"غم انگیزترین کشف و دستاورد زندگیم را برایت می گویم: قربانیان ابدا بهتر از حاکمان ستمگرشان نیستند. می توانم به آسانی وارونه شدن نقش ها را در ذهن مجسم کنم. می توانی آن را نوعی گرایش به عذر موجه، تلاشی برای در رفتن از مسئولیت و انداختن همهی تقصیرها به گردن خالقی که بشر را اینگونه که هست درست کرده بنامی و شاید خوب باشد که تو ماجرا را اینطوری میبینی زیرا رسیدن به این نتیجه که میان مجرمان و قربانیانشان هیچ تفاوتی وجود ندارد، رسیدن به حالتی است که از هرگونه امیدی دست می شویی و این عزیزم، یکی از تعاریف جهنم است."
✍میلان کوندرا
📚مهمانی خداحافظی
ترجمه فروغ پوریاوری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
✍میلان کوندرا
📚مهمانی خداحافظی
ترجمه فروغ پوریاوری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع اعتراضی پرستاران در تهران، اصفهان، همدان، نیشابور، یزد، هرمزگان و بوشهر
گماشتگان ولایی خامنهای ضحاک مانع تداوم اعتراض پرسنل اورژانس در بوشهر شدند
✊فک می کنید امروزه، قرار ما هر روزه
برای تغییر فردا امروز متحد شویم!
✊وعده وعید کافیه، سفره ما خالیه"
✊پرستار داد بزن حقتو فریاد بزن
سه شنبه ۶ شهریور
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
گماشتگان ولایی خامنهای ضحاک مانع تداوم اعتراض پرسنل اورژانس در بوشهر شدند
✊فک می کنید امروزه، قرار ما هر روزه
برای تغییر فردا امروز متحد شویم!
✊وعده وعید کافیه، سفره ما خالیه"
✊پرستار داد بزن حقتو فریاد بزن
سه شنبه ۶ شهریور
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
لات بسیجی و گوینده جمله «نفله شدن یک دختر کرد سُنی» از ریاست دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبائی برکنار شد
روابط عمومی دانشگاه علامه طباطبایی اعلام کرد: گماشته بسیجی اردشیر انتظاری رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، در پی طرح مباحثی به دور از ادبیات ایرانی و اسلامی و استفاده از تعابیری نادرست دربرنامه تلویزیونی شیوه از سمت خود برکنار شد.
برنامه شیوه نیز عذرخواهی کرد و نامه شکر خوری انتظاری اراذل را قرار داد.
+ اما هنوز نوبت نفله شدنت مانده است
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
روابط عمومی دانشگاه علامه طباطبایی اعلام کرد: گماشته بسیجی اردشیر انتظاری رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، در پی طرح مباحثی به دور از ادبیات ایرانی و اسلامی و استفاده از تعابیری نادرست دربرنامه تلویزیونی شیوه از سمت خود برکنار شد.
برنامه شیوه نیز عذرخواهی کرد و نامه شکر خوری انتظاری اراذل را قرار داد.
+ اما هنوز نوبت نفله شدنت مانده است
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
قفس را بسوزان
رها کن پرندگان را
بشارت دهندگان را
که لبخند آزادی
خوشه ی شادی
تا سحر بروید.
سعید سلطانپور
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
رها کن پرندگان را
بشارت دهندگان را
که لبخند آزادی
خوشه ی شادی
تا سحر بروید.
سعید سلطانپور
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سرگذشت دل من
زندگی نامهی انسان است
که لبش دوختهاند
زندهاش سوختهاند
و به دارش زدهاند ...
هوشنگ ابتهاج (ا.ه. سایه)
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
زندگی نامهی انسان است
که لبش دوختهاند
زندهاش سوختهاند
و به دارش زدهاند ...
هوشنگ ابتهاج (ا.ه. سایه)
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
یا به میدان نیا، یا تمام بیا.
جنگ کاهلانه همیشه بهنفع دشمن است
هیچ موجودی نفرتانگیزتر از عاشق نیمبند نیست ..
نادر ابراهیمی
▪️دستخط نادر ابراهیمی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جنگ کاهلانه همیشه بهنفع دشمن است
هیچ موجودی نفرتانگیزتر از عاشق نیمبند نیست ..
نادر ابراهیمی
▪️دستخط نادر ابراهیمی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در میان اقلیت قرار داشتن، حتی اقلیت تک نفری، نشان جهل و جنون نیست، حقیقت در یک سو قرار دارد و کذب در سویی دیگر، اگر تو به تنهایی جانب حق را بگیری، و در سوی دیگر، در برابر تو همه دنیا قرار داشته باشد، تو دیوانه نیستی.
