خواب هایم
بوی تن تو را می دهد
نکند آن دورترها
نیمه شب
در آغوشم می گیری؟
#فدریکو_گارسیا_لوركا
Lachrymose @Diiaazepam
بوی تن تو را می دهد
نکند آن دورترها
نیمه شب
در آغوشم می گیری؟
#فدریکو_گارسیا_لوركا
Lachrymose @Diiaazepam
زندگی شاید؛
آن لحظه مسدودیست
که نگاه من،
در نی نی چشمان تو
خود را ویران می سازد...
#فروغ_فرخزاد
Lachrymose @Diiaazepam
آن لحظه مسدودیست
که نگاه من،
در نی نی چشمان تو
خود را ویران می سازد...
#فروغ_فرخزاد
Lachrymose @Diiaazepam
گفت:
«آدمها با رویاهاشون زندگی میکنند.»
گفتم:
«چرا که نه؟
مگه چیزی غیر از رویا هم وجود داره؟»
گفت: «به پایان رسیدن رویاها»
#چارلز_بوکوفسکی
Lachrymose @Diiaazepam
«آدمها با رویاهاشون زندگی میکنند.»
گفتم:
«چرا که نه؟
مگه چیزی غیر از رویا هم وجود داره؟»
گفت: «به پایان رسیدن رویاها»
#چارلز_بوکوفسکی
Lachrymose @Diiaazepam
مردم ترجیح میدن دروغی رو بپذیرن که باورهای قبلی اونا رو تایید کنه تا واقعیتی که امنیت ذهنی رو ازشون بگیره
#استیون_هاوکینگ
Ugmid @Diiaazepam
#استیون_هاوکینگ
Ugmid @Diiaazepam
این یک قانون قدیمی دنیاست، قانونی نانوشته. کسی که چیزی بیشتر دارد، در همان حال چیزی کم دارد. آلبن چیزی بیشتر دارد، ژه را میبیند. فقط او ژه را میبیند. مرده ها این قدرها هم نمرده اند. همین را برای زنده ها هم میشود گفت. میشود گفت زنده ها این قدرها هم زنده نیستند....!!!
از کتاب #ژه
#کریستین_بوبن
#ارسالی
Diamond @Diiaazepam
از کتاب #ژه
#کریستین_بوبن
#ارسالی
Diamond @Diiaazepam
نکند فکر کنی
در دلِ من یاد تو نیست!
گوش کن...
نبضِ دلم، زمزمه اش
با تو یکی ست...
#مولانا
Blueish @Diiaazepam
در دلِ من یاد تو نیست!
گوش کن...
نبضِ دلم، زمزمه اش
با تو یکی ست...
#مولانا
Blueish @Diiaazepam
ما به تنهایی مدرنی مبتلا هستیم
حتا این شهر با همهی شلوغیاش
خیلی شبها
در کوچهای تاریک
آرام
گریه میکند..
Nemo @Diiaazepam
حتا این شهر با همهی شلوغیاش
خیلی شبها
در کوچهای تاریک
آرام
گریه میکند..
Nemo @Diiaazepam
اگر کوسه ها آدم بودند در دریا بی تردید مذهبی هم وجود داشت كه به ماهی ها می آموخت، زندگی واقعی در شكم كوسه ها آغاز میشود.
#برتولت_برشت
Schindler @Diiaazepam
#برتولت_برشت
Schindler @Diiaazepam
آن داغ ننگ خورده كه ميخنديد
بر طعنه هاي بيهده،من بودم
گفتم،كه بانگ هستي خود باشم
اما دريغ و درد كه زن بودم
#فروغ_فرخزاد
Schindler @Diiaazepam
بر طعنه هاي بيهده،من بودم
گفتم،كه بانگ هستي خود باشم
اما دريغ و درد كه زن بودم
#فروغ_فرخزاد
Schindler @Diiaazepam
بسیار اندک اند کسانی که قادرند
عاشق شوند
زيرا افراد اندکی میتوانند
همه چيز را از دست بدهند!
#كريستين_بوبن
Lachrymose @Diiaazepam
عاشق شوند
زيرا افراد اندکی میتوانند
همه چيز را از دست بدهند!
#كريستين_بوبن
Lachrymose @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
ﻗﺼﺪﻡ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﻮﺩ،
ﺍﻣﺎ ﮐﻨﺎﺭﺕ...
ﻧﻪ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺕ...!
ﻗﺼﺪﻡ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺑﻮﺩ،
ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺖ...
ﻧﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯾﺖ...!
ﻗﺼﺪﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻮﺩ،
ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ...
ﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ...!
ﻗﺼﺪﻡ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﺑﻮﺩ،
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ...
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺖ...!
قیصر امین پور
Lachrymose @Diiaazepam
ﺍﻣﺎ ﮐﻨﺎﺭﺕ...
ﻧﻪ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺕ...!
ﻗﺼﺪﻡ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺑﻮﺩ،
ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺖ...
ﻧﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯾﺖ...!
ﻗﺼﺪﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻮﺩ،
ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ...
ﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ...!
ﻗﺼﺪﻡ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﺑﻮﺩ،
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ...
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺖ...!
قیصر امین پور
Lachrymose @Diiaazepam
Diazepam
#جورج_اورول #قلعه_حیوانات #مزرعه_حیوانات Lachrymose @Diiaazepam
📔 قلعه حیوانات
✍ جورج اورول
🔃 علی اکبر آخوندی
97 صفحه
ٔقلعه حیوانات رمانی پادآرمانشهری به زبان انگلیسی و نوشتهٔ جورج اورول است. این رمان در طول جنگ جهانی دوم نوشته و در سال ۱۹۴۵ میلادی در انگلستان منتشر شد، ولی در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ میلادی به شهرت رسید. این رمان دربارهٔ گروهی از حیوانات است که در اقدامی آرمان گرایانه و انقلابی، صاحب مزرعه (آقای جونز) را از مزرعه اش فراری میدهند تا خود ادارهٔ مزرعه را به دست گرفته و «برابری» و «رفاه» را در جامعه خود برقرار سازند. رهبری این جنبش را گروهی از خوکها بهدست دارند، ولی پس از مدتی این گروه جدید نیز به رهبری خوکی به نام ناپلئون همچون آقای جونز به بهره کشی از حیوانات مزرعه میپردازند و هرگونه مخالفتی را سرکوب میکنند.
جورج اورول که در جریان جنگ داخلی اسپانیا با سیاستهای حکومت سوسیالیستی شوروی آشنا شده بود و در ضمن از پاکسازیهای خشونت آمیز دوران استالین خشمگین بود، با نگارش این رمان استبداد طبقه حاکم شوروی به سختی انتقاد کرد. در این رمان، انقلاب حیوانات مزرعه نماد انقلاب کارگری برضد نظام سرمایه داری است.
#جورج_اورول
#مزرعه_حیوانات
Lachrymose @Diiaazepam
✍ جورج اورول
🔃 علی اکبر آخوندی
97 صفحه
ٔقلعه حیوانات رمانی پادآرمانشهری به زبان انگلیسی و نوشتهٔ جورج اورول است. این رمان در طول جنگ جهانی دوم نوشته و در سال ۱۹۴۵ میلادی در انگلستان منتشر شد، ولی در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ میلادی به شهرت رسید. این رمان دربارهٔ گروهی از حیوانات است که در اقدامی آرمان گرایانه و انقلابی، صاحب مزرعه (آقای جونز) را از مزرعه اش فراری میدهند تا خود ادارهٔ مزرعه را به دست گرفته و «برابری» و «رفاه» را در جامعه خود برقرار سازند. رهبری این جنبش را گروهی از خوکها بهدست دارند، ولی پس از مدتی این گروه جدید نیز به رهبری خوکی به نام ناپلئون همچون آقای جونز به بهره کشی از حیوانات مزرعه میپردازند و هرگونه مخالفتی را سرکوب میکنند.
جورج اورول که در جریان جنگ داخلی اسپانیا با سیاستهای حکومت سوسیالیستی شوروی آشنا شده بود و در ضمن از پاکسازیهای خشونت آمیز دوران استالین خشمگین بود، با نگارش این رمان استبداد طبقه حاکم شوروی به سختی انتقاد کرد. در این رمان، انقلاب حیوانات مزرعه نماد انقلاب کارگری برضد نظام سرمایه داری است.
#جورج_اورول
#مزرعه_حیوانات
Lachrymose @Diiaazepam