This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحنه ای از شجاعت جوانان انقلابی
یکی از ماموران روی مردم اسلحه کشیده که یک معترض از پشت آمده و با یک حرکت، مامور مزدور خامنهای ضحاک رو نقش زمین کرد و ادامه ماجرا...
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
یکی از ماموران روی مردم اسلحه کشیده که یک معترض از پشت آمده و با یک حرکت، مامور مزدور خامنهای ضحاک رو نقش زمین کرد و ادامه ماجرا...
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیانیه مهندس حشمتالله طبرزدی از داخل زندان بابت محکومیت کشتار فجیع مردم بیدفاع ایران در دیماه ۴۰۴
وسعت این کشتار مصداق جنایت علیه بشریت است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
وسعت این کشتار مصداق جنایت علیه بشریت است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مسئول اصلی این روزگار هولناک شخص علی خامنهای و ساختار فاسد نظام حاکم است
بیانیه سوم ۱۷ تن
مردم شریف، شجاع و داغدار ایران،
کشتارِ گسترده و جمعیِ جانبهلبرسیدگانِ حقطلبی که شجاعانه راهی خیابان شدند تا به این نظام نامشروع پایان دهند، یک جنایت سازمانیافته حکومتی علیه بشریت بود. شلیک مستقیم گلولههای جنگی به مردم، ستاندنِ دههاهزار جان، تعقیب و بازداشت چنددههزار تن، تعرض به زخمیها، جلوگیری از درمان و حتی کشتن آنان، نامی جز اقدام علیه امنیت ملت ایران و خیانت به وطن ندارد. مسئول اصلی این روزگار هولناک شخص رهبر جمهوری اسلامی و ساختار سرکوبگر نظام حاکم است؛ ساختار خودکامهای که برای بقا از کشته پشته ساخت. بیاعتنا به اینکه خواست شهروندان حتی برای تغییر نظام سیاسی، از حقوق اساسی و بدیهی ملت است و حاکمیت حق ندارد با انگهای رسوایی چون «فتنهگر» «اغتشاشگر و تخریبگر» و یا «تروریست و وابسته به دشمن» حق بنیادین تعیین سرنوشت را از مردم سلب کند.
تکرار تلخ تجارب چند دهه اخیر نشان داده است، که مانع اصلی نجات ایران از مهلکهی حاضر شخص علی خامنهای و نظام استبداد دینی است، که هر روز بقای آن، گرد مرگ و نابودی بیشتر میپاشد، فروپاشی جامعه را گستردهتر میکند و سقوط میهن را در ورطهٔ ویرانی عمیقتر. چنانچه دههها ایران را در میان بحرانهای ناشی از سیاستهای ستیزهجویانه نگه داشت و اکنون احتمال جنگ در نتیجهی تداوم این حاکمیت، بیش از همیشه بر کشور سایه انداخته است.
در این بزنگاه تاریخی که آتیه میهن تاریکتر از هر زمان دیگر شده است، وظیفه خود میدانیم بر لزوم دادخواهی کشتهشدگان و آزادی همه زندانیان سیاسی تاکید کنیم. ما با آنکه آگاهیم قدرت کور هرگز به تغییر تن نخواهد داد، اما تنها راه نجات ایران را در محاکمه تمامی آمران و عاملان دستگاه سرکوب و پایانبخشی به نظام ناجمهوری و غیر انسانی حاکم میدانیم. تا با تشکیل جبهه فراگیر ملی برای برگزاری رفراندوم و تشکیل مجلس مؤسسان، همه مردم ایران از تمام سلایق سیاسی بتوانند در فرآیندی دموکراتیک و آگاهانه برای آینده سیاسی خود تصمیم بگیرند.
هشدار که جز این، کشور دچار چرخه خشونت خانمان سوز خواهد شد.
باشد که آفتاب آزادی بر مردم و میهن ما طلوع کند.
۸ بهمن ۱۴۰۴
قربان بهزادیاننژاد، جعفر پناهی، امیرسالار داودی، ویدا ربانی، محمد رسولاف، حسین رزاق، نسرین ستوده، ابوالفضل قدیانی، حاتم قادری، عباس صادقی، منظر ضرابی، بنیاد نرگس (به نمایندگی از نرگس محمدی)، مهدی محمودیان، سعید مدنی، عبدالله مومنی، محمد نجفی، صدیقه وسمقی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیانیه سوم ۱۷ تن
مردم شریف، شجاع و داغدار ایران،
کشتارِ گسترده و جمعیِ جانبهلبرسیدگانِ حقطلبی که شجاعانه راهی خیابان شدند تا به این نظام نامشروع پایان دهند، یک جنایت سازمانیافته حکومتی علیه بشریت بود. شلیک مستقیم گلولههای جنگی به مردم، ستاندنِ دههاهزار جان، تعقیب و بازداشت چنددههزار تن، تعرض به زخمیها، جلوگیری از درمان و حتی کشتن آنان، نامی جز اقدام علیه امنیت ملت ایران و خیانت به وطن ندارد. مسئول اصلی این روزگار هولناک شخص رهبر جمهوری اسلامی و ساختار سرکوبگر نظام حاکم است؛ ساختار خودکامهای که برای بقا از کشته پشته ساخت. بیاعتنا به اینکه خواست شهروندان حتی برای تغییر نظام سیاسی، از حقوق اساسی و بدیهی ملت است و حاکمیت حق ندارد با انگهای رسوایی چون «فتنهگر» «اغتشاشگر و تخریبگر» و یا «تروریست و وابسته به دشمن» حق بنیادین تعیین سرنوشت را از مردم سلب کند.
تکرار تلخ تجارب چند دهه اخیر نشان داده است، که مانع اصلی نجات ایران از مهلکهی حاضر شخص علی خامنهای و نظام استبداد دینی است، که هر روز بقای آن، گرد مرگ و نابودی بیشتر میپاشد، فروپاشی جامعه را گستردهتر میکند و سقوط میهن را در ورطهٔ ویرانی عمیقتر. چنانچه دههها ایران را در میان بحرانهای ناشی از سیاستهای ستیزهجویانه نگه داشت و اکنون احتمال جنگ در نتیجهی تداوم این حاکمیت، بیش از همیشه بر کشور سایه انداخته است.
در این بزنگاه تاریخی که آتیه میهن تاریکتر از هر زمان دیگر شده است، وظیفه خود میدانیم بر لزوم دادخواهی کشتهشدگان و آزادی همه زندانیان سیاسی تاکید کنیم. ما با آنکه آگاهیم قدرت کور هرگز به تغییر تن نخواهد داد، اما تنها راه نجات ایران را در محاکمه تمامی آمران و عاملان دستگاه سرکوب و پایانبخشی به نظام ناجمهوری و غیر انسانی حاکم میدانیم. تا با تشکیل جبهه فراگیر ملی برای برگزاری رفراندوم و تشکیل مجلس مؤسسان، همه مردم ایران از تمام سلایق سیاسی بتوانند در فرآیندی دموکراتیک و آگاهانه برای آینده سیاسی خود تصمیم بگیرند.
هشدار که جز این، کشور دچار چرخه خشونت خانمان سوز خواهد شد.
باشد که آفتاب آزادی بر مردم و میهن ما طلوع کند.
۸ بهمن ۱۴۰۴
قربان بهزادیاننژاد، جعفر پناهی، امیرسالار داودی، ویدا ربانی، محمد رسولاف، حسین رزاق، نسرین ستوده، ابوالفضل قدیانی، حاتم قادری، عباس صادقی، منظر ضرابی، بنیاد نرگس (به نمایندگی از نرگس محمدی)، مهدی محمودیان، سعید مدنی، عبدالله مومنی، محمد نجفی، صدیقه وسمقی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شب نورد محمدرضا شجریان
@VOTEHRAN
🎼 شب نورد
خواننده: محمدرضا شجریان
آهنگساز: محمدرضا لطفی
شب است و مادران شهر غمناك
هزارن گُل شكفتُ و خفت برخاك
به سیل صبح خواهان راه بستند
هزاران سینه و سر را شکستند
▪️به یاد عزیزان پرپر شده دی ماه ۱۴۰۴
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خواننده: محمدرضا شجریان
آهنگساز: محمدرضا لطفی
شب است و مادران شهر غمناك
هزارن گُل شكفتُ و خفت برخاك
به سیل صبح خواهان راه بستند
هزاران سینه و سر را شکستند
▪️به یاد عزیزان پرپر شده دی ماه ۱۴۰۴
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
رضا پهلوی در آینهی نقدهای نوظهورِ مشروطهخواهانِ لیبرال
✍محمد مالجو
دوستی دانا نکتۀ تلخ اما درستی میگوید:
«آیرونیِ [گواژه یا وارونهگویی] گزندهی روزگار ما این است که مشروطهخواهانِ صدرِ مشروطه برای بستن دستهای یک شاهِ صاحبقدرت برخاستند، اما مشروطهخواهان امروزی میخواهند ابتدا تاجی بر سر یک بیقدرت بگذارند و بعد با قانون دنبال مهار قدرت هیولایی بگردند که خود آفریدهاند.»
این واقعیت گزنده را نقطۀ عزیمت خوبی میدانم برای فهم تناقض درونی مشروطهخواهی معاصر. بااینحال اکنون در پی تشریح چنین تناقضی نیستم بلکه فقط میخواهم از نقدهای تیز مشروطهخواهان لیبرال امروزی بر شاه هنوز بیتاجشان، یعنی رضا پهلوی و حلقۀ پیرامونش، دفاع کنم.
مشروطهخواهان لیبرال چه نقدهایی به رضا پهلوی دارند؟ این پرسش البته شکاف عمیق نوظهوری در قلب اپوزیسیونِ پهلویخواهِ ایرانی را آشکار میکند، شکافی که به فهم قدرت و دموکراسی و نسبت ما با تاریخ استبداد بازمیگردد. واگراییِ نوپدید میان مشروطهخواهانِ لیبرال و رضا پهلوی ریشه در تفاوتهای عمیق در فهم گذار دموکراتیک و منطق قدرت دارد.
ابتدا اجازه دهید موضع خودم را صراحتاً روشن کنم: من جمهوریخواه هستم و معتقدم مشروطهخواهی در این خاک، چه مذهبی باشد و چه سکولار، سرانجام دیر یا زود به استبداد میانجامد. هر جا قدرت به نام تبار یا تقدس کوشیده «نماد وحدت» باشد سرانجام از نظارت شهروندان گریخته و به تمرکز و سرکوب رسیده است. بااینهمه، نقدهای مشروطهخواهان لیبرال بر رضا پهلوی و محفل تازهاش را جدی میدانم.
نقطۀ عزیمت این نقدها شخصیسازی افراطی سیاست است. رضا پهلوی نه پروژۀ نهادی میسازد و نه سازوکار پاسخگویی شکل میدهد، بلکه خود را محور سیاست تعریف میکند: رهبر ملی، نماد وحدت، نمایندۀ ملت، پدر همهمان. این زبان هیچ ربطی به گفتمان شهروندی ندارد و به مشارکت واقعی مردم هیچ اعتنایی نمیکند. از منظر مشروطهخواهان لیبرال، این تمرکز قدرت همان لغزش خطرناکی است که دموکراسی را پیش از تولد خفه میکند.
اما این تمرکز قدرت فوراً به یک روایت تاریخی مشروعیتبخش نیاز پیدا میکند. از همینجا سفیدشویی سازمانیافتۀ تاریخ پهلوی آغاز میشود، نه فقط در لسان پهلویستایان احساساتی، بلکه از قضا گاه حتی با مشارکت بخشی از مشروطهخواهان لیبرال ولو در پی اهدافی دیگر. سرکوب را اولی با اسطورۀ «دوران طلایی» تطهیر میکند و دومی با زبانی شبهتحلیلی به «هزینۀ ناگزیر مدرنیزاسیون» فرومیکاهد. رضاشاه همچون ضرورتی تاریخی جلوه مییابد و خفقان نیز مرحلهای تاریخی و ازاینرو طبیعی. استبداد، در هر دو حالت، عادیسازی میشود. بر این مبنا، ساواک و تعطیلی احزاب و سرکوب مخالفان و عقیمسازی نهادهای مدنی یا حذف میشوند یا به حاشیه میروند تا اسطورۀ «دوران طلایی» ساخته شود. این تحریف تاریخ نه نوستالژی بیضرر بلکه ابزار مشروعیتبخشی به بازگشت منطق اقتدار است. نوستالژیِ «دوران طلایی» سازوکار حافظهای گزینشی برای تطهیر اقتدار است، فرایندی که توسعه را برجسته میکند تا حذف آزادی از روایت تاریخ نامرئی شود.
وقتی گذشته تطهیر شود، دموکراسی نیز به شعاری کمجان تنزل مییابد. در گفتار رضا پهلوی معماریِ نهادیِ قدرت بهتمامی غایب است: مهار رهبری و حقوق مخالفان و سازوکار نظارت جای خود را به دعوت به «اعتماد» میدهند. دموکراسی برای رضا پهلوی بیشتر یک برچسب جذاب رسانهای است تا یک برنامۀ دقیق نهادی. نه از محدودسازی قدرت سخن روشنی هست، نه از نقش احزاب، نه از تضمین حقوق اقلیتها و مخالفان. همهچیز به اعتماد به یک فرد فروکاسته میشود. این دقیقاً همان مسیری است که هر استبدادی از آن آغاز شده است. سیاست دوباره شخصی میشود، نه قانونمحور.
این سیاست فردمحور برای بقا به احساسات جمعی تکیه میکند و اینجاست که نوستالژی به ابزار بسیج بدل میشود: ثباتی خیالی، اقتداری زیباسازیشده و گذشتهای که گویا بدون آزادی سیاسی هم شکوفا بوده است. رضا پهلوی سرمایۀ اصلی خود را نه بر سازماندهی اجتماعی بلکه بر احساسات نوستالژیک و خستگی جامعه از جمهوری اسلامی بنا کرده است. این شیوه مردم را از کنشگران مطالبهگر به تماشاگران امیدوار یک منجی بدل میکند. جامعه دیگر نقش شهروند فعال ندارد و صرفاً پیرو روایتِ رؤیاپردازانۀ نجات میشود.
زنجیرۀ این نقدها به یک هشدار میرسد: فردمحوری، سفیدشویی تاریخ، تهیسازی دموکراسی و بسیج نوستالژیک اجزای یک منطقاند، منطق بازتولید قدرت بیمهار. حتی اگر کسی مانند من اساساً با مشروطهخواهی مسئله داشته باشد، کماکان باید پروژۀ رضا پهلوی را در پرتو نقدهای مشروطهخواهانِ لیبرال آشکارا تهدیدی جدی برای آیندۀ آزادی سیاسی در ایران بداند. خطر پهلوی بازگشت یک نام نیست، بازگشت همان منطق قهرمانپرور و قانونگریز است، منطقی که در تاریخ ما همواره آزادی سیاسی را قربانی قدرت کرده است.
✍محمد مالجو
دوستی دانا نکتۀ تلخ اما درستی میگوید:
«آیرونیِ [گواژه یا وارونهگویی] گزندهی روزگار ما این است که مشروطهخواهانِ صدرِ مشروطه برای بستن دستهای یک شاهِ صاحبقدرت برخاستند، اما مشروطهخواهان امروزی میخواهند ابتدا تاجی بر سر یک بیقدرت بگذارند و بعد با قانون دنبال مهار قدرت هیولایی بگردند که خود آفریدهاند.»
این واقعیت گزنده را نقطۀ عزیمت خوبی میدانم برای فهم تناقض درونی مشروطهخواهی معاصر. بااینحال اکنون در پی تشریح چنین تناقضی نیستم بلکه فقط میخواهم از نقدهای تیز مشروطهخواهان لیبرال امروزی بر شاه هنوز بیتاجشان، یعنی رضا پهلوی و حلقۀ پیرامونش، دفاع کنم.
مشروطهخواهان لیبرال چه نقدهایی به رضا پهلوی دارند؟ این پرسش البته شکاف عمیق نوظهوری در قلب اپوزیسیونِ پهلویخواهِ ایرانی را آشکار میکند، شکافی که به فهم قدرت و دموکراسی و نسبت ما با تاریخ استبداد بازمیگردد. واگراییِ نوپدید میان مشروطهخواهانِ لیبرال و رضا پهلوی ریشه در تفاوتهای عمیق در فهم گذار دموکراتیک و منطق قدرت دارد.
ابتدا اجازه دهید موضع خودم را صراحتاً روشن کنم: من جمهوریخواه هستم و معتقدم مشروطهخواهی در این خاک، چه مذهبی باشد و چه سکولار، سرانجام دیر یا زود به استبداد میانجامد. هر جا قدرت به نام تبار یا تقدس کوشیده «نماد وحدت» باشد سرانجام از نظارت شهروندان گریخته و به تمرکز و سرکوب رسیده است. بااینهمه، نقدهای مشروطهخواهان لیبرال بر رضا پهلوی و محفل تازهاش را جدی میدانم.
نقطۀ عزیمت این نقدها شخصیسازی افراطی سیاست است. رضا پهلوی نه پروژۀ نهادی میسازد و نه سازوکار پاسخگویی شکل میدهد، بلکه خود را محور سیاست تعریف میکند: رهبر ملی، نماد وحدت، نمایندۀ ملت، پدر همهمان. این زبان هیچ ربطی به گفتمان شهروندی ندارد و به مشارکت واقعی مردم هیچ اعتنایی نمیکند. از منظر مشروطهخواهان لیبرال، این تمرکز قدرت همان لغزش خطرناکی است که دموکراسی را پیش از تولد خفه میکند.
اما این تمرکز قدرت فوراً به یک روایت تاریخی مشروعیتبخش نیاز پیدا میکند. از همینجا سفیدشویی سازمانیافتۀ تاریخ پهلوی آغاز میشود، نه فقط در لسان پهلویستایان احساساتی، بلکه از قضا گاه حتی با مشارکت بخشی از مشروطهخواهان لیبرال ولو در پی اهدافی دیگر. سرکوب را اولی با اسطورۀ «دوران طلایی» تطهیر میکند و دومی با زبانی شبهتحلیلی به «هزینۀ ناگزیر مدرنیزاسیون» فرومیکاهد. رضاشاه همچون ضرورتی تاریخی جلوه مییابد و خفقان نیز مرحلهای تاریخی و ازاینرو طبیعی. استبداد، در هر دو حالت، عادیسازی میشود. بر این مبنا، ساواک و تعطیلی احزاب و سرکوب مخالفان و عقیمسازی نهادهای مدنی یا حذف میشوند یا به حاشیه میروند تا اسطورۀ «دوران طلایی» ساخته شود. این تحریف تاریخ نه نوستالژی بیضرر بلکه ابزار مشروعیتبخشی به بازگشت منطق اقتدار است. نوستالژیِ «دوران طلایی» سازوکار حافظهای گزینشی برای تطهیر اقتدار است، فرایندی که توسعه را برجسته میکند تا حذف آزادی از روایت تاریخ نامرئی شود.
وقتی گذشته تطهیر شود، دموکراسی نیز به شعاری کمجان تنزل مییابد. در گفتار رضا پهلوی معماریِ نهادیِ قدرت بهتمامی غایب است: مهار رهبری و حقوق مخالفان و سازوکار نظارت جای خود را به دعوت به «اعتماد» میدهند. دموکراسی برای رضا پهلوی بیشتر یک برچسب جذاب رسانهای است تا یک برنامۀ دقیق نهادی. نه از محدودسازی قدرت سخن روشنی هست، نه از نقش احزاب، نه از تضمین حقوق اقلیتها و مخالفان. همهچیز به اعتماد به یک فرد فروکاسته میشود. این دقیقاً همان مسیری است که هر استبدادی از آن آغاز شده است. سیاست دوباره شخصی میشود، نه قانونمحور.
این سیاست فردمحور برای بقا به احساسات جمعی تکیه میکند و اینجاست که نوستالژی به ابزار بسیج بدل میشود: ثباتی خیالی، اقتداری زیباسازیشده و گذشتهای که گویا بدون آزادی سیاسی هم شکوفا بوده است. رضا پهلوی سرمایۀ اصلی خود را نه بر سازماندهی اجتماعی بلکه بر احساسات نوستالژیک و خستگی جامعه از جمهوری اسلامی بنا کرده است. این شیوه مردم را از کنشگران مطالبهگر به تماشاگران امیدوار یک منجی بدل میکند. جامعه دیگر نقش شهروند فعال ندارد و صرفاً پیرو روایتِ رؤیاپردازانۀ نجات میشود.
زنجیرۀ این نقدها به یک هشدار میرسد: فردمحوری، سفیدشویی تاریخ، تهیسازی دموکراسی و بسیج نوستالژیک اجزای یک منطقاند، منطق بازتولید قدرت بیمهار. حتی اگر کسی مانند من اساساً با مشروطهخواهی مسئله داشته باشد، کماکان باید پروژۀ رضا پهلوی را در پرتو نقدهای مشروطهخواهانِ لیبرال آشکارا تهدیدی جدی برای آیندۀ آزادی سیاسی در ایران بداند. خطر پهلوی بازگشت یک نام نیست، بازگشت همان منطق قهرمانپرور و قانونگریز است، منطقی که در تاریخ ما همواره آزادی سیاسی را قربانی قدرت کرده است.
👆+ لطفا با دقت و چندبار بخوانید، تک تک جملهها نیاز به تفکر و تحلیل دارد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
لو رفتن استخراج بیت کوین و تراکنش تتر توسط الیگارش حکومتی و بانک مرکزی با قطع اینترنت جهانی
شرکت توانیر اعلام کرد:
۲۴۰۰ مگاوات کاهش مصرف برق با قطع اینترنت داریم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شرکت توانیر اعلام کرد:
۲۴۰۰ مگاوات کاهش مصرف برق با قطع اینترنت داریم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ترکیه، عربستان، قطر، عمان و مصر تلاش میکنند که ج کثیف اسلامی باقی بماند، یک ایران مقتدر، روبه رشد و توسعه یافته مانع بزرگی برای رشد اقتصاد و ثبات جامعه سرکوب شده آنها خواهد بود.
دیدار نمایندگان ایران و آمریکا در آنکارا
روزنامه حریت ترکیه در تیتر یک شماره امروز خود با اشاره به گفتگوی تلفنی شب گذشته اردوغان و ترامپ آورده است:
رییس جمهور آمریکا با دیداری سه جانبه با حضور نمایندگان ایران، آمریکا و ترکیه در آنکارا موافقت کرده است.
روزنامه حریت با تیتر بیایید دیدار کنیم به گفتگوی تلفنی اردوغان و ترامپ پرداخته و گزارشی از پیشنهاد رییس جمهور ترکیه برای دیداری با حضور کارشناسان نظامی، امنیتی سه طرف در آنکارا پرداخته نوشته است.
اردوغان اعلام کرده آمادگی میزبانی از ترامپ و پزشکیان را دارد و طبق گزارش حریت عراقچی طی روزهای آینده به آنکارا سفر می کند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دیدار نمایندگان ایران و آمریکا در آنکارا
روزنامه حریت ترکیه در تیتر یک شماره امروز خود با اشاره به گفتگوی تلفنی شب گذشته اردوغان و ترامپ آورده است:
رییس جمهور آمریکا با دیداری سه جانبه با حضور نمایندگان ایران، آمریکا و ترکیه در آنکارا موافقت کرده است.
روزنامه حریت با تیتر بیایید دیدار کنیم به گفتگوی تلفنی اردوغان و ترامپ پرداخته و گزارشی از پیشنهاد رییس جمهور ترکیه برای دیداری با حضور کارشناسان نظامی، امنیتی سه طرف در آنکارا پرداخته نوشته است.
اردوغان اعلام کرده آمادگی میزبانی از ترامپ و پزشکیان را دارد و طبق گزارش حریت عراقچی طی روزهای آینده به آنکارا سفر می کند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بلومبرگ: امپراتوری پنهان املاک مجتبی خامنهای از تهران تا لندن
گزارش تحقیقی تازه بلومبرگ از شبکهای پیچیده از شرکتهای صوری، حسابهای بانکی و املاک لوکس در اروپا و خاورمیانه پرده برداشته که بنا بر ارزیابی نهادهای اطلاعاتی غربی، به مجتبی خامنهای، پسر دیکتاتوری جمهوری اسلامی، مرتبط است.
بلومبرگ در گزارشی با عنوان «چگونه پسر رهبر عالیرتبه ایران یک امپراتوری جهانی املاک ساخت» مینویسد مجتبی خامنهای با اتکا به افراد نزدیک به خود، از جمله علی انصاری، سرمایهگذاریهای گستردهای را در سطح بینالمللی سامان داده است. این شبکه، بهگفته بلومبرگ، از تهران تا دبی، فرانکفورت و لندن امتداد یافته و مالکیت نهایی آن از طریق لایههایی از شرکتهای پوششی به یکی از قدرتمندترین چهرههای خاورمیانه میرسد.
در بخش مهمی از گزارش، به عمارت بزرگی در خیابان بیشاپس اونیو در شمال اعیاننشین لندن اشاره میشود؛ ملکی که تحت حفاظت بادیگاردهای خصوصی است و در ظاهر یک سرمایهگذاری معمولی به نظر میرسد، اما پشت آن شبکهای چندلایه از شرکتهای صوری قرار دارد.
بلومبرگ تأکید میکند که هیچیک از این داراییها مستقیماً به نام مجتبی خامنهای ثبت نشده، اما اسناد نشان میدهد بسیاری از خریدها به نام علی انصاری انجام شده است؛ تاجری که دولت بریتانیا در ماه اکتبر او را تحریم کرد.
بر اساس این گزارش، این شبکه شامل املاک فوقلوکس در چند محله گرانقیمت لندن—از جمله خانهای به ارزش ۳۳.۷ میلیون پوند—همچنین ویلایی مجلل در منطقه موسوم به «بورلیهیلز دبی» و مجموعهای از هتلها در شهرهایی چون فرانکفورت و مایورکا است. به نوشته بلومبرگ، منابع مالی این معاملات از طریق حسابهایی در بانکهای بریتانیا، سوئیس، لیختناشتاین و امارات متحده عربی جابهجا شده و منشأ اصلی این پولها، به گفته افراد مطلع، فروش نفت ایران بوده است.
بلومبرگ از علی انصاری بهعنوان «مرد پولیِ مجتبی» یاد میکند؛ سرمایهداری ۵۷ ساله در حوزه ساختوساز که سال گذشته از سوی مقامهای بریتانیایی بهعنوان «بانکدار و تاجر فاسد ایرانی» معرفی و بهدلیل حمایت مالی از فعالیتهای سپاه پاسداران تحریم شد. با این حال، بهنوشته بلومبرگ، او هنوز تحت تحریم اتحادیه اروپا یا ایالات متحده قرار ندارد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
گزارش تحقیقی تازه بلومبرگ از شبکهای پیچیده از شرکتهای صوری، حسابهای بانکی و املاک لوکس در اروپا و خاورمیانه پرده برداشته که بنا بر ارزیابی نهادهای اطلاعاتی غربی، به مجتبی خامنهای، پسر دیکتاتوری جمهوری اسلامی، مرتبط است.
بلومبرگ در گزارشی با عنوان «چگونه پسر رهبر عالیرتبه ایران یک امپراتوری جهانی املاک ساخت» مینویسد مجتبی خامنهای با اتکا به افراد نزدیک به خود، از جمله علی انصاری، سرمایهگذاریهای گستردهای را در سطح بینالمللی سامان داده است. این شبکه، بهگفته بلومبرگ، از تهران تا دبی، فرانکفورت و لندن امتداد یافته و مالکیت نهایی آن از طریق لایههایی از شرکتهای پوششی به یکی از قدرتمندترین چهرههای خاورمیانه میرسد.
در بخش مهمی از گزارش، به عمارت بزرگی در خیابان بیشاپس اونیو در شمال اعیاننشین لندن اشاره میشود؛ ملکی که تحت حفاظت بادیگاردهای خصوصی است و در ظاهر یک سرمایهگذاری معمولی به نظر میرسد، اما پشت آن شبکهای چندلایه از شرکتهای صوری قرار دارد.
بلومبرگ تأکید میکند که هیچیک از این داراییها مستقیماً به نام مجتبی خامنهای ثبت نشده، اما اسناد نشان میدهد بسیاری از خریدها به نام علی انصاری انجام شده است؛ تاجری که دولت بریتانیا در ماه اکتبر او را تحریم کرد.
بر اساس این گزارش، این شبکه شامل املاک فوقلوکس در چند محله گرانقیمت لندن—از جمله خانهای به ارزش ۳۳.۷ میلیون پوند—همچنین ویلایی مجلل در منطقه موسوم به «بورلیهیلز دبی» و مجموعهای از هتلها در شهرهایی چون فرانکفورت و مایورکا است. به نوشته بلومبرگ، منابع مالی این معاملات از طریق حسابهایی در بانکهای بریتانیا، سوئیس، لیختناشتاین و امارات متحده عربی جابهجا شده و منشأ اصلی این پولها، به گفته افراد مطلع، فروش نفت ایران بوده است.
بلومبرگ از علی انصاری بهعنوان «مرد پولیِ مجتبی» یاد میکند؛ سرمایهداری ۵۷ ساله در حوزه ساختوساز که سال گذشته از سوی مقامهای بریتانیایی بهعنوان «بانکدار و تاجر فاسد ایرانی» معرفی و بهدلیل حمایت مالی از فعالیتهای سپاه پاسداران تحریم شد. با این حال، بهنوشته بلومبرگ، او هنوز تحت تحریم اتحادیه اروپا یا ایالات متحده قرار ندارد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیانیه میرحسین موسوی از حصر:
بازی به پایان رسید! تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید
بسمالله الرحمن الرحیم
▫️برگی سیاه بر تاریخ طولانی ملت ما افزوده شده است که ایران شبیه آن را به یاد ندارد. هرچه روزها میگذرند، ابعاد هولانگیز واقعه بیشتر نمایان میشود. خیانت و جنایتی بزرگ در حق مردم روی داده است. خانهها عزادارند. کوچهها عزادارند؛ شهرها و قصبهها عزادارند. پس از سالها تصاعدِ شدتِ سرکوب، این فاجعهای است که تا دههها، بلکه سدهها، از آن یاد خواهد شد. و رودخانهای از خونِ گرمِ محرومان که در دیماه سرد بر زمین به جریان افتاد، تا مسیر تاریخ را تغییر ندهد، از جوشش باز نخواهد ایستاد.
▫️مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمیخواهند و دروغهایتان را باور نمیکنند. دیگر بس است. بازی به پایان رسید. ستمها دامنتان را گرفت و درختان زقومی که میکاشتید میوه آورد. آن زمان که علیه ملت خویش لباس رزم میپوشیدید، داشتید تیشه به ریشهٔ خویش میزدید. آن زمان که دلسوزان مردم را سر میکوبیدید و اجازهٔ کمترین سخنِ حقی در دفاع از حقوق انسانها نمیدادید، داشتید برای مداخلهٔ خارجی فرش قرمز میانداختید. آن زمان که برای نشنیدن نصایح دلسوزان انگشت در گوش میگذاشتید، داشتید با جهالت، گرانبهاترین فرصتهایتان را از دست میدادید. نوبت شما هم آمد. از شما نیز جز داستانی باقی نماند؛ داستانی پر از خون و خشونت. دیگر بس است. نه شما راهحلی برای هیچیک از بحرانهای کشور دارید و نه ملت چارهای جز اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه. و نخواهید توانست فاجعهٔ هجدهم و نوزدهم دی را تکرار کنید. این باری است که قوای نظامی و انتظامی دیر یا زود، و احتمالاً زود، از برداشتنش سر باز خواهند زد. تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند.
▫️مسیری که این همراهِ کوچکِ مردم برای این منظور پیشنهاد میکند، برگزاری رفراندوم قانون اساسی با تشکیل جبههای فراگیر، متشکل از همهٔ سلایق ملی، بر اساس سه اصلِ عدمِ مداخلهٔ خارجی، نفیِ استبدادِ داخلی و گذارِ دموکراتیکِ مسالمتآمیز است؛ زیرا استقرار صلح و امنیت پایدار و نجات کشور از شرِ استبدادِ حاکم، بر مبنای خواست و ارادهٔ ملت، تنها به دست مردم و بدون مداخلهٔ خارجی امکان دارد.
▫️خداوندا، فریادی را که بندگانِ مظلومت از صمیمِ ضمیر به درگاهت میآورند، بشنو و دعایشان را برای ایرانی آزاد و آباد اجابت کن. این تنها تسلیتی است که جانهای داغدارِ مردم ما را آرام میکند. و آن زمان که زندانیان آزاد میشوند، اولینشان دینِ تو خواهد بود که از پسِ اسارتی طولانی در چنگِ دینفروشان، از نو لبخندِ محمدیِ خورشید را میبیند.
برای ایران و بهویژه نسلِ نوخاستهٔ آن، سربلندی و بهروزی آرزو میکنم.
میرحسین موسوی
۹ بهمن ۱۴۰۴
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بازی به پایان رسید! تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید
بسمالله الرحمن الرحیم
▫️برگی سیاه بر تاریخ طولانی ملت ما افزوده شده است که ایران شبیه آن را به یاد ندارد. هرچه روزها میگذرند، ابعاد هولانگیز واقعه بیشتر نمایان میشود. خیانت و جنایتی بزرگ در حق مردم روی داده است. خانهها عزادارند. کوچهها عزادارند؛ شهرها و قصبهها عزادارند. پس از سالها تصاعدِ شدتِ سرکوب، این فاجعهای است که تا دههها، بلکه سدهها، از آن یاد خواهد شد. و رودخانهای از خونِ گرمِ محرومان که در دیماه سرد بر زمین به جریان افتاد، تا مسیر تاریخ را تغییر ندهد، از جوشش باز نخواهد ایستاد.
▫️مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمیخواهند و دروغهایتان را باور نمیکنند. دیگر بس است. بازی به پایان رسید. ستمها دامنتان را گرفت و درختان زقومی که میکاشتید میوه آورد. آن زمان که علیه ملت خویش لباس رزم میپوشیدید، داشتید تیشه به ریشهٔ خویش میزدید. آن زمان که دلسوزان مردم را سر میکوبیدید و اجازهٔ کمترین سخنِ حقی در دفاع از حقوق انسانها نمیدادید، داشتید برای مداخلهٔ خارجی فرش قرمز میانداختید. آن زمان که برای نشنیدن نصایح دلسوزان انگشت در گوش میگذاشتید، داشتید با جهالت، گرانبهاترین فرصتهایتان را از دست میدادید. نوبت شما هم آمد. از شما نیز جز داستانی باقی نماند؛ داستانی پر از خون و خشونت. دیگر بس است. نه شما راهحلی برای هیچیک از بحرانهای کشور دارید و نه ملت چارهای جز اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه. و نخواهید توانست فاجعهٔ هجدهم و نوزدهم دی را تکرار کنید. این باری است که قوای نظامی و انتظامی دیر یا زود، و احتمالاً زود، از برداشتنش سر باز خواهند زد. تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند.
▫️مسیری که این همراهِ کوچکِ مردم برای این منظور پیشنهاد میکند، برگزاری رفراندوم قانون اساسی با تشکیل جبههای فراگیر، متشکل از همهٔ سلایق ملی، بر اساس سه اصلِ عدمِ مداخلهٔ خارجی، نفیِ استبدادِ داخلی و گذارِ دموکراتیکِ مسالمتآمیز است؛ زیرا استقرار صلح و امنیت پایدار و نجات کشور از شرِ استبدادِ حاکم، بر مبنای خواست و ارادهٔ ملت، تنها به دست مردم و بدون مداخلهٔ خارجی امکان دارد.
▫️خداوندا، فریادی را که بندگانِ مظلومت از صمیمِ ضمیر به درگاهت میآورند، بشنو و دعایشان را برای ایرانی آزاد و آباد اجابت کن. این تنها تسلیتی است که جانهای داغدارِ مردم ما را آرام میکند. و آن زمان که زندانیان آزاد میشوند، اولینشان دینِ تو خواهد بود که از پسِ اسارتی طولانی در چنگِ دینفروشان، از نو لبخندِ محمدیِ خورشید را میبیند.
برای ایران و بهویژه نسلِ نوخاستهٔ آن، سربلندی و بهروزی آرزو میکنم.
میرحسین موسوی
۹ بهمن ۱۴۰۴
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing