خسرو گلسرخی، شاعر تاثیر گذار فدایی که بر سر جانش "چانه" نزد و کرامت دانشیان که با شجاعت یک فدایی، ارتش و دیگر نیروهای سرکوبگر را انگلهایی خواند که پول میگیرند تا مردم را سرکوب بکنند و بکشند، در روز تاریخی ۲۹ بهمن ۱۳۵۲ خلقی را سرفراز نمودند که با امید و دلهره در پای تلویزیون نشسته و بی صبرانه در انتظار سرنوشت نبردی بودند که به خود آنها تعلق داشت.
خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان در بیدادگاه رژیم شاه که جریان آن از تلویزیون پخش میشد، با مایه گذاشتن از جان خود به دفاع از تودههای در بند و تحت ستم ایران و راه انقلاب ظفرنمون آنها پرداختند و در رشد و گسترش جنبش انقلابی در ایران نقش به سزایی ایفا نمودند.
یاد گرامی و پر افتخارشان همواره در دل کارگران و ستمدیدگان ایران زنده خواهد بود. 🌷🌷
@designmanufacturing
خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان در بیدادگاه رژیم شاه که جریان آن از تلویزیون پخش میشد، با مایه گذاشتن از جان خود به دفاع از تودههای در بند و تحت ستم ایران و راه انقلاب ظفرنمون آنها پرداختند و در رشد و گسترش جنبش انقلابی در ایران نقش به سزایی ایفا نمودند.
یاد گرامی و پر افتخارشان همواره در دل کارگران و ستمدیدگان ایران زنده خواهد بود. 🌷🌷
@designmanufacturing
وصیت نامه خسرو گلسرخی
وصیت نامه غیر ارتشی معدوم #خسروگلسرخی، فرزند قدیر، در سحرگاه روز ۵۲/۱۱/۲۹
((من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه ی من جز عشق به مردم چیز دیگری نیست. من خونم را به توده های گرسنه و پابرهنه ایران تقدیم میکنم و شما آقایان فاشیست ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیچگونه مدرکی به قتلگاه می فرستید ، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت . شما ایمان داشته باشید که حکومت غیر قانونی ایران که در ۲۸ مرداد سیاه به خلق ایران توسط آمریکا تحمیل شده،در حال احتضار هست و دیر یا زود با انقلاب قهر آمیز توده های ستم کشیده ی ایران واژگون خواهد شد.))
#شاعر ونویسنده ی خلق ایران ،#خسرو_گلسرخی
((وضمنا یک عدد حلقه ی پلاتین (طلای سفید) و مبلغ یک هزار و دویست ریال وجه نقد را به خانواده و یا به زنم بدهند.
خون ما پیرهن کارگران، خون ما پیرهن دهقانان ، خون ما پیرهن سربازان ، خون ما پرچم خاک ماست .))
نماینده ی دادستانی ارتش،سرگرد قیائی.
فرمانده گردان زندان ، سروان حسن زاده.
افسر اطلاعات ،سروان جاوید نسب.
قاضی عسگر صادق متقی،نماینده شهربانی.
منبع:
خسرو گلسرخی مجموعه اشعار
به کوشش کاوه گوهرین
انتشارات نگاه، تهران
@designmanufacturing
وصیت نامه غیر ارتشی معدوم #خسروگلسرخی، فرزند قدیر، در سحرگاه روز ۵۲/۱۱/۲۹
((من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه ی من جز عشق به مردم چیز دیگری نیست. من خونم را به توده های گرسنه و پابرهنه ایران تقدیم میکنم و شما آقایان فاشیست ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیچگونه مدرکی به قتلگاه می فرستید ، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت . شما ایمان داشته باشید که حکومت غیر قانونی ایران که در ۲۸ مرداد سیاه به خلق ایران توسط آمریکا تحمیل شده،در حال احتضار هست و دیر یا زود با انقلاب قهر آمیز توده های ستم کشیده ی ایران واژگون خواهد شد.))
#شاعر ونویسنده ی خلق ایران ،#خسرو_گلسرخی
((وضمنا یک عدد حلقه ی پلاتین (طلای سفید) و مبلغ یک هزار و دویست ریال وجه نقد را به خانواده و یا به زنم بدهند.
خون ما پیرهن کارگران، خون ما پیرهن دهقانان ، خون ما پیرهن سربازان ، خون ما پرچم خاک ماست .))
نماینده ی دادستانی ارتش،سرگرد قیائی.
فرمانده گردان زندان ، سروان حسن زاده.
افسر اطلاعات ،سروان جاوید نسب.
قاضی عسگر صادق متقی،نماینده شهربانی.
منبع:
خسرو گلسرخی مجموعه اشعار
به کوشش کاوه گوهرین
انتشارات نگاه، تهران
@designmanufacturing
Baharan Khojaste Bad ~ Music-Fa.Com
Shahrokh ~ Music-Fa.Com
«بهاران خجسته باد» نام سرودی انقلابی و امیدبخش و جزو معروفترین و نخستین سرودهایی بود که پس از انقلاب ۱۳۵۷ و سقوط نظام شاهنشاهی، در گرامیداشت سالروز کشتهشدن خسرو گلسرخی و #کرامتدانشیان بهدست حکومت پهلوی از رادیو و تلویزیون پخش شد و هنوز پخش میشود. شاعر این چکامه دکتر عبدالله بهزادی است که آن را در همدردی با همسر انقلابی جانباخته کنگویی «پاتریس لومومبا» در سال ۱۳۳۹ نوشته است. #کرامتدانشیان، بخشی از این شعر را تبدیل به سرود کرده بود و اسفندیار منفردزاده آن را با کمترین امکانات به کمک دوستان و همکارانش در آستانهٔ پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ به اجرا درآورد.
@designmanufacturing
@designmanufacturing
متن کامل دفاعیات خسروگلسرخی در دادگاه نظام شاهنشاهی
نکته مهم این است که بخشهایی از دفاعیات، عینا و به طور مشابه در این سالها برای دیگران تکرار شده و خواهد شد.
@designmanufacturing
نکته مهم این است که بخشهایی از دفاعیات، عینا و به طور مشابه در این سالها برای دیگران تکرار شده و خواهد شد.
@designmanufacturing
۲۹ بهمن روزی برای پاسداشت مهر و فروتنی
سپندارمزگان جشن ستایش زنان خجسته و همایون باد
قبل از اینکه ولنتاینی وجود داشته باشد، در ایران باستان سپندارمزگان روز گرامیداشت زن بودهاست.
@designmanufacturing
سپندارمزگان جشن ستایش زنان خجسته و همایون باد
قبل از اینکه ولنتاینی وجود داشته باشد، در ایران باستان سپندارمزگان روز گرامیداشت زن بودهاست.
@designmanufacturing
جشن سپندارمذگان یا جشن اسپندگان روز گرامیداشت زن، زمین و دلدادگان است
یکی از جشنهای ایران باستان است که در روز ۵ اسفند برگزار میشود. این جشن ریشه در امپراتوری هخامنشیان دارد. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آوردهاست که ایرانیان باستان، روز پنجم اسفند را روز بزرگداشت زن و زمین و عشاق، میدانستند. اگرچه منابع کهن از جمله ابوریحان این جشن را در روز پنجم اسفند یاد کردهاند، اما با توجه به تغییر ساختار گاهشمار ایرانی و سی و یک روزه شدن شش ماه نخست سال در گاهشماری خورشیدی، برخی این جشن را در ۲۹ بهمن برگزار میکنند. بر پایه منابع کهن و همانطور که از نام آن پیداست این جشن به روز اسپند یعنی پنجمین روز ماه از ماه اسفند اشاره دارد. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشدهاست که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. همینطور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان میگرفتند. دکتر محمد نجاری پژوهشگر مطالعات تطبیقی زنان در هنر و ادبیات، نیز در سخنرانی خود با عنوان سوگ و سورنامه، با استناد به ابوریحان بیرونی و گُردیزی، تاریخ پنج اسفند را در گاهشمار زرتشتی درست میداند و میگوید: «بنا به گفتهٔ ابوریحان اسپندارمَذ ایزد موکل بر زمین و ایزدِ پشتیبان و نگاهبان زنان شوهر دوست و پارسا و درستکار بوده و به همین مناسبت این روز، جشن زنان، نامگذاری و مردم برای گرامیداشت زنان، به ایشان کادو میدادند و بخشش میکردند. این گزاره را گردیزی نیز در زین الاخبار آوردهاست: از این روی جشن را مردگیران میگفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مَرد زندگی خود را برمیگزیدند؛ بنابراین در روز پنجم ماه اسفند جشن زنانهٔ «مَردگیران» یا «مژدگیران» که ویژه زنان نام داشته، برگزار میشدهاست؛ پس تاریخ درست جشن سپندارمذگان یا اسپندگان یا مردگیران یا مژدگیران، در گاهشمار خورشیدی ۵ اسفند خواهد بود».
@designmanufacturing
یکی از جشنهای ایران باستان است که در روز ۵ اسفند برگزار میشود. این جشن ریشه در امپراتوری هخامنشیان دارد. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آوردهاست که ایرانیان باستان، روز پنجم اسفند را روز بزرگداشت زن و زمین و عشاق، میدانستند. اگرچه منابع کهن از جمله ابوریحان این جشن را در روز پنجم اسفند یاد کردهاند، اما با توجه به تغییر ساختار گاهشمار ایرانی و سی و یک روزه شدن شش ماه نخست سال در گاهشماری خورشیدی، برخی این جشن را در ۲۹ بهمن برگزار میکنند. بر پایه منابع کهن و همانطور که از نام آن پیداست این جشن به روز اسپند یعنی پنجمین روز ماه از ماه اسفند اشاره دارد. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشدهاست که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. همینطور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان میگرفتند. دکتر محمد نجاری پژوهشگر مطالعات تطبیقی زنان در هنر و ادبیات، نیز در سخنرانی خود با عنوان سوگ و سورنامه، با استناد به ابوریحان بیرونی و گُردیزی، تاریخ پنج اسفند را در گاهشمار زرتشتی درست میداند و میگوید: «بنا به گفتهٔ ابوریحان اسپندارمَذ ایزد موکل بر زمین و ایزدِ پشتیبان و نگاهبان زنان شوهر دوست و پارسا و درستکار بوده و به همین مناسبت این روز، جشن زنان، نامگذاری و مردم برای گرامیداشت زنان، به ایشان کادو میدادند و بخشش میکردند. این گزاره را گردیزی نیز در زین الاخبار آوردهاست: از این روی جشن را مردگیران میگفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مَرد زندگی خود را برمیگزیدند؛ بنابراین در روز پنجم ماه اسفند جشن زنانهٔ «مَردگیران» یا «مژدگیران» که ویژه زنان نام داشته، برگزار میشدهاست؛ پس تاریخ درست جشن سپندارمذگان یا اسپندگان یا مردگیران یا مژدگیران، در گاهشمار خورشیدی ۵ اسفند خواهد بود».
@designmanufacturing
پست اینستاگرام مادر #پژمان_قلیپور از جانفشانان اعتراضات #آبان۹۸
وباز
یک مادر دیگر ...
@designmanufacturing
وباز
یک مادر دیگر ...
@designmanufacturing
شعر احمد شاملو برای خسرو گلسرخی
«شکاف»
زاده شدن
برنیزهی تاریک
همچون میلادِ گشادهی زخمی.
سِفْرِ یگانهی فرصت را
سراسر
در سلسله پیمودن.
برشعلهی خویش
سوختن
تاجرقهی واپسین،
برشعلهی حرمتی
که درخاک راهش
یافتهاند
بردگان
این چنیناند.
این چنین سرخ و لوند
برخار بوتهی خون
شکفتن
واین چنین گردن فراز
برتازیانه زارِ تحقیر
گذشتن
و راه را تاغایتِ نفرت
بریدن.
آه، ازکه سخن میگویم؟
ما بی چرا زندگانیم
آنان به چرا مرگِ خود آگاههاناند.
@designmanufacturing
«شکاف»
زاده شدن
برنیزهی تاریک
همچون میلادِ گشادهی زخمی.
سِفْرِ یگانهی فرصت را
سراسر
در سلسله پیمودن.
برشعلهی خویش
سوختن
تاجرقهی واپسین،
برشعلهی حرمتی
که درخاک راهش
یافتهاند
بردگان
این چنیناند.
این چنین سرخ و لوند
برخار بوتهی خون
شکفتن
واین چنین گردن فراز
برتازیانه زارِ تحقیر
گذشتن
و راه را تاغایتِ نفرت
بریدن.
آه، ازکه سخن میگویم؟
ما بی چرا زندگانیم
آنان به چرا مرگِ خود آگاههاناند.
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستانم را میتوانی ببندی
پاهایم را میتوانی ببندی
دهانم را میتوانی ببندی
اما ذهنم را هرگز
یک روز
از ذهن من
از ذهن تو
از ذهن ما
هزاران پرستوی وحشی
به آسمان خواهد پرید...
ژان پل سارتر
@designmanufacturing
پاهایم را میتوانی ببندی
دهانم را میتوانی ببندی
اما ذهنم را هرگز
یک روز
از ذهن من
از ذهن تو
از ذهن ما
هزاران پرستوی وحشی
به آسمان خواهد پرید...
ژان پل سارتر
@designmanufacturing
مادامی كه انسانی، انسان ديگری را استثمار میكند، مادامی كه انسانيت به رئيس و مرئوس تقسيم میشود، نه زندگی طبيعی خواهيم داشت و نه صلح. دليل تمام مصائب دوران ما همين است.
#پازولینی
@designmanufacturing
#پازولینی
@designmanufacturing