بیانیه کانون صنفی فرهنگیان مازندران در خصوص تجاوز به حرمت و حریم آموزش و پرورش توسط وزیر
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکنند.
در سرزمینی که فکرها کوتاه میشوند، بیشک دیوارها بلند و حصارها فراوان خواهند شد.
درها محکمتر بسته میشوند و قفلها همچون گره بر گره کور و کورتر
غافل از آنکه دری که محکم بسته شود، برای باز شدن شکسته میشود و گره کور باز نمیشود، بریده میشود.
کوته فکریها در این چند دهه، آموزش و پرورش را به ویرانهای بیصاحب تبدیل کرده که هر کسی به خود اجازه میدهد بر پیکر این وزارتخانهی بیصاحب لگدی زده و عرصه را بر فرهنگ و فرهنگدوستان و دلسوزان دانش و آیندهی این سرزمین تنگتر کند.
بدا که اینبار متولی آموزش و پرورش گوی سبقت را از دیگران ربوده، کودکان و نوجوانان این کشور را فرزندی ناخلف پنداشته و قصد کرده برای تربیتشان آن را به دارالتادیب بسپارد.
جناب وزیر اینجا نه پادگان است و نه میدان جنگ، فرهنگ را با سرهنگ نمیتوان کنترل کرد.
وقتی که در مدارس، دختران ما را مسموم و به پسران ما تجاوز میکردند کجا بودید؟
حجاب ظاهری دانشآموزان مهمتر است یا امنیت جانی و روانی آنها؟!!!
زمانی که فرزندان ما را با خشونت روی زمین میکشاندند چنان که در اثر خونریزی مغزی جان میدادند، کجا بودید؟!
نیروی انتظامی کجا بود؟
نیروی انتظامی به جای برقراری امنیت و آرامش در جامعه سعی دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، اسباب وزارت شما را فراهم کند. شما اگر مفتخر به سرباز بودن سردار رادان هستید، بهتر است با کولهبار تجربهی نظامی خود به جایگاه واقعیتان بازگردید و آموزش و پرورش را به صاحبان و اهالی فرهنگ بسپارید.
آیا نظامیگری و حکومت نظامی در دانشگاهها نتیجهای جز کوچ غریبانهی نخبگان این سرزمین داشت که اکنون کمر به قتل آموزش و پرورش در مدارس بسته اید؟!!!
تکههای گوشت قربانی آموزش و پرورش به دندان چند نهاد باید کشیده شود؟
اینگونه که پیش میروید در آیندهای نزدیک باید بر گور آموزش و پرورش گریست.
با سیاستهای نابخردانه وغیرمسئولانه،گوی سبقت را از طالبان ربودهاید و کار را به جایی کشاندهاید که فرزندان دردانهی مملکت مانند مردم افغانستان که برای گریز از طالبان بر چرخهای هواپیما میآویختند، به آب و آتش بزنند تا از شما بگریزند.
در آستانهی هفتهی بزرگداشت مقام معلم و روز معلم، ما فرهنگیان شاغل و بازنشسته هم پیمان میشویم تا از حریم آموزش و پرورش که خانهی ما و دانشآموزان عزیز ماست، پاسداری کنیم و اجازهی تجاوز و نظامیگری به هیچ نهاد و مسئولی نمیدهیم.
جا دارد که نمایندگان مجلس، اگر خود را نمایندگان مردم میدانند، وزیر آموزش و پرورش را استیضاح نموده و وزارت را به فردی لایق، فرهنگ دوست و اهل دانش بسپارند.
من از خار سرِ دیوار دانستم
که نا کس، کس نمیگردد از این بالا نشینیها
کانون صنفی فرهنگیان مازندران
#مدرسه_پادگان_نیست
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکنند.
در سرزمینی که فکرها کوتاه میشوند، بیشک دیوارها بلند و حصارها فراوان خواهند شد.
درها محکمتر بسته میشوند و قفلها همچون گره بر گره کور و کورتر
غافل از آنکه دری که محکم بسته شود، برای باز شدن شکسته میشود و گره کور باز نمیشود، بریده میشود.
کوته فکریها در این چند دهه، آموزش و پرورش را به ویرانهای بیصاحب تبدیل کرده که هر کسی به خود اجازه میدهد بر پیکر این وزارتخانهی بیصاحب لگدی زده و عرصه را بر فرهنگ و فرهنگدوستان و دلسوزان دانش و آیندهی این سرزمین تنگتر کند.
بدا که اینبار متولی آموزش و پرورش گوی سبقت را از دیگران ربوده، کودکان و نوجوانان این کشور را فرزندی ناخلف پنداشته و قصد کرده برای تربیتشان آن را به دارالتادیب بسپارد.
جناب وزیر اینجا نه پادگان است و نه میدان جنگ، فرهنگ را با سرهنگ نمیتوان کنترل کرد.
وقتی که در مدارس، دختران ما را مسموم و به پسران ما تجاوز میکردند کجا بودید؟
حجاب ظاهری دانشآموزان مهمتر است یا امنیت جانی و روانی آنها؟!!!
زمانی که فرزندان ما را با خشونت روی زمین میکشاندند چنان که در اثر خونریزی مغزی جان میدادند، کجا بودید؟!
نیروی انتظامی کجا بود؟
نیروی انتظامی به جای برقراری امنیت و آرامش در جامعه سعی دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، اسباب وزارت شما را فراهم کند. شما اگر مفتخر به سرباز بودن سردار رادان هستید، بهتر است با کولهبار تجربهی نظامی خود به جایگاه واقعیتان بازگردید و آموزش و پرورش را به صاحبان و اهالی فرهنگ بسپارید.
آیا نظامیگری و حکومت نظامی در دانشگاهها نتیجهای جز کوچ غریبانهی نخبگان این سرزمین داشت که اکنون کمر به قتل آموزش و پرورش در مدارس بسته اید؟!!!
تکههای گوشت قربانی آموزش و پرورش به دندان چند نهاد باید کشیده شود؟
اینگونه که پیش میروید در آیندهای نزدیک باید بر گور آموزش و پرورش گریست.
با سیاستهای نابخردانه وغیرمسئولانه،گوی سبقت را از طالبان ربودهاید و کار را به جایی کشاندهاید که فرزندان دردانهی مملکت مانند مردم افغانستان که برای گریز از طالبان بر چرخهای هواپیما میآویختند، به آب و آتش بزنند تا از شما بگریزند.
در آستانهی هفتهی بزرگداشت مقام معلم و روز معلم، ما فرهنگیان شاغل و بازنشسته هم پیمان میشویم تا از حریم آموزش و پرورش که خانهی ما و دانشآموزان عزیز ماست، پاسداری کنیم و اجازهی تجاوز و نظامیگری به هیچ نهاد و مسئولی نمیدهیم.
جا دارد که نمایندگان مجلس، اگر خود را نمایندگان مردم میدانند، وزیر آموزش و پرورش را استیضاح نموده و وزارت را به فردی لایق، فرهنگ دوست و اهل دانش بسپارند.
من از خار سرِ دیوار دانستم
که نا کس، کس نمیگردد از این بالا نشینیها
کانون صنفی فرهنگیان مازندران
#مدرسه_پادگان_نیست
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
Photo
بیانیه تشکل های مستقل در محکومیت تفاهم نامه وزارت آموزش و پرورش و نیروی انتظامی
ورود پلیس به مدارس برای سرکوب دانش آموزان و معلمان است!
در شرایطی که وزارت آموزش و پرورش به عنوان نهاد متولی آموزش و پرورش دانش آموزان که کودکان، نوجوانان و جوانان را در پوشش خویش دارد، قادر نیست به وظایف خود در تامین محیط آموزشی امن، استاندارد و پرنشاط با محتوایی باکیفیت، عمل کند و از سوی دیگر با افزایش سرسام آور هزینه های تحصیلی و تحمیل فقر فزاینده به مردم، عملاً بخشی از دانش آموزان واجب التحصیل را از چرخه آموزش کنار گذاشته اند، در تکمیل این ناتوانی و بیکفایتی، وزارت آموزش و پرورش در اتحادی نامیمون تحت عنوان « تفاهم نامه» با نهادی همسو و هم آوا می شود که جز اعمال سرکوب و خشونت و به بند کشیدن حق آزادی های مسلم تمامی عرصه های جامعه، در سوابق خود ندارد. با اعمال چنین طرح های سرکوبگرانه، مدارس و فضاهای آموزشی جولانگاه برخوردهای امنیتی و نظامی گری و ارعاب، خشونت و سرکوب علیه دانش آموزان و معلمان خواهد بود و بس. اهداف این طرح روشن است: زیرا دولت و وزارت آموزش و پرورش به دانش آموزان که طیفی از جوانان و نوجوانان پر شور، پرسشگر، معترض و جسور در آنجا جای دارند، به دیده یک خطر و تهدید می نگرند. این امر به ویژه طی جنبش های اعتراضی اخیر و شرکت گسترده دانش آموزان و دانشجویان معترض در سطح خیابانها و مراکز آموزشی خطری بالقوه از سوی حاکمیت قلمداد می گردد. از اینرو این دو نهاد به رغم تفاوت در وظایف خود به دو بازوی سرکوبگری حاکمیتی تبدیل می شوند که هم می خواهد با آموزش های مسموم ایدئولوژیک فکر و مغز جوانان دانش آموز را به اختیار در آورند و هم با نظامی گری و پادگانی کردن مدارس فضایی نا امن را ایجاد کنند. نظام سیاسی حاکم تفاهم نامه امنیتی میان نیروی انتظامی و وزارت آموزش و پرورش را متعاقب سیاست های ضد آموزشی از جمله مسمومیت دانش آموزان، اخراج و به بند کشیدن معلمان متعهد و آگاه و استخدام طلبه ها به عنوان کادر آموزشی به پیش می برد. تجربه تاریخی به ما نشان می دهد که دولت های مستبد همواره سایه سرکوب را بر مراکز آموزشی اعمال کرده اند. بستن دانشگاه ها تحت عنوان انقلاب فرهنگی، ورود نیروی انتظامی به دانشگاهها و حمله به کوی دانشگاه پروژه هایی بودند که هدف آنها مهار و کنترل بر اعتراضات جنبش پیشرو دانشجویی بود. اکنون نیز سودای پادگانی کردن مدارس را در سر می پرورانند و مترصد آنند که با سرنیزه و سلاح، دانش آموزان و معلمان را مرعوب کنند.
اما این سیاست ها محکوم به شکست است و دانش آموزان و معلمان آگاه مانع از آن هستند که دشمنان علم و آموزش و آگاهی به اهداف پلید خود دست پیدا کنند. همچنانکه در گذشته نیز بسیج مدارس و امور تربیتی ها نتوانستند در ایجاد محدودیت بر مراکز آموزشی، موفقیتی کسب کنند. برای سلامت و پاگیزگی محیط آموزشی، همه آحاد مردم، خانواده ها و اولیا دانش آموزان، معلمان و همه جنبش های اجتماعی مترقی متحدانه وظیفه دارند در مقابل چنین اهداف و طرح های خشونت بار و ننگین عمل نمایند. تشکل های امضا کننده این بیانیه که بخشی از طبقه کارگر و مردم زحمتکش ایران هستند، نیز هم صدا با همه نیروهای آگاه و معترض، این سیاست ضد آموزشی را محکوم می کنند و خواهان مخالفت با این تفاهم نامه و منع ورود نیروهای انتظامی در مدارس هستیم.
۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
- سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
- کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
- گروه اتحاد بازنشستگان
- کارگران بازنشسته خوزستان
#مدرسه_پادگان_نیست
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ورود پلیس به مدارس برای سرکوب دانش آموزان و معلمان است!
در شرایطی که وزارت آموزش و پرورش به عنوان نهاد متولی آموزش و پرورش دانش آموزان که کودکان، نوجوانان و جوانان را در پوشش خویش دارد، قادر نیست به وظایف خود در تامین محیط آموزشی امن، استاندارد و پرنشاط با محتوایی باکیفیت، عمل کند و از سوی دیگر با افزایش سرسام آور هزینه های تحصیلی و تحمیل فقر فزاینده به مردم، عملاً بخشی از دانش آموزان واجب التحصیل را از چرخه آموزش کنار گذاشته اند، در تکمیل این ناتوانی و بیکفایتی، وزارت آموزش و پرورش در اتحادی نامیمون تحت عنوان « تفاهم نامه» با نهادی همسو و هم آوا می شود که جز اعمال سرکوب و خشونت و به بند کشیدن حق آزادی های مسلم تمامی عرصه های جامعه، در سوابق خود ندارد. با اعمال چنین طرح های سرکوبگرانه، مدارس و فضاهای آموزشی جولانگاه برخوردهای امنیتی و نظامی گری و ارعاب، خشونت و سرکوب علیه دانش آموزان و معلمان خواهد بود و بس. اهداف این طرح روشن است: زیرا دولت و وزارت آموزش و پرورش به دانش آموزان که طیفی از جوانان و نوجوانان پر شور، پرسشگر، معترض و جسور در آنجا جای دارند، به دیده یک خطر و تهدید می نگرند. این امر به ویژه طی جنبش های اعتراضی اخیر و شرکت گسترده دانش آموزان و دانشجویان معترض در سطح خیابانها و مراکز آموزشی خطری بالقوه از سوی حاکمیت قلمداد می گردد. از اینرو این دو نهاد به رغم تفاوت در وظایف خود به دو بازوی سرکوبگری حاکمیتی تبدیل می شوند که هم می خواهد با آموزش های مسموم ایدئولوژیک فکر و مغز جوانان دانش آموز را به اختیار در آورند و هم با نظامی گری و پادگانی کردن مدارس فضایی نا امن را ایجاد کنند. نظام سیاسی حاکم تفاهم نامه امنیتی میان نیروی انتظامی و وزارت آموزش و پرورش را متعاقب سیاست های ضد آموزشی از جمله مسمومیت دانش آموزان، اخراج و به بند کشیدن معلمان متعهد و آگاه و استخدام طلبه ها به عنوان کادر آموزشی به پیش می برد. تجربه تاریخی به ما نشان می دهد که دولت های مستبد همواره سایه سرکوب را بر مراکز آموزشی اعمال کرده اند. بستن دانشگاه ها تحت عنوان انقلاب فرهنگی، ورود نیروی انتظامی به دانشگاهها و حمله به کوی دانشگاه پروژه هایی بودند که هدف آنها مهار و کنترل بر اعتراضات جنبش پیشرو دانشجویی بود. اکنون نیز سودای پادگانی کردن مدارس را در سر می پرورانند و مترصد آنند که با سرنیزه و سلاح، دانش آموزان و معلمان را مرعوب کنند.
اما این سیاست ها محکوم به شکست است و دانش آموزان و معلمان آگاه مانع از آن هستند که دشمنان علم و آموزش و آگاهی به اهداف پلید خود دست پیدا کنند. همچنانکه در گذشته نیز بسیج مدارس و امور تربیتی ها نتوانستند در ایجاد محدودیت بر مراکز آموزشی، موفقیتی کسب کنند. برای سلامت و پاگیزگی محیط آموزشی، همه آحاد مردم، خانواده ها و اولیا دانش آموزان، معلمان و همه جنبش های اجتماعی مترقی متحدانه وظیفه دارند در مقابل چنین اهداف و طرح های خشونت بار و ننگین عمل نمایند. تشکل های امضا کننده این بیانیه که بخشی از طبقه کارگر و مردم زحمتکش ایران هستند، نیز هم صدا با همه نیروهای آگاه و معترض، این سیاست ضد آموزشی را محکوم می کنند و خواهان مخالفت با این تفاهم نامه و منع ورود نیروهای انتظامی در مدارس هستیم.
۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
- سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
- کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
- گروه اتحاد بازنشستگان
- کارگران بازنشسته خوزستان
#مدرسه_پادگان_نیست
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
@VOTEHRAN
شهرام ناظری _به جهان خرم از آنم
🎼 به جهان خرم از آنم ...
خواننده: شهرام ناظری
آهنگ: محمدجلیل عندلیبی
شعر: سعدی
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم ازوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست
به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد
ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست
سعدیا گر بکند سیل فنا خانهٔ عمر
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست
محمدجلیل عندلیبی
(زاده ۳ اردیبهشت ۱۳۳۳ در سنندج)
آهنگساز و نوازنده سنتور
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خواننده: شهرام ناظری
آهنگ: محمدجلیل عندلیبی
شعر: سعدی
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم ازوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست
به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد
ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست
سعدیا گر بکند سیل فنا خانهٔ عمر
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست
محمدجلیل عندلیبی
(زاده ۳ اردیبهشت ۱۳۳۳ در سنندج)
آهنگساز و نوازنده سنتور
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
"ارغوانیها"
چه اتفاقِ عجیبی.
درست لحظهی رفتن،
ارغوانیها
ظهور کردند از هیچ.
درست لحظهی رفتن
که نا امیدی
ترسناکتر ازهجومِ غبار و کوری و دود و مِه
نگاه و نفس را
تیره و تنگ میکرد،
ارغوانیها
درختها را یکسره پوشاندند.
چهقدر گذشته بود از روزی
که کسی ظهورِ ناگهانیِ آنها را، در لحظه
دیده باشد و
قلبش را هدیه کرده باشد به آنچه
که نمیداند از کجا میآید، چگونه، چنین.
نشسته بودم بر خاک
پیشانیام رو به نورِ نارنجی.
ارغوانیها
راه بازکرده از چشمها
میرفتند تا کجا
که آنطور رام و حیرتزده
مانده بودم و
عشق، مثلِ دوستی
دستم را گرفته بود و زمزمه میکرد:
اینجاست آنجا که باید بمانی.
درست لحظهی رفتن.
«صفورا نیری»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
چه اتفاقِ عجیبی.
درست لحظهی رفتن،
ارغوانیها
ظهور کردند از هیچ.
درست لحظهی رفتن
که نا امیدی
ترسناکتر ازهجومِ غبار و کوری و دود و مِه
نگاه و نفس را
تیره و تنگ میکرد،
ارغوانیها
درختها را یکسره پوشاندند.
چهقدر گذشته بود از روزی
که کسی ظهورِ ناگهانیِ آنها را، در لحظه
دیده باشد و
قلبش را هدیه کرده باشد به آنچه
که نمیداند از کجا میآید، چگونه، چنین.
نشسته بودم بر خاک
پیشانیام رو به نورِ نارنجی.
ارغوانیها
راه بازکرده از چشمها
میرفتند تا کجا
که آنطور رام و حیرتزده
مانده بودم و
عشق، مثلِ دوستی
دستم را گرفته بود و زمزمه میکرد:
اینجاست آنجا که باید بمانی.
درست لحظهی رفتن.
«صفورا نیری»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
"کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی
چیزی که نپرسند، تو از پیش مگوی
از آغاز دو گوش و یک زبانت دادند
یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی..."
خواجه نصیرالدین طوسی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
چیزی که نپرسند، تو از پیش مگوی
از آغاز دو گوش و یک زبانت دادند
یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی..."
خواجه نصیرالدین طوسی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
با تو اما میشه تن داد_سارا نائینی
@katibehchannel
🎼 با تو اما میشه تن داد
خواننده: سارا نائینی
ترانهسرا: سوگل قرایی
آهنگساز: رضا روحانی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خواننده: سارا نائینی
ترانهسرا: سوگل قرایی
آهنگساز: رضا روحانی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خلدِ برین
♫ آهنگساز و نوازندهٔ تار: کیوان ساکت
رقصنده: لیا فلاح
غافل مباش اَر عاقلی، دریاب اگر صاحبدلی
باشد که نتوان یافتن، دیگر چنین ایام را
جاییکه سروِ بوستان با پای چوبین میچمد
ما نیز در رقص آوریم آن سَروِ سیماندام را
سعدی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خلدِ برین
♫ آهنگساز و نوازندهٔ تار: کیوان ساکت
رقصنده: لیا فلاح
غافل مباش اَر عاقلی، دریاب اگر صاحبدلی
باشد که نتوان یافتن، دیگر چنین ایام را
جاییکه سروِ بوستان با پای چوبین میچمد
ما نیز در رقص آوریم آن سَروِ سیماندام را
سعدی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهدی خورشیدی در گفت و گو با دیدارنیوز:
🔹مالیات ما را می گیرند و می دهند به جامعه المصطفی، بنده نمی خواهم!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
🔹مالیات ما را می گیرند و می دهند به جامعه المصطفی، بنده نمی خواهم!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
گروسی:
در مورد تونل اطراف تاسیسات نطنز پرسیدم، گفتند به تو ربطی ندارد
رافائل گروسی، رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی روز چهارشنبه از تهران خواست درباره ساخت تونلها در اطراف تاسیسات هستهای نطنز توضیح دهد!
موسسه علوم و امنیت بینالملل با استناد به تصاویر ماهوارهای گزارش داد که ایران در حال ایجاد یک محوطه امنیتی بزرگ در اطراف دو تونل عمیق ایجاد شده در کوه، در نزدیکی مجتمع هستهای نطنز است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در مورد تونل اطراف تاسیسات نطنز پرسیدم، گفتند به تو ربطی ندارد
رافائل گروسی، رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی روز چهارشنبه از تهران خواست درباره ساخت تونلها در اطراف تاسیسات هستهای نطنز توضیح دهد!
موسسه علوم و امنیت بینالملل با استناد به تصاویر ماهوارهای گزارش داد که ایران در حال ایجاد یک محوطه امنیتی بزرگ در اطراف دو تونل عمیق ایجاد شده در کوه، در نزدیکی مجتمع هستهای نطنز است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دستور تاریخی وزیر کشور به مردم برای جمعآوری فوری ماهوارهها!
در آخرین روزهای فروردین ۱۳۷۴ گماشته ولایی محمد بشارتی، وزیر کشور وقت طی یک جلسه رسانهای از مردم خواست که طی یک هفته وسایل دریافت تصاویر ماهوارهای خانگی را جمعآوری کنند. بشارتی از دستور به نیروی انتظامی برای جمعآوری ماهوارههای خانگی پس از پایان ضرب الاجل یک هفتگی خبر داد. بخشهایی از حرفهای وزیر کشور وقت را از روزنامه اطلاعات ۲۹ فروردین ۱۳۷۴ بخوانید
+ حکومت ولایت مطلقه فقیه و الیگارش ولایی گام به گام در برابر مردم عقب رفته تا به اینجا رسیده است
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در آخرین روزهای فروردین ۱۳۷۴ گماشته ولایی محمد بشارتی، وزیر کشور وقت طی یک جلسه رسانهای از مردم خواست که طی یک هفته وسایل دریافت تصاویر ماهوارهای خانگی را جمعآوری کنند. بشارتی از دستور به نیروی انتظامی برای جمعآوری ماهوارههای خانگی پس از پایان ضرب الاجل یک هفتگی خبر داد. بخشهایی از حرفهای وزیر کشور وقت را از روزنامه اطلاعات ۲۹ فروردین ۱۳۷۴ بخوانید
+ حکومت ولایت مطلقه فقیه و الیگارش ولایی گام به گام در برابر مردم عقب رفته تا به اینجا رسیده است
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تکنیک تنفس ۳-۶-۹ برای آروم کردن سیستم اعصاب و روان، آرامش ذهن، کاهش استرس
۳ ثانیه دم بگیرید.
۶ ثانیه نفستون رو حبس کنید و در این حالت به هر چیزی که میخواهید از وجودتون خارج کنید فکر کنید.
۹ ثانیه بازدم انجام بدید و تجسم کنید که هر چیزی که دیگه نمیخواهید در سیستم وجودی شما بماند با این بازدم از سیستم وجودی شما بطور کامل خارج میشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
۳ ثانیه دم بگیرید.
۶ ثانیه نفستون رو حبس کنید و در این حالت به هر چیزی که میخواهید از وجودتون خارج کنید فکر کنید.
۹ ثانیه بازدم انجام بدید و تجسم کنید که هر چیزی که دیگه نمیخواهید در سیستم وجودی شما بماند با این بازدم از سیستم وجودی شما بطور کامل خارج میشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
وقتکشی هستهای یا بازی جدید ج اسلامی؟
گماشته ولایی عباس عراقچی، وزیر خارجه ج اسلامی، در مذاکرات روز شنبه در رم، با وقاحت تمام به استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، پیشنهاد داده که شاید به جای توافق نهایی در مهلت ۶۰ روزه دونالد ترامپ، بهتر باشد سراغ یک توافق موقت بروند!
بنا به گزارش اکسیوس، عراقچی با اشاره به «پیچیدگیهای فنی» مذاکرات، بهانهای آشنا برای طولانی کردن ماجرا تراشیده، گویی نظام قصد دارد بار دیگر با طناب مذاکرات، وقتکشی کند و از فشارهای بینالمللی بگریزد.
البته نمایندگی ج اسلامی در سازمان ملل، با عجله این گزارش را تکذیب کرد و مدعی شد که چنین ادعایی «نه درست است و نه دقیق.» اما کیست که نداند تکذیبهای سریع، بخشی از نمایش همیشگی ج اسلامی برای سرپوش گذاشتن بر نمایشهای پشتپرده است؟
حکومت پوسیده ج اسلامی طبق عادت همیشگی، در حال خرید زمان است تا شاید بتواند از زیر بار تعهدات شانه خالی کند. با این حال، منابع آمریکایی هشدار دادهاند که ساعت شنی ۶۰ روزه در حال خالی شدن است و این بازیهای دیپلماتیک، شاید این بار به نفع ج اسلامی تمام نشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
گماشته ولایی عباس عراقچی، وزیر خارجه ج اسلامی، در مذاکرات روز شنبه در رم، با وقاحت تمام به استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، پیشنهاد داده که شاید به جای توافق نهایی در مهلت ۶۰ روزه دونالد ترامپ، بهتر باشد سراغ یک توافق موقت بروند!
بنا به گزارش اکسیوس، عراقچی با اشاره به «پیچیدگیهای فنی» مذاکرات، بهانهای آشنا برای طولانی کردن ماجرا تراشیده، گویی نظام قصد دارد بار دیگر با طناب مذاکرات، وقتکشی کند و از فشارهای بینالمللی بگریزد.
البته نمایندگی ج اسلامی در سازمان ملل، با عجله این گزارش را تکذیب کرد و مدعی شد که چنین ادعایی «نه درست است و نه دقیق.» اما کیست که نداند تکذیبهای سریع، بخشی از نمایش همیشگی ج اسلامی برای سرپوش گذاشتن بر نمایشهای پشتپرده است؟
حکومت پوسیده ج اسلامی طبق عادت همیشگی، در حال خرید زمان است تا شاید بتواند از زیر بار تعهدات شانه خالی کند. با این حال، منابع آمریکایی هشدار دادهاند که ساعت شنی ۶۰ روزه در حال خالی شدن است و این بازیهای دیپلماتیک، شاید این بار به نفع ج اسلامی تمام نشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing