اعتصاب کارگران فولاد مادکوش بندرعباس در اعتراض به عدم پرداخت حقوق
یکشنبه ۹ آذرماه، کارگران و کارکنان شرکت فولاد مادکوش بندرعباس علیه بیعدالتی، تبعیض و عدم پرداخت حقوق خود اقدام به برگزاری اعتصاب کردند.
ایشان نسبت به سطح پایین حقوق و عدم پرداخت به موقع دستمزد و مزایا معترض هستند و خواستار پاسخگویی مسئولان به مطالبات شغلی و معیشتی خود شدند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
یکشنبه ۹ آذرماه، کارگران و کارکنان شرکت فولاد مادکوش بندرعباس علیه بیعدالتی، تبعیض و عدم پرداخت حقوق خود اقدام به برگزاری اعتصاب کردند.
ایشان نسبت به سطح پایین حقوق و عدم پرداخت به موقع دستمزد و مزایا معترض هستند و خواستار پاسخگویی مسئولان به مطالبات شغلی و معیشتی خود شدند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
Photo
.
زهرا شفیعی دهاقانی، نویسنده، فیلمساز و زندانی سیاسی سابق، آثار خود را از
جشنواره بینالمللی انیمیشن تانزانیت، که «حامی جمهوری اسلامیست»، خارج کرد.
زهرا شفیعی در توضیح این اتفاق نوشت:
تن و بدنم لرزید وقتی فهمیدم فستیوال بینالمللی انیمیشن تانزانیت، که انیمیشنهای من را بهعنوان نامزد جایزه در فستیوال معرفی کرده! پشتوانهاش جمهوری اسلامی است و صفحه پیج مدیریتش را زمانیکه برایم پیام تبریک فرستاده بود، دیدم، خشکم زد !
تمام صفحهاش پر از پستهایی بود که از جمهوری اسلامی و تروریستها حمایت کرده بود!
خیلی با خودم کلنجار رفتم که چه کارکنم؟ به خودم گفتم: این امتحان من است من سالها معترض عملکرد جمهوری اسلامی بودهام و اکنون قرار است از طریقی که فهمیدم، به من نفعی برسد آیا سکوت میکنم یا به همگان میگویم که در دنیای فستیوالهای خارجی، رد پای جمهوری اسلامی و تروریستها، چقدر پررنگ است؟
یا اینکه بخاطر منفعتم سکوت میکنم؟ محال است پا روی خون بچههای ایران بگذارم، محال است پا روی زندگی بر باد رفتهی زنان و مردان و جوانان و نوجوانان معترض ایرانم بگذارم. پا روی جان آنهایی که جانشان در سلولها و زندانهای جمهوری اسلامی پوسید!
من تصمیم گرفتم انیمیشنهایم را از فستیوالی که پشتوانهاش پول و سرمایهی ملی است و جمهوری اسلامی خرج هیجاناتش میکند!، از بخش اصلی فستیوال انیمیشن تانزانیت خارج کنم.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
زهرا شفیعی دهاقانی، نویسنده، فیلمساز و زندانی سیاسی سابق، آثار خود را از
جشنواره بینالمللی انیمیشن تانزانیت، که «حامی جمهوری اسلامیست»، خارج کرد.
زهرا شفیعی در توضیح این اتفاق نوشت:
تن و بدنم لرزید وقتی فهمیدم فستیوال بینالمللی انیمیشن تانزانیت، که انیمیشنهای من را بهعنوان نامزد جایزه در فستیوال معرفی کرده! پشتوانهاش جمهوری اسلامی است و صفحه پیج مدیریتش را زمانیکه برایم پیام تبریک فرستاده بود، دیدم، خشکم زد !
تمام صفحهاش پر از پستهایی بود که از جمهوری اسلامی و تروریستها حمایت کرده بود!
خیلی با خودم کلنجار رفتم که چه کارکنم؟ به خودم گفتم: این امتحان من است من سالها معترض عملکرد جمهوری اسلامی بودهام و اکنون قرار است از طریقی که فهمیدم، به من نفعی برسد آیا سکوت میکنم یا به همگان میگویم که در دنیای فستیوالهای خارجی، رد پای جمهوری اسلامی و تروریستها، چقدر پررنگ است؟
یا اینکه بخاطر منفعتم سکوت میکنم؟ محال است پا روی خون بچههای ایران بگذارم، محال است پا روی زندگی بر باد رفتهی زنان و مردان و جوانان و نوجوانان معترض ایرانم بگذارم. پا روی جان آنهایی که جانشان در سلولها و زندانهای جمهوری اسلامی پوسید!
من تصمیم گرفتم انیمیشنهایم را از فستیوالی که پشتوانهاش پول و سرمایهی ملی است و جمهوری اسلامی خرج هیجاناتش میکند!، از بخش اصلی فستیوال انیمیشن تانزانیت خارج کنم.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ بهروز رهبریفر درباره شکست ایران برابر بحرین در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲
❗️از داخل ایران دستور آمد: بهتره که پیروز نشوید!
+ وحشت از تجمع و همبستگی مردم همیشه بوده است. رمز پیروزی بر پلیدی حاکم، همین است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
❗️از داخل ایران دستور آمد: بهتره که پیروز نشوید!
+ وحشت از تجمع و همبستگی مردم همیشه بوده است. رمز پیروزی بر پلیدی حاکم، همین است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سیمای دو زن
داستانهای عاشقانهٔ «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، هردو سرودهٔ «نظامی گنجوی» سرایندهٔ توانمند ایرانی هستند.
منظومهٔ «خسرو و شیرین» داستان عاشقانهای است در ایران باستان و یادی است از معشوقهٔ از کفرفتهٔ دوران جوانی نظامی به نام «آفاق». به نحوی که در این هشتصد سال کسی نتوانسته مانندش را بسراید؛ و «لیلی و مجنون» هم داستان دلدادگی دو جوان است در دیار عرب.
نظامی در آغاز هر دو داستان مدعی است که در اصل داستان تصرفی نکرده است.
نظامی ناخوداگاه در «لیلی و مجنون» به ترسیم چهرهٔ زن در دیار عرب و در «خسرو و شیرین» به نمایاندن چهرهٔ زن در ایران باستان پرداخته است.
لیلی، پروردهٔ جامعهای است که دلبستگی را مقدمهٔ انحرافی میپندارد که نتیجهاش سقوط حتمی در جهنم وحشتانگیز فحشاست. در این سرزمین پاکی و تقوا، بدا به حال دختر و پسر جوانی که نگاه عاشقانهای رد و بدل کنند.
اما در دیار شیرین، منعی بر مصاحبت و معاشرت بیآلایش مرد و زن نیست و عجبا که در عین آزادی معاشرت، شخصیت دختران، پاسدار عفاف ایشان است.
دختری سرشناس، یکه و تنها، بر پشت اسب مینشیند و از ناف ارمنستان تا قلب تیسفون میتازد و کسی متعرض او نمیشود.
اما وضع لیلی چنین نیست و جرایمش بسیار. نخست این که زن به دنیا آمده و از هر اختیار و انتخابی محروم. گناه دیگرش زیباییست. در نظام قبیلهای، مرگ و زندگی او در قبضهٔ استبداد مردان است. پدر لیلی مرد مقتدری است که چون از تعلق خاطر قیس (مجنون) و دخترش با خبر میشود، در حصار خانه زندانیاش میکند و زندانبانش، زن فلکزدهای است به نام مادر که به فرمان شفاعتناپذیر شوهر مجبور است رابطهٔ دخترش را با جهان خارج قطع کند.
اما فضای داستان «خسرو و شیرین» متفاوت است. دنیای شیرین، دنیای بیپرواییهاست. شیرین، دستپروردهٔ زنی است که به گفتهٔ نظامی: «ز مردان بیشتر دارد سترگی». شیرین، دختر ورزشکار نشاططلب طبیعتدوستی است که بر اسبی زمانهگرد برمینشیند و با جماعتی از دختران همسنوسال خود که: «ز برقع نیستشان بر روی بندی» و هر یک با فنون سوارکاری و دفاع از خویش آشنایی دارند، به چوگان بازی میرود.
دختری که در چنین محیطی بالیده در مورد طبیعیترین حق مشروع خویش، یعنی انتخاب شوهر، گرفتار هیچ مانعی نیست.
شیرین در کنار عاشق خود خسرو، اسب میتازد، به گردش و تفریح میپردازد، مذاکره میکند، شرط و شروط میگذارد و امتیاز میگیرد و در همهحال پاکدامنی خود را پاس میدارد.
و آن طرف زندگی سراسر تسلیم لیلی است. خالی از هر تلاشی. از مکتبخانهاش باز میگیرند و در خانه زندانیاش میکنند و به شوهر نادیدهٔ نامطبوعی میدهندش، بیآنکه اعتراضی بکند.
این است تصویری از موقعیت زن در نظام قبیلهای عرب و جایگاه زن در ایران.
✍️علیاکبر سعیدی سیرجانی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
داستانهای عاشقانهٔ «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، هردو سرودهٔ «نظامی گنجوی» سرایندهٔ توانمند ایرانی هستند.
منظومهٔ «خسرو و شیرین» داستان عاشقانهای است در ایران باستان و یادی است از معشوقهٔ از کفرفتهٔ دوران جوانی نظامی به نام «آفاق». به نحوی که در این هشتصد سال کسی نتوانسته مانندش را بسراید؛ و «لیلی و مجنون» هم داستان دلدادگی دو جوان است در دیار عرب.
نظامی در آغاز هر دو داستان مدعی است که در اصل داستان تصرفی نکرده است.
نظامی ناخوداگاه در «لیلی و مجنون» به ترسیم چهرهٔ زن در دیار عرب و در «خسرو و شیرین» به نمایاندن چهرهٔ زن در ایران باستان پرداخته است.
لیلی، پروردهٔ جامعهای است که دلبستگی را مقدمهٔ انحرافی میپندارد که نتیجهاش سقوط حتمی در جهنم وحشتانگیز فحشاست. در این سرزمین پاکی و تقوا، بدا به حال دختر و پسر جوانی که نگاه عاشقانهای رد و بدل کنند.
اما در دیار شیرین، منعی بر مصاحبت و معاشرت بیآلایش مرد و زن نیست و عجبا که در عین آزادی معاشرت، شخصیت دختران، پاسدار عفاف ایشان است.
دختری سرشناس، یکه و تنها، بر پشت اسب مینشیند و از ناف ارمنستان تا قلب تیسفون میتازد و کسی متعرض او نمیشود.
اما وضع لیلی چنین نیست و جرایمش بسیار. نخست این که زن به دنیا آمده و از هر اختیار و انتخابی محروم. گناه دیگرش زیباییست. در نظام قبیلهای، مرگ و زندگی او در قبضهٔ استبداد مردان است. پدر لیلی مرد مقتدری است که چون از تعلق خاطر قیس (مجنون) و دخترش با خبر میشود، در حصار خانه زندانیاش میکند و زندانبانش، زن فلکزدهای است به نام مادر که به فرمان شفاعتناپذیر شوهر مجبور است رابطهٔ دخترش را با جهان خارج قطع کند.
اما فضای داستان «خسرو و شیرین» متفاوت است. دنیای شیرین، دنیای بیپرواییهاست. شیرین، دستپروردهٔ زنی است که به گفتهٔ نظامی: «ز مردان بیشتر دارد سترگی». شیرین، دختر ورزشکار نشاططلب طبیعتدوستی است که بر اسبی زمانهگرد برمینشیند و با جماعتی از دختران همسنوسال خود که: «ز برقع نیستشان بر روی بندی» و هر یک با فنون سوارکاری و دفاع از خویش آشنایی دارند، به چوگان بازی میرود.
دختری که در چنین محیطی بالیده در مورد طبیعیترین حق مشروع خویش، یعنی انتخاب شوهر، گرفتار هیچ مانعی نیست.
شیرین در کنار عاشق خود خسرو، اسب میتازد، به گردش و تفریح میپردازد، مذاکره میکند، شرط و شروط میگذارد و امتیاز میگیرد و در همهحال پاکدامنی خود را پاس میدارد.
و آن طرف زندگی سراسر تسلیم لیلی است. خالی از هر تلاشی. از مکتبخانهاش باز میگیرند و در خانه زندانیاش میکنند و به شوهر نادیدهٔ نامطبوعی میدهندش، بیآنکه اعتراضی بکند.
این است تصویری از موقعیت زن در نظام قبیلهای عرب و جایگاه زن در ایران.
✍️علیاکبر سعیدی سیرجانی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
@MousighiGolha
Jalal hemati-Bigharar
🎼 بیقرار
خواننده : جلال همتی
آهنگ : مهدی خالدی (اصفهان)
شعر : میرناصر شریفی
جز به تو من دل خود به کسی ندهم
مهدی خالدی
(زاده ۶ مرداد ۱۲۹۸ تهران
درگذشته ۹ آذرماه ۱۳۶۹)
موسیقی دان، آهنگساز و نوازنده ایرانی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خواننده : جلال همتی
آهنگ : مهدی خالدی (اصفهان)
شعر : میرناصر شریفی
جز به تو من دل خود به کسی ندهم
مهدی خالدی
(زاده ۶ مرداد ۱۲۹۸ تهران
درگذشته ۹ آذرماه ۱۳۶۹)
موسیقی دان، آهنگساز و نوازنده ایرانی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع و راهپیمایی اعتراضی بازنشستگان
شوش و هفت تپه
یکشنبه ۹ آذر ماه ۱۴۰۴ و تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش در مقابل تامین اجتماعی
گرانی تورم بلای جان مردم
اعتراض به فقرو نداری، فلاکت و گرانی، تورم افسارگسیخته، اعتراض به دستمزدها های ناچیز و نامناسب، نبود آسایش و امنیت، در اعتراض به نبود بیمارستان ، درمان و امکانات پزشکی رایگان و مناسب، نبود رفاه، در اعتراض به فضای ترس و رعبت، اعتراض به تبعیض، اعتراض به دزدی، اعتراض به سیستمی که ثروت جامعه را غارت و چپاول می کند، اعتراض به دزدی و رانت خواری، اعتراض به این نکبت حاکم، اعتراض به ستم و استثمار
نابود باد بندگی، زنده باد زندگی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شوش و هفت تپه
یکشنبه ۹ آذر ماه ۱۴۰۴ و تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش در مقابل تامین اجتماعی
گرانی تورم بلای جان مردم
اعتراض به فقرو نداری، فلاکت و گرانی، تورم افسارگسیخته، اعتراض به دستمزدها های ناچیز و نامناسب، نبود آسایش و امنیت، در اعتراض به نبود بیمارستان ، درمان و امکانات پزشکی رایگان و مناسب، نبود رفاه، در اعتراض به فضای ترس و رعبت، اعتراض به تبعیض، اعتراض به دزدی، اعتراض به سیستمی که ثروت جامعه را غارت و چپاول می کند، اعتراض به دزدی و رانت خواری، اعتراض به این نکبت حاکم، اعتراض به ستم و استثمار
نابود باد بندگی، زنده باد زندگی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تیغی درون حنجره
خاری درون چشم
با دستهائی از خزه انباشته
از کوچه تا خیابان
از قتلگاه بازو
تا بیکران ویران بودن
آرام و ناگزیر میآید
صبح از کنار گرسنگی
برمیخیزد
و تا شب آهن و سیمان و دود
از رشتههای آبی رگهایش
تارهای تاریک
میتنند.
اندیشهاش چگونه از این دام میرهد،
و حس دردش
کی، در کدام رگ، جاری
میگردد؟
با وهمناک خستگی و بیپناهی
خو کرده است و
در همهی شهر
آوای آشنائی
جز همرهان رنج مداوم
تاریکنای عمرش را
روشن نمیکند.
ای بردبار
خورشید خشمگین و هراسان نمیشود
حتی اگر هزار سال
بر تو بتابد
چونانکه بر تمام نیاکانمان
تابیده است.
جز تو کسی نه بوده
نه خواهد بود.
جز تو مدار آهن و آتش را هیچ کس
نمیشناسد.
وین سان که در کناره خاک ایستادهای
جز تو کسی بسادگی آسمان نخواهد بود.
بنگر چگونه میجهد از گوشهای شهاب،
بنگر چگونه آب
سختای سنگ را میترکاند.
این غول نیست،
پرواری صبوریت اینک
از چار سوی خستگی سرزمینت
برخاستهست؛
و اندامش آفتاب را پوشانده است.
بنگر چگونه خشم یکی ذره
پوستش را
میلرزاند.
با گردباد سینهات آغاز کن
توفان تمام عالم را خواهد گرفت.
«محمد مختاری»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خاری درون چشم
با دستهائی از خزه انباشته
از کوچه تا خیابان
از قتلگاه بازو
تا بیکران ویران بودن
آرام و ناگزیر میآید
صبح از کنار گرسنگی
برمیخیزد
و تا شب آهن و سیمان و دود
از رشتههای آبی رگهایش
تارهای تاریک
میتنند.
اندیشهاش چگونه از این دام میرهد،
و حس دردش
کی، در کدام رگ، جاری
میگردد؟
با وهمناک خستگی و بیپناهی
خو کرده است و
در همهی شهر
آوای آشنائی
جز همرهان رنج مداوم
تاریکنای عمرش را
روشن نمیکند.
ای بردبار
خورشید خشمگین و هراسان نمیشود
حتی اگر هزار سال
بر تو بتابد
چونانکه بر تمام نیاکانمان
تابیده است.
جز تو کسی نه بوده
نه خواهد بود.
جز تو مدار آهن و آتش را هیچ کس
نمیشناسد.
وین سان که در کناره خاک ایستادهای
جز تو کسی بسادگی آسمان نخواهد بود.
بنگر چگونه میجهد از گوشهای شهاب،
بنگر چگونه آب
سختای سنگ را میترکاند.
این غول نیست،
پرواری صبوریت اینک
از چار سوی خستگی سرزمینت
برخاستهست؛
و اندامش آفتاب را پوشانده است.
بنگر چگونه خشم یکی ذره
پوستش را
میلرزاند.
با گردباد سینهات آغاز کن
توفان تمام عالم را خواهد گرفت.
«محمد مختاری»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
کجا بودم کجا رفتم کجایم من نمیدانم
به تاریکی در افتادم رهِ روشن نمیدانم
ندارم من درین حیرت به شرح حال خود حاجت
که او داند که من چونم اگرچه من نمیدانم
چو من گم گشتهام از خود چه جویم باز جان و تن
که گنج جان نمیبینم طلسم تن نمیدانم
چگونه دم توانم زد درین دریای بیپایان
که درد عاشقان آنجا به جز شیون نمیدانم
برونِ پرده گر مویی کنی اثباتِ شرک افتد
که من در پرده جز نامی ز مرد و زن نمیدانم
در آن خرمن که جان من در آنجا خوشه میچیند
همه عالم و مافیها به نیم ارزن نمیدانم
از آنم سوخته خرمن که من عمری درین صحرا
اگرچه خوشه میچینم ره خرمن نمیدانم
چو از هر دو جهان خود را نخواهم مسکنی هرگز
سزای درد این مسکین یکی مسکن نمیدانم
عطار نیشابوری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
به تاریکی در افتادم رهِ روشن نمیدانم
ندارم من درین حیرت به شرح حال خود حاجت
که او داند که من چونم اگرچه من نمیدانم
چو من گم گشتهام از خود چه جویم باز جان و تن
که گنج جان نمیبینم طلسم تن نمیدانم
چگونه دم توانم زد درین دریای بیپایان
که درد عاشقان آنجا به جز شیون نمیدانم
برونِ پرده گر مویی کنی اثباتِ شرک افتد
که من در پرده جز نامی ز مرد و زن نمیدانم
در آن خرمن که جان من در آنجا خوشه میچیند
همه عالم و مافیها به نیم ارزن نمیدانم
از آنم سوخته خرمن که من عمری درین صحرا
اگرچه خوشه میچینم ره خرمن نمیدانم
چو از هر دو جهان خود را نخواهم مسکنی هرگز
سزای درد این مسکین یکی مسکن نمیدانم
عطار نیشابوری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۱۰ ساخته و نوآوری بینظیر ایرانیان باستان که همچنان مورد استفاده قرار میگیرند.
تمدن پارس به دلیل تعداد اختراعاتی که به نامش ثبت شده، یکی از علمیترین تمدنهای باستان به شمار میرود. اکثر این ابداعات بسیار ساده بودند و با استفاده از منابع موجود در کشور ساخته میشدند. ضمناً این احتمال وجود دارد که به صورت تمام و کمال از پتانسیلهای این ابداعات در ایران باستان با خبر نباشیم و باستانشناسان همچنان به مرور زمان دست به اکتشافات تازه میزنند تا سبب آشناییمان با آفرینشهای نامکشوفِ ایرانیان شوند.
(رازی و خوارزمی در قرن دوم هجری بودند و مربوط به ایران باستان نیستند)
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
۱۰ ساخته و نوآوری بینظیر ایرانیان باستان که همچنان مورد استفاده قرار میگیرند.
تمدن پارس به دلیل تعداد اختراعاتی که به نامش ثبت شده، یکی از علمیترین تمدنهای باستان به شمار میرود. اکثر این ابداعات بسیار ساده بودند و با استفاده از منابع موجود در کشور ساخته میشدند. ضمناً این احتمال وجود دارد که به صورت تمام و کمال از پتانسیلهای این ابداعات در ایران باستان با خبر نباشیم و باستانشناسان همچنان به مرور زمان دست به اکتشافات تازه میزنند تا سبب آشناییمان با آفرینشهای نامکشوفِ ایرانیان شوند.
(رازی و خوارزمی در قرن دوم هجری بودند و مربوط به ایران باستان نیستند)
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قدرت خرید حداقل دستمزد ماهیانه کارگران ایران از ۳۱ کیلوگرم گوشت در سال ۱۳۹۵ به ۹ کیلوگرم در سال ۱۴۰۴ رسیده است؛
قدرت خرید دستمزد ماهیانه کارگران ساده در کشورهای حوزه خلیج فارس معادل ۴۰ کیلو گرم در بحرین، ۳۸ کیلوگرم در قطر؛ ۶۵ کیلوگرم در عمان؛ ۴۵ کیلوگرم در امارات و ۷۰ کیلو گرم در عربستان است.
+ قیمت بنزین مطابق حوزه خلیج فارس، دستمزد مطابق کجا؟
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
قدرت خرید دستمزد ماهیانه کارگران ساده در کشورهای حوزه خلیج فارس معادل ۴۰ کیلو گرم در بحرین، ۳۸ کیلوگرم در قطر؛ ۶۵ کیلوگرم در عمان؛ ۴۵ کیلوگرم در امارات و ۷۰ کیلو گرم در عربستان است.
+ قیمت بنزین مطابق حوزه خلیج فارس، دستمزد مطابق کجا؟
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هزینه یک پرس چلوکباب طی ده سال گذشته حداقل ۴۹۰۰ درصد افزایش یافته — از ۶ هزار به ۳۰۰ هزار تومن رسیده؟ یعنی پنجاه برابر شده (خبرآنلاین).
سال ۹۴ حداقل دستمزد ۷۱۲ هزار تومن بود که حدوداً میشد ۱۲۰ پرس چلوکباب. امسال حداقل دستمزد ۱۰ میلیون و چهارصد هست که میشه حدود ۳۵ پرس چلوکباب. چه اسمی غیر از فاجعه میشه بر این گذاشت؟
🔗امروز حساب میکردم سال ۱۳۸۰ حدود ۸۰ هزار تومن حقوق داشتم. با مدرک دیپلم و سن کم. اون موقع ۸۰ هزار تومن معادل هزار دلار (۱۱۵ میلیون) یا معادل یک و نیم سکه بود (۲۰۰ میلیون). کسانی که در دهههای هفتاد و هشتاد حقوق میگرفتند، خودشون میتونن حساب کنند.
✍-مهدی تدینی
+ کاهش شدید کیفیت کباب را هم در نظر بگیرید
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سال ۹۴ حداقل دستمزد ۷۱۲ هزار تومن بود که حدوداً میشد ۱۲۰ پرس چلوکباب. امسال حداقل دستمزد ۱۰ میلیون و چهارصد هست که میشه حدود ۳۵ پرس چلوکباب. چه اسمی غیر از فاجعه میشه بر این گذاشت؟
🔗امروز حساب میکردم سال ۱۳۸۰ حدود ۸۰ هزار تومن حقوق داشتم. با مدرک دیپلم و سن کم. اون موقع ۸۰ هزار تومن معادل هزار دلار (۱۱۵ میلیون) یا معادل یک و نیم سکه بود (۲۰۰ میلیون). کسانی که در دهههای هفتاد و هشتاد حقوق میگرفتند، خودشون میتونن حساب کنند.
✍-مهدی تدینی
+ کاهش شدید کیفیت کباب را هم در نظر بگیرید
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
حکومت الیگارش ولایی رانتخوار جنایتکار
کمی با تامل به این اعداد نگاه کنید:
ذرت دامی ۱۶۵%
کنجاله سویا ۱۰۵%
جو دامی ۱۵۰%
سبوس گندم ۱۲۵%
دانه سویا ۱۲۵%
دانه های روغنی ۱۱۰%
🔗در طول یک سال گذشته در بازار ایران گران شده است:
از قضا همه این موارد همانهایی هستند که در این مدت دلار ترجیحی و ثابت ۲۸.۵۰۰ تومانی دریافت کرده اند آنهم به میزان ۱۰ میلیارد دلار!
هیجان انگیزتر اینکه قیمت جهانی همه موارد فوق بطور متوسط ۲۰% کاهش داشته است!
❓نتیجه؟
گوشت ۱۰۰%
مرغ ۷۰%
تخم مرغ ۱۱۰%
لبنیات ۸۰%
روغن ۷۰%
گران شده است
🔗در دیگر اقلام مانند برنج و حبوبات نیز چنین است. برغم کاهش ۱۵% نرخ جهانی و تخصیص ارز نیمایی در ایران بیش از ۲ برابر شده اند
🔗در واقع ۶۰% گران شدن دلار آزاد در این مدت به گرد گران شدن مواد غذایی نرسیده است و این به واقع هنر حکمرانی است!
🔗تفسیر علت این پدیده جالب را بعهده مخاطب گرامی میگذاریم
ریختن عرق شرم را به عهده مسئولین دلسوز
و نام گذاری اینگونه دلارها را به عهده خودمان :
هیچ نامی برازنده تر از "دلار سفید" برای آن نیست.
✍حامد پاک طینت
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
کمی با تامل به این اعداد نگاه کنید:
ذرت دامی ۱۶۵%
کنجاله سویا ۱۰۵%
جو دامی ۱۵۰%
سبوس گندم ۱۲۵%
دانه سویا ۱۲۵%
دانه های روغنی ۱۱۰%
🔗در طول یک سال گذشته در بازار ایران گران شده است:
از قضا همه این موارد همانهایی هستند که در این مدت دلار ترجیحی و ثابت ۲۸.۵۰۰ تومانی دریافت کرده اند آنهم به میزان ۱۰ میلیارد دلار!
هیجان انگیزتر اینکه قیمت جهانی همه موارد فوق بطور متوسط ۲۰% کاهش داشته است!
❓نتیجه؟
گوشت ۱۰۰%
مرغ ۷۰%
تخم مرغ ۱۱۰%
لبنیات ۸۰%
روغن ۷۰%
گران شده است
🔗در دیگر اقلام مانند برنج و حبوبات نیز چنین است. برغم کاهش ۱۵% نرخ جهانی و تخصیص ارز نیمایی در ایران بیش از ۲ برابر شده اند
🔗در واقع ۶۰% گران شدن دلار آزاد در این مدت به گرد گران شدن مواد غذایی نرسیده است و این به واقع هنر حکمرانی است!
🔗تفسیر علت این پدیده جالب را بعهده مخاطب گرامی میگذاریم
ریختن عرق شرم را به عهده مسئولین دلسوز
و نام گذاری اینگونه دلارها را به عهده خودمان :
هیچ نامی برازنده تر از "دلار سفید" برای آن نیست.
✍حامد پاک طینت
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing