بهتر است که هرگز تمامی روحت را
برای یک مرد که چیزی از عشق نمیداند
عریان نکنی
تحمل تجاوز به روح
از هضم تجاوز به جسم
صدها برابر بدتر است...
#فرانتس_کافکا
Nemo @Diiaazepam
برای یک مرد که چیزی از عشق نمیداند
عریان نکنی
تحمل تجاوز به روح
از هضم تجاوز به جسم
صدها برابر بدتر است...
#فرانتس_کافکا
Nemo @Diiaazepam
جنـگ نـرم یعنی
دو نفر سر اینکه کدام, آن یکی را بیشتر دوست دارد با بوسه به جان هم بیفتند...
#عآبیسم
Blueish @Diiaazepam
دو نفر سر اینکه کدام, آن یکی را بیشتر دوست دارد با بوسه به جان هم بیفتند...
#عآبیسم
Blueish @Diiaazepam
از یک چیز مطمئنم
و آن اینکه "نباید اجازه دهی
زندگی ات، تو را زندگی کند."
👤 اروین د. یالوم
📚 وقتی نیچه گریست
Nemo @Diiaazepam
و آن اینکه "نباید اجازه دهی
زندگی ات، تو را زندگی کند."
👤 اروین د. یالوم
📚 وقتی نیچه گریست
Nemo @Diiaazepam
داد و بیداد نکردم که در اندیشه ی من
مرد آنست که غم را به گلو میریزد
آخرین مرحله ی اوج ، فرو ریختن است
مثل فواره که در اوج ، فرو میریزد...
#یاسر_قنبرلو
Schindler @Diiaazepam
مرد آنست که غم را به گلو میریزد
آخرین مرحله ی اوج ، فرو ریختن است
مثل فواره که در اوج ، فرو میریزد...
#یاسر_قنبرلو
Schindler @Diiaazepam
بہ بہانہ ے تولد #صمد_بهرنگی #
ماهی سیاه گفت: هر چیزی به آخر میرسد شب به آخر میرسد، روز به آخر میرسد، هفته، ماه، سال...
من میخواهم بدانم که راستی راستی زندگی یعنی اینکه تو یک تکه جا هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا طور دیگری هم توی دنیا می شود زندگی کرد؟...شما زیادی فکر میکنید. همه ش که نباید فکر کرد. راه که بیفتیم، ترسمان به کلّی میریزد...
صمد بهرنگي
Schindler @Diiaazepam
ماهی سیاه گفت: هر چیزی به آخر میرسد شب به آخر میرسد، روز به آخر میرسد، هفته، ماه، سال...
من میخواهم بدانم که راستی راستی زندگی یعنی اینکه تو یک تکه جا هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا طور دیگری هم توی دنیا می شود زندگی کرد؟...شما زیادی فکر میکنید. همه ش که نباید فکر کرد. راه که بیفتیم، ترسمان به کلّی میریزد...
صمد بهرنگي
Schindler @Diiaazepam
شب در طلسم پنجره وا مانده بود و من
بغضی میان حنجره جا مانده بود و من
در خانه ای که آینه حسی سه گانه داشت
ابلیس مانده بود و خدا مانده بود و من
هم آب توبه بود در آنجا و هم شراب
اخلاص در کنار ریا مانده بود و من
می رفت دل به وسوسه اما هنوز هم
یک پرده از حریر حیا مانده بود و من
ابلیس با خدا به تفاهم نمی رسید
کابوس ها و دغدغه ها مانده بود و من
وقتی که پلک پنجره یکباره بسته شد
انبوه گیسوان رها مانده بود و من
فردا که آن برهنه معصوم رفته بود
ابلیس با هزار چرا مانده بود و من
#محمد_سلمانی
Ugmid @Diiaazepam
بغضی میان حنجره جا مانده بود و من
در خانه ای که آینه حسی سه گانه داشت
ابلیس مانده بود و خدا مانده بود و من
هم آب توبه بود در آنجا و هم شراب
اخلاص در کنار ریا مانده بود و من
می رفت دل به وسوسه اما هنوز هم
یک پرده از حریر حیا مانده بود و من
ابلیس با خدا به تفاهم نمی رسید
کابوس ها و دغدغه ها مانده بود و من
وقتی که پلک پنجره یکباره بسته شد
انبوه گیسوان رها مانده بود و من
فردا که آن برهنه معصوم رفته بود
ابلیس با هزار چرا مانده بود و من
#محمد_سلمانی
Ugmid @Diiaazepam
تونی مونتانا:
مشکل تو چیه عزیزم؟ تو هم خوشقیافهای، هم خوشهیکلی و هم پاهای قشنگی داری، اینجا هر کی تو رو ببینه عاشقت میشه. فقط نمیدونم چرا قیافهت رو یه طوری میکنی که انگار یه ساله به کسی ندادی!
"صورت زخمی (Scarface) / برایان دی پالما"
#فیلم
📷 goo.gl/p7ftpd
Nemo @Diiaazepam
مشکل تو چیه عزیزم؟ تو هم خوشقیافهای، هم خوشهیکلی و هم پاهای قشنگی داری، اینجا هر کی تو رو ببینه عاشقت میشه. فقط نمیدونم چرا قیافهت رو یه طوری میکنی که انگار یه ساله به کسی ندادی!
"صورت زخمی (Scarface) / برایان دی پالما"
#فیلم
📷 goo.gl/p7ftpd
Nemo @Diiaazepam
انسانها تنها موجودات روی زمین هستند که ادعا میکنند خدایی هست ولی تنها موجوداتی هستند که رفتارشون طوریه که انگار خدایی وجود نداره!!
#جانی_دپ
Цgмid @Diiaazepam
#جانی_دپ
Цgмid @Diiaazepam
خیلی کوچک بودم که نفرت را شناختم و سال ها را با او گذراندم.
اما وقتی عشق به سراغم آمد دانستم که با او می توانم هر روز را سالی کنم.
دانستم که زمان را انسان می سازد...
Ugmid @Diiaazepam
اما وقتی عشق به سراغم آمد دانستم که با او می توانم هر روز را سالی کنم.
دانستم که زمان را انسان می سازد...
Ugmid @Diiaazepam
یک روز زندگیت از جلوی چشمات ميگذره،
مطمئن شو ارزش دیدن داشته باشه...
____
📽The Bucket List (2007)
Nemo @Diiaazepam
مطمئن شو ارزش دیدن داشته باشه...
____
📽The Bucket List (2007)
Nemo @Diiaazepam
داشتم برگه های دانشجوهامو صحیح میکردم....
یکی از برگه های خالی حواسمو به خودش جلب کرد...
به هیچ کدام از سوال ها جواب نداده بود. ...
فقط زیر سوال آخر نوشته بود: «نه بابام مریض بوده، نه مامانم، همه صحیح و سالمن شکر خدا. تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی هم نیفتاده. دیشب تولد عشقم بود. گفتم سنگ تموم بذارم براش. بعد از ظهر یه دورهمی گرفتیم با بچه ها. بزن و برقص. شام هم بردمش نایب و یه کباب و جوجه ترکیبی زدیم. بعد گفت: بریم دربند؟ پوست دست مون از سرما ترک برداشت ولی می ارزید. مخصوصن باقالی و لبوی داغ چرخی های سر میدون. دیگه تا ببرمش خونه و خودم برگردم این سر تهرون، ساعت شده بود یک شب. راستش حالش رو نداشتم درس بخونم. یعنی لای جزوتم باز کردما، اما همش یاد قیافش می افتادم وقتی لبو رو مالیده بود رو پک و پوزش. خنده ام می گرفت و حواسم پرت می شد. یهویی هم خوابم برد. بیهوش شدم انگار. حالا نمره هم ندادی، نده. فدا سرت. یه ترم دیگه آوارت میشم نهایتش. فقط خواستم بدونی که بی اهمیتی و این چیزا نبوده. یه وقت ناراحت نشی.»
چند سال بعد، تو یک دانشگاه دیگر از پشت زد روی شانه ام.گفت:
«اون بیستی که دادی خیلی چسبید»...
گفتم: «اگه لای برگه ات یه تیکه لبو می پیچیدی برام بهت صد می دادم بچه.»...
خندید و دست انداخت دور گردنم. گفت: «بچمون هفت ماهشه استاد. باورت میشه؟» ...
عکسش را از روی گوشیش نشانم داد. خندیدم.
گفت: «این موهات رو کی سفید کردی؟ این شکلی نبودی که.»...
نشستم روی نیمکت فلزی و سرد حیاط. نشست کنارم. دلم میخواست براش بگویم که یک شبی هم تولد عشق من بود که خودش نبود، دورهمی نبود، نایب نبود، دربند نبود،......
فقط سرد بود.....
Diamond @Diiaazepam
یکی از برگه های خالی حواسمو به خودش جلب کرد...
به هیچ کدام از سوال ها جواب نداده بود. ...
فقط زیر سوال آخر نوشته بود: «نه بابام مریض بوده، نه مامانم، همه صحیح و سالمن شکر خدا. تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی هم نیفتاده. دیشب تولد عشقم بود. گفتم سنگ تموم بذارم براش. بعد از ظهر یه دورهمی گرفتیم با بچه ها. بزن و برقص. شام هم بردمش نایب و یه کباب و جوجه ترکیبی زدیم. بعد گفت: بریم دربند؟ پوست دست مون از سرما ترک برداشت ولی می ارزید. مخصوصن باقالی و لبوی داغ چرخی های سر میدون. دیگه تا ببرمش خونه و خودم برگردم این سر تهرون، ساعت شده بود یک شب. راستش حالش رو نداشتم درس بخونم. یعنی لای جزوتم باز کردما، اما همش یاد قیافش می افتادم وقتی لبو رو مالیده بود رو پک و پوزش. خنده ام می گرفت و حواسم پرت می شد. یهویی هم خوابم برد. بیهوش شدم انگار. حالا نمره هم ندادی، نده. فدا سرت. یه ترم دیگه آوارت میشم نهایتش. فقط خواستم بدونی که بی اهمیتی و این چیزا نبوده. یه وقت ناراحت نشی.»
چند سال بعد، تو یک دانشگاه دیگر از پشت زد روی شانه ام.گفت:
«اون بیستی که دادی خیلی چسبید»...
گفتم: «اگه لای برگه ات یه تیکه لبو می پیچیدی برام بهت صد می دادم بچه.»...
خندید و دست انداخت دور گردنم. گفت: «بچمون هفت ماهشه استاد. باورت میشه؟» ...
عکسش را از روی گوشیش نشانم داد. خندیدم.
گفت: «این موهات رو کی سفید کردی؟ این شکلی نبودی که.»...
نشستم روی نیمکت فلزی و سرد حیاط. نشست کنارم. دلم میخواست براش بگویم که یک شبی هم تولد عشق من بود که خودش نبود، دورهمی نبود، نایب نبود، دربند نبود،......
فقط سرد بود.....
Diamond @Diiaazepam
به دست تو دادم
دل پریشانم
دگر چه خواهی؟
فتادهام از پا
بگو که از جانم
دگر چه خواهی؟
#عبدالله_فاطمی
Diamond @Diiaazepam
دل پریشانم
دگر چه خواهی؟
فتادهام از پا
بگو که از جانم
دگر چه خواهی؟
#عبدالله_فاطمی
Diamond @Diiaazepam
در گوشه یی از این جهان، امشب
یک چشم می گرید برای من
در گوشه یی دیگر
یک چشم
می خندد
برای تو.....
Lachrymose @Diiaazepam
#حسین_منزوی
یک چشم می گرید برای من
در گوشه یی دیگر
یک چشم
می خندد
برای تو.....
Lachrymose @Diiaazepam
#حسین_منزوی