📚رمان ۱۹۸۴
✍ جورج اورول
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
📚رمان ۱۹۸۴
✍ جورج اورول
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
یادداشتی از مهدی یراحی، در سالروز بازداشتش
وقتی تَرکه میخوری، تو از آزادی پُری
سال پیش، همین ساعت؛ حدود ۴۰ نفر لباس شخصی به محل سکونتم یورش آوردند و… (مشروح آن بماند برای زمانش)
بالای شش نفرشان با دوربین موبایل از زوایای مختلفِ لحظاتِ بازداشت فیلمبرداری میکردند و فضا بیاندازه ملتهب بود. از قضا فیلمها (به جهت جنسِ رویارویی متهم با آنان) به درد نخورد و مجبور به گرفتن و انتشار عکس (اسکرین شات) از روی ویدیوها شدند تا مضمون و ممزوجِ صدا و تصویر، در اذهان نتیجهای وارونه ندهد و…
روز دوم (سرِ شب) در بازگشت از دادسرا (توسط سربازِ جوانمردی که مسئول بردن و آوردن متهم بود و همدستبند بودیم) در خلال مسیر یکی از عکسها را دیدم و چشمانم بیدریغ از شادی برق زد. چراکه زیباترین تصویر خودم را نظارهگر بودم.
قابی سراسر زن، زندگی و آزادی.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
وقتی تَرکه میخوری، تو از آزادی پُری
سال پیش، همین ساعت؛ حدود ۴۰ نفر لباس شخصی به محل سکونتم یورش آوردند و… (مشروح آن بماند برای زمانش)
بالای شش نفرشان با دوربین موبایل از زوایای مختلفِ لحظاتِ بازداشت فیلمبرداری میکردند و فضا بیاندازه ملتهب بود. از قضا فیلمها (به جهت جنسِ رویارویی متهم با آنان) به درد نخورد و مجبور به گرفتن و انتشار عکس (اسکرین شات) از روی ویدیوها شدند تا مضمون و ممزوجِ صدا و تصویر، در اذهان نتیجهای وارونه ندهد و…
روز دوم (سرِ شب) در بازگشت از دادسرا (توسط سربازِ جوانمردی که مسئول بردن و آوردن متهم بود و همدستبند بودیم) در خلال مسیر یکی از عکسها را دیدم و چشمانم بیدریغ از شادی برق زد. چراکه زیباترین تصویر خودم را نظارهگر بودم.
قابی سراسر زن، زندگی و آزادی.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ضرورت دارد برای سلامت جامعه، مقابل مجازات اعدام بایستیم و هر یک به نوبه خود، به کارزار سهشنبههای نه به اعدام بپیوندیم.
✍عاتکه رجبی
در پنجمین هفته همراهیام با این کارزار، تصمیم دارم مطالبی در خصوص "سیاست اقتدارگرا و اعدام" و "اعدام دستهجمعی زندانیان سال ۶۷" را بازنشر کنم.
"حکم اعدام، شنیعترین شکل شکنجه است و شکنجه، شنیعترین شکل حکم اعدام. هر دو هدف یکسانی دارند و ترکیبی هستند از رنج و مرگ."
"رامیرز"
سیاست اقتدارگرا و اعدام
وجود حکم اعدام، همسو با نظر طرفداران حکومتی است که قدرتی مطلق و انحصاری از جمله حق گرفتن زندگی شهروندان را دارد. به این ترتیب قربانی حکم اعدام، بزرگتر از قاتل و مقتول و خانوادههایشان، یعنی کل جامعه است. در چنین شرایطی و در حالیکه حق شهروندان برای زندگی، مقدم بر حق دولت برای کشتن است، کدام قدرتمندتر و کدام مسلطترند؟ این حقی که افرادی جان هم نوع خود را میگیرند، از کجا نشات میگیرد؟ قانون نماینده اراده عامه است که از مجموع اراده افراد پدید آمده، از این رو باید پرسید: چه کسی به افراد دیگر حق داده که حیات کسی را از وی باز گیرند؟ آیا نظامی با مجوز کشتن، نظامی خطرناک نیست؟ آیا شهروندان چنین نظامی، ممکن نیست قربانیان این نظام شوند؟ چه کسی از بقا و تداوم حکم اعدام سود میبرد؟
ممکن است مجرمان برخی جرائم فجیع، با توجه به ضرورت تناسب وزن جرم و مجازات، شایسته مرگ باشند، اما آیا ما اجازه داریم آنها را بکشیم؟ مجرمانی که خود در شرایط این نظام، پرورش یافتە و اعمال خشونت و جرم آنان نتیجەی سیاستهای غلط و ناعادلانەی سیستم در مقابل خود جامعە است. بسیاری از کشتارها اشتباهاند و نظامهای مجازاتکننده مرگ نیز خطاکار و بالقوه خطرناکاند. نظامهای حامی کشتار، اغلب خشن، محاسبهگر و برنامهریزی شده هستند.
واکنش وحشیانه در برابر عمل وحشیانه، تداوم چرخۀ خشونت و سهیم شدن در استمرار فرهنگ خشونت است. محکومان ممکن است سزاوار سلب حیات باشند، اما ما نباید آنها را بکشیم، زیرا بهتر از آنها هستیم. این حقیقت که او یک قاتل است نباید به همان میزان از ما یک قاتل بسازد. مجازات باید خاستگاه حیات باشد و نه خاتمه حیات، بلکه باید در راستای تصحیح حیات باشد و بیشتر امری جبرانی باشد تا امری همچون کشتن حیات. بیاعتنایی نظام سیاسی به حیات شهروندان، بر آنان بازتاب منفی دارد. پیام صدور مجوز کشتن در هر نظامی این است که "کشتار همیشه خطا نیست" درحالیکه اعدام یا کشتن، قدرت تسلط بر زندگی افراد توسط حاکمیت را نشان میدهد که نه اثر مثبت دارد، نه اثر بازدارنده و نه اصلاح کننده است.
همچنین به این مهم باید اشاره داشت که یکی از سیاستهای حکومتهای اقتدارگرا جهت ایجاد رعب و پدید آوردن حالت متابعت و یکنواختی عقیدتی سیاسی در بین توده مردم، اعدام است.
اعدام زندانیان عقیدتی-سیاسی در تابستان ۱۳۶۷
در ماههای مرداد و شهریور ۱۳۶۷ چند هزار نفر زندانی سیاسی- عقیدتی به صورت مخفیانه، اعدام شدند.
بسیاری جوانانی در دهه دوم زندگی خود بودند که عمدتا به دلیل «داشتن اعلامیه و نه فعالیت مسلحانه» بازداشت شده بودند و در حال گذراندن محکومیت یا حتی محکومیتشان تمام شده بود. برخی تحت این عنوان که به خدا، جهان بعد از مرگ و روز رستاخیز اعتقادی ندارند به دار آویخته شدند.
در نخستین ساعات روز جمعه ۲۸ تیر ۱۳۶۷، حصارهای آهنینی بر گِرد زندانهای اصلی، در سرتاسر ایران کشیده شد. دروازهها بسته و تلفنها قطع شد. تلویزیونها را از برق کشیدند و از توزیع نامهها، روزنامهها و بستههای دارویی در زندانها خودداری ورزیدند. ساعات ملاقات منحل و بستگان زندانیان را از حول و حوش زندانها پراکنده ساختند. به زندانیان دستور داده شد که در سلولهای خود باقی بمانند و از صحبت با نگهبانان خودداری کنند. رفتوآمد به مکانهای عمومی مانند درمانگاهها، کارگاهها، قرائتخانهها، تالارهای تدریس و حياتها ممنوع شد.
طی فرمان خمینی ضد بشر (کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و میکنند، محارب و محکوم به اعدام میباشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجهالاسلام نیری… (حاکم شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نمایندهای از وزارت اطلاعات میباشد…» در نامهای رسمی در سال ۱۳۶۷) به هیات مرگ (سید ابراهیم رئیسی، معاون دادستان کل تهران، نیری، حاکم شرع
✍عاتکه رجبی
در پنجمین هفته همراهیام با این کارزار، تصمیم دارم مطالبی در خصوص "سیاست اقتدارگرا و اعدام" و "اعدام دستهجمعی زندانیان سال ۶۷" را بازنشر کنم.
"حکم اعدام، شنیعترین شکل شکنجه است و شکنجه، شنیعترین شکل حکم اعدام. هر دو هدف یکسانی دارند و ترکیبی هستند از رنج و مرگ."
"رامیرز"
سیاست اقتدارگرا و اعدام
وجود حکم اعدام، همسو با نظر طرفداران حکومتی است که قدرتی مطلق و انحصاری از جمله حق گرفتن زندگی شهروندان را دارد. به این ترتیب قربانی حکم اعدام، بزرگتر از قاتل و مقتول و خانوادههایشان، یعنی کل جامعه است. در چنین شرایطی و در حالیکه حق شهروندان برای زندگی، مقدم بر حق دولت برای کشتن است، کدام قدرتمندتر و کدام مسلطترند؟ این حقی که افرادی جان هم نوع خود را میگیرند، از کجا نشات میگیرد؟ قانون نماینده اراده عامه است که از مجموع اراده افراد پدید آمده، از این رو باید پرسید: چه کسی به افراد دیگر حق داده که حیات کسی را از وی باز گیرند؟ آیا نظامی با مجوز کشتن، نظامی خطرناک نیست؟ آیا شهروندان چنین نظامی، ممکن نیست قربانیان این نظام شوند؟ چه کسی از بقا و تداوم حکم اعدام سود میبرد؟
ممکن است مجرمان برخی جرائم فجیع، با توجه به ضرورت تناسب وزن جرم و مجازات، شایسته مرگ باشند، اما آیا ما اجازه داریم آنها را بکشیم؟ مجرمانی که خود در شرایط این نظام، پرورش یافتە و اعمال خشونت و جرم آنان نتیجەی سیاستهای غلط و ناعادلانەی سیستم در مقابل خود جامعە است. بسیاری از کشتارها اشتباهاند و نظامهای مجازاتکننده مرگ نیز خطاکار و بالقوه خطرناکاند. نظامهای حامی کشتار، اغلب خشن، محاسبهگر و برنامهریزی شده هستند.
واکنش وحشیانه در برابر عمل وحشیانه، تداوم چرخۀ خشونت و سهیم شدن در استمرار فرهنگ خشونت است. محکومان ممکن است سزاوار سلب حیات باشند، اما ما نباید آنها را بکشیم، زیرا بهتر از آنها هستیم. این حقیقت که او یک قاتل است نباید به همان میزان از ما یک قاتل بسازد. مجازات باید خاستگاه حیات باشد و نه خاتمه حیات، بلکه باید در راستای تصحیح حیات باشد و بیشتر امری جبرانی باشد تا امری همچون کشتن حیات. بیاعتنایی نظام سیاسی به حیات شهروندان، بر آنان بازتاب منفی دارد. پیام صدور مجوز کشتن در هر نظامی این است که "کشتار همیشه خطا نیست" درحالیکه اعدام یا کشتن، قدرت تسلط بر زندگی افراد توسط حاکمیت را نشان میدهد که نه اثر مثبت دارد، نه اثر بازدارنده و نه اصلاح کننده است.
همچنین به این مهم باید اشاره داشت که یکی از سیاستهای حکومتهای اقتدارگرا جهت ایجاد رعب و پدید آوردن حالت متابعت و یکنواختی عقیدتی سیاسی در بین توده مردم، اعدام است.
اعدام زندانیان عقیدتی-سیاسی در تابستان ۱۳۶۷
در ماههای مرداد و شهریور ۱۳۶۷ چند هزار نفر زندانی سیاسی- عقیدتی به صورت مخفیانه، اعدام شدند.
بسیاری جوانانی در دهه دوم زندگی خود بودند که عمدتا به دلیل «داشتن اعلامیه و نه فعالیت مسلحانه» بازداشت شده بودند و در حال گذراندن محکومیت یا حتی محکومیتشان تمام شده بود. برخی تحت این عنوان که به خدا، جهان بعد از مرگ و روز رستاخیز اعتقادی ندارند به دار آویخته شدند.
در نخستین ساعات روز جمعه ۲۸ تیر ۱۳۶۷، حصارهای آهنینی بر گِرد زندانهای اصلی، در سرتاسر ایران کشیده شد. دروازهها بسته و تلفنها قطع شد. تلویزیونها را از برق کشیدند و از توزیع نامهها، روزنامهها و بستههای دارویی در زندانها خودداری ورزیدند. ساعات ملاقات منحل و بستگان زندانیان را از حول و حوش زندانها پراکنده ساختند. به زندانیان دستور داده شد که در سلولهای خود باقی بمانند و از صحبت با نگهبانان خودداری کنند. رفتوآمد به مکانهای عمومی مانند درمانگاهها، کارگاهها، قرائتخانهها، تالارهای تدریس و حياتها ممنوع شد.
طی فرمان خمینی ضد بشر (کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و میکنند، محارب و محکوم به اعدام میباشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجهالاسلام نیری… (حاکم شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نمایندهای از وزارت اطلاعات میباشد…» در نامهای رسمی در سال ۱۳۶۷) به هیات مرگ (سید ابراهیم رئیسی، معاون دادستان کل تهران، نیری، حاکم شرع
،، سید علیرضا آوایی، وزیر دادگستری، مصطفی پورمحمدی، نماینده وزارت اطلاعات و محمدحسین احمدی از اعضای اصلی هیات مرگ) اختیار داده شد اعضای سازمان مجاهدین خلق را به عنوان "محارب" و افراد وابسته به سازمانهای چپ را به عنوان "مرتد" اعدام کنند. ابتدا به آنها اطمینان دادند که محاکمهای در کار نیست بلکه جریانی است به منظور اعلام عفو عمومی و جدا کردن مسلمانان از غیر مسلمانان.