IDM طراحی وساخت ایران
Photo
بیانیهای در انتقاد از وضعیت کشور و دعوت به همبستگی
مردم آزادهٔ ایران؛
کشور ما امروز با بحرانهای گستردهای در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دستوپنجه نرم میکند. فقر، فساد، گرانی سرسامآور، سرکوب آزادیهای فردی و جمعی، و ناکارآمدی مدیریتی، زندگی را برای میلیونها ایرانی دشوار کرده است. در حالی که سفرههای مردم روزبهروز کوچکتر میشود، گروهی اندک بر منابع کشور مسلط شدهاند و سیاستهایی را پیش میبرند که نتیجهای جز تشدید بحرانها ندارد.
جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته نشان داده که نهتنها ارادهای برای اصلاح و بهبود شرایط ندارد، بلکه با ادامهٔ سیاستهای سرکوبگرانه و ناکارآمد خود، بر وخامت اوضاع افزوده است. جوانان این سرزمین، که میتوانستند آیندهای روشن برای ایران بسازند، یا درگیر مشکلات معیشتیاند، یا مجبور به ترک وطن شدهاند. اعتراضات مردمی بارها نشان داده که مردم از این وضعیت ناراضیاند و خواهان تغییرات بنیادین هستند.
اکنون زمان آن رسیده که همهٔ نیروهای آزادیخواه، گروههای سیاسی و مردمی، بدون در نظر گرفتن اختلافات، برای آیندهای بهتر متحد شوند. سکوت و انفعال تنها به تداوم این وضعیت کمک خواهد کرد. باید با صدای رسا اعلام کنیم که ایران سزاوار حکومتی است که به آزادی، عدالت و رفاه مردم پایبند باشد.
اتحاد و همبستگی، تنها راه رهایی از این چرخهٔ ویرانگر است. همهٔ ما مسئولیت داریم که برای آیندهای آزاد، عادلانه و انسانی تلاش کنیم. ایران متعلق به مردم آن است، نه به گروهی که منافع خود را بر زندگی و کرامت میلیونها ایرانی ترجیح میدهند.
ایران آزاد خواهد شد، زیرا که ارادهٔ مردم، از هر قدرتی بزرگتر است.
مادر شما گوهر عشقی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مردم آزادهٔ ایران؛
کشور ما امروز با بحرانهای گستردهای در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دستوپنجه نرم میکند. فقر، فساد، گرانی سرسامآور، سرکوب آزادیهای فردی و جمعی، و ناکارآمدی مدیریتی، زندگی را برای میلیونها ایرانی دشوار کرده است. در حالی که سفرههای مردم روزبهروز کوچکتر میشود، گروهی اندک بر منابع کشور مسلط شدهاند و سیاستهایی را پیش میبرند که نتیجهای جز تشدید بحرانها ندارد.
جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته نشان داده که نهتنها ارادهای برای اصلاح و بهبود شرایط ندارد، بلکه با ادامهٔ سیاستهای سرکوبگرانه و ناکارآمد خود، بر وخامت اوضاع افزوده است. جوانان این سرزمین، که میتوانستند آیندهای روشن برای ایران بسازند، یا درگیر مشکلات معیشتیاند، یا مجبور به ترک وطن شدهاند. اعتراضات مردمی بارها نشان داده که مردم از این وضعیت ناراضیاند و خواهان تغییرات بنیادین هستند.
اکنون زمان آن رسیده که همهٔ نیروهای آزادیخواه، گروههای سیاسی و مردمی، بدون در نظر گرفتن اختلافات، برای آیندهای بهتر متحد شوند. سکوت و انفعال تنها به تداوم این وضعیت کمک خواهد کرد. باید با صدای رسا اعلام کنیم که ایران سزاوار حکومتی است که به آزادی، عدالت و رفاه مردم پایبند باشد.
اتحاد و همبستگی، تنها راه رهایی از این چرخهٔ ویرانگر است. همهٔ ما مسئولیت داریم که برای آیندهای آزاد، عادلانه و انسانی تلاش کنیم. ایران متعلق به مردم آن است، نه به گروهی که منافع خود را بر زندگی و کرامت میلیونها ایرانی ترجیح میدهند.
ایران آزاد خواهد شد، زیرا که ارادهٔ مردم، از هر قدرتی بزرگتر است.
مادر شما گوهر عشقی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرگ بر خامنهای ضحاک، مرگ بر دیکتاتور
شعارهای شب ۲۱ بهمن مردم در تهرانپارس، جنت آباد، شهرزیبا، اکباتان، پردیس و ...
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شعارهای شب ۲۱ بهمن مردم در تهرانپارس، جنت آباد، شهرزیبا، اکباتان، پردیس و ...
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نامهنگاری انجمن داروسازان با دبیر شورای عالی امنیت ملی/در آستانه یک بحران دارویی تمام عیار قرار داریم
۱- عدم پرداخت حق بیمه از طرف تامین اجتماعی و هدفمندی یارانهها به داروخانهها
۲- کاهش ذخایر استراتژیک دارویی و عدم تامین آن
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
۱- عدم پرداخت حق بیمه از طرف تامین اجتماعی و هدفمندی یارانهها به داروخانهها
۲- کاهش ذخایر استراتژیک دارویی و عدم تامین آن
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تاریخ چیزی نبود جز لوحی رنگ باخته که آن را پاک میکردند و هر بار به گونهای که صلاح میدانستند بازنویسی میکردند.
📖 کتاب ۱۹۸۴
🖌جورج اورول
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
📖 کتاب ۱۹۸۴
🖌جورج اورول
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
چرا انقلاب ۵۷ اتفاق افتاد؟
برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا دلایل شکلگیری انقلابها را بررسی کرد و سپس مطابق با آنها به شرایط ایران در سال ۵۷ و سالهای قبل آن پرداخت.
میگویند عوامل مؤثر بر انقلاب عبارتند از:
- نارضایتی عمیق از وضع جاری
نارضایتی باید به حد ناامیدی از اصلاح در پیکرهٔ سیاسی موجود درآمده باشد تا کمکم به عنصر خشم منجر شود. یکی دیگر از شاخصههای این نارضایتی، ظهور در طبقهها و قشرها و نخبگان است.
- پیدایش و جایگزینی ایدئولوژیهای نو
ایدئولوژی به معنای خاصش نوعی انقلاب گفتاری محسوب میشود که اهداف جدیدی را پیش روی افراد ناراضی از وضع موجود قرار میدهد تا در حول آنها به ارائهٔ نظریات و ایدههای جدید اقدام شود. برینتون گفته که هیچ انقلابی بدون ظهور ایدئولوژی جدید شکل نمیگیرد. این ایدئولوژی اهداف دور از دسترسی را که کمبود حکومت موجود است و حکومت نمیتواند آنها را تحقق بخشد.
- گسترش روحیهٔ انقلابیگری و کاهش محافظه کاری
شورشها، انتقادهای مستقیم و خالی از کنایه، تظاهراتهای ناآرام و… همه و همه از نشانههای رسیدن جامعه به این سطح از نارضایتی است. در مرحلهٔ گسترش روحیهٔ انقلابی دیگر این محافظهکاری بهتدریج از بین میرود و به نوعی تنفر تبدیل میشود. هر چه این تنفر ریشهدارتر و بزرگتر باشد چهرهٔ انقلابها خونینتر و پراضطرابتر نیز میشوند، زیرا در آنها علاوه بر نابود شدن نهادهای حکومت پیشین، کارکنان و عوامل حکومت پیشین هم مورد خشم مردم قرار خواهند گرفت.
- وجود رهبر
در جریان یک انقلاب همیشه یک ایدئولوژی حاکم نمیشود، بلکه انواع ایدئولوژیها در کنار یکدیگر فعالاند ولی ایدئولوژی عامتر و نزدیکتر به اکثریت (منظور کسانی است که در روند انقلاب نقش فعالتر و ایدئولوژیِ بارزتر و پذیرفتنیتری دارند) از درون خود رهبری را برای بسیج این نیروها در نظر میگیرد و نقش همآوایی برای انقلاب شروع میگردد. این رهبر علاوه برداشتن ویژگیها سیاسی و اجتماعی و قشری باید شجاعت ایستادن در مقابل حکومت را هم داشته باشد. همچنین تعادل و تعامل با دیگر گروهها و دستهها نیز در روند پیروزی نقش بسیار مهمی دارد.
- آزادی انسان
ذاتاً انسان موجودی آزاد است چه ازلحاظ عقیدتی یا سیاسی یا اجتماعی. در تمامی جوامع، قوانین هرچند هم مثبت باشند، با ذات انسان در تضاد هستند، هرچند که، این تضاد درونی اندک باشد. با ذکر این مثال که در تمامی انقلابها اکثر مردم بدون اطلاع کافی پیرو توده و جمعیت میشوند واگر انقلاب پیروز شود تا زمانی که هنوز سیستم جدید اعمال قدرت نکرده باشد مردم در شور و خوشحالی زیادی به سر میبرند که ناشی از حس آزادی است و به محض تثبیت قدرت، خفقان ایجاد میشود که ان هم ناشی از حس سلب آزادی است
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا دلایل شکلگیری انقلابها را بررسی کرد و سپس مطابق با آنها به شرایط ایران در سال ۵۷ و سالهای قبل آن پرداخت.
میگویند عوامل مؤثر بر انقلاب عبارتند از:
- نارضایتی عمیق از وضع جاری
نارضایتی باید به حد ناامیدی از اصلاح در پیکرهٔ سیاسی موجود درآمده باشد تا کمکم به عنصر خشم منجر شود. یکی دیگر از شاخصههای این نارضایتی، ظهور در طبقهها و قشرها و نخبگان است.
- پیدایش و جایگزینی ایدئولوژیهای نو
ایدئولوژی به معنای خاصش نوعی انقلاب گفتاری محسوب میشود که اهداف جدیدی را پیش روی افراد ناراضی از وضع موجود قرار میدهد تا در حول آنها به ارائهٔ نظریات و ایدههای جدید اقدام شود. برینتون گفته که هیچ انقلابی بدون ظهور ایدئولوژی جدید شکل نمیگیرد. این ایدئولوژی اهداف دور از دسترسی را که کمبود حکومت موجود است و حکومت نمیتواند آنها را تحقق بخشد.
- گسترش روحیهٔ انقلابیگری و کاهش محافظه کاری
شورشها، انتقادهای مستقیم و خالی از کنایه، تظاهراتهای ناآرام و… همه و همه از نشانههای رسیدن جامعه به این سطح از نارضایتی است. در مرحلهٔ گسترش روحیهٔ انقلابی دیگر این محافظهکاری بهتدریج از بین میرود و به نوعی تنفر تبدیل میشود. هر چه این تنفر ریشهدارتر و بزرگتر باشد چهرهٔ انقلابها خونینتر و پراضطرابتر نیز میشوند، زیرا در آنها علاوه بر نابود شدن نهادهای حکومت پیشین، کارکنان و عوامل حکومت پیشین هم مورد خشم مردم قرار خواهند گرفت.
- وجود رهبر
در جریان یک انقلاب همیشه یک ایدئولوژی حاکم نمیشود، بلکه انواع ایدئولوژیها در کنار یکدیگر فعالاند ولی ایدئولوژی عامتر و نزدیکتر به اکثریت (منظور کسانی است که در روند انقلاب نقش فعالتر و ایدئولوژیِ بارزتر و پذیرفتنیتری دارند) از درون خود رهبری را برای بسیج این نیروها در نظر میگیرد و نقش همآوایی برای انقلاب شروع میگردد. این رهبر علاوه برداشتن ویژگیها سیاسی و اجتماعی و قشری باید شجاعت ایستادن در مقابل حکومت را هم داشته باشد. همچنین تعادل و تعامل با دیگر گروهها و دستهها نیز در روند پیروزی نقش بسیار مهمی دارد.
- آزادی انسان
ذاتاً انسان موجودی آزاد است چه ازلحاظ عقیدتی یا سیاسی یا اجتماعی. در تمامی جوامع، قوانین هرچند هم مثبت باشند، با ذات انسان در تضاد هستند، هرچند که، این تضاد درونی اندک باشد. با ذکر این مثال که در تمامی انقلابها اکثر مردم بدون اطلاع کافی پیرو توده و جمعیت میشوند واگر انقلاب پیروز شود تا زمانی که هنوز سیستم جدید اعمال قدرت نکرده باشد مردم در شور و خوشحالی زیادی به سر میبرند که ناشی از حس آزادی است و به محض تثبیت قدرت، خفقان ایجاد میشود که ان هم ناشی از حس سلب آزادی است
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
چرا انقلاب ۵۷ اتفاق افتاد؟ برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا دلایل شکلگیری انقلابها را بررسی کرد و سپس مطابق با آنها به شرایط ایران در سال ۵۷ و سالهای قبل آن پرداخت. میگویند عوامل مؤثر بر انقلاب عبارتند از: - نارضایتی عمیق از وضع جاری نارضایتی باید به…
چرا انقلاب ۵۷ رخ داد؟
ارایه مستندات برای پاسخ به این پرسش
الف- نارضایتی سیاسی عمیق از وضع جاری
نارضایتی سیاسی در پایان دهه ۴۰ با افزایش بیمورد بگیر و ببند ساواک اوج گرفت و ناامیدی از اصلاح سیاسی در شکلگیری گروههای سیاسی با مشی مسلحانه نمایان شد. محمدرضا شاه به جای ایجاد فضای باز سیاسی ایران را تک حزبی کرد و بدتر آنکه در سخنرانی از خود رفتاری فاشیستی به نمایش گذاشت
حزب رستاخیز
یازدهم اسفند ماه سال ۱۳۵۳. محمدرضا پهلوی داخل کاخ نیاوران در یک کنفرانس رادیو- تلویزیونی ظاهر شد و نوید تشکیل حزبی تازه تاسیس به نام رستاخیز ملت ایران را داد: این چیزی که الان در احزاب سیاسی فعلی قانونی مملکت، که ما میخواستیم اینها مواظب همدیگر باشند و با انتقادات صحیح دستگاههای دولتی و مملکتی را هدایت بکنند، این بار در داخل خود تشکیلات حزب رستاخیز خواهیم داشت. ولی همه تحت یک پرچم، تحت یک فلسفه و با یک تشکیلات بسیار منظم باید منافع این مملکت را در حال و آینده حفظ بکنید. فرد، فناپذیر است و من هم یک فردی هستم. الان که با شما صحبت میکنم به طور طبیعی هیچ دلیل ندارد که من فردا اینجا نباشم
ادامه👇
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ارایه مستندات برای پاسخ به این پرسش
الف- نارضایتی سیاسی عمیق از وضع جاری
نارضایتی سیاسی در پایان دهه ۴۰ با افزایش بیمورد بگیر و ببند ساواک اوج گرفت و ناامیدی از اصلاح سیاسی در شکلگیری گروههای سیاسی با مشی مسلحانه نمایان شد. محمدرضا شاه به جای ایجاد فضای باز سیاسی ایران را تک حزبی کرد و بدتر آنکه در سخنرانی از خود رفتاری فاشیستی به نمایش گذاشت
حزب رستاخیز
یازدهم اسفند ماه سال ۱۳۵۳. محمدرضا پهلوی داخل کاخ نیاوران در یک کنفرانس رادیو- تلویزیونی ظاهر شد و نوید تشکیل حزبی تازه تاسیس به نام رستاخیز ملت ایران را داد: این چیزی که الان در احزاب سیاسی فعلی قانونی مملکت، که ما میخواستیم اینها مواظب همدیگر باشند و با انتقادات صحیح دستگاههای دولتی و مملکتی را هدایت بکنند، این بار در داخل خود تشکیلات حزب رستاخیز خواهیم داشت. ولی همه تحت یک پرچم، تحت یک فلسفه و با یک تشکیلات بسیار منظم باید منافع این مملکت را در حال و آینده حفظ بکنید. فرد، فناپذیر است و من هم یک فردی هستم. الان که با شما صحبت میکنم به طور طبیعی هیچ دلیل ندارد که من فردا اینجا نباشم
ادامه👇
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ولی هیچ وقت، هیچ چیزی معلوم نیست. چون عمر انسان به دست خداوند است. ما باید پیشبینی همه کار را بکنیم.
محمدرضا پهلوی ادامه داد: کسی که وارد این تشکیلات سیاسی نشود و معتقد و مؤمن به این سه اصلی که من گفتم نباشد، دو راه برایش وجود دارد: یا یک فردی است متعلق به یک تشکیلات غیر قانونی، یعنی به اصطلاح خودمان تودهای. یعنی باز به اصطلاح خودمان و با قدرت اثبات: بیوطن. او جایش یا در زندان ایران است، یا اگر بخواهد فردا با کمال میل بدون اخذ حق عوارض، گذرنامه در دستش میگذاریم و به هر جایی که دلش میخواهد، برود. چون ایرانی که نیست، وطن که ندارد و عملیاتش هم که قانونی نیست، غیرقانونی است و قانون هم مجازاتش را معین کرده است.
او گفت: هر کسی مردانه باید تکلیف خودش را در این مملکت روشن بکند. یا موافق این جریان هست، یا نیست. اگر گفتم جنبه خائنانه دارد، که تکلیفش روشن است. اگر جنبه خائنانه نداشتهباشد، از لحاظ فکری، یک جریان دیگری دارد، او آزاد است در این مملکت. اما توقعاتی دیگر، نداشته باشد، ولی ضمناً هم به کلی در پوشش قوانین ایران از لحاظ فردی و اجتماعی محفوظ است.
شاه گفته بود اقلیت کوچکی هم هستند مشتمل بر افراد گمراهی که ضد منافع حیاتی ملت اقدام میکنند یعنی بهاصطلاح خودمان تودهای که جایشان طبق قانون در زندان است. نقطه دردی که شاه روی آن دست گذاشت.
غافلگیری دربار
تشکیل این حزب بسیاری از نزدیکان شاه را نیز غافلگیر کرد. چون شاه مدتی پیش ضمن مخالفت خود با تشکیل یک حزب واحد برای ایران گفته بود: اگر من دیکتاتور بودم تا پادشاه مشروطه، سعی میکردم مانند هیتلر یا آنچه امروز در کشورهای سوسیالیستی (کمونیستی) میبینید، رهبری یک حزب واحد و مسلط را به دست بگیرم.
شاه اما که یک باره فکرش را عوض کرد و دستور داد دو حزب حکومتی ایران نوین و مردم منحل و در حزب رستاخیز ادغام شوند. او در پاسخ به خبرنگاران خارجی که منتقد این حرکت شاه بودند گفت: آزادی اندیشه! آزادی اندیشه! دموکراسی، دموکراسی! با پنج سال اعتصاب و راهپیماییهای خیابانی پشت سر هم! دموکراسی؟ آزادی؟ این حرفها یعنی چه؟ ما هیچکدام از آنها را نمیخواهیم.
حزب اجباری
حزب رستاخیز ملت ایران که به حزب رستاخیز شهره یافته بود دستور داد تمام کارمندان دولت باید به عضویت این حزب در آیند. حزب در سال ۱۳۵۴ دو میلیون و چهارصد هزار نفر و در سال ۱۳۵۵ پنج میلیون و چهارصد هزار نفر را به عضویت کانونهای گوناگون خود پذیرفت. با این حال افرادی که عضو حزب بودند، تنها نام خود را در دفاتر حزب وارد کرده بودند و عملاً گامی در جهت اهداف واقعی حزب برنمیداشتند.
این حزب چندین نشریه راه انداخت: روزنامه رستاخیز، رستاخیز جوان، رستاخیر روستا، رستاخیز کارگران، رستاخیز هوایی و مبانی فلسفی رستاخیز.
تقریبا از مخالفین سرشناس شاه کسی به این حزب نپیوست
اهداف تشکیل از نگاه دیگران
پروفسور یرواند آبراهامیان نویسنده کتاب ایران بین دوانقلاب، اهداف تشکیل این حزب را چیز دیگری می داند. او معتقد است شاه دنبال تقویت رژیم خود و نهادینه کردن هر چه بیشتر سلطنت و فراهم ساختن پایگاه اجتماعی گسترده تری برای حکومت بود.
سفارت آمریکا در تهران نیز، راه اندازی سیستم تک حزبی توسط شاه را این طور تحلیل کرد و برای وزارت امورخارجه آمریکا فرستاد: ما معتقدیم این عمل عمدتاً از تمایل شاه به تسلط بیشتر و کم کردن انتقادهای داخلی برخاسته است. اگر چه چنین اقدامی در دوران رشد ناسیونالیسم و اعتماد به نفس ایران غیرضروری به نظر میرسد. حزب رستاخیز حائز مکانیسمی است که علاوه بر ایجاد امکان راهیابی در فعالیت سیاسی، وسیلهای قانونی نیز برای شناسایی مخالفین نامطلوب میباشد. بنای حزب رستاخیز بر این نظریه شاه است که معترضان به برنامه او در ایران باید بین زندان، تبعید یا محو شدن یکی را انتخاب کنند.
این گزارش، آینده این حزب را این طور پیش بینی کرد: احتمال میرود که حزب رستاخیز به صورت سازمان سیاسی فراگیر و ناموفق درآیـد کـه تـمام زمینههای زندگی کشور را در برگیرد و به این ترتیب به یک ارگان سیاسی بیمعنی تبدیل گردد. به هر حال ما معتقدیم که شاه میخواهد حزب جدید، کنترل سیاسی او را در جامعه ایرانی باز هم توسعه دهد.
نتیجه: محمدرضا پهلوی با نگاه از بالا، نه پادشاهی خودرای بلکه چهره یک دیکتاتور بزرگ از خود نشان داد که به مخالفین میگوید از کشور بروید. مشابه همین رفتار در خامنه ای ضحاک با حالتی وحشیانهتر نمایان است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
محمدرضا پهلوی ادامه داد: کسی که وارد این تشکیلات سیاسی نشود و معتقد و مؤمن به این سه اصلی که من گفتم نباشد، دو راه برایش وجود دارد: یا یک فردی است متعلق به یک تشکیلات غیر قانونی، یعنی به اصطلاح خودمان تودهای. یعنی باز به اصطلاح خودمان و با قدرت اثبات: بیوطن. او جایش یا در زندان ایران است، یا اگر بخواهد فردا با کمال میل بدون اخذ حق عوارض، گذرنامه در دستش میگذاریم و به هر جایی که دلش میخواهد، برود. چون ایرانی که نیست، وطن که ندارد و عملیاتش هم که قانونی نیست، غیرقانونی است و قانون هم مجازاتش را معین کرده است.
او گفت: هر کسی مردانه باید تکلیف خودش را در این مملکت روشن بکند. یا موافق این جریان هست، یا نیست. اگر گفتم جنبه خائنانه دارد، که تکلیفش روشن است. اگر جنبه خائنانه نداشتهباشد، از لحاظ فکری، یک جریان دیگری دارد، او آزاد است در این مملکت. اما توقعاتی دیگر، نداشته باشد، ولی ضمناً هم به کلی در پوشش قوانین ایران از لحاظ فردی و اجتماعی محفوظ است.
شاه گفته بود اقلیت کوچکی هم هستند مشتمل بر افراد گمراهی که ضد منافع حیاتی ملت اقدام میکنند یعنی بهاصطلاح خودمان تودهای که جایشان طبق قانون در زندان است. نقطه دردی که شاه روی آن دست گذاشت.
غافلگیری دربار
تشکیل این حزب بسیاری از نزدیکان شاه را نیز غافلگیر کرد. چون شاه مدتی پیش ضمن مخالفت خود با تشکیل یک حزب واحد برای ایران گفته بود: اگر من دیکتاتور بودم تا پادشاه مشروطه، سعی میکردم مانند هیتلر یا آنچه امروز در کشورهای سوسیالیستی (کمونیستی) میبینید، رهبری یک حزب واحد و مسلط را به دست بگیرم.
شاه اما که یک باره فکرش را عوض کرد و دستور داد دو حزب حکومتی ایران نوین و مردم منحل و در حزب رستاخیز ادغام شوند. او در پاسخ به خبرنگاران خارجی که منتقد این حرکت شاه بودند گفت: آزادی اندیشه! آزادی اندیشه! دموکراسی، دموکراسی! با پنج سال اعتصاب و راهپیماییهای خیابانی پشت سر هم! دموکراسی؟ آزادی؟ این حرفها یعنی چه؟ ما هیچکدام از آنها را نمیخواهیم.
حزب اجباری
حزب رستاخیز ملت ایران که به حزب رستاخیز شهره یافته بود دستور داد تمام کارمندان دولت باید به عضویت این حزب در آیند. حزب در سال ۱۳۵۴ دو میلیون و چهارصد هزار نفر و در سال ۱۳۵۵ پنج میلیون و چهارصد هزار نفر را به عضویت کانونهای گوناگون خود پذیرفت. با این حال افرادی که عضو حزب بودند، تنها نام خود را در دفاتر حزب وارد کرده بودند و عملاً گامی در جهت اهداف واقعی حزب برنمیداشتند.
این حزب چندین نشریه راه انداخت: روزنامه رستاخیز، رستاخیز جوان، رستاخیر روستا، رستاخیز کارگران، رستاخیز هوایی و مبانی فلسفی رستاخیز.
تقریبا از مخالفین سرشناس شاه کسی به این حزب نپیوست
اهداف تشکیل از نگاه دیگران
پروفسور یرواند آبراهامیان نویسنده کتاب ایران بین دوانقلاب، اهداف تشکیل این حزب را چیز دیگری می داند. او معتقد است شاه دنبال تقویت رژیم خود و نهادینه کردن هر چه بیشتر سلطنت و فراهم ساختن پایگاه اجتماعی گسترده تری برای حکومت بود.
سفارت آمریکا در تهران نیز، راه اندازی سیستم تک حزبی توسط شاه را این طور تحلیل کرد و برای وزارت امورخارجه آمریکا فرستاد: ما معتقدیم این عمل عمدتاً از تمایل شاه به تسلط بیشتر و کم کردن انتقادهای داخلی برخاسته است. اگر چه چنین اقدامی در دوران رشد ناسیونالیسم و اعتماد به نفس ایران غیرضروری به نظر میرسد. حزب رستاخیز حائز مکانیسمی است که علاوه بر ایجاد امکان راهیابی در فعالیت سیاسی، وسیلهای قانونی نیز برای شناسایی مخالفین نامطلوب میباشد. بنای حزب رستاخیز بر این نظریه شاه است که معترضان به برنامه او در ایران باید بین زندان، تبعید یا محو شدن یکی را انتخاب کنند.
این گزارش، آینده این حزب را این طور پیش بینی کرد: احتمال میرود که حزب رستاخیز به صورت سازمان سیاسی فراگیر و ناموفق درآیـد کـه تـمام زمینههای زندگی کشور را در برگیرد و به این ترتیب به یک ارگان سیاسی بیمعنی تبدیل گردد. به هر حال ما معتقدیم که شاه میخواهد حزب جدید، کنترل سیاسی او را در جامعه ایرانی باز هم توسعه دهد.
نتیجه: محمدرضا پهلوی با نگاه از بالا، نه پادشاهی خودرای بلکه چهره یک دیکتاتور بزرگ از خود نشان داد که به مخالفین میگوید از کشور بروید. مشابه همین رفتار در خامنه ای ضحاک با حالتی وحشیانهتر نمایان است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing