Roozhaye Bi Gharar
Alireza Ghorbani
🎼 روزهای بیقراری
علیرضا قربانی
«یک ضرب»
من به جرمی که چرا کبریتی گیراندم
یا به یک لیوان آب
تشنهکامان را مهمان کردم
صورتم نقش پذیرندهی سیلی گشتهاست
سر هر رهگذر تاریکی
تا به خود میپیچم سخت گریبان مرا میگیرند
سر من میشکنند
میدرانند به تن جامهی من
و مرا از همه جا میرانند
حیف
من رفیقانم را کم دارم
و ندارم من جز غیظ و غرور
زیر این جامه سلاحی دیگر
و کسان میدانند
که مرا تنها وسط معرکه انداختهاند
که در این مهلکه انداختهاند
من به اندازهی این جثه و جان
من به اندازهی این نا و نفس
میتوانم جنگید
ولی این یک تنه جنگیدنها کافی نیست،
نه نه!
کاری نیست
من رفیقانم را کم دارم
که سر هر گذری دیگر،
با اوباشانی دیگر
دست در کار زد و خوردی خونین هستند
و دم چاقوشان
میبرد سینه و تاریکی را با یک ضرب!!!
«سیاوش کسرایی»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
علیرضا قربانی
«یک ضرب»
من به جرمی که چرا کبریتی گیراندم
یا به یک لیوان آب
تشنهکامان را مهمان کردم
صورتم نقش پذیرندهی سیلی گشتهاست
سر هر رهگذر تاریکی
تا به خود میپیچم سخت گریبان مرا میگیرند
سر من میشکنند
میدرانند به تن جامهی من
و مرا از همه جا میرانند
حیف
من رفیقانم را کم دارم
و ندارم من جز غیظ و غرور
زیر این جامه سلاحی دیگر
و کسان میدانند
که مرا تنها وسط معرکه انداختهاند
که در این مهلکه انداختهاند
من به اندازهی این جثه و جان
من به اندازهی این نا و نفس
میتوانم جنگید
ولی این یک تنه جنگیدنها کافی نیست،
نه نه!
کاری نیست
من رفیقانم را کم دارم
که سر هر گذری دیگر،
با اوباشانی دیگر
دست در کار زد و خوردی خونین هستند
و دم چاقوشان
میبرد سینه و تاریکی را با یک ضرب!!!
«سیاوش کسرایی»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
۸میلیون تومان جریمه برای کسانیکه در ملا عام، کاملا برهنه شوند. ۸ میلیون بده، در خیابان لخت بشو. دیر پرداخت کنی، دو برابر میشود.
بدنِ برهنه دیگر حد و تازیانه نمیخورد، برای ارتجاع منبع درآمد میشود.
حکومت راهزن-کلاش-دلال ولایت فقیه خامنهای ضحاک به دنبال کاسبی است
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بدنِ برهنه دیگر حد و تازیانه نمیخورد، برای ارتجاع منبع درآمد میشود.
حکومت راهزن-کلاش-دلال ولایت فقیه خامنهای ضحاک به دنبال کاسبی است
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
چیزی که مردم جهان سوم باید نجات دهند، وطن شان نیست!
آن ها باید خود را نجات دهند؛ که در اعماق ناآگاهی، توهم دانایی دارند...!!!
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آن ها باید خود را نجات دهند؛ که در اعماق ناآگاهی، توهم دانایی دارند...!!!
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در جهان، هیچ چیز به اندازهی حقوق دیگران مقدس نیست.
#ایمانوئل_کانت
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#ایمانوئل_کانت
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
📕داستان نظم
🖌 چارلی چاپلین، برگردان: احمد شاملو
هنگامی که افسر جوان در راس جوخۀ اعدام قرار میگرفت، تنها سپیدهدم بود- سپیدهدم پیامآور مرگ- که در سکوت حیاط کوچک این زندان اسپانیایی جنبشی داشت.
تشریفات مقدماتی انجام شده بود.
افراد مقامات رسمی نیز دستۀ کوچکی تشکیل داده بودند که برای حضور در مراسم اعدام ایستاده بود.
انقلابیون از ابتدا تا انتها این امیدواری را که ستاد کل در مورد حکم اعدام تخفیفی قایل شود از دست نداده بودند… محکوم که از انقلابیون نبود و با افکار آنان مخالفت میکرد لیکن از مردان ملی اسپانیا به شمار میرفت، از چهرههای درخشان ادبیات آن کشور بود. هزلنویسی استاد بود و در نظر هممیهنان خود مقامی والا داشت.
افسر فرماندۀ جوخۀ اعدام شخصاً او را میشناخت.
پیش از آنکه جنگ داخلی درگیر شود آن دو با یکدیگر دوستی داشتند. دورۀ دانشکده را در مادرید به اتفاق طی کرده بودند. برای واژگون کردن کلیسا دوشادوش یکدیگر مبارزه کرده بودند. چه بسا که جام به جام یکدیگر زده بودند. چه شبها که به اتفاق یکدیگر، در میخانهها به تفریح و خوشگذرانی پرداخته بودند. شبهای بسیاری را با گفتوگو دربارۀ ماوراالطبیعه به صبح آورده بودند و حتا گاه به دنبال مباحثی با یکدیگر به نزاع و ستیزه برخاسته بودند.
اختلاف مسلک آنان نیز دوستانه بود. اما دست آخر این اختلاف نظرها سبب بدبختی و تیرهروزی همۀ اسپانیا شد و رفیق دیرین را جلو جوخۀ اعدام قرار داد.
اما از به خاطر آوردن گذشته چه سود؟
از توجیه قضایا چه حاصل؟
هنگامی که جنگ داخی درگیر شده باشد دیگر توجیه مسایل به چه کار میآید؟
همۀ این مسایل در سکوت حیاط زندان، تبآلود و شتابکار به روح افسر فرماندۀ جوخۀ اعدم هجوم آورده بود. – نه گذشته را میباید یکسره از لوح ضمیر شست… تنها آینده است که به حساب میآید.
آینده؟ – دنیایی که از بسا دوستان قدیمی تهیست!
از شروع جنگ به بعد، آن روز صبح که نخستین بار بود که آن دو یار قدیمی یکدیگر را باز مییافتند… هیچ نگفتند. فقط هنگامی که برای ورود به حیاط زندان آماده میشدند به یکدیگر لبخندی زدند.
سپیده دم مغموم روی دیوار زندان شیارهای سرخ و نقرهیی میافکند. از همه چیز آرامش میتراوید: آرامشی که نظم آن با آرامش حیاط زندان همآهنگ میشد، نظمی با تپشهای سکوتی که به تپشهای قلبی ماننده بود… و در این سکوت، غریو افسر فرمانده میان دیوارهای زندان طنین افکند:
«خبر…دار!»
با فرمان نخستین، هر شش سرباز، تفنگهای خود را در کف فشردند و بر جای میخکوب ماندند. وحدت حرکت سربازان وقفهیی به دنبال داشت که در طول آن میبایست فرمان دوم داده شود… اما در طول این وقفه اتفاقی افتاد، اتفاقی که نظم را شکست
محکوم سرفهیی کرد، سینهیی صاف کرد و این«قطع» تسلسل، نظم را به هم ریخت.
افسر به سوی محکوم برگشت. منتظر شد که سخنی بگوید. اما محکوم چیزی نگفت.
افسری به سوی سربازان خود برگشت و آماده شد که فرمان دوم را صدار کند. اما به ناگهان عصیانی در روح وی پدید آمد، یک بیحسی روحی که در مغز وی خلئی به وجود آورد. فضایی خالی.
هاج و واج، صامت و ساکت در برابر سربازان خود متوقف ماند. چه پیش آمده است؟
این چنین صحنهیی در حیاط زندان چه معنی میدهد؟
او دیگر به واقع چیزی نمیدید، هیچ. جز مردی تنها که رو در روی شش مرد دیگر تنگ دیوار ایستاده بود.
و… آن مردان دیگر ناظران رسمی اجرای حکم، چه حالت ابلهانهیی داشتند. حال ساعتی را داشتند که به ناگهان تیکتاکش قطع شده باشد.
هیچکس تکانی نمیخورد.
هیچچیز مفهمومی نداشت.
چیزی غیر طبیعی بر صحنه حاکم بود. و افسر فرمانده جوخه میبایست خود را از آن حال برهاند…
همۀ اینها رویا بود. همۀ اینها چیزی جز یک رویا نبود.
کورمال و کورمال در ذهن خو چیزی میجست.
چه مدت بدان حال مانده بود؟
چه پیش آمده بود؟
«اوه…درست… فرمان نخستین را داده بود…اما… فرمان بعدی چه بود؟»
پس از خبردار فرمان دستفنگ بود، پس از دستفنگ، فرمان حاضر و سرانجام: آتش!
از همۀ اینها چیزی مبهم در ضمیر لایشعرش برجا مانده بود. کلماتی که میبایست تلفظ کند دور و محو از دسترس به نظرش میآمد.
در همان حال بیخودی فریاد نامربوطی کشید، کلمهیی تلفظ کرد که هیچگونه مفهومی نداشت. اما از مشاهدۀ سربازان که دنبال آن غریو به حالت دستفنگ درآمدند سبُکبار شد و احساس راحتی کرد.
نظم حرکت سربازان، در ذهن او نیز نظمی به وجود آورد.
از نو فریاد کشید و سربازان به حالت حاضرباش درآمدند.
اما در وقفهیی که پس از فرمان ماقبل آخر به وجود آمد آهنگ پرشتاب قدمهایی در حیاط زندان طنین افکند. او این صدا را میشناخت، صدای پاهای «نجات» بود…
🖌 چارلی چاپلین، برگردان: احمد شاملو
هنگامی که افسر جوان در راس جوخۀ اعدام قرار میگرفت، تنها سپیدهدم بود- سپیدهدم پیامآور مرگ- که در سکوت حیاط کوچک این زندان اسپانیایی جنبشی داشت.
تشریفات مقدماتی انجام شده بود.
افراد مقامات رسمی نیز دستۀ کوچکی تشکیل داده بودند که برای حضور در مراسم اعدام ایستاده بود.
انقلابیون از ابتدا تا انتها این امیدواری را که ستاد کل در مورد حکم اعدام تخفیفی قایل شود از دست نداده بودند… محکوم که از انقلابیون نبود و با افکار آنان مخالفت میکرد لیکن از مردان ملی اسپانیا به شمار میرفت، از چهرههای درخشان ادبیات آن کشور بود. هزلنویسی استاد بود و در نظر هممیهنان خود مقامی والا داشت.
افسر فرماندۀ جوخۀ اعدام شخصاً او را میشناخت.
پیش از آنکه جنگ داخلی درگیر شود آن دو با یکدیگر دوستی داشتند. دورۀ دانشکده را در مادرید به اتفاق طی کرده بودند. برای واژگون کردن کلیسا دوشادوش یکدیگر مبارزه کرده بودند. چه بسا که جام به جام یکدیگر زده بودند. چه شبها که به اتفاق یکدیگر، در میخانهها به تفریح و خوشگذرانی پرداخته بودند. شبهای بسیاری را با گفتوگو دربارۀ ماوراالطبیعه به صبح آورده بودند و حتا گاه به دنبال مباحثی با یکدیگر به نزاع و ستیزه برخاسته بودند.
اختلاف مسلک آنان نیز دوستانه بود. اما دست آخر این اختلاف نظرها سبب بدبختی و تیرهروزی همۀ اسپانیا شد و رفیق دیرین را جلو جوخۀ اعدام قرار داد.
اما از به خاطر آوردن گذشته چه سود؟
از توجیه قضایا چه حاصل؟
هنگامی که جنگ داخی درگیر شده باشد دیگر توجیه مسایل به چه کار میآید؟
همۀ این مسایل در سکوت حیاط زندان، تبآلود و شتابکار به روح افسر فرماندۀ جوخۀ اعدم هجوم آورده بود. – نه گذشته را میباید یکسره از لوح ضمیر شست… تنها آینده است که به حساب میآید.
آینده؟ – دنیایی که از بسا دوستان قدیمی تهیست!
از شروع جنگ به بعد، آن روز صبح که نخستین بار بود که آن دو یار قدیمی یکدیگر را باز مییافتند… هیچ نگفتند. فقط هنگامی که برای ورود به حیاط زندان آماده میشدند به یکدیگر لبخندی زدند.
سپیده دم مغموم روی دیوار زندان شیارهای سرخ و نقرهیی میافکند. از همه چیز آرامش میتراوید: آرامشی که نظم آن با آرامش حیاط زندان همآهنگ میشد، نظمی با تپشهای سکوتی که به تپشهای قلبی ماننده بود… و در این سکوت، غریو افسر فرمانده میان دیوارهای زندان طنین افکند:
«خبر…دار!»
با فرمان نخستین، هر شش سرباز، تفنگهای خود را در کف فشردند و بر جای میخکوب ماندند. وحدت حرکت سربازان وقفهیی به دنبال داشت که در طول آن میبایست فرمان دوم داده شود… اما در طول این وقفه اتفاقی افتاد، اتفاقی که نظم را شکست
محکوم سرفهیی کرد، سینهیی صاف کرد و این«قطع» تسلسل، نظم را به هم ریخت.
افسر به سوی محکوم برگشت. منتظر شد که سخنی بگوید. اما محکوم چیزی نگفت.
افسری به سوی سربازان خود برگشت و آماده شد که فرمان دوم را صدار کند. اما به ناگهان عصیانی در روح وی پدید آمد، یک بیحسی روحی که در مغز وی خلئی به وجود آورد. فضایی خالی.
هاج و واج، صامت و ساکت در برابر سربازان خود متوقف ماند. چه پیش آمده است؟
این چنین صحنهیی در حیاط زندان چه معنی میدهد؟
او دیگر به واقع چیزی نمیدید، هیچ. جز مردی تنها که رو در روی شش مرد دیگر تنگ دیوار ایستاده بود.
و… آن مردان دیگر ناظران رسمی اجرای حکم، چه حالت ابلهانهیی داشتند. حال ساعتی را داشتند که به ناگهان تیکتاکش قطع شده باشد.
هیچکس تکانی نمیخورد.
هیچچیز مفهمومی نداشت.
چیزی غیر طبیعی بر صحنه حاکم بود. و افسر فرمانده جوخه میبایست خود را از آن حال برهاند…
همۀ اینها رویا بود. همۀ اینها چیزی جز یک رویا نبود.
کورمال و کورمال در ذهن خو چیزی میجست.
چه مدت بدان حال مانده بود؟
چه پیش آمده بود؟
«اوه…درست… فرمان نخستین را داده بود…اما… فرمان بعدی چه بود؟»
پس از خبردار فرمان دستفنگ بود، پس از دستفنگ، فرمان حاضر و سرانجام: آتش!
از همۀ اینها چیزی مبهم در ضمیر لایشعرش برجا مانده بود. کلماتی که میبایست تلفظ کند دور و محو از دسترس به نظرش میآمد.
در همان حال بیخودی فریاد نامربوطی کشید، کلمهیی تلفظ کرد که هیچگونه مفهومی نداشت. اما از مشاهدۀ سربازان که دنبال آن غریو به حالت دستفنگ درآمدند سبُکبار شد و احساس راحتی کرد.
نظم حرکت سربازان، در ذهن او نیز نظمی به وجود آورد.
از نو فریاد کشید و سربازان به حالت حاضرباش درآمدند.
اما در وقفهیی که پس از فرمان ماقبل آخر به وجود آمد آهنگ پرشتاب قدمهایی در حیاط زندان طنین افکند. او این صدا را میشناخت، صدای پاهای «نجات» بود…
شعور و حضور ذهن خود را بازیافت و با همۀ قوا رو به جوخۀ اعدام فریاد کرد: «ایست. دست نگه دارید.»
آن شش مرد قراول رفته بودند…آن شش مرد را نظم، مجذوب خود کرده بود…
آن شش مرد، به شنیدن فرمان ایست آتش کردند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آن شش مرد قراول رفته بودند…آن شش مرد را نظم، مجذوب خود کرده بود…
آن شش مرد، به شنیدن فرمان ایست آتش کردند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
همتی رییس اسبق بانک مرکزی در نموداری نشان داد «درآمد نفتی در این دوسال ۴برابر شده است»
اما وضعیت بدهی های دولت چگونه است!؟
🔹بایستی مسئولین ریز خرجکرد این سالها را هم شفاف به مردم بازگو کنند.
🔹ازجمله باید مشخص شود تسویه بدهی های خارجی نظیر ترکمنستان یا تسویه بدهی طلب بازنشستگان، معوقات معلمان و کارکنان چقدر بوده که با وجود تلاش وزارت نفت در فروش بسیار خوب نفت، هنوز دولت نتوانسته بر مشکلات اقتصادی فائق آید.
+ یعنی گماشتگان حکومت دروغ و فساد و جنایت ولایت فقیه در حال چپاول بیشتر سرمایه ملی در آخرین روزهای حکمرانی خود هستند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اما وضعیت بدهی های دولت چگونه است!؟
🔹بایستی مسئولین ریز خرجکرد این سالها را هم شفاف به مردم بازگو کنند.
🔹ازجمله باید مشخص شود تسویه بدهی های خارجی نظیر ترکمنستان یا تسویه بدهی طلب بازنشستگان، معوقات معلمان و کارکنان چقدر بوده که با وجود تلاش وزارت نفت در فروش بسیار خوب نفت، هنوز دولت نتوانسته بر مشکلات اقتصادی فائق آید.
+ یعنی گماشتگان حکومت دروغ و فساد و جنایت ولایت فقیه در حال چپاول بیشتر سرمایه ملی در آخرین روزهای حکمرانی خود هستند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼تنبور نوازی
مژگان کاوسی
#مژگان_کاوسی، مدرس زبان کوردی، نویسنده، هنرمند، فعال مدنی و فعال حقوق بشر، که به "افساد فیالارض" متهم شده است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مژگان کاوسی
#مژگان_کاوسی، مدرس زبان کوردی، نویسنده، هنرمند، فعال مدنی و فعال حقوق بشر، که به "افساد فیالارض" متهم شده است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
یک عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ولایت فقیه در پنجمین اجلاس رؤسای کمیسیونهای شهرسازی و معماری کلانشهرها و مراکز استانها گفته است:
"۱۹ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر از جمعیت سراسر ایران از امکانات اولیه زندگی مانند مسکن، اشتغال، تحصیلات تا ۱۲ سال، سلامت، خوراک و پوشاک محروم هستند."
این یعنی قریب به یکچهارم از جمعیت ایران، از همهچیز حتی از آب و فاضلاب و ... محروم هستند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
"۱۹ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر از جمعیت سراسر ایران از امکانات اولیه زندگی مانند مسکن، اشتغال، تحصیلات تا ۱۲ سال، سلامت، خوراک و پوشاک محروم هستند."
این یعنی قریب به یکچهارم از جمعیت ایران، از همهچیز حتی از آب و فاضلاب و ... محروم هستند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
محمد مقیمی وکیل حشمت الله طبرزدی در توئیتی حکم دادگاه ۴۵ سال و ۶ ماه او را اعلام کرد
شعبه ۱ دادگاه انقلاب اصفهان موکلم حشمت الله طبرزدی دبیر کل جبهه دمکراتیک ایران را به ۴۵ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم کرد.
این محکومیت غیرقانونی و شرعی، قطعی نیست و قابل اعتراض است. اما موکلم دادگاه های ج. اسلامی را به رسمیت نمی شناسد و اعتراض نمی کند.
#حشمت_الله_طبرزدی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شعبه ۱ دادگاه انقلاب اصفهان موکلم حشمت الله طبرزدی دبیر کل جبهه دمکراتیک ایران را به ۴۵ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم کرد.
این محکومیت غیرقانونی و شرعی، قطعی نیست و قابل اعتراض است. اما موکلم دادگاه های ج. اسلامی را به رسمیت نمی شناسد و اعتراض نمی کند.
#حشمت_الله_طبرزدی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
این امامزاده کور میکند، اما شفا نمیدهد
بر اساس گزارش روزنامه گاردین، وزارت دفاع و سازمان اطلاعات ایالات متحده آمریکا، از ارسال اسناد و مدارک مبتنی بر "وقوع جنایت جنگی توسط روسیه در اوکراین" به دیوان بینالملی کیفری لاهه جلوگیری میکنند.
استدلال مقامات امنیتی و اطلاعاتی آمریکا این است که در صورت بروز چنین اتفاقی، راه برای شکایت از آمریکا بابت صدها مورد جنایت جنگی هموار خواهد شد.
+ به هرحال از دولتی که #جولیان_آسانژ را بابت افشای اسناد مرتبط با جنایات جنگی ارتش آمریکا در عراق تحت آزار قرار داده و برای او ۱۸۰ سال حبس در نظر گرفته، توقعی بیش از این نیست.
منتهی اپوزیسیون راست برانداز ایرانی، به ضریح این جنایتکاران دخیل بسته اند که برای "مردم ایران" حقوق بشر تولید کنند. اما فقط خودمان میخواهیم و میتوانیم حکومت دروغ و فساد و جنایت خامنهای ضحاک را سرنگون کنیم.
#صنعت_حقوق_بشر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بر اساس گزارش روزنامه گاردین، وزارت دفاع و سازمان اطلاعات ایالات متحده آمریکا، از ارسال اسناد و مدارک مبتنی بر "وقوع جنایت جنگی توسط روسیه در اوکراین" به دیوان بینالملی کیفری لاهه جلوگیری میکنند.
استدلال مقامات امنیتی و اطلاعاتی آمریکا این است که در صورت بروز چنین اتفاقی، راه برای شکایت از آمریکا بابت صدها مورد جنایت جنگی هموار خواهد شد.
+ به هرحال از دولتی که #جولیان_آسانژ را بابت افشای اسناد مرتبط با جنایات جنگی ارتش آمریکا در عراق تحت آزار قرار داده و برای او ۱۸۰ سال حبس در نظر گرفته، توقعی بیش از این نیست.
منتهی اپوزیسیون راست برانداز ایرانی، به ضریح این جنایتکاران دخیل بسته اند که برای "مردم ایران" حقوق بشر تولید کنند. اما فقط خودمان میخواهیم و میتوانیم حکومت دروغ و فساد و جنایت خامنهای ضحاک را سرنگون کنیم.
#صنعت_حقوق_بشر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
این فریاد زندگی ست
که بر درب های آهنین
مشت می کوبد از یقین
به نام انسان
به نام عشق
این شعله فروزان زندگی ست
که ایستاده است تمام قد
در برابر حکومتی که دستهایش
حلقه بر گلوی آزادی
طناب دار می شود
جنایتی که هر روز تکرار می شود...
🖍نسیم یزدانی
#علیه_اعدام
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
که بر درب های آهنین
مشت می کوبد از یقین
به نام انسان
به نام عشق
این شعله فروزان زندگی ست
که ایستاده است تمام قد
در برابر حکومتی که دستهایش
حلقه بر گلوی آزادی
طناب دار می شود
جنایتی که هر روز تکرار می شود...
🖍نسیم یزدانی
#علیه_اعدام
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نویسنده، شاعر و مترجم و فعال محیط زیست، #سعید_هلیچی که صدای مردم عرب و خوزستان بود، در تاریخ ۲۷ مهرماه در اهواز بازداشت شده است و اطلاع جدیدی از وضعیت او در دست نیست.
این کلیپ و ترجمهای از سعید هلیچی است :
برخیز!
از زیر آوارها برخیز
که انقلاب از زهدانِ غمها متولد میشود.
#سعید_هلیچی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
این کلیپ و ترجمهای از سعید هلیچی است :
برخیز!
از زیر آوارها برخیز
که انقلاب از زهدانِ غمها متولد میشود.
#سعید_هلیچی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼#فریاد_مادران
کاری از روژان فیض
شعر: هادی خرسندی
تقدیم به مادران سوگوار و مقاوم دادخواه
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
کاری از روژان فیض
شعر: هادی خرسندی
تقدیم به مادران سوگوار و مقاوم دادخواه
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
محمد فرضی عکسی همراه کوثر افتخاری و کیمیا زند را مقابل بیلبورد شهرداری که قربانیان شلیک به چشم معترضان را دروغگو میخواند، در حساب اینستاگرام خود با شرح زیر منتشر کرد:
«حقیقت با دروغ، دروغگو خوانده شد
از دروغهایتان حقیقت زنده شد»
#شلیک_به_چشم_معترضان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«حقیقت با دروغ، دروغگو خوانده شد
از دروغهایتان حقیقت زنده شد»
#شلیک_به_چشم_معترضان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
گزیده ای از صحبت های مولانا عبدالحمید
فلسفه وجود مجلس و پارلمان چیست؟
پارلمان مرکز نمایندگی مردم است در نظام های دموکراسی نه در نظام های استبدادی. این مرکز خانه ملت است نه خاله دولت و خانه حاکمیت. نظارت بر عملکرد حاکمیت و نظارت بر اجرای عدالت و نظارت بر آزادی ها فلسفه و وظیفه مجلس و نمایندگان است. نماینده باید بر سیاست های حاکمیت نظارت کند. و مشکلات مردم را رسیدگی کند.
این اشتباه است که فکر کنند که با یک تفکر می توانند کشور و مجلس را اداره کنند. به همین اندازه که تفاوت اندیشه و فکر و دین در کشور هست باید نمایند در مجلس باشد. نباید گزینش کنید که فقط نماینده گزینشی شما در مجلس باشد. این همه مشکلات در کشور هست چرا صدای مجلس و نمایندگان بلند نمی شود این همه اعدام صورت میگیرد چرا صدای نمایندگان بلند نمی شود. این همه عدالت کشی و ظلم و تبیعض صورت میگیرد چرا از خانه ملت صدایی بلند نمی شود.
آرامش از کشور رفته است هر روز مشکلات اصناف مشکلات خود را داد میزنند حقوق مردم است و هیچ صدایی موثری از مجلس بلند نمی شود نماینده برای همین است که بازداشتگاه ها را بازدید کنند که در آنجا چه می گذرد. آیا در بازداشتگاهها قانون اجرا می شود . قانون که اعترافات اجباری را محکوم می کند.
چه برخوردی در بازداشتگاه ها با زنان که ناموس ملت هست حفظ می شود. دانشجویان، جوانان و علمای که حیثیت ملت هستند. نماینده باید این را نظارت کند. کشتند و بردن و اعدام چقدر در کشور صورت گرفت. نماینده ها چکار کردند؟؟؟
شما نمایندگان ملت هستید نه نماینده دولت. شما باید از آزادی ها دفاع کنید. اگر آزادی بیان بود چرا روزنامه نگاران باید زندان باشند. حتی هفتاد وکیل را احضار کردند. کجای دنیا دیدید که هفت وکیل را احضار و زندان می کنید چه کسی جرات می کند که وکالت را انجام دهند
جمعه ۵ خرداد ۱۴۰۲
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
فلسفه وجود مجلس و پارلمان چیست؟
پارلمان مرکز نمایندگی مردم است در نظام های دموکراسی نه در نظام های استبدادی. این مرکز خانه ملت است نه خاله دولت و خانه حاکمیت. نظارت بر عملکرد حاکمیت و نظارت بر اجرای عدالت و نظارت بر آزادی ها فلسفه و وظیفه مجلس و نمایندگان است. نماینده باید بر سیاست های حاکمیت نظارت کند. و مشکلات مردم را رسیدگی کند.
این اشتباه است که فکر کنند که با یک تفکر می توانند کشور و مجلس را اداره کنند. به همین اندازه که تفاوت اندیشه و فکر و دین در کشور هست باید نمایند در مجلس باشد. نباید گزینش کنید که فقط نماینده گزینشی شما در مجلس باشد. این همه مشکلات در کشور هست چرا صدای مجلس و نمایندگان بلند نمی شود این همه اعدام صورت میگیرد چرا صدای نمایندگان بلند نمی شود. این همه عدالت کشی و ظلم و تبیعض صورت میگیرد چرا از خانه ملت صدایی بلند نمی شود.
آرامش از کشور رفته است هر روز مشکلات اصناف مشکلات خود را داد میزنند حقوق مردم است و هیچ صدایی موثری از مجلس بلند نمی شود نماینده برای همین است که بازداشتگاه ها را بازدید کنند که در آنجا چه می گذرد. آیا در بازداشتگاهها قانون اجرا می شود . قانون که اعترافات اجباری را محکوم می کند.
چه برخوردی در بازداشتگاه ها با زنان که ناموس ملت هست حفظ می شود. دانشجویان، جوانان و علمای که حیثیت ملت هستند. نماینده باید این را نظارت کند. کشتند و بردن و اعدام چقدر در کشور صورت گرفت. نماینده ها چکار کردند؟؟؟
شما نمایندگان ملت هستید نه نماینده دولت. شما باید از آزادی ها دفاع کنید. اگر آزادی بیان بود چرا روزنامه نگاران باید زندان باشند. حتی هفتاد وکیل را احضار کردند. کجای دنیا دیدید که هفت وکیل را احضار و زندان می کنید چه کسی جرات می کند که وکالت را انجام دهند
جمعه ۵ خرداد ۱۴۰۲
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مولانا عبدالحمید در نماز جمعه زاهدان:
نماینده اگر مستقل نباشد به درد نمی خورد.
این همه مشکلات هست چرا صدای مجلس بلند نمی شود
این همه اعدام ها چرا صدای مجلس بلند نمی شود.
این همه تبعیض و نابرابری بوده پس چرا صدای این نمایندگان در نمی آید
اگر نماینده مستقل نباشد اگر وابسته باشد.
به درد نمی خورد. فلسفه وجودی آن مجلس و نماینده از بین می رود.
معلمان واصناف فریاد میزنند که نان ندارند.
کارمندان و کارگران و .....هر روز اعتراض میکنند
هیچ صدایی از نمایندگان بلند نمی شود
نمایندگان باید از بازداشتگاهها بازدید بکنند.
جمعه ۵ خرداد ۱۴۰۲
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نماینده اگر مستقل نباشد به درد نمی خورد.
این همه مشکلات هست چرا صدای مجلس بلند نمی شود
این همه اعدام ها چرا صدای مجلس بلند نمی شود.
این همه تبعیض و نابرابری بوده پس چرا صدای این نمایندگان در نمی آید
اگر نماینده مستقل نباشد اگر وابسته باشد.
به درد نمی خورد. فلسفه وجودی آن مجلس و نماینده از بین می رود.
معلمان واصناف فریاد میزنند که نان ندارند.
کارمندان و کارگران و .....هر روز اعتراض میکنند
هیچ صدایی از نمایندگان بلند نمی شود
نمایندگان باید از بازداشتگاهها بازدید بکنند.
جمعه ۵ خرداد ۱۴۰۲
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تظاهرات دلاوران و قیام آفرینان دلیر #بلوچ در #زاهدان
با شعار:
مرگ بر دیکتاتور
مرگ بر سپاهی
مرگ بر خامنه ای
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
سپاهی جیره خور آخرشه خوب بخور
زاهدان ایستاده است تا روز سرنگونی. زاهدان همچنان پرچمدار قیام باقی خواهد ماند.زاهدان الگو و سمبل ایستادگی است.
قسم به خون یاران ایستاده ایم تا پایان
جمعه ۵ خرداد ۱۴۰۲
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
با شعار:
مرگ بر دیکتاتور
مرگ بر سپاهی
مرگ بر خامنه ای
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
سپاهی جیره خور آخرشه خوب بخور
زاهدان ایستاده است تا روز سرنگونی. زاهدان همچنان پرچمدار قیام باقی خواهد ماند.زاهدان الگو و سمبل ایستادگی است.
قسم به خون یاران ایستاده ایم تا پایان
جمعه ۵ خرداد ۱۴۰۲
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing