گماشته ولایی سیدمحمد مرندی: به تاسیسات هسته ای ایرانحمله شود قطر را با خاک یکسان میکنیم!
توییت ساعتی پیش مرندی:
مشکل کوچکی وجود دارد: پایگاه هوایی العدید آمریکا در قطر کوچک واقع شده است. در صورت بروز تهاجم، تأسیسات و زیرساختهای گاز طبیعی در قطر کاملاً نابود خواهند شد.
بنابراین، دیگر گاز طبیعیای از دوحه نخواهد بود. در نتیجه، دیگر قطری هم وجود نخواهد داشت. اما ماجرا به همینجا ختم نخواهد شد...
+ این گماشته های ولایی رانتخوار با پرچم فلسطین از جان مردم ایران چه میخواهند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
توییت ساعتی پیش مرندی:
مشکل کوچکی وجود دارد: پایگاه هوایی العدید آمریکا در قطر کوچک واقع شده است. در صورت بروز تهاجم، تأسیسات و زیرساختهای گاز طبیعی در قطر کاملاً نابود خواهند شد.
بنابراین، دیگر گاز طبیعیای از دوحه نخواهد بود. در نتیجه، دیگر قطری هم وجود نخواهد داشت. اما ماجرا به همینجا ختم نخواهد شد...
+ این گماشته های ولایی رانتخوار با پرچم فلسطین از جان مردم ایران چه میخواهند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
Video
سمت درست تاریخ
▫️آهنگ علیرضا افتخاری برای مدافعان اسد
▫️محمدرضا گلزار، ۱ خرداد ۱۳۹۵: «اگر مدافعان حرم در سوریه نجنگند خب اونها میان دم مرز.. ما داریم اونجا میجنگیم که اونها وارد نشن. دلیلش اینه. وجدان داشته باشید.»
▫️مهران مدیری، مجری و کارگردان، درباره انتقادات از «مدافعان حرم» در سوریه (۱ اردیبهشت ۹۶):
آیا اصلا صلاحیت اظهارنظر درباره کسانی که از مرزها دفاع میکنند داریم؟ بهتر است به جای تحلیل کردن و نظریه دادن به زبانمان استراحت بدهیم و حداقل سعی کنیم احترام بگذاریم و سپاسگزار باشیم.»
▫️امیرمهدی ژوله، ۱۸ مرداد ۱۴۰۱: «اون شوریدگی، اون شیدایی، اون عاشقی حججی رو حتی نمیتونم بفهمم. فکر کن یه ارتش داشتی از اینها، چقدر همه چیز قشنگ میشد. حججی درون گمشده همه ماست.»
▫️حامد بهداد، بازیگر، ۲۶ مرداد ۹۶:
«نمیتوانم بیتفاوت بگذرم از تصویر زیبای برادر رعنا محسن حججی، از چشمهای زیباش
جایزه معتبریه، لحظه معتبریه، این لحظه رو تقدیم میکنم به روح پرفتوحش»
▫️رضا رشیدپور، مجری، ۲۰ اردیبهشت ۹۵:
«مدافعان حرم شیرمردهایی هستند که برای من و شما رفتند»
▫️عادل فردوسیپور درباره محسن حججی عضو سپاه پاسداران در سوریه، برنامه ۹۰، ۲۳ مرداد ۹۶:
«در جنگ خیلی شهید دادیم ولی شهادت حججی شهادت ویژه بود. عکسش در تاریخ ایران بدون تردید ماندگار خواهد بود.»
▫️پرویز پرستویی، بازیگر، ۲۴ شهریور ۹۵:
«باز متاسفانه توی این دنیاهای مجازی میشینیم یک قضاوتهایی میکنیم که حالا ما با سوریه چیکار داریم؟ که ما اصلا اونجا چیکار داریم؟»
▫️رامبد جوان: «اگر مدافعان حرم نبودند امروز نمیشد اینجا ایستاد و خندوانه ساخت.»
خامنهای ضحاک، آذر ۱۴۰۳ پس از سقوط اسد خونخوار:
خواستیم بریم. آسمان بسته بود. زمین بسته بود. راه برگشت ولی باز بود. آسمان باز بود. زمین باز بود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
▫️آهنگ علیرضا افتخاری برای مدافعان اسد
▫️محمدرضا گلزار، ۱ خرداد ۱۳۹۵: «اگر مدافعان حرم در سوریه نجنگند خب اونها میان دم مرز.. ما داریم اونجا میجنگیم که اونها وارد نشن. دلیلش اینه. وجدان داشته باشید.»
▫️مهران مدیری، مجری و کارگردان، درباره انتقادات از «مدافعان حرم» در سوریه (۱ اردیبهشت ۹۶):
آیا اصلا صلاحیت اظهارنظر درباره کسانی که از مرزها دفاع میکنند داریم؟ بهتر است به جای تحلیل کردن و نظریه دادن به زبانمان استراحت بدهیم و حداقل سعی کنیم احترام بگذاریم و سپاسگزار باشیم.»
▫️امیرمهدی ژوله، ۱۸ مرداد ۱۴۰۱: «اون شوریدگی، اون شیدایی، اون عاشقی حججی رو حتی نمیتونم بفهمم. فکر کن یه ارتش داشتی از اینها، چقدر همه چیز قشنگ میشد. حججی درون گمشده همه ماست.»
▫️حامد بهداد، بازیگر، ۲۶ مرداد ۹۶:
«نمیتوانم بیتفاوت بگذرم از تصویر زیبای برادر رعنا محسن حججی، از چشمهای زیباش
جایزه معتبریه، لحظه معتبریه، این لحظه رو تقدیم میکنم به روح پرفتوحش»
▫️رضا رشیدپور، مجری، ۲۰ اردیبهشت ۹۵:
«مدافعان حرم شیرمردهایی هستند که برای من و شما رفتند»
▫️عادل فردوسیپور درباره محسن حججی عضو سپاه پاسداران در سوریه، برنامه ۹۰، ۲۳ مرداد ۹۶:
«در جنگ خیلی شهید دادیم ولی شهادت حججی شهادت ویژه بود. عکسش در تاریخ ایران بدون تردید ماندگار خواهد بود.»
▫️پرویز پرستویی، بازیگر، ۲۴ شهریور ۹۵:
«باز متاسفانه توی این دنیاهای مجازی میشینیم یک قضاوتهایی میکنیم که حالا ما با سوریه چیکار داریم؟ که ما اصلا اونجا چیکار داریم؟»
▫️رامبد جوان: «اگر مدافعان حرم نبودند امروز نمیشد اینجا ایستاد و خندوانه ساخت.»
خامنهای ضحاک، آذر ۱۴۰۳ پس از سقوط اسد خونخوار:
خواستیم بریم. آسمان بسته بود. زمین بسته بود. راه برگشت ولی باز بود. آسمان باز بود. زمین باز بود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"برای شما اطلاعات است، برای ما کیهانبچهها هم نیست!"
"صفحه اینستاگرامی "بنیاد بکتاش_آبتین" با انتشار ویدیویی به مناسبت پنجاه سالگی بکتاش آبتین یاد او را گرامی داشت. بکتاش شاعر، مستندساز و عضو کانون نویسندگان ایران در مهر سال ۱۳۹۹ در دادگاهی در تهران به اتهامهای "تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی" محاکمه و به شش سال حبس محکوم شد. او در دوران حبس دو بار به کووید-۱۹ مبتلا شد اما مسئولان زندان از فرستادنش به بیمارستان خودداری کردند؛ در نهایت پس از وخیمتر شدن حال جسمیاش به بیمارستان منتقل شده و در آنجا با پابند و زنجیر به تخت، بسته شد و یک هفته بعد درگذشت.
اینان
...به چرا مرگ خود آگاهانند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
"صفحه اینستاگرامی "بنیاد بکتاش_آبتین" با انتشار ویدیویی به مناسبت پنجاه سالگی بکتاش آبتین یاد او را گرامی داشت. بکتاش شاعر، مستندساز و عضو کانون نویسندگان ایران در مهر سال ۱۳۹۹ در دادگاهی در تهران به اتهامهای "تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی" محاکمه و به شش سال حبس محکوم شد. او در دوران حبس دو بار به کووید-۱۹ مبتلا شد اما مسئولان زندان از فرستادنش به بیمارستان خودداری کردند؛ در نهایت پس از وخیمتر شدن حال جسمیاش به بیمارستان منتقل شده و در آنجا با پابند و زنجیر به تخت، بسته شد و یک هفته بعد درگذشت.
اینان
...به چرا مرگ خود آگاهانند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ما اهالی رنج بودیم
و در کارخانه
با پیراهنهایی پرشور
عرق میریختیم
ما
نقاط مشترک فراوانی داشتیم
و فقر
در سفرههای باریکمان
پهن بود
اما راز بین اعداد و کلمات را میشناختیم
پس جدایمان کردند
تعدادی از ما در انفرادی
و تعدادی دیگر نیز
در انفرادی بودیم
اما همچنان نقاط مشترک فراوانی داشتیم
و هر کدام از ما
در شبکهای تلویزیونی
برعلیه خودمان اعتراف میکردیم!
ما دیگری بودیم
اما هنوز نقاط مشترک فراوانی داشتیم
آنها اما
دور از چشم تلویزیونها
زیر پیراهنهای پرشورِ ما
نقاشی شلاق را
پنهان کرده بودند!
بکتاش آبتین
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
و در کارخانه
با پیراهنهایی پرشور
عرق میریختیم
ما
نقاط مشترک فراوانی داشتیم
و فقر
در سفرههای باریکمان
پهن بود
اما راز بین اعداد و کلمات را میشناختیم
پس جدایمان کردند
تعدادی از ما در انفرادی
و تعدادی دیگر نیز
در انفرادی بودیم
اما همچنان نقاط مشترک فراوانی داشتیم
و هر کدام از ما
در شبکهای تلویزیونی
برعلیه خودمان اعتراف میکردیم!
ما دیگری بودیم
اما هنوز نقاط مشترک فراوانی داشتیم
آنها اما
دور از چشم تلویزیونها
زیر پیراهنهای پرشورِ ما
نقاشی شلاق را
پنهان کرده بودند!
بکتاش آبتین
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
از جمله اعتقادات عوام در دوره قاجار این بود که مسلمان باید شپش داشته باشد!
مقدار ایمان هر مسلمان هم منوط به تعداد شپشهایی بود که در تن داشت! این عقیده از هندوها که آزار جانوران را جزو گناه کبیره میدانستند رسوخ کرده بود و تنبلی و فقر مالی و نداشتن خرج حمام و شستشو نیز این اندیشه را قوت میبخشیده...
عقیده دیگری که در دوره قاجار اکثریت مردم آن را باور داشتند این بود که دختر حق ندارد موی خود را تا قبل از ازدواج شانه بزند! عدم استحمام نیز به این موارد کمک مینمود و موهای دختران شپش پشتک میزد...
برای دختران هم شپش نه تنها عیب نبود بلکه فضیلت بود.
مردم میگفتند: دختری که سرش شپش نداشته باشد احتمالاً سر و گوشش جنبیده
📕 تهران قدیم، جلد یکم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مقدار ایمان هر مسلمان هم منوط به تعداد شپشهایی بود که در تن داشت! این عقیده از هندوها که آزار جانوران را جزو گناه کبیره میدانستند رسوخ کرده بود و تنبلی و فقر مالی و نداشتن خرج حمام و شستشو نیز این اندیشه را قوت میبخشیده...
عقیده دیگری که در دوره قاجار اکثریت مردم آن را باور داشتند این بود که دختر حق ندارد موی خود را تا قبل از ازدواج شانه بزند! عدم استحمام نیز به این موارد کمک مینمود و موهای دختران شپش پشتک میزد...
برای دختران هم شپش نه تنها عیب نبود بلکه فضیلت بود.
مردم میگفتند: دختری که سرش شپش نداشته باشد احتمالاً سر و گوشش جنبیده
📕 تهران قدیم، جلد یکم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
Photo
📕 مرگ کسب و کار من است
🖌 روبر مرل
برگردان: احمد شاملو
کتاب با این جمله آغاز میشود:
جز به قربانیانِ آن کسان که
مرگ از برایشان کسب و کاری به حساب میآید
این کتاب را به که اهدا میتوانم کرد؟
شخصیت اصلی کتاب ردولف لانگ است که داستان زندگی او از دوران کودکی تا زمانی که به زندان میافتد، در کتاب آمد و اینکه بر سر رودلف لانگ چه آمد که به یکی از دهشتناکترین انسانها تبدیل شد. داستان کتاب از سالهای جنگ جهانی اول شروع میشود و میخوانیم که لانگ بارها و بارها تلاش میکند تا خود را به جبهه جنگ برساند. اما هر بار که به جبهه میرسد او را شناسایی و به علت سن کمی که دارد به خانه بازمیگردانند. پدر پیرش توانایی کنترل او را ندارد و خیلی سریع از دنیا میرود. تلاشهای لانگ برای افسر شدن و شرکت کردن در جنگ بالاخره به نتیجه میرسد و نهایتا به خدمت یک سروان درمیآید. سروانی که فکر میکند رودلف یک «آلمانی خوب» است که هر کاری به او بگویند به شکل دقیق و کامل انجام میدهد.
رودلف لانگ وارد ارتش میشود و یاد میگیرد که کارها را مطابق دستور انجام دهد و تحت هیچ شرایطی از زیر بار مسئولیت شانه خالی نکند. در حدی که وقتی در جبهه جنگ با کمترین شانس، مقابل دشمن قرار گرفت همچنان به جنگیدن ادامه میدهد و حتی اجازه هم نمیدهد که همرزمانش نیز از زیر بار مسئولیت فرار کنند.
بعد از جنگ جهانی اول شخصیت منظم لانگ در حکومت نازی خیلی سریع مورد توجه قرار میگیرد و او به زودی یاد میگیرد که کلیسای واقعی، شرافت، زندگی، امید و همه چیز او «آلمان» است. بنابراین برای سرافرازی آلمان باید با جان و دل تلاش کرد و دستورات مقامات بالا را به بهترین شکل انجام داد، حتی اگر این دستورات پیدا کردن راهی برای از میان بردن یهودیان باشد. چرا که مقامات بالا، هیملر و مهمتر از همه هیتلر، فقط خیر و صلاح آلمان را میخواهند.
بخش بیشتری از کتاب درباره شکلگیری شخصیت او و کارهایی که در اردوگاه کار اجباری آشویتس انجام داده، میباشد. در کتاب آمده که برای فرمانده اردوگاه آشویتس مسئله فقط یک چیز بود: چطور و از طریق چه راهی میشد روزانه «واحد»های بیشتری را پاکسازی کرد؟ بله درست است، فرانتس هوس به این فکر نمیکرد که او مسئول کشتار «انسان» است بلکه او فقط «وظیفه» داشت که این «واحد»ها را از میان بردارد و رضایت خاطر فرماندهان خود را جلب کند.
در مقدمه کتاب به این گفته هیتلر اشاره شده که همیشه در توجیه هر جنایتی میگفت: «فکرش را هم نکنید آقایان. این هم جزئی از اقدامات دولت است در جهت چهار میخه کردن قدرت قانونی حکومت. وانگهی چه کسی دیده است کسی از پیروزمندان حساب پس بکشد؟» و در قسمتی از متن پشت جلد کتاب میخوانیم که «ویلیام شایر» درباره او در کتاب «ظهور و سقوط رایش سوم» چنین مینویسد:
«هوس که به سال ۱۹۴۶ در دادگاه نورنبرگ به جرم نظارت بر سر به نیست کردن دو و نیم میلیون انسان به دار آویخته شد؛ در سراسر مدت محاکمه خویش، لافزنان از اعمالی که کرده بود بر خود میبالید!»
🔻 جملاتی از کتاب
«برای من مسئله روشن است: بهام اعتماد کردهاند کاری دستم سپردهاند؛ و وظیفهی من حکم میکند آن را خوب انجام بدهم. همین و بس.»
«دهکدهها را به آتش میکشیدیم، مزرعهها را غارت میکردیم، درختها را میانداختیم، میان نظامی و غیرنظامی، میان زن و مرد، میان صغیر و کبیر فرق نمیگذاشتیم: هر که لتونیایی بود محکوم به مرگ بود. وقتی مزرعهیی را میگرفتیم و سکنهاش را قتل عام میکردیم جنازهها را توی چاهی میریختیم و چندتا نارنجک هم میانداختیم روشان. بعد، شب همهی اسباب و اثاث خانه را میآوردیم وسط محوطه و «آتش شادی» روشن میکردیم و شعله بلند و روشن از روی برف سر به آسمان میکشید.»
«اس.اس.ها را به سزای کمترین خطایی که مرتکب میشدند؛ به شدت تنبیه و حتا اعدام میکرد؛ و من از سرنوشتی که در صورت عدم انجام کار در رأس موعد مقرر به انتظارم بود، کاملاً آگاهی داشتم. این آگاهی نیرویی مافوق بشری به من داد. بند و بساطم را بردم و همانجا در کارگاه مستقر شدم. به ستاد عملیاتیم لحظهیی استراحت نمیدادم. از زندانیها روز و شب کار میکشیدم. مرگ و میر میان آنها تصاعد وحشتناکی پیدا کرد، اما در کمال خوشبختی این مسئله کمترین محذوری برای ما پیش نیاورد؛ چون که محمولههای جدید خود به خود جاهای خالی را پر میکرد.»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
🖌 روبر مرل
برگردان: احمد شاملو
کتاب با این جمله آغاز میشود:
جز به قربانیانِ آن کسان که
مرگ از برایشان کسب و کاری به حساب میآید
این کتاب را به که اهدا میتوانم کرد؟
شخصیت اصلی کتاب ردولف لانگ است که داستان زندگی او از دوران کودکی تا زمانی که به زندان میافتد، در کتاب آمد و اینکه بر سر رودلف لانگ چه آمد که به یکی از دهشتناکترین انسانها تبدیل شد. داستان کتاب از سالهای جنگ جهانی اول شروع میشود و میخوانیم که لانگ بارها و بارها تلاش میکند تا خود را به جبهه جنگ برساند. اما هر بار که به جبهه میرسد او را شناسایی و به علت سن کمی که دارد به خانه بازمیگردانند. پدر پیرش توانایی کنترل او را ندارد و خیلی سریع از دنیا میرود. تلاشهای لانگ برای افسر شدن و شرکت کردن در جنگ بالاخره به نتیجه میرسد و نهایتا به خدمت یک سروان درمیآید. سروانی که فکر میکند رودلف یک «آلمانی خوب» است که هر کاری به او بگویند به شکل دقیق و کامل انجام میدهد.
رودلف لانگ وارد ارتش میشود و یاد میگیرد که کارها را مطابق دستور انجام دهد و تحت هیچ شرایطی از زیر بار مسئولیت شانه خالی نکند. در حدی که وقتی در جبهه جنگ با کمترین شانس، مقابل دشمن قرار گرفت همچنان به جنگیدن ادامه میدهد و حتی اجازه هم نمیدهد که همرزمانش نیز از زیر بار مسئولیت فرار کنند.
بعد از جنگ جهانی اول شخصیت منظم لانگ در حکومت نازی خیلی سریع مورد توجه قرار میگیرد و او به زودی یاد میگیرد که کلیسای واقعی، شرافت، زندگی، امید و همه چیز او «آلمان» است. بنابراین برای سرافرازی آلمان باید با جان و دل تلاش کرد و دستورات مقامات بالا را به بهترین شکل انجام داد، حتی اگر این دستورات پیدا کردن راهی برای از میان بردن یهودیان باشد. چرا که مقامات بالا، هیملر و مهمتر از همه هیتلر، فقط خیر و صلاح آلمان را میخواهند.
بخش بیشتری از کتاب درباره شکلگیری شخصیت او و کارهایی که در اردوگاه کار اجباری آشویتس انجام داده، میباشد. در کتاب آمده که برای فرمانده اردوگاه آشویتس مسئله فقط یک چیز بود: چطور و از طریق چه راهی میشد روزانه «واحد»های بیشتری را پاکسازی کرد؟ بله درست است، فرانتس هوس به این فکر نمیکرد که او مسئول کشتار «انسان» است بلکه او فقط «وظیفه» داشت که این «واحد»ها را از میان بردارد و رضایت خاطر فرماندهان خود را جلب کند.
در مقدمه کتاب به این گفته هیتلر اشاره شده که همیشه در توجیه هر جنایتی میگفت: «فکرش را هم نکنید آقایان. این هم جزئی از اقدامات دولت است در جهت چهار میخه کردن قدرت قانونی حکومت. وانگهی چه کسی دیده است کسی از پیروزمندان حساب پس بکشد؟» و در قسمتی از متن پشت جلد کتاب میخوانیم که «ویلیام شایر» درباره او در کتاب «ظهور و سقوط رایش سوم» چنین مینویسد:
«هوس که به سال ۱۹۴۶ در دادگاه نورنبرگ به جرم نظارت بر سر به نیست کردن دو و نیم میلیون انسان به دار آویخته شد؛ در سراسر مدت محاکمه خویش، لافزنان از اعمالی که کرده بود بر خود میبالید!»
🔻 جملاتی از کتاب
«برای من مسئله روشن است: بهام اعتماد کردهاند کاری دستم سپردهاند؛ و وظیفهی من حکم میکند آن را خوب انجام بدهم. همین و بس.»
«دهکدهها را به آتش میکشیدیم، مزرعهها را غارت میکردیم، درختها را میانداختیم، میان نظامی و غیرنظامی، میان زن و مرد، میان صغیر و کبیر فرق نمیگذاشتیم: هر که لتونیایی بود محکوم به مرگ بود. وقتی مزرعهیی را میگرفتیم و سکنهاش را قتل عام میکردیم جنازهها را توی چاهی میریختیم و چندتا نارنجک هم میانداختیم روشان. بعد، شب همهی اسباب و اثاث خانه را میآوردیم وسط محوطه و «آتش شادی» روشن میکردیم و شعله بلند و روشن از روی برف سر به آسمان میکشید.»
«اس.اس.ها را به سزای کمترین خطایی که مرتکب میشدند؛ به شدت تنبیه و حتا اعدام میکرد؛ و من از سرنوشتی که در صورت عدم انجام کار در رأس موعد مقرر به انتظارم بود، کاملاً آگاهی داشتم. این آگاهی نیرویی مافوق بشری به من داد. بند و بساطم را بردم و همانجا در کارگاه مستقر شدم. به ستاد عملیاتیم لحظهیی استراحت نمیدادم. از زندانیها روز و شب کار میکشیدم. مرگ و میر میان آنها تصاعد وحشتناکی پیدا کرد، اما در کمال خوشبختی این مسئله کمترین محذوری برای ما پیش نیاورد؛ چون که محمولههای جدید خود به خود جاهای خالی را پر میکرد.»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
همچو گل سرخ_دریا دادور
@bazmemousighi
🎼 همچو گل سرخ
تکخوان: دریا دادور
آهنگساز و رهبر ارکستر: آرش فولادوند
شعر: مولانا
گروه کُر: گروه کُر «بهار»
ارکستر: فیلارمونیک پاریس
همچو گل سرخ برو دست دست
همچو مئی خلق ز تو مست مست
بازوی تو قوس خدا یافت یافت
تیر تو از چرخ برون جست جست
غیرت تو گفت برو راه نیست
رحمت تو گفت بیا هست هست
لطف تو دریاست و منم ماهیَش
غیرت تو ساخت مرا شَست شَست
مرهم تو طالب مجروحهاست
نیست غم ار شَست توام خَست خَست
ای که تو نزدیکتر از دم به من
دَم نزنم پیش تو جز پَست پَست
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تکخوان: دریا دادور
آهنگساز و رهبر ارکستر: آرش فولادوند
شعر: مولانا
گروه کُر: گروه کُر «بهار»
ارکستر: فیلارمونیک پاریس
همچو گل سرخ برو دست دست
همچو مئی خلق ز تو مست مست
بازوی تو قوس خدا یافت یافت
تیر تو از چرخ برون جست جست
غیرت تو گفت برو راه نیست
رحمت تو گفت بیا هست هست
لطف تو دریاست و منم ماهیَش
غیرت تو ساخت مرا شَست شَست
مرهم تو طالب مجروحهاست
نیست غم ار شَست توام خَست خَست
ای که تو نزدیکتر از دم به من
دَم نزنم پیش تو جز پَست پَست
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
روزنامهنگار فرهیختگان:
اکنون دو ساعت در روز قطعی برق داریم و به زودی نصف روز برق نخواهیم داشت.
میزان ناترازی گاز تا سال ۱۴۰۶ حداقل ۵ برابر میشود.
افت فشار پارسجنوبی از سال آینده آغاز و هر ساله تولید گاز کمتر میشود.
+ به شرایط سوریه قبل از فروپاشی نزدیک میشویم. سوریه در روزهای آخر برق و بنزین نداشت.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اکنون دو ساعت در روز قطعی برق داریم و به زودی نصف روز برق نخواهیم داشت.
میزان ناترازی گاز تا سال ۱۴۰۶ حداقل ۵ برابر میشود.
افت فشار پارسجنوبی از سال آینده آغاز و هر ساله تولید گاز کمتر میشود.
+ به شرایط سوریه قبل از فروپاشی نزدیک میشویم. سوریه در روزهای آخر برق و بنزین نداشت.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرزهای سفتهبازی جابهجا شد: ۲۷ تا ۲۸هزار دلار سود فروش هر خودرو!
حسین راغفر، اقتصاددان، از آمارهای وحشتناک در حوزهی سوداگری در واردات خودرو میگوید.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
حسین راغفر، اقتصاددان، از آمارهای وحشتناک در حوزهی سوداگری در واردات خودرو میگوید.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
توقف ابلاغ [بی]قانون عفاف و حجاب[اجباری] با تصمیم «شورایعالی امنیت ملی
یک منبع آگاه به خبرگزاری خبر آنلاین گفتهاست:دولت و مجلس درباره قانون عفاف و حجاب توافق کرد.
یک نماینده نزدیک به هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی که خواست نامش افشا نشود، در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین:
▫️دولت ان قلت هایی دارد و مجلس هم پذیرفته که دولت اصلاحات مدنظر خود را در قالب لایحه به مجلس بدهد و بعد نمایندگان بتوانند کاری که باید انجام شود، را انجام دهند.
در مورد ابلاغ نشدن قانون عفاف و حجاب میان دولت و مجلس توافق صورت گرفته است.
شورایعالی امنیت ملی ابلاغ قانون عفاف و حجاب را متوقف کرد
اکبر رنجبرزاده، نماینده مردم اسدآباد در مجلس:
عضو هیات رئیسه نیستم اما می دانم که شورای عالی امنیت ملی فعلاً مانع شده و متوقف شده است.
از آنجایی که این شورا بالاترین رکن تصمیم گیر درباره مسائل امنیتی کشور است، تصمیم گرفتند این اتفاق بیافتد و همه تابع مسیر و چارچوب های قانونی در کشور هستیم.
▫️شورای عالی امنیت ملی زمانی را برای توقف قانون عفاف و حجاب اعلام نکرده و فعلاً گفته که اجرا نشود.
+ بیقانونی که به زبالهدان تاریخ پیوست، خامنهای ضحاک خدای دهه ۶۰ تو مرده است
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
یک منبع آگاه به خبرگزاری خبر آنلاین گفتهاست:دولت و مجلس درباره قانون عفاف و حجاب توافق کرد.
یک نماینده نزدیک به هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی که خواست نامش افشا نشود، در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین:
▫️دولت ان قلت هایی دارد و مجلس هم پذیرفته که دولت اصلاحات مدنظر خود را در قالب لایحه به مجلس بدهد و بعد نمایندگان بتوانند کاری که باید انجام شود، را انجام دهند.
در مورد ابلاغ نشدن قانون عفاف و حجاب میان دولت و مجلس توافق صورت گرفته است.
شورایعالی امنیت ملی ابلاغ قانون عفاف و حجاب را متوقف کرد
اکبر رنجبرزاده، نماینده مردم اسدآباد در مجلس:
عضو هیات رئیسه نیستم اما می دانم که شورای عالی امنیت ملی فعلاً مانع شده و متوقف شده است.
از آنجایی که این شورا بالاترین رکن تصمیم گیر درباره مسائل امنیتی کشور است، تصمیم گرفتند این اتفاق بیافتد و همه تابع مسیر و چارچوب های قانونی در کشور هستیم.
▫️شورای عالی امنیت ملی زمانی را برای توقف قانون عفاف و حجاب اعلام نکرده و فعلاً گفته که اجرا نشود.
+ بیقانونی که به زبالهدان تاریخ پیوست، خامنهای ضحاک خدای دهه ۶۰ تو مرده است
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
Photo
سپیده رئیس سادات، استاد آواز و خواننده موسیقی ایرانی، نوشتهای در تحسین کنسرت فرضی پرستو احمدی به شرح زیر منتشر کرد:
«تاثیر عمیق کنسرت پرستو احمدی و همکارانش تنها در کیفیت بالای هنری اجرای این گروه خلاصه نمیشود. نبوغ این هنرمندان در کنار هم نشاندن مجموعه ای از نمادهای متناقض، این اجرا را ممتاز میکند. حضور خوانندهای جوان با پوششی مدرن، ساده و آزاد با گلوبندی از نقشه ایران که مدام به سیاهی میزند، در هوای باز با معماری سنتی و هویتی ایرانی یعنی کاروانسرا و اجرای قطعاتی قدیمی و خاطره انگیز با تنظیمی مدرن و غربی نمونههایی از همان چیدمان هنرمندانه است. این کنسرت«فرضی»، رویای میلیونها زن ایرانی را به حقیقت پیوند میدهد. تلاشها و ترفندهای عامدانه پرستو احمدی برای محققکردن این رویا تاثیر اجرای زیبای او را صد چندان میکند. نحوه معرفی قطعات، تشکر صمیمانهاش از تماشاچیها و رفتار طبیعی و بیپردهاش روی صحنه، نگاهی که مدام به تماشاچیهای فرضیاش میکند، بجای نگاه به دوربین، بر زنده بودن این کنسرت تاکید دارد. او بوضوح میگوید: ببینید اینجا ایران است و من مقابل چشمانتان آزادانه میخوانم. اما قطعه ای که بیش از همه در این کنسرت متاثرم کرد «لحظه دیدار» ساخته سهیل فقیه نصیری بود. اخوان ثالث ظاهرا از زبان یک مرد سروده که «های نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ/ وای نپریشی صفای زلفکم را دست / آبرویم را نریزیدل / ای نخورده مست لحظه دیدار نزدیک است». در کنار دیگر مرزها، پرستو احمدی مرزهای جنسیتی موجود در این ترانه را هم میشکند. های و هوی اخوان اینجا مثل دل نگرانیهای هر هنرمندی در لحظه قبل از پا گذاشتن روی صحنه است، همان لحظهای که میخواهد آزادانه برای معشوقش بخواند، فارغ از جنسیتش. برای من پرستو نوید نزدیکی ما به لحظه دیدار با تماشاچیهای واقعی در ایران را میدهد. اما سوال اینجاست که چرا حضور ساده و طبیعی یک گروه موسیقی حرفه ای در صحنه عمومی انقدر بیننده ایرانی را متحیر میکند؟ ۴۵ سال رفتارهای غیر عادی، مثل خواندن زنان فقط برای زنان، نواختن ساز پشت گلدان، حضور اجباری یک مرد در کنار خواننده زن برای نامفهومکردن آوازش، عادیسازی شده. بعید میدانم قمر، ملوک ضرابی، ایران لدوله، روح انگیز و بسیاری پیشکسوتان آواز زنان گمان میکردند که پس از گذشت یک قرن مردم ایران هنوز از شنیدن آواز یک زن روی صحنه متحیر شوند.»
https://youtu.be/oYcaDHEnhbU?si=9-F3Az_xARIwy_Ed
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«تاثیر عمیق کنسرت پرستو احمدی و همکارانش تنها در کیفیت بالای هنری اجرای این گروه خلاصه نمیشود. نبوغ این هنرمندان در کنار هم نشاندن مجموعه ای از نمادهای متناقض، این اجرا را ممتاز میکند. حضور خوانندهای جوان با پوششی مدرن، ساده و آزاد با گلوبندی از نقشه ایران که مدام به سیاهی میزند، در هوای باز با معماری سنتی و هویتی ایرانی یعنی کاروانسرا و اجرای قطعاتی قدیمی و خاطره انگیز با تنظیمی مدرن و غربی نمونههایی از همان چیدمان هنرمندانه است. این کنسرت«فرضی»، رویای میلیونها زن ایرانی را به حقیقت پیوند میدهد. تلاشها و ترفندهای عامدانه پرستو احمدی برای محققکردن این رویا تاثیر اجرای زیبای او را صد چندان میکند. نحوه معرفی قطعات، تشکر صمیمانهاش از تماشاچیها و رفتار طبیعی و بیپردهاش روی صحنه، نگاهی که مدام به تماشاچیهای فرضیاش میکند، بجای نگاه به دوربین، بر زنده بودن این کنسرت تاکید دارد. او بوضوح میگوید: ببینید اینجا ایران است و من مقابل چشمانتان آزادانه میخوانم. اما قطعه ای که بیش از همه در این کنسرت متاثرم کرد «لحظه دیدار» ساخته سهیل فقیه نصیری بود. اخوان ثالث ظاهرا از زبان یک مرد سروده که «های نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ/ وای نپریشی صفای زلفکم را دست / آبرویم را نریزیدل / ای نخورده مست لحظه دیدار نزدیک است». در کنار دیگر مرزها، پرستو احمدی مرزهای جنسیتی موجود در این ترانه را هم میشکند. های و هوی اخوان اینجا مثل دل نگرانیهای هر هنرمندی در لحظه قبل از پا گذاشتن روی صحنه است، همان لحظهای که میخواهد آزادانه برای معشوقش بخواند، فارغ از جنسیتش. برای من پرستو نوید نزدیکی ما به لحظه دیدار با تماشاچیهای واقعی در ایران را میدهد. اما سوال اینجاست که چرا حضور ساده و طبیعی یک گروه موسیقی حرفه ای در صحنه عمومی انقدر بیننده ایرانی را متحیر میکند؟ ۴۵ سال رفتارهای غیر عادی، مثل خواندن زنان فقط برای زنان، نواختن ساز پشت گلدان، حضور اجباری یک مرد در کنار خواننده زن برای نامفهومکردن آوازش، عادیسازی شده. بعید میدانم قمر، ملوک ضرابی، ایران لدوله، روح انگیز و بسیاری پیشکسوتان آواز زنان گمان میکردند که پس از گذشت یک قرن مردم ایران هنوز از شنیدن آواز یک زن روی صحنه متحیر شوند.»
https://youtu.be/oYcaDHEnhbU?si=9-F3Az_xARIwy_Ed
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
YouTube
کنسرت کاروانسرا با صدای پرستو احمدی | Karvansara Concert, Parastoo Ahmadi
"I am Parastoo, a girl who wants to sing for the people I love. This is a right I could not ignore; singing for the land I love passionately. Here, in this part of our beloved Iran, where history and our myths intertwine, hear my voice in this imaginary concert…