آزادی به این معنا نیست که هر کاری دلت میخواهد انجام دهی؛ بلکه بدین معناست که مجبور نباشی آن کاری را انجام دهی، که دلت نمیخواهد!
#ژان_ژاک_روسو
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#ژان_ژاک_روسو
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
📕شوق یک خیز بلند نخستین اتحادیههای کارگری در ایران 🖌جلیل محمودی و ناصر سعیدی سال انتشار: ۱۳۸۱ #انقلاب_ایران @designmanufacturing
نسل اول کارگران ایران (سالهای ۱۲۸۵ - ۱۳۲۰)
#شرایط_کار_و_بهداشت
هیچ قانونی برای رعایت شرایط بهداشتی وجود نداشت. به همین دلیل صاحبان کارگاهها که فقط به فكر صرفهجویی بودند، کوچكترین تدارکی برای ایمنی و سلامت شغلی کارگران نمیدیدند.
در یكی از مدارك بایگانی شده دولتی شرایط کارگران بافنده که غالبا" زن و دختر بودند، بدینگونه شرح داده شده است. «آنها تمام روز نشسته، روی دستگاه بافندهگی خم شده و در زیر زمینها و انبارهای نیمهتاریك و کثیف مشغول هستند. این وضع نشستن و قوز کردن، باعث تغییر حالت اندام بدن کارگران میشد. کارگران دختر در کرمان بیشتر به جمود مفصل در قسمت تحتانی شكم مبتلا بودند. بیشتر اینان پس از آبستنی در هنگام زایمان جان میسپردند.»
در جای دیگر پیرامون محل کار کفاشان میخوانیم: «کارگاههای این کفاشها را حجره میگفتند که عبارت بود از دخمههای نمور تاریك و بیغولههای متروك در کاروانسراها و دکاکین مخروبه به گوشه وکنار تا کرایه کمتر داشته باشند. این حجرات قبل از این جزء طویلههای کاروانسراهای زمان اسب و الاغ بودند که حمل و نقل بار و مالالتجاره میکردند که پس از آن بلا استفاده مانده و زبالهدانی لانهی سگ و موش و حشرات و سپس حجرهی کفش دوز شده بود. اماکنی در چند پله پایینتر از زمین، بدون نور و هوا با دیوارهایی مخروبه تا زیر سقف مرطوب آب چكان مملو از حشرات و زمین خاکی... که در هر یك از آنها دو سه دسته کارگر مشغول به کار میشدند.»
کارگران راهسازی که در فضای آزاد کار میکردند و مستقیما" تحت تاثیر تغییرات جوی قرار داشتند، به سرعت قربانی امراض میشدند. در اسناد مربوط به راهسازی انزلی- تهران که تخت نظارت کارفرمای روسی بود، آمده است که در ظرف سه سال بیش از ٢٠٠ نفر از کسانی که در راه شوسه کار میکردند از تب و لرز تلف شدند.
در هر دو نوع صنایع(کارخانجات مدرن و کارگاهها) اگر در حین کار حادثهای رخ میداد و کارگر صدمه میدید، کارفرمایان از پرداخت هزینه درمان سر باز میزدند. در زمان بیماری کارگر نیز قاعده به همین منوال بود. کارفرمایان حتا به کارگری که به دلیل بیماری نمیتوانست سر کار خود حاضر شود مزد نمیپرداختند. کارگرانی که در حین انجام کار صدمهدیده و نقصعضو میشدند، بدون دریافت دیناری از بابت خسارت از کار برکنار شده غالبا" مجبور به تكدی میشدند. در صورتی که کارگر حادثهدیده جان میسپرد، بهندرت تاوانی به بستگانش پرداخت میگردید.
در شرکت نفت مقررات شدید انضباطی و سختگیری رایج بود. کارگران حق نداشتند با عُمال انگلیسی شرکت با صدای بلند حرف بزنند. کارگری که دیر سر کار میرسید، از کار معلق میشد. در صورت کوچكترین نارضایتی، کارفرما میتوانست چند روز کارگاه را از کار معلق کند. ضرب وشتم کارگران هم امری متداول است. به دفعات اتفاق افتاده بود که انگلیسیها کارگری را به ضرب مشت و لگد کشتهاند. در کارگاههایی که کارفرمایان ایرانی دایر کرده بودند، گاهی چوب و فلك هم بهكار میرفت.
📚 منبع: کتاب شوق یک خیز بلند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#شرایط_کار_و_بهداشت
هیچ قانونی برای رعایت شرایط بهداشتی وجود نداشت. به همین دلیل صاحبان کارگاهها که فقط به فكر صرفهجویی بودند، کوچكترین تدارکی برای ایمنی و سلامت شغلی کارگران نمیدیدند.
در یكی از مدارك بایگانی شده دولتی شرایط کارگران بافنده که غالبا" زن و دختر بودند، بدینگونه شرح داده شده است. «آنها تمام روز نشسته، روی دستگاه بافندهگی خم شده و در زیر زمینها و انبارهای نیمهتاریك و کثیف مشغول هستند. این وضع نشستن و قوز کردن، باعث تغییر حالت اندام بدن کارگران میشد. کارگران دختر در کرمان بیشتر به جمود مفصل در قسمت تحتانی شكم مبتلا بودند. بیشتر اینان پس از آبستنی در هنگام زایمان جان میسپردند.»
در جای دیگر پیرامون محل کار کفاشان میخوانیم: «کارگاههای این کفاشها را حجره میگفتند که عبارت بود از دخمههای نمور تاریك و بیغولههای متروك در کاروانسراها و دکاکین مخروبه به گوشه وکنار تا کرایه کمتر داشته باشند. این حجرات قبل از این جزء طویلههای کاروانسراهای زمان اسب و الاغ بودند که حمل و نقل بار و مالالتجاره میکردند که پس از آن بلا استفاده مانده و زبالهدانی لانهی سگ و موش و حشرات و سپس حجرهی کفش دوز شده بود. اماکنی در چند پله پایینتر از زمین، بدون نور و هوا با دیوارهایی مخروبه تا زیر سقف مرطوب آب چكان مملو از حشرات و زمین خاکی... که در هر یك از آنها دو سه دسته کارگر مشغول به کار میشدند.»
کارگران راهسازی که در فضای آزاد کار میکردند و مستقیما" تحت تاثیر تغییرات جوی قرار داشتند، به سرعت قربانی امراض میشدند. در اسناد مربوط به راهسازی انزلی- تهران که تخت نظارت کارفرمای روسی بود، آمده است که در ظرف سه سال بیش از ٢٠٠ نفر از کسانی که در راه شوسه کار میکردند از تب و لرز تلف شدند.
در هر دو نوع صنایع(کارخانجات مدرن و کارگاهها) اگر در حین کار حادثهای رخ میداد و کارگر صدمه میدید، کارفرمایان از پرداخت هزینه درمان سر باز میزدند. در زمان بیماری کارگر نیز قاعده به همین منوال بود. کارفرمایان حتا به کارگری که به دلیل بیماری نمیتوانست سر کار خود حاضر شود مزد نمیپرداختند. کارگرانی که در حین انجام کار صدمهدیده و نقصعضو میشدند، بدون دریافت دیناری از بابت خسارت از کار برکنار شده غالبا" مجبور به تكدی میشدند. در صورتی که کارگر حادثهدیده جان میسپرد، بهندرت تاوانی به بستگانش پرداخت میگردید.
در شرکت نفت مقررات شدید انضباطی و سختگیری رایج بود. کارگران حق نداشتند با عُمال انگلیسی شرکت با صدای بلند حرف بزنند. کارگری که دیر سر کار میرسید، از کار معلق میشد. در صورت کوچكترین نارضایتی، کارفرما میتوانست چند روز کارگاه را از کار معلق کند. ضرب وشتم کارگران هم امری متداول است. به دفعات اتفاق افتاده بود که انگلیسیها کارگری را به ضرب مشت و لگد کشتهاند. در کارگاههایی که کارفرمایان ایرانی دایر کرده بودند، گاهی چوب و فلك هم بهكار میرفت.
📚 منبع: کتاب شوق یک خیز بلند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
پدرم کارگر بود
مرد با ایمانی
که هر بار نماز میخواند
خدا
از دستهایش خجالت میکشید!
«سابیر هاکا»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مرد با ایمانی
که هر بار نماز میخواند
خدا
از دستهایش خجالت میکشید!
«سابیر هاکا»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ملیت کارگر نه فرانسوی است نه انگلیسی نه آلمانی. ملیت او کار یعنی بردگی مجانی و فروش نیروی کار خویش است. دولت او نه فرانسوی و نه انگلیسی و نه آلمانی است بلکه سرمایه است.
هوای تنفس او هم کارخانه است و زمین او هم نه فرانسه و نه آلمان و نه انگلیس است بلکه یک وجب زیر زمین است.
#کارل_مارکس
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هوای تنفس او هم کارخانه است و زمین او هم نه فرانسه و نه آلمان و نه انگلیس است بلکه یک وجب زیر زمین است.
#کارل_مارکس
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جنایت از سر وحشت
در حالیکه بیست و سه روز از بازداشت همسرم محمد حبیبی توسط وزارت اطلاعات میگذرد همکاران، فعالین صنفی و مدنی و دوستان بسیاری در این مدت به منزل ما آمده و ضمن همدردی از مواضع و فعالیت های صنفی همسرم حمایت کردهاند
روز جمعه هشتم اردیبهشت ۱۴۰٢، نیز شماری از دوستان و همکاران عزیز، برای دیداری دوستانه به منزل شخصی ما آمدند. در همان دقایق اولیه حضور میهمانان بیش از ۱۵ نفر از ماموران وزارت اطلاعات با پتک و با ایجاد رعب و وحشت وارد منزل شدند موجب آزار و تشویش و آشفتگی دوستان عزیزمان شدند؛ به طوری که دو نفر از دوستان حاضر در جمع به شدت بدحال گردیدند، وخامت حال یکی از آنها به حدی بود که بیهوش شد و علیرغم اصرار و درخواست دوستان از ماموران برای تماس با اورژانس، هیچگونه تماسی گرفته نشد.
پس از انجام کمکهای اولیه، توسط دو نفر از دوستان حاضر، ایشان کمی به هوش آمدند. باز با وجود وضعیت وخیم این دوست عزیز، توسط ماموران به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در شهریار برده شد اما در پی وخامت مجدد حال ایشان به بیمارستان امام سجاد شهریار منتقل شدند. سایر دوستان حاضر نیز پس از ضبط تلفنهای همراهشان توسط ماموران، به مکانی که به گفته ماموران دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در شهریار بود؛ منتقل گردیدند.
پس از حدود یک ساعت تفتیش، بازرسی و بهم ریختن نقطه به نقطهی خانه از جمله لوازم شخصی و خصوصی، توسط ماموران، و نیز ضبط لپتاپ و گوشی همراه اینجانب، من را نیز به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در شهریار انتقال دادند.
در دفتر پیگیری وزارت اطلاعات شهریار، پس از چندین ساعت بازجویی در خصوص این دیدار از من و سایر دوستان بازداشت شده، سرانجام نزدیک به ساعت ۱ بامداد روز ۹ ازدیبهشت؛ من به همراه تعداد زیادی از دوستان آزاد شدیم. اما متاسفانه ۹ نفر دیگر از دوستان به بند ۲۰۹ اوین فرستاده شدند و تا این لحظه همچنان در انفرادی بهسر میبرند.
علیرغم اینکه در این سالها همواره حریم خصوصی و شخصی زندگی اینجانب و همسرم #محمد_حبیبی، بارها مورد تعرض نیروهای امنیتی واقع شده است؛ آنچه که در روز جمعه اتفاق افتاد و من را وادار به نوشتن این چند سطر نموده است این است که اینبار تنها من و همسرم نبودیم که مورد تعرض و آزار دستگاه امنیتی واقع میشدیم بلکه متاسفانه نیروهای امنیتی این بار پا را از پیش فراتر گذاشته و با ورود رعبآور خویش و ایجاد جو و فشار روانی میهمانان و دوستان عزیز ما را مورد ظلم و تعدی قرار داده و با بهانههای واهی و نخنمای همیشگی از یک دیدار صرفا دوستانه، با نام تجمع و جلسه یاد کردند؛ میهمانان ما را با بازداشت و چندین ساعت بازجوییهای بیاساس، مورد فشار جسمی و روانی قرار داده و اضطراب زیادی بر خانوادههایشان وارد کردند.
بدون تردید این برخورد توهینآمیز، خشونتبار و ستمگرانه ماموران امنیتی با چنین جمعی فرهیخته که موجب به درد آمدن هر وجدان بیداری میشود، نشان از نوعی استیصال و عدم عقلانیت کافی از سوی دستگاه امنیتی است که دیدن حمایتهای دوستانه و همدلانهها را تاب نمیآورد. اما حاصل این مکانیسمهای تنشزای کور، ناخواسته، بر استواری اراده و عزم مشترک هرچه بیشتر صنف زحمتکش و شریف معلمی و کارگری میافزاید.
اینجانب، ضمن ابراز تاسف بسیار از اتفاق پیش آمده برای همراهان همیشگی به ویژه دوستانی که همچنان در بازداشت و بلاتکلیفی به سر میبرند و نیز خانوادههای ارجمندشان، مراتب قدردانی، سپاس صمیمانه و خالصانه خود و محمد حبیبی را از تمامی این عزیزان و دیگر بزرگوارانی که در این سالها همواره همراه و پشتیبان ما بودهاند ابراز میدارم و نیک میدانم که اتفاق روز جمعه و مقاومت برحق شما؛ برگ زرین دیگری بر افتخارات انسانهای آزاده و شریفی چون شما همراهان همیشگی تمامی معلمان دربند و خانوادههایشان افزوده است.
به امیدی آزادی و برابری برای همه مردم ایران
با احترام خدیجه پاک ضمیر
دهم اردیبهشت ماه هزار و چهارصد و دو
اسامی افرادی که در بند ۲۰۹، انفرادی، اوین محبوس شدهاند:
#ژاله_روحزاد
#احمد_حیدری
#الدوز_هاشمی
#ریحانه_انصاری_نژاد
#عسل_محمدی
#هیراد_پیربداقی
#آنیشا_اسداللهی
#سروناز_احمدی
#کامیار_فکور
#حسن_چرتابی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در حالیکه بیست و سه روز از بازداشت همسرم محمد حبیبی توسط وزارت اطلاعات میگذرد همکاران، فعالین صنفی و مدنی و دوستان بسیاری در این مدت به منزل ما آمده و ضمن همدردی از مواضع و فعالیت های صنفی همسرم حمایت کردهاند
روز جمعه هشتم اردیبهشت ۱۴۰٢، نیز شماری از دوستان و همکاران عزیز، برای دیداری دوستانه به منزل شخصی ما آمدند. در همان دقایق اولیه حضور میهمانان بیش از ۱۵ نفر از ماموران وزارت اطلاعات با پتک و با ایجاد رعب و وحشت وارد منزل شدند موجب آزار و تشویش و آشفتگی دوستان عزیزمان شدند؛ به طوری که دو نفر از دوستان حاضر در جمع به شدت بدحال گردیدند، وخامت حال یکی از آنها به حدی بود که بیهوش شد و علیرغم اصرار و درخواست دوستان از ماموران برای تماس با اورژانس، هیچگونه تماسی گرفته نشد.
پس از انجام کمکهای اولیه، توسط دو نفر از دوستان حاضر، ایشان کمی به هوش آمدند. باز با وجود وضعیت وخیم این دوست عزیز، توسط ماموران به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در شهریار برده شد اما در پی وخامت مجدد حال ایشان به بیمارستان امام سجاد شهریار منتقل شدند. سایر دوستان حاضر نیز پس از ضبط تلفنهای همراهشان توسط ماموران، به مکانی که به گفته ماموران دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در شهریار بود؛ منتقل گردیدند.
پس از حدود یک ساعت تفتیش، بازرسی و بهم ریختن نقطه به نقطهی خانه از جمله لوازم شخصی و خصوصی، توسط ماموران، و نیز ضبط لپتاپ و گوشی همراه اینجانب، من را نیز به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در شهریار انتقال دادند.
در دفتر پیگیری وزارت اطلاعات شهریار، پس از چندین ساعت بازجویی در خصوص این دیدار از من و سایر دوستان بازداشت شده، سرانجام نزدیک به ساعت ۱ بامداد روز ۹ ازدیبهشت؛ من به همراه تعداد زیادی از دوستان آزاد شدیم. اما متاسفانه ۹ نفر دیگر از دوستان به بند ۲۰۹ اوین فرستاده شدند و تا این لحظه همچنان در انفرادی بهسر میبرند.
علیرغم اینکه در این سالها همواره حریم خصوصی و شخصی زندگی اینجانب و همسرم #محمد_حبیبی، بارها مورد تعرض نیروهای امنیتی واقع شده است؛ آنچه که در روز جمعه اتفاق افتاد و من را وادار به نوشتن این چند سطر نموده است این است که اینبار تنها من و همسرم نبودیم که مورد تعرض و آزار دستگاه امنیتی واقع میشدیم بلکه متاسفانه نیروهای امنیتی این بار پا را از پیش فراتر گذاشته و با ورود رعبآور خویش و ایجاد جو و فشار روانی میهمانان و دوستان عزیز ما را مورد ظلم و تعدی قرار داده و با بهانههای واهی و نخنمای همیشگی از یک دیدار صرفا دوستانه، با نام تجمع و جلسه یاد کردند؛ میهمانان ما را با بازداشت و چندین ساعت بازجوییهای بیاساس، مورد فشار جسمی و روانی قرار داده و اضطراب زیادی بر خانوادههایشان وارد کردند.
بدون تردید این برخورد توهینآمیز، خشونتبار و ستمگرانه ماموران امنیتی با چنین جمعی فرهیخته که موجب به درد آمدن هر وجدان بیداری میشود، نشان از نوعی استیصال و عدم عقلانیت کافی از سوی دستگاه امنیتی است که دیدن حمایتهای دوستانه و همدلانهها را تاب نمیآورد. اما حاصل این مکانیسمهای تنشزای کور، ناخواسته، بر استواری اراده و عزم مشترک هرچه بیشتر صنف زحمتکش و شریف معلمی و کارگری میافزاید.
اینجانب، ضمن ابراز تاسف بسیار از اتفاق پیش آمده برای همراهان همیشگی به ویژه دوستانی که همچنان در بازداشت و بلاتکلیفی به سر میبرند و نیز خانوادههای ارجمندشان، مراتب قدردانی، سپاس صمیمانه و خالصانه خود و محمد حبیبی را از تمامی این عزیزان و دیگر بزرگوارانی که در این سالها همواره همراه و پشتیبان ما بودهاند ابراز میدارم و نیک میدانم که اتفاق روز جمعه و مقاومت برحق شما؛ برگ زرین دیگری بر افتخارات انسانهای آزاده و شریفی چون شما همراهان همیشگی تمامی معلمان دربند و خانوادههایشان افزوده است.
به امیدی آزادی و برابری برای همه مردم ایران
با احترام خدیجه پاک ضمیر
دهم اردیبهشت ماه هزار و چهارصد و دو
اسامی افرادی که در بند ۲۰۹، انفرادی، اوین محبوس شدهاند:
#ژاله_روحزاد
#احمد_حیدری
#الدوز_هاشمی
#ریحانه_انصاری_نژاد
#عسل_محمدی
#هیراد_پیربداقی
#آنیشا_اسداللهی
#سروناز_احمدی
#کامیار_فکور
#حسن_چرتابی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
قطعنامه تشکلهای صنفی و مدنی مستقل ایران به مناسبت روز معلم و اول ماه مه روز جهانی کارگر
روز معلم و مراسم اول ماه مه امسال را در حالی برگزار میکنیم که کارگران، معلمان، زنان، دادخواهان، ملتهای تحت ستم، دانشجویان، بازنشستگان و عموم توده های ستمدیده مردم ایران در مصافی تاریخی و زیر و رو کننده با سیستم ضد انسانی حاکم بر کشور قرار گرفته اند و به رغم سرکوب خونینی که حکومت طی هشت ماه گذشته انجام داده است جنبش انقلابی مردم ایران همچنان زنده و پویاست و روزی نیست که مردم به جان آمده در هر سو از جغرافیای سیاسی ایران با هر زبانی در خیابان و محل کار و زندگی حکومت را آماج اعتراضات تحول خواهانه خود قرار ندهند.
حکومتی که در مدارس دختران جوان و نوجوان را هدف حملات شیمیایی قرار میدهد و زنان* را به مثابه ستون اصلی یک جامعه انسانی علاوه بر محروم کردن از پایه ای ترین حقوق انسانی شان در خیابان مورد ددمنشانه ترين حملات جسمی و روحی قرار میدهد، فساد و غارتگری بخش مهمی از موجودیت آن است، حتی به مدت یک هفته قادر به مهار تورم و گرانی نیست و یک جامعه نود میلیونی را در کشوری ثروتمند غرق در فقر و فلاکت کرده است و معلم، کارگر، سینماگر، هنرمند، فعال مدنی و سیاسی، پیر و جوان و همه پیکره جامعه در مقابلش قرار دارند نه شایسته بقاست و نه قادر به ادامه حیات است.
دیگر بر هر ناظر روشن بینی پر واضح است که در پی نزدیک به هشت ماه خیزش سراسری مردم ایران، اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور به روال سابق باز نخواهد گشت و جنبش انقلابی مردم ایران به پیشروی خود تا ایجاد تغییرات بنیادین در کشور ادامه خواهد داد.
بر متن این شرایط عینی و بشدت متلاطم و متحولی است که مدتهاست جناحهای مختلف طبقه حاکم بر ایران چه در پوزیسیون و چه در اپوزوسیون سراسیمه تر از هر دوره تاریخی دیگری دست بکار بند و بست با قدرتهای جهانی و رقم زدن تحولات سیاسی از بالای سر مردم ایران شده اند تا همچنان به سبک و سیاق گذشته، اینبار نیز آزادیخواهی و برابری طلبی مردم ایران را قربانی مطامع ضد انسانی خود و غارتگران و جنایتکاران بین المللی کنند.
اما آن پدیده ای که امروز در صحنه تحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران جاری است، جنین رشد یافته انقلابی را در خود دارد که می تواند سرآغاز یک انقلاب بزرگ اجتماعی در ایران و منطقه خاورمیانه باشد و تاریخی نوین را در این منطقه مهم و استراتژیک از جهان کنونی رقم بزند.
به همین دلیل هم است که ما در منشور مطالبات حداقلی بیست تشکل صنفی و مدنی با تاکید به عینیت تاثیر گذاری عمیق جنبشهای اجتماعی بر تحولات جاری و آتی کشور، وجوه سلبی و اثباتی اعتراضات بنیادین مردم ایران را در پی اعتراضات سراسری به قتل جنایتکارانه #ژینا امینی در جای جای این منشور بر شمرده و اعلام کرده ایم که پرچم اعتراضات بنیادینی که امروز در ایران بدست زنان، دانشجویان، دانش آموزان، معلمان، کارگران، دادخواهان، هنرمندان، رنگین کمانی ها، نویسندگان و عموم توده های ستمدیده مردم ایران بر افراشته شده است اعتراضی است علیه زن ستیزی، ناامنی پایان ناپذیر اقتصادی، بردگی نیروی کار و فقر و فلاکت و ستم طبقاتی، تبعیض جنسیتی و ملی و مذهبی، و انقلابی است علیه هر شکلی از استبداد مذهبی و غیر مذهبی که در طول بیش از یک قرن گذشته بر ما مردم ایران تحمیل شده است.
اگر چه منشور مطالبات حداقلی بیست تشکل صنفی و مدنی در میانه ی خیزش سراسری زن، زندگی، آزادی و از متن و دل جامعه سر بر آورده است و قطب نمای مبارزات همین امروز ما برای شکل دهی به ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آینده ایران است با این حال با توجه به کل شرایط و اوضاع و احوال اقتصادی و اجتماعی و سیاسی حاکم بر کشور، ما بر این باوریم که طبقه کارگر ایران با قرار گرفتن در مرکز ثقل تحولات سیاسی آتی، قادر خواهد شد افق رهائی بخش و تاریخی خود را بطور حداکثری به پیش برد.
ما با حمایت از اعتصاب گسترده کارگران پروژهای نفت و گاز و پتروشیمی، بار دیگر و به مناسبت #روز_معلم و #روز_جهانی_کارگر، با قرار دادن مطالبات دوازدهگانهی منشور مطالبات حداقلی بیست تشکل صنفی و مدنی، به مثابه خواستهای حداقلی خود در این قطعنامه، کارگران و معلمان، زنان، دانشجویان و عموم توده های ستمدیده مردم ایران را فرا میخوانیم با سازمانیابی در تشکلها و شوراهای محیط کار و محلات، مبارزات خود را برای گذر از شرایط ضد انسانی موجود و شکل دهی به آینده ای مبتنی بر تحقق خواستهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه، متکی به اراده و اتحاد و همبستگی خود سازند.
۱. آزادی فوری و بیقید و شرط همه زندانیان سیاسی، منع جرم انگاری فعالیت سیاسی و صنفی و مدنی و محاکمه علنی آمرین و عاملین سرکوب اعتراضات مردمی.
ادامه مطلب🔻
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
روز معلم و مراسم اول ماه مه امسال را در حالی برگزار میکنیم که کارگران، معلمان، زنان، دادخواهان، ملتهای تحت ستم، دانشجویان، بازنشستگان و عموم توده های ستمدیده مردم ایران در مصافی تاریخی و زیر و رو کننده با سیستم ضد انسانی حاکم بر کشور قرار گرفته اند و به رغم سرکوب خونینی که حکومت طی هشت ماه گذشته انجام داده است جنبش انقلابی مردم ایران همچنان زنده و پویاست و روزی نیست که مردم به جان آمده در هر سو از جغرافیای سیاسی ایران با هر زبانی در خیابان و محل کار و زندگی حکومت را آماج اعتراضات تحول خواهانه خود قرار ندهند.
حکومتی که در مدارس دختران جوان و نوجوان را هدف حملات شیمیایی قرار میدهد و زنان* را به مثابه ستون اصلی یک جامعه انسانی علاوه بر محروم کردن از پایه ای ترین حقوق انسانی شان در خیابان مورد ددمنشانه ترين حملات جسمی و روحی قرار میدهد، فساد و غارتگری بخش مهمی از موجودیت آن است، حتی به مدت یک هفته قادر به مهار تورم و گرانی نیست و یک جامعه نود میلیونی را در کشوری ثروتمند غرق در فقر و فلاکت کرده است و معلم، کارگر، سینماگر، هنرمند، فعال مدنی و سیاسی، پیر و جوان و همه پیکره جامعه در مقابلش قرار دارند نه شایسته بقاست و نه قادر به ادامه حیات است.
دیگر بر هر ناظر روشن بینی پر واضح است که در پی نزدیک به هشت ماه خیزش سراسری مردم ایران، اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور به روال سابق باز نخواهد گشت و جنبش انقلابی مردم ایران به پیشروی خود تا ایجاد تغییرات بنیادین در کشور ادامه خواهد داد.
بر متن این شرایط عینی و بشدت متلاطم و متحولی است که مدتهاست جناحهای مختلف طبقه حاکم بر ایران چه در پوزیسیون و چه در اپوزوسیون سراسیمه تر از هر دوره تاریخی دیگری دست بکار بند و بست با قدرتهای جهانی و رقم زدن تحولات سیاسی از بالای سر مردم ایران شده اند تا همچنان به سبک و سیاق گذشته، اینبار نیز آزادیخواهی و برابری طلبی مردم ایران را قربانی مطامع ضد انسانی خود و غارتگران و جنایتکاران بین المللی کنند.
اما آن پدیده ای که امروز در صحنه تحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران جاری است، جنین رشد یافته انقلابی را در خود دارد که می تواند سرآغاز یک انقلاب بزرگ اجتماعی در ایران و منطقه خاورمیانه باشد و تاریخی نوین را در این منطقه مهم و استراتژیک از جهان کنونی رقم بزند.
به همین دلیل هم است که ما در منشور مطالبات حداقلی بیست تشکل صنفی و مدنی با تاکید به عینیت تاثیر گذاری عمیق جنبشهای اجتماعی بر تحولات جاری و آتی کشور، وجوه سلبی و اثباتی اعتراضات بنیادین مردم ایران را در پی اعتراضات سراسری به قتل جنایتکارانه #ژینا امینی در جای جای این منشور بر شمرده و اعلام کرده ایم که پرچم اعتراضات بنیادینی که امروز در ایران بدست زنان، دانشجویان، دانش آموزان، معلمان، کارگران، دادخواهان، هنرمندان، رنگین کمانی ها، نویسندگان و عموم توده های ستمدیده مردم ایران بر افراشته شده است اعتراضی است علیه زن ستیزی، ناامنی پایان ناپذیر اقتصادی، بردگی نیروی کار و فقر و فلاکت و ستم طبقاتی، تبعیض جنسیتی و ملی و مذهبی، و انقلابی است علیه هر شکلی از استبداد مذهبی و غیر مذهبی که در طول بیش از یک قرن گذشته بر ما مردم ایران تحمیل شده است.
اگر چه منشور مطالبات حداقلی بیست تشکل صنفی و مدنی در میانه ی خیزش سراسری زن، زندگی، آزادی و از متن و دل جامعه سر بر آورده است و قطب نمای مبارزات همین امروز ما برای شکل دهی به ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آینده ایران است با این حال با توجه به کل شرایط و اوضاع و احوال اقتصادی و اجتماعی و سیاسی حاکم بر کشور، ما بر این باوریم که طبقه کارگر ایران با قرار گرفتن در مرکز ثقل تحولات سیاسی آتی، قادر خواهد شد افق رهائی بخش و تاریخی خود را بطور حداکثری به پیش برد.
ما با حمایت از اعتصاب گسترده کارگران پروژهای نفت و گاز و پتروشیمی، بار دیگر و به مناسبت #روز_معلم و #روز_جهانی_کارگر، با قرار دادن مطالبات دوازدهگانهی منشور مطالبات حداقلی بیست تشکل صنفی و مدنی، به مثابه خواستهای حداقلی خود در این قطعنامه، کارگران و معلمان، زنان، دانشجویان و عموم توده های ستمدیده مردم ایران را فرا میخوانیم با سازمانیابی در تشکلها و شوراهای محیط کار و محلات، مبارزات خود را برای گذر از شرایط ضد انسانی موجود و شکل دهی به آینده ای مبتنی بر تحقق خواستهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه، متکی به اراده و اتحاد و همبستگی خود سازند.
۱. آزادی فوری و بیقید و شرط همه زندانیان سیاسی، منع جرم انگاری فعالیت سیاسی و صنفی و مدنی و محاکمه علنی آمرین و عاملین سرکوب اعتراضات مردمی.
ادامه مطلب🔻
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ادامه مطلب
۲. آزادی بیقید و شرط عقیده، بیان و اندیشه، مطبوعات، تحزب، تشکلهای محلی و سراسری صنفی و مردمی، اجتماعات، اعتصاب، راهپیمایی، شبکه های اجتماعی و رسانه های صوتی و تصویری.
۳. لغو فوری صدور و اجرای هر نوع مجازات مرگ، اعدام، قصاص و ممنوعیت هر قسم شکنجه روحی و جسمی.
۴. اعلام بلادرنگ برابری کامل حقوق زنان با مردان در تمامی عرصههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و خانوادگی، امحا و لغو بی قید و شرط قوانین و فرمهای تبعیض آمیزعلیه تعلقات و گرایشهای جنسی و جنسیتی، به رسمیت شناختن جامعهی رنگین کمانیِ "الجیبیتیکیوآیایپلاس"، جرم زدایی از همه تعلقات و گرایشات جنسیتی و پایبندی بدون قید و شرط به تمامی حقوق زنان بر بدن و سرنوشت خود و جلوگیری از اعمال کنترل مردسالارانه.
۵. مذهب امر خصوصی افراد است و نباید در مقدرات و قوانین سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور دخالت و حضور داشته باشد.
۶. تامین ایمنی کار، امنیت شغلی و افزایش فوری حقوق کارگران، معلمان، کارمندان و همه زحمتکشان شاغل و بازنشسته با حضور و دخالت و توافق نمایندههای منتخب تشکلهای مستقل و سراسری آنان.
۷. امحا قوانین و هرگونه نگرش مبتنی بر تبعیض و ستم ملی و مذهبی و ایجاد زیرساختهای مناسب حمایتی و توزیع عادلانه و برابر امکانات دولتی برای رشد فرهنگ و هنر در همه مناطق کشور و فراهم کردن تسهیلات لازم و برابر برای یادگیری و آموزش همه زبانهای رایج در جامعه.
۸. بر چیده شدن ارگانهای سرکوب، محدود کردن اختیارات دولت و دخالت مستقیم و دائمی مردم در اداره امور کشور از طریق شوراهای محلی و سراسری. عزل هر مقام دولتی و غیر دولتی توسط انتخاب کنندگان در هر زمانی باید جزو حقوق بنیادین انتخاب کنندگان باشد.
۹. مصادره اموال همه اشخاص حقیقی و حقوقی و نهادهای دولتی و شبه دولتی و خصوصی که با غارت مستقیم و یا رانت حکومتی، اموال و ثروتهای اجتماعی مردم ایران را به یغما برده ند. ثروت حاصل از این مصادرهها، باید به فوریت صرف مدرن سازی و بازسازی آموزش و پرورش، صندوقهای بازنشستگی، محیط زیست و نیازهای مناطق و اقشاری از مردم ایران شود که در دو حکومت جمهوری اسلامی و رژیم سلطنتی محروم و از امکانات کمتری برخوردار بودهاند.
۱۰. پایان دادن به تخریبهای زیست محیطی، اجرای سیاستهای بنیادین برای احیای زیرساختهای زیست محیطی که در طول یکصد سال گذشته تخریب شدهاند و مشاع و عمومی کردن آن بخشهایی از طبیعت،(همچون مراتع، سواحل، جنگلها و کوهپایهها) که در قالب خصوصی سازی حق عمومی مردم نسبت به آنها سلب شده است.
۱۱. ممنوعیت کار کودکان و تامین زندگی و آموزش آنان جدای از موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده. ایجاد رفاه همگانی از طریق بیمه بیکاری و تامین اجتماعی قدرتمند برای همه افراد دارای سن قانونی آماده بهکار و یا فاقد توانایی کار. رایگان سازی آموزش و پرورش و بهداشت و درمان برای همه مردم.
۱۲. عادی سازی روابط خارجی در بالاترین سطوح با همه کشورهای جهان بر مبنای روابطی عادلانه و احترام متقابل، ممنوعیت دستیابی به سلاح اتمی و تلاش برای صلح جهانی.
از نظر ما مطالبات حداقلی فوق با توجه به وجود ثروتهای زیر زمینی بالقوه و بالفعل در کشور و وجود مردمی آگاه و توانمند و نسلی از جوانان و نوجوانانی که دارای انگیزه فراوان برای برخورداری از یک زندگی شاد و آزاد و مرفه هستند، به فوریت قابل تحقق و اجراست.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
اتحاد بازنشستگان
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت( ارکان ثالث)
صدای مستقل کارگران گروه ملی فولاد ایران(اهواز)
شورای کارگری بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی(بستا)
سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه
کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری ایران
انجمن صنفی کارگران برق و فلز کرمانشاه
ندای زنان ایران
شورای بازنشستگان ایران
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری
کانون مدافعان حقوق کارگر
سندیکای نقاشان استان البرز
اتحادیه آزاد کارگران ایران
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
۲. آزادی بیقید و شرط عقیده، بیان و اندیشه، مطبوعات، تحزب، تشکلهای محلی و سراسری صنفی و مردمی، اجتماعات، اعتصاب، راهپیمایی، شبکه های اجتماعی و رسانه های صوتی و تصویری.
۳. لغو فوری صدور و اجرای هر نوع مجازات مرگ، اعدام، قصاص و ممنوعیت هر قسم شکنجه روحی و جسمی.
۴. اعلام بلادرنگ برابری کامل حقوق زنان با مردان در تمامی عرصههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و خانوادگی، امحا و لغو بی قید و شرط قوانین و فرمهای تبعیض آمیزعلیه تعلقات و گرایشهای جنسی و جنسیتی، به رسمیت شناختن جامعهی رنگین کمانیِ "الجیبیتیکیوآیایپلاس"، جرم زدایی از همه تعلقات و گرایشات جنسیتی و پایبندی بدون قید و شرط به تمامی حقوق زنان بر بدن و سرنوشت خود و جلوگیری از اعمال کنترل مردسالارانه.
۵. مذهب امر خصوصی افراد است و نباید در مقدرات و قوانین سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور دخالت و حضور داشته باشد.
۶. تامین ایمنی کار، امنیت شغلی و افزایش فوری حقوق کارگران، معلمان، کارمندان و همه زحمتکشان شاغل و بازنشسته با حضور و دخالت و توافق نمایندههای منتخب تشکلهای مستقل و سراسری آنان.
۷. امحا قوانین و هرگونه نگرش مبتنی بر تبعیض و ستم ملی و مذهبی و ایجاد زیرساختهای مناسب حمایتی و توزیع عادلانه و برابر امکانات دولتی برای رشد فرهنگ و هنر در همه مناطق کشور و فراهم کردن تسهیلات لازم و برابر برای یادگیری و آموزش همه زبانهای رایج در جامعه.
۸. بر چیده شدن ارگانهای سرکوب، محدود کردن اختیارات دولت و دخالت مستقیم و دائمی مردم در اداره امور کشور از طریق شوراهای محلی و سراسری. عزل هر مقام دولتی و غیر دولتی توسط انتخاب کنندگان در هر زمانی باید جزو حقوق بنیادین انتخاب کنندگان باشد.
۹. مصادره اموال همه اشخاص حقیقی و حقوقی و نهادهای دولتی و شبه دولتی و خصوصی که با غارت مستقیم و یا رانت حکومتی، اموال و ثروتهای اجتماعی مردم ایران را به یغما برده ند. ثروت حاصل از این مصادرهها، باید به فوریت صرف مدرن سازی و بازسازی آموزش و پرورش، صندوقهای بازنشستگی، محیط زیست و نیازهای مناطق و اقشاری از مردم ایران شود که در دو حکومت جمهوری اسلامی و رژیم سلطنتی محروم و از امکانات کمتری برخوردار بودهاند.
۱۰. پایان دادن به تخریبهای زیست محیطی، اجرای سیاستهای بنیادین برای احیای زیرساختهای زیست محیطی که در طول یکصد سال گذشته تخریب شدهاند و مشاع و عمومی کردن آن بخشهایی از طبیعت،(همچون مراتع، سواحل، جنگلها و کوهپایهها) که در قالب خصوصی سازی حق عمومی مردم نسبت به آنها سلب شده است.
۱۱. ممنوعیت کار کودکان و تامین زندگی و آموزش آنان جدای از موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده. ایجاد رفاه همگانی از طریق بیمه بیکاری و تامین اجتماعی قدرتمند برای همه افراد دارای سن قانونی آماده بهکار و یا فاقد توانایی کار. رایگان سازی آموزش و پرورش و بهداشت و درمان برای همه مردم.
۱۲. عادی سازی روابط خارجی در بالاترین سطوح با همه کشورهای جهان بر مبنای روابطی عادلانه و احترام متقابل، ممنوعیت دستیابی به سلاح اتمی و تلاش برای صلح جهانی.
از نظر ما مطالبات حداقلی فوق با توجه به وجود ثروتهای زیر زمینی بالقوه و بالفعل در کشور و وجود مردمی آگاه و توانمند و نسلی از جوانان و نوجوانانی که دارای انگیزه فراوان برای برخورداری از یک زندگی شاد و آزاد و مرفه هستند، به فوریت قابل تحقق و اجراست.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
اتحاد بازنشستگان
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت( ارکان ثالث)
صدای مستقل کارگران گروه ملی فولاد ایران(اهواز)
شورای کارگری بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی(بستا)
سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه
کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری ایران
انجمن صنفی کارگران برق و فلز کرمانشاه
ندای زنان ایران
شورای بازنشستگان ایران
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری
کانون مدافعان حقوق کارگر
سندیکای نقاشان استان البرز
اتحادیه آزاد کارگران ایران
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
فراخوان اعتراضات و اعتصابات گسترده روز جهان کارگر ۱۴۰۲ / دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ ، اول ماه مِه
فراخوان به اعتراضات و اعتصابات سراسری و گسترده در روز جهانی کارگر در همبستگی با کارگران اعتصابی نفت و پتروشیمی در ادامه انقلاب زن زندگی آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
فراخوان به اعتراضات و اعتصابات سراسری و گسترده در روز جهانی کارگر در همبستگی با کارگران اعتصابی نفت و پتروشیمی در ادامه انقلاب زن زندگی آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#حافظه_تاریخی
روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ معلمان با خواست افزایش دستمزد، دست به اعتصاب زده و مقابل مجلس در میدان بهارستان تجمع کردند. ماموران با تیراندازی هوایی و باتوم میخواستند معلمان را متفرق کنند، اما شلیک تیر مستقیم سرگرد ناصر شهرستانی، رئیس کلانتری بهارستان موجب تحرکات بیشتری شد. یکی از گلولههای شهرستانی به پیشانی معلم جوان #ابوالحسن_خانعلی نشست. خانعلی، اهل کن بود و در دبیرستانهای جامی و شریف؛ فلسفه و عربی تدریس میکرد. خانعلی با مدرک لیسانس در سال ۱۳۳۵ به استخدام وزارت فرهنگ درآمده بود و همزمان با تدریس، دوره دکترای فلسفه را در دانشگاه تهران میگذراند.
تشییع پیکرخانعلی در روز ۱۳ اردیبهشت به یکی از بزرگترین تظاهرات خیابانی بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تبدیل شد. در پی این حوادث،شریف امامی روز ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۰ استعفای خود را به دربار تسلیم کرد و شاه، علی امینی را بهعنوان نخستوزیر معرفی کرد. معلمان در شبهفت خانعلی، روز ۱۲ اردیبهشت را «روز معلم» نامیدند.امینی شرایط معلمان را پذیرفت و هیأت دولت حقوق معلمان را افزایش داد.سرگرد شهرستانی نیز برکنار و تحویل دادگستری شد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ معلمان با خواست افزایش دستمزد، دست به اعتصاب زده و مقابل مجلس در میدان بهارستان تجمع کردند. ماموران با تیراندازی هوایی و باتوم میخواستند معلمان را متفرق کنند، اما شلیک تیر مستقیم سرگرد ناصر شهرستانی، رئیس کلانتری بهارستان موجب تحرکات بیشتری شد. یکی از گلولههای شهرستانی به پیشانی معلم جوان #ابوالحسن_خانعلی نشست. خانعلی، اهل کن بود و در دبیرستانهای جامی و شریف؛ فلسفه و عربی تدریس میکرد. خانعلی با مدرک لیسانس در سال ۱۳۳۵ به استخدام وزارت فرهنگ درآمده بود و همزمان با تدریس، دوره دکترای فلسفه را در دانشگاه تهران میگذراند.
تشییع پیکرخانعلی در روز ۱۳ اردیبهشت به یکی از بزرگترین تظاهرات خیابانی بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تبدیل شد. در پی این حوادث،شریف امامی روز ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۰ استعفای خود را به دربار تسلیم کرد و شاه، علی امینی را بهعنوان نخستوزیر معرفی کرد. معلمان در شبهفت خانعلی، روز ۱۲ اردیبهشت را «روز معلم» نامیدند.امینی شرایط معلمان را پذیرفت و هیأت دولت حقوق معلمان را افزایش داد.سرگرد شهرستانی نیز برکنار و تحویل دادگستری شد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
#انقلاب_ایران @designmanufacturing
اول ماه مه، روز جهانی کارگر، گرامی باد
سال ۱۸۸۶، روز اول ماه مه، صدها هزار کارگر جان به لب رسیده در دهها شهر آمریکا در اعتراض به وضعیت فلاکتبار زندگی خود به خیابانها آمدند و خواهان بهبود شرایط کار و کاهش زمان کار روزانه به ۸ ساعت شدند. در شیکاگو، پلیس با یورش به کارگران معترض تجمع آنان را به خاکوخون کشید؛ دهها تن کشته، هزاران تن زخمی و زندانی و شماری از آنها به جوخههای اعدام سپرده شدند. این برخورد خشونتبار با کارگران معترض همدلی و حمایت کارگران دیگر کشورها را به همراه داشت و برگزاری مراسم یادبود آن در سالهای پیاپی سرانجام صاحبان قدرت و سرمایه را به تسلیم در برابر این خواسته برحق کارگران واداشت، و این روز در جهان به نام روز کارگر شناخته شد.
اکنون بیش از یک سده است که کارگران سراسر جهان در اول ماه مه، برای یک روز هم که شده، دست از کار میکشند و به خیابانها میآیند یا در مراکز کارگری جمع میشوند و، ضمن جشن و پایکوبی، از خواستههای خود برای برخورداری از کرامت انسانی و زندگی بهتر دفاع میکنند، بهویژه در روزگاری که حامیان سرمایه و غارتگران نیروی کار کمر به پایمال کردن حقوق آنان بستهاند.
در ایران روز جهانی کارگر هیچگاه به رسمیت شناخته نشده است. با این همه، کارگران هر سال روز اول ماه مه(برابر با ۱۱ اردیبهشت) را به شیوههای گوناگون گرامی داشتهاند تا از مطالبات برحق خود سخن بگویند. اینک با گذشت ۴۴ سال از استقرار ج. اسلامی، حاکمیت نهتنها هیچ گام مثبتی در جهت تحقق خواستهای برحق کارگران برنداشته که به شیوههای مزورانه آنان را از حق تشکلیابی مستقل محروم کرده و همواره با زور و سرکوب پشتیبان حقوق کارفرمایان بوده است. ورشکستگی کارخانهها و تعطیلی بسیاری از واحدهای صنعتی و صنفی در این سالها بر میزان بیکاری کارگران و انبوه مطالبات معوقهی آنان افزودهاند. و اینک گسترش روزافزون دامنهی تورم و گرانی بسیاری از کارگران را نیز مانند بسیاری از دیگر قشرهای جامعه زیر خط فقر برده است. در این میان، حاکمیت با تشدید سانسور راه را بر بیان مشکلات کارگران بسته است، هرگونه اعتصاب و تجمع اعتراضی آنان را «جرمانگاری» میکند و با فعالان کارگری به زبان تهدید و شکنجه و زندان سخن میگوید.
کانون نویسندگان ایران در دفاع از آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا برای همگان، با گرامیداشت روز جهانی کارگر خواهان آزادی بیقیدوشرط همهی فعالان کارگری از جمله کیوان مهتدی، عضو کانون نویسندگان ایران، و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی است.
کانون نویسندگان ایران
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سال ۱۸۸۶، روز اول ماه مه، صدها هزار کارگر جان به لب رسیده در دهها شهر آمریکا در اعتراض به وضعیت فلاکتبار زندگی خود به خیابانها آمدند و خواهان بهبود شرایط کار و کاهش زمان کار روزانه به ۸ ساعت شدند. در شیکاگو، پلیس با یورش به کارگران معترض تجمع آنان را به خاکوخون کشید؛ دهها تن کشته، هزاران تن زخمی و زندانی و شماری از آنها به جوخههای اعدام سپرده شدند. این برخورد خشونتبار با کارگران معترض همدلی و حمایت کارگران دیگر کشورها را به همراه داشت و برگزاری مراسم یادبود آن در سالهای پیاپی سرانجام صاحبان قدرت و سرمایه را به تسلیم در برابر این خواسته برحق کارگران واداشت، و این روز در جهان به نام روز کارگر شناخته شد.
اکنون بیش از یک سده است که کارگران سراسر جهان در اول ماه مه، برای یک روز هم که شده، دست از کار میکشند و به خیابانها میآیند یا در مراکز کارگری جمع میشوند و، ضمن جشن و پایکوبی، از خواستههای خود برای برخورداری از کرامت انسانی و زندگی بهتر دفاع میکنند، بهویژه در روزگاری که حامیان سرمایه و غارتگران نیروی کار کمر به پایمال کردن حقوق آنان بستهاند.
در ایران روز جهانی کارگر هیچگاه به رسمیت شناخته نشده است. با این همه، کارگران هر سال روز اول ماه مه(برابر با ۱۱ اردیبهشت) را به شیوههای گوناگون گرامی داشتهاند تا از مطالبات برحق خود سخن بگویند. اینک با گذشت ۴۴ سال از استقرار ج. اسلامی، حاکمیت نهتنها هیچ گام مثبتی در جهت تحقق خواستهای برحق کارگران برنداشته که به شیوههای مزورانه آنان را از حق تشکلیابی مستقل محروم کرده و همواره با زور و سرکوب پشتیبان حقوق کارفرمایان بوده است. ورشکستگی کارخانهها و تعطیلی بسیاری از واحدهای صنعتی و صنفی در این سالها بر میزان بیکاری کارگران و انبوه مطالبات معوقهی آنان افزودهاند. و اینک گسترش روزافزون دامنهی تورم و گرانی بسیاری از کارگران را نیز مانند بسیاری از دیگر قشرهای جامعه زیر خط فقر برده است. در این میان، حاکمیت با تشدید سانسور راه را بر بیان مشکلات کارگران بسته است، هرگونه اعتصاب و تجمع اعتراضی آنان را «جرمانگاری» میکند و با فعالان کارگری به زبان تهدید و شکنجه و زندان سخن میگوید.
کانون نویسندگان ایران در دفاع از آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا برای همگان، با گرامیداشت روز جهانی کارگر خواهان آزادی بیقیدوشرط همهی فعالان کارگری از جمله کیوان مهتدی، عضو کانون نویسندگان ایران، و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی است.
کانون نویسندگان ایران
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
حامد اسماعیلییون:
«سرکوب اعتصابات و اعتراضات، زندان و شکنجه به جای حق ایجاد تشکل و اعتصاب مسائل روز بسیاری از ایرانیان است که راه حل آن، عبور از حکومت فاسد ج. اسلامی است.»
«روز کارگرِ امسال در حالی در ایران فرا میرسد که بسیاری از کارگران ایرانی در زندانند یا در اعتصابند. برخی از آنها در دههها مبارزه برای احقاق حق و همچنین در هفت ماه گذشته جان بر سر مبارزه گذشتهاند»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«سرکوب اعتصابات و اعتراضات، زندان و شکنجه به جای حق ایجاد تشکل و اعتصاب مسائل روز بسیاری از ایرانیان است که راه حل آن، عبور از حکومت فاسد ج. اسلامی است.»
«روز کارگرِ امسال در حالی در ایران فرا میرسد که بسیاری از کارگران ایرانی در زندانند یا در اعتصابند. برخی از آنها در دههها مبارزه برای احقاق حق و همچنین در هفت ماه گذشته جان بر سر مبارزه گذشتهاند»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بازنشستگان خوزستان همزمان با روز جهانی #کارگر در اعتراض به پایمال شدن حقوق این قشر مقابل درب اداره کل سازمان تامین اجتماعی در #اهواز تجمع برپا کردند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تحلیل یک استیضاح
یک استاد دانشگاه درباره برکناری وزیر صمت: مطیعترین مجلس تاریخ ج اسلامی حاضر به تبعیت از خامنهای نشد
یک استاد دانشگاه تهران که خواسته نامش فاش نشود، با انتشار یادداشتی درباره پیامهای استیضاح و برکناری وزیر صمت نوشت:
درست یک هفته بعد از اینکه رهبر جمهوری اسلامی سه قوه را به همکاری، "همدلی" و "همافزایی" فرمان داده بود، ماجرای مجلس رخ داد و نطقهای آتشین شنیده شد.
علی خامنهای هفته قبل گفته بود: "همکاری، همدلی وهمافزایی سه قوه، یک راهبرد بسیار مهم و اساسی است". خبرگزاری دولت (ایرنا) و مدیران دولت نیز در تهران و شهرستانها، تمام تلاششان را کردند تا با استناد به این سخن خامنهای، نمایندگان را از استیضاح منصرف کنند، که نشد!
این استیضاح در حالی رخ داد که روز قبل از آن، علی خامنهای در دیدار با کارگران، مجلس و دولت انقلابی! را ستوده و از آنها تمجید کرده بود!
فارغ از اینکه انگیزه نمایندگان استیضاحکننده چه بوده و ماجرای رشوه خودروهای شاسیبلند ریشه در کجا داشته، پیامهای مهمی از دل تقابل مجلس و دولت انقلابی! به بیرون مخابره شد:
یک - حتی مطیعترین مجلس تاریخ جمهوری اسلامی نیز حاضر به تبعیت از علی خامنهای نشد و آشکارا بیاعتنایی کرد به همدلی و همافزایی مورد نظر او! اگر قبلا با یک تشر علی خامنهای، مجالس گذشته سرجای خود می نشستند، اینبار نمایندگان مجلس نظام، حتی برای توصیه کسی که با رانت شورای نگهبان، آنها را به مجلس فرستاده، تره هم خرد نکردند و در نطقهای خود شدیدترین انتقادات را به وزیر فاسد و رئیس دولت وارد کردند.
دو - ژرفای فساد تا آنجا ریشه دوانده که دولت و مجلس سوگلی علی خامنهای را بر سر تقسیم غنایم به جان هم انداخته و درخت خشکیده نظام را آماج جویدن موریانهها کرده است.
برکناری وزیر صمت، نشان از اوجگیری تقابل باندهای مافیایی قدرت و ثروت است که مانند نوک کوه یخ، اندکی از آن در مجلس بیرون زد، مطمئن باشید در هفتههای آینده فسادهای بیشتر و دعواهای بیشتری برملا خواهد شد.
سه - فاطمی امین، وزیر "امین" و نماد کابینه رئیسی بود و برکناری او توسط مجلس اصولگرا نشان داد که همین نمایندگان انقلابی حاضرند، سربزنگاه رفیق دیروز را قربانی کنند تا اندکی از زیر فشار افکار عمومی خارج شوند. جالب است که اکثریت همین مجلس، در انتخابات سال ۱۴۰۰، از رئیسی حمایت و از او دعوت به نامزدی کرده بودند.
چهار - قطعا یکی از انگیزههای استیضاحکنندگان، نیم نگاهی به "انتخابات" مجلس است که اسفند امسال قرار است برگزار شود.
هر نمایندهای به خوبی میداند که در شب رایگیری و سر سفره شام و شیرینی و پولپاشی برای خرید رای، باید حرفی برای مردم محلی داشته باشد تا خلایق راضی شوند، فردا باز هم به او رای دهند، البته اگر تا آن تاریخ، سیر تحولات، فرجام دیگری را رقم نزده باشد.
پنج - اگرچه مشکلات اقتصادی کشور ریشههای ساختاری فراتر از دولت دارد، ولی وزیر صمت (صنعت، معدن و تجارت) متولی اصلی نهاد دولت در این زمینه است.
این استیضاح نشان داد بلندای صدای فقر و فساد و گرانی به گوش سنگین مجلس نظام رسیده و دور نیست که برای تبرئه خود، رفیق دیروز را قربانی کنند.
بدون خوشبینی افراطی یا نزدیکبینی سیاسی، باید گفت که امسال سال پرتلاطمی برای دولت (نظام) است و کشتی فرسوده آن، با طوفانهای بزرگی روبرو خواهد بود، هرچه باشد گفتهاند، سالی که نکوست از بهارش پیداست!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
یک استاد دانشگاه درباره برکناری وزیر صمت: مطیعترین مجلس تاریخ ج اسلامی حاضر به تبعیت از خامنهای نشد
یک استاد دانشگاه تهران که خواسته نامش فاش نشود، با انتشار یادداشتی درباره پیامهای استیضاح و برکناری وزیر صمت نوشت:
درست یک هفته بعد از اینکه رهبر جمهوری اسلامی سه قوه را به همکاری، "همدلی" و "همافزایی" فرمان داده بود، ماجرای مجلس رخ داد و نطقهای آتشین شنیده شد.
علی خامنهای هفته قبل گفته بود: "همکاری، همدلی وهمافزایی سه قوه، یک راهبرد بسیار مهم و اساسی است". خبرگزاری دولت (ایرنا) و مدیران دولت نیز در تهران و شهرستانها، تمام تلاششان را کردند تا با استناد به این سخن خامنهای، نمایندگان را از استیضاح منصرف کنند، که نشد!
این استیضاح در حالی رخ داد که روز قبل از آن، علی خامنهای در دیدار با کارگران، مجلس و دولت انقلابی! را ستوده و از آنها تمجید کرده بود!
فارغ از اینکه انگیزه نمایندگان استیضاحکننده چه بوده و ماجرای رشوه خودروهای شاسیبلند ریشه در کجا داشته، پیامهای مهمی از دل تقابل مجلس و دولت انقلابی! به بیرون مخابره شد:
یک - حتی مطیعترین مجلس تاریخ جمهوری اسلامی نیز حاضر به تبعیت از علی خامنهای نشد و آشکارا بیاعتنایی کرد به همدلی و همافزایی مورد نظر او! اگر قبلا با یک تشر علی خامنهای، مجالس گذشته سرجای خود می نشستند، اینبار نمایندگان مجلس نظام، حتی برای توصیه کسی که با رانت شورای نگهبان، آنها را به مجلس فرستاده، تره هم خرد نکردند و در نطقهای خود شدیدترین انتقادات را به وزیر فاسد و رئیس دولت وارد کردند.
دو - ژرفای فساد تا آنجا ریشه دوانده که دولت و مجلس سوگلی علی خامنهای را بر سر تقسیم غنایم به جان هم انداخته و درخت خشکیده نظام را آماج جویدن موریانهها کرده است.
برکناری وزیر صمت، نشان از اوجگیری تقابل باندهای مافیایی قدرت و ثروت است که مانند نوک کوه یخ، اندکی از آن در مجلس بیرون زد، مطمئن باشید در هفتههای آینده فسادهای بیشتر و دعواهای بیشتری برملا خواهد شد.
سه - فاطمی امین، وزیر "امین" و نماد کابینه رئیسی بود و برکناری او توسط مجلس اصولگرا نشان داد که همین نمایندگان انقلابی حاضرند، سربزنگاه رفیق دیروز را قربانی کنند تا اندکی از زیر فشار افکار عمومی خارج شوند. جالب است که اکثریت همین مجلس، در انتخابات سال ۱۴۰۰، از رئیسی حمایت و از او دعوت به نامزدی کرده بودند.
چهار - قطعا یکی از انگیزههای استیضاحکنندگان، نیم نگاهی به "انتخابات" مجلس است که اسفند امسال قرار است برگزار شود.
هر نمایندهای به خوبی میداند که در شب رایگیری و سر سفره شام و شیرینی و پولپاشی برای خرید رای، باید حرفی برای مردم محلی داشته باشد تا خلایق راضی شوند، فردا باز هم به او رای دهند، البته اگر تا آن تاریخ، سیر تحولات، فرجام دیگری را رقم نزده باشد.
پنج - اگرچه مشکلات اقتصادی کشور ریشههای ساختاری فراتر از دولت دارد، ولی وزیر صمت (صنعت، معدن و تجارت) متولی اصلی نهاد دولت در این زمینه است.
این استیضاح نشان داد بلندای صدای فقر و فساد و گرانی به گوش سنگین مجلس نظام رسیده و دور نیست که برای تبرئه خود، رفیق دیروز را قربانی کنند.
بدون خوشبینی افراطی یا نزدیکبینی سیاسی، باید گفت که امسال سال پرتلاطمی برای دولت (نظام) است و کشتی فرسوده آن، با طوفانهای بزرگی روبرو خواهد بود، هرچه باشد گفتهاند، سالی که نکوست از بهارش پیداست!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اجرای گرافیتی توسط دانشجویان به یاد جانباختگان خیزش ژینا؛ #دانشگاه_هنر_اصفهان
#اعتراضات_دانشجویی
#دانشگاه_هنر_اصفهان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#اعتراضات_دانشجویی
#دانشگاه_هنر_اصفهان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing