راستی چه میکنید؟ نان هنوز هست؟
جسمتان که سالم است؛
جان هنوز هست!؟
روی شانههایتان که ساحل من است
از غرور صخرهها، نشان هنوز هست؟
چشمهایتان که بیدریغ میگریست
مثل آفتاب مهربان هنوز هست؟
من که فکر میکنم فریب خوردهایم
چاره چیست؛
در من این گمان هنوز هست!
عبدالجبار کاکایی
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جسمتان که سالم است؛
جان هنوز هست!؟
روی شانههایتان که ساحل من است
از غرور صخرهها، نشان هنوز هست؟
چشمهایتان که بیدریغ میگریست
مثل آفتاب مهربان هنوز هست؟
من که فکر میکنم فریب خوردهایم
چاره چیست؛
در من این گمان هنوز هست!
عبدالجبار کاکایی
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
فاحشه های واقعی
یکی از عجیبترین و البته مهمترین داستانهای کوتاه جهان، داستانی است به نام Boule de suif («توپ چربی»)
نوشته گیدو موپاسانِ فرانسوی که در فارسی به تُپُلی ترجمه شده است و در سال ۱۹۴۵ نیز فیلمی به همین نام بر روی پرده سینمای جهان رفت.
تُپُلی روایتِ اولویتِ غریزه بقا و پیشی گرفتنِ آن از تمام اخلاقیات ساخته بشر در مواقعی است که منافع و امنیتِ آدمیزاد به خطر میافتند و چقدر در جامعه ما روایتی آشناست.
داستان در خلال یکی از جنگهای پروس (آلمان) و فرانسه در قرن نوزدهم اتفاق میافتد. ده تن از اهالی یکی از شهرهای مرزی فرانسه برای فرار از نیروهای اشغالگر پروس تصمیم میگیرند سوار یک کالسکه شوند.
یک فاحشه که نام اصلی او الیزابت روزت (Elisabeth Rousset) است، یک کُنت، یک زوج مغازه دار از طبقه متوسط، یک کارخانه دار ثروتمند و همسرش، یک روشنفکرِ جمهوری خواه، دو زنِ راهبه و چند بورژوای دیگر که سبب میشوند کالسکه یک جهان کوچک از جامعه فرانسه را تشکیل بدهد...
الیزابت که برخلاف باقی مهمانها شخصیتی رُک و غیرنمایشی دارد نه به نظرات سیاسی باقی حاضران در کالسکه گوش میدهد و نه محافظه کار و محاسبه گر است. برخلاف بقیه که پس از پیمودن چند ساعت از راه گرسنگی را سرکوب میکنند و آذوقه هایشان را رو نمیکنند، تُپُلی (الیزابت) سبد غدایش را باز میکند و به بقیه هم تعارف میکند...
مهمانها که در بدو ورود و به دلیل دانستنِ شغلِ تُپلی با اکراه و انزجار به او نگاه میكردند و از همسفر بودن با او احساس حقارت میکردند دست رد به غذاهای خوشمزه تُپُلی نمیزنند...
در این میان کالسکه به دلیل هوای بد و مه گرفتگی وارد نواحی تحت اشغال آلمانیها میشود و اعضای کالسکه که برای شب مانی به یک مسافرخانه مراجعه میکنند متوجه حضور نظامیان پروس در آنجا میشوند...
افسر آلمانی تمام اعضای کالسکه را در مسافرخانه بازداشت میکند و پس از دو روز که فرانسویها جویای دلیل میشوند افسر آلمانی به آنها میگوید شرط آزادی شان این است که تُپُلی بپذیرد که یک شب پیش او بخوابد...
فرانسویها که ابتدا از شنیدن این درخواست بیشرمانه خشمگین شده بودند، رفتهرفته از غرور و مقاومت الیزابت برای نخوابیدن با افسر آلمانی به ستوه میآیند.
روشنفکر و ثروتمند و راهبه و تاجر و فرهیخته همه دست به یکی میکنند تا تُپُلی را راضی به قحبگی کنند...
موپاسان در این داستان به طرزی شگفت انگیزی وابسته بودنِ اخلاق به شرایط را نشان میدهد. تمام کسانی که تا چند ساعت پیش ظاهرا فاحشگی را زشت و قبیح میدانستند به هر روشی که بلد بودند از توجیهات مذهبی تا شیوههای رایزنیِ تجاری استفاده میکنند تا دختر بینوا را راضی کنند با افسر آلمانی بخوابَد...
صحنههای پایانیِ داستان یک تراژدی محض است. تُپُلی برخلاف غرور و خواست قلبی برای خیر جمعی با افسر آلمانی خوابیده، کالسکه در حال حرکت است و افرادی که در روز روشن برای تُپُلی دیوثی کردهاند حالا آذوقههایشان را در آوردهاند و میخورند.
تُپُلی گرسنه و غمگین در گوشه کالسکه نشسته است و به جماعتی نگاه میکند که دوباره بر سر میهن و غرور و آزادی و خدا و پاکدامنی دارند حرف میزنند. هیچکس به الیزابت نگاه نمیکند ولی گی دو موپاسان او را در تاریخ ادبیات جهان جاودانه میکند. دختری مهربان و پاک که بین فاحشههای واقعی نشسته است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
یکی از عجیبترین و البته مهمترین داستانهای کوتاه جهان، داستانی است به نام Boule de suif («توپ چربی»)
نوشته گیدو موپاسانِ فرانسوی که در فارسی به تُپُلی ترجمه شده است و در سال ۱۹۴۵ نیز فیلمی به همین نام بر روی پرده سینمای جهان رفت.
تُپُلی روایتِ اولویتِ غریزه بقا و پیشی گرفتنِ آن از تمام اخلاقیات ساخته بشر در مواقعی است که منافع و امنیتِ آدمیزاد به خطر میافتند و چقدر در جامعه ما روایتی آشناست.
داستان در خلال یکی از جنگهای پروس (آلمان) و فرانسه در قرن نوزدهم اتفاق میافتد. ده تن از اهالی یکی از شهرهای مرزی فرانسه برای فرار از نیروهای اشغالگر پروس تصمیم میگیرند سوار یک کالسکه شوند.
یک فاحشه که نام اصلی او الیزابت روزت (Elisabeth Rousset) است، یک کُنت، یک زوج مغازه دار از طبقه متوسط، یک کارخانه دار ثروتمند و همسرش، یک روشنفکرِ جمهوری خواه، دو زنِ راهبه و چند بورژوای دیگر که سبب میشوند کالسکه یک جهان کوچک از جامعه فرانسه را تشکیل بدهد...
الیزابت که برخلاف باقی مهمانها شخصیتی رُک و غیرنمایشی دارد نه به نظرات سیاسی باقی حاضران در کالسکه گوش میدهد و نه محافظه کار و محاسبه گر است. برخلاف بقیه که پس از پیمودن چند ساعت از راه گرسنگی را سرکوب میکنند و آذوقه هایشان را رو نمیکنند، تُپُلی (الیزابت) سبد غدایش را باز میکند و به بقیه هم تعارف میکند...
مهمانها که در بدو ورود و به دلیل دانستنِ شغلِ تُپلی با اکراه و انزجار به او نگاه میكردند و از همسفر بودن با او احساس حقارت میکردند دست رد به غذاهای خوشمزه تُپُلی نمیزنند...
در این میان کالسکه به دلیل هوای بد و مه گرفتگی وارد نواحی تحت اشغال آلمانیها میشود و اعضای کالسکه که برای شب مانی به یک مسافرخانه مراجعه میکنند متوجه حضور نظامیان پروس در آنجا میشوند...
افسر آلمانی تمام اعضای کالسکه را در مسافرخانه بازداشت میکند و پس از دو روز که فرانسویها جویای دلیل میشوند افسر آلمانی به آنها میگوید شرط آزادی شان این است که تُپُلی بپذیرد که یک شب پیش او بخوابد...
فرانسویها که ابتدا از شنیدن این درخواست بیشرمانه خشمگین شده بودند، رفتهرفته از غرور و مقاومت الیزابت برای نخوابیدن با افسر آلمانی به ستوه میآیند.
روشنفکر و ثروتمند و راهبه و تاجر و فرهیخته همه دست به یکی میکنند تا تُپُلی را راضی به قحبگی کنند...
موپاسان در این داستان به طرزی شگفت انگیزی وابسته بودنِ اخلاق به شرایط را نشان میدهد. تمام کسانی که تا چند ساعت پیش ظاهرا فاحشگی را زشت و قبیح میدانستند به هر روشی که بلد بودند از توجیهات مذهبی تا شیوههای رایزنیِ تجاری استفاده میکنند تا دختر بینوا را راضی کنند با افسر آلمانی بخوابَد...
صحنههای پایانیِ داستان یک تراژدی محض است. تُپُلی برخلاف غرور و خواست قلبی برای خیر جمعی با افسر آلمانی خوابیده، کالسکه در حال حرکت است و افرادی که در روز روشن برای تُپُلی دیوثی کردهاند حالا آذوقههایشان را در آوردهاند و میخورند.
تُپُلی گرسنه و غمگین در گوشه کالسکه نشسته است و به جماعتی نگاه میکند که دوباره بر سر میهن و غرور و آزادی و خدا و پاکدامنی دارند حرف میزنند. هیچکس به الیزابت نگاه نمیکند ولی گی دو موپاسان او را در تاریخ ادبیات جهان جاودانه میکند. دختری مهربان و پاک که بین فاحشههای واقعی نشسته است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبیهسازی رباتیک حالات مختلف فک و دهان که مکانیرم آن با ۱۴ سرو موتور کنترل میشود
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهره دوچرخهای
در اواخر قرن نوزدهم، همزمان با گسترش دوچرخهسواری زنان در اروپا و آمریکا، برخی پزشکان و نویسندگان محافظهکار ادعاهایی درباره خطرات جسمی و اخلاقی دوچرخهسواری برای زنان مطرح میکردند. از جمله اصطلاحاتی مثل «bicycle face» (چهره دوچرخهای).
«ادعا میشد زنانی که زیاد دوچرخهسواری میکنند، بهدلیل فشار و خستگی، چهرهای خاص پیدا میکنند:چشمهای برجسته یا خیره فک منقبض دهان باز صورت خسته و مضطرب❗️
چرا چنین چیزی ساخته شد؟ دوچرخه برای زنان فقط یک وسیله حملونقل نبود؛ امکان رفتوآمد مستقل، حضور بیشتر در فضای عمومی و آزادی حرکتی ایجاد میکرد.
بنابراین جامعه مردسالار با استدلالهای پزشکی و اخلاقی تلاش میکردند زنان را از دوچرخهسواری منصرف کنند. «Bicycle Face» یکی از نمونههای جالب این نوع ترساندن زنان با پوشش پزشکی بود.
+ ج کثیف اسلامی برای جلوگیری از موتور سواری زنان چه مزخرفاتی را که رواج نمیدهد، از کلیپهای تصادف گرفته تا آزار رانندگان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در اواخر قرن نوزدهم، همزمان با گسترش دوچرخهسواری زنان در اروپا و آمریکا، برخی پزشکان و نویسندگان محافظهکار ادعاهایی درباره خطرات جسمی و اخلاقی دوچرخهسواری برای زنان مطرح میکردند. از جمله اصطلاحاتی مثل «bicycle face» (چهره دوچرخهای).
«ادعا میشد زنانی که زیاد دوچرخهسواری میکنند، بهدلیل فشار و خستگی، چهرهای خاص پیدا میکنند:چشمهای برجسته یا خیره فک منقبض دهان باز صورت خسته و مضطرب❗️
چرا چنین چیزی ساخته شد؟ دوچرخه برای زنان فقط یک وسیله حملونقل نبود؛ امکان رفتوآمد مستقل، حضور بیشتر در فضای عمومی و آزادی حرکتی ایجاد میکرد.
بنابراین جامعه مردسالار با استدلالهای پزشکی و اخلاقی تلاش میکردند زنان را از دوچرخهسواری منصرف کنند. «Bicycle Face» یکی از نمونههای جالب این نوع ترساندن زنان با پوشش پزشکی بود.
+ ج کثیف اسلامی برای جلوگیری از موتور سواری زنان چه مزخرفاتی را که رواج نمیدهد، از کلیپهای تصادف گرفته تا آزار رانندگان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیکهای موتوری علیه کرایههای ناچیز و کمیسیونهای سنگین اعتصاب کردند
جمعی از پیکهای موتوری اراک با توقف کار وحرکت اعتراضی در سطح شهر، علیه کرایههای ناچیز و کمیسیونهای سنگینی که از درآمدشان کسر میشود، اعتراض کردند
معترضان میگویند در حالی که هزینه سوخت، قطعات، تعمیرات، استهلاک موتورسیکلت و مخارج زندگی سر به فلک کشیده، کرایهها همچنان آنقدر پایین است که کفاف ابتداییترین هزینههای کار را هم نمیدهد؛ از همین درآمد اندک نیز سهم قابلتوجهی بهعنوان کمیسیون کسر میشود
پیکهایی که ساعتها در گرما و سرما و میان خطر خیابان برای تأمین معاش کار میکنند، حالا میگویند ادامه این وضعیت دیگر صرفه اقتصادی ندارد
وقتی کارگر تمام روز جانش را کف دستش میگذارد، موتور و بنزین و تعمیرات را از جیب میدهد و در پایان بخش دیگری از درآمدش هم با کمیسیون بلعیده میشود، اسم این وضعیت را جز لهشدن معیشت زیر بار گرانی چه میتوان گذاشت؟
اعتصاب پیکها یک پیام روشن دارد: وقتی دستمزد از هزینه زنده ماندن عقب میماند، اعتراض دیگر انتخاب نیست؛ نتیجه اجتنابناپذیر فشار اقتصادی است
دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جمعی از پیکهای موتوری اراک با توقف کار وحرکت اعتراضی در سطح شهر، علیه کرایههای ناچیز و کمیسیونهای سنگینی که از درآمدشان کسر میشود، اعتراض کردند
معترضان میگویند در حالی که هزینه سوخت، قطعات، تعمیرات، استهلاک موتورسیکلت و مخارج زندگی سر به فلک کشیده، کرایهها همچنان آنقدر پایین است که کفاف ابتداییترین هزینههای کار را هم نمیدهد؛ از همین درآمد اندک نیز سهم قابلتوجهی بهعنوان کمیسیون کسر میشود
پیکهایی که ساعتها در گرما و سرما و میان خطر خیابان برای تأمین معاش کار میکنند، حالا میگویند ادامه این وضعیت دیگر صرفه اقتصادی ندارد
وقتی کارگر تمام روز جانش را کف دستش میگذارد، موتور و بنزین و تعمیرات را از جیب میدهد و در پایان بخش دیگری از درآمدش هم با کمیسیون بلعیده میشود، اسم این وضعیت را جز لهشدن معیشت زیر بار گرانی چه میتوان گذاشت؟
اعتصاب پیکها یک پیام روشن دارد: وقتی دستمزد از هزینه زنده ماندن عقب میماند، اعتراض دیگر انتخاب نیست؛ نتیجه اجتنابناپذیر فشار اقتصادی است
دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼سرود ژینا
کاری از "پروژه روجا" از مازندران
"ژینا هنوز زنده است...
دستان ما را میگیرد و به میدان فرا میخواند
کردستان تا مازندران لبریز است از نغمه های تو
ستاره صبح طلوع خواهد کرد
و خواهد شکست گردن شب را..."
#ژن_ژيان_ئازادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
کاری از "پروژه روجا" از مازندران
"ژینا هنوز زنده است...
دستان ما را میگیرد و به میدان فرا میخواند
کردستان تا مازندران لبریز است از نغمه های تو
ستاره صبح طلوع خواهد کرد
و خواهد شکست گردن شب را..."
#ژن_ژيان_ئازادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ذخایر نفتی ج اسلامی در آستانه تخلیه؛ درآمد نفتی تهران زیر ضرب محاصره آمریکا
والاستریت ژورنال گزارش داده است که محاصره دریایی آمرذخایریکا، همراه با کاهش سریع ذخایر نفت ایران روی نفتکشها، فشار بیسابقهای بر مهمترین منبع درآمد ارزی جمهوری اسلامی وارد کرده است.
بر پایه دادههای شرکت کپلر، از زمان ازسرگیری محاصره توسط نیروی دریایی آمریکا در اواسط ژوئیه، هیچ محموله نفت خامی از ایران موفق به عبور از این محاصره نشده است. حجم نفت ذخیرهشده روی نفتکشها نیز از حدود ۹۰ میلیون بشکه در اواسط ژوئیه به تنها ۲۹ میلیون بشکه کاهش یافته است.
کپلر هشدار داده است که با ادامه روند فعلی و تحویل حدود یک میلیون بشکه در روز، ذخایر شناور نفت ایران ممکن است تا اواسط اکتبر به پایان برسد. همچنین انتظار میرود جریان پرداختهای مربوط به محمولههای پیشتر تحویلشده تا اواسط دسامبر بهشدت کاهش یابد.
در ماه اوت، ایران بهطور متوسط روزانه تنها ۲۵۵ هزار بشکه نفت روی نفتکشهای مستقر در خلیج فارس بارگیری کرده؛ رقمی که ۸۵ درصد پایینتر از میانگین فوریه تا آوریل است.
همزمان برخی پالایشگاهها و خریداران چینی به نفت عربستان سعودی، عراق و امارات روی آوردهاند. صادرات محصولات پتروشیمی ایران نیز تا ماه اوت در مقایسه با ابتدای سال حدود دو سوم سقوط کرده است.
والاستریت ژورنال مینویسد تهران امکان جبران این وضعیت از مسیر زمینی را ندارد؛ ظرفیت انتقال نفت با کامیون حدود ۴۰ هزار بشکه در روز برآورد میشود، در حالی که صادرات نفت ایران پیش از جنگ نزدیک به دو میلیون بشکه در روز بود.
با توجه به وابستگی حدود یکسوم بودجه حکومت به درآمدهای نفتی، ادامه این وضعیت میتواند دسترسی جمهوری اسلامی به ارز خارجی را بیش از پیش محدود کند. در همین شرایط، تورم رسمی ایران بیش از ۸۰ درصد گزارش شده و صندوق بینالمللی پول نیز انقباض ۵.۴ درصدی اقتصاد ایران در سال جاری را پیشبینی کرده است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
والاستریت ژورنال گزارش داده است که محاصره دریایی آمرذخایریکا، همراه با کاهش سریع ذخایر نفت ایران روی نفتکشها، فشار بیسابقهای بر مهمترین منبع درآمد ارزی جمهوری اسلامی وارد کرده است.
بر پایه دادههای شرکت کپلر، از زمان ازسرگیری محاصره توسط نیروی دریایی آمریکا در اواسط ژوئیه، هیچ محموله نفت خامی از ایران موفق به عبور از این محاصره نشده است. حجم نفت ذخیرهشده روی نفتکشها نیز از حدود ۹۰ میلیون بشکه در اواسط ژوئیه به تنها ۲۹ میلیون بشکه کاهش یافته است.
کپلر هشدار داده است که با ادامه روند فعلی و تحویل حدود یک میلیون بشکه در روز، ذخایر شناور نفت ایران ممکن است تا اواسط اکتبر به پایان برسد. همچنین انتظار میرود جریان پرداختهای مربوط به محمولههای پیشتر تحویلشده تا اواسط دسامبر بهشدت کاهش یابد.
در ماه اوت، ایران بهطور متوسط روزانه تنها ۲۵۵ هزار بشکه نفت روی نفتکشهای مستقر در خلیج فارس بارگیری کرده؛ رقمی که ۸۵ درصد پایینتر از میانگین فوریه تا آوریل است.
همزمان برخی پالایشگاهها و خریداران چینی به نفت عربستان سعودی، عراق و امارات روی آوردهاند. صادرات محصولات پتروشیمی ایران نیز تا ماه اوت در مقایسه با ابتدای سال حدود دو سوم سقوط کرده است.
والاستریت ژورنال مینویسد تهران امکان جبران این وضعیت از مسیر زمینی را ندارد؛ ظرفیت انتقال نفت با کامیون حدود ۴۰ هزار بشکه در روز برآورد میشود، در حالی که صادرات نفت ایران پیش از جنگ نزدیک به دو میلیون بشکه در روز بود.
با توجه به وابستگی حدود یکسوم بودجه حکومت به درآمدهای نفتی، ادامه این وضعیت میتواند دسترسی جمهوری اسلامی به ارز خارجی را بیش از پیش محدود کند. در همین شرایط، تورم رسمی ایران بیش از ۸۰ درصد گزارش شده و صندوق بینالمللی پول نیز انقباض ۵.۴ درصدی اقتصاد ایران در سال جاری را پیشبینی کرده است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
وضعیت جنگ یمن و مناطقی که از حوثیها پس گرفته شده
گویا تنگه بابالمندب نیز از چنگ حوثیها در آمده است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
گویا تنگه بابالمندب نیز از چنگ حوثیها در آمده است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ﮊﺍﻟﻪ ﺑﺮ ﮔﻞنشان ﮔﻞ ﭘﺮﺍﻥ ﮐﻦ
ﺑﺮ ﺷﻬﯿﺪﺍﻥ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﮐﻦ
ﻧﺎﻡ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﻫﺎ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﮐﻦ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺻﺒﺢ ﺁﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﻡ ﺗﯿﺮﻩ
ﺩﺭ ﺷﺐ ﺗﯿﺮﻩ
ﺁﺗﺸﻔﺸﺎﻥ ﮐﻦ
ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﮐﻦ
ﺷﻮ ﺧﻄﺮ ﮐﻦ
ﺧﺎﻧﻪ ی ﻇﻠﻢ ﺯﯾﺮ ﻭ
ﺯﺑﺮ ﮐﻦ.
«سیاوش کسرایی»
📸 میدان ژاله
هفده شهریور ۱۳۵۷
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ﺑﺮ ﺷﻬﯿﺪﺍﻥ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﮐﻦ
ﻧﺎﻡ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﻫﺎ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﮐﻦ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺻﺒﺢ ﺁﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﻡ ﺗﯿﺮﻩ
ﺩﺭ ﺷﺐ ﺗﯿﺮﻩ
ﺁﺗﺸﻔﺸﺎﻥ ﮐﻦ
ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﮐﻦ
ﺷﻮ ﺧﻄﺮ ﮐﻦ
ﺧﺎﻧﻪ ی ﻇﻠﻢ ﺯﯾﺮ ﻭ
ﺯﺑﺮ ﮐﻦ.
«سیاوش کسرایی»
📸 میدان ژاله
هفده شهریور ۱۳۵۷
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قله پیشرفت دیگری هم فتح شد
آنقدر ارزش پول ج کثیف اسلامی قویه که تعداد صفرهای قیمت بنزین جا نمیشد و اومدن کنار نمایشگرهای جایگاه بصورت دستی یه 0 اضافه کردن
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آنقدر ارزش پول ج کثیف اسلامی قویه که تعداد صفرهای قیمت بنزین جا نمیشد و اومدن کنار نمایشگرهای جایگاه بصورت دستی یه 0 اضافه کردن
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نه دوزخ، نه بهشت_مینُرام
@bazmemousighi
🎼 نه دوزخ، نه بهشت
خواننده: مینُرام (Minoram)
گیتار الکتریک: صمیم دوکوهکی
گیتار بیس: سهیل شیرعلی
شعر: منتسب به مولانا یا شمس؟
ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
کس نیست چنین عاشقِ بیچاره که ماییم
بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم
بر ما کَرَمی کن که در این شهر گداییم
حلاج وشانیم که از دار نترسیم
مجنون صفتانیم که در عشق خداییم
ترسیدن ما هم چو از بیم بلا بود
اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم
ما را به تو سِرّیست که کس محرم آن نیست
گر سَر برود سِرّ تو با کس نگشاییم
ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است
بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خواننده: مینُرام (Minoram)
گیتار الکتریک: صمیم دوکوهکی
گیتار بیس: سهیل شیرعلی
شعر: منتسب به مولانا یا شمس؟
ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
کس نیست چنین عاشقِ بیچاره که ماییم
بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم
بر ما کَرَمی کن که در این شهر گداییم
حلاج وشانیم که از دار نترسیم
مجنون صفتانیم که در عشق خداییم
ترسیدن ما هم چو از بیم بلا بود
اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم
ما را به تو سِرّیست که کس محرم آن نیست
گر سَر برود سِرّ تو با کس نگشاییم
ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است
بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع اعتراضی پرستاران در کرمانشاه
جمعی از پرستاران در کرمانشاه ر در اعتراض به وضعیت معیشتی و مشکلات حقوقی خود تجمع کردند.
✊میگیم حقوق نداریم، میرید پلیس میارید»
برای تغییر فردا امروز متحد شویم!
✊پرستار نباشه، سیستم از هم می پاشه
✊اضافه اجباری، نمیخواهیم، نمیخواهیم
✊جنگ افروزی کافیه، سفره ما خالیه
✊پرستار میمیرد ذلت نمیپذیرد
✊معیشت پرستار، سلامتی بیمار
✊"تورم دلاری ،حقوق ما ریالی"
✊ "فقط کف خیابان بدست میاد حقون"
اتحاد و اعتراض سراسری ،رمز پیروزی ماست!
سهشنبه ۱۷ شهریور
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جمعی از پرستاران در کرمانشاه ر در اعتراض به وضعیت معیشتی و مشکلات حقوقی خود تجمع کردند.
✊میگیم حقوق نداریم، میرید پلیس میارید»
برای تغییر فردا امروز متحد شویم!
✊پرستار نباشه، سیستم از هم می پاشه
✊اضافه اجباری، نمیخواهیم، نمیخواهیم
✊جنگ افروزی کافیه، سفره ما خالیه
✊پرستار میمیرد ذلت نمیپذیرد
✊معیشت پرستار، سلامتی بیمار
✊"تورم دلاری ،حقوق ما ریالی"
✊ "فقط کف خیابان بدست میاد حقون"
اتحاد و اعتراض سراسری ،رمز پیروزی ماست!
سهشنبه ۱۷ شهریور
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
پیوندها و باغها_ م.امید
@katibehchannel
📃 پیوندها و باغها
شعر و صدا: مهدی اخوانثالث
ای درختانِ عقیمِ ریشهتان
در خاکهای هرزگی مستور!!
یک جوانهیْ ارجمند
از هیچ جاتان رُست نتواند!
ای گروهی برگِ چرکینتارِ چرکینپود!
یادگار خشکسالیهای گردآلود
هیچ بارانی
شما را شست نتواند!!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شعر و صدا: مهدی اخوانثالث
ای درختانِ عقیمِ ریشهتان
در خاکهای هرزگی مستور!!
یک جوانهیْ ارجمند
از هیچ جاتان رُست نتواند!
ای گروهی برگِ چرکینتارِ چرکینپود!
یادگار خشکسالیهای گردآلود
هیچ بارانی
شما را شست نتواند!!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مرزهای ایران در نگاه شاه تا شاخ آفریقا بود
🔻چگونه این تصمیمات انفرادی میتوانست با تخصیصهای کلی سازمان برنامه و بودجهٔ سالانه سازگار شود؟ چه طور ممکن بود؟
🔺مسئلهٔ بسیار سادهای بود. بسیار ساده. به مجرد این که شاه تأیید میکرد، آنها رسماً به سازمان برنامه اعزام میشدند و کتباً ابلاغ میکردند که این بودجه توسط اعلیحضرت همایونی، شاهنشاه، بزرگ ارتشتاران تأیید شده است» و این نزد ما میآمد. ما بررسی میکردیم و میخواندیم تا مطمئن شویم، اما میدانستیم که کار چندانی نمیتوانیم انجام دهیم.
همانگونه که گفتم یک بار در این مدت، من بودجه را برداشتم و رفتم پیش این تیمسار و آن تیمسار و گفتم:محض رضای خدا نگاه کنید، ما برای آموزش و پرورش، کشاورزی، پول کافی نداریم. کاری بکنید. کمکمان کنید. این کشور شما هم هست. کسانی بودند که حرف ما را شنیدند. اما همین که شاه تأیید کرد، آنها از این که بخواهند کاری بکنند، ترسیدند. به استثنای یکی، دو نفر.خاتم جسارتش را داشت و گفت:ببین، برو و به او بگو تعداد هواپیماها را کم کند و من هم تعداد فرودگاههایم، ساختمانهایم و اینها را کم میکنم. او گفت: اگر موفق شدید، من سنگ پیش پایتان نمیاندازم. اصلاً ناراحت نمیشوم.
🔺به هر ترتیب، ما روش ایجاد بحران در شب آخر بودجه را ساخته بودیم،ترفندهای مشهور،با نشان دادن این که کشاورزی هیچ چیزی ندارد و همهٔ وزرا نزد شاه میرفتند و میگفتند:ببین، پول نیست. من نزد شاه میرفتم و میگفتم:قربان میل دارید من از کجا پول بیاورم؟ من پولی ندارم که به کشاورزی، به برق تخصیص بدهم. خاطرتان هست که بعدتر در تهران قطعی برق داشتیم؟
🔻بله، تابستان ۱۹۷۷.
🔺من این قدر روشن خاطرم هست، وزیر وقت دکتر ایرج وحیدی استدلال میکرد و میگفت:ما ظرفیت آماده به کار نداریم. طی دو تا سه سال دچار قطعی میشویم،و افراد خود من که برنامهٔ برق را مطالعه کرده بودند، برنامهٔ برقرسانی و ظرفیتهایش، گزارش وزارتخانه را تأیید میکردند. من برمیگشتم و میگفتم:متأسفانه ما پولی نداریم و نمیتوانم به شما تخصیص بدهم. و اینطور که بود، آن اتفاق میافتاد، ما میدیدیم پیشبینیاش درست از آب در میآمد. البته هیچ پولی نبود. شما چه طور میخواستید تخصیص بدهید؟
🔺چیزی که اتفاق افتاد این بود که در نتیجهٔ این بودجهٔ نظامی، بقیهٔ بودجه یک ته مانده بود، توجه میکنید؟ بودجهٔ نظامی حجم قابل توجهی را میبلعید. ارتش اشتهای سیریناپذیری داشت.خدایا، در آخر سال عجله داشتند پول خرج کنند که متهم به جذب نکردن بودجهٔ تخصیص داده شده نشوند. نمونههای فراوانی از این قضیه بود.
🔺ضمناً، در مورد آن پیشنهاد خاتم که قبلتر حرفش را زدم،رفتم پیش شاه و گفتم:قربان، چرا تعداد اف۱۴ها را کم نمیکنید؟ شاه به من نگاه عاقل اندر سفیهی کرد در واقع. میدانستم که نمیخواهد، من علتها را میدانستم. من گفتم:قربان، شما میدانید با پول یکی از این اف۱۴ها ما میتوانیم چند درمانگاه و بیمارستان در کل مملکت بسازیم و ما پول این کار را نداریم؟شاه گفت:وقتی من فکر میکنم، او حالا فوت کرده و من عین کلماتش را نقل میکنم، او گفت:وقتی من به خطراتی که این مملکت را از بیرون تهدید میکند، فکر میکنم، به قدر کافی بامزه است، او نگفت:از داخل، خاتم ادامهاش داد:میگویم درمانگاه به درک. اینها کلمات او بودند.
🔺من، درست یا غلط، حدس میزنم، این ادراک درستی بود که او داشت، یعنی این فهم او از امور بود، این چیزی است که میخواهم بگویم. شاه وجود خطر را درک میکرد. وقتی به امنیت مملکت و تهدیدی برای یکپارچگی مملکت میرسید، پارانویایی بود. واقعاً پارانویایی بود. او فکر میکرد یک تهدید ثابت برای مملکت وجود دارد و من همیشه متحیر بودم که این تهدید از کدام جهنّمی میآمد.
🔺اگر از روسیه میآمد، خوب، ما نمیتوانستیم کار زیادی در مقابلش بکنیم. و عراق هم که در حد ایران نبود. ما حالا این را به یقین رسیده ایم، در طول این جنگ با ارتشی که کاملاً تخریب شده است، عراقیها چه توانسته اند بکنند؟ پاکستان که تهدید نبود، آنها نگران هند و بلوچها بودند. و ترکها، یقیناً، هیچوقت تهدیدی برای ایران نبودند، آنها یک کشور دوست بودند. افغانها؟
🔺من نمیدانستم واقعاً این تهدید از کجا میآمد. امّا میدانید شاه چه میگفت؟ میگفت:اشتباه شما این است که فکر میکنید مرزهای ما روی نقشه نشان داده شدهاند. مرزهای ما تا شاخ آفریقا کشیده شده،این کلمات مردی است که مُرده و من گزارششان میکنم.
✍️بخشی از مصاحبه خداداد فرمانفرماییان (۱۳۰۷-۱۳۹۴) با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار یازدهم
❌لینک مصاحبه صوتی کامل خداداد فرمانفرماییان
👇👇
https://t.me/iranianoralhistoryproject/783
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
🔻چگونه این تصمیمات انفرادی میتوانست با تخصیصهای کلی سازمان برنامه و بودجهٔ سالانه سازگار شود؟ چه طور ممکن بود؟
🔺مسئلهٔ بسیار سادهای بود. بسیار ساده. به مجرد این که شاه تأیید میکرد، آنها رسماً به سازمان برنامه اعزام میشدند و کتباً ابلاغ میکردند که این بودجه توسط اعلیحضرت همایونی، شاهنشاه، بزرگ ارتشتاران تأیید شده است» و این نزد ما میآمد. ما بررسی میکردیم و میخواندیم تا مطمئن شویم، اما میدانستیم که کار چندانی نمیتوانیم انجام دهیم.
همانگونه که گفتم یک بار در این مدت، من بودجه را برداشتم و رفتم پیش این تیمسار و آن تیمسار و گفتم:محض رضای خدا نگاه کنید، ما برای آموزش و پرورش، کشاورزی، پول کافی نداریم. کاری بکنید. کمکمان کنید. این کشور شما هم هست. کسانی بودند که حرف ما را شنیدند. اما همین که شاه تأیید کرد، آنها از این که بخواهند کاری بکنند، ترسیدند. به استثنای یکی، دو نفر.خاتم جسارتش را داشت و گفت:ببین، برو و به او بگو تعداد هواپیماها را کم کند و من هم تعداد فرودگاههایم، ساختمانهایم و اینها را کم میکنم. او گفت: اگر موفق شدید، من سنگ پیش پایتان نمیاندازم. اصلاً ناراحت نمیشوم.
🔺به هر ترتیب، ما روش ایجاد بحران در شب آخر بودجه را ساخته بودیم،ترفندهای مشهور،با نشان دادن این که کشاورزی هیچ چیزی ندارد و همهٔ وزرا نزد شاه میرفتند و میگفتند:ببین، پول نیست. من نزد شاه میرفتم و میگفتم:قربان میل دارید من از کجا پول بیاورم؟ من پولی ندارم که به کشاورزی، به برق تخصیص بدهم. خاطرتان هست که بعدتر در تهران قطعی برق داشتیم؟
🔻بله، تابستان ۱۹۷۷.
🔺من این قدر روشن خاطرم هست، وزیر وقت دکتر ایرج وحیدی استدلال میکرد و میگفت:ما ظرفیت آماده به کار نداریم. طی دو تا سه سال دچار قطعی میشویم،و افراد خود من که برنامهٔ برق را مطالعه کرده بودند، برنامهٔ برقرسانی و ظرفیتهایش، گزارش وزارتخانه را تأیید میکردند. من برمیگشتم و میگفتم:متأسفانه ما پولی نداریم و نمیتوانم به شما تخصیص بدهم. و اینطور که بود، آن اتفاق میافتاد، ما میدیدیم پیشبینیاش درست از آب در میآمد. البته هیچ پولی نبود. شما چه طور میخواستید تخصیص بدهید؟
🔺چیزی که اتفاق افتاد این بود که در نتیجهٔ این بودجهٔ نظامی، بقیهٔ بودجه یک ته مانده بود، توجه میکنید؟ بودجهٔ نظامی حجم قابل توجهی را میبلعید. ارتش اشتهای سیریناپذیری داشت.خدایا، در آخر سال عجله داشتند پول خرج کنند که متهم به جذب نکردن بودجهٔ تخصیص داده شده نشوند. نمونههای فراوانی از این قضیه بود.
🔺ضمناً، در مورد آن پیشنهاد خاتم که قبلتر حرفش را زدم،رفتم پیش شاه و گفتم:قربان، چرا تعداد اف۱۴ها را کم نمیکنید؟ شاه به من نگاه عاقل اندر سفیهی کرد در واقع. میدانستم که نمیخواهد، من علتها را میدانستم. من گفتم:قربان، شما میدانید با پول یکی از این اف۱۴ها ما میتوانیم چند درمانگاه و بیمارستان در کل مملکت بسازیم و ما پول این کار را نداریم؟شاه گفت:وقتی من فکر میکنم، او حالا فوت کرده و من عین کلماتش را نقل میکنم، او گفت:وقتی من به خطراتی که این مملکت را از بیرون تهدید میکند، فکر میکنم، به قدر کافی بامزه است، او نگفت:از داخل، خاتم ادامهاش داد:میگویم درمانگاه به درک. اینها کلمات او بودند.
🔺من، درست یا غلط، حدس میزنم، این ادراک درستی بود که او داشت، یعنی این فهم او از امور بود، این چیزی است که میخواهم بگویم. شاه وجود خطر را درک میکرد. وقتی به امنیت مملکت و تهدیدی برای یکپارچگی مملکت میرسید، پارانویایی بود. واقعاً پارانویایی بود. او فکر میکرد یک تهدید ثابت برای مملکت وجود دارد و من همیشه متحیر بودم که این تهدید از کدام جهنّمی میآمد.
🔺اگر از روسیه میآمد، خوب، ما نمیتوانستیم کار زیادی در مقابلش بکنیم. و عراق هم که در حد ایران نبود. ما حالا این را به یقین رسیده ایم، در طول این جنگ با ارتشی که کاملاً تخریب شده است، عراقیها چه توانسته اند بکنند؟ پاکستان که تهدید نبود، آنها نگران هند و بلوچها بودند. و ترکها، یقیناً، هیچوقت تهدیدی برای ایران نبودند، آنها یک کشور دوست بودند. افغانها؟
🔺من نمیدانستم واقعاً این تهدید از کجا میآمد. امّا میدانید شاه چه میگفت؟ میگفت:اشتباه شما این است که فکر میکنید مرزهای ما روی نقشه نشان داده شدهاند. مرزهای ما تا شاخ آفریقا کشیده شده،این کلمات مردی است که مُرده و من گزارششان میکنم.
✍️بخشی از مصاحبه خداداد فرمانفرماییان (۱۳۰۷-۱۳۹۴) با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار یازدهم
❌لینک مصاحبه صوتی کامل خداداد فرمانفرماییان
👇👇
https://t.me/iranianoralhistoryproject/783
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
Telegram
پروژه تاریخ شفاهی ایران
🔘خدادادفرمانفرماییان،متولد۱۳۰۷درگذشت ۱۳۹۴.
رئیس بانک مرکزی،رئیس سازمان برنامه و بودجه ایران،عضو شورای عالی پول و اعتبار و شورای عالی اقتصاد.
🗣️کانال پروژه تاریخ شفاهی ایران
@iranianoralhistoryproject
@iranianoralhistoryproject
رئیس بانک مرکزی،رئیس سازمان برنامه و بودجه ایران،عضو شورای عالی پول و اعتبار و شورای عالی اقتصاد.
🗣️کانال پروژه تاریخ شفاهی ایران
@iranianoralhistoryproject
@iranianoralhistoryproject
سه جوان، سه زندگی، سه نام که از حافظه تاریخ پاک نخواهند شد.
رامین حسینپناهی، زانیار مرادی و لقمان مرادی در سحرگاه ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ اعدام شدند؛ اما پس از سالها، خانوادههایشان هنوز نمیدانند عزیزانشان کجا به خاک سپرده شدهاند.
تا وقتی مزارشان پیدا نشود، این پرسش باقی است: چرا حتی حق دانستن محل دفن عزیزانشان از خانوادهها دریغ شده است؟
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
رامین حسینپناهی، زانیار مرادی و لقمان مرادی در سحرگاه ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ اعدام شدند؛ اما پس از سالها، خانوادههایشان هنوز نمیدانند عزیزانشان کجا به خاک سپرده شدهاند.
تا وقتی مزارشان پیدا نشود، این پرسش باقی است: چرا حتی حق دانستن محل دفن عزیزانشان از خانوادهها دریغ شده است؟
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing