۲۹ آذر سالروز درگذشت استاد ابوالحسن صبا
(زاده ۱۴ فروردین ۱۲۸۱ تهران -- درگذشته ۲۹ آذر ۱۳۳۶ تهران) استاد بزرگ موسیقی، آهنگساز و نوازنده
فرزند ابوالقاسم کمالالسلطنه و از خانوادهای آشنا به موسیقی و اهل ادب بود. پدرش پزشک، ادیب و دوستدار موسیقی بود و سهتار مینواخت و اولین استاد پسرش شد.
وی نخستین پویههای موسیقی را از پدرش فراگرفت و نزد میرزاعبداله فراهانی، درویشخان و علینقی وزیری تار و سهتار، نزد هنگآفرین ویلون، نزد اسماعیلزاده کمانچه، نزد علیاکبر شاهی سنتور، نزد اکبرخان نی و نزد حاجیخان، ضرب آموخت.
در جوانی به مدرسه کمالالملک رفت و نقاشی فراگرفت. همچنین در رشتههای سوهانکاری، نجاری، ریختهگری، معرقکاری و خاتمکاری کسب مهارت کرد که بعداً در ساختن آلات موسیقی بهکار بست. او آثار نیما و هدایت را میخواند و با نیما و شهریار روابط نزدیک داشت. در سال ۱۳۱۱ با یکی از شاگردانش بهنام منتخب اسفندیاری کوه نور، دختر عموی نیما، ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه دختر به نامهای غزاله، ژاله و رکسانا است.
پس از درگذشت استاد صبا، بنابر وصیت وی، خانهاش در ۲۹ آبان ۱۳۵۳ توسط دانشکده هنرهای زیبا به موزه تبدیل شد. این موزه در سال ۱۳۸۳ به کوشش نوه استاد سبا خویی که پیگیر ماجرای مرمت خانه و موزه بود، سرانجام به نتیجه رسید و به وضعیت فعلیاش در آمد.
فرامرز پایور، منوچهر صادقی، حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، غلامحسین بنان، مفخم پایان، علی تجویدی، جهانگیر کامیان، همایون خرم، اسداله ملک، رحمتاله بدیعی، ساسان سپنتا، قنبری مهر، اسماعیل چشم آذر، مهدی خالدی، عباس شاهپوری، مهدی مفتاح، محمدعلی بهارلو، حبیباله بدیعی، طغانیان دهکردی، سعید قراچورلو، شهریار، بابک رادمنش، حسین خواجه امیری "ایرج" ایرج کیایی، پرویز یاحقی و فرهاد فخرالدینی از شاگردان صبا بودند.
آرامگاه وی در گورستان ظهیرالدوله است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
(زاده ۱۴ فروردین ۱۲۸۱ تهران -- درگذشته ۲۹ آذر ۱۳۳۶ تهران) استاد بزرگ موسیقی، آهنگساز و نوازنده
فرزند ابوالقاسم کمالالسلطنه و از خانوادهای آشنا به موسیقی و اهل ادب بود. پدرش پزشک، ادیب و دوستدار موسیقی بود و سهتار مینواخت و اولین استاد پسرش شد.
وی نخستین پویههای موسیقی را از پدرش فراگرفت و نزد میرزاعبداله فراهانی، درویشخان و علینقی وزیری تار و سهتار، نزد هنگآفرین ویلون، نزد اسماعیلزاده کمانچه، نزد علیاکبر شاهی سنتور، نزد اکبرخان نی و نزد حاجیخان، ضرب آموخت.
در جوانی به مدرسه کمالالملک رفت و نقاشی فراگرفت. همچنین در رشتههای سوهانکاری، نجاری، ریختهگری، معرقکاری و خاتمکاری کسب مهارت کرد که بعداً در ساختن آلات موسیقی بهکار بست. او آثار نیما و هدایت را میخواند و با نیما و شهریار روابط نزدیک داشت. در سال ۱۳۱۱ با یکی از شاگردانش بهنام منتخب اسفندیاری کوه نور، دختر عموی نیما، ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه دختر به نامهای غزاله، ژاله و رکسانا است.
پس از درگذشت استاد صبا، بنابر وصیت وی، خانهاش در ۲۹ آبان ۱۳۵۳ توسط دانشکده هنرهای زیبا به موزه تبدیل شد. این موزه در سال ۱۳۸۳ به کوشش نوه استاد سبا خویی که پیگیر ماجرای مرمت خانه و موزه بود، سرانجام به نتیجه رسید و به وضعیت فعلیاش در آمد.
فرامرز پایور، منوچهر صادقی، حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، غلامحسین بنان، مفخم پایان، علی تجویدی، جهانگیر کامیان، همایون خرم، اسداله ملک، رحمتاله بدیعی، ساسان سپنتا، قنبری مهر، اسماعیل چشم آذر، مهدی خالدی، عباس شاهپوری، مهدی مفتاح، محمدعلی بهارلو، حبیباله بدیعی، طغانیان دهکردی، سعید قراچورلو، شهریار، بابک رادمنش، حسین خواجه امیری "ایرج" ایرج کیایی، پرویز یاحقی و فرهاد فخرالدینی از شاگردان صبا بودند.
آرامگاه وی در گورستان ظهیرالدوله است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نیست تردید زمستان گذرد
وز پیاش پیک بهار
با هزاران گل سرخ
بی گمان می آید...
«سعید سلطانپور»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
وز پیاش پیک بهار
با هزاران گل سرخ
بی گمان می آید...
«سعید سلطانپور»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هر حیوان كه از دور دیدی و ندانستی سگ و گرگ است یا آهو، ببین رو به سمت مرغزار و سبزینه است یا لاشه و استخوان؟
آدمی را نیز چون نشناسی، ببین به كدام سوی میرود؟
مولانا
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آدمی را نیز چون نشناسی، ببین به كدام سوی میرود؟
مولانا
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب یلدا
به یاد یلدا آقا فضلی
دختری که هرگز اظهار پشیمانی نکرد
نه به ضحاک
نه به گماشتگان جنایتکارش
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
به یاد یلدا آقا فضلی
دختری که هرگز اظهار پشیمانی نکرد
نه به ضحاک
نه به گماشتگان جنایتکارش
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نور میتواند از طریق فشار تابشی و انتقال زاویهای به یک جسم دوار نیرو وارد کند !
به این پدیده تکانه نوری میگویند
البته در شرایط خاصی اتفاق میافتد، به طور مثال فوتون ها در زمان برخورد به یک جسم و عدم بازتاب، مقداری ناچیزی نیرو به جسم وارد میکنند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
به این پدیده تکانه نوری میگویند
البته در شرایط خاصی اتفاق میافتد، به طور مثال فوتون ها در زمان برخورد به یک جسم و عدم بازتاب، مقداری ناچیزی نیرو به جسم وارد میکنند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
افسر نیروی انتظامی با انتشار این کلیپ اعلام میکند که به علت حقوق ناچیز (حدود ۱۷۰ دلار در ماه) آمادگی دارد که کلیه خود را به فروش بگذارد.
به خامنهای میگه تو که با امام زمان در ارتباط هستی ایندفعه که رفتی پیش امام زمان ازش سوال کن ما کارکنان نیروی انتظامی با شندرغاز حقوق و سه تا بچهی محصل و خونه مستأجری چگونه باید زندگی کنیم!!
پیش از او یک استوار دوم در یاسوج مشابه همین کار را انجام داده است که وی در صحبت هایش به او هم اشاره میکند.
لازم به ذکر است که میانگین حقوق پلیس در کشورهای حاشیه خلیج فارس ۲۷۰۰ دلار و در کشور جنگزده عراق میانگین حقوق پلیس ۱۲۰۰ دلار است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
به خامنهای میگه تو که با امام زمان در ارتباط هستی ایندفعه که رفتی پیش امام زمان ازش سوال کن ما کارکنان نیروی انتظامی با شندرغاز حقوق و سه تا بچهی محصل و خونه مستأجری چگونه باید زندگی کنیم!!
پیش از او یک استوار دوم در یاسوج مشابه همین کار را انجام داده است که وی در صحبت هایش به او هم اشاره میکند.
لازم به ذکر است که میانگین حقوق پلیس در کشورهای حاشیه خلیج فارس ۲۷۰۰ دلار و در کشور جنگزده عراق میانگین حقوق پلیس ۱۲۰۰ دلار است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
Photo
محکومیت گسترده بازداشتهای مراسم یادبود جاویدنام خسرو علیکردی توسط بیش از هزار فعال سیاسی و مدنی
بیش از هزار فعال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در بیانیهای مشترک، بازداشت گسترده شرکتکنندگان در مراسم یادبود جاوینثدنام خسرو علیکردی، وکیل مدافع حقوق بشر، در مشهد را به شدت محکوم کردند و خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی بازداشتشدگان شدند.
این بیانیه که امضای چهرههایی از طیفهای متنوع سیاسی و مدنی را به همراه دارد، برخوردهای خشونتآمیز، ضرب و شتم شرکتکنندگان و همراهی برخی افراد با این سرکوب را «زیرپا گذاشتن همه وجوه شأن انسانی» خوانده است.
امضاکنندگان تأکید کردهاند که برگزاری مراسم یادبود و عزاداری، بخشی جداییناپذیر از حقوق بنیادین انسانی و شهروندی است و سرکوب چنین تجمعات مسالمتآمیزی، نقض آشکار آزادیهای مدنی است.
در این بیانیه آمده است: «حضور گسترده شهروندان از نقاط مختلف کشور در مراسم یادبود خسرو علیکردی، نشانهای روشن از همبستگی اجتماعی و احترام عمیق مردمی است که رنج دیگران را رنج خود میدانند و در برابر بیعدالتی سکوت نمیکنند.»
امضاکنندگان همچنین بر حق بازداشتشدگان برای دسترسی به تماس تلفنی، ملاقات با خانواده، وکیل مستقل و خدمات پزشکی تأکید کرده و از همه باورمندان به آزادیهای مدنی خواستهاند در کنار زندانیان سیاسی بایستند.
بر اساس گزارشها، بیش از ۵۰ نفر از جمله نرگس محمدی (برنده نوبل صلح)، سپیده قلیان، عالیه مطلبزاده، جواد علیکردی (برادر خسرو)، علی آدینهزاده، هستی امیری، پوران ناظمی و دهها فعال دیگر در این مراسم بازداشت شدهاند.
این بیانیه در حالی منتشر میشود که فشار بر شرکتکنندگان در مراسم یادبود جاویدنام خسرو علیکردی ادامه دارد و واکنشهای بینالمللی، از جمله از سوی وزارت خارجه آمریکا، نیز این بازداشتها را محکوم کرده است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیش از هزار فعال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در بیانیهای مشترک، بازداشت گسترده شرکتکنندگان در مراسم یادبود جاوینثدنام خسرو علیکردی، وکیل مدافع حقوق بشر، در مشهد را به شدت محکوم کردند و خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی بازداشتشدگان شدند.
این بیانیه که امضای چهرههایی از طیفهای متنوع سیاسی و مدنی را به همراه دارد، برخوردهای خشونتآمیز، ضرب و شتم شرکتکنندگان و همراهی برخی افراد با این سرکوب را «زیرپا گذاشتن همه وجوه شأن انسانی» خوانده است.
امضاکنندگان تأکید کردهاند که برگزاری مراسم یادبود و عزاداری، بخشی جداییناپذیر از حقوق بنیادین انسانی و شهروندی است و سرکوب چنین تجمعات مسالمتآمیزی، نقض آشکار آزادیهای مدنی است.
در این بیانیه آمده است: «حضور گسترده شهروندان از نقاط مختلف کشور در مراسم یادبود خسرو علیکردی، نشانهای روشن از همبستگی اجتماعی و احترام عمیق مردمی است که رنج دیگران را رنج خود میدانند و در برابر بیعدالتی سکوت نمیکنند.»
امضاکنندگان همچنین بر حق بازداشتشدگان برای دسترسی به تماس تلفنی، ملاقات با خانواده، وکیل مستقل و خدمات پزشکی تأکید کرده و از همه باورمندان به آزادیهای مدنی خواستهاند در کنار زندانیان سیاسی بایستند.
بر اساس گزارشها، بیش از ۵۰ نفر از جمله نرگس محمدی (برنده نوبل صلح)، سپیده قلیان، عالیه مطلبزاده، جواد علیکردی (برادر خسرو)، علی آدینهزاده، هستی امیری، پوران ناظمی و دهها فعال دیگر در این مراسم بازداشت شدهاند.
این بیانیه در حالی منتشر میشود که فشار بر شرکتکنندگان در مراسم یادبود جاویدنام خسرو علیکردی ادامه دارد و واکنشهای بینالمللی، از جمله از سوی وزارت خارجه آمریکا، نیز این بازداشتها را محکوم کرده است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
برای شبِ چله
✍️آرش دارابیان
شب یلدا، فقط یک شبِ بلندتر از شبهای دیگر نیست.
یک مکث است؛
ایستادنِ جمعیِ انسان در تاریکترین نقطهی سال و گفتنِ آرامِ این جملهی نانوشته:
«از اینجا به بعد، نور برمیگردد.»
یلدا یعنی تولد.
نه تولدِ کودکانهی تقویمی، بلکه زایشِ معنا در دلِ تاریکی.
در جهانِ کهنِ ایرانی، شب چله لحظهای بود که انسان با طبیعت همنفس میشد؛
میدانست شب به نهایتِ خودش رسیده،
و همین دانستن، امید بود.
فلسفهی یلدا همینجاست:
اینکه تاریکی هرچقدر هم طولانی باشد،
نقطهی پایان دارد.
برای همین است که یلدا، شبِ بیداری است.
نه فقط بیدار ماندنِ چشمها،
بلکه بیدار ماندنِ دلها.
جمع شدن کنار هم،
قصه گفتن،
خاطرهها را از لابهلای دانههای انار بیرون کشیدن،
و حافظ را نه برای فال، که برای همصحبتی ورق زدن.
در خانههای قدیمی،
چله با صدای نفسِ بخاری،
با پوست کندنِ آرامِ هندوانه،
با خندهای که ناگهان اوج میگرفت،
و سکوتی که بعدش میآمد، معنا پیدا میکرد.
سکوتی که انگار همه میدانستند:
ما زندهایم،
ما با همایم،
و این خودش جشن است.
یلدا از ایران امروز بزرگتر است.
از مرزها عبور کرده،
در شعرهای رودکی نفس کشیده،
در افسانههای تاجیکستان مانده،
در حافظهی شبهای سرد سمرقند و بخارا نشسته،
در آذربایجان، در خراسان، در هر جایی که زبان و فرهنگ،
ردی از ایرانِ کهن را حفظ کردهاند.
ادبیات فارسی بدون یلدا قابل تصور نیست.
یلدا در شعر، همیشه استعارهی فراق بوده؛
شبِ انتظار،
شبِ آزمونِ صبر.
و صبح بعد از آن،
نویدِ وصال.
از همینجاست که شاعران ما بلد بودند
از دلِ تاریکی، روشنترین تصویرها را بیرون بکشند.
شب یلدا به ما یاد داده
که تاریکی را انکار نکنیم،
اما در آن ساکن هم نشویم.
یادمان داده
نور، همیشه با هیاهو نمیآید؛
گاهی آرام،
بیصدا،
از فردای همان شبِ بلند.
امشب،
اگر اناری در دست دارید،
اگر شعری زیر لب میآورید،
اگر کنار کسی نشستهاید—حتی اگر فقط در خیال—
بدانید که دارید
یکی از قدیمیترین تمرینهای انسانی را تکرار میکنید:
امید بستن،
در تاریکترین لحظه.
شب چله مبارک.
نه فقط به تقویم،
به دل.
بازنشر از: «ویرگول»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
✍️آرش دارابیان
شب یلدا، فقط یک شبِ بلندتر از شبهای دیگر نیست.
یک مکث است؛
ایستادنِ جمعیِ انسان در تاریکترین نقطهی سال و گفتنِ آرامِ این جملهی نانوشته:
«از اینجا به بعد، نور برمیگردد.»
یلدا یعنی تولد.
نه تولدِ کودکانهی تقویمی، بلکه زایشِ معنا در دلِ تاریکی.
در جهانِ کهنِ ایرانی، شب چله لحظهای بود که انسان با طبیعت همنفس میشد؛
میدانست شب به نهایتِ خودش رسیده،
و همین دانستن، امید بود.
فلسفهی یلدا همینجاست:
اینکه تاریکی هرچقدر هم طولانی باشد،
نقطهی پایان دارد.
برای همین است که یلدا، شبِ بیداری است.
نه فقط بیدار ماندنِ چشمها،
بلکه بیدار ماندنِ دلها.
جمع شدن کنار هم،
قصه گفتن،
خاطرهها را از لابهلای دانههای انار بیرون کشیدن،
و حافظ را نه برای فال، که برای همصحبتی ورق زدن.
در خانههای قدیمی،
چله با صدای نفسِ بخاری،
با پوست کندنِ آرامِ هندوانه،
با خندهای که ناگهان اوج میگرفت،
و سکوتی که بعدش میآمد، معنا پیدا میکرد.
سکوتی که انگار همه میدانستند:
ما زندهایم،
ما با همایم،
و این خودش جشن است.
یلدا از ایران امروز بزرگتر است.
از مرزها عبور کرده،
در شعرهای رودکی نفس کشیده،
در افسانههای تاجیکستان مانده،
در حافظهی شبهای سرد سمرقند و بخارا نشسته،
در آذربایجان، در خراسان، در هر جایی که زبان و فرهنگ،
ردی از ایرانِ کهن را حفظ کردهاند.
ادبیات فارسی بدون یلدا قابل تصور نیست.
یلدا در شعر، همیشه استعارهی فراق بوده؛
شبِ انتظار،
شبِ آزمونِ صبر.
و صبح بعد از آن،
نویدِ وصال.
از همینجاست که شاعران ما بلد بودند
از دلِ تاریکی، روشنترین تصویرها را بیرون بکشند.
شب یلدا به ما یاد داده
که تاریکی را انکار نکنیم،
اما در آن ساکن هم نشویم.
یادمان داده
نور، همیشه با هیاهو نمیآید؛
گاهی آرام،
بیصدا،
از فردای همان شبِ بلند.
امشب،
اگر اناری در دست دارید،
اگر شعری زیر لب میآورید،
اگر کنار کسی نشستهاید—حتی اگر فقط در خیال—
بدانید که دارید
یکی از قدیمیترین تمرینهای انسانی را تکرار میکنید:
امید بستن،
در تاریکترین لحظه.
شب چله مبارک.
نه فقط به تقویم،
به دل.
بازنشر از: «ویرگول»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
گل در بر و می در کف و
معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است
گو شمع میارید در اینجمع که امشب
در مـجلـس ما،
ماه رخ دوست تمام است
یاران گرامی و همیشه همراه کانال
در این روزگار سخت
در این روزگار تلخ
در این روزگار تنگ
امیدوارم توانسته باشید
با کمند فداکاری و شکیبایی و پشتکار
شادی را بر لب و خنده را بر دل، نگاه دارید
یلدا و شب چله
بر همگان
فرخنده و همایون باد
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است
گو شمع میارید در اینجمع که امشب
در مـجلـس ما،
ماه رخ دوست تمام است
یاران گرامی و همیشه همراه کانال
در این روزگار سخت
در این روزگار تلخ
در این روزگار تنگ
امیدوارم توانسته باشید
با کمند فداکاری و شکیبایی و پشتکار
شادی را بر لب و خنده را بر دل، نگاه دارید
یلدا و شب چله
بر همگان
فرخنده و همایون باد
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
زهرا شهباز طبری، مهندس برق اهل رشت و ساکن استان گیلان، با مدرک کارشناسی از دانشگاه صنعتی اصفهان و کارشناسیارشد در رشته انرژی پایدار از سوئد، شهروند ۶۷ سالهای است که در ۲۸ فروردین ۱۴۰۴ در منزلش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
او در جریان یک محاکمه در شعبه اول دادگاه انقلاب رشت، به اتهام به اتهام «بغی» از طریق عضویت در سازمان مخالف نظام ، به اعدام محکوم شده است. گزارشها حاکی از آن است که جلسه دادگاه او کمتر از ده دقیقه طول کشید، بدون وکیل مستقل و بهصورت ویدئو کنفرانس برگزار شد؛ ادعاهایی که شدیداً شک به عدالت قضایی در این پرونده را افزایش میدهند.
زهرا شهباز طبری، صرفا به خاطر نگهداری یک پارچه نوشته با محتوای «زن، مقاومت، آزادی» و یک فایل صوتی ارسال نشده به هیچ جایی و در دادگاهی ده دقیقهای محکوم به اعدام شده است. او مهندس بازنشسته شرکت برق منطقهای گیلان و زنی ۶۷ ساله و مادر دو فرزند است و پیشتر یک سال حبس با پابند الکترونیکی را تجربه کرده است
طبری، اتهام انتسابی را رد کرده و ضمن آنکه بر این موضوع پافشاری کرده که حتی چنین اتهامی نباید مجازات اعدام در پی داشته باشد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
او در جریان یک محاکمه در شعبه اول دادگاه انقلاب رشت، به اتهام به اتهام «بغی» از طریق عضویت در سازمان مخالف نظام ، به اعدام محکوم شده است. گزارشها حاکی از آن است که جلسه دادگاه او کمتر از ده دقیقه طول کشید، بدون وکیل مستقل و بهصورت ویدئو کنفرانس برگزار شد؛ ادعاهایی که شدیداً شک به عدالت قضایی در این پرونده را افزایش میدهند.
زهرا شهباز طبری، صرفا به خاطر نگهداری یک پارچه نوشته با محتوای «زن، مقاومت، آزادی» و یک فایل صوتی ارسال نشده به هیچ جایی و در دادگاهی ده دقیقهای محکوم به اعدام شده است. او مهندس بازنشسته شرکت برق منطقهای گیلان و زنی ۶۷ ساله و مادر دو فرزند است و پیشتر یک سال حبس با پابند الکترونیکی را تجربه کرده است
طبری، اتهام انتسابی را رد کرده و ضمن آنکه بر این موضوع پافشاری کرده که حتی چنین اتهامی نباید مجازات اعدام در پی داشته باشد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎼قصهی یلدا
خواننده: مریم رحیمی
آهنگ و تنظیم: بابک شهرکی
ترانهسرا: ابراهیم اسماعیلی اراضی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خواننده: مریم رحیمی
آهنگ و تنظیم: بابک شهرکی
ترانهسرا: ابراهیم اسماعیلی اراضی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
🎼 غیبت نور
▪️پاییزه مهربان
ظهر بدرود روز موعود
سایه سرد تو بر سرم بود
من همیشه دیر دیرم
دست خوب تو کو تا بگیرم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
▪️پاییزه مهربان
ظهر بدرود روز موعود
سایه سرد تو بر سرم بود
من همیشه دیر دیرم
دست خوب تو کو تا بگیرم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
☀️ انار ارزش آیینی دارد و نشانهی خورشید است
شما هیچ خوانی از خوانهای شب یلدا را در هیچ جای ایران نمییابید که میوهی انار در آن نباشد. زیرا این میوه ارزشی آیینی دارد. این میوه به شیوهای رازورانه نشانهی خورشید است. در میان میوهها نزدیکترین میوه از دید نمادشناختی به خورشید انار است. ولی در روزگاری در ایران که چندان کهن نیز نیست میوهی دیگری هم بر این خوان افزوده شده است؛ هندوانه. این میوه همچنان که از نام آن هم پیداست میوهی بومی ایران نیست. چرا هندوانه را هم در این روزگار بر این خوان مینهند؟ به پاس رنگ سرخ آن که یادآور یکی از رنگهای بنیادین خورشید است. مانند ماهی سرخ که بر خوان نوروزی جایی یافته است ولی به گمان در شمار نمادهای کهن این خوان نیست. بیگمان هر یک از این نمادها قصه و فلسفهای دارند. هنگامی که ما آنها را نماد مینامیم بر همین نکتهی باریک انگشت مینهیم. نماد پیشینهای بسیار دیرینه در تاریخ دارد. نمادها به صدها سال و حتی هزاران سال پیش برمیگردند. گاهی پیشینه نماد را ما میدانیم یا با پژوهش و رسیدن بر آن آگاه میشویم.
میرجلالالدین کزازی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
☀️ انار ارزش آیینی دارد و نشانهی خورشید است
شما هیچ خوانی از خوانهای شب یلدا را در هیچ جای ایران نمییابید که میوهی انار در آن نباشد. زیرا این میوه ارزشی آیینی دارد. این میوه به شیوهای رازورانه نشانهی خورشید است. در میان میوهها نزدیکترین میوه از دید نمادشناختی به خورشید انار است. ولی در روزگاری در ایران که چندان کهن نیز نیست میوهی دیگری هم بر این خوان افزوده شده است؛ هندوانه. این میوه همچنان که از نام آن هم پیداست میوهی بومی ایران نیست. چرا هندوانه را هم در این روزگار بر این خوان مینهند؟ به پاس رنگ سرخ آن که یادآور یکی از رنگهای بنیادین خورشید است. مانند ماهی سرخ که بر خوان نوروزی جایی یافته است ولی به گمان در شمار نمادهای کهن این خوان نیست. بیگمان هر یک از این نمادها قصه و فلسفهای دارند. هنگامی که ما آنها را نماد مینامیم بر همین نکتهی باریک انگشت مینهیم. نماد پیشینهای بسیار دیرینه در تاریخ دارد. نمادها به صدها سال و حتی هزاران سال پیش برمیگردند. گاهی پیشینه نماد را ما میدانیم یا با پژوهش و رسیدن بر آن آگاه میشویم.
میرجلالالدین کزازی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آخرین برگ_منوچهر طاهرزاده
@bazmemousighi
🎼آخرین برگ
آهنگساز و خواننده: منوچهر طاهرزاده
تنظیم: محمدرضا چراغعلی
ترانهسرا : کیومرث حیدری مشهور
تدوین: فریدون شهبازیان
یه نفر میاد که دلم داره هواش
تو گوش دلم پیچیده زنگ صداش
خورشید نگاش اگه نتابه تو شب سیامون
در قطب ظلمت یخ آجین میشه کویر دلامون
وای اگه نیاد اونی که اسمش رو لب بهاره
اونی که اسمش آخرین برگ باغ انتظاره
بی تو در تقدیر مردابِ دلم
خسته تر از روح گردابه دلم
تو بیا که آخرین برگ منی
آرزوی لحظهی مرگ منی
تو بیا که خستهام
ز جهان گسستهام
ای که اسم تو طلوع باور صبح
آه اگه نیای با خنده از در صبح
وقتی شب میرسه مثل یه همزاد پیر
تو گلوم میشکنه فریاد دستمو بگیر
بی تو در تقدیر مردابِ دلم
خستهتر از روح گردابه دلم
تو بیا که آخرین برگ منی
آرزوی لحظهی مرگ منی
تو بیا که خستهام
ز جهان گسستهام
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آهنگساز و خواننده: منوچهر طاهرزاده
تنظیم: محمدرضا چراغعلی
ترانهسرا : کیومرث حیدری مشهور
تدوین: فریدون شهبازیان
یه نفر میاد که دلم داره هواش
تو گوش دلم پیچیده زنگ صداش
خورشید نگاش اگه نتابه تو شب سیامون
در قطب ظلمت یخ آجین میشه کویر دلامون
وای اگه نیاد اونی که اسمش رو لب بهاره
اونی که اسمش آخرین برگ باغ انتظاره
بی تو در تقدیر مردابِ دلم
خسته تر از روح گردابه دلم
تو بیا که آخرین برگ منی
آرزوی لحظهی مرگ منی
تو بیا که خستهام
ز جهان گسستهام
ای که اسم تو طلوع باور صبح
آه اگه نیای با خنده از در صبح
وقتی شب میرسه مثل یه همزاد پیر
تو گلوم میشکنه فریاد دستمو بگیر
بی تو در تقدیر مردابِ دلم
خستهتر از روح گردابه دلم
تو بیا که آخرین برگ منی
آرزوی لحظهی مرگ منی
تو بیا که خستهام
ز جهان گسستهام
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing