میانگین مالیات سالانه شغلهای مختلف
در این لیست، جای کارگران، کارمندان، معلمان، پرستاران، ورزشکاران، نمایندگان مجلس، وزرا و مسئولین، نهادهای زیر نظر خامنهای، نهادهای مذهبی و حوزههای علمیه، بنیادها و... خالی است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در این لیست، جای کارگران، کارمندان، معلمان، پرستاران، ورزشکاران، نمایندگان مجلس، وزرا و مسئولین، نهادهای زیر نظر خامنهای، نهادهای مذهبی و حوزههای علمیه، بنیادها و... خالی است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فتح تهران و پناهنده شدن محمدعلی شاه به سفارت روس
۲۵ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی فتح تهران به دست مشروطهخواهان وپایان «استبداد صغیر»
استبداد صغیر از بمباران مجلس، در ۲ تیرماه ۱۲۸۷، شروع و تا فتح تهران در ۲۵ تیرماه ۱۲۸۸،به مدت یكسال ادامه یافت.
محمدعلی شاه پس از بمباران نخستین مجلس شورای ملی در تهران حكومت نظامی برقرار كرد
پالكونیك روسی را به ریاست آن گماشت و قزاقها را به سرکردگی لیاخوف که فرامین خود را از روسیه میگرفت، بر جان و مال مردم تهران حاكم كرد.
مأموران خانهی آزادیخواهان را غارت كردند، دفتر روزنامهها و انجمنها را بستند و روزنامهنگارانی چون صوراسرافیل و قاضی ارداقی را كشتند
دهخدا را تبعید كردند و سخنوران مشروطه، مانند ملكالمتكلمین را به دار آویختند.
دلاوریهای ستارخان و یاران اندكش در محلهی امیرخیز باعث شد كه «مردم دوباره به پا خاستند و گرد نومیدی را از خود فشانده، برای فداکاری آماده شوند»
تاریخ نشان داده وقتی مردمی برای دفاع از شرف و آزادی خود به پا خیزند و در این راه از جان و خانمان خود دست بشویند، سرانجام بر سپاه استبداد پیروز خواهند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
۲۵ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی فتح تهران به دست مشروطهخواهان وپایان «استبداد صغیر»
استبداد صغیر از بمباران مجلس، در ۲ تیرماه ۱۲۸۷، شروع و تا فتح تهران در ۲۵ تیرماه ۱۲۸۸،به مدت یكسال ادامه یافت.
محمدعلی شاه پس از بمباران نخستین مجلس شورای ملی در تهران حكومت نظامی برقرار كرد
پالكونیك روسی را به ریاست آن گماشت و قزاقها را به سرکردگی لیاخوف که فرامین خود را از روسیه میگرفت، بر جان و مال مردم تهران حاكم كرد.
مأموران خانهی آزادیخواهان را غارت كردند، دفتر روزنامهها و انجمنها را بستند و روزنامهنگارانی چون صوراسرافیل و قاضی ارداقی را كشتند
دهخدا را تبعید كردند و سخنوران مشروطه، مانند ملكالمتكلمین را به دار آویختند.
دلاوریهای ستارخان و یاران اندكش در محلهی امیرخیز باعث شد كه «مردم دوباره به پا خاستند و گرد نومیدی را از خود فشانده، برای فداکاری آماده شوند»
تاریخ نشان داده وقتی مردمی برای دفاع از شرف و آزادی خود به پا خیزند و در این راه از جان و خانمان خود دست بشویند، سرانجام بر سپاه استبداد پیروز خواهند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مجمع انجمنهای علمی گروه پزشکی ایران از اخراج گروهی و بازنشستگی اجباری پزشکان خبر داده و ابراز نگرانی کرده است.
روزنامه هممیهن به نقل از بابک زمانی، عضو هیاتمدیره این انجمن نوشته است که در دوهفته اخیر، بیش از ۱۰۰ نفر از پزشکان با بازنشستگی اجباری یا اخراج از هیات بورد مواجه شدهاند درحالی که طبق قانون تا زمانی که فرد بخواهد میتواند فعال باشد و کار کند، حتی اگر زمان بازنشستگی او رسیده باشد.
او گفته است که «بررسیها نشان میدهد بیشتر این پزشکان افرادی بودند که در واکنش به اتفاقات ماههای گذشته در قالب امضای بیانیههایی که ازسوی انجمنهای پزشکی نوشته شده، مشارکت داشتند. »
در جریان اعتراضات اخیر، صدها پزشک ایرانی در بیانیههایی اعتراضهای خود را بیان کرده بودند. آنها تجمع بزرگی هم در چهارم آبان همزمان با چهلمین روز کشتهشدن مهسا (ژینا) امینی برگزاری کردند. نیروهای امنیتی هم در واکنش با تیراندازی و بازداشت پزشکان این تجمع را به خشونت کشاندند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
روزنامه هممیهن به نقل از بابک زمانی، عضو هیاتمدیره این انجمن نوشته است که در دوهفته اخیر، بیش از ۱۰۰ نفر از پزشکان با بازنشستگی اجباری یا اخراج از هیات بورد مواجه شدهاند درحالی که طبق قانون تا زمانی که فرد بخواهد میتواند فعال باشد و کار کند، حتی اگر زمان بازنشستگی او رسیده باشد.
او گفته است که «بررسیها نشان میدهد بیشتر این پزشکان افرادی بودند که در واکنش به اتفاقات ماههای گذشته در قالب امضای بیانیههایی که ازسوی انجمنهای پزشکی نوشته شده، مشارکت داشتند. »
در جریان اعتراضات اخیر، صدها پزشک ایرانی در بیانیههایی اعتراضهای خود را بیان کرده بودند. آنها تجمع بزرگی هم در چهارم آبان همزمان با چهلمین روز کشتهشدن مهسا (ژینا) امینی برگزاری کردند. نیروهای امنیتی هم در واکنش با تیراندازی و بازداشت پزشکان این تجمع را به خشونت کشاندند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جمعی از سفرا و دیپلماتهای سابق ج. اسلامی در بیانیهای نسبت به رفتار روسیه در قبال ایران و حمایت از این کشور از موضع امارات متحده عربی در خصوص جزایر سهگانه گفتهاند که «روسیه همانند چین تمامیت ارضی ایران را وجه المصالحه قرار داده است».
در این بیانیه آمده «متاسفانه یکبار دیگر در عرصه روابط دیپلماتیک با کشورها شاهد هستیم که فدراسیون روسیه همانند چین برای پیگیری اهداف منطقهای و منافع خود تمامیت ارضی ایران را وجه المصالحه قرار داده و از این طریق به منافع ملی ایران در عرصه بینالمللی بی اعتنایی آشکار نموده است.»
این دیپلماتها نوشتهاند: «دیپلماسی عزتمندانه اقتضا مینماید که بهر طریق ممکن و موثر از ادامه چنین جهت گیری های غیر قابل قبول در مراودات کشورهای دوست جلوگیری شود» و «عرصه منافع ملی و بویژه تمامیت ارضی ایران جای هیچگونه مماشات با هیچ کشور و نظام سیاسی نیست.»
+ اینها را به خامنهای ضحاک بگویید، بقیه گماشتهاند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در این بیانیه آمده «متاسفانه یکبار دیگر در عرصه روابط دیپلماتیک با کشورها شاهد هستیم که فدراسیون روسیه همانند چین برای پیگیری اهداف منطقهای و منافع خود تمامیت ارضی ایران را وجه المصالحه قرار داده و از این طریق به منافع ملی ایران در عرصه بینالمللی بی اعتنایی آشکار نموده است.»
این دیپلماتها نوشتهاند: «دیپلماسی عزتمندانه اقتضا مینماید که بهر طریق ممکن و موثر از ادامه چنین جهت گیری های غیر قابل قبول در مراودات کشورهای دوست جلوگیری شود» و «عرصه منافع ملی و بویژه تمامیت ارضی ایران جای هیچگونه مماشات با هیچ کشور و نظام سیاسی نیست.»
+ اینها را به خامنهای ضحاک بگویید، بقیه گماشتهاند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تجمع اعتراضی بازنشستگان و کمتوانانجسمی مقابل مجلس
#شاغل_بازنشسته_اتحاد_اتحاد
#گرانی_تورم_بلای_جان_مردم
#بازنشسته_دادبزن_حقتوفریادبزن
۲۵ تیر ۱۴۰۲
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#شاغل_بازنشسته_اتحاد_اتحاد
#گرانی_تورم_بلای_جان_مردم
#بازنشسته_دادبزن_حقتوفریادبزن
۲۵ تیر ۱۴۰۲
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خونهای آزادیخواهان به هم میپیوندند و دریایی میشود که سیاهی و تاریکی را در دل طوفان دادخواهیاش از پا میاندازد و خانوادهٔ دادخواهان دریاسالار این طوفانند.
آیدای عزیز ما، دختر زیبای وطن، نامت جاودان، راهت ابدی، تولد ۳۷ سالگیات مبارک...
از طرف خانوادهٔ دادخواهان
#آیدا_رستمی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آیدای عزیز ما، دختر زیبای وطن، نامت جاودان، راهت ابدی، تولد ۳۷ سالگیات مبارک...
از طرف خانوادهٔ دادخواهان
#آیدا_رستمی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
به مناسبت زادروز جانفدای آزادی دکتر #آیدا_رستمی
منجی آسمانی
۲۵ تیرماه سال ۶۵ اولین فرزند خانواده رستمی در گرگان به دنیا آمد و آیدا نام گرفت. شادی خانواده رستمی با به دنیا آمدن آرمین کامل شد. اما این شادی دیری نپایید چرا که افشین، پدر خانواده مبتلا به سرطان شده بود و زمانی که آیدا تنها ۱۰ سال داشت، این مهندس جوان در ۳۸ سالگی از دنیا رفت.
از دست دادن پدر در کودکی تاثیر عمیقی روی آیدا گذاشت و از همان سنین کم تصمیم گرفت پزشک شود و جان انسانها را نجات دهد تا درد از دست دادن عزیزی به خاطر بیماری بر دل کسی ننشیند.
آرمین رستمی میگوید:
«هیچوقت یادم نمیره حشره جمع میکردم و آیدا در دنیای کودکی خودش، اونارو با سوزن جراحی میکرد و همیشه باور داشت که پزشک میشه.
از تفریحاتی که حقت بود گذشتی از مهمانیها و مسافرتها گذشتی و تنها دوستات کتابهات بودن و ساعتها توی اتاقت درس میخوندی.
یادم نمیره روی دیوار اتاقت توی برگهٔ بزرگ نوشته بودی «رشتهٔ پزشکی، تهران».
همیشه برای هدفت سخت تلاش میکردی.
مامان تنها بدون هیچ حامی، مثل یک شیر بالاسرمون بود و با کلی سختی جنگید و شاهد موفقیتهایت بود.
موفقیتت در المپیاد ریاضی
قبولیت در مدرسهٔ نمونه دولتی
و بالاخره به هدف بزرگی که داشتی رسیدی:
قبولی در رشتهٔ پزشکی، دانشگاه دولتی، تهران»
بالاخره آیدا با تلاشهای بسیار به رویای روپوش سفید دانشگاه تهران در سال ۸۳ میرسد و پشتکار ستودنی در تمام دوران تحصیل جزو بالاترین نمرات بود. آیدا در نهایت در سال ۹۱ با معدل الف مدرک دکترای عمومی را دریافت میکند و سوگند پزشکی میخورد.
آیدا وظیفه انسانی خودش را همیشه به یاد داشت و جزو پیشقدمهای صفوف کمک و خدمترسانی به مردم بود. حضور فعال در جمعیت امام علی، طبابت خانوادهٔ شهدا (جنگ ایران و عراق) و بچههای بیسرپرست در روستاهای اطراف تهران، کمک به زلزلهزدگان کرمانشاه، کمک به سیلزدگان شهر آققلا، درمان بیماران کرونایی و کمک به مجروحین اعتراضات و ... نشان از دغدغهٔ اصلی آیدا دارد. او به معنای واقعی کلمه با التیام آلام دردمندان تحقق سوگندش بود. عهدی که نه در هنگام فارغالتحصیلی بلکه در کودکی با خود بسته بود.
آیدا رابطهٔ بسیار صمیمانهای با مادر و برادر کوچکتر خود، آرمین داشت. مادری که با سختی او را بزرگ کرده و برادری که عاشقانه او را دوست داشت و خواهرش را قهرمان میدانست.
با شروع انقلاب زن زندگی آزادی آیدا که پزشک عمومی بیمارستان چمران بود، به همراه چندتن از دوستانش به صورت ناشناس در مناطق غربی تهران به ویژه در محلهٔ اکباتان تهران به معترضین مجروح در خانههایشان کمکهای پزشکی میکرد. او در ۲۱ آذر ۱۴۰۱ ساعت ۵ بعد از ظهر پس از پایان شیف کاریاش در بیمارستان با مادرش تلفنی صحبت میکند، سپس به کمک و مداوای معترضین میرود و برای تهیهٔ وسایل مورد نیازش، از خانه یکی از مجروحین خارج و سوار خودروی شخصی خود میشود تا به یکی از داروخانههای شبانهروزی برود. اما پس از آن، از او خبری نمیشود. خانواده او نگران میشوند و به دنبال آیدا میگردند اما هیچکس از آیدا خبر ندارد...
فردای آن روز، کلانتری اکباتان با خانواده او تماس میگیرد تا به آنجا مراجعه کنند. در کلانتری به خانواده او گفته شده بود که علت مرگ آیدا تصادف است. اما وقتی خانواده آیدا با اصرار درخواست کردند که پیکر او را ببینند، با نامهای که از کلانتری گرفته به پزشکی قانونی ارجاع داده میشوند و در آنجا مشخص میشود که جسد آیدا هیچ شباهتی به بدنی که تصادف کرده ندارد. دستهایش شکسته، نیمه راست صورتش له شده، بینی او خرد شده، چشم چپش به صورت کامل تخلیه شده و پلک آن بخیه داشته است. همچنین روی سایر اعضای بدن نیز به صورت واضح جای چند کبودی به چشم میخورده است. پس از انتشار خبر ربوده شدن و کشته شدن آیدا رستمی، دستگاههای امنیتی سناریوی خود را از «تصادف» به «پرت شدن از پل عابر پیاده» تغییر دادند. در نامه پزشکی قانونی، علت مرگ آیدا رستمی را «برخورد جسم سخت» نوشتهاند که نه برای تصادف و نه برای پرت شدن از ارتفاع به کار میرود. به گفته نزدیکانش نیروهای رژیم کیف و تلفن همراه آیدا را هیچگاه به خانواده تحویل ندادند. خانواده داغدار آیدا پیکرش را به شهر گرگان انتقال دادند و آیدای عزیز را در کنار پدرش در امامزاده عبدالله گرگان به خاک سپردند.
خانواده آیدا زیر فشار بیوقفه نیروهای امنیتی هستند چراکه آرامگاه آیدا، قهرمان ملی ما پیوسته گلباران است.
آدرس آرامگاه #آیدا_رستمی: گرگان_ امامزاده عبدالله
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
منجی آسمانی
۲۵ تیرماه سال ۶۵ اولین فرزند خانواده رستمی در گرگان به دنیا آمد و آیدا نام گرفت. شادی خانواده رستمی با به دنیا آمدن آرمین کامل شد. اما این شادی دیری نپایید چرا که افشین، پدر خانواده مبتلا به سرطان شده بود و زمانی که آیدا تنها ۱۰ سال داشت، این مهندس جوان در ۳۸ سالگی از دنیا رفت.
از دست دادن پدر در کودکی تاثیر عمیقی روی آیدا گذاشت و از همان سنین کم تصمیم گرفت پزشک شود و جان انسانها را نجات دهد تا درد از دست دادن عزیزی به خاطر بیماری بر دل کسی ننشیند.
آرمین رستمی میگوید:
«هیچوقت یادم نمیره حشره جمع میکردم و آیدا در دنیای کودکی خودش، اونارو با سوزن جراحی میکرد و همیشه باور داشت که پزشک میشه.
از تفریحاتی که حقت بود گذشتی از مهمانیها و مسافرتها گذشتی و تنها دوستات کتابهات بودن و ساعتها توی اتاقت درس میخوندی.
یادم نمیره روی دیوار اتاقت توی برگهٔ بزرگ نوشته بودی «رشتهٔ پزشکی، تهران».
همیشه برای هدفت سخت تلاش میکردی.
مامان تنها بدون هیچ حامی، مثل یک شیر بالاسرمون بود و با کلی سختی جنگید و شاهد موفقیتهایت بود.
موفقیتت در المپیاد ریاضی
قبولیت در مدرسهٔ نمونه دولتی
و بالاخره به هدف بزرگی که داشتی رسیدی:
قبولی در رشتهٔ پزشکی، دانشگاه دولتی، تهران»
بالاخره آیدا با تلاشهای بسیار به رویای روپوش سفید دانشگاه تهران در سال ۸۳ میرسد و پشتکار ستودنی در تمام دوران تحصیل جزو بالاترین نمرات بود. آیدا در نهایت در سال ۹۱ با معدل الف مدرک دکترای عمومی را دریافت میکند و سوگند پزشکی میخورد.
آیدا وظیفه انسانی خودش را همیشه به یاد داشت و جزو پیشقدمهای صفوف کمک و خدمترسانی به مردم بود. حضور فعال در جمعیت امام علی، طبابت خانوادهٔ شهدا (جنگ ایران و عراق) و بچههای بیسرپرست در روستاهای اطراف تهران، کمک به زلزلهزدگان کرمانشاه، کمک به سیلزدگان شهر آققلا، درمان بیماران کرونایی و کمک به مجروحین اعتراضات و ... نشان از دغدغهٔ اصلی آیدا دارد. او به معنای واقعی کلمه با التیام آلام دردمندان تحقق سوگندش بود. عهدی که نه در هنگام فارغالتحصیلی بلکه در کودکی با خود بسته بود.
آیدا رابطهٔ بسیار صمیمانهای با مادر و برادر کوچکتر خود، آرمین داشت. مادری که با سختی او را بزرگ کرده و برادری که عاشقانه او را دوست داشت و خواهرش را قهرمان میدانست.
با شروع انقلاب زن زندگی آزادی آیدا که پزشک عمومی بیمارستان چمران بود، به همراه چندتن از دوستانش به صورت ناشناس در مناطق غربی تهران به ویژه در محلهٔ اکباتان تهران به معترضین مجروح در خانههایشان کمکهای پزشکی میکرد. او در ۲۱ آذر ۱۴۰۱ ساعت ۵ بعد از ظهر پس از پایان شیف کاریاش در بیمارستان با مادرش تلفنی صحبت میکند، سپس به کمک و مداوای معترضین میرود و برای تهیهٔ وسایل مورد نیازش، از خانه یکی از مجروحین خارج و سوار خودروی شخصی خود میشود تا به یکی از داروخانههای شبانهروزی برود. اما پس از آن، از او خبری نمیشود. خانواده او نگران میشوند و به دنبال آیدا میگردند اما هیچکس از آیدا خبر ندارد...
فردای آن روز، کلانتری اکباتان با خانواده او تماس میگیرد تا به آنجا مراجعه کنند. در کلانتری به خانواده او گفته شده بود که علت مرگ آیدا تصادف است. اما وقتی خانواده آیدا با اصرار درخواست کردند که پیکر او را ببینند، با نامهای که از کلانتری گرفته به پزشکی قانونی ارجاع داده میشوند و در آنجا مشخص میشود که جسد آیدا هیچ شباهتی به بدنی که تصادف کرده ندارد. دستهایش شکسته، نیمه راست صورتش له شده، بینی او خرد شده، چشم چپش به صورت کامل تخلیه شده و پلک آن بخیه داشته است. همچنین روی سایر اعضای بدن نیز به صورت واضح جای چند کبودی به چشم میخورده است. پس از انتشار خبر ربوده شدن و کشته شدن آیدا رستمی، دستگاههای امنیتی سناریوی خود را از «تصادف» به «پرت شدن از پل عابر پیاده» تغییر دادند. در نامه پزشکی قانونی، علت مرگ آیدا رستمی را «برخورد جسم سخت» نوشتهاند که نه برای تصادف و نه برای پرت شدن از ارتفاع به کار میرود. به گفته نزدیکانش نیروهای رژیم کیف و تلفن همراه آیدا را هیچگاه به خانواده تحویل ندادند. خانواده داغدار آیدا پیکرش را به شهر گرگان انتقال دادند و آیدای عزیز را در کنار پدرش در امامزاده عبدالله گرگان به خاک سپردند.
خانواده آیدا زیر فشار بیوقفه نیروهای امنیتی هستند چراکه آرامگاه آیدا، قهرمان ملی ما پیوسته گلباران است.
آدرس آرامگاه #آیدا_رستمی: گرگان_ امامزاده عبدالله
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing