پیام هولناک مهندس حشمتالله طبرزدی, دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران از زندان مرکزی اصفهان:
نگهداری زخمیهای تیر و ترکش بدون درمان در سولهها
حشمتالله طبرزدی، زندانی سیاسی، در پیامی از داخل زندان مرکزی اصفهان گزارش داد:
«در اینجا، بازداشتیهای اخیر که هنوز زخمی تیر جنگی و ترکش هستند – در سولهها نگهداری میشوند. هیچ درمانی برای زخمهایشان انجام نمیشود. عده زیادی نیز به اتهام «محاربه» از بقیه جدا شدهاند.»
او در پایان پیام خود خطاب به جهان آزاد و نهادهای حقوق بشری نوشت:
«صدای زندانیان، جوانان و مردم ایران باشید.»
جمهوری اسلامی با نگهداشتن زخمیها بدون درمان، عملاً سیاست مرگ تدریجی را اجرا میکند. این جنایت دیگری است و سکوت نهادهای بینالمللی، ادامه این شکنجه را ممکن میسازد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نگهداری زخمیهای تیر و ترکش بدون درمان در سولهها
حشمتالله طبرزدی، زندانی سیاسی، در پیامی از داخل زندان مرکزی اصفهان گزارش داد:
«در اینجا، بازداشتیهای اخیر که هنوز زخمی تیر جنگی و ترکش هستند – در سولهها نگهداری میشوند. هیچ درمانی برای زخمهایشان انجام نمیشود. عده زیادی نیز به اتهام «محاربه» از بقیه جدا شدهاند.»
او در پایان پیام خود خطاب به جهان آزاد و نهادهای حقوق بشری نوشت:
«صدای زندانیان، جوانان و مردم ایران باشید.»
جمهوری اسلامی با نگهداشتن زخمیها بدون درمان، عملاً سیاست مرگ تدریجی را اجرا میکند. این جنایت دیگری است و سکوت نهادهای بینالمللی، ادامه این شکنجه را ممکن میسازد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خواسته مشترک نهادهای مدنی برای آزادی کودکان و نوجوانان بازداشتشده در اعتراضهای اخیر
شبکه کمک به همراه جمعی از نهادها و کنشگران مدنی فعال در حوزه حقوق کودک، با انتشار نامهای رسمی خطاب به رئیس سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال بازداشتشده، بهویژه دانشآموزان شد.
در این نامه با استناد به آیین دادرسی ویژه اطفال و نوجوانان و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان تأکید شده است که اصل بر حمایت، اصلاح، بازپروری و پرهیز از سلب آزادی برای افراد زیر سن قانونی است و نگهداری کودکان و نوجوانان در محیطهای کیفری میتواند آثار جبرانناپذیری بر سلامت روانی، اجتماعی و تحصیلی آنان بر جای بگذارد.
🔹امضاکنندگان این درخواست با تأکید بر رعایت مصلحت عالیه کودک، خواستار بهرهگیری حداکثری از ظرفیتهای قانونی موجود، اقدامات تأمینی و ارفاقی، فقدان مسئولیت کیفری و سایر تدابیر حمایتی پیشبینیشده در قوانین کشور شدهاند.
در این نامه همچنین با اشاره به شرایط آسیبپذیر اغلب این کودکان و تلقی اعمال حق اعتراض بهعنوان یک حق شهروندی، بر ضرورت آزادی فوری و بدون قید و شرط آنان با لحاظ ویژگیهای سنی تأکید شده است.
شبکه کمک اعلام کرده است که پس از آزادی این افراد، آمادگی کامل دارد خدمات حمایتی، روانشناختی، مددکاری اجتماعی، مشاوره حقوقی و معرفی وکیل معاضدتی را در راستای تسهیل بازگشت سالم کودکان و نوجوانان به خانواده، جامعه و فرآیند تحصیل ارائه دهد.
رونوشت این نامه برای وزیر دادگستری، دادستان کل کشور، دادستان تهران، کمیسیون آموزش مجلس و مرجع ملی حقوق کودک ارسال شده و پیگیریها برای تسریع در بررسی پروندهها و آزادی هرچه سریعتر بازداشتشدگان زیر ۱۸ سال ادامه دارد.
این درخواست تاکنون به امضای نهادهای زیر رسیده است:
شبکه کمک،
انجمن حمایت از حقوق کودکان،
مؤسسه ندای ماندگار دروازه غار،
انجمن پرنده درخت کوچک،
گروه فرهنگی اجتماعی کیانا،
بنیاد توسعه صلح و مهربانیهای کوچک،
مؤسسه نوید زندگی کوشا،
مؤسسه مهر و ماه،
کانون صنفی معلمان ایران(تهران)،
زنان آبیار محله،
انجمن دوستداران کودک پویش،
مؤسسه شکوفایی استعدادهای کودکان،
گروه تلاشگران یاری همدل،
مؤسسه یاریگران کودکان کار پویا،
انجمن پژوهشهای آموزشی پویا،
مؤسسه رحمان،
انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری،
انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب،
مؤسسه انسان دشواری وظیفه،
مؤسسه دانش، آموزش و توانمندی،
مؤسسه توسعه پایدار اردیبهشت،
انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا (احبا)،
انجمن یاران دانش و مهر،
صدای یارا (انجمن حمایت از حقوق کودک).
🔹فرآیند پیوستن و امضای نهادهای مدنی دیگر همچنان ادامه دارد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شبکه کمک به همراه جمعی از نهادها و کنشگران مدنی فعال در حوزه حقوق کودک، با انتشار نامهای رسمی خطاب به رئیس سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال بازداشتشده، بهویژه دانشآموزان شد.
در این نامه با استناد به آیین دادرسی ویژه اطفال و نوجوانان و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان تأکید شده است که اصل بر حمایت، اصلاح، بازپروری و پرهیز از سلب آزادی برای افراد زیر سن قانونی است و نگهداری کودکان و نوجوانان در محیطهای کیفری میتواند آثار جبرانناپذیری بر سلامت روانی، اجتماعی و تحصیلی آنان بر جای بگذارد.
🔹امضاکنندگان این درخواست با تأکید بر رعایت مصلحت عالیه کودک، خواستار بهرهگیری حداکثری از ظرفیتهای قانونی موجود، اقدامات تأمینی و ارفاقی، فقدان مسئولیت کیفری و سایر تدابیر حمایتی پیشبینیشده در قوانین کشور شدهاند.
در این نامه همچنین با اشاره به شرایط آسیبپذیر اغلب این کودکان و تلقی اعمال حق اعتراض بهعنوان یک حق شهروندی، بر ضرورت آزادی فوری و بدون قید و شرط آنان با لحاظ ویژگیهای سنی تأکید شده است.
شبکه کمک اعلام کرده است که پس از آزادی این افراد، آمادگی کامل دارد خدمات حمایتی، روانشناختی، مددکاری اجتماعی، مشاوره حقوقی و معرفی وکیل معاضدتی را در راستای تسهیل بازگشت سالم کودکان و نوجوانان به خانواده، جامعه و فرآیند تحصیل ارائه دهد.
رونوشت این نامه برای وزیر دادگستری، دادستان کل کشور، دادستان تهران، کمیسیون آموزش مجلس و مرجع ملی حقوق کودک ارسال شده و پیگیریها برای تسریع در بررسی پروندهها و آزادی هرچه سریعتر بازداشتشدگان زیر ۱۸ سال ادامه دارد.
این درخواست تاکنون به امضای نهادهای زیر رسیده است:
شبکه کمک،
انجمن حمایت از حقوق کودکان،
مؤسسه ندای ماندگار دروازه غار،
انجمن پرنده درخت کوچک،
گروه فرهنگی اجتماعی کیانا،
بنیاد توسعه صلح و مهربانیهای کوچک،
مؤسسه نوید زندگی کوشا،
مؤسسه مهر و ماه،
کانون صنفی معلمان ایران(تهران)،
زنان آبیار محله،
انجمن دوستداران کودک پویش،
مؤسسه شکوفایی استعدادهای کودکان،
گروه تلاشگران یاری همدل،
مؤسسه یاریگران کودکان کار پویا،
انجمن پژوهشهای آموزشی پویا،
مؤسسه رحمان،
انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری،
انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب،
مؤسسه انسان دشواری وظیفه،
مؤسسه دانش، آموزش و توانمندی،
مؤسسه توسعه پایدار اردیبهشت،
انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا (احبا)،
انجمن یاران دانش و مهر،
صدای یارا (انجمن حمایت از حقوق کودک).
🔹فرآیند پیوستن و امضای نهادهای مدنی دیگر همچنان ادامه دارد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیانیه دادخواهی خانوادههای کشته شدگان ملکشاهی ایلام
خانوادههای جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان ملکشاهی استان ایلام، با انتشار بیانیهای خواستار روشن شدن حقیقت و پاسخگویی آمران و عاملان تیراندازی شدند
در این بیانیه که ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ صادر شده و به امضای جمعی از خانوادهها رسیده، آمده است تیراندازی به شهروندان معترض و جانباختن لطیف کریمی، محمدرضا کرمی، مهدی امامیپور، رضا عظیمزاده و محسن (فارص) محمدی، از داخل ساختمان سپاه ملکشاهی صورت گرفته و این موضوع با اسناد، تصاویر و شواهد موجود «مسجل و غیرقابل انکار» است
نوشتند: «خونخواه هستیم و تمام فرماندهان سپاه در لحظه تیراندازی در داخل ساختمان حضور و مسئولیت داشتهاند، بهویژه فرمانده سپاه ملکشاهی به نام رسول مرادیان را مسئول میدانیم.»
خانوادههای دادخواه تأکید کردهاند هدفشان دستیابی به حقیقت و اجرای عدالت از مسیرهای قانونی است و در صورت ایجاد مانع در روند رسیدگی داخلی، پیگیری پرونده را از مجاری حقوقی و بینالمللی ادامه خواهند داد
در پایان بیانیه، امضاکنندگان بر تداوم دادخواهی و ایستادگی بر حق تأکید کردهاند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خانوادههای جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان ملکشاهی استان ایلام، با انتشار بیانیهای خواستار روشن شدن حقیقت و پاسخگویی آمران و عاملان تیراندازی شدند
در این بیانیه که ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ صادر شده و به امضای جمعی از خانوادهها رسیده، آمده است تیراندازی به شهروندان معترض و جانباختن لطیف کریمی، محمدرضا کرمی، مهدی امامیپور، رضا عظیمزاده و محسن (فارص) محمدی، از داخل ساختمان سپاه ملکشاهی صورت گرفته و این موضوع با اسناد، تصاویر و شواهد موجود «مسجل و غیرقابل انکار» است
نوشتند: «خونخواه هستیم و تمام فرماندهان سپاه در لحظه تیراندازی در داخل ساختمان حضور و مسئولیت داشتهاند، بهویژه فرمانده سپاه ملکشاهی به نام رسول مرادیان را مسئول میدانیم.»
خانوادههای دادخواه تأکید کردهاند هدفشان دستیابی به حقیقت و اجرای عدالت از مسیرهای قانونی است و در صورت ایجاد مانع در روند رسیدگی داخلی، پیگیری پرونده را از مجاری حقوقی و بینالمللی ادامه خواهند داد
در پایان بیانیه، امضاکنندگان بر تداوم دادخواهی و ایستادگی بر حق تأکید کردهاند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
کودککُشی، کودکزندان و کودکربایی دولتی را متوقف کنید
کودک مجرم نیست و جای کودک در زندان نیست؛ جای کودک در خانه، مدرسه و در کنار خانواده و دوستانش است. بازداشت، بازجویی، تهدید و اعمال خشونت علیه دانشآموزان و نوجوانان، نه فقط «اقدام امنیتی» بلکه سرکوب عریان کودکان و نقض فاحش و سازمانیافتهی حقوق کودک است.
تداوم بازداشت و آزار کودکان، صرفاً تعرض به آزادی فردی آنان نیست؛ این سیاست مستقیماً آیندهی روانی و اجتماعی نسلها و بنیان همبستگی و امنیت جامعه را هدف گرفته است.
📌 اسامی دانشآموزان بازداشتی:
#محمدمهدی_کرمی #هستی_قربانی #زهرا_مهدوی #سبا_محرومی #عرفان_تاجآبادی #فراز_ضیائی #میثم_ذاکری #هومن_بلاشآبادی #ماهان_خوبانی #سها_داوودیفر #شاپور_البرزی #حسام_محمدی #بنیامین_موسوی #احمد_خسروی #عماد_قربانی #مجتبی_جوثی #ماهان_سلیمانی #ایلیا_اکونیان #ابوالفضل_خوران #سعید_شیعی #کیارش_انصاری #معین_ملکی #نازنینزهرا_موسوی #صابر_وفائیاننژاد #محمدرضا_حیدری #محمد_مختاری #عرفان_رحمانپور #سینا_دانا #کورش_خبری #غزل_قلندری #علی_عیوضی #ناسو_کیخسروی #بردیا_عیدیپور #علیرضا_ساجدی #میثم_دمندان #متین_شادمند #برهان_سامیکیا #امیرعلی_بابایی #ابوالفضل_مرادی #محمد_افچنگی #ایمان_حسینی #یاسر_امینی #اهورا_صفاییراد
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران تاکنون ۱۴۳ کودک و نوجوان جانباخته در جریان سرکوبها را مستند کرده است؛ آماری هولناک که بهروشنی نشان میدهد بازداشت این کودکان، در ادامهی همان سیاستی است که به کشتار آنان انجامید.
کودکزندان، امتداد کودککُشی است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، بازداشت دانشآموزان و نوجوانان را قاطعانه محکوم میکند و خواهان آزادی فوری، بیقیدوشرط تمامی دانشآموزان بازداشتی، توقف فوری کودکزندان و پایاندادن به سیاست سرکوب سیستماتیک کودکان است.
آیندهی این کودکان را ویران نکنید.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
#قتلعام_دی۱۴۰۴
#حکومت_قتل_عام_نمیخواهیم
#معترض_بازداشتی_آزادبایدگردد
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
کودک مجرم نیست و جای کودک در زندان نیست؛ جای کودک در خانه، مدرسه و در کنار خانواده و دوستانش است. بازداشت، بازجویی، تهدید و اعمال خشونت علیه دانشآموزان و نوجوانان، نه فقط «اقدام امنیتی» بلکه سرکوب عریان کودکان و نقض فاحش و سازمانیافتهی حقوق کودک است.
تداوم بازداشت و آزار کودکان، صرفاً تعرض به آزادی فردی آنان نیست؛ این سیاست مستقیماً آیندهی روانی و اجتماعی نسلها و بنیان همبستگی و امنیت جامعه را هدف گرفته است.
📌 اسامی دانشآموزان بازداشتی:
#محمدمهدی_کرمی #هستی_قربانی #زهرا_مهدوی #سبا_محرومی #عرفان_تاجآبادی #فراز_ضیائی #میثم_ذاکری #هومن_بلاشآبادی #ماهان_خوبانی #سها_داوودیفر #شاپور_البرزی #حسام_محمدی #بنیامین_موسوی #احمد_خسروی #عماد_قربانی #مجتبی_جوثی #ماهان_سلیمانی #ایلیا_اکونیان #ابوالفضل_خوران #سعید_شیعی #کیارش_انصاری #معین_ملکی #نازنینزهرا_موسوی #صابر_وفائیاننژاد #محمدرضا_حیدری #محمد_مختاری #عرفان_رحمانپور #سینا_دانا #کورش_خبری #غزل_قلندری #علی_عیوضی #ناسو_کیخسروی #بردیا_عیدیپور #علیرضا_ساجدی #میثم_دمندان #متین_شادمند #برهان_سامیکیا #امیرعلی_بابایی #ابوالفضل_مرادی #محمد_افچنگی #ایمان_حسینی #یاسر_امینی #اهورا_صفاییراد
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران تاکنون ۱۴۳ کودک و نوجوان جانباخته در جریان سرکوبها را مستند کرده است؛ آماری هولناک که بهروشنی نشان میدهد بازداشت این کودکان، در ادامهی همان سیاستی است که به کشتار آنان انجامید.
کودکزندان، امتداد کودککُشی است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، بازداشت دانشآموزان و نوجوانان را قاطعانه محکوم میکند و خواهان آزادی فوری، بیقیدوشرط تمامی دانشآموزان بازداشتی، توقف فوری کودکزندان و پایاندادن به سیاست سرکوب سیستماتیک کودکان است.
آیندهی این کودکان را ویران نکنید.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
#قتلعام_دی۱۴۰۴
#حکومت_قتل_عام_نمیخواهیم
#معترض_بازداشتی_آزادبایدگردد
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر و جنایتکار ج کثیف اسلامی، مستقیم و از فاصله نزدیک به دو هموطن بی گناه در پیادهرو. این ویدیو مربوط به روز جمعه، ۱۹ دیماه در مشهد است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
وقتی کارگران در جنبش توده ایی حل میشوند: بحران سازمانیافتگی در خیزشهای سراسری ایران!
در شبهای پرالتهاب دیماه ۱۴۰۴، وقتی خیابانها از خشم، سوگ و بیپناهی پر شد، یک واقعیت کمتر دیدهشده اما بنیادین خود را آشکار کرد: غیبت جنبشهای صنفی و کارگری با هویت مستقل در متن خیزش سراسری. بخشی از مردم با دیدن اجتماعات و راهپیماییهای آن روزها از یکدیگر میپرسند، پس کارگران و بازنشستگان معترض کجا هستند؟
فهرست اسامی جانباختگان، مجروحان و بازداشتشدگان وقایع اخیر نشان میدهد که کارگران، معلمان، پرستاران و بازنشستگان در اعتراضات حضور داشتند، اما نه بهعنوان یک نیروی اجتماعی سازمانیافته که بتواند با نام و ابزار خود سخن بگوید، بلکه بهعنوان بخشی از توده خشمگین و آسیبدیده که در جمعیت معترضان حل شده بودند.
آنها بودند، اما «آمیخته» با جمعیت؛ بینشان، بیتشکل، بیسخنگو. این شکاف میان حضور اجتماعی و غیبت سازمانی، یکی از مهمترین مسائل راهبردی جنبشهای اجتماعی در ایران امروز است و فهم آن بدون اتکا به چارچوبهای نظری و تجربههای تطبیقی ممکن نیست.
در ادبیات گفتمانی جنبشهای اجتماعی، تفاوت روشنی میان «پیوستن یک جنبش سازمانیافته به یک خیزش» و «حلشدن افراد یک طبقه یا گروه در یک موج تودهای» وجود دارد. در حالت اول، یک جنبش با شبکهها، رهبران، منابع و روایت مشترک خود وارد میدان میشود و وزن خود را به معادله سیاسی اضافه میکند. در حالت دوم، افراد بهعنوان شهروندان ناراضی به میدان میآیند، اما سرمایه سازمانی و قدرت چانهزنی جمعی تولید نشده و «هویت» که شالوده و اساس شناسایی یک جریان معترض سیاسی و اجتماعی است، ساخته نمیشود. آنچه در دیماه ۱۴۰۴ رخ داد، بیشتر به الگوی دوم شباهت داشت. این وضعیت نه نشانه فقدان آگاهی طبقاتی یا محافظهکاری از روی ترس، بلکه نشانه یک نقصان ساختاری مزمن است: فقدان نهادسازی پایدار در جنبش کارگری و صنفی ایران.
از انقلاب ۱۳۵۷ تا دی ۱۴۰۴
در حافظه تاریخی سیاست ایران، هنوز تصویر اعتصابهای نفت در سال ۱۳۵۷ بهعنوان یک نقطه عطف تعیینکننده زنده است. از همین رو، هر خیزش جدیدی با این انتظار همراه میشود که کارگران صنایع مادر، بهویژه نفت، گاز یا حمل ونقل و سایرین دست از کار بکشند و توازن قوا را تغییر دهند. اما این انتظار اغلب تفاوتهای ساختاری عمیق میان آن دوره و امروز را نادیده میگیرد. اگر از آرمانگرایی کارگران دیروز در به ثمر رسیدن انقلاب ۵۷ و زمینههای فکری-عقیدتی و شیوههای سنتی تامین منابع مالی تداوم اعتصابات و اعتراضات بگذریم، نیروی کار امروز علاوه بر اینکه به لحاظ فکری دچار پیچیدگیها و سردرگمیهای ناشی از تسلط رسانه و تبلیغات بر فضای اجتماعی است، به لحاظ شغلی نیز بهشدت چندپاره، پیمانی، برونسپاریشده و موقت است. این ویژگیها منجر به امنیتیسازی محیطهای صنعتی شده و کوچکترین تلاش برای سازمانیابی مستقل، پیشاپیش در چارچوب امنیتی تعریف میشود. در چنین شرایطی، انتظار اعتصاب سراسری هماهنگ بدون وجود شبکههای پایدار و محافظتشده، بیش از آنکه یک سناریوی واقعگرایانه باشد، یک تخیل سیاسی است.
با این حال، طرح این فرضیه که سرکوب پیشدستانه و هدفمند جنبشهای صنفی در بزنگاههای سیاسی توسط حکومت همواره دنبال شده و به همین دلیل فعالان کارگری و صنفی در چنین بزنگاههایی ناچار سکوت را برمیگزینند، کاملاً با الگوهای شناختهشده دولتهای اقتدارگرا همخوان است.
«ائتلاف اجتماعی»؛ خطرناک برای دولتهای اقتدارگرا
دولتها بهخوبی میدانند که پیوند خوردن مطالبات اقتصادی سازمانیافته با خیزشهای سیاسی تودهای، میتواند «دوگانه نان و آزادی» را به یک ائتلاف اجتماعی خطرناک تبدیل کند. به همین دلیل، فعالان صنفی در آستانه خیزشها احضار میشوند، هشدار میگیرند و به آنها تفهیم میشود که هر تجمع صنفی در این شرایط «ضد امنیتی» تلقی خواهد شد. نتیجه چنین سیاستی دوگانه است: یا کنشگران صنفی سکوت میکنند، یا اگر به خیابان میآیند، ترجیح میدهند هویت صنفی خود را پنهان کنند و در قالب شهروند معترض ظاهر شوند. یا اینکه در قالب صدور بیانههای غیررسمی، دست کم فضای مجازی و رسانهای را با بروزرسانی اخبار تغذیه کنند. در این حالت، هویت صنفی که در شرایط عادی منبع قدرت است، در شرایط بحران سیاسی به نقطه آسیبپذیری بدل میشود.
کنش جمعی بدون ظرفیت سازمانی پایدار
با این حال، همه ماجرا را نمیتوان به سرکوب و تلاش حکومت برای انسداد فعالیت تشکیلاتی ربط داد. بخش مهمتری از مسئله به الگوی تاریخی اعتراض مزدبگیران در ایران مربوط است. در دو دهه اخیر، شاهد انبوهی از اعتراضات صنفی بودهایم که اغلب شجاعانه، گسترده و پرهزینه بودهاند، اما کمتر به مقاومت طولانیمدت و در نهایت نهادسازی پایدار منجر شدهاند.
در شبهای پرالتهاب دیماه ۱۴۰۴، وقتی خیابانها از خشم، سوگ و بیپناهی پر شد، یک واقعیت کمتر دیدهشده اما بنیادین خود را آشکار کرد: غیبت جنبشهای صنفی و کارگری با هویت مستقل در متن خیزش سراسری. بخشی از مردم با دیدن اجتماعات و راهپیماییهای آن روزها از یکدیگر میپرسند، پس کارگران و بازنشستگان معترض کجا هستند؟
فهرست اسامی جانباختگان، مجروحان و بازداشتشدگان وقایع اخیر نشان میدهد که کارگران، معلمان، پرستاران و بازنشستگان در اعتراضات حضور داشتند، اما نه بهعنوان یک نیروی اجتماعی سازمانیافته که بتواند با نام و ابزار خود سخن بگوید، بلکه بهعنوان بخشی از توده خشمگین و آسیبدیده که در جمعیت معترضان حل شده بودند.
آنها بودند، اما «آمیخته» با جمعیت؛ بینشان، بیتشکل، بیسخنگو. این شکاف میان حضور اجتماعی و غیبت سازمانی، یکی از مهمترین مسائل راهبردی جنبشهای اجتماعی در ایران امروز است و فهم آن بدون اتکا به چارچوبهای نظری و تجربههای تطبیقی ممکن نیست.
در ادبیات گفتمانی جنبشهای اجتماعی، تفاوت روشنی میان «پیوستن یک جنبش سازمانیافته به یک خیزش» و «حلشدن افراد یک طبقه یا گروه در یک موج تودهای» وجود دارد. در حالت اول، یک جنبش با شبکهها، رهبران، منابع و روایت مشترک خود وارد میدان میشود و وزن خود را به معادله سیاسی اضافه میکند. در حالت دوم، افراد بهعنوان شهروندان ناراضی به میدان میآیند، اما سرمایه سازمانی و قدرت چانهزنی جمعی تولید نشده و «هویت» که شالوده و اساس شناسایی یک جریان معترض سیاسی و اجتماعی است، ساخته نمیشود. آنچه در دیماه ۱۴۰۴ رخ داد، بیشتر به الگوی دوم شباهت داشت. این وضعیت نه نشانه فقدان آگاهی طبقاتی یا محافظهکاری از روی ترس، بلکه نشانه یک نقصان ساختاری مزمن است: فقدان نهادسازی پایدار در جنبش کارگری و صنفی ایران.
از انقلاب ۱۳۵۷ تا دی ۱۴۰۴
در حافظه تاریخی سیاست ایران، هنوز تصویر اعتصابهای نفت در سال ۱۳۵۷ بهعنوان یک نقطه عطف تعیینکننده زنده است. از همین رو، هر خیزش جدیدی با این انتظار همراه میشود که کارگران صنایع مادر، بهویژه نفت، گاز یا حمل ونقل و سایرین دست از کار بکشند و توازن قوا را تغییر دهند. اما این انتظار اغلب تفاوتهای ساختاری عمیق میان آن دوره و امروز را نادیده میگیرد. اگر از آرمانگرایی کارگران دیروز در به ثمر رسیدن انقلاب ۵۷ و زمینههای فکری-عقیدتی و شیوههای سنتی تامین منابع مالی تداوم اعتصابات و اعتراضات بگذریم، نیروی کار امروز علاوه بر اینکه به لحاظ فکری دچار پیچیدگیها و سردرگمیهای ناشی از تسلط رسانه و تبلیغات بر فضای اجتماعی است، به لحاظ شغلی نیز بهشدت چندپاره، پیمانی، برونسپاریشده و موقت است. این ویژگیها منجر به امنیتیسازی محیطهای صنعتی شده و کوچکترین تلاش برای سازمانیابی مستقل، پیشاپیش در چارچوب امنیتی تعریف میشود. در چنین شرایطی، انتظار اعتصاب سراسری هماهنگ بدون وجود شبکههای پایدار و محافظتشده، بیش از آنکه یک سناریوی واقعگرایانه باشد، یک تخیل سیاسی است.
با این حال، طرح این فرضیه که سرکوب پیشدستانه و هدفمند جنبشهای صنفی در بزنگاههای سیاسی توسط حکومت همواره دنبال شده و به همین دلیل فعالان کارگری و صنفی در چنین بزنگاههایی ناچار سکوت را برمیگزینند، کاملاً با الگوهای شناختهشده دولتهای اقتدارگرا همخوان است.
«ائتلاف اجتماعی»؛ خطرناک برای دولتهای اقتدارگرا
دولتها بهخوبی میدانند که پیوند خوردن مطالبات اقتصادی سازمانیافته با خیزشهای سیاسی تودهای، میتواند «دوگانه نان و آزادی» را به یک ائتلاف اجتماعی خطرناک تبدیل کند. به همین دلیل، فعالان صنفی در آستانه خیزشها احضار میشوند، هشدار میگیرند و به آنها تفهیم میشود که هر تجمع صنفی در این شرایط «ضد امنیتی» تلقی خواهد شد. نتیجه چنین سیاستی دوگانه است: یا کنشگران صنفی سکوت میکنند، یا اگر به خیابان میآیند، ترجیح میدهند هویت صنفی خود را پنهان کنند و در قالب شهروند معترض ظاهر شوند. یا اینکه در قالب صدور بیانههای غیررسمی، دست کم فضای مجازی و رسانهای را با بروزرسانی اخبار تغذیه کنند. در این حالت، هویت صنفی که در شرایط عادی منبع قدرت است، در شرایط بحران سیاسی به نقطه آسیبپذیری بدل میشود.
کنش جمعی بدون ظرفیت سازمانی پایدار
با این حال، همه ماجرا را نمیتوان به سرکوب و تلاش حکومت برای انسداد فعالیت تشکیلاتی ربط داد. بخش مهمتری از مسئله به الگوی تاریخی اعتراض مزدبگیران در ایران مربوط است. در دو دهه اخیر، شاهد انبوهی از اعتراضات صنفی بودهایم که اغلب شجاعانه، گسترده و پرهزینه بودهاند، اما کمتر به مقاومت طولانیمدت و در نهایت نهادسازی پایدار منجر شدهاند.
این اعتراضات معمولاً حول مطالبات فوری شکل میگیرند، رهبران غیررسمی و شکننده دارند، شبکههای پایدار تصمیمگیری ندارند و پس از سرکوب یا وعدههای مقطعی فروکش میکنند. از دیدگاه نظری، این وضعیت مصداق کنش جمعی بدون ظرفیت سازمانی پایدار است؛ کنشی که میتواند فشار تولید کند، اما بهسختی میتواند قدرت پایدار بسازد.
هویت جمعی کارگری، برخلاف تصور رایج، محصول خودبهخودی رنج مشترک نیست؛ محصول فرآیندهای طولانی نهادسازی، روایتسازی، حافظه جمعی و سازمانیافتگی است. وقتی هر اعتراض صنفی به یک جزیره جداافتاده بدل شود و پیوند نهادی میان اعتراضات شکل نگیرد، انباشت تجربه و سرمایه اجتماعی رخ نمیدهد. نتیجه آن است که در بزنگاههای تاریخی، این گروهها نمیتوانند بهعنوان «جنبش کارگری» یا «جنبش صنفی» سخن بگویند و ناچارند به صدور بیانیههایی با منشاء نامشخص و غیررسمی بسنده کنند؛ بیانیههایی که بیشتر به اعلام همدلی شبیه هستند تا اعمال قدرت. در این وضعیت، جنبش صنفی نه بازیگر، بلکه حاشیهنشین میدان سیاست میشود.
مقایسه تطبیقی میتواند این مسئله را روشنتر کند. در لهستان دهه ۱۹۸۰، جنبش «همبستگی» نه صرفاً یک موج اعتراضی، بلکه یک اتحادیه فراگیر با شبکههای محلی، رهبران شناختهشده، منابع مالی و روایت مشترک بود. وقتی بحران سیاسی بالا گرفت، «همبستگی» توانست بهعنوان یک بازیگر مستقل وارد مذاکره با دولت شود و مسیر گذار سیاسی را تحت تأثیر قرار دهد. در شیلی دهه ۲۰۱۰، اتحادیههای کارگری و جنبشهای دانشجویی توانستند با پیوند دادن مطالبات اقتصادی و سیاسی، نقش فعالی در فرآیند اصلاح قانون اساسی ایفا کنند. در سودان، اعتصابهای سازمانیافته اتحادیههای حرفهای در کنار اعتراضات خیابانی، رژیم عمرالبشیر را در موقعیت شکنندهای قرار داد و انتقال قدرت را ممکن کرد. در همه این موارد، اعتراض تودهای بدون سازمان وجود داشت، اما آنچه تعیینکننده بود، حضور شبکههای نهادمند بود که میتوانستند اعتراض را به قدرت چانهزنی تبدیل کنند.
در مقابل، تجربه ایران نشان میدهد که اعتراضات تودهای خودجوش، هرچند فراگیر و شجاعانه، اما اغلب بیدفاعاند. بیدفاعی به معنای فقدان صندوقهای حمایتی، فقدان سخنگویان رسمی، فقدان شبکههای ارتباطی پایدار و فقدان استراتژی بلندمدت است. برای مزدبگیران، که هزینه اعتراض مستقیماً به معیشت روزانهشان گره خورده، این بیدفاعی میتواند مرگبارتر باشد. عقلانیت بقا در چنین شرایطی به آنها میگوید؛ در خیزش حضور داشته باش، اما نه بهعنوان کارگر سازمانیافته. این عقلانیت بقا، بهتدریج به یک الگوی رفتاری جمعی تبدیل میشود و هویت صنفی را از میدان سیاست بیرون میراند. در چنین شرایطی است که جنبشهای صنفی و مدنی اصطلاحا در خیزشهای مردمی حل میشوند.
حلشدن جنبشهای صنفی در خیزشهای مردمی، در واقع نتیجه همزمان سه عامل مهم است: فقدان سازمانیافتگی نهادمند، سرکوب هدفمند هویت صنفی در بزنگاههای سیاسی و سابقه طولانی اعتراضات پراکندهای که به انباشت قدرت جمعی منجر نشدهاند. در چنین وضعی، هر خیزش سراسری، اگرچه میتواند رژیم را به چالش بکشد، اما از یک اهرم حیاتی که میتواند همان طبقه مزدبگیر سازمانیافته بهعنوان یک نیروی مستقل با مطالبات و ابزار مشخص باشد، محروم است.
اگر این وضعیت تغییر نکند، چرخهای معیوب از اعتراض، سرکوب، فراموشی و از سرگیری اعتراض بعدی بدون انباشت نهادی ادامه مییابد. این چرخه نهتنها قدرت چانهزنی مزدبگیران را تضعیف میکند، بلکه امکان شکلگیری ائتلافهای اجتماعی پایدار را نیز محدود میسازد. در غیاب نهادهای صنفی مستقل، هر خیزش سیاسی ناچار است بر بسیج تودهای کوتاهمدت تکیه کند؛ بسیجی که میتواند ساختار قدرت را به لرزه درآورد، اما برای بازسازی نظم اجتماعی و اقتصادی پس از بحران، ابزار کافی ندارد.
بازسازی هویت سازمانی ضرورت کنشگری
جنبش کارگری و صنفی ایران، اگر میخواهد در خیزشهای آینده نه فقط حضور، بلکه وزن داشته باشد، ناگزیر است از منطق «اعتراض صرف» عبور کند و به سمت بازسازی هویت سازمانی حرکت کند. این سازمانیافتگی لزوماً به معنای بازتولید اتحادیههای کلاسیک قرن بیستم نیست؛ میتواند شبکههای افقی، گروههای محلی، صندوقهای همیاری، یا ساختارهای دیجیتال مقاوم در برابر سرکوب باشد. آنچه اهمیت دارد، انباشت نهادی است؛ انباشتی که به مزدبگیران امکان دهد در بزنگاههای تاریخی، نه فقط بهعنوان شهروندان خشمگین، بلکه بهعنوان یک نیروی اجتماعی قابل تشخیص، قابل اتکا و قابل مذاکره ظاهر شوند.
هویت جمعی کارگری، برخلاف تصور رایج، محصول خودبهخودی رنج مشترک نیست؛ محصول فرآیندهای طولانی نهادسازی، روایتسازی، حافظه جمعی و سازمانیافتگی است. وقتی هر اعتراض صنفی به یک جزیره جداافتاده بدل شود و پیوند نهادی میان اعتراضات شکل نگیرد، انباشت تجربه و سرمایه اجتماعی رخ نمیدهد. نتیجه آن است که در بزنگاههای تاریخی، این گروهها نمیتوانند بهعنوان «جنبش کارگری» یا «جنبش صنفی» سخن بگویند و ناچارند به صدور بیانیههایی با منشاء نامشخص و غیررسمی بسنده کنند؛ بیانیههایی که بیشتر به اعلام همدلی شبیه هستند تا اعمال قدرت. در این وضعیت، جنبش صنفی نه بازیگر، بلکه حاشیهنشین میدان سیاست میشود.
مقایسه تطبیقی میتواند این مسئله را روشنتر کند. در لهستان دهه ۱۹۸۰، جنبش «همبستگی» نه صرفاً یک موج اعتراضی، بلکه یک اتحادیه فراگیر با شبکههای محلی، رهبران شناختهشده، منابع مالی و روایت مشترک بود. وقتی بحران سیاسی بالا گرفت، «همبستگی» توانست بهعنوان یک بازیگر مستقل وارد مذاکره با دولت شود و مسیر گذار سیاسی را تحت تأثیر قرار دهد. در شیلی دهه ۲۰۱۰، اتحادیههای کارگری و جنبشهای دانشجویی توانستند با پیوند دادن مطالبات اقتصادی و سیاسی، نقش فعالی در فرآیند اصلاح قانون اساسی ایفا کنند. در سودان، اعتصابهای سازمانیافته اتحادیههای حرفهای در کنار اعتراضات خیابانی، رژیم عمرالبشیر را در موقعیت شکنندهای قرار داد و انتقال قدرت را ممکن کرد. در همه این موارد، اعتراض تودهای بدون سازمان وجود داشت، اما آنچه تعیینکننده بود، حضور شبکههای نهادمند بود که میتوانستند اعتراض را به قدرت چانهزنی تبدیل کنند.
در مقابل، تجربه ایران نشان میدهد که اعتراضات تودهای خودجوش، هرچند فراگیر و شجاعانه، اما اغلب بیدفاعاند. بیدفاعی به معنای فقدان صندوقهای حمایتی، فقدان سخنگویان رسمی، فقدان شبکههای ارتباطی پایدار و فقدان استراتژی بلندمدت است. برای مزدبگیران، که هزینه اعتراض مستقیماً به معیشت روزانهشان گره خورده، این بیدفاعی میتواند مرگبارتر باشد. عقلانیت بقا در چنین شرایطی به آنها میگوید؛ در خیزش حضور داشته باش، اما نه بهعنوان کارگر سازمانیافته. این عقلانیت بقا، بهتدریج به یک الگوی رفتاری جمعی تبدیل میشود و هویت صنفی را از میدان سیاست بیرون میراند. در چنین شرایطی است که جنبشهای صنفی و مدنی اصطلاحا در خیزشهای مردمی حل میشوند.
حلشدن جنبشهای صنفی در خیزشهای مردمی، در واقع نتیجه همزمان سه عامل مهم است: فقدان سازمانیافتگی نهادمند، سرکوب هدفمند هویت صنفی در بزنگاههای سیاسی و سابقه طولانی اعتراضات پراکندهای که به انباشت قدرت جمعی منجر نشدهاند. در چنین وضعی، هر خیزش سراسری، اگرچه میتواند رژیم را به چالش بکشد، اما از یک اهرم حیاتی که میتواند همان طبقه مزدبگیر سازمانیافته بهعنوان یک نیروی مستقل با مطالبات و ابزار مشخص باشد، محروم است.
اگر این وضعیت تغییر نکند، چرخهای معیوب از اعتراض، سرکوب، فراموشی و از سرگیری اعتراض بعدی بدون انباشت نهادی ادامه مییابد. این چرخه نهتنها قدرت چانهزنی مزدبگیران را تضعیف میکند، بلکه امکان شکلگیری ائتلافهای اجتماعی پایدار را نیز محدود میسازد. در غیاب نهادهای صنفی مستقل، هر خیزش سیاسی ناچار است بر بسیج تودهای کوتاهمدت تکیه کند؛ بسیجی که میتواند ساختار قدرت را به لرزه درآورد، اما برای بازسازی نظم اجتماعی و اقتصادی پس از بحران، ابزار کافی ندارد.
بازسازی هویت سازمانی ضرورت کنشگری
جنبش کارگری و صنفی ایران، اگر میخواهد در خیزشهای آینده نه فقط حضور، بلکه وزن داشته باشد، ناگزیر است از منطق «اعتراض صرف» عبور کند و به سمت بازسازی هویت سازمانی حرکت کند. این سازمانیافتگی لزوماً به معنای بازتولید اتحادیههای کلاسیک قرن بیستم نیست؛ میتواند شبکههای افقی، گروههای محلی، صندوقهای همیاری، یا ساختارهای دیجیتال مقاوم در برابر سرکوب باشد. آنچه اهمیت دارد، انباشت نهادی است؛ انباشتی که به مزدبگیران امکان دهد در بزنگاههای تاریخی، نه فقط بهعنوان شهروندان خشمگین، بلکه بهعنوان یک نیروی اجتماعی قابل تشخیص، قابل اتکا و قابل مذاکره ظاهر شوند.
دیماه ۱۴۰۴ فقط خیزش خشم نبود؛ آینهای بود که ضعفهای ساختاری جنبشهای اجتماعی را نیز منعکس کرد. غیبت کارگران و بازنشستگان بهعنوان نیرویی با هویت مستقل، تصادفی یا صرفاً محصول ترس نیست. این غیبت، نتیجه سالها اعتراض بدون نهاد، مطالبه بدون سازمان، و شجاعت بدون ابزار است. تا زمانی که این مسئله بهصورت جدی در میان کنشگران، پژوهشگران و نیروهای سیاسی به بحث گذاشته نشود، هر خیزش سراسری آینده با همان پرسش تکرار خواهد شد که «چرا کسانی که بیشترین ضربه را میخورند، کمترین امکان عرضاندام مستقل را دارند؟» این پرسش نه فقط تحلیلی، بلکه راهبردی است. زیرا پاسخ آن، تعیینکننده وزن طبقه مزدبگیر در آینده تحولات سیاسی ایران خواهد بود.
بازنشر از سایت داوطلب
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بازنشر از سایت داوطلب
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنایت هولناک در اردبیل؛ سرکوبگران با خودروی زرهی ضدشورش معترضان را زیر گرفتند
در تاریخ نوزدهم دیماه ۱۴۰۴، در شهر اردبیل، سرکوبگران جمهوری اسلامی با استفاده از خودروی زرهی ضدشورش، بهطور مستقیم به سمت معترضان بیدفاع یورش بردند و تعدادی از آنها را زیر گرفتند.
این اقدام، یک جنایت برنامهریزیشده و عمدی است که در چارچوب دستورات سرکوب سراسری رژیم صورت گرفته است.
دیگر چه جنایتی از این رژیم باقی مانده که انجام نداده باشد؟
هر قطره خونی که در خیابانهای ایران ریخته میشود، نه تنها فراموش نخواهد شد، بلکه به عنوان سند دیگری در پرونده جنایات جمهوری اسلامی ثبت میگردد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در تاریخ نوزدهم دیماه ۱۴۰۴، در شهر اردبیل، سرکوبگران جمهوری اسلامی با استفاده از خودروی زرهی ضدشورش، بهطور مستقیم به سمت معترضان بیدفاع یورش بردند و تعدادی از آنها را زیر گرفتند.
این اقدام، یک جنایت برنامهریزیشده و عمدی است که در چارچوب دستورات سرکوب سراسری رژیم صورت گرفته است.
دیگر چه جنایتی از این رژیم باقی مانده که انجام نداده باشد؟
هر قطره خونی که در خیابانهای ایران ریخته میشود، نه تنها فراموش نخواهد شد، بلکه به عنوان سند دیگری در پرونده جنایات جمهوری اسلامی ثبت میگردد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیانیه دانشجویان دانشگاه بین الملل قزوین
صفورا جعفری، دانشجوی نخبه ریاضیات دانشگاه بینالمللی قزوین، ۱۸ دی در این شهر بهدست سرکوبگران به قتل رسید و مراسم خاکسپاری او در روستای چناسک شهرستان آبیک برگزار شد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
صفورا جعفری، دانشجوی نخبه ریاضیات دانشگاه بینالمللی قزوین، ۱۸ دی در این شهر بهدست سرکوبگران به قتل رسید و مراسم خاکسپاری او در روستای چناسک شهرستان آبیک برگزار شد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نامه سرگشاده دکتر کمال جعفرییزدی به رضا پهلوی: حامیان شما به من فحشهای رکیک میدهند؛ آیا این اوباش را تأیید میکنید؟
دکتر کمال جعفرییزدی، زندانی سیاسی و جانباز جنگ تحمیلی، در نامهای سرگشاده خطاب به رضا پهلوی، از «فحاشیهای ناموسی»، توهینهای سازمانیافته و «حملات وحشیانه» برخی از حامیان او به خود و خانوادهاش پرده برداشت و خواستار موضعگیری صریح پهلوی در برابر این رفتارها شد.
جعفرییزدی که از ۱۶ سالگی به جبهه رفت، برادرش را در ۱۷ سالگی از دست داد، خود جانباز ۳۵ درصد است و بیش از شش سال از عمرش را در سلولهای انفرادی و زیر شکنجه رژیم گذرانده، در این نامه تأکید کرد که هزینهای بسیار سنگینتر از بسیاری از مدعیان وطنپرستی پرداخته است؛ اما امروز هدف حملات شدید و توهینآمیز از سوی بخشی از هواداران رضا پهلوی قرار گرفته که او آنها را «لات و لمپنهای بیسروپا، بیسواد، بیمار روانی و خائن» توصیف کرد.
او نوشت:
«حامیان شما که برخی از آنان لات و لمپنهای بیسروپا و بیسواد و بیمار روانی و خائن و ذوب در ولایت حضرتعالی هستند… با اسم و عکس جعلی و بزدلانه… فحاشیهای ناموسی و توهینهایی که لایق خودشان و خانوادهشان است را نثار من و خانواده مظلومم میکنند!»
جعفرییزدی که خود را یک جمهوریخواه دموکرات معرفی کرد و آینده ایران را در نظامی «جمهوری مردمسالار غیردینی» با حضور متخصصان پاکدست و جوانان میبیند، پرسید:
آیا این اندیشه گناه است و مستوجب این فحاشیها و رفتارهای زشت و وحشیانه؟
آیا این افراد حامیان جنابعالی هستند و از حمایت شما هم برخوردارند؟
آیا شما این اوباش را تأیید میکنید؟
او هشدار داد که اگر رضا پهلوی جلوی این «اراذل و اوباش و شعبان بیمخهای نادان و ابله و فحاش» را نگیرد، وجههای برای او باقی نخواهد ماند و مردم متوجه رفتارهای «دیکتاتورمآبانه» این حامیان بیمغز خواهند شد و اندک اقبال موجود را از دست خواهد داد.
این زندانی سیاسی که اکنون با حکم ۱۸ سال زندان مواجه است، تأکید کرد که درصد بالایی از زندانیان سیاسی گذشته و حال و مردم داخل ایران همچون او فکر میکنند و خواهان جمهوری دموکراتیک غیرمذهبی هستند؛ نه بازگشت به نظام سلطنتی مطلقه یا هر نوع حکومت فردی و موروثی.
نامه دکتر جعفرییزدی، صدای اعتراض بخشی بزرگ از فعالان داخل کشور است که از یک سو زیر سرکوب خونین جمهوری اسلامی له میشوند و از سوی دیگر، از جانب برخی جریانها و هواداران افراطی مورد حمله و تحقیر قرار میگیرند.
این نامه، پرسشهای سختی پیش روی رضا پهلوی قرار میدهد: آیا او حاضر است صراحتاً این حملات سازمانیافته علیه یک زندانی سیاسی با سابقه را محکوم کند؟ آیا این رفتارها را بخشی از کمپین هواداران خود میداند و آن را تأیید میکند؟ یا سکوت خواهد کرد و اجازه خواهد داد این اوباشان، اعتبار هر نوع اتحاد احتمالی برای آینده ایران را نابود کنند؟
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دکتر کمال جعفرییزدی، زندانی سیاسی و جانباز جنگ تحمیلی، در نامهای سرگشاده خطاب به رضا پهلوی، از «فحاشیهای ناموسی»، توهینهای سازمانیافته و «حملات وحشیانه» برخی از حامیان او به خود و خانوادهاش پرده برداشت و خواستار موضعگیری صریح پهلوی در برابر این رفتارها شد.
جعفرییزدی که از ۱۶ سالگی به جبهه رفت، برادرش را در ۱۷ سالگی از دست داد، خود جانباز ۳۵ درصد است و بیش از شش سال از عمرش را در سلولهای انفرادی و زیر شکنجه رژیم گذرانده، در این نامه تأکید کرد که هزینهای بسیار سنگینتر از بسیاری از مدعیان وطنپرستی پرداخته است؛ اما امروز هدف حملات شدید و توهینآمیز از سوی بخشی از هواداران رضا پهلوی قرار گرفته که او آنها را «لات و لمپنهای بیسروپا، بیسواد، بیمار روانی و خائن» توصیف کرد.
او نوشت:
«حامیان شما که برخی از آنان لات و لمپنهای بیسروپا و بیسواد و بیمار روانی و خائن و ذوب در ولایت حضرتعالی هستند… با اسم و عکس جعلی و بزدلانه… فحاشیهای ناموسی و توهینهایی که لایق خودشان و خانوادهشان است را نثار من و خانواده مظلومم میکنند!»
جعفرییزدی که خود را یک جمهوریخواه دموکرات معرفی کرد و آینده ایران را در نظامی «جمهوری مردمسالار غیردینی» با حضور متخصصان پاکدست و جوانان میبیند، پرسید:
آیا این اندیشه گناه است و مستوجب این فحاشیها و رفتارهای زشت و وحشیانه؟
آیا این افراد حامیان جنابعالی هستند و از حمایت شما هم برخوردارند؟
آیا شما این اوباش را تأیید میکنید؟
او هشدار داد که اگر رضا پهلوی جلوی این «اراذل و اوباش و شعبان بیمخهای نادان و ابله و فحاش» را نگیرد، وجههای برای او باقی نخواهد ماند و مردم متوجه رفتارهای «دیکتاتورمآبانه» این حامیان بیمغز خواهند شد و اندک اقبال موجود را از دست خواهد داد.
این زندانی سیاسی که اکنون با حکم ۱۸ سال زندان مواجه است، تأکید کرد که درصد بالایی از زندانیان سیاسی گذشته و حال و مردم داخل ایران همچون او فکر میکنند و خواهان جمهوری دموکراتیک غیرمذهبی هستند؛ نه بازگشت به نظام سلطنتی مطلقه یا هر نوع حکومت فردی و موروثی.
نامه دکتر جعفرییزدی، صدای اعتراض بخشی بزرگ از فعالان داخل کشور است که از یک سو زیر سرکوب خونین جمهوری اسلامی له میشوند و از سوی دیگر، از جانب برخی جریانها و هواداران افراطی مورد حمله و تحقیر قرار میگیرند.
این نامه، پرسشهای سختی پیش روی رضا پهلوی قرار میدهد: آیا او حاضر است صراحتاً این حملات سازمانیافته علیه یک زندانی سیاسی با سابقه را محکوم کند؟ آیا این رفتارها را بخشی از کمپین هواداران خود میداند و آن را تأیید میکند؟ یا سکوت خواهد کرد و اجازه خواهد داد این اوباشان، اعتبار هر نوع اتحاد احتمالی برای آینده ایران را نابود کنند؟
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
لغو گفتوگوهای روز جمعه آمریکا و ایران؛ تهران مذاکره فراتر از پرونده هستهای را نپذیرفت
گفتوگوهای میان ایالات متحده و ایران که قرار بود روز جمعه برگزار شود، لغو شد. به گزارش خبرگزاری رویترز، این لغو پس از آن صورت گرفت که تهران اعلام کرد حاضر نیست درباره موضوعاتی فراتر از پرونده هستهای وارد گفتوگو شود.
بر اساس این گزارش، اختلاف بر سر دامنه مذاکرات باعث شد برنامهریزی انجامشده برای این گفتوگوها متوقف شود و ادامه روند دیپلماتیک در هالهای از ابهام قرار گیرد.
+ آیا رژیم جنگ را به جای عقب نشینی و حفظ خود انتخاب کرد؟
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
گفتوگوهای میان ایالات متحده و ایران که قرار بود روز جمعه برگزار شود، لغو شد. به گزارش خبرگزاری رویترز، این لغو پس از آن صورت گرفت که تهران اعلام کرد حاضر نیست درباره موضوعاتی فراتر از پرونده هستهای وارد گفتوگو شود.
بر اساس این گزارش، اختلاف بر سر دامنه مذاکرات باعث شد برنامهریزی انجامشده برای این گفتوگوها متوقف شود و ادامه روند دیپلماتیک در هالهای از ابهام قرار گیرد.
+ آیا رژیم جنگ را به جای عقب نشینی و حفظ خود انتخاب کرد؟
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیزاده از سینهچاکهای مزدور نظام ولایت مطلقه فقیه خامنهای ضحاک: چرا مذاکرهای که با قاتل سلیمانی شرافتمندانه، عاقلانه و هوشمندانه نبود حالا اجازه میدهی با کوشنر یهودی انجام شود
علیزاده از سینهچاکهای رژیم ابتدا ناراحت است که چرا بمب اتم را نساختهاند و حالا مجبور به مذاکره با کوشنر (داماد ترامپ) هستند.
میگوید چرا به پزشکیان اجازه ملاقات با کوشنر را دادی و از سر ناراحتی به صحرای کربلا میزند و فساد اخلاقی پاسدار تروریست عراقچی را لو میدهد و میگوید سرویسهای امنیتی اسرائیل از روابط عراقچی با زنهای مختلف در دوران اقامت او در وین فیلم دارند.
+ این بازی خامنهای است که مثلا من نگفتم بلکه گماشته ولایی پزشکیان خودسر به عراقچی دستور داده (اشاره به توییت گماشته ولایی پزشکیان که دستور دادم ...) که برود مذاکره کند و من کارهای نیستم و این سینه چاکان مزدور لندن نشین با ژست عصبانیت از خامنهای سوال میکنند و در افکار عمومی فرو میکنند که باید خامنهای جلوی پزشکیان را بگیرد.
اما اصل آن است که بدون اجازه خامنهای ضحاک کسی در رژیم آب هم نمیخورد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
علیزاده از سینهچاکهای رژیم ابتدا ناراحت است که چرا بمب اتم را نساختهاند و حالا مجبور به مذاکره با کوشنر (داماد ترامپ) هستند.
میگوید چرا به پزشکیان اجازه ملاقات با کوشنر را دادی و از سر ناراحتی به صحرای کربلا میزند و فساد اخلاقی پاسدار تروریست عراقچی را لو میدهد و میگوید سرویسهای امنیتی اسرائیل از روابط عراقچی با زنهای مختلف در دوران اقامت او در وین فیلم دارند.
+ این بازی خامنهای است که مثلا من نگفتم بلکه گماشته ولایی پزشکیان خودسر به عراقچی دستور داده (اشاره به توییت گماشته ولایی پزشکیان که دستور دادم ...) که برود مذاکره کند و من کارهای نیستم و این سینه چاکان مزدور لندن نشین با ژست عصبانیت از خامنهای سوال میکنند و در افکار عمومی فرو میکنند که باید خامنهای جلوی پزشکیان را بگیرد.
اما اصل آن است که بدون اجازه خامنهای ضحاک کسی در رژیم آب هم نمیخورد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
میدانستند
دندان برایِ تبسم نیز هست و
تنها
بَردَریدند.
چند دریا اشک میباید
تا در عزایِ اردو اردو مُرده بگرییم؟
چه مایه نفرت لازم است
تا بر این دوزخ دوزخ نابهکاری بشوریم؟
احمد شاملو
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دندان برایِ تبسم نیز هست و
تنها
بَردَریدند.
چند دریا اشک میباید
تا در عزایِ اردو اردو مُرده بگرییم؟
چه مایه نفرت لازم است
تا بر این دوزخ دوزخ نابهکاری بشوریم؟
احمد شاملو
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آن هنگام که زخمها
بر چهرهی جهان التیام یابد،
آن هنگام که چالهی بمبهای خورده بر تنش را
درخت بکاریم،
آن هنگام که اولین شکوفههای امید
بر قلبهای سوخته در حریق
جوانه زند،
آن هنگام که مردهها بر پهلوهای خویش بغلطند
و بی هیچ گلایهای به خواب روند
و آسودهخاطر باشند که خونشان
بیهوده ریخته نشده،
آن هنگام،
درست آن هنگام صلح است.
یانیس ریتسوس
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بر چهرهی جهان التیام یابد،
آن هنگام که چالهی بمبهای خورده بر تنش را
درخت بکاریم،
آن هنگام که اولین شکوفههای امید
بر قلبهای سوخته در حریق
جوانه زند،
آن هنگام که مردهها بر پهلوهای خویش بغلطند
و بی هیچ گلایهای به خواب روند
و آسودهخاطر باشند که خونشان
بیهوده ریخته نشده،
آن هنگام،
درست آن هنگام صلح است.
یانیس ریتسوس
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing