مثل قارچ زاده نشدم بی پدر و مادر، اما مثل قارچ نمو کردم، ولی نه مثل قارچ زود از پا در آمدم. هر جا نَمی بود به خود کشیدم، کسی نشد مرا آبیاری کند. من نمو کردم... مثل درخت سنجد کج و معوج و قانع به آب کم و شدم معلم روستاهای آذربایجان. پدرم میگوید: اگر ایران را میان ایرانیان تقسیم کنید از همین بیشتر نصیب تو نمیشود.
مرا از آذر شهر به گاوگان فرستادند، ۲۴۰ تومن از حقوقم کسر کردند که چرا در امور مسخره اداری دخالت کرده بودم. به محض اینکه به گاوگان رسیدم شروع به کار کردم. مثل یک گاو پُرکار درس دادم. بعضیها تعجب میکردند که چرا با این همه ظلمی که بهت رسیده، باز هم جانفشانی میکنی، این آدمها فقط نوک بینیشان را میدیدند، نه یک قدم آن دورتر را. خودم را به گاوگان عادت دادم و بیاعتنا کار کردم...
سعی کن بیاعتنا باشی. اما نه اینکه کار نکنی و بیکاره باشی، ها! غرض رفتن است نه رسیدن. زندگی کلاف سردرگمی است. به هیچجا راه نمیبرد. اما نباید ایستاد. این که میدانیم نخواهیم رسید، نباید ایستاد.
صمد بهرنگی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مرا از آذر شهر به گاوگان فرستادند، ۲۴۰ تومن از حقوقم کسر کردند که چرا در امور مسخره اداری دخالت کرده بودم. به محض اینکه به گاوگان رسیدم شروع به کار کردم. مثل یک گاو پُرکار درس دادم. بعضیها تعجب میکردند که چرا با این همه ظلمی که بهت رسیده، باز هم جانفشانی میکنی، این آدمها فقط نوک بینیشان را میدیدند، نه یک قدم آن دورتر را. خودم را به گاوگان عادت دادم و بیاعتنا کار کردم...
سعی کن بیاعتنا باشی. اما نه اینکه کار نکنی و بیکاره باشی، ها! غرض رفتن است نه رسیدن. زندگی کلاف سردرگمی است. به هیچجا راه نمیبرد. اما نباید ایستاد. این که میدانیم نخواهیم رسید، نباید ایستاد.
صمد بهرنگی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دلم تنگ است.
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند.
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها،
دلم تنگ است...
مهدی اخوان ثالث
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند.
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها،
دلم تنگ است...
مهدی اخوان ثالث
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«سانسور همیشه از پنجره اخلاق وارد میشود و بعد شکلهای دیگر پیدا میکند.»
چندوقت پیش یکی گفته بود «کار هنری نکردن»، اعتراضِ هنرمند نیست و هنرمند نباید با «کارنکردن» توهم داشته باشد که دارد اعتراض میکند.
ولی ناصر تقوایی در این چنددهه تا آخرین روز و لحظه زندگیاش، خلاف این برداشت ساده و دمدستی را ثابت کرد؛ با تمام جان و توان و هنرش هم ثابت کرد.
او که در فیلمسازی، مستندسازی، فیلمنامهنویسی و نویسندگی، رقیب زیادی در این سرزمین نداشت، معتقد بود در جامعه سانسورزده، جامعه زیر فشار و محدودشده در دهها نوع خط قرمز، هنرمند باید با «نگفتن» حرف بزند و با «نمایشندادن» نمایش دهد.
آنقدر به این روش اعتراضی، باور داشت که حدود سهدهه پیش، دست از فیلمسازی کشید و کتابی هم منتشر نکرد، چون از دید او در جامعه سانسورزده حاصل کار هنرمند، دیگر فیلم و کتاب خود هنرمند نیست: «هنری که جامعهات رو پنهان کنه، تبلیغه، نه هنر.»
ناصر تقوایی (۱۴۰۴-۱۳۲۰) برخلاف باوری سادهانگارانه، توهم نداشت بلکه عمیقا باور داشت، سانسور همیشه اول از پنجره اخلاق وارد میشود، پس باید مقابلش ایستاد تا وارد بقیه زندگیت نشود، تا وارد وجود خودت هم نشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
چندوقت پیش یکی گفته بود «کار هنری نکردن»، اعتراضِ هنرمند نیست و هنرمند نباید با «کارنکردن» توهم داشته باشد که دارد اعتراض میکند.
ولی ناصر تقوایی در این چنددهه تا آخرین روز و لحظه زندگیاش، خلاف این برداشت ساده و دمدستی را ثابت کرد؛ با تمام جان و توان و هنرش هم ثابت کرد.
او که در فیلمسازی، مستندسازی، فیلمنامهنویسی و نویسندگی، رقیب زیادی در این سرزمین نداشت، معتقد بود در جامعه سانسورزده، جامعه زیر فشار و محدودشده در دهها نوع خط قرمز، هنرمند باید با «نگفتن» حرف بزند و با «نمایشندادن» نمایش دهد.
آنقدر به این روش اعتراضی، باور داشت که حدود سهدهه پیش، دست از فیلمسازی کشید و کتابی هم منتشر نکرد، چون از دید او در جامعه سانسورزده حاصل کار هنرمند، دیگر فیلم و کتاب خود هنرمند نیست: «هنری که جامعهات رو پنهان کنه، تبلیغه، نه هنر.»
ناصر تقوایی (۱۴۰۴-۱۳۲۰) برخلاف باوری سادهانگارانه، توهم نداشت بلکه عمیقا باور داشت، سانسور همیشه اول از پنجره اخلاق وارد میشود، پس باید مقابلش ایستاد تا وارد بقیه زندگیت نشود، تا وارد وجود خودت هم نشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هر فکر غلطی که دنبال میکنیم، جنایتی است که در حق نسلهای آینده مرتکب میشویم.
📚ظلمت در نیمروز
✍آرتور کستلر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
📚ظلمت در نیمروز
✍آرتور کستلر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مدلسازی تعدادی از مکانیزمها و کوپلینگهای مهم مکانیکی با استفاده از اسباببازی لِگو LEGO
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دکان سازمانسازی به نام «رییسی» تا کجا پیش خواهد رفت؟
✍️مصطفی فقیهی
پس یادداشت میکنیم
که علیالحساب، بودجههای مراکز ذیل از جیب مردم به نزدیکانِ مرحوم رییسی در زمان حیات، خواهد رسید:
۱. بنیاد بینالمللی شهید رییسی
۲. اندیشکدهی کشورداری شهید رییسی
۳. دانشکدهی شهید رییسی
۴. ساخت سریال تلویزیونی شهید رییسی
اقدامات احتمالی بعدی:
- ستاد اجرایی فرمان شهید رییسی
- موسسه مالی اعتباری شهید رییسی
-کمیتهی امداد شهید رییسی
-موسسهی تنظیمونشر آثار شهید رییسی
- خیریهی شهید آیتالله رییسی
- آستان قدس آیتالله شهید رییسی
-حوزهی علمیه شهید رییسی
- حسینیهی شهید رییسی
❗️و از همه مهمتر:
لیست انتخاباتی شهید رییسی برای شوراها، مجلس و …
مابقیاش را شما بگویید!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
✍️مصطفی فقیهی
پس یادداشت میکنیم
که علیالحساب، بودجههای مراکز ذیل از جیب مردم به نزدیکانِ مرحوم رییسی در زمان حیات، خواهد رسید:
۱. بنیاد بینالمللی شهید رییسی
۲. اندیشکدهی کشورداری شهید رییسی
۳. دانشکدهی شهید رییسی
۴. ساخت سریال تلویزیونی شهید رییسی
اقدامات احتمالی بعدی:
- ستاد اجرایی فرمان شهید رییسی
- موسسه مالی اعتباری شهید رییسی
-کمیتهی امداد شهید رییسی
-موسسهی تنظیمونشر آثار شهید رییسی
- خیریهی شهید آیتالله رییسی
- آستان قدس آیتالله شهید رییسی
-حوزهی علمیه شهید رییسی
- حسینیهی شهید رییسی
❗️و از همه مهمتر:
لیست انتخاباتی شهید رییسی برای شوراها، مجلس و …
مابقیاش را شما بگویید!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ضربی ماهور_بیکلام
@bazmemousighi
🎼 قطعهی «ضربی ماهور»
آهنگساز: همایون خرم
پیانو: بردیا صدرنوری
ویولن: بابک شهرکی
۱۳۹۷_تالار رودکی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آهنگساز: همایون خرم
پیانو: بردیا صدرنوری
ویولن: بابک شهرکی
۱۳۹۷_تالار رودکی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خودسوزی در ملأعام، بازتاب توحش ساختار و پژواک فروپاشی اجتماعیست
✍️دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
دو خودسوزی اخیر، شاهو صفری و احمد بالدی، داغی تازه بر جان جامعه نشاند و برگ دیگری به پرونده سنگین جنایتهای جمهوری اسلامی افزود. این مرگها را نميتوان صرفا شخصی دانست؛ آنها بازتاب خشم انباشته، نابرابریهای مزمن، و حذف مسیرهای اعتراضاند. خودسوزی در چنین شرایطی، نه پژواکی از یک بحران فردی، بلکه بازتابی از سرکوب فراگیر سیاسی، اقتصادی و اجتماعیست. گزارشهای اخیر سازمان جهانی بهداشت و مطالعات "بار جهانی بیماریها" نشان میدهند که بالاترین نرخ خودسوزی، نه در مناطق جنگی، بلکه در کشورهایی دیده میشود که با نابرابری ساختاری، انسداد سیاسی، و نبود نهادهای پاسخگو مواجهاند، جایی که رنج عمومی نه تنها شنیده نميشود، بلكه انکار میشود. ما در ايران شاهد خودسوزى هاى بسيارى از جانب زنان بوده ايم. مطالعات نشان میدهند که خودسوزی در بافتهای مختلف، از ریشههای متفاوتی تغذیه میکند. در بسیاری از موارد، بهویژه در میان زنان، خودسوزی در فضاهای خانگی و در پاسخ به خشونت جنسی، انزوای اجتماعی و محرومیت از حمایتهای حقوقی رخ میدهد. این کنشها الزاماً بیمعنا نیستند، اما اغلب محصول استیصال، بیپناهی و انسداد کامل چشمانداز نجاتاند. در سوی دیگر، خودسوزی در ملأعام، بهویژه در نظامهای سرکوبگر، بیشتر بعنوان کنشی سیاسی یا اعتراضی شناخته میشود که تلاش دارد درد فردی را به مسئلهای عمومی بدل کند. حتی اگر خودِ فرد، نیت سیاسی نداشته باشد یا آن را کنشی سیاسی نداند. با وجود اینکه معمولاً خودکشی را به اختلالات روانی نسبت میدهند، پژوهشها نشان دادهاند که در بیش از ۶۰٪ از موارد، افرادی که دست به خودسوزی زدهاند، سابقه اختلال جدی روانپزشکی نداشتهاند. این دادهها، رابطه قطعی میان خودکشی و بیماری روانی را بهچالش میکشند و توجه را به ساختارهای معیوب اجتماعی و سیاسی بعنوان بستر اصلی این کنشها جلب میکنند. در بافتهایی که ساختار پاسخگو نیست، رسانه خاموش است و مسیرهای مدنی مسدود شدهاند، بدن انسان بدل به آخرین رسانه میشود. این عمل، تلاشیست برای بازگرداندن عاملیت فردی و شکستن سکوتِ ساختاری؛ کنشی دردناک، اما حامل پیام جمعی. با اینحال، قدرت نمادین خودسوزی، در غیاب روایتگری مسئولانه، میتواند به الگویی خطرناک بدل شود، بهویژه زمانی که رسانهها یا جریانهای اجتماعی، این کنشها را بهنحوی تقدیسآمیز یا قهرمانانه بازنمایی میکنند. چنین مواجههای، ناخواسته امکان تکرار را در میان آسیبپذیرترین اقشار تقویت میکند. مرز میان همدلی و اسطورهسازی باید دقیق حفظ شود؛ تمرکز ما باید بر پیشگیری، آگاهیسازی و بازسازی امید اجتماعی باشد. رویارویی با پدیده خودسوزی نیازمند نگاهی تحلیلی و ساختارمحور است، فراتر از تقلیل آن به انتخاب فردی یا بحران روانی. مواجهه اخلاقی با این وضعیت نه در توجیه و نه در تحسین آن است، بلکه در ساختن فضاهاییست که در آن، زیستن، اعتراض و بقا ممکن بماند. مقاومت و مبارزه زندگیمحور، از سازمانیابی محلی، روایتگری جمعی، تا اعتصاب و اعتراض متحدانه، اثربخشی و ماندگاری بسیار بیشتری دارد از مرگی که تنها لحظهای در حافظه جمعی میماند. پیشگیری، نه صرفاً در مداخلات بالینی، بلکه در بازسازی زیرساختهای عدالت، امنیت اجتماعی و کرامت انسانی معنا پیدا میکند. قدرت پیوندهای انسانی را نباید دستکم گرفت: از گروههای شنیدن و همدلی، تا حمایتهای زنجیرهای کوتاهمدت، چه در قالب کمک مالی باشد، چه در همراهی عاطفی، همه میتوانند نجاتبخش باشند. رسالت ما، ساختن جهانیست که در آن، زندگی، نه مرگ، به زبان اعتراض تبدیل شود. تغییری که از مرگ خودخواسته برنمیآید، از زندهماندن، پیوستن و ایستادگی جمعی پدید میآید. تغییری که هیچ ساختار سرکوبگری توان ایستادگی در برابر آن را ندارد. در پایان، یادآوری سخن صمد بهرنگی در چارچوب مبارزه با ظلم، آموزگاری که زبان رنج مردم را میفهمید، از معنا تهی نیست: "مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا میتوانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم… مهم این است که زندگی یا مرگ من، چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد." امروز نیز در برابر نظامی که زندگی را بیارزش و مرگ را بیپاسخ میخواهد، ما باید بر زندهماندن، ایستادن و تغییر پافشاری کنیم. نظامی که برای جان انسانها ارزشی قائل نیست، حتی از مرگی که به دست خود انسان رقم بخورد، سود میبرد. یکی از اهداف پایدار سرکوب، شکستن همبستگی، پراکندگی اجتماعی و بیحسکردن ما نسبت به رنج یکدیگر است. در برابر این منطق، زندهماندن خود شکلی از مقاومت است. زنده بمانیم، و متحدانه بجنگیم.
بازنشر از: تلگرام »دكتر نورايمان قهارى، روانشناس»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
✍️دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
دو خودسوزی اخیر، شاهو صفری و احمد بالدی، داغی تازه بر جان جامعه نشاند و برگ دیگری به پرونده سنگین جنایتهای جمهوری اسلامی افزود. این مرگها را نميتوان صرفا شخصی دانست؛ آنها بازتاب خشم انباشته، نابرابریهای مزمن، و حذف مسیرهای اعتراضاند. خودسوزی در چنین شرایطی، نه پژواکی از یک بحران فردی، بلکه بازتابی از سرکوب فراگیر سیاسی، اقتصادی و اجتماعیست. گزارشهای اخیر سازمان جهانی بهداشت و مطالعات "بار جهانی بیماریها" نشان میدهند که بالاترین نرخ خودسوزی، نه در مناطق جنگی، بلکه در کشورهایی دیده میشود که با نابرابری ساختاری، انسداد سیاسی، و نبود نهادهای پاسخگو مواجهاند، جایی که رنج عمومی نه تنها شنیده نميشود، بلكه انکار میشود. ما در ايران شاهد خودسوزى هاى بسيارى از جانب زنان بوده ايم. مطالعات نشان میدهند که خودسوزی در بافتهای مختلف، از ریشههای متفاوتی تغذیه میکند. در بسیاری از موارد، بهویژه در میان زنان، خودسوزی در فضاهای خانگی و در پاسخ به خشونت جنسی، انزوای اجتماعی و محرومیت از حمایتهای حقوقی رخ میدهد. این کنشها الزاماً بیمعنا نیستند، اما اغلب محصول استیصال، بیپناهی و انسداد کامل چشمانداز نجاتاند. در سوی دیگر، خودسوزی در ملأعام، بهویژه در نظامهای سرکوبگر، بیشتر بعنوان کنشی سیاسی یا اعتراضی شناخته میشود که تلاش دارد درد فردی را به مسئلهای عمومی بدل کند. حتی اگر خودِ فرد، نیت سیاسی نداشته باشد یا آن را کنشی سیاسی نداند. با وجود اینکه معمولاً خودکشی را به اختلالات روانی نسبت میدهند، پژوهشها نشان دادهاند که در بیش از ۶۰٪ از موارد، افرادی که دست به خودسوزی زدهاند، سابقه اختلال جدی روانپزشکی نداشتهاند. این دادهها، رابطه قطعی میان خودکشی و بیماری روانی را بهچالش میکشند و توجه را به ساختارهای معیوب اجتماعی و سیاسی بعنوان بستر اصلی این کنشها جلب میکنند. در بافتهایی که ساختار پاسخگو نیست، رسانه خاموش است و مسیرهای مدنی مسدود شدهاند، بدن انسان بدل به آخرین رسانه میشود. این عمل، تلاشیست برای بازگرداندن عاملیت فردی و شکستن سکوتِ ساختاری؛ کنشی دردناک، اما حامل پیام جمعی. با اینحال، قدرت نمادین خودسوزی، در غیاب روایتگری مسئولانه، میتواند به الگویی خطرناک بدل شود، بهویژه زمانی که رسانهها یا جریانهای اجتماعی، این کنشها را بهنحوی تقدیسآمیز یا قهرمانانه بازنمایی میکنند. چنین مواجههای، ناخواسته امکان تکرار را در میان آسیبپذیرترین اقشار تقویت میکند. مرز میان همدلی و اسطورهسازی باید دقیق حفظ شود؛ تمرکز ما باید بر پیشگیری، آگاهیسازی و بازسازی امید اجتماعی باشد. رویارویی با پدیده خودسوزی نیازمند نگاهی تحلیلی و ساختارمحور است، فراتر از تقلیل آن به انتخاب فردی یا بحران روانی. مواجهه اخلاقی با این وضعیت نه در توجیه و نه در تحسین آن است، بلکه در ساختن فضاهاییست که در آن، زیستن، اعتراض و بقا ممکن بماند. مقاومت و مبارزه زندگیمحور، از سازمانیابی محلی، روایتگری جمعی، تا اعتصاب و اعتراض متحدانه، اثربخشی و ماندگاری بسیار بیشتری دارد از مرگی که تنها لحظهای در حافظه جمعی میماند. پیشگیری، نه صرفاً در مداخلات بالینی، بلکه در بازسازی زیرساختهای عدالت، امنیت اجتماعی و کرامت انسانی معنا پیدا میکند. قدرت پیوندهای انسانی را نباید دستکم گرفت: از گروههای شنیدن و همدلی، تا حمایتهای زنجیرهای کوتاهمدت، چه در قالب کمک مالی باشد، چه در همراهی عاطفی، همه میتوانند نجاتبخش باشند. رسالت ما، ساختن جهانیست که در آن، زندگی، نه مرگ، به زبان اعتراض تبدیل شود. تغییری که از مرگ خودخواسته برنمیآید، از زندهماندن، پیوستن و ایستادگی جمعی پدید میآید. تغییری که هیچ ساختار سرکوبگری توان ایستادگی در برابر آن را ندارد. در پایان، یادآوری سخن صمد بهرنگی در چارچوب مبارزه با ظلم، آموزگاری که زبان رنج مردم را میفهمید، از معنا تهی نیست: "مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا میتوانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم… مهم این است که زندگی یا مرگ من، چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد." امروز نیز در برابر نظامی که زندگی را بیارزش و مرگ را بیپاسخ میخواهد، ما باید بر زندهماندن، ایستادن و تغییر پافشاری کنیم. نظامی که برای جان انسانها ارزشی قائل نیست، حتی از مرگی که به دست خود انسان رقم بخورد، سود میبرد. یکی از اهداف پایدار سرکوب، شکستن همبستگی، پراکندگی اجتماعی و بیحسکردن ما نسبت به رنج یکدیگر است. در برابر این منطق، زندهماندن خود شکلی از مقاومت است. زنده بمانیم، و متحدانه بجنگیم.
بازنشر از: تلگرام »دكتر نورايمان قهارى، روانشناس»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
چین چه می کند با ایران؟!
✍پدرام سلطانی
این هفته سفری تجاری به چین داشتم. بیش از ١٢ سال است که با چینیها تعاملات تجاری دارم و در این مدت مکرراٌ به چین سفر داشته ام. این سفر اما متفاوت از تمام سفرهای قبلی بود. اولین تغییر را در فرودگاه شانگهای احساس کردم، هنگامی که گذرنامه خود را به پلیس گذرنامه چین دادم و او شروع کرد به پرس و جو در خصوص علت سفر من به چین، محل اقامتم و داشتن بلیط برگشت.
در تمام این ١٢ سال به خاطر نداشتم که هنگام ورود به چین با چنین سئوالاتی برخورد کرده باشم.
در اولین جلسه کاریم دریافتم که حسابهای شرکتهای ایرانی ثبت شده در چین یک به یک در بانکهای چینی در حال بسته شدن است و موضوع، بر خلاف آنچه که در اخبار ایران انعکاس یافته است، منحصر به دانشجویان و اشخاص حقیقی ایرانی نیست. حتی شرکتهایی که از ١٥-١٠ سال پیش در چین ثبت شده اند مشمول این رفتار جدید بانکهای چینی شده اند. تجار ایرانی به کارمندان چینی خود متوسل شده اند و شرکتهای جدیدی به نام آنان تأسیس می کنند و به امید امانتداری آنها دارایی خود را به نامشان می زنند.
بیش از یکسال است که با یکی از شرکتهای چینی مشغول مذاکره برای سرمایه گذاری مشترکی در ایران هستیم. در جلسه ای که برای ادامه مذاکرات با او داشتم خبر ناخوشایندی به من داد: دولت چین سرمایه گذاری شرکتهای چینی در ایران را تقریباٌ ممنوع کرده است و به سختی مجوز سرمایه گذاری خارجی در ایران را صادر می کند.
تقریباٌ در همه جلساتی که داشتم مشتریان چینی اشاره به سختتر شدن کار با ایران داشتند. اظهار می داشتند که بسیاری از شرکتهای چینی ترجیح می دهند خرید خود را در شرایط برابر از ایران نداشته باشند زیرا پرداخت بسیار مشکل است و باید اسناد تجاری را تغییر دهند و به نام کشور دیگری بزنند تا امکان پرداخت پول از بانکهایشان فراهم شود.
"چین عزیز" آرام آرام ایران، این شریک وفادار خود را به حاشیه می راند. از سال ١٣٨٩ که شرکت دولتی نفت چین، علیرغم اخذ امتیازات ویژه از دولت وقت ایران در قرارداد 2.5 میلیارد دلاری سرمایه گذاری در میدان نفتی آزادگان، شروع به کند کردن کار و بهانه تراشی کرد سیاست عقب گرد چین آشکار شد. قطعاٌ مشکل این نبود که آنها توان انجام کار را نداشتند بلکه سیگنال پایین کشیدن فتیله کار با ایران را دریافت کرده بودند.
چینیها در تمام این سالهایی که ایران عضو ناظر سازمان همکاریهای شانگهای بود، تنها مخالف عضویت کامل ایران در این سازمان، که در آینده می تواند بزرگترین و مهمترین سازمان اقتصادی آسیا باشد، بودند و برای جلوگیری از عضویت ایران در این سازمان در منشور آن گنجانده بودند که کشورهایی که سازمان ملل بر علیه شان تحریمهایی وضع کرده است نمی توانند به عضویت این سازمان در آیند. حتی پس از لغو تحریمهای سازمان ملل، آنها مخالف عضویت ایران باقی ماندند و در حالی که به عضویت کامل هند، رقیب آسیایی خود، در این سازمان رأی مثبت دادند اما با عضویت ایران موافقت نکردند.
چینیها حتی در پروژه بلند پروازانه جاده ابریشم نوین مسیر تاریخی جاده ابریشم را به نحوی تغییر داده اند که از بالای ایران بگذرد و یک مسیر فرعی از مسیر اصلی برای ورود به ایران منشعب شده است. داستان سرمایه گذاری کلان چین در بندر گوادر پاکستان نیز مکمّل این پروژه در دور زدن ایران است.
در طول این ١٢ سال، دشمنی آمریکا با ما، و ما با آمریکا، باعث شد که ایران به عنوان بهترین مسیر خطوط لوله انتقال نفت و گاز خلیج فارس و آسیای میانه به اروپا، از این مسیرها حذف شود و به یک مسیر فرعی در نقشه انتقال انرژی منطقه تبدیل شود. از بین رفتن این مزیت مهم ژئوپلیتیک ایران تلخ اما قابل فهم است. اما اینکه چین، کشوری که این چنین از ما بهره برده است و ما به او چشم امید داشتیم، ایران را از مسیر ترانزیت کالا از شرق به غرب و شمال به جنوب کنار گذاشته است و نگاه درجه دومی به ایران دارد جای تأمل بسیار دارد.
چین نشان داده است که در عرصه شطرنج جهانی هوشمندانه بازی می کند و چشم انداز بلند مدتی دارد. چرا چین چنین سیاستمدارانه و به آرامی ایران را به حاشیه می برد؟ او آینده را چه می بیند که پاکستان و افغانستان را به ایران ترجیح می دهد؟ چین برای چینی بند زده اقتصاد ایران چه نقشه ای می چیند؟
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
✍پدرام سلطانی
این هفته سفری تجاری به چین داشتم. بیش از ١٢ سال است که با چینیها تعاملات تجاری دارم و در این مدت مکرراٌ به چین سفر داشته ام. این سفر اما متفاوت از تمام سفرهای قبلی بود. اولین تغییر را در فرودگاه شانگهای احساس کردم، هنگامی که گذرنامه خود را به پلیس گذرنامه چین دادم و او شروع کرد به پرس و جو در خصوص علت سفر من به چین، محل اقامتم و داشتن بلیط برگشت.
در تمام این ١٢ سال به خاطر نداشتم که هنگام ورود به چین با چنین سئوالاتی برخورد کرده باشم.
در اولین جلسه کاریم دریافتم که حسابهای شرکتهای ایرانی ثبت شده در چین یک به یک در بانکهای چینی در حال بسته شدن است و موضوع، بر خلاف آنچه که در اخبار ایران انعکاس یافته است، منحصر به دانشجویان و اشخاص حقیقی ایرانی نیست. حتی شرکتهایی که از ١٥-١٠ سال پیش در چین ثبت شده اند مشمول این رفتار جدید بانکهای چینی شده اند. تجار ایرانی به کارمندان چینی خود متوسل شده اند و شرکتهای جدیدی به نام آنان تأسیس می کنند و به امید امانتداری آنها دارایی خود را به نامشان می زنند.
بیش از یکسال است که با یکی از شرکتهای چینی مشغول مذاکره برای سرمایه گذاری مشترکی در ایران هستیم. در جلسه ای که برای ادامه مذاکرات با او داشتم خبر ناخوشایندی به من داد: دولت چین سرمایه گذاری شرکتهای چینی در ایران را تقریباٌ ممنوع کرده است و به سختی مجوز سرمایه گذاری خارجی در ایران را صادر می کند.
تقریباٌ در همه جلساتی که داشتم مشتریان چینی اشاره به سختتر شدن کار با ایران داشتند. اظهار می داشتند که بسیاری از شرکتهای چینی ترجیح می دهند خرید خود را در شرایط برابر از ایران نداشته باشند زیرا پرداخت بسیار مشکل است و باید اسناد تجاری را تغییر دهند و به نام کشور دیگری بزنند تا امکان پرداخت پول از بانکهایشان فراهم شود.
"چین عزیز" آرام آرام ایران، این شریک وفادار خود را به حاشیه می راند. از سال ١٣٨٩ که شرکت دولتی نفت چین، علیرغم اخذ امتیازات ویژه از دولت وقت ایران در قرارداد 2.5 میلیارد دلاری سرمایه گذاری در میدان نفتی آزادگان، شروع به کند کردن کار و بهانه تراشی کرد سیاست عقب گرد چین آشکار شد. قطعاٌ مشکل این نبود که آنها توان انجام کار را نداشتند بلکه سیگنال پایین کشیدن فتیله کار با ایران را دریافت کرده بودند.
چینیها در تمام این سالهایی که ایران عضو ناظر سازمان همکاریهای شانگهای بود، تنها مخالف عضویت کامل ایران در این سازمان، که در آینده می تواند بزرگترین و مهمترین سازمان اقتصادی آسیا باشد، بودند و برای جلوگیری از عضویت ایران در این سازمان در منشور آن گنجانده بودند که کشورهایی که سازمان ملل بر علیه شان تحریمهایی وضع کرده است نمی توانند به عضویت این سازمان در آیند. حتی پس از لغو تحریمهای سازمان ملل، آنها مخالف عضویت ایران باقی ماندند و در حالی که به عضویت کامل هند، رقیب آسیایی خود، در این سازمان رأی مثبت دادند اما با عضویت ایران موافقت نکردند.
چینیها حتی در پروژه بلند پروازانه جاده ابریشم نوین مسیر تاریخی جاده ابریشم را به نحوی تغییر داده اند که از بالای ایران بگذرد و یک مسیر فرعی از مسیر اصلی برای ورود به ایران منشعب شده است. داستان سرمایه گذاری کلان چین در بندر گوادر پاکستان نیز مکمّل این پروژه در دور زدن ایران است.
در طول این ١٢ سال، دشمنی آمریکا با ما، و ما با آمریکا، باعث شد که ایران به عنوان بهترین مسیر خطوط لوله انتقال نفت و گاز خلیج فارس و آسیای میانه به اروپا، از این مسیرها حذف شود و به یک مسیر فرعی در نقشه انتقال انرژی منطقه تبدیل شود. از بین رفتن این مزیت مهم ژئوپلیتیک ایران تلخ اما قابل فهم است. اما اینکه چین، کشوری که این چنین از ما بهره برده است و ما به او چشم امید داشتیم، ایران را از مسیر ترانزیت کالا از شرق به غرب و شمال به جنوب کنار گذاشته است و نگاه درجه دومی به ایران دارد جای تأمل بسیار دارد.
چین نشان داده است که در عرصه شطرنج جهانی هوشمندانه بازی می کند و چشم انداز بلند مدتی دارد. چرا چین چنین سیاستمدارانه و به آرامی ایران را به حاشیه می برد؟ او آینده را چه می بیند که پاکستان و افغانستان را به ایران ترجیح می دهد؟ چین برای چینی بند زده اقتصاد ایران چه نقشه ای می چیند؟
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آنکه میگوید دوستت میدارم
خنیاگرِ غمگینیست
که آوازش را از دست داده است.
ای کاش عشق را
زبانِ سخن بود
هزار کاکُلی شاد
در چشمانِ توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من.
عشق را
ای کاش زبانِ سخن بود
□
آنکه میگوید دوستت میدارم
دلِ اندُهگینِ شبیست
که مهتابش را میجوید.
ای کاش عشق را
زبانِ سخن بود
هزار آفتابِ خندان در خرامِ توست
هزار ستارهی گریان
در تمنای من.
عشق را
ای کاش زبانِ سخن بود
۳۱ تیرِ ۱۳۵۸
احمد شاملو
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خنیاگرِ غمگینیست
که آوازش را از دست داده است.
ای کاش عشق را
زبانِ سخن بود
هزار کاکُلی شاد
در چشمانِ توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من.
عشق را
ای کاش زبانِ سخن بود
□
آنکه میگوید دوستت میدارم
دلِ اندُهگینِ شبیست
که مهتابش را میجوید.
ای کاش عشق را
زبانِ سخن بود
هزار آفتابِ خندان در خرامِ توست
هزار ستارهی گریان
در تمنای من.
عشق را
ای کاش زبانِ سخن بود
۳۱ تیرِ ۱۳۵۸
احمد شاملو
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
میزان اهمیت ما به شکم و مغزهامون از مقایسه تعداد کتاب سراها و کباب سراهای شهرمون مشخص می شه ...
بزرگ علوی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بزرگ علوی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
زندگی در جایی که یک مشت نادان دور و برت باشند سخت است...
اما زندگی در جایی که قدرت در دست همان نادانان باشد وحشتناک است!
✍ آلبر_کامو
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اما زندگی در جایی که قدرت در دست همان نادانان باشد وحشتناک است!
✍ آلبر_کامو
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing