IDM طراحی وساخت ایران
Photo
اول شهریور زادروز #شهرام_فرج زاده
جانباخته راه آزادی در دی ماه ۸۸
شهرام ۳۵سال و یک دختر خردسال (آوا) داشت. او در تهران خیابان ولیعصر با ماشین ناجا زیر گرفته شد و جان باخت.
شهرام (عباس) فرجزاده طارانی جوان ۳۵ ساله یکی از معترضان که ظهر ششم دی ماه ۸۸ با دختر خردسال و سایر اعضای خانوادهاش خداحافظی میکند و خود را به جمع معترضان در خیابان ولیعصر میرساند.
شعارهای معترضان کم کم از «رای من کجاست» به «مرگ بر دیکتاتور» و شعارهای تندتری علیه کل نظام تغییر کرده است.
راحله فرجزاده طارانی خواهر شهرام که در دهه شصت به دلیل بسته شدن فضای سیاسی ایران از دانشگاه اخراج شده بود میگوید که برادرش شهرام آگاهانه به راهپیماییهای اعتراضی میرفت:
«برادرم آن موقع که در راهپیمایی شرکت میکرد نه بچه بود نه از زندگیاش سیر شده بود. او میدانست که با شرکت در راهپیمایی زندگیاش را در چه خطری میاندازد. برادرم قبلا هم در راهپیماییهای اعتراضی شرکت کرده بود، وقتی پدرم به من میگفت این بچهها دارند با جان خودشان بازی میکنند، من به شهرام گفتم که آقاجان نگران شماست. شهرام به من گفت، آبجی، اینکه آقاجان نگران است و میگوید مواظب باشید ما حتما مواظب هستیم اما اگر ما شرکت نکنیم پس کی شرکت کند؟»
ظهر ششم دی ماه پلیس ضد شورش در دو سوی جمعیت و نیروهای لباس شخصی نیز سوار بر موتور لابهلای جمعیت حضور دارند. وقتی جمعیت با صدای بلند شعارهای تندی را علیه نظام سر میدهد، ناگهان صدای تیر بلند میشود و دود گاز اشکآور میان جمعیت می پیچد.
صدای سرفههای مردم و شعارهایشان در هم میپیچد. مردم سطل آشغالهای گوشه خیابان را آتش میزنند تا خودشان را از شر گاز اشک آور خلاص کنند. معترضان عصبانی هستند و روی زمین، در باغچه کنار خیابان، پای درختها و شمشادها، دنبال سنگ و کلوخی برای پرتاب میشوند.
حالا در هجوم سنگهایی که میبارد، موتورسوارهایی که لابهلای جمعیت حضور دارند موتورهاشان را رها میکنند. نیروهای ضد شورش نیز زیر باران سنگ خود را مچاله میکنند.
«موتورهاشون را بیارید، باتومهاشان را بگیرید....»
هیچ چیز جلودار مردم عصبانی نیست:
«میکشم، میکشم، آنکه برادرم کشت»
راحله فرجزاده تارانی، خواهر شهرام میگوید مردم چارهای جز دفاع از خود نداشتند: به محض اینکه یک نفر میگوید مرگ بر دیکتاتور، اینها به مردم شلیک میکنند. بعد از اینکه اینها به یک عده آدم بیگناه شلیک میکنند، کسی مثل برادر من زیر گرفته میشود، چه انتظاری داشتند؟ بعد از اینکه مردم میبینند که اینها چطور به شکل فجیع و با این بیرحمی یک جوان را سه بار با ماشین زیر گرفتهاند و بعد از آن هم نمیایستند که جوان را حداقل به بیمارستان برسانند، کسانی که نمیدانم اصلا میشود اسمشان را آدم خطاب کرد، طبیعی است که مردم وقتی اینها را میبینند باید احساساتشان را نشان میدادند، باید میرفتند دو تا از این ماشینها را آتش میزدند تا نفرتشان را نشان دهند، تا دلشان از این حرصی که داشتند، آرام میشد، چه انتظاری داشتند؟ مردم چه کار میتوانستند بکنند؟
در تمام شهر پیچیده که درگیریهای میان معترضان و نیروهای ضد شورش در خیابانهای تهران خونین شده است. چند نفر از معترضان توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شدند و چند نفر دیگر با شلیک گلوله نقش زمین شدهاند، یک نفر به تلفن خانواده شهرام فرجزاده زنگ میزند و به آنها خبر میدهد که به کلانتری ۱۰۷ مراجعه کنند.
کسی جرئت نمیکند به پدر و مادر شهرام بگوید که چه اتفاقی افتاده است. مردم از صحنه زیر گرفته شدن شهرام فرجزاده فیلم گرفتهاند.
صدایی از میان جمعیت: «فیلم بگیرید نشون بدید»
خواهر شهرام پای کامپیوتر صورت خونین برادرش را شناسایی میکند، جان و جهانش میلرزد و پشت لپ تاپ کوچک خانهاش بلند بلند گریه میکند.
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جانباخته راه آزادی در دی ماه ۸۸
شهرام ۳۵سال و یک دختر خردسال (آوا) داشت. او در تهران خیابان ولیعصر با ماشین ناجا زیر گرفته شد و جان باخت.
شهرام (عباس) فرجزاده طارانی جوان ۳۵ ساله یکی از معترضان که ظهر ششم دی ماه ۸۸ با دختر خردسال و سایر اعضای خانوادهاش خداحافظی میکند و خود را به جمع معترضان در خیابان ولیعصر میرساند.
شعارهای معترضان کم کم از «رای من کجاست» به «مرگ بر دیکتاتور» و شعارهای تندتری علیه کل نظام تغییر کرده است.
راحله فرجزاده طارانی خواهر شهرام که در دهه شصت به دلیل بسته شدن فضای سیاسی ایران از دانشگاه اخراج شده بود میگوید که برادرش شهرام آگاهانه به راهپیماییهای اعتراضی میرفت:
«برادرم آن موقع که در راهپیمایی شرکت میکرد نه بچه بود نه از زندگیاش سیر شده بود. او میدانست که با شرکت در راهپیمایی زندگیاش را در چه خطری میاندازد. برادرم قبلا هم در راهپیماییهای اعتراضی شرکت کرده بود، وقتی پدرم به من میگفت این بچهها دارند با جان خودشان بازی میکنند، من به شهرام گفتم که آقاجان نگران شماست. شهرام به من گفت، آبجی، اینکه آقاجان نگران است و میگوید مواظب باشید ما حتما مواظب هستیم اما اگر ما شرکت نکنیم پس کی شرکت کند؟»
ظهر ششم دی ماه پلیس ضد شورش در دو سوی جمعیت و نیروهای لباس شخصی نیز سوار بر موتور لابهلای جمعیت حضور دارند. وقتی جمعیت با صدای بلند شعارهای تندی را علیه نظام سر میدهد، ناگهان صدای تیر بلند میشود و دود گاز اشکآور میان جمعیت می پیچد.
صدای سرفههای مردم و شعارهایشان در هم میپیچد. مردم سطل آشغالهای گوشه خیابان را آتش میزنند تا خودشان را از شر گاز اشک آور خلاص کنند. معترضان عصبانی هستند و روی زمین، در باغچه کنار خیابان، پای درختها و شمشادها، دنبال سنگ و کلوخی برای پرتاب میشوند.
حالا در هجوم سنگهایی که میبارد، موتورسوارهایی که لابهلای جمعیت حضور دارند موتورهاشان را رها میکنند. نیروهای ضد شورش نیز زیر باران سنگ خود را مچاله میکنند.
«موتورهاشون را بیارید، باتومهاشان را بگیرید....»
هیچ چیز جلودار مردم عصبانی نیست:
«میکشم، میکشم، آنکه برادرم کشت»
راحله فرجزاده تارانی، خواهر شهرام میگوید مردم چارهای جز دفاع از خود نداشتند: به محض اینکه یک نفر میگوید مرگ بر دیکتاتور، اینها به مردم شلیک میکنند. بعد از اینکه اینها به یک عده آدم بیگناه شلیک میکنند، کسی مثل برادر من زیر گرفته میشود، چه انتظاری داشتند؟ بعد از اینکه مردم میبینند که اینها چطور به شکل فجیع و با این بیرحمی یک جوان را سه بار با ماشین زیر گرفتهاند و بعد از آن هم نمیایستند که جوان را حداقل به بیمارستان برسانند، کسانی که نمیدانم اصلا میشود اسمشان را آدم خطاب کرد، طبیعی است که مردم وقتی اینها را میبینند باید احساساتشان را نشان میدادند، باید میرفتند دو تا از این ماشینها را آتش میزدند تا نفرتشان را نشان دهند، تا دلشان از این حرصی که داشتند، آرام میشد، چه انتظاری داشتند؟ مردم چه کار میتوانستند بکنند؟
در تمام شهر پیچیده که درگیریهای میان معترضان و نیروهای ضد شورش در خیابانهای تهران خونین شده است. چند نفر از معترضان توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شدند و چند نفر دیگر با شلیک گلوله نقش زمین شدهاند، یک نفر به تلفن خانواده شهرام فرجزاده زنگ میزند و به آنها خبر میدهد که به کلانتری ۱۰۷ مراجعه کنند.
کسی جرئت نمیکند به پدر و مادر شهرام بگوید که چه اتفاقی افتاده است. مردم از صحنه زیر گرفته شدن شهرام فرجزاده فیلم گرفتهاند.
صدایی از میان جمعیت: «فیلم بگیرید نشون بدید»
خواهر شهرام پای کامپیوتر صورت خونین برادرش را شناسایی میکند، جان و جهانش میلرزد و پشت لپ تاپ کوچک خانهاش بلند بلند گریه میکند.
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بعد می پرسند دانشآموزان چرا از ایران فرار میکنند
علی شریفی زارچی:
تا دو روز پیش مسوول دفتر زاکانی بود و قرار ملاقات تنظیم میکرده و امروز «معاون فناوری و نوآوری» وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است. همهی تحصیلاتش دانشگاه قم بوده و هیات علمی همان دانشگاه، اما ناگهان دانشیار دانشگاه تهران میشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
علی شریفی زارچی:
تا دو روز پیش مسوول دفتر زاکانی بود و قرار ملاقات تنظیم میکرده و امروز «معاون فناوری و نوآوری» وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است. همهی تحصیلاتش دانشگاه قم بوده و هیات علمی همان دانشگاه، اما ناگهان دانشیار دانشگاه تهران میشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«نهایتا دل
به جایی میرسد
که دو راه بیشتر ندارد
یا باید خون شود
یا سنگ»
📖 عباس صفاری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
به جایی میرسد
که دو راه بیشتر ندارد
یا باید خون شود
یا سنگ»
📖 عباس صفاری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هیچ کس از فاسد حمایت نمیکند، جز فاسد!
هیچ کس از ظالم دفاع نمیکند، جز ظالمین!
هیچ کس از آزادی دفاع نمیکند، جز آزاد اندیشان!
و در این میان هرکسی میداند کجای این داستان قراردارد....
#گاندی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هیچ کس از ظالم دفاع نمیکند، جز ظالمین!
هیچ کس از آزادی دفاع نمیکند، جز آزاد اندیشان!
و در این میان هرکسی میداند کجای این داستان قراردارد....
#گاندی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جان و دل و تن، حجابِ ره بود، کنون؛
تَن دل شد و
دِل جان شد و
جان، جانان گشت...
مولانا
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تَن دل شد و
دِل جان شد و
جان، جانان گشت...
مولانا
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
فقط احمقها و مُردهها نظرشان را عوض نمیکنند.
احمقها نمیخواهند،
مُردهها نمیتوانند.
«جان هنری پترسون»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
احمقها نمیخواهند،
مُردهها نمیتوانند.
«جان هنری پترسون»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
پس از انتشار خبر تف انداختن #سپیده_قلیان به صورت #بازجو-خبرنگار #آمنه_سادات_ذبیح_پور، طبق معمول دو گروه بسیجی و مثلا پهلویگرا در اقدامی هماهنگ شروع به لجنپراکنی کردند. فقط یک توییت از یکی از گلدرشتهای اوباش مثلا پهلویگرا را انتخاب کردیم، چراکه باقی بهقدری حاوی کلمات چرک و نفرتانگیزند، قابل انتشار نیستند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
Photo
بدون کمترین تردید، رفتار جمهوری اسلامی با #خانواده_های_دادخواه، سرآمدِ تمام رفتارهای رذیلانهی حکومتهای سفاکِ تاریخ است
بالاترین مرتبهی حقارت و رذالت است که جگرگوشههای مردم را تنها به جرم حقطلبی بکشند، سنگ مزاریهاششان را بشکنند و خانوادههایشان را بربایند.
به همین دلیل است که حتی از توصیف جمهوری نکبت اسلامی بهعنوان حکومتی دیکتاتوری یا توتالیتر اجتناب میکنیم و آنها را #حکومت_اوباش مینامیم.
حتی دیکتاتورها درجاتی از پرنسیب سیاسی در رفتار و کردار خود دارند؛ شما کجا مییابید که نیروهای رسمی یک حکومت به اقصی نقاط کشور گسیل شوند و روی سنگهای مزار کسانیکه خود کشتهاند، خط بکشند، قیر بریزند یا نام شهید را حذف کنند؟
این حتی حقیرانه از مخفی کردن پیکرهای هزاران زندانی سیاسی اعدامشده در گورهای جمعی و بینام و نشان است.
اما تمام این رذالتها، موجب فراموشی جنایات شد؟ خیر، بلکه فقط ساعت به ساعت، کلیت طبقهی حاکم را بیآبروتر و رسواتر میکند.
در دههی سیاه ۶۰ که خبری از شبکههای اجتماعی و ماهواره نبود، #مادران_خاوران سند جنایت را افشا کردند و مشعل مقاومت را به دست #مادران_پارک_لاله و #مادران_آبان دادند. این مشعل با بگیر و ببند، خاموش نخواهد شد. هرگز.
#ماشالله_کرمی و منیژه خانم یک پسر داشتند.
محمدمهدی را که اعدام کردند، ماشالله و منیژه، والدین دو پسر شدند: #محمدمهدی_کرمی و #محمد_حسینی. آنها و همهی خانوادههای دادخواه، باید این پیام را از ما دریافت کنند که ما نیز همسرنوشتها و همراهان آنها هستیم. باید بدانند که تنها نیستند. باید بدانند که فراتر از مرزهای تنگِ خانه و خانواده، قلبهای آزادیخواهان در سراسر ایران و جهان با آنهاست. باید بدانند که خون عزیزانشان بیثمر نخواهد بود.
کمترین وظیفهی ما این است که نامهای شهدا و #خانواده_های_دادخواه را به عنوان رهبران راستین قیام تکرار کنیم. سکوت در برابر سرکوب خانوادههای دادخواه، خیانت به خون مبارزان است.
#خامنه_ای_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بالاترین مرتبهی حقارت و رذالت است که جگرگوشههای مردم را تنها به جرم حقطلبی بکشند، سنگ مزاریهاششان را بشکنند و خانوادههایشان را بربایند.
به همین دلیل است که حتی از توصیف جمهوری نکبت اسلامی بهعنوان حکومتی دیکتاتوری یا توتالیتر اجتناب میکنیم و آنها را #حکومت_اوباش مینامیم.
حتی دیکتاتورها درجاتی از پرنسیب سیاسی در رفتار و کردار خود دارند؛ شما کجا مییابید که نیروهای رسمی یک حکومت به اقصی نقاط کشور گسیل شوند و روی سنگهای مزار کسانیکه خود کشتهاند، خط بکشند، قیر بریزند یا نام شهید را حذف کنند؟
این حتی حقیرانه از مخفی کردن پیکرهای هزاران زندانی سیاسی اعدامشده در گورهای جمعی و بینام و نشان است.
اما تمام این رذالتها، موجب فراموشی جنایات شد؟ خیر، بلکه فقط ساعت به ساعت، کلیت طبقهی حاکم را بیآبروتر و رسواتر میکند.
در دههی سیاه ۶۰ که خبری از شبکههای اجتماعی و ماهواره نبود، #مادران_خاوران سند جنایت را افشا کردند و مشعل مقاومت را به دست #مادران_پارک_لاله و #مادران_آبان دادند. این مشعل با بگیر و ببند، خاموش نخواهد شد. هرگز.
#ماشالله_کرمی و منیژه خانم یک پسر داشتند.
محمدمهدی را که اعدام کردند، ماشالله و منیژه، والدین دو پسر شدند: #محمدمهدی_کرمی و #محمد_حسینی. آنها و همهی خانوادههای دادخواه، باید این پیام را از ما دریافت کنند که ما نیز همسرنوشتها و همراهان آنها هستیم. باید بدانند که تنها نیستند. باید بدانند که فراتر از مرزهای تنگِ خانه و خانواده، قلبهای آزادیخواهان در سراسر ایران و جهان با آنهاست. باید بدانند که خون عزیزانشان بیثمر نخواهد بود.
کمترین وظیفهی ما این است که نامهای شهدا و #خانواده_های_دادخواه را به عنوان رهبران راستین قیام تکرار کنیم. سکوت در برابر سرکوب خانوادههای دادخواه، خیانت به خون مبارزان است.
#خامنه_ای_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دانشجویان هنر در واکنش به حذف رشته مجسمهسازی: پا از روی گلوی هنر و هنرمند بردارید
دانشجویان رشتههای هنر خطاب به مزدوران در واکنش به حذف مجسمهسازی از دفترچه انتخاب رشته کنکور عنوان کردند: پا از روی گلوی هنر و هنرمند بردارید. مجسمه سازی در قرن ۲۱ ترویج بت و بتپرستی نیست!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دانشجویان رشتههای هنر خطاب به مزدوران در واکنش به حذف مجسمهسازی از دفترچه انتخاب رشته کنکور عنوان کردند: پا از روی گلوی هنر و هنرمند بردارید. مجسمه سازی در قرن ۲۱ ترویج بت و بتپرستی نیست!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نجاتدهنده مُرده است...
ما خودمان، نجاتدهنده خودمان هستیم؛
راه سختیست، اما بینتیجه نیست...
#رنه_دکارت
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ما خودمان، نجاتدهنده خودمان هستیم؛
راه سختیست، اما بینتیجه نیست...
#رنه_دکارت
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
زندگی مبارزه است و مبارزه یعنی تبدیل درد شدید به درد خفیف، یعنی بلآخره درد.
🖌#بزرگ_علوی
📕 از مجموعهی ورقپارههای زندان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
🖌#بزرگ_علوی
📕 از مجموعهی ورقپارههای زندان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
گاهی انسان ها نمیخواهند واقعیتها را بشنوند، چون واقعیت همهی توهم های آن ها را از میان می برد.
«فردریش نیچه»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«فردریش نیچه»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#هفت_درس_مولانا
درس اول
عشق را بیمعرفت معنا مکن
زر نداری، مشت خود را وا مکن
درس دوم
گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گلها زشت یا زیبا نکن
درس سوم
پیرو خورشید یا آیینه باش
هرچه عریان دیدهای، افشا مکن
درس چهارم
ای که از لرزیدن دل آگهی!
هیچکس را، هیچ جا رسوا مکن
درس پنجم
دل شود روشن ز شمع اعتراف
با کس ار بد کردهای، حاشا مکن
درس ششم
زر به دست طفل دادن ابلهیست
اشک را نذر غم دنیا مکن
درس هفتم
خوب دیدن، شرط انسان بودن است
عیب را در این و آن پیدا مکن
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
درس اول
عشق را بیمعرفت معنا مکن
زر نداری، مشت خود را وا مکن
درس دوم
گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گلها زشت یا زیبا نکن
درس سوم
پیرو خورشید یا آیینه باش
هرچه عریان دیدهای، افشا مکن
درس چهارم
ای که از لرزیدن دل آگهی!
هیچکس را، هیچ جا رسوا مکن
درس پنجم
دل شود روشن ز شمع اعتراف
با کس ار بد کردهای، حاشا مکن
درس ششم
زر به دست طفل دادن ابلهیست
اشک را نذر غم دنیا مکن
درس هفتم
خوب دیدن، شرط انسان بودن است
عیب را در این و آن پیدا مکن
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing