2.اصل انسان نگر:
مطابق این رای،احتمال این که جهان موجب بقا و تکامل آدمی شده باشد به قدری ناچیز است که مجازیم نتیجه بگیریم که جهان آفریده ی معماری الهی است.از این منظر،این واقعیت که آدمیان تکامل یافته اند و باقی مانده اند برهاانی ست که وجود خداوند را برای ما به اثبات می رساند.خدا باید وضاع احوال مادی جهان را به گونه ای تنظیم کند که بشر به وجود آید و تکامل پیدا کند.
نقد اصل انسان نگر:
ایراد بزرگی که به برهان اصل انسان نگر وارد است.فرض کنید شما یک بلیت بخت آزمایی در سطح ملی خریده اید.شاید ملیون ها بلیت وجود داشته باشد.ولی فقط یکی از آنها برنده می شود.بنابر محاسبات آماری،بسیار بعید است که آن یک نفر شما باشید.ولی این خلاف ممکنات نیست.با این حال،اگر شما برنده شوید،این امر چیزی جز بخت نیکتان را ثابت نمیکند:از این واقعیت که،در میان همه آن میلیون ها بلیت بازنده،بلیت شما برنده شده است لازم نمی آید که این امر ضرورتا حاصل چیزی جز انتخاب تصادفی بوره باشد.چه بسا،اگر اهل خرافات باشید،بر این واقعیت که برنده بخت آزمایی شده اید انواع و اقسام معانی را حمل کنید.ولی هر چیزی که از لحاظ آمار و احتمالات نامحتمل است باز هم ممکن است رخ دهد.
اشتباه طرفداران اصل انسان نگر در این است که فرض را بر این میگذارند که وقتی چیزی نامحتمل به وجود آید لزوما باید تبیینی پذیرفتنی تر از این وجود داشته باشد که بگوییم آن چیز به طور تصادفی پدید آمده است.
ما میتوانیم حضور خود را در هستی بدون آوردن علل فوق طبیعی بیان داریم.تعجبی ندارد که ما در جهانی زندگی کنیم که شرایط دقیقا برای زندگی ما آفریده شده است چرا که به هیچ وجه محتمل نبود ما در جایی دیگر زندگی کنیم.
#الفباي_فلسفه
#نايجل_واربرتون
Schindler @Diiaazepam
مطابق این رای،احتمال این که جهان موجب بقا و تکامل آدمی شده باشد به قدری ناچیز است که مجازیم نتیجه بگیریم که جهان آفریده ی معماری الهی است.از این منظر،این واقعیت که آدمیان تکامل یافته اند و باقی مانده اند برهاانی ست که وجود خداوند را برای ما به اثبات می رساند.خدا باید وضاع احوال مادی جهان را به گونه ای تنظیم کند که بشر به وجود آید و تکامل پیدا کند.
نقد اصل انسان نگر:
ایراد بزرگی که به برهان اصل انسان نگر وارد است.فرض کنید شما یک بلیت بخت آزمایی در سطح ملی خریده اید.شاید ملیون ها بلیت وجود داشته باشد.ولی فقط یکی از آنها برنده می شود.بنابر محاسبات آماری،بسیار بعید است که آن یک نفر شما باشید.ولی این خلاف ممکنات نیست.با این حال،اگر شما برنده شوید،این امر چیزی جز بخت نیکتان را ثابت نمیکند:از این واقعیت که،در میان همه آن میلیون ها بلیت بازنده،بلیت شما برنده شده است لازم نمی آید که این امر ضرورتا حاصل چیزی جز انتخاب تصادفی بوره باشد.چه بسا،اگر اهل خرافات باشید،بر این واقعیت که برنده بخت آزمایی شده اید انواع و اقسام معانی را حمل کنید.ولی هر چیزی که از لحاظ آمار و احتمالات نامحتمل است باز هم ممکن است رخ دهد.
اشتباه طرفداران اصل انسان نگر در این است که فرض را بر این میگذارند که وقتی چیزی نامحتمل به وجود آید لزوما باید تبیینی پذیرفتنی تر از این وجود داشته باشد که بگوییم آن چیز به طور تصادفی پدید آمده است.
ما میتوانیم حضور خود را در هستی بدون آوردن علل فوق طبیعی بیان داریم.تعجبی ندارد که ما در جهانی زندگی کنیم که شرایط دقیقا برای زندگی ما آفریده شده است چرا که به هیچ وجه محتمل نبود ما در جایی دیگر زندگی کنیم.
#الفباي_فلسفه
#نايجل_واربرتون
Schindler @Diiaazepam
زمین بوی نفرت میدهد، خورشید شکایت پیش خدا برده است: خداوندا میخواهم خاموش شوم. ازین گندیدگی جانم به لب رسیده است. هرچه گرمترش میکنم بوی گندش بلندتر میشود.
#ژان_پل_سارتر
Ugmid @Diiaazepam ™
#ژان_پل_سارتر
Ugmid @Diiaazepam ™
Diazepam
امروز سالروز تولد اینگمار برگمان، کارگردان معاصر سوئدی و خالق اثاری همچون مهر هفتم، پرسرنا،توت فرنگی های وحشی و فانی و الکساندر است وی در 14 جولای 1918 متولد و در 30 جولای 2007 در سن 89 سالگی درگذشت.
چهاردهم جولای زادروز کارگردان بزرگ سینمای سوئد است. کسی که طبق نظرسنجی از بزرگترین فیلمسازان جهان موفق به دریافت نخل ِنخلهای طلا شد. به همین مناسبت بر زندگی و آثار مهم او مروری داشتهایم.
ارنست اینگمار برگمان در ۱۴ جولای ۱۹۱۸ و در شهر اوپسالای سوئد متولد شد. او در دوران کودکی و به وسیله مادربزرگش با سینما آشنا شد. مادربزرگ اینگمار دور از چشم پدر کشیش و سختگیر او، ارنست را به تماشای نمایشهای مختلف میبرد. او در سال ۱۹۳۷ وارد کالج دانشگاه استکهلم میشود تا در زمینه هنر و ادبیات مشغول به تحصیل شود. گرچه برگمان فارغ التحصیل نمیشود اما دست به نگارش چند نمایشنامه و یک اپرا میزند و خود را به عنوان یک دستیار کارگردان تئاتر، مطرح میسازد. از سال ۱۹۴۱ فعالیت برگمان در زمینه سینما با فردی به نام الف شوبرگ کارگردان سوئدی آغاز میشود و فیلم آشفتگی با فیلمنامه برگمان و کارگردانی شوبرگ موفقیت جهانی مییابد. بعد از این، موفقیتهای برگمان در عرصه بین المللی آغاز میشود.
آخرین فیلم سینمایی به کارگردانی برگمان ساراباند (۲۰۰۳) نام دارد که فیلمی تلویزیونی است.
وی که در 2007 در جزیره فارو دانمارک دیده از جهان فروبست، در سال ۱۹۹۷ طبق نظرسنجیهای انجام شده توسط بزرگان فیلم سازی چون وودی آلن، ویم وندرس، اسکورسیزی و … موفق به دریافت نخل نخلهای طلا شد.
جوایز برگمان:
•برنده خرس طلایی جشنواره برلین برای فیلم «توت فرنگیهای وحشی»
•برنده جایزه ویژه هیات داوران جشنواره کن برای فیلم «مهر هفتم»
•برنده جایزه ویژه هیات داوران جشنواره ونیز برای فیلم «چهره»
•چهار بار نامزد دریافت نخل طلایی جشنواره کن
•پنج بار نامزد اسکار بهترین فیلمنامه
•سه بار نامزد اسکار بهترین کارگردانی
•نامزد اسکار بهترین فیلم سینمایی خارجی سال برای فیلم فریادها و نجواها
•نامزد اسکار بهترین فیلم سینمایی خارجی سال برای فیلم «فانی و الکساندر»، «چشمه باکره» (۱۹۵۹)
•نامزد اسکار بهترین فیلم سینمایی خارجی سال برای فیلم «همچون در یک آینه» (۱۹۶۰)
•نامزد اسکار بهترین کارگردانی برای چهره به چهره (۱۹۷۵)
•جایزه ایروینگ تالبرگ از سوی آکادمی اسکار در سال ۱۹۷۰ میلادی
Nemo @Diiaazepam
ارنست اینگمار برگمان در ۱۴ جولای ۱۹۱۸ و در شهر اوپسالای سوئد متولد شد. او در دوران کودکی و به وسیله مادربزرگش با سینما آشنا شد. مادربزرگ اینگمار دور از چشم پدر کشیش و سختگیر او، ارنست را به تماشای نمایشهای مختلف میبرد. او در سال ۱۹۳۷ وارد کالج دانشگاه استکهلم میشود تا در زمینه هنر و ادبیات مشغول به تحصیل شود. گرچه برگمان فارغ التحصیل نمیشود اما دست به نگارش چند نمایشنامه و یک اپرا میزند و خود را به عنوان یک دستیار کارگردان تئاتر، مطرح میسازد. از سال ۱۹۴۱ فعالیت برگمان در زمینه سینما با فردی به نام الف شوبرگ کارگردان سوئدی آغاز میشود و فیلم آشفتگی با فیلمنامه برگمان و کارگردانی شوبرگ موفقیت جهانی مییابد. بعد از این، موفقیتهای برگمان در عرصه بین المللی آغاز میشود.
آخرین فیلم سینمایی به کارگردانی برگمان ساراباند (۲۰۰۳) نام دارد که فیلمی تلویزیونی است.
وی که در 2007 در جزیره فارو دانمارک دیده از جهان فروبست، در سال ۱۹۹۷ طبق نظرسنجیهای انجام شده توسط بزرگان فیلم سازی چون وودی آلن، ویم وندرس، اسکورسیزی و … موفق به دریافت نخل نخلهای طلا شد.
جوایز برگمان:
•برنده خرس طلایی جشنواره برلین برای فیلم «توت فرنگیهای وحشی»
•برنده جایزه ویژه هیات داوران جشنواره کن برای فیلم «مهر هفتم»
•برنده جایزه ویژه هیات داوران جشنواره ونیز برای فیلم «چهره»
•چهار بار نامزد دریافت نخل طلایی جشنواره کن
•پنج بار نامزد اسکار بهترین فیلمنامه
•سه بار نامزد اسکار بهترین کارگردانی
•نامزد اسکار بهترین فیلم سینمایی خارجی سال برای فیلم فریادها و نجواها
•نامزد اسکار بهترین فیلم سینمایی خارجی سال برای فیلم «فانی و الکساندر»، «چشمه باکره» (۱۹۵۹)
•نامزد اسکار بهترین فیلم سینمایی خارجی سال برای فیلم «همچون در یک آینه» (۱۹۶۰)
•نامزد اسکار بهترین کارگردانی برای چهره به چهره (۱۹۷۵)
•جایزه ایروینگ تالبرگ از سوی آکادمی اسکار در سال ۱۹۷۰ میلادی
Nemo @Diiaazepam
آدمى چه شد؟
باقیمانده، نیمه ماندهء او كجاست و اگر هست به كجا مى رود؟
آرزو مى كنم جز آن باشد كه من درك و دریافت مى كنم، شاید از آن كه غریبم، نامربوط ام و...
اكنون ساكنم در بهت و گیجى و اندوه و بیهودگى، و خود هنوز نمى دانم، هنوز باورم نشده است كه روحم به قتل رسیده است.
آدمى از نوعى سماجت ذاتى برخوردار است، و من هم.
اى كاش بزرگ نشده بودم،
اى كاش هرگز بزرگ نمى شدم!
محمود_دولت_آبادی
سلوك
Diamond @Diiaazepam
باقیمانده، نیمه ماندهء او كجاست و اگر هست به كجا مى رود؟
آرزو مى كنم جز آن باشد كه من درك و دریافت مى كنم، شاید از آن كه غریبم، نامربوط ام و...
اكنون ساكنم در بهت و گیجى و اندوه و بیهودگى، و خود هنوز نمى دانم، هنوز باورم نشده است كه روحم به قتل رسیده است.
آدمى از نوعى سماجت ذاتى برخوردار است، و من هم.
اى كاش بزرگ نشده بودم،
اى كاش هرگز بزرگ نمى شدم!
محمود_دولت_آبادی
سلوك
Diamond @Diiaazepam
زمانی است که از کلمات خستهام
گروه گروه هجوم میآورند
مینشینند در سرم
مثل دستهی پرندگان بر سر درختی
دست بر دست میکوبم
بانگ بر میکشم
میپرند و پراکنده میشوند
یک پرنده خاموش اما
نه میترسد
نه میرود
نه آوازش را میخواند...
#شهاب_مقربین
Diamond @Diiaazepam
گروه گروه هجوم میآورند
مینشینند در سرم
مثل دستهی پرندگان بر سر درختی
دست بر دست میکوبم
بانگ بر میکشم
میپرند و پراکنده میشوند
یک پرنده خاموش اما
نه میترسد
نه میرود
نه آوازش را میخواند...
#شهاب_مقربین
Diamond @Diiaazepam
دختر با عینک دودی گفت:
ممکن است آدم از ترس هم کور شود!
حرفتان بسیار دقیق است.
از این دقیق تر نمیتوان گفت.
ما در حقیقت وقتی کور شدیم،
از قبل هم کور بودیم.
ما از ترس کور شدیم
و از ترس هم کور خواهیم ماند!"
📚 کوری
👤 #ژوزه_ساراماگو
Diamond @Diiaazepam
ممکن است آدم از ترس هم کور شود!
حرفتان بسیار دقیق است.
از این دقیق تر نمیتوان گفت.
ما در حقیقت وقتی کور شدیم،
از قبل هم کور بودیم.
ما از ترس کور شدیم
و از ترس هم کور خواهیم ماند!"
📚 کوری
👤 #ژوزه_ساراماگو
Diamond @Diiaazepam
خواسته و تلاش من این بوده که این جمله را وارد تأترکنم:
توضیح جهان مهم نیست،
تغییر جهان مهم است.
#برتولت_برشت
Schindler @Diiaazepam
توضیح جهان مهم نیست،
تغییر جهان مهم است.
#برتولت_برشت
Schindler @Diiaazepam
کیچ چیست؟
کیچ درلغت: (به آلمانی: Kitsch) وامواژهای آلمانی به معنی پرزرق و برق، چشم پرکن، باسمهای، آبکی، قلنبهسلنبه و پرطمطراق است. این واژه به آثار هنری اطلاق میشود که در مقیاس انبوه تولید میشوند و تقلید ناموفقی از استانداردهای زیباشناسی فرهنگ نخبه هستند
کیچ درهنر: به معنای آثار تکراری، تقلیدی و قابل دسترس است که با ویژگیهایی نظیر تکرار امر آشنا، تکثر، تقلید، بهرهگیری از عواطف کاذب، به جای تعقل و دور بودن از ایده همراه است. واژهنامه آمریکن هریتیج کیچ را حالت احساسی عوامانه و مبتذل و ذوق سطح پائین ولی پرمدعا توصیف کرده است
نیاز انسان کیچمنش (به آلمانی: Kitschmensch) به کیچ، عبارت است از نیاز به نگریستن خویشتن در آینهٔ دروغ زیباکننده، و بازشناختن خشنودانه و شادمانهٔ خویش در این آینه.
ادبیات عامهپسند نمونه بارزی از نمود کیچ در ادبیات است. این نوع از ادبیات متهم به پرداختن به درونمایههایی از قبیل عشق، مرگ، جنایت، جنگ و غیره با شیوهای بیگانه با واقعیت و کلیشهوار است.
#هنر
Diamond @Diiaazepam
کیچ درلغت: (به آلمانی: Kitsch) وامواژهای آلمانی به معنی پرزرق و برق، چشم پرکن، باسمهای، آبکی، قلنبهسلنبه و پرطمطراق است. این واژه به آثار هنری اطلاق میشود که در مقیاس انبوه تولید میشوند و تقلید ناموفقی از استانداردهای زیباشناسی فرهنگ نخبه هستند
کیچ درهنر: به معنای آثار تکراری، تقلیدی و قابل دسترس است که با ویژگیهایی نظیر تکرار امر آشنا، تکثر، تقلید، بهرهگیری از عواطف کاذب، به جای تعقل و دور بودن از ایده همراه است. واژهنامه آمریکن هریتیج کیچ را حالت احساسی عوامانه و مبتذل و ذوق سطح پائین ولی پرمدعا توصیف کرده است
نیاز انسان کیچمنش (به آلمانی: Kitschmensch) به کیچ، عبارت است از نیاز به نگریستن خویشتن در آینهٔ دروغ زیباکننده، و بازشناختن خشنودانه و شادمانهٔ خویش در این آینه.
ادبیات عامهپسند نمونه بارزی از نمود کیچ در ادبیات است. این نوع از ادبیات متهم به پرداختن به درونمایههایی از قبیل عشق، مرگ، جنایت، جنگ و غیره با شیوهای بیگانه با واقعیت و کلیشهوار است.
#هنر
Diamond @Diiaazepam
بخش بزرگي از آنچه امروز به عنوان ادبيات پرمخاطب رايج است هم نمونه اي از هنر و ادبيات كيچ است
المان هاي شهري مانند دوچرخه ي قديمي، چرخ نخريسي ، گيوه ، چرخ خياطي قديمي و ... كه عمدتن در نوروز در معابر نصب مي شود هم هنر كيچ است
كيچ ما را دلقك وار شاد مي كند.
#هنر
Diamond @Diiaazepam
المان هاي شهري مانند دوچرخه ي قديمي، چرخ نخريسي ، گيوه ، چرخ خياطي قديمي و ... كه عمدتن در نوروز در معابر نصب مي شود هم هنر كيچ است
كيچ ما را دلقك وار شاد مي كند.
#هنر
Diamond @Diiaazepam