Forwarded from Diazepam
پورون((قسمت اول))
هیچ کس چیزی نمیداند و حتی در این باره هم نمیتوان اطمینان داشت.نباید به آنچه واقعیت می نامید متکی باشید.شاید اشتباه کرده باشید.همه چیز را میتوان زیر سوال برد و درباره همه چیز میتوان شک ورزید.پس بهترین راه این است که ذهنی باز داشته باشید.اطمینان نکنید تا نا امید نشوید.
این یکی از تعالیم فلسفه شک گرایی است،فلسفه ای که صد ها سال در یونان باستان و بعد ها در روم مورد توجه بود.اکثر شک گرایان افراطی بر خلاف افلاطون و ارسطو مخالف داشتن اعتقادات راسخ در هر زمینه ای بودند.پورون فیلسوف یونان باستان مشهورترین و احتمالا افراطی ترین شک گرای همه دوران ها بود.زندگی او بدون شک زندگی نا متعارفی بود.
تاکید سقراط بر این که هر قدر هم بداند باز هم کم میداند موضعی شک گرایانه بود.ولی پورون از این هم فراتر رفته بود و احتمالا کمی در این زمینه افراط کرده بود.اگر بخواهیم روایات موجود درباره زندگی پورون را باور کنیم باید این را هم باور کنیم که او در زندگی به هیچ چیزی باور نداشت.او هم مانند سقراط چیزی یادداشت نمیکرد.پس هر چه در باره او میدانیم از نوشته های دیگران است که قرن ها بعد از مرگ او ثبت شده است.ولی تا جایی که میدانیم پورون شک گرایی افراطی بود.اگر حمایت دوستانش نبود،زیاد عمر نیمکرد.همه شک گرایان افراطی برای این که مدت طولانی تری زندگی کند،به حمایت افرادی که کم تر از خودشان شک گرا باشند نیاز دارند.
#تاريخچه_كوتاهي_از_فلسفه
#نايجل_واربرتون
Schindler @Diiaazepam
هیچ کس چیزی نمیداند و حتی در این باره هم نمیتوان اطمینان داشت.نباید به آنچه واقعیت می نامید متکی باشید.شاید اشتباه کرده باشید.همه چیز را میتوان زیر سوال برد و درباره همه چیز میتوان شک ورزید.پس بهترین راه این است که ذهنی باز داشته باشید.اطمینان نکنید تا نا امید نشوید.
این یکی از تعالیم فلسفه شک گرایی است،فلسفه ای که صد ها سال در یونان باستان و بعد ها در روم مورد توجه بود.اکثر شک گرایان افراطی بر خلاف افلاطون و ارسطو مخالف داشتن اعتقادات راسخ در هر زمینه ای بودند.پورون فیلسوف یونان باستان مشهورترین و احتمالا افراطی ترین شک گرای همه دوران ها بود.زندگی او بدون شک زندگی نا متعارفی بود.
تاکید سقراط بر این که هر قدر هم بداند باز هم کم میداند موضعی شک گرایانه بود.ولی پورون از این هم فراتر رفته بود و احتمالا کمی در این زمینه افراط کرده بود.اگر بخواهیم روایات موجود درباره زندگی پورون را باور کنیم باید این را هم باور کنیم که او در زندگی به هیچ چیزی باور نداشت.او هم مانند سقراط چیزی یادداشت نمیکرد.پس هر چه در باره او میدانیم از نوشته های دیگران است که قرن ها بعد از مرگ او ثبت شده است.ولی تا جایی که میدانیم پورون شک گرایی افراطی بود.اگر حمایت دوستانش نبود،زیاد عمر نیمکرد.همه شک گرایان افراطی برای این که مدت طولانی تری زندگی کند،به حمایت افرادی که کم تر از خودشان شک گرا باشند نیاز دارند.
#تاريخچه_كوتاهي_از_فلسفه
#نايجل_واربرتون
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
پورون((قسمت دوم))
نحوه نگرش او به زندگی چنین بود:ما نمیتوانیم به حواسمان اعتماد کامل داشته باشیم.چون گاهی موجب گمراهیمان میشوند.مثلا به راحتی ممکن است در مورد چیزی که در تاریکی میبینیم دچار اشتباه شویم.شاید آنچه شبیه روباه به نظر میرسد فقط گربه باشد. یا شاید گمان کنید کسی که شما را صدا میزند،در حالی که صدایی که میشنوید تنها زوزه باد در درختان باشد.از آنجا که حواسمان اغلب ما را گمراه میکند پورون تصمیم گفت هرگز به آن ها اعتماد نکند.در عین حال این احتمال را منتفی نمیدانست که حواسمان میتوانند اطلاعاتی دقیق در اختیارمان قرار دهند و این موضوع را با ذهنی باز در نظر داشت.
پورون به نحوی بر مبنای این فلسه بی اعتنایی محض زندگی کرد و به کل احساسات طبیعی و الگوهای رفتاری عادی انسانی غالبه یافت
پورون در جوانی به هند سقر کرد. شاید همین سفر،الهام بخش نحوه زندگی غیر عادی او بود.هند مملو از استادان معنوی یا مرتاضانی است که خود را در معرض محرومیت های جسمانی افراطی و باور نکردنی قرار میدهند:آن ها برای رسیدن به آرامش درون،خود را زنده به گور میکنند و ...نگرش پورون نسبت به فلسفه بدون شک به نگرش عرفا شباهت داشت.فارغ از هر روشی که برای رسیدن به این حالت استفاده میکرد مطئمنا واعظ غیر متعظ نبود.آرامش او اطرافیانش را به شدت تحت تاثیر قرار میداد. او به این دلیل درباره هیچ چیز نظر قطعی نمیداد که معتقد بود همه چیز منوط به عقاید افراد است.اگر احتمال کشف حقیقت ضعیف است پس نباید در مورد آن بی تابی کنیم.در این صورت میتوانیم خود را از قید همه اعتقادات راسخ رها کنیم،چون این اعتقادات همیشه با نوعی توهم در می آمیزند.
#تاريخچه_كوتاهي_از_فلسفه
#نايجل_واربرتون
Schindler @Diiaazepam
نحوه نگرش او به زندگی چنین بود:ما نمیتوانیم به حواسمان اعتماد کامل داشته باشیم.چون گاهی موجب گمراهیمان میشوند.مثلا به راحتی ممکن است در مورد چیزی که در تاریکی میبینیم دچار اشتباه شویم.شاید آنچه شبیه روباه به نظر میرسد فقط گربه باشد. یا شاید گمان کنید کسی که شما را صدا میزند،در حالی که صدایی که میشنوید تنها زوزه باد در درختان باشد.از آنجا که حواسمان اغلب ما را گمراه میکند پورون تصمیم گفت هرگز به آن ها اعتماد نکند.در عین حال این احتمال را منتفی نمیدانست که حواسمان میتوانند اطلاعاتی دقیق در اختیارمان قرار دهند و این موضوع را با ذهنی باز در نظر داشت.
پورون به نحوی بر مبنای این فلسه بی اعتنایی محض زندگی کرد و به کل احساسات طبیعی و الگوهای رفتاری عادی انسانی غالبه یافت
پورون در جوانی به هند سقر کرد. شاید همین سفر،الهام بخش نحوه زندگی غیر عادی او بود.هند مملو از استادان معنوی یا مرتاضانی است که خود را در معرض محرومیت های جسمانی افراطی و باور نکردنی قرار میدهند:آن ها برای رسیدن به آرامش درون،خود را زنده به گور میکنند و ...نگرش پورون نسبت به فلسفه بدون شک به نگرش عرفا شباهت داشت.فارغ از هر روشی که برای رسیدن به این حالت استفاده میکرد مطئمنا واعظ غیر متعظ نبود.آرامش او اطرافیانش را به شدت تحت تاثیر قرار میداد. او به این دلیل درباره هیچ چیز نظر قطعی نمیداد که معتقد بود همه چیز منوط به عقاید افراد است.اگر احتمال کشف حقیقت ضعیف است پس نباید در مورد آن بی تابی کنیم.در این صورت میتوانیم خود را از قید همه اعتقادات راسخ رها کنیم،چون این اعتقادات همیشه با نوعی توهم در می آمیزند.
#تاريخچه_كوتاهي_از_فلسفه
#نايجل_واربرتون
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
پورون((قسمت سوم))
به اعتقاد او ،انواع موضوعاتی که در موردشان اطمینان داریم غیر منطقی اند و مانعی هستند در راه آرامش فکرمان.
پورون فلسفه خود را در قالب سه سوالی که جست و جو گران سعادت باید بپرسند خلاصه کرد:
ماهیت واقعیت دنیا چیست؟
باید چه نگرشی نسبت به آنها اتخاذ کنیم؟
با اتخاذ چنین نگرشی چه اتفاقی در زندگی افراد می افتد؟
پاسخ او به سوال اول این است که ما هر گز نمیتوانیم به ماهیت واقعی دنیا پی ببریم درک این موضوع فراتر از قدرت ماست.هیچ کس هرگز نمیتواند به حقیقت پی ببرد.برخورد داری از چنین دانشی برای نوع انسان محال است.پس فراموش کنید.
پاسخ سوال دوم و نتیجه پاسخ سوال این است که نباید خود را متعهد به نظریات کنیمما نمیتوانیم درباره هیچ چیز اطمینان داشته باشیم،پس باید قضاوت را به تعلیق بیاندازیم و به روشی بی طرفانه زندگی کنیم.خواسته های ما نشان دهنده این هستند که چیزی را بر چیز دیگری ترجیح میدهیم.غم و اندوه ناشی از عم دستیابی به خواسته هاست.ولی نمیتوانیم در مورد بهتر بود چیزی هم مطمئن باشیم.پس به اعتقاد او،برای شاد بودن باید خود را از خواسته ها رها کنیم و نگران چیزی نباشیم.نحوه صحیح زندگی همین است.درک کنیم که هیچ چیز در دنیا اهمیت ندارد. به این ترتیب،هیچ چیز نمیتواند آرامش درونمان را تحت تاثیر قرار دهد و پاسخ سوال سوم این که ،اگر از این تعالیم پیروی کنیم،این است که اتفاقی که برایمان می افتد:احتمالا به این علت که نمیدانیم چه باید بگوییم دیگر حرف نمیزنیم،سرانجام از همه نگرانی ها رها میشویم و این بهترین خواسته ای است که میتوانیم در زندگی داشته باشیم،چیزی شبیه به تجربه ای مذهبی.
نقطه ضعف اصلی نگرش پورون این است که از نظریه ما هیچ چیز نمیدانیم به این نتیجه رسید که به همین دلیلی باید همه غرایز و احساساتمان را درباره خطر نادیده بگیریم حال آنکه غرایزمان ما را از بسیاری خطر های احتمالی نجات میدهند.شاید غرایزمان کاملا قابل اعتماد نباشد،ولی این بدان معنا نیست که باید نادیده گرفته شوند.
#تاريخچه_كوتاهي_از_فلسفه
#نايجل_واربرتون
Schindler @Diiaazepam
به اعتقاد او ،انواع موضوعاتی که در موردشان اطمینان داریم غیر منطقی اند و مانعی هستند در راه آرامش فکرمان.
پورون فلسفه خود را در قالب سه سوالی که جست و جو گران سعادت باید بپرسند خلاصه کرد:
ماهیت واقعیت دنیا چیست؟
باید چه نگرشی نسبت به آنها اتخاذ کنیم؟
با اتخاذ چنین نگرشی چه اتفاقی در زندگی افراد می افتد؟
پاسخ او به سوال اول این است که ما هر گز نمیتوانیم به ماهیت واقعی دنیا پی ببریم درک این موضوع فراتر از قدرت ماست.هیچ کس هرگز نمیتواند به حقیقت پی ببرد.برخورد داری از چنین دانشی برای نوع انسان محال است.پس فراموش کنید.
پاسخ سوال دوم و نتیجه پاسخ سوال این است که نباید خود را متعهد به نظریات کنیمما نمیتوانیم درباره هیچ چیز اطمینان داشته باشیم،پس باید قضاوت را به تعلیق بیاندازیم و به روشی بی طرفانه زندگی کنیم.خواسته های ما نشان دهنده این هستند که چیزی را بر چیز دیگری ترجیح میدهیم.غم و اندوه ناشی از عم دستیابی به خواسته هاست.ولی نمیتوانیم در مورد بهتر بود چیزی هم مطمئن باشیم.پس به اعتقاد او،برای شاد بودن باید خود را از خواسته ها رها کنیم و نگران چیزی نباشیم.نحوه صحیح زندگی همین است.درک کنیم که هیچ چیز در دنیا اهمیت ندارد. به این ترتیب،هیچ چیز نمیتواند آرامش درونمان را تحت تاثیر قرار دهد و پاسخ سوال سوم این که ،اگر از این تعالیم پیروی کنیم،این است که اتفاقی که برایمان می افتد:احتمالا به این علت که نمیدانیم چه باید بگوییم دیگر حرف نمیزنیم،سرانجام از همه نگرانی ها رها میشویم و این بهترین خواسته ای است که میتوانیم در زندگی داشته باشیم،چیزی شبیه به تجربه ای مذهبی.
نقطه ضعف اصلی نگرش پورون این است که از نظریه ما هیچ چیز نمیدانیم به این نتیجه رسید که به همین دلیلی باید همه غرایز و احساساتمان را درباره خطر نادیده بگیریم حال آنکه غرایزمان ما را از بسیاری خطر های احتمالی نجات میدهند.شاید غرایزمان کاملا قابل اعتماد نباشد،ولی این بدان معنا نیست که باید نادیده گرفته شوند.
#تاريخچه_كوتاهي_از_فلسفه
#نايجل_واربرتون
Schindler @Diiaazepam
یه لحظه صبر کن رفیق
لا به لای شلوغی و کلافگی و سخت گرفتن های
زندگی خواستم یه چیزی بهت بگم
یه نگاه به پشـــت سرت بنداز
مثل همه ی روزایی که گذشت
این روزا هم میگذره
خواستم بگم حواست هست دیگه؟!
ما یک بار زندگی میکنیم
حالا ادامه بده
#على_سلطانى
Nemo @Diiaazepam
لا به لای شلوغی و کلافگی و سخت گرفتن های
زندگی خواستم یه چیزی بهت بگم
یه نگاه به پشـــت سرت بنداز
مثل همه ی روزایی که گذشت
این روزا هم میگذره
خواستم بگم حواست هست دیگه؟!
ما یک بار زندگی میکنیم
حالا ادامه بده
#على_سلطانى
Nemo @Diiaazepam
ما باید به دنبال درک بهترین چیز و نه دانستن بیشترین چیزها باشیم. ما صرفا حافظه را پر میکنیم و فهم و درک امر خوب و بد را خالی میگذاریم!
#آلن_دو_باتن
📖 تسلی بخشیهای فلسفه
Nemo @Diiaazepam
#آلن_دو_باتن
📖 تسلی بخشیهای فلسفه
Nemo @Diiaazepam
گاهی هیچ چیز برای از دست دادن ندارم،
لم میدهم و به بدبختیهایم لبخند میزنم...
#چارلی_چاپلین
Nemo @Diiaazepam
لم میدهم و به بدبختیهایم لبخند میزنم...
#چارلی_چاپلین
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
همهی ما متفاوتيم.
زندگی هرچقدر هم که بد بهنظر برسه، هميشه کاری هست که بشه انجامش داد، و توش موفق بود.
تا زمانی که زندگی هست، اميد هم هست.
"تئوری همهچیز / جیمز مارش"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
زندگی هرچقدر هم که بد بهنظر برسه، هميشه کاری هست که بشه انجامش داد، و توش موفق بود.
تا زمانی که زندگی هست، اميد هم هست.
"تئوری همهچیز / جیمز مارش"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
جنگیدن زیباتر از پیروزیه!
به سمت مقصد رفتن،
از رسیدن به اون با ارزش تره!
وقتی بَرنده می شی
یا به مقصد می رسی
یه خلأ رُ تو خودت حس می کنی!
واسه پر کردن همین خلأ
باید دوباره راه بیفتیُ یه مقصد تازه پیدا کنی!
🕴 اوریانا فالاچی
📚 نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
Nemo @Diiaazepam
به سمت مقصد رفتن،
از رسیدن به اون با ارزش تره!
وقتی بَرنده می شی
یا به مقصد می رسی
یه خلأ رُ تو خودت حس می کنی!
واسه پر کردن همین خلأ
باید دوباره راه بیفتیُ یه مقصد تازه پیدا کنی!
🕴 اوریانا فالاچی
📚 نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
Nemo @Diiaazepam
Diazepam
Hichkas ( www.1.rapdan2.com ) – Ye Rooze Khoob Miad ( www.1.rapdan2.com )
هیچ کدوممون هم نیستیم بیکار
در حال ساخت و ساز ایران
واسه این که خسته نشیم این بار
من خشت میذارم تو سیمان
green @Diiaazepam
در حال ساخت و ساز ایران
واسه این که خسته نشیم این بار
من خشت میذارم تو سیمان
green @Diiaazepam
Diazepam
Shahin Najafi – Mottahed Shavid
خانه به دوشان جهان متحد شويد
فاحشگان بی نشان متحد شويد
كولبران بی ماديان متحد شويد
كوكودكان خيابان متحد شويد
كوكوروشان رنجبران متحد شويد
خواب ننگ است... متحد شويد
تاره چوفنگ است... متحد شويد
عرش كور است... متحد شويد
اشك زور است... متحد شويد
شعر پشم است
واقعه خشم است
درد نان است
مفت جان است
تنبان بدريد از شادى از اين همه آزادی
در اين شب رويای
بانكها را بزنيد
بانكها را بزنيد
منفجر شويد
منفجر شويد
منزجر شويد
با قلبى كوچكتر از مشت
با چشمانى مشتعل
من قافيه اى سرگردانم
من قافيه اى سرگردانم
ميخوانم ميخوانم ميخوا
ميخوانم ميخوانم ميخوا
از دود از تو دويدم از تو
از دود از تو دويدم از تو
شليك ميشوم در مغزم
شليك ميشوم در مغزم
شليك ميشوم در مغزم
ميدانم ميدانم ميدا
هيچ راهی
هيچ چاهی
هيچ آهی
@Diiaazepam
فاحشگان بی نشان متحد شويد
كولبران بی ماديان متحد شويد
كوكودكان خيابان متحد شويد
كوكوروشان رنجبران متحد شويد
خواب ننگ است... متحد شويد
تاره چوفنگ است... متحد شويد
عرش كور است... متحد شويد
اشك زور است... متحد شويد
شعر پشم است
واقعه خشم است
درد نان است
مفت جان است
تنبان بدريد از شادى از اين همه آزادی
در اين شب رويای
بانكها را بزنيد
بانكها را بزنيد
منفجر شويد
منفجر شويد
منزجر شويد
با قلبى كوچكتر از مشت
با چشمانى مشتعل
من قافيه اى سرگردانم
من قافيه اى سرگردانم
ميخوانم ميخوانم ميخوا
ميخوانم ميخوانم ميخوا
از دود از تو دويدم از تو
از دود از تو دويدم از تو
شليك ميشوم در مغزم
شليك ميشوم در مغزم
شليك ميشوم در مغزم
ميدانم ميدانم ميدا
هيچ راهی
هيچ چاهی
هيچ آهی
@Diiaazepam
آن که میاندیشد
بهناچار دَم فرو میبندد
اما آنگاه که زمانه
زخمخورده و معصوم
به شهادتش طلبد
به هزار زبان سخن خواهد گفت
#احمد_شاملو
green @Diiaazepam
بهناچار دَم فرو میبندد
اما آنگاه که زمانه
زخمخورده و معصوم
به شهادتش طلبد
به هزار زبان سخن خواهد گفت
#احمد_شاملو
green @Diiaazepam
نه عادلانه نه زیبا بود
جهان
پیش از آن که ما به صحنه برآییم
به عدلِ دستنایافته اندیشیدیم
و زیبایی
در وجود آمد
#احمد_شاملو
green @Diiaazepam
جهان
پیش از آن که ما به صحنه برآییم
به عدلِ دستنایافته اندیشیدیم
و زیبایی
در وجود آمد
#احمد_شاملو
green @Diiaazepam
آه اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک
همچون گلوگاه پرنده ای،
هيچ کجا ديواری فرو ريخته بر جای نمی ماند.
ساليان بسيار نمی بايست
دریافتن را
که هر ويرانه نشانی از غياب انسانی است
که حضور انسان
آبادانی است.
#احمد_شاملو
Schindler @Diiaazepam
کوچک
همچون گلوگاه پرنده ای،
هيچ کجا ديواری فرو ريخته بر جای نمی ماند.
ساليان بسيار نمی بايست
دریافتن را
که هر ويرانه نشانی از غياب انسانی است
که حضور انسان
آبادانی است.
#احمد_شاملو
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
Forwarded from Diazepam
آیدای کوچولوی من!
آن قدر دوستت دارم که گاهی از وحشت به لرزه می افتم!
زندگی من دیگر چیزی به جز تو نیست. خود من هم دیگر چیزی به جز خود تو نیستم. چهره ات تمام زندگی مرا در آینه ی واقعیت منعکس می کند و این واقعیت آن قدر عظیم است که به افسانه می ماند!
تو را دوست دارم؛ و این دوست داشتن، حقیقتی است که مرا به زندگی دلبسته می کند.
همه ی شادی هایم در یک لبخند تو خلاصه می شود؛ و کافی است که تو قیافه ناشادی بگیری تا من همه ی شادی ها و خوش بختی های دنیا را در خطوط درهم فشرده ی آن، -چهره ای که خدا می داند چقدر دوستش می دارم- گم کنم!
شب پنجشنبه، 29 شهریور 1341
#احمد_شاملو
#نامه
Schindler @Diiaazepam
آن قدر دوستت دارم که گاهی از وحشت به لرزه می افتم!
زندگی من دیگر چیزی به جز تو نیست. خود من هم دیگر چیزی به جز خود تو نیستم. چهره ات تمام زندگی مرا در آینه ی واقعیت منعکس می کند و این واقعیت آن قدر عظیم است که به افسانه می ماند!
تو را دوست دارم؛ و این دوست داشتن، حقیقتی است که مرا به زندگی دلبسته می کند.
همه ی شادی هایم در یک لبخند تو خلاصه می شود؛ و کافی است که تو قیافه ناشادی بگیری تا من همه ی شادی ها و خوش بختی های دنیا را در خطوط درهم فشرده ی آن، -چهره ای که خدا می داند چقدر دوستش می دارم- گم کنم!
شب پنجشنبه، 29 شهریور 1341
#احمد_شاملو
#نامه
Schindler @Diiaazepam
https://t.me/socks?server=104.151.241.187&port=10925
دوستان عزيز از اين لينك براي ورود به تلگرام استفاده كنين ديگه لازم نيست با فيلتر شكن وارد تلگرام بشين
@Diiaazepam
دوستان عزيز از اين لينك براي ورود به تلگرام استفاده كنين ديگه لازم نيست با فيلتر شكن وارد تلگرام بشين
@Diiaazepam
من از هدایت و تبعیت بیزارم.
اطاعت؟ نه. حکومت کردن؟ هرگز.
آنکس که برای خود ترسناک نباشد، برای دیگران ترسناک نیست.
فقط آنکس که ترس برانگیزد، میتواند دیگران را هدایت کند.
من از هدایت خود بیزارم و دوست دارم مانند حیوانات جنگل، تا مدتها خود را در بیابانی سحرانگیز گم کنم و به خیالپردازی بگذرام تا به تدریج به خانهی خود بیاندیشم و خود را بهسوی خویشتن جلب کنم.
#فردریش_نیچه
از کتاب: #حکمت_شادان
Schindler @Diiaazepam
اطاعت؟ نه. حکومت کردن؟ هرگز.
آنکس که برای خود ترسناک نباشد، برای دیگران ترسناک نیست.
فقط آنکس که ترس برانگیزد، میتواند دیگران را هدایت کند.
من از هدایت خود بیزارم و دوست دارم مانند حیوانات جنگل، تا مدتها خود را در بیابانی سحرانگیز گم کنم و به خیالپردازی بگذرام تا به تدریج به خانهی خود بیاندیشم و خود را بهسوی خویشتن جلب کنم.
#فردریش_نیچه
از کتاب: #حکمت_شادان
Schindler @Diiaazepam