخ یک پرسش سیاسی یا اقتصادی نباشد، بلکه تغییر زاویه نگاهمان به بحران باشد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
✍آزاده مدنی
در شرایط بحرانی، یکی از خطرناکترین اشتباهها این است که تصور کنیم آینده فقط از دل خبرهای امروز ساخته میشود. وقتی بحران طولانی میشود، جامعه بهتدریج میان دو قطب گرفتار میشود: خوشبینی سادهلوحانه یا ناامیدی مطلق. اما شاید گزینه سومی هم وجود داشته باشد.
رومن کرزناریک، فیلسوف اجتماعی، در کتاب تاریخ برای فردا پیشنهاد عجیبی دارد: برای پیدا کردن راههای آینده، به جای خیره شدن به بحرانهای امروز، به لحظههایی از تاریخ نگاه کنیم که انسانها توانستهاند نظمهای ظاهراً تغییرناپذیر را تغییر دهند.
این ایده برای ایران فقط یک بحث فلسفی نیست.
ما نیز با مجموعهای از بحرانهای درهمتنیده مواجهیم: بحران اقتصادی، آب و محیط زیست، فرسایش اعتماد اجتماعی، شکافهای سیاسی، مسئله حکمرانی و اکنون موجی از تغییرات فناورانه که میتواند مفهوم واقعیت و اعتماد عمومی را نیز دگرگون کند. در چنین شرایطی، پرسش مهم فقط این نیست که «چه بر سر ما خواهد آمد؟» بلکه این است که «چه امکانهایی برای تغییر وجود دارد که هنوز آنها را جدی نگرفتهایم؟»
کرزناریک برای پاسخ، به تاریخ رجوع میکند؛ اما نه برای پیدا کردن نسخه آماده. او از تجربههایی سخن میگوید که نشان میدهند جوامع در دورههای بحرانی چگونه توانستهاند شکلهای تازهای از همکاری، مشارکت و مالکیت عمومی ایجاد کنند؛ از مدیریت منابع آب و تعاونیهای اقتصادی تا جنبشهای ضد بردهداری و مبارزات مدنی.
مهمتر از همه، او میان خوشبینی و امید تفاوت میگذارد.
خوشبینی میگوید احتمالاً اوضاع بهتر خواهد شد. امید رادیکال میگوید حتی اگر هیچ تضمینی برای بهتر شدن وجود نداشته باشد، باید برای ساختن امکان دیگری اقدام کرد.
این تمایز برای جامعهای که درگیر بحرانهای طولانی است، بسیار مهم است. چون ناامیدی میتواند به انفعال منجر شود و خوشبینی بیپایه نیز ما را از دیدن واقعیت بازدارد. آنچه میان این دو قرار میگیرد، توانایی دیدن امکان و تبدیل آن به کنش جمعی است.
یکی از نکات مهم این گفتوگو همین است: بحران بهتنهایی تغییر ایجاد نمیکند. بحران زمانی میتواند به نقطه عطف تبدیل شود که با جنبش اجتماعی، مشارکت مردم و تصویری قابل تصور از یک بدیل پیوند بخورد.
شاید ارزش خواندن این مطلب برای امروز ایران دقیقاً همین باشد. نه اینکه به ما وعده آیندهای روشن بدهد؛ بلکه کمک کند بفهمیم در تاریکترین دورهها، تاریخ همیشه فقط فهرستی از شکستها نیست. گاهی در دل همان تاریخ، نمونههایی وجود دارند که نشان میدهند آنچه امروز ناممکن به نظر میرسد، الزاماً همیشه ناممکن نخواهد ماند.
اگر قرار باشد از تاریخ برای ایران امروز چیزی یاد بگیریم، شاید نخستین درس این باشد:
امید، پیشبینی آینده نیست؛ ساختن امکان آینده است.
این متن را بخوانید؛ شاید مهمترین چیزی که از آن به دست میآوریم، پاسخ یک پرسش سیاسی یا اقتصادی نباشد، بلکه تغییر زاویه نگاهمان به بحران باشد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ماراتن رقابت تاب آوری ایران و امریکا
✍️حامد پاک طینت:
بد نیست این روزها که بحث ماراتن تاب آوری بین ایران و آمریکا داغ است نگاهی به میزان تورم سالانه اقلام مختلف در آمریکا که همین دیروز منتشر شد بیاندازیم تا ببینیم چه به روزشان آمده است!
از نگاه شیطان دور، مقایسهای هم برای تورم عینا همین اقلام در همین بازه زمانی در ایران انجام دهیم:
تورم سالانه غلات و نان ایران ۴۰ برابر آمریکا
تورم گوشت و مرغ ایران ۷۰ برابر آمریکا
لبنیات البته در آمریکا ارزان شده و در ایران ۱۱۰% افزایش داشته
تورم میوه و سبزیجات ۲۵ برابر آمریکا
تورم خوراکی ها ۵۲ برابر آمریکا
بنزین در آمریکا ۲۴% گران شده و ما منتظرالحال هستیم به یاری خدا تا تکلیف معلوم شود
تورم برق ۱۰ برابر آمریکا
تورم گاز ۷ برابر آمریکا
تورم پوشاک ۱۴ برابر آمریکا
تورم اجاره ۲۲ برابر آمریکا
تورم خودرو ۱۴۰ برابر، خودروی کارکرده البته در آمریکا منفی بوده است!
تورم بلیط هواپیما ۴.۵ برابر آمریکا
دارو در آمریکا ارزان شده و ما تقریبا ۱۱۵% افزایش داشته ایم
در خدمات درمانی ۲۶ برابر آمریکا
افزایش قیمت داشته ایم!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
✍️حامد پاک طینت:
بد نیست این روزها که بحث ماراتن تاب آوری بین ایران و آمریکا داغ است نگاهی به میزان تورم سالانه اقلام مختلف در آمریکا که همین دیروز منتشر شد بیاندازیم تا ببینیم چه به روزشان آمده است!
از نگاه شیطان دور، مقایسهای هم برای تورم عینا همین اقلام در همین بازه زمانی در ایران انجام دهیم:
تورم سالانه غلات و نان ایران ۴۰ برابر آمریکا
تورم گوشت و مرغ ایران ۷۰ برابر آمریکا
لبنیات البته در آمریکا ارزان شده و در ایران ۱۱۰% افزایش داشته
تورم میوه و سبزیجات ۲۵ برابر آمریکا
تورم خوراکی ها ۵۲ برابر آمریکا
بنزین در آمریکا ۲۴% گران شده و ما منتظرالحال هستیم به یاری خدا تا تکلیف معلوم شود
تورم برق ۱۰ برابر آمریکا
تورم گاز ۷ برابر آمریکا
تورم پوشاک ۱۴ برابر آمریکا
تورم اجاره ۲۲ برابر آمریکا
تورم خودرو ۱۴۰ برابر، خودروی کارکرده البته در آمریکا منفی بوده است!
تورم بلیط هواپیما ۴.۵ برابر آمریکا
دارو در آمریکا ارزان شده و ما تقریبا ۱۱۵% افزایش داشته ایم
در خدمات درمانی ۲۶ برابر آمریکا
افزایش قیمت داشته ایم!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
حکومت دروغ و فساد و جنایت
تنگه هرمز را بستهاند تا بنزین در آمریکا و غرب افزایش یابد اما...
دولت خدوم به مالیات دل بسته بود اما نشد، حالا روی کاهش تا حذف خدمات بهداشت و درمان، یارانه دارو، افزایش نرخ نان و حذف خدمات آموزشی دولتی و افزایش تعرفه خدمات بانکی و هزینه آب و برق و گاز و بخصوص بنزین حساب بازکرده است
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تنگه هرمز را بستهاند تا بنزین در آمریکا و غرب افزایش یابد اما...
دولت خدوم به مالیات دل بسته بود اما نشد، حالا روی کاهش تا حذف خدمات بهداشت و درمان، یارانه دارو، افزایش نرخ نان و حذف خدمات آموزشی دولتی و افزایش تعرفه خدمات بانکی و هزینه آب و برق و گاز و بخصوص بنزین حساب بازکرده است
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اما درین زمانه ...
که درمانده هر کسی از بهر نان شب ..
دیگر برای عشق و حکایت ..
مجال نیست ...!
روزی که بازوان بلورین صبحدم ..
برداشت تیغ و پرده تاریک شب شکافت ...
روزی که آفتاب ..
از هرچه دریچه تافت ...
روزی که گونه و لب یاران هم نبرد ..
رنگ نشاط و خنده گم گشته بازیافت ..
من نیز ..
باز خواهم گردید آن زمان ...
سوی ترانهها و غزلها و بوسهها ...!
سوی بهارهای دلانگیز گل فشان ...
سوی تو ...
عشق من ...!
هوشنگ ابتهاج
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
که درمانده هر کسی از بهر نان شب ..
دیگر برای عشق و حکایت ..
مجال نیست ...!
روزی که بازوان بلورین صبحدم ..
برداشت تیغ و پرده تاریک شب شکافت ...
روزی که آفتاب ..
از هرچه دریچه تافت ...
روزی که گونه و لب یاران هم نبرد ..
رنگ نشاط و خنده گم گشته بازیافت ..
من نیز ..
باز خواهم گردید آن زمان ...
سوی ترانهها و غزلها و بوسهها ...!
سوی بهارهای دلانگیز گل فشان ...
سوی تو ...
عشق من ...!
هوشنگ ابتهاج
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing