این روزها بهاریست
روز درختکاریست!
لبخندهای زوریست
نارنجک و ترقّه
باتوم یا گلوله
یا چارشنبهسوریست!!...
سید مهدی موسوی
Schindler @Diiaazepam
روز درختکاریست!
لبخندهای زوریست
نارنجک و ترقّه
باتوم یا گلوله
یا چارشنبهسوریست!!...
سید مهدی موسوی
Schindler @Diiaazepam
بخش نخست
یکی از آئینهای سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.
مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد كه مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند. ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد و “سور” در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای “جشن”،”مهمانی”و “سرخ” آمده است.
جشن سور از زمان های بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه به ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای کوبی با نام سور مرسوم بوده است. مختار برای کشتن یزید که در شهر کوفه که اکثر آنان ایرانی بوده اند از این فرصت استفاده کرده و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود یزید را قصاص نمود. بعد از گذشت چند سال بعد از ورود اسلام به ایران به آرامی جشن سور در ایران کم رنگ و به آخرین چهارشنبه سال محدود شد. جشن سور از مراسم اصیل ایرانی است و منشا خارجی ندارد. آتش از عناصر چهارگانه است و تنها عنصری است که آلوده نمی شود به همین منظور از گذشته های بسیار کهن تاکنون این آداب مرسوم بوده است
Schindler @Diiaazepam
یکی از آئینهای سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.
مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد كه مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند. ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد و “سور” در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای “جشن”،”مهمانی”و “سرخ” آمده است.
جشن سور از زمان های بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه به ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای کوبی با نام سور مرسوم بوده است. مختار برای کشتن یزید که در شهر کوفه که اکثر آنان ایرانی بوده اند از این فرصت استفاده کرده و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود یزید را قصاص نمود. بعد از گذشت چند سال بعد از ورود اسلام به ایران به آرامی جشن سور در ایران کم رنگ و به آخرین چهارشنبه سال محدود شد. جشن سور از مراسم اصیل ایرانی است و منشا خارجی ندارد. آتش از عناصر چهارگانه است و تنها عنصری است که آلوده نمی شود به همین منظور از گذشته های بسیار کهن تاکنون این آداب مرسوم بوده است
Schindler @Diiaazepam
بخش دوم
مراسم چهارشنبه سوری
آخرین سه شنبه ی آخر سال را شب چهار شنبه سوری می گویند. شبی است که امروزه فقط بوته افروزی آن مانده است. این کار را عصر سه شنبه ی آخر سال که آخرش چهارشنبه است انجام می دهند. بدین ترتیب كه کوپه های هیزم را روی هم می گذارند خورشید که غروب کرد هیزم را در حیاط خانه یا در کوچه یا در میدان باز آتش می زنند.
ظهور آتش بازی :
آتش بازی در شب چهار شنبه سوری در زمان ناصرالدین شاه و به وسیله ی فرانسوی ها در ایران رواج پیدا کرد. در ابتدا فقط برای سرگرمی شاه این نمایش انجام می شد پس از آن مردم هم در این سرگرمی سهیم شدند و دستور نمایش آن در میدان توپ خانه صادر شد و مردم در آن جا به تماشای آتش بازی می ایستادند و کم کم به شکلی که امروزه اجرا می شود در آمد.
بوته افروزی :
در ایران رسم است كه پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را كه از پیش فراهم كرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت “گله” كپه می كنند. با غروب آفتاب و نیم تاریك شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی را به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند :
زردی من از تو ، سرخی تو از من
غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا
ای شب چهارشنبه ، ای كلیه جاردنده ، بده مراد بنده
خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود “زردی من از تو ، سرخی تو از من “
در هر خانه زنی خاكستر را در خاك انداز جمع می كند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می كوبد و به ساكنان خانه می گوید كه از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یك سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانكار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاكی را از محیط زیست دور و پاك می سازند. برای این كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.
گرد آوردن بوته، آتش زدن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت “زردی من از تو، سرخی تو از من” شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است. مراسم دیگری مانند كوزه شكنی، فال گوش نشینی، آش نذری پختن، آب پاشی، بخت گشائی دختران، دفع چشم زخمها، کندرو خوشبو، قاشق زنی، فال گرفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.
Schindler @Diiaazepam
مراسم چهارشنبه سوری
آخرین سه شنبه ی آخر سال را شب چهار شنبه سوری می گویند. شبی است که امروزه فقط بوته افروزی آن مانده است. این کار را عصر سه شنبه ی آخر سال که آخرش چهارشنبه است انجام می دهند. بدین ترتیب كه کوپه های هیزم را روی هم می گذارند خورشید که غروب کرد هیزم را در حیاط خانه یا در کوچه یا در میدان باز آتش می زنند.
ظهور آتش بازی :
آتش بازی در شب چهار شنبه سوری در زمان ناصرالدین شاه و به وسیله ی فرانسوی ها در ایران رواج پیدا کرد. در ابتدا فقط برای سرگرمی شاه این نمایش انجام می شد پس از آن مردم هم در این سرگرمی سهیم شدند و دستور نمایش آن در میدان توپ خانه صادر شد و مردم در آن جا به تماشای آتش بازی می ایستادند و کم کم به شکلی که امروزه اجرا می شود در آمد.
بوته افروزی :
در ایران رسم است كه پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را كه از پیش فراهم كرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت “گله” كپه می كنند. با غروب آفتاب و نیم تاریك شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی را به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند :
زردی من از تو ، سرخی تو از من
غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا
ای شب چهارشنبه ، ای كلیه جاردنده ، بده مراد بنده
خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود “زردی من از تو ، سرخی تو از من “
در هر خانه زنی خاكستر را در خاك انداز جمع می كند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می كوبد و به ساكنان خانه می گوید كه از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یك سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانكار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاكی را از محیط زیست دور و پاك می سازند. برای این كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.
گرد آوردن بوته، آتش زدن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت “زردی من از تو، سرخی تو از من” شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است. مراسم دیگری مانند كوزه شكنی، فال گوش نشینی، آش نذری پختن، آب پاشی، بخت گشائی دختران، دفع چشم زخمها، کندرو خوشبو، قاشق زنی، فال گرفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.
Schindler @Diiaazepam
بخش پایانی
فال گوش نشینی :
در شب چهار شنبه سوری فال گوش ایستادن و گوش کردن به حرف های رهگذران یک رسم است که سرنوشت ما در این شب تشکیل می شود البته می توانیم بگوییم که این یک اعتقاد است زیرا فال گوش َایستادن کار خوبی نیست. زنان و دخترانی كه شوق شوهر كردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می كنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیك و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت كردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.
قاشق زنی :
از کارهای شب چهار شنبه سوری قاشق زنی بود که زنان و مردان این کار را انجام می دادند. زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با كاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنكه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر كاسه می زنند. صاحب خانه كه می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در كاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.
آش چهارشنبه سوری :
خانواده هایی كه بیمار در خانه داشتند یا اینكه حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می كردند و در شب چهارشنبه آخر سال “آش ابودردا” یا “آش بیمار” می پختند و آن را اندكی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می كردند.
تقسیم آجیل چهارشنبه سوری :
زنانی كه نذر و نیازی می كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام “آجیل چهارشنبه سوری” از یك دكان رو به قبله می خریدند و پاك می كردند و میان خویش و آشنا پخش می كردند و می خورند. به هنگام پاك كردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل می كردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.
Schindler @Diiaazepam
فال گوش نشینی :
در شب چهار شنبه سوری فال گوش ایستادن و گوش کردن به حرف های رهگذران یک رسم است که سرنوشت ما در این شب تشکیل می شود البته می توانیم بگوییم که این یک اعتقاد است زیرا فال گوش َایستادن کار خوبی نیست. زنان و دخترانی كه شوق شوهر كردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می كنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیك و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت كردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.
قاشق زنی :
از کارهای شب چهار شنبه سوری قاشق زنی بود که زنان و مردان این کار را انجام می دادند. زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با كاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنكه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر كاسه می زنند. صاحب خانه كه می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در كاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.
آش چهارشنبه سوری :
خانواده هایی كه بیمار در خانه داشتند یا اینكه حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می كردند و در شب چهارشنبه آخر سال “آش ابودردا” یا “آش بیمار” می پختند و آن را اندكی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می كردند.
تقسیم آجیل چهارشنبه سوری :
زنانی كه نذر و نیازی می كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام “آجیل چهارشنبه سوری” از یك دكان رو به قبله می خریدند و پاك می كردند و میان خویش و آشنا پخش می كردند و می خورند. به هنگام پاك كردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل می كردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.
Schindler @Diiaazepam
استیون هاوکینگ، فیزیکدان و کیهانشناس بریتانیایی در ۷۶ سالگی درگذشت.
تحقیقات او در زمینه سیاهچالهها و مجادلاتش با مذهبیون مسیحی او را مشهور کرد.
Nemo @Diiaazepam
تحقیقات او در زمینه سیاهچالهها و مجادلاتش با مذهبیون مسیحی او را مشهور کرد.
Nemo @Diiaazepam
میتوانی آنقدر نفس نکشی تا بمیری،
ولی مردم همچنان مثل قبل رفتار خواهند کرد...!
📚تاملات
🕴 مارکوس اورلیوس
Nemo @Diiaazepam
ولی مردم همچنان مثل قبل رفتار خواهند کرد...!
📚تاملات
🕴 مارکوس اورلیوس
Nemo @Diiaazepam
Diazepam
استیون هاوکینگ، فیزیکدان و کیهانشناس بریتانیایی در ۷۶ سالگی درگذشت. تحقیقات او در زمینه سیاهچالهها و مجادلاتش با مذهبیون مسیحی او را مشهور کرد. Nemo @Diiaazepam
به بهانه درگذشت استیون هاوکینگ فیزیک دان و کیهان شناس بریتانیایی
این دانشمند شهیر که از سال 1963 به علت بیماری ALS قرار بود "شش ماه بعد بمیرد" ، به خاطر دستاوردهای علمی بزرگ در زمینهی سیاهچالهها و نسبیت عام مشهور بود و چند کتاب علمی به زبان مفهوم و ساده نوشته بود که مشهورترین آنها "تاریخچهی مختصر زمان" بود.
هاوکینگ در سال 1974 میلادی، از سوی آکادمی سلطنتی علوم لندن لوح تقدیر دریافت کرد.
یک سال بعد، پاپ پل ششم مدال طلای علوم را به وی اهدا نمود.
وی همچنین جایزهی آلبرت اینشتین و مدال Hughes را از سوی آکادمی سلطنتی لندن دریافت کرد.
در سال 1979 میلادی، آنقدر جایگاه خود را در دنیای آکادمیک تثبیت کرده بود که کرسی Lucasian را دریافت کرد و بهعنوان پروفسور ریاضیات دانشگاه کمبریج انگلستان برگزیده شد و طی سی سال بعد نیز این جایگاه را همچنان به خود اختصاص داد.
این کرسی در سال 1663 میلادی ایجاد گردید و شخص دیگری که آن را دریافت کرد کسی نبود جز اسحاق نیوتن.
در دههی 1980 میلادی، هاوکینگ عنوان فرماندهی امپراطوری بریتانیا را دریافت کرد.
در سال 2009 میلادی نیز باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا، به صورت افتخاری مدال ریاست جمهوری آزادی را به وی اعطا کرد.
او دانشمندی بزرگ و مردی فوقالعاده بود که آثار و میراثش برای سالهای طولانی زنده خواهد بود.
جای استیون هاوکینگ برای همیشه خالی خواهد ماند در کیهانی که به گفتهی خودش ارزش زیادی نخواهد داشت مگر آنکه خانهی کسانی باشد که دوستشان داری...
Nemo @Diiaazepam
این دانشمند شهیر که از سال 1963 به علت بیماری ALS قرار بود "شش ماه بعد بمیرد" ، به خاطر دستاوردهای علمی بزرگ در زمینهی سیاهچالهها و نسبیت عام مشهور بود و چند کتاب علمی به زبان مفهوم و ساده نوشته بود که مشهورترین آنها "تاریخچهی مختصر زمان" بود.
هاوکینگ در سال 1974 میلادی، از سوی آکادمی سلطنتی علوم لندن لوح تقدیر دریافت کرد.
یک سال بعد، پاپ پل ششم مدال طلای علوم را به وی اهدا نمود.
وی همچنین جایزهی آلبرت اینشتین و مدال Hughes را از سوی آکادمی سلطنتی لندن دریافت کرد.
در سال 1979 میلادی، آنقدر جایگاه خود را در دنیای آکادمیک تثبیت کرده بود که کرسی Lucasian را دریافت کرد و بهعنوان پروفسور ریاضیات دانشگاه کمبریج انگلستان برگزیده شد و طی سی سال بعد نیز این جایگاه را همچنان به خود اختصاص داد.
این کرسی در سال 1663 میلادی ایجاد گردید و شخص دیگری که آن را دریافت کرد کسی نبود جز اسحاق نیوتن.
در دههی 1980 میلادی، هاوکینگ عنوان فرماندهی امپراطوری بریتانیا را دریافت کرد.
در سال 2009 میلادی نیز باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا، به صورت افتخاری مدال ریاست جمهوری آزادی را به وی اعطا کرد.
او دانشمندی بزرگ و مردی فوقالعاده بود که آثار و میراثش برای سالهای طولانی زنده خواهد بود.
جای استیون هاوکینگ برای همیشه خالی خواهد ماند در کیهانی که به گفتهی خودش ارزش زیادی نخواهد داشت مگر آنکه خانهی کسانی باشد که دوستشان داری...
Nemo @Diiaazepam
ناپلئون و موسولینی هر دو مؤکدا بر حقارت زنان اصرار می ورزیدند،
زیرا اگر زنان حقیر نبودند،
آنها نمی توانستند بزرگ باشند.
این امر تا حدودی نیاز مردان را به زنان توضیح می دهد...!
📚 اتاقی از آن خود
🕴ویرجینیا وولف
Nemo @Diiaazepam
زیرا اگر زنان حقیر نبودند،
آنها نمی توانستند بزرگ باشند.
این امر تا حدودی نیاز مردان را به زنان توضیح می دهد...!
📚 اتاقی از آن خود
🕴ویرجینیا وولف
Nemo @Diiaazepam
من معمولا یک چیزی همراهم هست که بخونم، تا مجبور نباشم ریخت مردم رو ببینم.
#چارلز_بوکوفسکی
Nemo @Diiaazepam
#چارلز_بوکوفسکی
Nemo @Diiaazepam
دیدگاه استیون هاوکینگز در باره زندگی پس از مرگ:
من همواره اشاره کرده ام که مغز مثل یک کامپیوتر است و زمانی که ناتوان شود از کار کردن باز خواهد ایستاد.هیج ملکوت یا جهان پس از مری برای کامپیوتر های خراب وجود ندارد،اینها داستانهایی زیبا برای انسان هایی است که از تاریکی می ترسند.
Schindler @Diiaazepam
من همواره اشاره کرده ام که مغز مثل یک کامپیوتر است و زمانی که ناتوان شود از کار کردن باز خواهد ایستاد.هیج ملکوت یا جهان پس از مری برای کامپیوتر های خراب وجود ندارد،اینها داستانهایی زیبا برای انسان هایی است که از تاریکی می ترسند.
Schindler @Diiaazepam
عزيز دلم نگرانى من از اين است كه اين دنياى شيشه اى سردت كند...
والا من كه ميدونم كسى برايت من نمى شود...
مى ترسم از اين مجازى بدوني رنگ و روى عشقمان را ببرد...
مى ترسم تكنولوژي ميان من و تو موش بدواند!
جان دلم چشم هايت را بايد از نيم مترى زل زد نه از روى عكس پروفايل...
هيچ لست سينى مزه نگاهت را نميدهد..
من حقيقى عاشقت شدم جانم...
سربرگردانى،پيش بيايى دستم به دستت مى رسد
Nemo @Diiaazepam
والا من كه ميدونم كسى برايت من نمى شود...
مى ترسم از اين مجازى بدوني رنگ و روى عشقمان را ببرد...
مى ترسم تكنولوژي ميان من و تو موش بدواند!
جان دلم چشم هايت را بايد از نيم مترى زل زد نه از روى عكس پروفايل...
هيچ لست سينى مزه نگاهت را نميدهد..
من حقيقى عاشقت شدم جانم...
سربرگردانى،پيش بيايى دستم به دستت مى رسد
Nemo @Diiaazepam
من عاشق آدمهایِ بی قید و شرطم
آدمهای بی اما و اگر
آدمهای بی بهانه و دلیل.
آنهایی که این سر دنیا بگویی می آیند
آن سر دنیا هم باز پا به پایت هستند.
همان هایی که وقتی میگویی تا جایی برویم
درس و کار و آفتاب و باران را بهانه نمیکنند،
یک دفعه دچار سرماخوردگی نمیشوند
و کل مشکلات دنیا در عرض یک روز
سرشان هوار نمیشود!
آنهایی که فرقی ندارد
دو دقیقه کنارشان باشی
یا از سپیده یِ صبح تا سیاهیِ شب
دیدنشان حالِ چند ماه تا چند سال بعدت را میسازد، از آن آدمهایی که بغض کنارشان بی معنا میشود و حالِ بد بیگانه ترین!
فاطمه جوادی
Nemo @Diiaazepam
آدمهای بی اما و اگر
آدمهای بی بهانه و دلیل.
آنهایی که این سر دنیا بگویی می آیند
آن سر دنیا هم باز پا به پایت هستند.
همان هایی که وقتی میگویی تا جایی برویم
درس و کار و آفتاب و باران را بهانه نمیکنند،
یک دفعه دچار سرماخوردگی نمیشوند
و کل مشکلات دنیا در عرض یک روز
سرشان هوار نمیشود!
آنهایی که فرقی ندارد
دو دقیقه کنارشان باشی
یا از سپیده یِ صبح تا سیاهیِ شب
دیدنشان حالِ چند ماه تا چند سال بعدت را میسازد، از آن آدمهایی که بغض کنارشان بی معنا میشود و حالِ بد بیگانه ترین!
فاطمه جوادی
Nemo @Diiaazepam
به آدما فکر کنید
علاقه هاتون رو داد بزنید
بی هوا بگین که عزیزن واستون
تشکر کنید که هستن
بگید که عاشقشونید
بگید که گاهی نگرانشون میشید
هرآدمی باهرجایگاهی
وقتی میمیرن وقتی بلای سرشون بیاد
پیج اینستاگرام وتلگرامشون احساسی نداره که بیاد جواب تک تک پیامهای عاشقانتون رو بده
نذارید حرفا تو گلو خفه بشن
سر قبر هرچقدر داد بزنی که فلانی برگرد
فلانی ببخش منو فایده نداره می شنوه ها
اما نمیتونه جوابتو بده تا هستید برای حال هم دل بدید.
#پریسا_خان_بیگی
Nemo @Diiaazepam
علاقه هاتون رو داد بزنید
بی هوا بگین که عزیزن واستون
تشکر کنید که هستن
بگید که عاشقشونید
بگید که گاهی نگرانشون میشید
هرآدمی باهرجایگاهی
وقتی میمیرن وقتی بلای سرشون بیاد
پیج اینستاگرام وتلگرامشون احساسی نداره که بیاد جواب تک تک پیامهای عاشقانتون رو بده
نذارید حرفا تو گلو خفه بشن
سر قبر هرچقدر داد بزنی که فلانی برگرد
فلانی ببخش منو فایده نداره می شنوه ها
اما نمیتونه جوابتو بده تا هستید برای حال هم دل بدید.
#پریسا_خان_بیگی
Nemo @Diiaazepam