IDM طراحی وساخت ایران
127 subscribers
28K photos
16.4K videos
584 files
408 links
طراحی و ساخت ایران
آموزش تکنیک های مهندسی
جامعه شناسی، اقتصاد، فرهنگ، هنر، بهداشت و درمان، حقوق شهروندی و رفاه
@designmanufacturing
Download Telegram
گوشه‌ای از فساد الیگارش ولایی در کشور

۱- بانک آینده
وام های بی‌حساب و کتاب

۲- پست فروشی در صندوق بازنشستگی
نماینده مجلس از پست‌فروشی در صندوق بازنشستگی پرده برداشت

علی خضریان با لحنی طعنه‌آمیز خطاب به وزیر حکومتی رفاه گفت: «آقایان! به گونه‌ای بخورید که حداقل خفه نشوید؛ یک جوری بخورید که چیزی هم برای خودتان باقی بماند.»

علی خضریان، نماینده تهران در مجلس، با اعتراف به فساد گسترده در صندوق‌های بازنشستگی گفت: «پست‌فروشی در صندوق بازنشستگی به امری عادی تبدیل شده است. آقایان! به گونه‌ای بخورید که حداقل خفه نشوید؛ یک جوری بخورید که چیزی هم برای خودتان باقی بماند.»

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیماری اختلال روانی با هذیان گویی و توهم همراه است. این بیماران باید در مراکز درمانی خاص تحت درمان قرار گیرند.

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
چهارم آبان سالگرد درگذشت علی اشرف درویشیان نویسننده ستمدیدگان

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
چهارم آبان سالگرد درگذشت علی اشرف درویشیان نویسننده ستمدیدگان #انقلاب_ایران @designmanufacturing
علی‌اشرف درویشیان کتاب «قصه‌های بند» را سال ۱۳۵۶در زندان حکومت پهلوی به پایان رساند و بازنویسی آن را سال ۱۳۵۸ انجام داد. زندانی که مبارزان محبوس، توسط ماموران ساواک شکنجه می‌شدند. کتاب «قصه‌های بند»، تنها گوشه کوچکی است از آنچه در زندان‌های شاه گذشت. در صفحه‌هایی از کتاب می‌خوانیم:

▪️«از دریچه کوچک نزدیک سقف که روى دیوار مقابل در آهنى سلول قرار داشت، آسمان را مى‌دیدم. به اندازه یک کف دست، آبى سیر و یک نصفه ستاره. ارزش و قدر آن همه ستاره را ندانستم. آن همه شب‌ها، آن آسمان‌هاى بزرگ و بى‌مدعى. آن آسمان درندشت و حالا یک تکه آسمان و یک خرده ستاره که باید بارها سرم را جابه‌جا کنم تا چشمم درست بیفتد وسط میله‌ها و تورى فلزى و دریچه تا ببینمش. از دور صداى جیغ مى‌آمد مثل همیشه، نگهبان‌ها قدم مى‌زدند مثل همیشه و من دلهره داشتم مثل همیشه. چه وقت بود که دلهره نداشته باشم؟ یا دلهره آمدن پدر بود به خانه، یا دلهره مدرسه و مشق ننوشتن، یا دلهره امتحان و پشت در اتاق امتحان ایستادن. همه‌اش دلهره، مگر انسان چقدر طاقت دارد؟ یک عمر از معلم‌ها کتک خوردم که بخوان و بخوان! دَرست را بخوان! و حالا کتک مى‌خورم که چرا خواندى؟ چرا خواندى؟ از کى گرفتى؟ از کجا آوردى؟ و اینک این جیغ جان‌خراش! کیست که شکنجه مى‌شود؟»

«به اتاق شكنجه مى‌گفتند اتاق عمل. آنجا رفتم، دلم مى‌لرزيد. در را باز كردم، سر جايم خشك شدم، لال شدم، زبانم بند آمد، خواستم فرياد بزنم، اما راه گلويم بسته شده بود. بيرون دويدم. تمام بدنم مى‌لرزيد نمى‌دانم چطور خودم را به اتاق سرهنگ رساندم. يك مرتبه به خودم آمدم و متوجه شدم مقابل سرهنگ ايستاده‌ام و سرهنگ تفى را كه به صورتش انداخته بودم با دستمال كاغذى پاك مى‌كرد. در همان حال قيد خانه و يخچال و هيلمن و حقوق واضافه كار و پاداش، قيد پدر و مادر و خواهر وجد و آبادم را زدم و فرياد كشيدم...»

▪️چرا بابام نام مرا فراموش کرده بود؟

پشت درى خاكسترى ايستادم تا اجازه بدهند توبروم و بابا را ببينم. صداى بابا را از داخل اتاق شنيدم. قلبم هرى پايين ريخت. بابا جانم! باباى خوبم! خيلى دوستت دارم! كلى بغلم مى‌كنى و زلفم را مى‌بوسى باباى نازنينم!
يك نفر داشت از بابا چيزهايى مى‌پرسيد و بابا با لحنى ناراحت و عصبانى هى مى‌گفت:
«من بارها گفته‌ام كه اصلا توى اين جريان‌ها نيستم، من خبر ندارم، من اهل اين كارها نبوده‌ام، زندگى‌ام را مى‌كردم و مغازه‌ام را مى‌گرداندم اصلا من سياسى نيستم.»
يارو با صدايى دريده مى‌پرسيد:
«پس سياسى نيستى!! همان حرف اولت را مى‌زنى، اصلا روحت از اين جريان خبر ندارد، ها!!»
«نه باور كنيد، اصلا هيچگونه خبرى از اين كارها نداشته‌ام و ندارم.»
يارو مى‌گفت:
«باشد حالا بچه‌ات را ببين تا بعد.»
نگهبانى آمد و در را باز كرد. بابا روى صندلى نشسته بود و پتويى روى پايش انداخته بودند. خودم را به آغوشش انداختم. بابا چهره‌اش را درهم كشيد، مثل اينكه جايى‌اش درد مى‌كرد. شايد من در اثر عجله پاى او را لگد كرده بودم. پايين پايم را نگاه كردم. نوك پاى بابا را ديدم كه از زير پتو بيرون آمده و خونى بود. آخ بابا جان پايت را لگد كردم. عجب!! پاهاى بابا چقدر ظريف و نازك شده، حتى از دانه انار هم نازك‌تر! با يك فشار ازش خون در مى‌آيد.
بابام مرا بوسيد و با صدايى گرفته پرسيد:
«بهروز… بهروز عزيزم، حالت چطوره؟ بابك حالش چطوره؟»
تعجب مى‌كنم، چطور! بابا نام مرا فراموش كرده. بابايى كه آن همه مرا دوست مى‌داشت. بابايى كه آن همه اسم مرا قشنگ بر زبان مى‌آورد و اگر قولى به من مى‌داد هيچ وقت فراموش نمى‌كرد. آه چرا اينطور زود فراموشم كرده؟ بغض گلويم را فشرد و چشمانم پر از اشك شد و با غصه‌اى كه در گلويم شكسته بود براى آنكه نام مرا به يادش بياورم داد زدم:

«باباجان من روزبه هستم! روزبه! روزبه پسر خودت.»
بابام يكه خورد و رنگش پريد و سرش را روى سينه‌ام گذاشت.
ناگهان قاه قاه خشك يارو بلند شد و به بابام گفت:
«پس شما اهل سياست و اين جريان‌ها نيستيد ها؟ تو گفتى و من باور كردم. آره جان خودت. اگر اهل اين حرف‌ها نيستى پس چرا اسم بچه‌ات را روزبه گذاشته‌اى؟ آقاى غير سياسى! پس آنچه كه تا به حال گفته‌اى همه‌اش دروغ بوده است، از فردا دوباره شروع مى‌كنيم.»
مرا از بابام جدا كردند و ديگر نگذاشتند دايى‌محسن را ببينم.

با بى‌بى‌خاور و خاله‌مريم به شهرمان برگشتيم و در راه همه‌اش گريه كردم، نمى‌دانم چرا بابا نامم را فراموش كرده بود؟!

🖌علی‌اشرف درویشیان
📕 قصه‌های بند

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
‏و گفت: محبت درست نشود،
مگر در میانِ دو تن؛
که یکی، دیگری را گوید:
"ای من"

🖌عطار
📕تذکره الاولیا

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ما رقص را  از تفنگ
و صلح را از جنگ
بیشتر دوست داریم ...
دیگران اگر،
امانمان
بدهند ...

بکتاش آبتین

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
قدرت، چون می‌داند دیری نمی‌پاید، همیشه بی‌رحم است.

📕 سرِ هیدرا
🖌کارلوس فوئنتس
برگردان: عبدالله کوثری

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دل تنگ و دست تنگ و جهان تنگ و كار تنگ
از چهارسو گرفته مرا روزگار تنگ ...

بیدل نیشابوری

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
غزلیات حافظ 56
@audiobo0ok
🎧 غزلیات حافظ《۵۶》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
🎙 غزل شماره ۵۶

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جنگ گرگ‌ها در زمستان سخت

اخیراً روباه بنفش حسن روحانی و ماله‌کش اعظم محمدجواد ظریف به اسب پوتین گفتن یابو و پوتین ناراحت شده و به خامنه‌ای ضحاک گفته سریعاً باید جبران کنید و معذرت خواهی کنید، خامنه‌ای ضحاک هم به قالیباف گفته برید هر جوری هست این آبروریزی را جمع کنید، اربابم پوتین منو تهدید کرده.

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراض پرستاران کرمانشاه در روز پرستار؛ تهدید به اعتصاب در اعتراض به بی‌توجهی مسئولان

امروز دوشنبه ۵ آبان، همزمان با روز پرستار، جمعی از پرستاران کرمانشاه با برگزاری تجمعی مقابل ساختمان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، نسبت به پرداخت‌نشدن حقوق، اضافه‌کار و کارانه یک‌سال گذشته اعتراض کردند.

پرستاران معترض با بیان اینکه ماه‌هاست وعده‌های مسئولان بی‌نتیجه مانده، از بی‌توجهی مدیران دانشگاه و شخص رئیس دانشگاه، علی سروش، به مشکلات صنفی و معیشتی خود انتقاد کردند. به گفته آنان، رئیس دانشگاه حتی در جمع معترضان حاضر نشده و این موضوع خشم آنان را برانگیخته است.

تجمع امروز با تهدید به اعتصاب کاری همراه بود. پرستاران اعلام کردند تا زمانی که مطالبات مالی پرداخت نشود و به مشکلات معیشتی و شأن حرفه‌ای آنان رسیدگی نگردد، اعتراضات ادامه خواهد داشت.

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکومت دروغ و فساد و جنایت

در واکنش به صحبت های گماشته ولایی مثلا وزیر بهداشت ظفرقندی و معاون او مبنی بر عدم کمبود دارو ، مردم معترض به کمبود دارو دست به تجمع زدند.

مقابل وزارت بهداشت و سازمان غذا و دارو، خانواده‌های بیماران دوشن تجمع کردند.

ماه‌هاست داروی آگامری در کشور نیست و کودکان مبتلا هر روز ضعیف‌تر می‌شوند.

عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس اعلام کرد: در آمار رسمی که وزارت بهداشت درخصوص دارو اعلام می کند و  آنچه در واقعیت میدانی دیده می شود تناقض وجود دارد

باقر زاده عضو کمیسیون بهداشت مجلس با انتقاد از تناقض ها گفت: ادعای مسئولان وزارت بهداشت در مورد تامین دارو در تضاد با کمبودهای میدانی است.

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز پرستار گرامی باد

روز پرستار، یادآور جانفشانی های پرستاران در دوران کرونا است.

با وجود همه به کاستی و مشکلات انسان به عشق زنده است

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طهماسب مظاهری درباره عملکرد فرزین درباره بانک آینده گفت:
از سال ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ بانک مرکزی ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به بانک آینده پول داده است.
هر کس داده خیلی بیجا کرده که این پول را داده است.[رفتن همتی و آمدن فرزین]

فقط بانک آینده هر خانواده ایرانی را نسبت به سال قبل ۷ درصد فقیرتر کرده است! پشتیبان بانک آینده نهادهایی بودند که به آنها وام داد

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

سخن گفتن از انحلال بانک آینده و ادغام آن در بانک ملی، داستان‌سرائی است. واقعیت اینست که بانک آینده خودش منحل شد و بانک مرکزی فقط آن را اعلام کرد، درست مثل غده‌ای چرکین که به اوج عفونت رسیده و خودش سر باز می‌کند

وقتی یک بانک ۷۱۷ تریلیون تومان بدهی به سایر بانک‌ها دارد، ۳۰۰ تریلیون تومان اضافه برداشت از بانک مرکزی دارد، ۱۰۰ تریلیون تومان زیان فقط در ۹ ماهه اول سال ۱۴۰۳ ثبت کرده، به زیان انباشته ۵۰۰ تریلیون تومانی معادل ۳۱۵ برابر سرمایه اولیه خود رسیده، جمع اضافه برداشت و بدهی این بانک به سایر بانک‌ها یک کوادریلیون تومان ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ (یک میلیون میلیارد تومان) شده و مسئول حدود ۷ درصد تورم کشور است

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
فردوسی خوانی 55
@audiobo0ok
📕 شاهنامه خوانی (۵۵)
✍ حکیم ابوالقاسم فردوسی

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
‌‏‌‌برای فریب دادن، عده‌ای را شیر میکنند
و عده‌ای را خر!

مواظب باشید حیوان صفت نشوید
بازنده بازنده است
چه درنده چه چرنده!

✍ لوئیس بورخس

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing