تحصن و اعتراض دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه زاهدان
۱۱ بهمن ۱۴۰۴، جمعی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در اعتراض به کشته شدن همکلاسی خود پارسا صفار، و دیگر جان باختگان راه آزادی مقابل دانشکده پزشکی این دانشگاه تحصن کردند و از
دانشجویان دانشگاه زاهدان نیز از حضور در امتحانات خودداری نمودند.
دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
۱۱ بهمن ۱۴۰۴، جمعی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در اعتراض به کشته شدن همکلاسی خود پارسا صفار، و دیگر جان باختگان راه آزادی مقابل دانشکده پزشکی این دانشگاه تحصن کردند و از
دانشجویان دانشگاه زاهدان نیز از حضور در امتحانات خودداری نمودند.
دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سالن خالی امتحانات دانشکده پزشکی دانشگاه تهران و تنها یک صندلی که آید حیدری را دادخواهی میکند!
دانشجویان پزشکی دانشگاه تهران که پیشتر به دادخواهی جنایت علیه بشریت و در اعتراض به تعطیل سازی دانشگاه توسط جمهوریاسلامی امتحانات را تحریم کرده بودند، در سالن امتحانات خالی از دانشجو یاد آیدا حیدری دانشجوی این دانشکده را گرامی داشتند.
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دانشجویان پزشکی دانشگاه تهران که پیشتر به دادخواهی جنایت علیه بشریت و در اعتراض به تعطیل سازی دانشگاه توسط جمهوریاسلامی امتحانات را تحریم کرده بودند، در سالن امتحانات خالی از دانشجو یاد آیدا حیدری دانشجوی این دانشکده را گرامی داشتند.
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
محمدرضا رجبزاده، آتشنشان فداکار و قهرمان گناباد، آنگاه که در جایگاه رئیس آتشنشانی شهرستان از او خواستند خودروهای آتشنشانی را نه برای نجات، که برای سرکوب مردم به کار گیرد، ایستاد… نه پشت میز قدرت، که در کنار وجدانش.
با صدایی آرام اما استوار گفت: «من هرگز روبهروی مردمم نمیایستم.»
او میدانست بهای این ایستادگی سنگین است. شغلش را گرفتند، منبع معاش خود و خانوادهاش را بریدند، اما چیزی را که نتوانستند بگیرند، شرافتش بود.
محمدرضا رجبزاده آتشنشان بود؛ کارش خاموشکردن آتش بود، نه دمیدن بر آن. قهرمان شد، نه با لباس و نشان، که با انتخابی سخت در لحظهای سرنوشتساز.
نام او در تاریخ گناباد نه بهعنوان یک مقام، که بهعنوان انسانی آزاده ثبت شد؛ کسی که نان را از دست داد، اما نان به نرخ وجدان خورد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
با صدایی آرام اما استوار گفت: «من هرگز روبهروی مردمم نمیایستم.»
او میدانست بهای این ایستادگی سنگین است. شغلش را گرفتند، منبع معاش خود و خانوادهاش را بریدند، اما چیزی را که نتوانستند بگیرند، شرافتش بود.
محمدرضا رجبزاده آتشنشان بود؛ کارش خاموشکردن آتش بود، نه دمیدن بر آن. قهرمان شد، نه با لباس و نشان، که با انتخابی سخت در لحظهای سرنوشتساز.
نام او در تاریخ گناباد نه بهعنوان یک مقام، که بهعنوان انسانی آزاده ثبت شد؛ کسی که نان را از دست داد، اما نان به نرخ وجدان خورد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ای ستاره،
ای ستارهی غریب!
ما اگر ز خاطر خدا نرفتهایم،
پس چرا به داد ما نمیرسد؟
ما صدای گریهمان به آسمان رسید؛
از خدا چرا صدا نمیرسد؟!
«فریدون مشیری»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ای ستارهی غریب!
ما اگر ز خاطر خدا نرفتهایم،
پس چرا به داد ما نمیرسد؟
ما صدای گریهمان به آسمان رسید؛
از خدا چرا صدا نمیرسد؟!
«فریدون مشیری»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
🏴
همه شهر ایران جگر خستهاند
به کین سیاوش کمر بستهاند
خور و ماه گفتی به رنگ اندر است
ستاره به چنگ نهنگ اندر است
تو گفتی نه شب بود پیدا نه روز
نهان گشت خورشید گیتیفروز
همی سنگ مرجان شد و خاک خون
سراسر سر سروران شد نگون
فردوسی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
همه شهر ایران جگر خستهاند
به کین سیاوش کمر بستهاند
خور و ماه گفتی به رنگ اندر است
ستاره به چنگ نهنگ اندر است
تو گفتی نه شب بود پیدا نه روز
نهان گشت خورشید گیتیفروز
همی سنگ مرجان شد و خاک خون
سراسر سر سروران شد نگون
فردوسی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تف بر آن نطفهی ناپاک تو باد
اف بر آن روح خطرناک تو باد
ملک الشعرا بهار
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تف بر آن نطفهی ناپاک تو باد
اف بر آن روح خطرناک تو باد
ملک الشعرا بهار
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
رود_داوود شراره ها
@jarasmusic
🎼 رود
خواننده: داود شرارهها
شعر : سعید سلطانپور
آهنگساز: مهرداد بران
سرود «رود» گره خورده هست با اتفاقات، اعتراضات و با خونهای ریخته شده!
میشود گذر این رود، این موج خروشان خلق را در شب و روز احساس کرد که لرزه به اندام دیکتاتوران میاندازد.
میگذرد در شب آیینه رود
خفته هزاران گل در سینهی رود
گلبن لبخند فردایی موج
سرزده از اشک سیمینهی رود
فراز رود نغمهخوان
شکفته باغ کهکشان
میسوزد شب در این میان
رود و سرودش
اوج و فرودش
میرود تا دریای دور
باغ آیینه دارد در سینه
می رود تا ژرفای دور
موجی در موجی میبندد
بر افسون شب میخندد...
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خواننده: داود شرارهها
شعر : سعید سلطانپور
آهنگساز: مهرداد بران
سرود «رود» گره خورده هست با اتفاقات، اعتراضات و با خونهای ریخته شده!
میشود گذر این رود، این موج خروشان خلق را در شب و روز احساس کرد که لرزه به اندام دیکتاتوران میاندازد.
میگذرد در شب آیینه رود
خفته هزاران گل در سینهی رود
گلبن لبخند فردایی موج
سرزده از اشک سیمینهی رود
فراز رود نغمهخوان
شکفته باغ کهکشان
میسوزد شب در این میان
رود و سرودش
اوج و فرودش
میرود تا دریای دور
باغ آیینه دارد در سینه
می رود تا ژرفای دور
موجی در موجی میبندد
بر افسون شب میخندد...
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
کارگران نفت: با هیچ درجه از کشتار به عقب برنمیگردیم. ما همه دادخواهیم!
عاملان و آمران قتل عزیزانمان باید محاکمه و مجازات شوند!
ما کارگران نفت اعلام انزجار میکنیم از اینکه جانهای عزیز بسیاری بهراحتی توسط حاکمیت گرفته شد. ما اعلام کیفرخواست میکنیم علیه نیروهایی که امرشان کشت مین فرزندان ما و بالا کشیدن دسترنج ماست. علیه حکومتی که ساختار آن از اساس مبتنی بر سود و چپاول یک طبقهٔ حداقلی و استثمار و تحمیل بدترین شرایط زندگی بر سایر بخشهای جامعه است.
حکومتی که دست به قتلعام عمومی میزند تا در قدرت باقی بماند و بقایش را بر روی دریایی از نفرت و خشم مردمش بنا نهاده دیگر امکان ادارهٔ جامعه را نخواهد داشت.
کشور تا سالهای سال از آنچه در این روزها گذشت داغدار است. مردم تا سالهای سال باید در غم جگرگوشههایی که پرپر شدند، در سوگ بنشینند.
ننگ و نفرت بر حاکمانی که به پیر و جوان و کودک رحم نکردند!
ما کارگران و مردم با این همه کشت و کشتار و رگبار و گلوله مزدورانی که اغلب وارداتی و از مرزهای عراق و سوریه و لبنان بودند به هیچ ترتیب به شرایط قبل باز نخواهیم گشت و به نظم دلخواه شما تمکین نخواهیم کرد. میان ما و شما قاتلان عزیزانمان اکنون یک دریای خون قرار گرفته است.
ما مرعوب نمیشویم و ایستادهایم. هیچ سازشی میان ما کارگران و مردم با شما نخواهد بود.
ما کارگران خود را در کنار همهٔ خانوادههای عزیز از دست داده میدانیم. ما کارگران و ما مردم غمزده خشمگین و متحدیم. فریاد خشم و اعتراض ما را در مراسمهای گرامیداشت جانباختگان حقطلب و آزادیخواه میشنوید. این فریادها کیفرخواست متحدانهٔ ما مردم علیه کشتاری است که به راه انداختهاید.
شما قاتلان این را بهخوبی میدانید که دست کشیدن از کار و بستن شیرهای نفت به روی شما به چه معناست!
پولهایی که این روزها بهعنوان پاداش سرکوب و ریختن خون عزیزانمان به جیب عوامل امنیتی سرازیر گردید و همچنین پاداشهای کلان که به عوامل بسیج ادارات، حراست حوزههای نفت و گاز، مدیران رده بالا، و مدیران ناظر بر امور پیمانها بهعنوان عوامل زدوبند در پروژههای بهرهبرداری اختصاص داده شد تماماً آغشته به خون عزیزانی است که تنها برای حقوق اولیه و کرامت انسانیشان به خیابان آمدند و به فجیعترین شکل ممکن کشته شدند.
در پاسخ به اینگونه چپاولگریها و کشتار، ما کارگران نفت دست در دست یکدیگر اعتصاب و اعتراض و تجمع میکنیم تا فریاد دادخواهی خود و تمامی مردم تحت ستم را به گوش جهان برسانیم. ما دادخواه خون تکتک جوانانمان هستیم که بهسادگی با یک دستور از بالا با بیرحمی درو شدند. میایستیم و حقوقمان را تا ذرهٔ آخر از حلقوم پیمانکاران و کارفرمایان بیرون میکشیم.
آزادی فوری و بیقیدوشرط همهٔ دستگیرشدگان خواست فوری ما کارگران نفت است. ما خواهان این هستیم که اعدام و سرکوب و حکومت نظامی متوقف شود.
ما به هر شکل ممکن برای عدالت و دادخواهی برای همهٔ آن خانوادههایی که جان عزیزانشان گرفته شد تلاش میکنیم.
قاتلان باید محاکمه شوند. نه در دادگاههایی که رهبرانشان برپا کردهاند، بلکه در دادگاههای مستقل و علنی و مردمی. به حاکمیت اعلام میکنیم که ما کارگران برای چنین لحظهای تلاش میکنیم و کوتاه نمیآییم.
ما همه دادخواهیم و عزیزانی را از دست دادهایم و در این شرایط تلخ و غیرقابل تحمل کنار هم هستیم.
بدانید پیروزی از آن ما خواهد بود.
شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت (ارکان ثالث)
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
عاملان و آمران قتل عزیزانمان باید محاکمه و مجازات شوند!
ما کارگران نفت اعلام انزجار میکنیم از اینکه جانهای عزیز بسیاری بهراحتی توسط حاکمیت گرفته شد. ما اعلام کیفرخواست میکنیم علیه نیروهایی که امرشان کشت مین فرزندان ما و بالا کشیدن دسترنج ماست. علیه حکومتی که ساختار آن از اساس مبتنی بر سود و چپاول یک طبقهٔ حداقلی و استثمار و تحمیل بدترین شرایط زندگی بر سایر بخشهای جامعه است.
حکومتی که دست به قتلعام عمومی میزند تا در قدرت باقی بماند و بقایش را بر روی دریایی از نفرت و خشم مردمش بنا نهاده دیگر امکان ادارهٔ جامعه را نخواهد داشت.
کشور تا سالهای سال از آنچه در این روزها گذشت داغدار است. مردم تا سالهای سال باید در غم جگرگوشههایی که پرپر شدند، در سوگ بنشینند.
ننگ و نفرت بر حاکمانی که به پیر و جوان و کودک رحم نکردند!
ما کارگران و مردم با این همه کشت و کشتار و رگبار و گلوله مزدورانی که اغلب وارداتی و از مرزهای عراق و سوریه و لبنان بودند به هیچ ترتیب به شرایط قبل باز نخواهیم گشت و به نظم دلخواه شما تمکین نخواهیم کرد. میان ما و شما قاتلان عزیزانمان اکنون یک دریای خون قرار گرفته است.
ما مرعوب نمیشویم و ایستادهایم. هیچ سازشی میان ما کارگران و مردم با شما نخواهد بود.
ما کارگران خود را در کنار همهٔ خانوادههای عزیز از دست داده میدانیم. ما کارگران و ما مردم غمزده خشمگین و متحدیم. فریاد خشم و اعتراض ما را در مراسمهای گرامیداشت جانباختگان حقطلب و آزادیخواه میشنوید. این فریادها کیفرخواست متحدانهٔ ما مردم علیه کشتاری است که به راه انداختهاید.
شما قاتلان این را بهخوبی میدانید که دست کشیدن از کار و بستن شیرهای نفت به روی شما به چه معناست!
پولهایی که این روزها بهعنوان پاداش سرکوب و ریختن خون عزیزانمان به جیب عوامل امنیتی سرازیر گردید و همچنین پاداشهای کلان که به عوامل بسیج ادارات، حراست حوزههای نفت و گاز، مدیران رده بالا، و مدیران ناظر بر امور پیمانها بهعنوان عوامل زدوبند در پروژههای بهرهبرداری اختصاص داده شد تماماً آغشته به خون عزیزانی است که تنها برای حقوق اولیه و کرامت انسانیشان به خیابان آمدند و به فجیعترین شکل ممکن کشته شدند.
در پاسخ به اینگونه چپاولگریها و کشتار، ما کارگران نفت دست در دست یکدیگر اعتصاب و اعتراض و تجمع میکنیم تا فریاد دادخواهی خود و تمامی مردم تحت ستم را به گوش جهان برسانیم. ما دادخواه خون تکتک جوانانمان هستیم که بهسادگی با یک دستور از بالا با بیرحمی درو شدند. میایستیم و حقوقمان را تا ذرهٔ آخر از حلقوم پیمانکاران و کارفرمایان بیرون میکشیم.
آزادی فوری و بیقیدوشرط همهٔ دستگیرشدگان خواست فوری ما کارگران نفت است. ما خواهان این هستیم که اعدام و سرکوب و حکومت نظامی متوقف شود.
ما به هر شکل ممکن برای عدالت و دادخواهی برای همهٔ آن خانوادههایی که جان عزیزانشان گرفته شد تلاش میکنیم.
قاتلان باید محاکمه شوند. نه در دادگاههایی که رهبرانشان برپا کردهاند، بلکه در دادگاههای مستقل و علنی و مردمی. به حاکمیت اعلام میکنیم که ما کارگران برای چنین لحظهای تلاش میکنیم و کوتاه نمیآییم.
ما همه دادخواهیم و عزیزانی را از دست دادهایم و در این شرایط تلخ و غیرقابل تحمل کنار هم هستیم.
بدانید پیروزی از آن ما خواهد بود.
شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت (ارکان ثالث)
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دیماه ۱۴۰۴: کشتار بهمثابه سیاست/ بیانیهی اتحاد بازنشستگان
در اوایل دیماه، تشدید فشارهای معیشتی، بخشهایی از بازاریان و اقشار فرودست را به خیابانها کشاند و موجی از اعتراضات گسترده را رقم زد. این اعتراضات، بهسرعت از مراکز بزرگ به شهرهای کوچکتر، از جمله ازنا، آبدانان،
فولادشهر، ایذه، نورآباد ممسنی مارلیک، کرج، فردیس، هفشجان،
دَرهدِهشَهِر و بدره گسترش یافت.
پاسخ حاکمیت به این مطالبات اجتماعی و اقتصادی، نه شنیدن صدای معترضان، بلکه سرکوب خشن و خونین آنان توسط نهادهای نظامی و امنیتی بود.
در جریان این سرکوبها، هزاران جوان، جان خود را از دست دادند؛ دانشآموزان بسیاری کشته شدند و حتی مجروحان این اعتراضات به قتل رسیدند. قطع گسترده اینترنت، بازداشت پزشکان و پرستارانی که در تلاش برای درمان زخمیها بودند، و دستگیری دانشجویان، اساتید دانشگاه، وکلا و ورزشکاران منتقد، نشان از ابعاد سازمانیافته این سرکوب دارد.
با بهبود نسبی وضعیت اینترنت در روزهای اخیر، تصاویر تکاندهندهای از پیکرهای بیجان معترضان در پزشک قانونی کهریزک منتشر شده است. با اینهمه، ماشین سرکوب متوقف نشده و بازداشتهای گسترده و حتی صدور و اجرای احکام اعدام علیه معترضان در دستور کار قرار گرفته است.
در میان همه این جنایتها، قتل کودکان و نوجوانان، زخمی عمیقتر بر وجدان جامعه بر جای گذاشته است؛ قتل کودکان و نیمکتهای خالی مدارس، یادآور غیبت ابدی آنان است. بر اساس گزارشها،دستکم ۱۵۰دانشآموز زیر ۱۸ سال و ده معلم در جریان این سرکوبها جان باختهاند.
این رخدادها را نمیتوان جدا از سابقهی طولانی سرکوب سیستماتیک در جمهوری اسلامی فهم کرد. از سرکوبهای دههی ۶۰ و قتلهای زنجیرهای دههی ۷۰، تا فاجعهی کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۷۸، و سپس جنبشهای اعتراضی سالهای ۸۸، دی ۹۶، مرداد ۹۷، آبان ۹۸، سال ۹۹ اعتراضات کارگران هفتتپه و کارگران فولاد اهواز و کارگران پیمانی نفت و گاز و سال ۱۴۰۰ اعتراضات گسترده مردمی در اهواز، سوسنگرد، شادگان و اصفهان برای بحران آب. همچنین «کمپین ۱۴۰۰» که دهها هزار کارگر در پالایشگاههاوپروژههای نفت و گاز در اعتراض بودند.
سپس جنبش ژینا در ۱۴۰۱ و اعتراضات ۱۴۰۴، همواره مطالبات مردم برای برپایی عدالت اجتماعی و آزادی با خشونتی عریان و بیرحمانه پاسخ داده شده است.
حجم بیسابقهی کشتار تظاهرکنندگان در ایناعتراضات، بار دیگر ماهیت ضد مردمی این حکومت را آشکار کرده و نشان داده است که حاکمیت، همواره بر خشونت، سرکوب و حذف فیزیکی معترضان تکیه دارد.
اتحاد بازنشستگان، ضمن محکوم کردن قاطعانه این کشتارها، بازداشتها و اعدام معترضان، خود را در کنار مردم معترض میداند و بر حق آنان برای عدالت اجتماعی، آزادی و زندگی شایسته تأکید میکند.
۱۲ بهمن ۱۴۰۴
اتحاد بازنشستگان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در اوایل دیماه، تشدید فشارهای معیشتی، بخشهایی از بازاریان و اقشار فرودست را به خیابانها کشاند و موجی از اعتراضات گسترده را رقم زد. این اعتراضات، بهسرعت از مراکز بزرگ به شهرهای کوچکتر، از جمله ازنا، آبدانان،
فولادشهر، ایذه، نورآباد ممسنی مارلیک، کرج، فردیس، هفشجان،
دَرهدِهشَهِر و بدره گسترش یافت.
پاسخ حاکمیت به این مطالبات اجتماعی و اقتصادی، نه شنیدن صدای معترضان، بلکه سرکوب خشن و خونین آنان توسط نهادهای نظامی و امنیتی بود.
در جریان این سرکوبها، هزاران جوان، جان خود را از دست دادند؛ دانشآموزان بسیاری کشته شدند و حتی مجروحان این اعتراضات به قتل رسیدند. قطع گسترده اینترنت، بازداشت پزشکان و پرستارانی که در تلاش برای درمان زخمیها بودند، و دستگیری دانشجویان، اساتید دانشگاه، وکلا و ورزشکاران منتقد، نشان از ابعاد سازمانیافته این سرکوب دارد.
با بهبود نسبی وضعیت اینترنت در روزهای اخیر، تصاویر تکاندهندهای از پیکرهای بیجان معترضان در پزشک قانونی کهریزک منتشر شده است. با اینهمه، ماشین سرکوب متوقف نشده و بازداشتهای گسترده و حتی صدور و اجرای احکام اعدام علیه معترضان در دستور کار قرار گرفته است.
در میان همه این جنایتها، قتل کودکان و نوجوانان، زخمی عمیقتر بر وجدان جامعه بر جای گذاشته است؛ قتل کودکان و نیمکتهای خالی مدارس، یادآور غیبت ابدی آنان است. بر اساس گزارشها،دستکم ۱۵۰دانشآموز زیر ۱۸ سال و ده معلم در جریان این سرکوبها جان باختهاند.
این رخدادها را نمیتوان جدا از سابقهی طولانی سرکوب سیستماتیک در جمهوری اسلامی فهم کرد. از سرکوبهای دههی ۶۰ و قتلهای زنجیرهای دههی ۷۰، تا فاجعهی کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۷۸، و سپس جنبشهای اعتراضی سالهای ۸۸، دی ۹۶، مرداد ۹۷، آبان ۹۸، سال ۹۹ اعتراضات کارگران هفتتپه و کارگران فولاد اهواز و کارگران پیمانی نفت و گاز و سال ۱۴۰۰ اعتراضات گسترده مردمی در اهواز، سوسنگرد، شادگان و اصفهان برای بحران آب. همچنین «کمپین ۱۴۰۰» که دهها هزار کارگر در پالایشگاههاوپروژههای نفت و گاز در اعتراض بودند.
سپس جنبش ژینا در ۱۴۰۱ و اعتراضات ۱۴۰۴، همواره مطالبات مردم برای برپایی عدالت اجتماعی و آزادی با خشونتی عریان و بیرحمانه پاسخ داده شده است.
حجم بیسابقهی کشتار تظاهرکنندگان در ایناعتراضات، بار دیگر ماهیت ضد مردمی این حکومت را آشکار کرده و نشان داده است که حاکمیت، همواره بر خشونت، سرکوب و حذف فیزیکی معترضان تکیه دارد.
اتحاد بازنشستگان، ضمن محکوم کردن قاطعانه این کشتارها، بازداشتها و اعدام معترضان، خود را در کنار مردم معترض میداند و بر حق آنان برای عدالت اجتماعی، آزادی و زندگی شایسته تأکید میکند.
۱۲ بهمن ۱۴۰۴
اتحاد بازنشستگان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
Telegram
اتحاد بازنشستگان
سهراب پورناظری، آهنگساز و نوازنده ایرانیِ تنبور و کمانچه، با انتشار پیامی در اینستاگرام از جشنواره فیلم فجر کنارهگیری کرد. او نوشت: «سوگوار پرپر شدن فرزندان برومند سرزمينمان هستيم. آگاه شدم چند فيلم كه آهنگسازى آنها را انجام دادهام در جشنواره فجر حضور خواهند داشت. در اين روزهاى سياه حضور در هر جشن و جشنوارهاى را پايمال كردن خون جوانان و داغى افزون بر دل مادران و پدران ماتم زده سرزمينمان مىدانم و در روزگارى كه از زنده بودنمان شرمساريم از هر گونه حضور و رقابت در جشنواره فيلم فجر كنارهگيرى و در كنار مردم مصيبت زده سرزمينم، داغ عزيزانمان را به سوگ مىنشينم».
او در پایان نوشت: «باشد كه در روزهاى روشن ايران اين بغض سنگين را در صحنههاى مردمى به ساز و نوا ترجمان كنيم».
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
او در پایان نوشت: «باشد كه در روزهاى روشن ايران اين بغض سنگين را در صحنههاى مردمى به ساز و نوا ترجمان كنيم».
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
زهرا علیزاده، بازیکن تیم ملی فوتبال ایران، روز شنبه ۱۱ بهمن در پیامی در صفحه اینستاگرام خود نوشت که تیم ملی همواره برایش نماد افتخار و ایستادگی بوده، اما در شرایطی که مردم ایران زیر فشار، درد و رنج قرار دارند، اولویت او قلبی است که برای هموطنانش میتپد.
این فوتبالیست تأکید کرد که عشق و احترامش به تیم ملی و کشورش تغییری نکرده، اما تا زمانی که رنج مردم ادامه دارد، نمیتواند در میادین ملی حضور داشته باشد. او این تصمیم را خداحافظیای برخاسته از نگرانی و اندوه عمیق برای مردمی دانست که شایسته زندگی بهتر هستند و ابراز امیدواری کرد روزی همه ایرانیان به پیروزی برسند.
«کوثر کمالی» مدافع ملیپوش فوتبال زنان ایران، که به عنوان یکی از بهترین مدافعان فوتبال زنان ایران شناخته میشود، شنبه ۱۱بهمن۱۴۰۴ در پست اینستاگرام خود نوشت: «سالها با عشق برای تیم ملی ایران بازی کردم. از نوجوانی تا امروز، این پیراهن بخشی از هویت من بود؛ چیزی فراتر از فوتبال. با افتخار، با تعهد و با تمام توانم. اما وقتی دل زخمیه و روح خسته. فوتبال هم دیگر پناه نیست.»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
این فوتبالیست تأکید کرد که عشق و احترامش به تیم ملی و کشورش تغییری نکرده، اما تا زمانی که رنج مردم ادامه دارد، نمیتواند در میادین ملی حضور داشته باشد. او این تصمیم را خداحافظیای برخاسته از نگرانی و اندوه عمیق برای مردمی دانست که شایسته زندگی بهتر هستند و ابراز امیدواری کرد روزی همه ایرانیان به پیروزی برسند.
«کوثر کمالی» مدافع ملیپوش فوتبال زنان ایران، که به عنوان یکی از بهترین مدافعان فوتبال زنان ایران شناخته میشود، شنبه ۱۱بهمن۱۴۰۴ در پست اینستاگرام خود نوشت: «سالها با عشق برای تیم ملی ایران بازی کردم. از نوجوانی تا امروز، این پیراهن بخشی از هویت من بود؛ چیزی فراتر از فوتبال. با افتخار، با تعهد و با تمام توانم. اما وقتی دل زخمیه و روح خسته. فوتبال هم دیگر پناه نیست.»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جلد روزنامه سازندگی وایران
با نامهای جان باختگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴:که از طرف دولت اعلام شد
گماشته ولایی پزشکیان با انتشار اطلاعیهای، فهرست ۲۹۸۶ جان باخته در جریان سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را منتشر کرد
وی اعلام کرده بود که آمار دقیق و اسامی جانباختگان باید به شکلی روشن، مستند و قابل راستیآزمایی در اختیار افکار عمومی قرار گیرد. اما با دروغی بزرگ میخواهد اعتماد عمومی را جلب کند، زهی خیال باطل.
پیشتر بنیاد شهید و امور ایثارگران ج اسلامی و شورای امنیت کشور، آمار رسمی کشتهشدگان، را سه هزار و ۱۱۷ نفر اعلام کرده بودند.
دفتر رئیسجمهوری اسلامی در اطلاعیهای که همراه با فهرست کشتهشدگان منتشر شده، اعلام کرده است: «علت اختلاف ۱۳۱نفر، با آمار اعلامشده قبلی مربوط به مجهولالهویه بودن تعدادی افراد و مغایرت در ثبت شناسه ملی تعدادی از جانباختگان با سامانه ثبت احوال بوده است که به محض اصلاح در فهرست تکمیلی ارائه خواهد شد.»
+ همین اسامی حداقلی را تندروها به رسمیت نمیشناسند، چرا تمامیت خواهی فاشیستی تا این حد وقیح و جنایتکار است؟ برای حفظ قدرت و ثروت و چپاول دارایی مردم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
با نامهای جان باختگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴:که از طرف دولت اعلام شد
گماشته ولایی پزشکیان با انتشار اطلاعیهای، فهرست ۲۹۸۶ جان باخته در جریان سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را منتشر کرد
وی اعلام کرده بود که آمار دقیق و اسامی جانباختگان باید به شکلی روشن، مستند و قابل راستیآزمایی در اختیار افکار عمومی قرار گیرد. اما با دروغی بزرگ میخواهد اعتماد عمومی را جلب کند، زهی خیال باطل.
پیشتر بنیاد شهید و امور ایثارگران ج اسلامی و شورای امنیت کشور، آمار رسمی کشتهشدگان، را سه هزار و ۱۱۷ نفر اعلام کرده بودند.
دفتر رئیسجمهوری اسلامی در اطلاعیهای که همراه با فهرست کشتهشدگان منتشر شده، اعلام کرده است: «علت اختلاف ۱۳۱نفر، با آمار اعلامشده قبلی مربوط به مجهولالهویه بودن تعدادی افراد و مغایرت در ثبت شناسه ملی تعدادی از جانباختگان با سامانه ثبت احوال بوده است که به محض اصلاح در فهرست تکمیلی ارائه خواهد شد.»
+ همین اسامی حداقلی را تندروها به رسمیت نمیشناسند، چرا تمامیت خواهی فاشیستی تا این حد وقیح و جنایتکار است؟ برای حفظ قدرت و ثروت و چپاول دارایی مردم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
کنارهگیری اعتراضی ستاره هندبال ایران از تیم ج کثیف اسلامی
محمدرضا اورعی، ستاره تیم ملی هندبال ایران، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از تیم ج کثیف اسلامی خداحافظی کرد. او دلیل این تصمیم را اعتراض به سرکوب و کشتار مردم ایران اعلام کرده است.
اورعی در متن خداحافظیاش با اشاره به پیوند عاطفی عمیق خود با پیراهن تیم ملی نوشت که این پیراهن همواره برایش «رویا»، «عشق» و «تکهای از قلب» بوده است. او تأکید کرد کنارهگیریاش به معنای خداحافظی واقعی نیست، بلکه «فریادی خاموش از همدلی» است؛ تصمیمی که به گفته او در زمانی گرفته شده که «درد مردم از هر مسابقهای مهمتر میشود».
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
محمدرضا اورعی، ستاره تیم ملی هندبال ایران، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از تیم ج کثیف اسلامی خداحافظی کرد. او دلیل این تصمیم را اعتراض به سرکوب و کشتار مردم ایران اعلام کرده است.
اورعی در متن خداحافظیاش با اشاره به پیوند عاطفی عمیق خود با پیراهن تیم ملی نوشت که این پیراهن همواره برایش «رویا»، «عشق» و «تکهای از قلب» بوده است. او تأکید کرد کنارهگیریاش به معنای خداحافظی واقعی نیست، بلکه «فریادی خاموش از همدلی» است؛ تصمیمی که به گفته او در زمانی گرفته شده که «درد مردم از هر مسابقهای مهمتر میشود».
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیانیه ی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
«در محکومیت کشتار، سرکوب خونین و جنایت سازمان یافته علیه مردم معترض»
مردم ایران، پس از دههها تحمل فقر، تبعیض، سرکوب و انکار مستمر حقوق بنیادین انسانی، برای بازپسگیری حق زندگی،آزادی و کرامت انسانی به خیابانها آمدهاند.
پاسخ حاکمیت: بار دیگر، گلوله، بازداشت، شکنجه و کشتار بوده است.
پاسخی که ماهیت واقعی نظام سیاسی حاکم را عریانتر از همیشه به نمایش گذاشته است.
آنچه در روزها و هفتههای اخیر در ایران رخ داده، نه برخورد امنیتی، نه کنترل ناآرامی و نه حفظ نظم عمومی، بلکه سرکوبی خونین، سازمانیافته و هدفمند علیه مردم غیرمسلح بود.
تکرار سناریوهای نخ نمای دشمن خارجی و عوامل نفوذی، دیگر نه تنها افکار عمومی ایران، بلکه وجدان جهانی را نیز فریب نمیدهد.
این روایتها سالهاست کارایی خود را از دست دادهاند و صرفاً ابزاری برای فرار از پذیرش مسئولیت جنایتاند.
در یکی از خونبارترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، هزاران نفر از شهروندان زن، مرد، کودک و نوجوان هدف خشونتی قرار گرفتهاند که هیچ توجیهی، حتی در چارچوب قوانین موجود، برای آن قابل تصور نیست. کشتهشدن کودکان و نوجوانان، بازداشتهای گسترده، ناپدیدسازیها و اعمال فشارهای ضدانسانی در بازداشتگاهها، نشانهی آشکار ورشکستگی سیاسی و اخلاقی حاکمیت است.
فرهنگیان ایران، به عنوان بخشی آگاه و مسئول از جامعه ی مدنی، خود نیز از قربانیان مستقیم این سرکوب بودهاند.
بازداشت، تهدید، اخراج و حتی جان باختن بیش از ۱۰ معلم و ده ها دانش آموز بی گناه در جریان اعتراضات مردمی، گواه آن است که حاکمیت آموزش و آگاهی را خطری جدی برای ادامه ی بقای خود میداند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن ابراز تسلیت و همدردی عمیق با خانوادههای جاوید نامان و همهی مردم داغدار ایران، با صراحت اعلام میکند:
ما در کنار مردم معترض ایستادهایم و خود را جزئی جداییناپذیر از مبارزهی جامعه برای آزادی، عدالت اجتماعی، دموکراسی و رعایت حقوق بشر میدانیم. سکوت در برابر این حجم از خشونت، خیانت به مسئولیت تاریخی و مدنی ماست.
بر این اساس، شورای هماهنگی بهطور روشن اعلام میکند که:
۱. حاکمیت مسئول مستقیم کشتار و سرکوب خونین مردم است و باید به جای دروغ پراکنی و فرافکنی، پاسخگوی این جنایات در برابر افکار عمومی ایران و نهادهای مستقل بینالمللی باشد.
۲. تمامی بازداشت شدگان، از جمله دانشآموزان، معلمان و فعالان صنفی و مدنی، باید فوراً و بدون هیچ قید و شرطی آزاد شوند
۳. پادگانیکردن مدارس، دانشگاهها و فضاهای آموزشی باید بیدرنگ متوقف شود، فضای آموزش، میدان جنگ نیست.
۴. از همه ی وجدانهای بیدار در سراسر جهان میخواهیم که با مردم ایران اعلام همبستگی کنند و در برابر این توحش حکومتی سکوت نکنند.
تاریخ به ما آموخته است که حق در نهایت پیروز است و آنان که امروز فرمان سرکوب میدهند، در زباله دان تاریخ خواهند افتاد و البته قطعا ناگزیر از پاسخگویی خواهند بود.
مهم است که کدام طرف تاریخ بایستیم، طرف حق و جاودانه ماندن یا طرف مستبدان و سرکوبگران.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۴
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«در محکومیت کشتار، سرکوب خونین و جنایت سازمان یافته علیه مردم معترض»
مردم ایران، پس از دههها تحمل فقر، تبعیض، سرکوب و انکار مستمر حقوق بنیادین انسانی، برای بازپسگیری حق زندگی،آزادی و کرامت انسانی به خیابانها آمدهاند.
پاسخ حاکمیت: بار دیگر، گلوله، بازداشت، شکنجه و کشتار بوده است.
پاسخی که ماهیت واقعی نظام سیاسی حاکم را عریانتر از همیشه به نمایش گذاشته است.
آنچه در روزها و هفتههای اخیر در ایران رخ داده، نه برخورد امنیتی، نه کنترل ناآرامی و نه حفظ نظم عمومی، بلکه سرکوبی خونین، سازمانیافته و هدفمند علیه مردم غیرمسلح بود.
تکرار سناریوهای نخ نمای دشمن خارجی و عوامل نفوذی، دیگر نه تنها افکار عمومی ایران، بلکه وجدان جهانی را نیز فریب نمیدهد.
این روایتها سالهاست کارایی خود را از دست دادهاند و صرفاً ابزاری برای فرار از پذیرش مسئولیت جنایتاند.
در یکی از خونبارترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، هزاران نفر از شهروندان زن، مرد، کودک و نوجوان هدف خشونتی قرار گرفتهاند که هیچ توجیهی، حتی در چارچوب قوانین موجود، برای آن قابل تصور نیست. کشتهشدن کودکان و نوجوانان، بازداشتهای گسترده، ناپدیدسازیها و اعمال فشارهای ضدانسانی در بازداشتگاهها، نشانهی آشکار ورشکستگی سیاسی و اخلاقی حاکمیت است.
فرهنگیان ایران، به عنوان بخشی آگاه و مسئول از جامعه ی مدنی، خود نیز از قربانیان مستقیم این سرکوب بودهاند.
بازداشت، تهدید، اخراج و حتی جان باختن بیش از ۱۰ معلم و ده ها دانش آموز بی گناه در جریان اعتراضات مردمی، گواه آن است که حاکمیت آموزش و آگاهی را خطری جدی برای ادامه ی بقای خود میداند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن ابراز تسلیت و همدردی عمیق با خانوادههای جاوید نامان و همهی مردم داغدار ایران، با صراحت اعلام میکند:
ما در کنار مردم معترض ایستادهایم و خود را جزئی جداییناپذیر از مبارزهی جامعه برای آزادی، عدالت اجتماعی، دموکراسی و رعایت حقوق بشر میدانیم. سکوت در برابر این حجم از خشونت، خیانت به مسئولیت تاریخی و مدنی ماست.
بر این اساس، شورای هماهنگی بهطور روشن اعلام میکند که:
۱. حاکمیت مسئول مستقیم کشتار و سرکوب خونین مردم است و باید به جای دروغ پراکنی و فرافکنی، پاسخگوی این جنایات در برابر افکار عمومی ایران و نهادهای مستقل بینالمللی باشد.
۲. تمامی بازداشت شدگان، از جمله دانشآموزان، معلمان و فعالان صنفی و مدنی، باید فوراً و بدون هیچ قید و شرطی آزاد شوند
۳. پادگانیکردن مدارس، دانشگاهها و فضاهای آموزشی باید بیدرنگ متوقف شود، فضای آموزش، میدان جنگ نیست.
۴. از همه ی وجدانهای بیدار در سراسر جهان میخواهیم که با مردم ایران اعلام همبستگی کنند و در برابر این توحش حکومتی سکوت نکنند.
تاریخ به ما آموخته است که حق در نهایت پیروز است و آنان که امروز فرمان سرکوب میدهند، در زباله دان تاریخ خواهند افتاد و البته قطعا ناگزیر از پاسخگویی خواهند بود.
مهم است که کدام طرف تاریخ بایستیم، طرف حق و جاودانه ماندن یا طرف مستبدان و سرکوبگران.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۴
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیانیه حمایت اساتید دامپزشکی و علوم دامی از خامنهای ضحاک در اوج خونریزی دیماه
در حالی که رژیم با شلیک مستقیم به زنان و جوانان، دهها هزار نفر را کشته، مفقود یا نقص عضو کرده، خائنین به اصطلاح "اساتید" بیانیهای صادر کردند و اعلام کردند: «در دفاع از ولایت فقیه و استقلال ایران، نه تردید میکنیم و نه میترسیم.»
این افراد مثلا هیات علمی در حالی از دیکتاتوری ج اسلامی دفاع میکنند که خون فرزندان مردم روی دست خامنهای ضحاک و سرکوبگران جنایتکارش است.
این مزدوران نه تنها سکوت نکردند، بلکه فعالانه از قاتلان حمایت کردند؛ در روزهایی که پیکر فرزندان مادران داغدار را گروگان گرفتهاند و دانشجویان، پرستاران، پزشکان و معترضین بازداشت و شکنجه میشوند. آنها بخشی از ماشین پروپاگاندای رژیماند – کسانی که با عنوان علمی، جنایت را مشروعیت میبخشند.
+ شاید به شکل خوشبینانه باید گفت، خامنهای ضحاک را در رده دام قرارداده و حمایت کردند، البته حیف دام که او جزو آنها باشد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در حالی که رژیم با شلیک مستقیم به زنان و جوانان، دهها هزار نفر را کشته، مفقود یا نقص عضو کرده، خائنین به اصطلاح "اساتید" بیانیهای صادر کردند و اعلام کردند: «در دفاع از ولایت فقیه و استقلال ایران، نه تردید میکنیم و نه میترسیم.»
این افراد مثلا هیات علمی در حالی از دیکتاتوری ج اسلامی دفاع میکنند که خون فرزندان مردم روی دست خامنهای ضحاک و سرکوبگران جنایتکارش است.
این مزدوران نه تنها سکوت نکردند، بلکه فعالانه از قاتلان حمایت کردند؛ در روزهایی که پیکر فرزندان مادران داغدار را گروگان گرفتهاند و دانشجویان، پرستاران، پزشکان و معترضین بازداشت و شکنجه میشوند. آنها بخشی از ماشین پروپاگاندای رژیماند – کسانی که با عنوان علمی، جنایت را مشروعیت میبخشند.
+ شاید به شکل خوشبینانه باید گفت، خامنهای ضحاک را در رده دام قرارداده و حمایت کردند، البته حیف دام که او جزو آنها باشد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جمعی از دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه در بیانیهای مواضع خود را مبنی بر ایستادن در کنار حقیقت و حقوق بشر، دفاع از کرامت انسانی و همصدایی با قربانیان بیصدا، اعلام کردند!
و از اساتید خود خواستند آن چه در کلاسهای درس در رابطه با حقوق بشر، کرامت انسانی، حاکمیت قانون و عدالت گفتهاند را در این روزها با صدای بلند در جامعه فریاد بزنند تا این مفاهیم از اعتبار تهی نشوند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
و از اساتید خود خواستند آن چه در کلاسهای درس در رابطه با حقوق بشر، کرامت انسانی، حاکمیت قانون و عدالت گفتهاند را در این روزها با صدای بلند در جامعه فریاد بزنند تا این مفاهیم از اعتبار تهی نشوند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing