هميشه به قلبت بگو كه ترس از رنج
از خود رنج بدتر است
تاريكترين لحظه ی شب لحظه ی پيش از برآمدن آفتاب است!
#پائولو_كوئلیو
Lachrymose @Diiaazepam
از خود رنج بدتر است
تاريكترين لحظه ی شب لحظه ی پيش از برآمدن آفتاب است!
#پائولو_كوئلیو
Lachrymose @Diiaazepam
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
Windmills of Your Mind
Farhad Mehrad
دستیار زیر نویس و هایپر لینک
Farhad Mehrad – Windmills of Your Mind
نوئل هریسون – آسیابهای بادی ذهنت
Noel Harrison – The Windmills of Your Mind
Round like a circle in a spiral
Like a wheel within a wheel
Never ending nor beginning
On an ever spinning reel
Like a snowball down a mountain
Or a carnival balloon
Like a carousel that's turning
Running rings around the moon
Like a clock whose hands are sweeping
Past the minutes of its face
And the world is like an apple
Whirling silently in space
Like the circles that you find
In the windmills of your mind
گرد همچون دایره ای در مارپیچ
همچون چرخی درون چرخی دیگر
بی شروع و بی پایان
روی قرقره ریسندگی ای که تا ابد میچرخد
همچون گلوله ای برفی که به پایین کوه میغلتد
یا مثل یک بادکنک کارناوال
همچون چرخ فلکی در حال چرخش
حلقه های گردان دور ماه
مثل عقربه هایی که زمان ِ رفته را
ازچهره ساعتشان بر میدارند
و دنیا همچون سیبی ست که به خاموشی در فضا میچرخد
مثل دایره هایی که در آسیابهای بادی ذهنت به آن بر میخوری
Like a tunnel you can follow
To a tunnel of its own
Down a hollow to a cavern
Where the sun has never shone
Like a door that keeps revolving
In a half forgotten dream
Or the ripples from a pebble
Someone tosses in a stream
Like a clock whose hands are sweeping
Past the minutes of its face
And the world is like an apple
Whirling silently in space
Like the circles that you find
In the windmills of your mind
مثل پا گذاشتن به تونلی
که به تونلی دیگر درون خود راه دارد
پایین حفره ای که به یک غار ختم میشود
غاری که هرگز نور خورشید را به خود ندیده است
همچون دری که در رویایی نیمه فراموش شده
میچرخد و میچرخد و میچرخد
همچون امواج کوچکی
که با پرتاب سنگریزه ای در نهر پدیدار میشوند
مثل عقربه هایی که زمان ِ رفته را ازچهره ساعتشان بر میدارند
و دنیا همچون سیبی ست که به خاموشی در فضا میچرخد
مثل دایره هایی که در آسیابهای بادی ذهنت به آن بر میخوری
Keys that jingle in your pocket
Words that jangle in your head
Why did Summer go so quickly
Was it something that you said?
Lovers walk along a shore
And leave their footprints in the sand
Was the sound of distant drumming
Just the fingers of your hand?
Pictures hanging in a hallway
Or the fragment of a song
Half remembered names and faces
But to whom do they belong?
When you knew that it was over
Were you suddenly aware
That the Autumn leaves were turning
To the colour of her hair
کلیدهایی که در جیبت جیرینگ جیرینگ میکنند
کلماتی که در سرت غوغا میکنند
تابستان چه زود گذشت
این چیزی بود که گفتی؟
عشاق در امتداد ساحل دریا قدم میزنند
و رد پاهایشان را در شن خیس به جا میگذارند
آیا صدای طبل هایی که از دور به گوش میرسید
فقط صدای انگشتان دستت بود؟
تابلوهایی که بر دیوار راهرو آویزان اند
یا تکه هایی از یک ترانه
نام ها و چهره های نیمه فراموش شده
اما آن ها به که تعلق دارند؟
آنگاه که فهمیدی همه چیز به پایان رسیده
ناگهان متوجه شدی که
برگ های پاییزی دارند همرنگ موهایش میشوند؟
A circle in a spiral
A wheel within a wheel
Never ending nor beginning
On an ever-spinning reel
As the images unwind
Like the circles that you find
In the windmills of your mind
دایره ای در مارپیچ
چرخی درون چرخی دیگر
بی شروع و بی پایان
روی قرقره ریسندگی ای که تا ابد میچرخد
در حالی که تصاویر
همچون دایره هایی که در آسیابهای بادی ذهنت به آن بر میخوری
آشکار ميشود
Blueish @Diiaazepam
Noel Harrison – The Windmills of Your Mind
Round like a circle in a spiral
Like a wheel within a wheel
Never ending nor beginning
On an ever spinning reel
Like a snowball down a mountain
Or a carnival balloon
Like a carousel that's turning
Running rings around the moon
Like a clock whose hands are sweeping
Past the minutes of its face
And the world is like an apple
Whirling silently in space
Like the circles that you find
In the windmills of your mind
گرد همچون دایره ای در مارپیچ
همچون چرخی درون چرخی دیگر
بی شروع و بی پایان
روی قرقره ریسندگی ای که تا ابد میچرخد
همچون گلوله ای برفی که به پایین کوه میغلتد
یا مثل یک بادکنک کارناوال
همچون چرخ فلکی در حال چرخش
حلقه های گردان دور ماه
مثل عقربه هایی که زمان ِ رفته را
ازچهره ساعتشان بر میدارند
و دنیا همچون سیبی ست که به خاموشی در فضا میچرخد
مثل دایره هایی که در آسیابهای بادی ذهنت به آن بر میخوری
Like a tunnel you can follow
To a tunnel of its own
Down a hollow to a cavern
Where the sun has never shone
Like a door that keeps revolving
In a half forgotten dream
Or the ripples from a pebble
Someone tosses in a stream
Like a clock whose hands are sweeping
Past the minutes of its face
And the world is like an apple
Whirling silently in space
Like the circles that you find
In the windmills of your mind
مثل پا گذاشتن به تونلی
که به تونلی دیگر درون خود راه دارد
پایین حفره ای که به یک غار ختم میشود
غاری که هرگز نور خورشید را به خود ندیده است
همچون دری که در رویایی نیمه فراموش شده
میچرخد و میچرخد و میچرخد
همچون امواج کوچکی
که با پرتاب سنگریزه ای در نهر پدیدار میشوند
مثل عقربه هایی که زمان ِ رفته را ازچهره ساعتشان بر میدارند
و دنیا همچون سیبی ست که به خاموشی در فضا میچرخد
مثل دایره هایی که در آسیابهای بادی ذهنت به آن بر میخوری
Keys that jingle in your pocket
Words that jangle in your head
Why did Summer go so quickly
Was it something that you said?
Lovers walk along a shore
And leave their footprints in the sand
Was the sound of distant drumming
Just the fingers of your hand?
Pictures hanging in a hallway
Or the fragment of a song
Half remembered names and faces
But to whom do they belong?
When you knew that it was over
Were you suddenly aware
That the Autumn leaves were turning
To the colour of her hair
کلیدهایی که در جیبت جیرینگ جیرینگ میکنند
کلماتی که در سرت غوغا میکنند
تابستان چه زود گذشت
این چیزی بود که گفتی؟
عشاق در امتداد ساحل دریا قدم میزنند
و رد پاهایشان را در شن خیس به جا میگذارند
آیا صدای طبل هایی که از دور به گوش میرسید
فقط صدای انگشتان دستت بود؟
تابلوهایی که بر دیوار راهرو آویزان اند
یا تکه هایی از یک ترانه
نام ها و چهره های نیمه فراموش شده
اما آن ها به که تعلق دارند؟
آنگاه که فهمیدی همه چیز به پایان رسیده
ناگهان متوجه شدی که
برگ های پاییزی دارند همرنگ موهایش میشوند؟
A circle in a spiral
A wheel within a wheel
Never ending nor beginning
On an ever-spinning reel
As the images unwind
Like the circles that you find
In the windmills of your mind
دایره ای در مارپیچ
چرخی درون چرخی دیگر
بی شروع و بی پایان
روی قرقره ریسندگی ای که تا ابد میچرخد
در حالی که تصاویر
همچون دایره هایی که در آسیابهای بادی ذهنت به آن بر میخوری
آشکار ميشود
Blueish @Diiaazepam
دستیار زیر نویس و هایپر لینک
Farhad Mehrad – Windmills of Your Mind
A circle in a spiral
A wheel within a wheel
Never ending nor beginning
On an ever-spinning reel
As the images unwind
Like the circles that you find
In the windmills of your mind
دایره ای در مارپیچ
چرخی درون چرخی دیگر
بی شروع و بی پایان
روی قرقره ریسندگی ای که تا ابد میچرخد
در حالی که تصاویر
همچون دایره هایی که در آسیابهای بادی ذهنت به آن بر میخوری
آشکار ميشود
Blueish @Diiaazepam
A wheel within a wheel
Never ending nor beginning
On an ever-spinning reel
As the images unwind
Like the circles that you find
In the windmills of your mind
دایره ای در مارپیچ
چرخی درون چرخی دیگر
بی شروع و بی پایان
روی قرقره ریسندگی ای که تا ابد میچرخد
در حالی که تصاویر
همچون دایره هایی که در آسیابهای بادی ذهنت به آن بر میخوری
آشکار ميشود
Blueish @Diiaazepam
مرحبا ای پيک مشتاقان بده پيغام دوست
تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
واله و شيداست دايم همچو بلبل در قفس
طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست
زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من
بر اميد دانهای افتادهام در دام دوست
سر ز مستی برنگيرد تا به صبح روز حشر
هر که چون من در ازل يک جرعه خورد از جام دوست
بس نگويم شمهای از شرح شوق خود از آنک
دردسر باشد نمودن بيش از اين ابرام دوست
گر دهد دستم کشم در ديده همچون توتيا
خاک راهی کان مشرف گردد از اقدام دوست
ميل من سوی وصال و قصد او سوی فراق
ترک کام خود گرفتم تا برآيد کام دوست
حافظ اندر درد او میسوز و بیدرمان بساز
زان که درمانی ندارد درد بیآرام دوست
#حافظ
Diamond @Diiaazepam
تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
واله و شيداست دايم همچو بلبل در قفس
طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست
زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من
بر اميد دانهای افتادهام در دام دوست
سر ز مستی برنگيرد تا به صبح روز حشر
هر که چون من در ازل يک جرعه خورد از جام دوست
بس نگويم شمهای از شرح شوق خود از آنک
دردسر باشد نمودن بيش از اين ابرام دوست
گر دهد دستم کشم در ديده همچون توتيا
خاک راهی کان مشرف گردد از اقدام دوست
ميل من سوی وصال و قصد او سوی فراق
ترک کام خود گرفتم تا برآيد کام دوست
حافظ اندر درد او میسوز و بیدرمان بساز
زان که درمانی ندارد درد بیآرام دوست
#حافظ
Diamond @Diiaazepam
Diazepam
جالبه كه كساني الماني ها رو محاكمه ميكردند كه دستشون به خون مردم جهان آلوده بود مثل امريكا و داستان هيروشيما و ناكازاكي Schindler @Diiaazepam
#جنگ
وقتی بیدار شدم تمام تنم درد می کرد و می سوخت. چشم هایم را بازکردم و دیدم پرستاری کنار تختم ایستاده.
او گفت: «آقای فوجیما. شما خیلی شانس آوردید که دو روز پیش از بمباران هیروشیما جان به در بردید. حالا در این بیمارستان در امان هستید».
با ضعف پرسیدم :«من کجا هستم؟»
آن زن گفت :«در ناکازاکی»
نوشته: #آلان_ای_مایر
ترجمه : #گیتا_گرگانی
#پی_نوشت :
بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی دو عملیات اتمی بودند که در زمان جنگ جهانی دوم به دستور هری ترومن، رئیس جمهور وقت آمریکا، علیه امپراتوری ژاپن انجام گرفتند. در این دو عملیات، دو بمب اتمی بر روی شهر هیروشیما و سه روز بعد بر روی شهر ناگازاکی انداخته شد که باعث کشتار گسترده شهروندان این دو شهر گردید. حدود ۲۲۰٬۰۰۰ نفر در اثر این دو بمباران اتمی جان باختند که بیشتر آنان را شهروندان غیرنظامی تشکیل میدادند. بیش از نیمی از قربانیان بلافاصله هنگام بمباران کشته شدند و بقیه تا پایان سال ۱۹۴۵ بر اثر اثرات مخرب تشعشعات رادیواکتیو جان خود را از دست دادند.
Diamond @Diiaazepam
وقتی بیدار شدم تمام تنم درد می کرد و می سوخت. چشم هایم را بازکردم و دیدم پرستاری کنار تختم ایستاده.
او گفت: «آقای فوجیما. شما خیلی شانس آوردید که دو روز پیش از بمباران هیروشیما جان به در بردید. حالا در این بیمارستان در امان هستید».
با ضعف پرسیدم :«من کجا هستم؟»
آن زن گفت :«در ناکازاکی»
نوشته: #آلان_ای_مایر
ترجمه : #گیتا_گرگانی
#پی_نوشت :
بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی دو عملیات اتمی بودند که در زمان جنگ جهانی دوم به دستور هری ترومن، رئیس جمهور وقت آمریکا، علیه امپراتوری ژاپن انجام گرفتند. در این دو عملیات، دو بمب اتمی بر روی شهر هیروشیما و سه روز بعد بر روی شهر ناگازاکی انداخته شد که باعث کشتار گسترده شهروندان این دو شهر گردید. حدود ۲۲۰٬۰۰۰ نفر در اثر این دو بمباران اتمی جان باختند که بیشتر آنان را شهروندان غیرنظامی تشکیل میدادند. بیش از نیمی از قربانیان بلافاصله هنگام بمباران کشته شدند و بقیه تا پایان سال ۱۹۴۵ بر اثر اثرات مخرب تشعشعات رادیواکتیو جان خود را از دست دادند.
Diamond @Diiaazepam
يه زماني نمك ميخوردن نمكدونو ميشكستن!
الان نمك ميخورن بعد نمكو ميپاشن رو زخمت اخرشم نمكدونو ميكنن تو چشمت!👊🏻
Blueish @Diiaazepam
الان نمك ميخورن بعد نمكو ميپاشن رو زخمت اخرشم نمكدونو ميكنن تو چشمت!👊🏻
Blueish @Diiaazepam
آغوشت
همانند ِ "جنگِ ویتنام" است!
هرکه رفت
یا برنگشت
یا اگر برگشت
دیوانه بود...!
#کامران_رسول_زاده
Diamond @Diiaazepam
همانند ِ "جنگِ ویتنام" است!
هرکه رفت
یا برنگشت
یا اگر برگشت
دیوانه بود...!
#کامران_رسول_زاده
Diamond @Diiaazepam
The longest journey you will ever take is the 18 increase from your head to your heart.
_______________________
طولانی ترین و سخت ترین راهی که تو زندگیت باید بری یه فاصله ی چهل و پنج سانتی متری است بین قلبت و مغزت.
Blueish @Diiaazepam
_______________________
طولانی ترین و سخت ترین راهی که تو زندگیت باید بری یه فاصله ی چهل و پنج سانتی متری است بین قلبت و مغزت.
Blueish @Diiaazepam
این شعر را خانوم یاسانو اکیکو سروده است.در بحبوحه جنگ ژاپن و چین در خطاب به برادرش:
آه برادرم
تو را میگـریم
از مـرگ تو چیزی حاصل نشد
تویی که کوچکترین فرزند خانواده بودی
درد و اندوه پدر و مادرم بیپایان است
آنها خود شمشیر به دستت دادند
و آدمکشی را به تو آموختند
بیست و چهار سالهات کردند
تا آدم بکشی و کشته شوی
#جنگ
#جنايت
Schindler @Diiaazepam
آه برادرم
تو را میگـریم
از مـرگ تو چیزی حاصل نشد
تویی که کوچکترین فرزند خانواده بودی
درد و اندوه پدر و مادرم بیپایان است
آنها خود شمشیر به دستت دادند
و آدمکشی را به تو آموختند
بیست و چهار سالهات کردند
تا آدم بکشی و کشته شوی
#جنگ
#جنايت
Schindler @Diiaazepam
🎂 #HBD 👏🏻
🕴《 Andrew Garfield 》 #34
🏷 20 AuGusT 1983
📂 Filmography 👇
📽 Silence - Hacksaw Ridge - The Social Network .
┄┄┄┄┅━❅❅━┅┄┄┄┄
Nemo @Diiaazepam
🕴《 Andrew Garfield 》 #34
🏷 20 AuGusT 1983
📂 Filmography 👇
📽 Silence - Hacksaw Ridge - The Social Network .
┄┄┄┄┅━❅❅━┅┄┄┄┄
Nemo @Diiaazepam
🎂 #HBD 👏🏻
🕴《 Amy Adams 》 #43
🏷 20 AuGusT 1974
📂 Filmography 👇
📽 American Hustle . The Master . The Fighter
┄┄┄┄┅━❅❅━┅┄┄┄┄
Nemo @Diiaazepam
🕴《 Amy Adams 》 #43
🏷 20 AuGusT 1974
📂 Filmography 👇
📽 American Hustle . The Master . The Fighter
┄┄┄┄┅━❅❅━┅┄┄┄┄
Nemo @Diiaazepam
دست بردار از این فکر که تمام مدت
«مزاحمی»
که شخص کنارت را اذیت میکنی..
اگر مردم از تو خوششان نمیآید
میتوانند اعتراض کنند
اگر شهامت اعتراض ندارند
مشکل خودشان است.
#پائلوکوئیلو
Nemo @Diiaazepam
«مزاحمی»
که شخص کنارت را اذیت میکنی..
اگر مردم از تو خوششان نمیآید
میتوانند اعتراض کنند
اگر شهامت اعتراض ندارند
مشکل خودشان است.
#پائلوکوئیلو
Nemo @Diiaazepam
قسمتی از شعر یوسانو آکیکو در مذمت امپراطور ژاپن است که تا قبل از جنگ جهانی دوم تا حد خدا در بین ژاپنیها مورد پرستش بود:
امپراتور خودش به جنگ نرفت
خون شما را ریخت
کشته شـدن به خاطر یک وحشی
کسـی که به فکر شما نبود،
هیچ افتخـار نداشت
#جنگ
#جنايت
Schindler @Diiaazepam
امپراتور خودش به جنگ نرفت
خون شما را ریخت
کشته شـدن به خاطر یک وحشی
کسـی که به فکر شما نبود،
هیچ افتخـار نداشت
#جنگ
#جنايت
Schindler @Diiaazepam
مردی می گوید:
_تو خفه شو! زن ها تو جنگ هیچی ندیده اند.
زن می گوید:
_هیچی ندیده اند؟ الاغ! ما کلی کار و دلواپسی داریم: باید به بچه ها غذا بدهیم، از زخمی ها مراقبت کنیم.
شما، جنگ که تمام میشود، همه تان یکهو قهرمان می شوید.
مرده، قهرمان. زنده مانده، قهرمان. معلول، قهرمان.
واسه همین است که شما مردها جنگ را اختراع کرده اید. خب، انجامش بدهید، قهرمان های خرفت!
#دفتر_بزرگ
#آگوتا_کریستوف
Diamond @Diiaazepam
_تو خفه شو! زن ها تو جنگ هیچی ندیده اند.
زن می گوید:
_هیچی ندیده اند؟ الاغ! ما کلی کار و دلواپسی داریم: باید به بچه ها غذا بدهیم، از زخمی ها مراقبت کنیم.
شما، جنگ که تمام میشود، همه تان یکهو قهرمان می شوید.
مرده، قهرمان. زنده مانده، قهرمان. معلول، قهرمان.
واسه همین است که شما مردها جنگ را اختراع کرده اید. خب، انجامش بدهید، قهرمان های خرفت!
#دفتر_بزرگ
#آگوتا_کریستوف
Diamond @Diiaazepam