کهنسالترین درختان ایران
در جایی زندگی می کنیم که مردمش ۲۵۰۰ سال پیش درخت می کاشتند برای زیبایی نه میوه
ایران دارای بیشترین و متنوع ترین درختان کهنسال دست کاشت در جهان است و بی تردید ما درخت دوست ترین مردم جهان هستیم
اُرس یا سرو کوهی، دربردارندهی بیش از ۵۰ گونهی متفاوت است و در سرتاسر نیمکرهی شمالی از شمالگان تا جنگلهای بارانی آفریقا و از آمریکای شمالی و مرکزی تا خاورمیانه و شمال هیمالیا، در ارتفاعات گوناگون رویش دارد. ۵ گونهی آن در سه دیسهی درختی و درختچهای و خزنده در ایران یافت میشود
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در جایی زندگی می کنیم که مردمش ۲۵۰۰ سال پیش درخت می کاشتند برای زیبایی نه میوه
ایران دارای بیشترین و متنوع ترین درختان کهنسال دست کاشت در جهان است و بی تردید ما درخت دوست ترین مردم جهان هستیم
اُرس یا سرو کوهی، دربردارندهی بیش از ۵۰ گونهی متفاوت است و در سرتاسر نیمکرهی شمالی از شمالگان تا جنگلهای بارانی آفریقا و از آمریکای شمالی و مرکزی تا خاورمیانه و شمال هیمالیا، در ارتفاعات گوناگون رویش دارد. ۵ گونهی آن در سه دیسهی درختی و درختچهای و خزنده در ایران یافت میشود
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جنایتکار ولایی حسینعلی نیری عضو هیئت مرگ اعدام زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ سقط شد
گماشته ولایی غلامحسین محسنی اژهای، مثلا رییس قوه قضاییه پیام تسلیتی برای مرگ جنایتکار ولایی حسینعلی نیری، عضو هیات تصمیمگیر درباره اعدام دستهجمعی زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ منتشر کرد.
این در حالی است که پیشتر خبری در خصوص مرگ این قاضی بدنام منتشر نشده بود.
در دی ماه سال گذشته که جنایتکاران ولایی علی رازینی و محمد مقیسه، دو قاضی دیوان عالی کشور هدف گلوله قرار گرفته و کشته شدند، نام جنایتکار ولایی نیری به عنوان نفر سومی که زخمی شده مطرح شد اما حکومت این خبر را تکذیب کرده بود. اکنون مشخص نیست این جنایتکار در پی جراحات وارده از آن اتفاق سقط شده یا خیر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
گماشته ولایی غلامحسین محسنی اژهای، مثلا رییس قوه قضاییه پیام تسلیتی برای مرگ جنایتکار ولایی حسینعلی نیری، عضو هیات تصمیمگیر درباره اعدام دستهجمعی زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ منتشر کرد.
این در حالی است که پیشتر خبری در خصوص مرگ این قاضی بدنام منتشر نشده بود.
در دی ماه سال گذشته که جنایتکاران ولایی علی رازینی و محمد مقیسه، دو قاضی دیوان عالی کشور هدف گلوله قرار گرفته و کشته شدند، نام جنایتکار ولایی نیری به عنوان نفر سومی که زخمی شده مطرح شد اما حکومت این خبر را تکذیب کرده بود. اکنون مشخص نیست این جنایتکار در پی جراحات وارده از آن اتفاق سقط شده یا خیر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
📕 «بر جاده های آبی سرخ» (در سه جلد)
✍ نادر ابراهیمی
داستان بلند "بر جاده های آبی سرخ" حکایت جوانمردی و رشادت دلاورمرد جنوبی گمنامی است به نام «میرمهنای دوغابی»، هم او که خواب و آرامش را قریب یک دهه از استعمارگران هلندی، انگلیسی، پرتغالی و عثمانی ربود، تا برای همیشه خلیج فارس از دستبرد اشغالگران در امان بماند.
زنده یاد نادر ابراهیمی، با پانزده سال مطالعه پیرامون زندگی این مبارز جنوبی وطن خواه به خوبی از عهدهٔ شناسایی و معرفی نهضت مقاومت وطن پرستانه میرمهنای دوغابی برآمده است.
ماجرای این کتاب داستان تاریخی بلندی است که با واقعگرایی و رمانتیسیسم درمیآمیزد و به کمالگرایی و زیبایی دست مییابد.
این داستان با پرداختن به دلاوریها و جسارتهای میرمهنا، قهرمان جنوب، تصویری ملموس از خاندانهای حاکم بر نواحی جنوب و خراسان، افشاریه و زندیه، ارایه کرده و ضمن آن، از دسیسهگریها و فتنهانگیزیهای زنان و مردان دربار در روزگار افشاریان، خیانتها و جنایتهایشان پرده برداشته است.
۱۴ فروردین، زادروز نادر ابراهیمی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
✍ نادر ابراهیمی
داستان بلند "بر جاده های آبی سرخ" حکایت جوانمردی و رشادت دلاورمرد جنوبی گمنامی است به نام «میرمهنای دوغابی»، هم او که خواب و آرامش را قریب یک دهه از استعمارگران هلندی، انگلیسی، پرتغالی و عثمانی ربود، تا برای همیشه خلیج فارس از دستبرد اشغالگران در امان بماند.
زنده یاد نادر ابراهیمی، با پانزده سال مطالعه پیرامون زندگی این مبارز جنوبی وطن خواه به خوبی از عهدهٔ شناسایی و معرفی نهضت مقاومت وطن پرستانه میرمهنای دوغابی برآمده است.
ماجرای این کتاب داستان تاریخی بلندی است که با واقعگرایی و رمانتیسیسم درمیآمیزد و به کمالگرایی و زیبایی دست مییابد.
این داستان با پرداختن به دلاوریها و جسارتهای میرمهنا، قهرمان جنوب، تصویری ملموس از خاندانهای حاکم بر نواحی جنوب و خراسان، افشاریه و زندیه، ارایه کرده و ضمن آن، از دسیسهگریها و فتنهانگیزیهای زنان و مردان دربار در روزگار افشاریان، خیانتها و جنایتهایشان پرده برداشته است.
۱۴ فروردین، زادروز نادر ابراهیمی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
این جماعت عدد نمیفهمند
درحالیکه جمعیت آمریکا ۴برابر ایران است، تولید ناخالص داخلی (GDP) آن ۶۳برابر ماست. در آمریکا حدود ۱۱% و در ایران بیش از ۳۰% جمعیت زیر خط فقر هستند. یعنی آمریکا با ۳۴۰ میلیون نفر جمعیت، ۳۶ میلیون فقیر دارد و ما با ۸۵ میلیون نفر جمعیت، ۲۶ میلیون فقیر.
✍ احسان بداغی
+ نه خیر، خیلی هم خوب اعداد را میفهمند، وقتی خمس و زکات و فطریه و سهم امام و پول روضه و منبر میگیرند، خوب میفهمند. اما مثل شغال دروغگو هستند، خدعه میکنند و اراجیف میبافند تا مردم سادهدل را فریب دهند، اصلا کارشان فریب مردم بوده و هست.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
درحالیکه جمعیت آمریکا ۴برابر ایران است، تولید ناخالص داخلی (GDP) آن ۶۳برابر ماست. در آمریکا حدود ۱۱% و در ایران بیش از ۳۰% جمعیت زیر خط فقر هستند. یعنی آمریکا با ۳۴۰ میلیون نفر جمعیت، ۳۶ میلیون فقیر دارد و ما با ۸۵ میلیون نفر جمعیت، ۲۶ میلیون فقیر.
✍ احسان بداغی
+ نه خیر، خیلی هم خوب اعداد را میفهمند، وقتی خمس و زکات و فطریه و سهم امام و پول روضه و منبر میگیرند، خوب میفهمند. اما مثل شغال دروغگو هستند، خدعه میکنند و اراجیف میبافند تا مردم سادهدل را فریب دهند، اصلا کارشان فریب مردم بوده و هست.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
روی چمن از شکوفهها رنگین شد
وز عطر اقاقیا هوا سنگین شد
در نغمهٔ هر چلچله پیغامی هست:
کای خفتهٔ روزگار، فروردین شد
فریدون مشیری
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
روی چمن از شکوفهها رنگین شد
وز عطر اقاقیا هوا سنگین شد
در نغمهٔ هر چلچله پیغامی هست:
کای خفتهٔ روزگار، فروردین شد
فریدون مشیری
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
"ابتدا طالب چیز هایی باشید که برای روان نیک است ، سپس چیز های دیگر تامین خواهد شد یا دست کم نبودشان را احساس نخواهید کرد"
حقیقت ما را غنی نمیسازد، بلکه آزاد میسازد ...
🖌 ویل دورانت
📕 تاریخ فلسفه
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
حقیقت ما را غنی نمیسازد، بلکه آزاد میسازد ...
🖌 ویل دورانت
📕 تاریخ فلسفه
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هیچ بحران انرژی، بحران غذا یا بحران محیط زیستی در کار نیست؛
بحران، "بحران نادانی" است!
ریچارد فولر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بحران، "بحران نادانی" است!
ریچارد فولر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شورای حقوق بشر سازمان ملل
قطعنامه پیشنهادی A/HRC/58/L.20/Rev.1 درباره وضعیت وخیم حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل (HRC58) با ۲۴ رای موافق، ۸ رای مخالف و ۱۵ رای ممتنع به تصویب رسید.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
قطعنامه پیشنهادی A/HRC/58/L.20/Rev.1 درباره وضعیت وخیم حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل (HRC58) با ۲۴ رای موافق، ۸ رای مخالف و ۱۵ رای ممتنع به تصویب رسید.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
من از میان
ریشههای گیاهان گوشتخوار میآیم
و مغز من هنوز
لبریز از صدای وحشتِ پروانهایست
که او را
در دفتری به سنجاقی
مصلوب کردهاند.
«فروغ فرخزاد»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ریشههای گیاهان گوشتخوار میآیم
و مغز من هنوز
لبریز از صدای وحشتِ پروانهایست
که او را
در دفتری به سنجاقی
مصلوب کردهاند.
«فروغ فرخزاد»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا: درحال فشار بر جمهوری اسلامی برای مذاکره مستقیم هستیم و مذاکره غیر مستقیم در دستور کار نیست.
ترامپ در گفتگو با مطبوعات در پاسخ به سوالی درباره محتوای نامه ایرانی ها، گفت:
نامه ها را فراموش کنید!!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ترامپ در گفتگو با مطبوعات در پاسخ به سوالی درباره محتوای نامه ایرانی ها، گفت:
نامه ها را فراموش کنید!!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
🔵 مصطفی مهرآیین
خطاب به آیت الله سید علی خامنهای:
آیا دعوت به اندیشیدن و عقلانیت و نقد رهبری دادگاه میخواهد؟
۱. جناب آقای خامنهای ادواردو گالیانو، روزنامهنگار شاعر مسلک، در قطعهای به نام "در ستایش صدای آدمی" مینویسد
"صدای آدمی را نمیتوان خاموش کرد. صدا حقیقتی است. صدا زادهی نیاز آدمی به گفتن است. دهان را که ببندند، دستها به سخن در میآیند یا چشمها یا روزنههای پوست یا هر چه. زیرا تک تک ما حرفی برای گفتن داریم، حرفی که سزاست دیگران بستایند یا ببخشایند".
به همین نحو، پابلو نرودا در وصف شاعری خویش میگوید "من کلماتم را بر در خانهی بسیاری از مردمی نهادم که نمیشناختم شان".
من در دو نامه قبلی به شما کلماتم را به در خانه شما آوردم، اما گویا شما کلمات را نه به سان کلمه که به سان "کاستن از ارزش ولایت مطلقه" خود دیدهاید که نیروهای قضاییِ تحت امرتان بالفور ابلاغیهی حضور در دادسرا و جلسهی بازپرسی را برایم فرستادهاند.
۲. جناب آقای خامنهای من معلمم و با کلمات زندگی میکنم تا آنجا که کلمات هورمونهای وجود من را بالا و پایین میکنند و گاه با آنها گریه میکنم و گاه میرقصم و گاه با برخورد با واژهای ساعتها در خلوت خود به جایی خیره میشوم. این البته نه تنها حال من که حال کل اهل فرهنگ است. شما گویا با وجود تمامیِ تعاریفی که از شما در خصوص میزان مطالعهتان کردهاند، اصولا با جهان واژهها و معلمی بیگانهاید.
در ابلاغیهتان نوشتهاید دفاع از اتهامات انتسابی.
مگر اندیشیدن اتهامی است که من بخواهم در مقابل آن از خود دفاع کنم؟
اندیشیدن ماهیت انسانی ماست. مگر انسان از ماهیت خود هم دفاع میکند؟ عجیبتر آنکه فرمودهاند برای خود وکیل و وثیقه بیاورید و در جلسه حاضر شوید و گرنه جلب میشوید!!
اندکی از وجود خود خجالت بکشید که از یک استاد دانشگاه پیمانی که فقط سه دانگ خانه در اردبیل به اسم دارد و یک ماشین تیبا درخواست وثیقه میکنید.
شما با حکمرانیتان برای من و امثال من چه زندگی ساختهاید که اکنون مدعی دریافت وثیقه میشوید؟
گفتهاید اگر حضور نیابم دستور به جلب میدهید.
زندانی را از زندان رفتن میترسانید. مگر آنچه امروز ما در آن زندگی میکنیم چیزی جز یک زندان بزرگ به نام ایران است؟
من بارها گفتهام ما در این حکومت تبدیل به انسانهای "نامرده" شدهایم یعنی نه آنقدر زندهایم که زندگی کنیم و نه میمیریم که از درد بودن در ذیل حکومت شما خلاص شویم.
من را از چه می ترسانید؟ از مرگ؟
انسان نامرده تنها منتظر دفن خود است. گفتهاید دستگیر میشوید.
شما با کدام وجدان اخلاقی و با کدام احساس قدرت دینی و پالایش درونی به خود حق میدهید به یک معلم بگویید من تو را به جرم نقد حکمرانیِ خودم دستگیر میکنم؟
من قطعا در دادگاه شما حضور پیدا نمیکنم تا بدانید هیچ ارزشی برای شیوهی حکمرانی شما که به آن از سوی خودم و تمامی مردم ایران نمره مردودی دادم قائل نیستم.
من خطر گفتگو با شما را به جان نخریدم که بعد از آن به قواعد غلط حکمرانی شما تن دهم.
من تمام قواعد حکمرانی شما را منحل اعلام میکنم، چرا که معتقدم قواعد حاکم بر شیوهی حکمرانی شما چیزی جز "قواعد مرگ" نیست.
حالا به هر طریق دوست دارید مرا دستگیر کنید تا نشان دهید در تمام این سالها حتی آداب و مناسک برخورد با اهل فرهنگ را نیاموختهاید.
۳.جناب آقای خامنهای،
به زبان نادژدا ماندلشتایم، همسر شاعر بزرگ روس اوسیپ ماندلشتایم، "فریاد آخرین نشانهی شأن انسانی ست. این شیوهی آدمیست برای آنکه ردی از خود باقی بگذارد، به آدم ها بگوید چگونه زیسته و جان داده است. انسان با فریادهایش مدعی حق زندگیاش میشود، به جهان بیرون پیام میفرستد، کمک میطلبد و از آنها میخواهد مقاومت کنند. آن زمان که چیزی باقی نمانده باشد، باید که فریاد کشید. سکوت به واقع جرمیست علیه انسانیت".
من در مقابل شما و دستگاه ظلم و جورتان سکوت نمیکنم حتی اگر با مرگ خودم روبرو شوم. ترس متعلق به زمانیست که شما هنوز امیدی دارید به آنکه چیزی یا دارایی یا آنچه به آن تعلق دارید را حفظ کنید. من در این جهان به سان یک درویش زندگی کردهام و هیچ تعلقی به جهان بیرون ندارم و هیچ امیدی هم دیگر در این جهان ندارم. پس بگذارید خیالتان را راحت کنم "امید که از دست برود، هراس هم از بین میرود، دیگر چیزی نیست که بخواهی از آن بترسی".
من خودم را نه در مقابل دستگاه قضای گوش به فرمان شما، بلکه در مقابل خود شما میبینم:
ایده را باید با ایده پاسخ گفت، صدا را با صدا، سخن را با سخن. اگر ایده را با زور پاسخ میدهید یعنی چیزی برای دفاع ندارید. شما بیدفاع و بیایدهاید و این را به خوبی در رسالهی حکمرانی خود نشان دادهاید.
خطاب به آیت الله سید علی خامنهای:
آیا دعوت به اندیشیدن و عقلانیت و نقد رهبری دادگاه میخواهد؟
۱. جناب آقای خامنهای ادواردو گالیانو، روزنامهنگار شاعر مسلک، در قطعهای به نام "در ستایش صدای آدمی" مینویسد
"صدای آدمی را نمیتوان خاموش کرد. صدا حقیقتی است. صدا زادهی نیاز آدمی به گفتن است. دهان را که ببندند، دستها به سخن در میآیند یا چشمها یا روزنههای پوست یا هر چه. زیرا تک تک ما حرفی برای گفتن داریم، حرفی که سزاست دیگران بستایند یا ببخشایند".
به همین نحو، پابلو نرودا در وصف شاعری خویش میگوید "من کلماتم را بر در خانهی بسیاری از مردمی نهادم که نمیشناختم شان".
من در دو نامه قبلی به شما کلماتم را به در خانه شما آوردم، اما گویا شما کلمات را نه به سان کلمه که به سان "کاستن از ارزش ولایت مطلقه" خود دیدهاید که نیروهای قضاییِ تحت امرتان بالفور ابلاغیهی حضور در دادسرا و جلسهی بازپرسی را برایم فرستادهاند.
۲. جناب آقای خامنهای من معلمم و با کلمات زندگی میکنم تا آنجا که کلمات هورمونهای وجود من را بالا و پایین میکنند و گاه با آنها گریه میکنم و گاه میرقصم و گاه با برخورد با واژهای ساعتها در خلوت خود به جایی خیره میشوم. این البته نه تنها حال من که حال کل اهل فرهنگ است. شما گویا با وجود تمامیِ تعاریفی که از شما در خصوص میزان مطالعهتان کردهاند، اصولا با جهان واژهها و معلمی بیگانهاید.
در ابلاغیهتان نوشتهاید دفاع از اتهامات انتسابی.
مگر اندیشیدن اتهامی است که من بخواهم در مقابل آن از خود دفاع کنم؟
اندیشیدن ماهیت انسانی ماست. مگر انسان از ماهیت خود هم دفاع میکند؟ عجیبتر آنکه فرمودهاند برای خود وکیل و وثیقه بیاورید و در جلسه حاضر شوید و گرنه جلب میشوید!!
اندکی از وجود خود خجالت بکشید که از یک استاد دانشگاه پیمانی که فقط سه دانگ خانه در اردبیل به اسم دارد و یک ماشین تیبا درخواست وثیقه میکنید.
شما با حکمرانیتان برای من و امثال من چه زندگی ساختهاید که اکنون مدعی دریافت وثیقه میشوید؟
گفتهاید اگر حضور نیابم دستور به جلب میدهید.
زندانی را از زندان رفتن میترسانید. مگر آنچه امروز ما در آن زندگی میکنیم چیزی جز یک زندان بزرگ به نام ایران است؟
من بارها گفتهام ما در این حکومت تبدیل به انسانهای "نامرده" شدهایم یعنی نه آنقدر زندهایم که زندگی کنیم و نه میمیریم که از درد بودن در ذیل حکومت شما خلاص شویم.
من را از چه می ترسانید؟ از مرگ؟
انسان نامرده تنها منتظر دفن خود است. گفتهاید دستگیر میشوید.
شما با کدام وجدان اخلاقی و با کدام احساس قدرت دینی و پالایش درونی به خود حق میدهید به یک معلم بگویید من تو را به جرم نقد حکمرانیِ خودم دستگیر میکنم؟
من قطعا در دادگاه شما حضور پیدا نمیکنم تا بدانید هیچ ارزشی برای شیوهی حکمرانی شما که به آن از سوی خودم و تمامی مردم ایران نمره مردودی دادم قائل نیستم.
من خطر گفتگو با شما را به جان نخریدم که بعد از آن به قواعد غلط حکمرانی شما تن دهم.
من تمام قواعد حکمرانی شما را منحل اعلام میکنم، چرا که معتقدم قواعد حاکم بر شیوهی حکمرانی شما چیزی جز "قواعد مرگ" نیست.
حالا به هر طریق دوست دارید مرا دستگیر کنید تا نشان دهید در تمام این سالها حتی آداب و مناسک برخورد با اهل فرهنگ را نیاموختهاید.
۳.جناب آقای خامنهای،
به زبان نادژدا ماندلشتایم، همسر شاعر بزرگ روس اوسیپ ماندلشتایم، "فریاد آخرین نشانهی شأن انسانی ست. این شیوهی آدمیست برای آنکه ردی از خود باقی بگذارد، به آدم ها بگوید چگونه زیسته و جان داده است. انسان با فریادهایش مدعی حق زندگیاش میشود، به جهان بیرون پیام میفرستد، کمک میطلبد و از آنها میخواهد مقاومت کنند. آن زمان که چیزی باقی نمانده باشد، باید که فریاد کشید. سکوت به واقع جرمیست علیه انسانیت".
من در مقابل شما و دستگاه ظلم و جورتان سکوت نمیکنم حتی اگر با مرگ خودم روبرو شوم. ترس متعلق به زمانیست که شما هنوز امیدی دارید به آنکه چیزی یا دارایی یا آنچه به آن تعلق دارید را حفظ کنید. من در این جهان به سان یک درویش زندگی کردهام و هیچ تعلقی به جهان بیرون ندارم و هیچ امیدی هم دیگر در این جهان ندارم. پس بگذارید خیالتان را راحت کنم "امید که از دست برود، هراس هم از بین میرود، دیگر چیزی نیست که بخواهی از آن بترسی".
من خودم را نه در مقابل دستگاه قضای گوش به فرمان شما، بلکه در مقابل خود شما میبینم:
ایده را باید با ایده پاسخ گفت، صدا را با صدا، سخن را با سخن. اگر ایده را با زور پاسخ میدهید یعنی چیزی برای دفاع ندارید. شما بیدفاع و بیایدهاید و این را به خوبی در رسالهی حکمرانی خود نشان دادهاید.
نیروهای مدافع شما هم بیایدهاند تا آنجا که تلاش یک معلم برای ایجاد تغییر در سیاستهای مخرب جامعهاش را با تمسخر به میل به لایک گرفتن و سلبریتی شدن تعبیر کردهاند، غافل از آنکه این میل به نمایش جزیی از ماهیت و درونمایه کلیدی ایدئولوژی بنیادگرای شماست که چیزی جز یک نمایش توخالی نیست و با اولین تشر یک رئیسجمهور قدرتمند در آمریکا بر باد میرود. قدرت واقعی این سرزمین از مردم و معلمان این سرزمین است و آنها نیازی به نمایشهای دروغین از جنس نیروهای دستگاه حاکم شما ندارند.
۴. جناب آقای خامنهای، من به تجربه و دانش فهمیدهام آنچه باعث تداوم خشونت و وحشت میشود نه قدرت دستگاه سرکوب نظام حاکم، بلکه سکوت قربانیان ظلم و جور است. من آنچه بیش از همه به آن نیاز دارید را از شما خواهم گرفت: سکوت را.
به زبان مارتین لوتر کینگ من از جنس افراد مدافع صلح ایجابی هستم تا طرفداران صلح سلبی که نصیحت میکنند تنشها را آشکار نکنید تا زمان مناسب برسد. من با این نامهها، تنشهای پنهانی مخفی را به سطح میآورم، نمایانش میکنم و میکوشم مبارزهای کنشگرا، رودرو و خشونت پرهیز را به پیش ببرم و قطعا در این مسیر افراطیام همانگونه که محمد (ص) به شکلی افراطی وعدهی گذاشتن ماه و خورشید در دستانش را نپذیرفت و علی (ع) به شکل افراطی حکومت را به آب دهان گوسفندان شبیه دانست، و مارتین لوتر گفت" اینجا میایستم .کاری دیگری از من بر نمیآید، خدایا یاری ام کن"
و عیسی مسیح با افراط در عشق گفت "دشمنانت را دوست بدار، آن کس که تو را نفرین میکند دعا کن، برای آنها که به تو کینه میورزند دعا کن".
این معلم جامعهشناسی هم در بیان ایدههایش و نقد جمهوری اسلامی افراطی است و به زبان آبراهام لینکلن به شما اعلام میکند؛
"این ملت دوام نخواهد آورد اگر نیمیشان برده و نیمی دیگر آزاده باشند".
جناب آقای خامنهای، من به عنوان یک اهل فرهنگ بردهی شما نیستم و شما ارباب ملت ایران نیستید. بنابراین، در نظام سیاسی که کل نهادهای آن به تعطیلی کشیده شدهاند و نشانی از فعالیت آنها وجود ندارد، دستگاه قضایی ظلم و زور خود را هم متوقف کنید و بیش از این با اعمال زور لخت و عریان بر اهل فرهنگ نپردازید.
این را هر دانشجوی جامعه شناسی میداند که کد میدان فرهنگ، گفتگو است و نمیتوان کد زور و قدرت که متعلق به حوزهی سیاست است را بر میدان فرهنگ حاکم ساخت.
من در دادگاه ظلم و جور شما حاضر نخواهم شد. اگر دوست دارید بیایید با هم گفتگو و مناظره کنیم تا بر این مردم آشکار شود که هر یک از ما چه در درون داریم، چه میگوییم و برای این سرزمین چه میخواهیم.
مصطفی مهرآیین
معلم جامعه شناسی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
۴. جناب آقای خامنهای، من به تجربه و دانش فهمیدهام آنچه باعث تداوم خشونت و وحشت میشود نه قدرت دستگاه سرکوب نظام حاکم، بلکه سکوت قربانیان ظلم و جور است. من آنچه بیش از همه به آن نیاز دارید را از شما خواهم گرفت: سکوت را.
به زبان مارتین لوتر کینگ من از جنس افراد مدافع صلح ایجابی هستم تا طرفداران صلح سلبی که نصیحت میکنند تنشها را آشکار نکنید تا زمان مناسب برسد. من با این نامهها، تنشهای پنهانی مخفی را به سطح میآورم، نمایانش میکنم و میکوشم مبارزهای کنشگرا، رودرو و خشونت پرهیز را به پیش ببرم و قطعا در این مسیر افراطیام همانگونه که محمد (ص) به شکلی افراطی وعدهی گذاشتن ماه و خورشید در دستانش را نپذیرفت و علی (ع) به شکل افراطی حکومت را به آب دهان گوسفندان شبیه دانست، و مارتین لوتر گفت" اینجا میایستم .کاری دیگری از من بر نمیآید، خدایا یاری ام کن"
و عیسی مسیح با افراط در عشق گفت "دشمنانت را دوست بدار، آن کس که تو را نفرین میکند دعا کن، برای آنها که به تو کینه میورزند دعا کن".
این معلم جامعهشناسی هم در بیان ایدههایش و نقد جمهوری اسلامی افراطی است و به زبان آبراهام لینکلن به شما اعلام میکند؛
"این ملت دوام نخواهد آورد اگر نیمیشان برده و نیمی دیگر آزاده باشند".
جناب آقای خامنهای، من به عنوان یک اهل فرهنگ بردهی شما نیستم و شما ارباب ملت ایران نیستید. بنابراین، در نظام سیاسی که کل نهادهای آن به تعطیلی کشیده شدهاند و نشانی از فعالیت آنها وجود ندارد، دستگاه قضایی ظلم و زور خود را هم متوقف کنید و بیش از این با اعمال زور لخت و عریان بر اهل فرهنگ نپردازید.
این را هر دانشجوی جامعه شناسی میداند که کد میدان فرهنگ، گفتگو است و نمیتوان کد زور و قدرت که متعلق به حوزهی سیاست است را بر میدان فرهنگ حاکم ساخت.
من در دادگاه ظلم و جور شما حاضر نخواهم شد. اگر دوست دارید بیایید با هم گفتگو و مناظره کنیم تا بر این مردم آشکار شود که هر یک از ما چه در درون داریم، چه میگوییم و برای این سرزمین چه میخواهیم.
مصطفی مهرآیین
معلم جامعه شناسی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing