ﺧﻨﺪﯾﺪ ، ﺳﯿﮕﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩ ، ﺑﺎﻗﯿﻤﺎﻧﺪﻩ ﯼ ﭼﺎﯾﺶ
ﺭﺍ ﻧﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
" ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ ، ﺑﻌﺪ ﺑﻤﯿﺮﻡ . "
ﺍﻭﺍﯾﻞ ﺩﺳﺎﻣﺒﺮ ﻫﺸﺖ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ، ﺩﺭ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﺷﺶ ﺳﺎﻟﮕﯽ
ﻣﺮﺩ .
_ ﺷﮑﺎﺭ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻭﺣﺸﯽ/هاروکی موراکامی
Nemo @Diiaazepam
ﺭﺍ ﻧﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
" ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ ، ﺑﻌﺪ ﺑﻤﯿﺮﻡ . "
ﺍﻭﺍﯾﻞ ﺩﺳﺎﻣﺒﺮ ﻫﺸﺖ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ، ﺩﺭ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﺷﺶ ﺳﺎﻟﮕﯽ
ﻣﺮﺩ .
_ ﺷﮑﺎﺭ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻭﺣﺸﯽ/هاروکی موراکامی
Nemo @Diiaazepam
اندی: میدونی وقتی آزاد بشم کجا میرم؟
رِد: کجا؟
اندی: زیواتِنو... توی مکزیکه.
یه جای کوچیک تو اقیانوس آرام.
میدونی مکزیکیها راجع به این اقیانوس چی میگن؟... میگن هیچ خاطرهای نداره. دلم میخواد بقیهی عمرم رو اونجا بگذرونم،
یه جای گرم بیهیچ خاطرهای...
"رستگاری در شائوشنگ (The Shawshank Redemption) / فرانک دارابونت"
#فیلم
📷 goo.gl/qpdRSU
Nemo @Diiaazepam
رِد: کجا؟
اندی: زیواتِنو... توی مکزیکه.
یه جای کوچیک تو اقیانوس آرام.
میدونی مکزیکیها راجع به این اقیانوس چی میگن؟... میگن هیچ خاطرهای نداره. دلم میخواد بقیهی عمرم رو اونجا بگذرونم،
یه جای گرم بیهیچ خاطرهای...
"رستگاری در شائوشنگ (The Shawshank Redemption) / فرانک دارابونت"
#فیلم
📷 goo.gl/qpdRSU
Nemo @Diiaazepam
ساده عاشق شده ام ساده تر از آن رسوا
شهره ي شهر شدن با تو چه آسان..سخت است
#كاظم_بهمني
Schindler @Diiaazepam
شهره ي شهر شدن با تو چه آسان..سخت است
#كاظم_بهمني
Schindler @Diiaazepam
Diazepam
Photo
#معرفی_فیلم
دانی دارکو (Donnie Darko)
ژانر :درام،معمایی،علمی تخیلی
سال انتشار : 2001
محصول : امریکا
بودجه فیلم : 4.5 میلیون دلار
فروش فیلم : 7.3 میلیون دلار
امتیاز : 8.1
منتقدین : 88/100
نویسنده و کارگردان : Richard Kelly
بازیگران : Jake Gyllenhaal, Jena Malone, Mary McDonnell
خلاصه داستان : نوجوانی به نام دانی دارکو(جک جلینهال) یک شب توی خواب راه می افتد و از خانه خارج می شود و با خرگوش غول پیکر و زشت رویی به نام فرانک ملاقات می کند که به او می گوید دنیا 28 روز و 6ساعت و 42 دقیقه و 12ثانیه دیگر نابود خواهد شد...
Nemo @Diiaazepam
دانی دارکو (Donnie Darko)
ژانر :درام،معمایی،علمی تخیلی
سال انتشار : 2001
محصول : امریکا
بودجه فیلم : 4.5 میلیون دلار
فروش فیلم : 7.3 میلیون دلار
امتیاز : 8.1
منتقدین : 88/100
نویسنده و کارگردان : Richard Kelly
بازیگران : Jake Gyllenhaal, Jena Malone, Mary McDonnell
خلاصه داستان : نوجوانی به نام دانی دارکو(جک جلینهال) یک شب توی خواب راه می افتد و از خانه خارج می شود و با خرگوش غول پیکر و زشت رویی به نام فرانک ملاقات می کند که به او می گوید دنیا 28 روز و 6ساعت و 42 دقیقه و 12ثانیه دیگر نابود خواهد شد...
Nemo @Diiaazepam
الف - من از آن دسته افرادی نیستم که فقط وقتی قلم در دست دارند فکر میکنند، یا حتی جزو آن عده افرادی نیستم که وقتی روی صندلی مینشینند و در مقابل دوات به کاغذ خیره میشوند عنان اختیار به دست احساسات خود میسپارند. نوشتن برای من یک نیاز است و صحبت از آن، حتی بهگونهای نمادین منزجرم میسازد.
ب - خب پس چرا مینویسی؟
الف - عزیزم، راستش را بخواهی، متاسفانه هنوز راه دیگری برای رهایی از شرّ افکارم پیدا نکردهام.
#فردریش_نیچه
#حکمت_شادان
Schindler @Diiaazepam
ب - خب پس چرا مینویسی؟
الف - عزیزم، راستش را بخواهی، متاسفانه هنوز راه دیگری برای رهایی از شرّ افکارم پیدا نکردهام.
#فردریش_نیچه
#حکمت_شادان
Schindler @Diiaazepam
يكى از کوتاهترین داستان هاى غمگين دنیا یک بیت از سعدی است:
شخصی همه شب بر سر بیمار گریست
چون صبح شد او بمرد و بیمار بِزیست
#سعدی
Diamond @Diiaazepam
شخصی همه شب بر سر بیمار گریست
چون صبح شد او بمرد و بیمار بِزیست
#سعدی
Diamond @Diiaazepam
گفته بودم بعد ازین
باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم
گفته های خویش را ...
#مهدی_اخوان_ثالث
Diamond @Diiaazepam
باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم
گفته های خویش را ...
#مهدی_اخوان_ثالث
Diamond @Diiaazepam
دون کورلئونه: من تمومِ زندگیم سعی کردم که بی تفاوت نباشم، زنا و بچه ها می تونن بی تفاوت باشن. ولی یه مرد نمیتونه!
The GodFather
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
The GodFather
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
حسین پناهی دژکوه در ۶ شهریور ۱۳۳۵ (یا به روایتی ۱۳۳۹) در روستای دژکوه از توابع شهر سوق (شهرستان کهگیلویه) در استان کهکیلویه و بویراحمد متولد شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسه ی آیت الله گلپایگانی رفته بود...
و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت می کرد. تا اینکه زنی برای پرسش مساله ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین می رود.از حسین می پرسد که فضله ی موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاش ام بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می دانست روغن نجس است، ولی اینرا هم می دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور،روغن دیگر مشکلی ندارد.بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسه ی هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه نویسی را گذراند.
پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه های خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند.
با پخش نمایش دو مرغابی درمه از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.
نمایش های دو مرغابی درمه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد او یکی از پرکارترین و خلاق ترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.
به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می بارید و طنز تلخش بازیگر نقش های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعربود. و این شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد،این مجموعه ی شعر تا کنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است.
وی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت
کتابهای وی :
من و نازی
ستاره
چیزی شبیه زندگی
دو مرغابی درمه
گلدان و آفتاب
پیامبر بی کتاب
دل شیر
#حسين_پناهي
Schindler @Diiaazepam
و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت می کرد. تا اینکه زنی برای پرسش مساله ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین می رود.از حسین می پرسد که فضله ی موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاش ام بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می دانست روغن نجس است، ولی اینرا هم می دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور،روغن دیگر مشکلی ندارد.بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسه ی هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه نویسی را گذراند.
پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه های خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند.
با پخش نمایش دو مرغابی درمه از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.
نمایش های دو مرغابی درمه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد او یکی از پرکارترین و خلاق ترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.
به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می بارید و طنز تلخش بازیگر نقش های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعربود. و این شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد،این مجموعه ی شعر تا کنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است.
وی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت
کتابهای وی :
من و نازی
ستاره
چیزی شبیه زندگی
دو مرغابی درمه
گلدان و آفتاب
پیامبر بی کتاب
دل شیر
#حسين_پناهي
Schindler @Diiaazepam
وصیت نامه زیبای حسین پناهی
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا
پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند!
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد!
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش میطلبم.
#حسين_پناهي
Schindler @Diiaazepam
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا
پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند!
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد!
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش میطلبم.
#حسين_پناهي
Schindler @Diiaazepam
شرم میکنم
با ترازوی کودک گرسنه
کنار خیابان سیری ام را وزن کنم!
ای کاش یک ماه نیز موظف بودیم
از اذان صبح تا غروب آفتاب
فقرا را سیر کنیم
نه اینکه گرسنگی و تشنگی کشیده
تا فقط رنج آنهارا درک نماییم !
آری هزاران بار افسوس
که دیریست وا مانده ایم در ظاهر دین؛
روزه داران هیچگاه حال گرسنگان را درک نخواهند کرد
زیرا به افطار اطمینان دارند
#حسین_پناهی
Schindler @Diiaazepam
با ترازوی کودک گرسنه
کنار خیابان سیری ام را وزن کنم!
ای کاش یک ماه نیز موظف بودیم
از اذان صبح تا غروب آفتاب
فقرا را سیر کنیم
نه اینکه گرسنگی و تشنگی کشیده
تا فقط رنج آنهارا درک نماییم !
آری هزاران بار افسوس
که دیریست وا مانده ایم در ظاهر دین؛
روزه داران هیچگاه حال گرسنگان را درک نخواهند کرد
زیرا به افطار اطمینان دارند
#حسین_پناهی
Schindler @Diiaazepam
سلام
خداحافظ!
چیز تازه ای اگر یافتید،
بر این دو اضافه کنید
تا بل باز شود این در گم شده بر دیوار.
#حسين_پناهي
Schindler @Diiaazepam
خداحافظ!
چیز تازه ای اگر یافتید،
بر این دو اضافه کنید
تا بل باز شود این در گم شده بر دیوار.
#حسين_پناهي
Schindler @Diiaazepam
انسانم !
ساکت، چون درخت سیب !
گسترده، چون مزرعه ی یونجه !
و بارور، چون خوشه ی بلوط !
به جز خداوند،
چه کسی شایسته ی پرستش من خواهد بود!؟
#حسين_پناهي
Schindler @Diiaazepam
ساکت، چون درخت سیب !
گسترده، چون مزرعه ی یونجه !
و بارور، چون خوشه ی بلوط !
به جز خداوند،
چه کسی شایسته ی پرستش من خواهد بود!؟
#حسين_پناهي
Schindler @Diiaazepam
دنیا را بغل گرفتیم
گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد
خوابمان برد
بیدار شدیم
دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم!
#حسين_پناهي
Schindlerr @Diiaazepam
گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد
خوابمان برد
بیدار شدیم
دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم!
#حسين_پناهي
Schindlerr @Diiaazepam