🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
وقتی دائم بگويى گرفتارم،
هیچ وقت آزاد نمیشوى،
وقتی دائم بگويى وقت ندارم،
هیچوقت زمان پیدا
نمی كنی،
وقتی دائم بگويى فردا انجامش میدهم، آن فردای تو هیچ وقت نمیايد!
وقتی صبحهااز خواب بیدار میشويم دوانتخاب داریم:
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،
یا بیدار شويم و رویاهايمان را دنبال كنیم.
انتخاب با شماست!
وقتی در خوشی و شادی هستی عهد و پیمان نبند!
وقتی ناراحتی جواب نده!
وقتی عصبانی هستی تصمیم نگیر!
زندگی، برگ بودن در مسیر باد نیست،
امتحان ریشه هاست.
#پرفسور_یحیی_باقرزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Blueish @Diiaazepam
وقتی دائم بگويى گرفتارم،
هیچ وقت آزاد نمیشوى،
وقتی دائم بگويى وقت ندارم،
هیچوقت زمان پیدا
نمی كنی،
وقتی دائم بگويى فردا انجامش میدهم، آن فردای تو هیچ وقت نمیايد!
وقتی صبحهااز خواب بیدار میشويم دوانتخاب داریم:
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،
یا بیدار شويم و رویاهايمان را دنبال كنیم.
انتخاب با شماست!
وقتی در خوشی و شادی هستی عهد و پیمان نبند!
وقتی ناراحتی جواب نده!
وقتی عصبانی هستی تصمیم نگیر!
زندگی، برگ بودن در مسیر باد نیست،
امتحان ریشه هاست.
#پرفسور_یحیی_باقرزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Blueish @Diiaazepam
شرور بودن چهره های متفاوتی داره
اما هیچ کدومشون به خطرناکی نقابی از
تقوا و پرهیزگاری نیست!
#جانی_دپ
Nemo @Diiazepam
اما هیچ کدومشون به خطرناکی نقابی از
تقوا و پرهیزگاری نیست!
#جانی_دپ
Nemo @Diiazepam
من از سلالهی درختانم
تنفس هوای مانده ملولم میکند
پرندهای که مرده بود به من پند داد که پرواز را بخاطر بسپارم
#فروغ_فرخزاد
Nemo @Diiaazepam
تنفس هوای مانده ملولم میکند
پرندهای که مرده بود به من پند داد که پرواز را بخاطر بسپارم
#فروغ_فرخزاد
Nemo @Diiaazepam
ﺍﯾﻨﮏ ٬ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ!
ﺩﺭﯾﻐﺎ ! ﻭﯾﺮﺍﻥ ِ ﺑﯽ ﺣﺎﺻﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﻦﺍﻡ.
#احمد_شاملو
Nemo @Diiaazepam
ﺩﺭﯾﻐﺎ ! ﻭﯾﺮﺍﻥ ِ ﺑﯽ ﺣﺎﺻﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﻦﺍﻡ.
#احمد_شاملو
Nemo @Diiaazepam
آدم بودن عبارت قشنگیه
چون فرقى بین زن و مرد نمیزاره
قلب و مغز آدمها
جنسیت نداره.
🕴 اوریانا فالاچی
Nemo @Diiaazepam
چون فرقى بین زن و مرد نمیزاره
قلب و مغز آدمها
جنسیت نداره.
🕴 اوریانا فالاچی
Nemo @Diiaazepam
ز آن چشم سیه گوشهی چشمی دگرم کن
بیخودتر از اینم کن و از خود به درم کن
یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم
یک جرعهی دیگر بچشان، مست ترم کن
شوق سفرم هست در اقصای وجودت
لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن
دارم سر پرواز در آفاق تو، ای یار
یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن
عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری
از صافی عشقم ده و عین هنرم کن
صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست
باران من خاک شو و بارورم کن
افیون زدهی رنجم و تلخ است مذاقم
با بوسهای از آن لب شیرین شکرم کن
پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه
تا لذت آغوش بدانی، خبرم کن
شرح من و او را ببر از خاطر و در بر
بفشارم و در واژهی تو، مختصرم کن
حسین منزوی
Schindler @Diiaazepam
بیخودتر از اینم کن و از خود به درم کن
یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم
یک جرعهی دیگر بچشان، مست ترم کن
شوق سفرم هست در اقصای وجودت
لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن
دارم سر پرواز در آفاق تو، ای یار
یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن
عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری
از صافی عشقم ده و عین هنرم کن
صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست
باران من خاک شو و بارورم کن
افیون زدهی رنجم و تلخ است مذاقم
با بوسهای از آن لب شیرین شکرم کن
پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه
تا لذت آغوش بدانی، خبرم کن
شرح من و او را ببر از خاطر و در بر
بفشارم و در واژهی تو، مختصرم کن
حسین منزوی
Schindler @Diiaazepam
دوش آن نامهربان احوال ما پرسید و رفت
صد سُخن سر کرد اما یک سخن نشنید و رفت!
#صائب_تبریزی
Nemo @Diiaazepam
صد سُخن سر کرد اما یک سخن نشنید و رفت!
#صائب_تبریزی
Nemo @Diiaazepam
من زندگى خلاف جريان را انتخاب کردم، نه فقط به خاطر اينکه جريان عادى حالم رو بهم مىزنه، بيشتر به اين دليل که منطق جريان برام زير سواله.
حتى مطمئن نيستم که اين جريان، اصلا وجود داشته باشه، چرا بايد خودم رو به چرخ زنجير کنم وقتى خود چرخ يک وسيله است، يک اختراع يک روياى عمومى براى به بردگى کشيدن ما.
#استيو_تولتز
📖 جزء از کل
Nemo @Diiaazepam
حتى مطمئن نيستم که اين جريان، اصلا وجود داشته باشه، چرا بايد خودم رو به چرخ زنجير کنم وقتى خود چرخ يک وسيله است، يک اختراع يک روياى عمومى براى به بردگى کشيدن ما.
#استيو_تولتز
📖 جزء از کل
Nemo @Diiaazepam
زندگی مثل فیلمها نیست،
زندگی خیلی سختتره ...
"سینما پارادیزو (Cinema Paradiso) / جوزپه تورناتوره"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
زندگی خیلی سختتره ...
"سینما پارادیزو (Cinema Paradiso) / جوزپه تورناتوره"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
ولی وقتی برميگردم بیست سالگیِ خودم را نگاه میکنم، چیزی که بیش از همه یادم میآید تنها و بیکَس بودن است. نه دوست دختری داشتم که به تنام یا به روحام گرما ببخشد، نه دوستی که با او درد و دل کنم. نه سرنخی داشتم که هر روزم را باید چه کنم، نه دورنمایی برای آینده. بیشتر وقت پنهان میماندم، فرو میرفتم توی خودم. گاهی یک هفته میشد و با کسی حرف نمیزدم. این شکل زندگی یک سالی طول کشید. یک سال طولانی طولانی. اینکه این دوره یک زمستان سردی بود که حلقههای رشد ارزشمندی در من باقی گذاشته باشد، نمیدانم! آن موقع حس میکردم که من هم هر شب از پنجرهی کابین به ماهِ یخی خیره میشوم. یک ماه یخزده به کلفتی هشت وجب.
ولی من ماه را تنهایی نگاه میکردم و قادر نبودم زیبایی سردش را با کسی شریک شوم.
دیروز، روزِ قبل فرداست. روز بعدِ دو روز قبل...
📕 #دیروز
👤 #هاروکی_موراکامی
Nemo @Diiaazepam
ولی من ماه را تنهایی نگاه میکردم و قادر نبودم زیبایی سردش را با کسی شریک شوم.
دیروز، روزِ قبل فرداست. روز بعدِ دو روز قبل...
📕 #دیروز
👤 #هاروکی_موراکامی
Nemo @Diiaazepam
انواع سازمان دینی
وبر و تروئلچ:کلیساها و فرقه های مذهبی
همه ادیان متضمن اجتماعات مومنان اند،اما این اجتماعات به شیوه های مختلفی سازمان داده می شود.یکی از شیوه های طبقه بندی سازمانهای دینی نخستین بار توسط ماکس وبر و همکارش،مورخ دینی ارنست تروئلچ مطرح گردید.وبر و تروئلچ میان کلیساها و فرقه ها تمایز قایل گردیدند.کلیسا یک مجمع دینی بزرگ کاملا استقرار یافته است-مانند کلیسای کاتولیک یا کلیسای انگلستان.
فرقه یک گروهبندی کوچکتر و کمتر سازمان یافته مومنان متعهد است،که معمولا در اعتراض علیه کلیسایی تاسیس میگردد-مانند فرقه کالونیست ها یا متدیست ها بنیاد نهاده اند.کلیساها معمولا ساخت رسمی و بوروکراتیک،همراه با سلسله مراتبی از مقامات مذهبی دارند،وبیشترچهره محافظه کارانه مذهب را به نمایش می گذارند،زیرا جزء لاینفک نظم نهادی موجودند.بیشتر طرفداران آنها فرزندان کارمندان کلیسا هستند.
فرقه ها نسبتا کوچک اند و معمولا هدف آن ها یافتن و دنبال کردن راه حقیقی است و به کناره گیری از جامعه و فرورفتن در اجتماعات خودشان گرایش دارند.اعضای فرقه ها کلیساهای رسمی را فاقد شرکت کنندگان هم پایه و برابر در نظر گرفته می شوند.نسبت اندکی از افراد در فرقه ها متولد می شوند،اما بیشتر آنها به منظور پیشبرد اعتفاداتشان فعالانه به فرقه ها می پیوندند.
#جامعه_شناسی
#دین
#آنتونی_گیدنز
Schindler @Diiaazepam
وبر و تروئلچ:کلیساها و فرقه های مذهبی
همه ادیان متضمن اجتماعات مومنان اند،اما این اجتماعات به شیوه های مختلفی سازمان داده می شود.یکی از شیوه های طبقه بندی سازمانهای دینی نخستین بار توسط ماکس وبر و همکارش،مورخ دینی ارنست تروئلچ مطرح گردید.وبر و تروئلچ میان کلیساها و فرقه ها تمایز قایل گردیدند.کلیسا یک مجمع دینی بزرگ کاملا استقرار یافته است-مانند کلیسای کاتولیک یا کلیسای انگلستان.
فرقه یک گروهبندی کوچکتر و کمتر سازمان یافته مومنان متعهد است،که معمولا در اعتراض علیه کلیسایی تاسیس میگردد-مانند فرقه کالونیست ها یا متدیست ها بنیاد نهاده اند.کلیساها معمولا ساخت رسمی و بوروکراتیک،همراه با سلسله مراتبی از مقامات مذهبی دارند،وبیشترچهره محافظه کارانه مذهب را به نمایش می گذارند،زیرا جزء لاینفک نظم نهادی موجودند.بیشتر طرفداران آنها فرزندان کارمندان کلیسا هستند.
فرقه ها نسبتا کوچک اند و معمولا هدف آن ها یافتن و دنبال کردن راه حقیقی است و به کناره گیری از جامعه و فرورفتن در اجتماعات خودشان گرایش دارند.اعضای فرقه ها کلیساهای رسمی را فاقد شرکت کنندگان هم پایه و برابر در نظر گرفته می شوند.نسبت اندکی از افراد در فرقه ها متولد می شوند،اما بیشتر آنها به منظور پیشبرد اعتفاداتشان فعالانه به فرقه ها می پیوندند.
#جامعه_شناسی
#دین
#آنتونی_گیدنز
Schindler @Diiaazepam
بکر:مذاهب و کیشها
مولفان دیگر سنخ شناسی کلیسا / فرقه مذهبی را که در اصل توسط وبر و تروئلچ مطرح گردیده بیشتر توسعه داده اند. یکی از نمونه های آن کار هاوارد بکر است که دو نوع دیگر به آن افزوده است:مذهب و کیش.
مذهب فرقه ای است که آرام شده است و به جای این که یک گروه اعتراضی فعال باشد به یک گروه نهادی شده تبدیل گردیده است.فرقه هایی که در یک دوره زمانی باقی می مانند به طور اجتناب ناپذیر به مذهب تبدیل می شوند. بدین سان کالونیسم و متدیسم در طی شکل گیری اولیه شان،که شور و اشتیاق زیادی در میان اعضای خود ایجاد میکردند فرقه بودند،اما در طول سالها معتبرتر شده اند و مذاهب کم و بیش توسط کلیساها مشروع شناخته می شوند و در کنار آنها وجود داشته،غالبا به گونه ای هماهنگ با آنها همکاری می کنند.
کیش به فرقه شباهت دارد،اما با تاکیدات متفاوت،کیشها کم منسجم ترین و کم دوام ترین سازمانهای دینی هستند و از افرادی ترکیب شده اند که ارزشهای جامعه خارج را رد میکنند. توجه آنها معطوف به تجربه فردی است و افراد همفکر را گرد هم می آورند.افراد رسما به یک کیش نمی پیوندند،بلکه از نظریه های خاص یا شیوه های رفتار مقرر شده معینی پیروی میکنند.اعضا معمولا می توانند ارتباطات مذهبی دیگری نیز داشته باشند.کیشها نیز،مانند فرقه ها،غالبا پیرامون یک رهبر الهام بخش تشکیل می شوند.گروههای معتقد به احضار ارواح،طالع شناسی یا مراقبه متعالی از جمله کیشهای موجود در غرب امروزند.
#جامعه_شناسی
#دین
#آنتونی_گیدنز
Schindler @Diiaazepam
مولفان دیگر سنخ شناسی کلیسا / فرقه مذهبی را که در اصل توسط وبر و تروئلچ مطرح گردیده بیشتر توسعه داده اند. یکی از نمونه های آن کار هاوارد بکر است که دو نوع دیگر به آن افزوده است:مذهب و کیش.
مذهب فرقه ای است که آرام شده است و به جای این که یک گروه اعتراضی فعال باشد به یک گروه نهادی شده تبدیل گردیده است.فرقه هایی که در یک دوره زمانی باقی می مانند به طور اجتناب ناپذیر به مذهب تبدیل می شوند. بدین سان کالونیسم و متدیسم در طی شکل گیری اولیه شان،که شور و اشتیاق زیادی در میان اعضای خود ایجاد میکردند فرقه بودند،اما در طول سالها معتبرتر شده اند و مذاهب کم و بیش توسط کلیساها مشروع شناخته می شوند و در کنار آنها وجود داشته،غالبا به گونه ای هماهنگ با آنها همکاری می کنند.
کیش به فرقه شباهت دارد،اما با تاکیدات متفاوت،کیشها کم منسجم ترین و کم دوام ترین سازمانهای دینی هستند و از افرادی ترکیب شده اند که ارزشهای جامعه خارج را رد میکنند. توجه آنها معطوف به تجربه فردی است و افراد همفکر را گرد هم می آورند.افراد رسما به یک کیش نمی پیوندند،بلکه از نظریه های خاص یا شیوه های رفتار مقرر شده معینی پیروی میکنند.اعضا معمولا می توانند ارتباطات مذهبی دیگری نیز داشته باشند.کیشها نیز،مانند فرقه ها،غالبا پیرامون یک رهبر الهام بخش تشکیل می شوند.گروههای معتقد به احضار ارواح،طالع شناسی یا مراقبه متعالی از جمله کیشهای موجود در غرب امروزند.
#جامعه_شناسی
#دین
#آنتونی_گیدنز
Schindler @Diiaazepam
ارزیابی
چهار مفهومی که هم اکنون مورد بحث قرار گرفت برای تحلیل جنبه های سازمان دینی مفیدند، اما باید با احتیاط به کار برده شوند،تا حدی از آن روی که آنها فقط سنتهای مسیحی را منعکس میکنند.همان گونه که در مورد اسلام دیده می شود،در ادیان غیر مسیحی همیشه یک کلیسای مشخص جدا از نهاد های دیگر وجود ندارد، و سایر ادیان رسمی یک سلسله مراتب بوروکراتیک توسعه یافته ندارند.برای مثال، آیین هندو،دینی است که از نظر درونی آنچنان نامتجانس است که به سختی می توان در درون آن ویژگیهای سازمان بوروکراتیک را یافت. همچنین اطلاق عنوان مذاهب به تقسیمات فرعی گوناگون آیین هندو نیزمفهومی نخواهد داشت.
مفاهیم فرقه و کیش شاید کاربرد گسترده ای داشته باشند،اما باز هم در اینجا تا اندازه ای احتیاط ضروری است.گروهبندی های فرقه مانند اغلب در درون ادیان عمده جهان وجود داشته اند.آنها بیشتر ویژگیهایی را که خصیصه فرقه های غربی است-مانند تعهد،انحصاری بودن وانحراف از دین رسمی-نشان می دهند.اما،بسیاری از این گروهها،برای مثال در آیین هندو،بیشترشبیه اجتماعات قومی سنتی هستند تا فرقه مسیحی.بسیاری از این گونه گروهها فاقد شور و اشتیاق مومنان حقیقی اند که معمولا در مسیحیت یافت می شود زیرا در "ادیان اخلاقی" شرق تاهل نسبت به نگرشهای گوناگون بیشتر است. یک گروه می تواند بی آنکه لزوما با مخالفت از جانب سازمانهای جاافتاده تر روبه رو شود.راه ویژه خود را درپیش گیرد.اصطلاح کیش کاربرد گسترده ای دارد، و برای مثال،میتواند در مورد بعضی انواع جنبش هزاره ای مسیحی به کار برده شود،با این حال،این جنبشها غالبا بیشتر شبیه فرقه ها هستند تا انواع کیش که بکر در تنظیم این مفهوم در نظر داشته است.
مفاهیم کلیسا،فرقه و مذهب ممکن است تا اندازه ای وابسته به فرهنگ باشد،اما در تحلیل تنشی که همه ادیان معمولا بیش گرایش به احیا و نوآوری از یک سو ونهادی شدن از سوی دیگر، به وجود می آورند به ما کمک میکنند. سازمانهای دینی که برای مدتی وجود داشته اند.معمولا بوروکراتیک و انعطاف ناپذیر می شوند.با وجود این نمادهای دینی قدرت عاطفی فوق العاده ای برای مومنان دارند و در برابر تنزل یافتن به سطح امور عادی مقاومت می کنند.فرقه ها وکیشهای جدیدی به طور دایم ظهورمی کنند.ما می توانیم در اینجا برای تمایز دورکهایم میان چیزهای مقدس و نامقدس کاربردی پیدا کنیم.هر چه فعالیتهای دینی بیشتر استاندارد شوند،یعنی بدون اندیشیدن تکرار گردند،عنصر مقدس بودن بیشتر از دست می رود و شعایر و اعتقادات دینی به ابعاد دنیوی زندگی هر روزه تبدیل می شوند.از سوی دیگر تشریفات مذهبی می تواند به احیای معنای کیفیت های متمایز تجربه دینی کمک کرده . به تجربیات الهام بخش که ممکن است از دین رسمی انحراف جویند منجر گردد.گروها ممکن است از اجتماع اصلی جدا شوند، به بسیج جنبشهای اعتراضی یا جدایی خواه بپردازند،یا از جهات دیگر با الگو های شعایر و اعتقادات رسمی و مستقر تفاوت داشته باشند
#جامعه_شناسی
#دین
#آنتونی_گیدنز
Schindler @Diiaazepam
چهار مفهومی که هم اکنون مورد بحث قرار گرفت برای تحلیل جنبه های سازمان دینی مفیدند، اما باید با احتیاط به کار برده شوند،تا حدی از آن روی که آنها فقط سنتهای مسیحی را منعکس میکنند.همان گونه که در مورد اسلام دیده می شود،در ادیان غیر مسیحی همیشه یک کلیسای مشخص جدا از نهاد های دیگر وجود ندارد، و سایر ادیان رسمی یک سلسله مراتب بوروکراتیک توسعه یافته ندارند.برای مثال، آیین هندو،دینی است که از نظر درونی آنچنان نامتجانس است که به سختی می توان در درون آن ویژگیهای سازمان بوروکراتیک را یافت. همچنین اطلاق عنوان مذاهب به تقسیمات فرعی گوناگون آیین هندو نیزمفهومی نخواهد داشت.
مفاهیم فرقه و کیش شاید کاربرد گسترده ای داشته باشند،اما باز هم در اینجا تا اندازه ای احتیاط ضروری است.گروهبندی های فرقه مانند اغلب در درون ادیان عمده جهان وجود داشته اند.آنها بیشتر ویژگیهایی را که خصیصه فرقه های غربی است-مانند تعهد،انحصاری بودن وانحراف از دین رسمی-نشان می دهند.اما،بسیاری از این گروهها،برای مثال در آیین هندو،بیشترشبیه اجتماعات قومی سنتی هستند تا فرقه مسیحی.بسیاری از این گونه گروهها فاقد شور و اشتیاق مومنان حقیقی اند که معمولا در مسیحیت یافت می شود زیرا در "ادیان اخلاقی" شرق تاهل نسبت به نگرشهای گوناگون بیشتر است. یک گروه می تواند بی آنکه لزوما با مخالفت از جانب سازمانهای جاافتاده تر روبه رو شود.راه ویژه خود را درپیش گیرد.اصطلاح کیش کاربرد گسترده ای دارد، و برای مثال،میتواند در مورد بعضی انواع جنبش هزاره ای مسیحی به کار برده شود،با این حال،این جنبشها غالبا بیشتر شبیه فرقه ها هستند تا انواع کیش که بکر در تنظیم این مفهوم در نظر داشته است.
مفاهیم کلیسا،فرقه و مذهب ممکن است تا اندازه ای وابسته به فرهنگ باشد،اما در تحلیل تنشی که همه ادیان معمولا بیش گرایش به احیا و نوآوری از یک سو ونهادی شدن از سوی دیگر، به وجود می آورند به ما کمک میکنند. سازمانهای دینی که برای مدتی وجود داشته اند.معمولا بوروکراتیک و انعطاف ناپذیر می شوند.با وجود این نمادهای دینی قدرت عاطفی فوق العاده ای برای مومنان دارند و در برابر تنزل یافتن به سطح امور عادی مقاومت می کنند.فرقه ها وکیشهای جدیدی به طور دایم ظهورمی کنند.ما می توانیم در اینجا برای تمایز دورکهایم میان چیزهای مقدس و نامقدس کاربردی پیدا کنیم.هر چه فعالیتهای دینی بیشتر استاندارد شوند،یعنی بدون اندیشیدن تکرار گردند،عنصر مقدس بودن بیشتر از دست می رود و شعایر و اعتقادات دینی به ابعاد دنیوی زندگی هر روزه تبدیل می شوند.از سوی دیگر تشریفات مذهبی می تواند به احیای معنای کیفیت های متمایز تجربه دینی کمک کرده . به تجربیات الهام بخش که ممکن است از دین رسمی انحراف جویند منجر گردد.گروها ممکن است از اجتماع اصلی جدا شوند، به بسیج جنبشهای اعتراضی یا جدایی خواه بپردازند،یا از جهات دیگر با الگو های شعایر و اعتقادات رسمی و مستقر تفاوت داشته باشند
#جامعه_شناسی
#دین
#آنتونی_گیدنز
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
امیدوار باش!
تا وقتی چشمی هست که با تو اشک می ریزد،
می توان رنج زندگی را تحمل کرد ...
🕴 رومن رولان
Nemo @Diiaazepam
تا وقتی چشمی هست که با تو اشک می ریزد،
می توان رنج زندگی را تحمل کرد ...
🕴 رومن رولان
Nemo @Diiaazepam
Diazepam
Bertolt Brecht German theatre practitioner And poet Nemo @Diiaazepam
همدیگر را در آغوش میگیریم.
من پارچهی گران را لمس میکنم
تو ارزان را.
در آغوش گرفتنمان هول هولیست
تو به ضیافتی میروی
پشت سر من شکنجهگران هستند.
ما از آب و هوا حرف میزنیم و
از دوستیِ دیرینهمان.
سخن گفتن از هر چیز
چه تلخ میبود در این گاه.
............................................
متن آلمانی:
DER ABSCHIED
Wir umarmen uns.
Ich fasse reichen Stoff
Du fassest armen.
Die Umarmung ist schnell
Du gehst zu einem Mahl
Hinter mir sind die Schergen.
Wir sprechen vom Wetter und von unserer Dauernden Freundschaft.
Alles andere Wäre zu bitter.
برتولت برشت | ترجمهی: علی عبداللهی، دکتر علی غضنفری
از کتاب: هرگز، مگو هرگز | نشر گلآذین
Nemo @Diiaazepam
من پارچهی گران را لمس میکنم
تو ارزان را.
در آغوش گرفتنمان هول هولیست
تو به ضیافتی میروی
پشت سر من شکنجهگران هستند.
ما از آب و هوا حرف میزنیم و
از دوستیِ دیرینهمان.
سخن گفتن از هر چیز
چه تلخ میبود در این گاه.
............................................
متن آلمانی:
DER ABSCHIED
Wir umarmen uns.
Ich fasse reichen Stoff
Du fassest armen.
Die Umarmung ist schnell
Du gehst zu einem Mahl
Hinter mir sind die Schergen.
Wir sprechen vom Wetter und von unserer Dauernden Freundschaft.
Alles andere Wäre zu bitter.
برتولت برشت | ترجمهی: علی عبداللهی، دکتر علی غضنفری
از کتاب: هرگز، مگو هرگز | نشر گلآذین
Nemo @Diiaazepam
به آدم دروغ می گویند...! آدم دروغ ها را می بیند و به روی خودش نمی آورد، در واقع آن ها را تحمل می کند...!
آن وقت فکر می کنند آدم احمق است، نمی فهمد! بعد ناسزاها و تحقیرها را تحمل می کند و جرأت نمی کند جانب آدم های درستکار و آزاده را بگیرد!
آن وقت خودش هم دروغ می گوید و لبخند می زند و این ها به خاطر یک لقمه نان، به خاطر گوشه ی دنج، به خاطر یک مقام پست و بی ارزش، به خاطر...
نه آدم نباید این جور به زندگی ادامه دهد...!
#آنتون_چخوف
Schindler @Diiaazepam
آن وقت فکر می کنند آدم احمق است، نمی فهمد! بعد ناسزاها و تحقیرها را تحمل می کند و جرأت نمی کند جانب آدم های درستکار و آزاده را بگیرد!
آن وقت خودش هم دروغ می گوید و لبخند می زند و این ها به خاطر یک لقمه نان، به خاطر گوشه ی دنج، به خاطر یک مقام پست و بی ارزش، به خاطر...
نه آدم نباید این جور به زندگی ادامه دهد...!
#آنتون_چخوف
Schindler @Diiaazepam