فتوحات التاریخ 🔻
الشيخ (ستيفن), القس (ستيفن), الحاخام (ستيفن) . الطبيب ستيفن, المهندس ستيفن, المُعِلِم ستيفن, ….إلخ. #وعي
شیخ استفان، کشیش، حاخام ، دکتر، مهندس ، معلم استفان و غیره.
اینها چه ربطی به هم دارند و استفان مورد نظر کیست؟ داستان آن چیست؟!
در فیلم معروف (جنگجوی آزاد)، برده سیاه پوست (استفان) در خانه برای مالک سفید پوست خود (کالوین جی. کندی) کار می کند ، استفان رئیس خادمان و بردگان خانه بود.
مالک سفید پوست به استفان اختیارات بسیاری از چیزهایی را داده بود همچون بزرگان مانند نوشیدن همان نوع شرابی که مالک از آن می نوشید!
اما به طور کلی: مالک به بردگان خانه اجازه می داد که پس مانده ها و خرده نان داشته باشند، یعنی هرگز در غذا و نوشیدنی خوب از او پیشی نمی گرفتند.
لباس بردگان خانه همیشه بسیار تمیز و شیک بود، اما بخشی از لباس مالک بردگان یعنی لباسی کهنه و فرسوده که مالک دور انداخته بود، همه چیز در زندگی بردگان خانه از خرده ها و پس مانده بود و این عین حقیقت بود و نه فقط در سناریوی فیلم .
از سوی دیگر در مزرعه مالک سفید پوست ، بردگان صحرایی (شکست خوردگان) بودند، آنها در پایین ترین طبقه (درجات) نسبت به بردگان خانه قرار داشتند، زیرا نه سایه ای، نه غذا و نوشیدنی خوب، نه لباس خوب، و نه رفتار خوبی با آنها می شد.
بنابراین بردگان صحرایی گاهی برای فرار و گاهی برای به پا خواستن و انقلاب برنامه ریزی می کردند.
بردگان خانه به مالک سفید خود در مورد برادران و هم نژادان خود خبر می دادند تا نقشه آنها را بر ملا کنند و در همان سعادت و پس مانده مالک خانه باقی بمانند!
وقتی ارباب یا مالک سفید پوست برده ای را که میخواست فرار کند را دستگیر می کرد یا گروهی که انقلاب میکردند ، به سادگی قربانی میشدند و او از قانون هراسی نداشت، زیرا آنها مانند هر اثاثیه خانه یا مزرعه به مالک تعلق داشتند.
مالک غالباً برده های دستگیر شده را تحقیر می کرد و می گفت کسی که شما را لو داده است مانند شما و از خودتان است که در سایه خانه و سایه مالک خانه زندگی می کند!
استفان در فیلم نمونه ای از این نوع بردگان است که از اربابان خود پس مانده های گرفته و می خواهد این سطح از زندگی برده ای( عبودیه) را حفظ کند!
آنها خود را وقف دوست داشتن ارباب خود می کنند تا شاید ارباب بیشتر از آنها راضی شود یا اینطور وانمود می کنند (حب مریض)
این نوع بردگان خانگی در همه جای زندگی ما و در همه ملت ها و جوامع یافت می شوند.
شما شیخ استفان را می یابید که مسلمانی است و برای شما آیات و احادیث را شرح میدهد و با ظاهری مذهبی مردم را فریب می دهد، اما در واقع او فقط استفان است که با پس مانده و خرده نانهای اربابش زندگی می کند (و اربابش می تواند هر لحظه از شر او خلاص شود. ) بردگان خانه را نیز دور خود جمع می کند و بقیه بردگان را به دستور شیخ (استفان) تعیین می شوند ، زیرا شیخ (استفان) مقداری امتیاز از ارباب گرفته و می خواهد تا آنجا که ممکن است آنها را حفظ کند تا ارباب دیگری بیاید و برای او خوش خدمتی کند!
همانطور که در ابتدا گفتیم، این نوع بردگان را در کلیسا، معبد، بیمارستان، مدرسه، دانشگاه، شرکت یافت می شود و در هر مکانی که رئیس یا مدیری با گروهی از کارمندان دارد.
زیرا استفان را همیشه در همه جای زندگی خود خواهید یافت .
(پس از آن بر حذر باشید)
د.سینوهه
م.فاتح
#وعی
اینها چه ربطی به هم دارند و استفان مورد نظر کیست؟ داستان آن چیست؟!
در فیلم معروف (جنگجوی آزاد)، برده سیاه پوست (استفان) در خانه برای مالک سفید پوست خود (کالوین جی. کندی) کار می کند ، استفان رئیس خادمان و بردگان خانه بود.
مالک سفید پوست به استفان اختیارات بسیاری از چیزهایی را داده بود همچون بزرگان مانند نوشیدن همان نوع شرابی که مالک از آن می نوشید!
اما به طور کلی: مالک به بردگان خانه اجازه می داد که پس مانده ها و خرده نان داشته باشند، یعنی هرگز در غذا و نوشیدنی خوب از او پیشی نمی گرفتند.
لباس بردگان خانه همیشه بسیار تمیز و شیک بود، اما بخشی از لباس مالک بردگان یعنی لباسی کهنه و فرسوده که مالک دور انداخته بود، همه چیز در زندگی بردگان خانه از خرده ها و پس مانده بود و این عین حقیقت بود و نه فقط در سناریوی فیلم .
از سوی دیگر در مزرعه مالک سفید پوست ، بردگان صحرایی (شکست خوردگان) بودند، آنها در پایین ترین طبقه (درجات) نسبت به بردگان خانه قرار داشتند، زیرا نه سایه ای، نه غذا و نوشیدنی خوب، نه لباس خوب، و نه رفتار خوبی با آنها می شد.
بنابراین بردگان صحرایی گاهی برای فرار و گاهی برای به پا خواستن و انقلاب برنامه ریزی می کردند.
بردگان خانه به مالک سفید خود در مورد برادران و هم نژادان خود خبر می دادند تا نقشه آنها را بر ملا کنند و در همان سعادت و پس مانده مالک خانه باقی بمانند!
وقتی ارباب یا مالک سفید پوست برده ای را که میخواست فرار کند را دستگیر می کرد یا گروهی که انقلاب میکردند ، به سادگی قربانی میشدند و او از قانون هراسی نداشت، زیرا آنها مانند هر اثاثیه خانه یا مزرعه به مالک تعلق داشتند.
مالک غالباً برده های دستگیر شده را تحقیر می کرد و می گفت کسی که شما را لو داده است مانند شما و از خودتان است که در سایه خانه و سایه مالک خانه زندگی می کند!
استفان در فیلم نمونه ای از این نوع بردگان است که از اربابان خود پس مانده های گرفته و می خواهد این سطح از زندگی برده ای( عبودیه) را حفظ کند!
آنها خود را وقف دوست داشتن ارباب خود می کنند تا شاید ارباب بیشتر از آنها راضی شود یا اینطور وانمود می کنند (حب مریض)
این نوع بردگان خانگی در همه جای زندگی ما و در همه ملت ها و جوامع یافت می شوند.
شما شیخ استفان را می یابید که مسلمانی است و برای شما آیات و احادیث را شرح میدهد و با ظاهری مذهبی مردم را فریب می دهد، اما در واقع او فقط استفان است که با پس مانده و خرده نانهای اربابش زندگی می کند (و اربابش می تواند هر لحظه از شر او خلاص شود. ) بردگان خانه را نیز دور خود جمع می کند و بقیه بردگان را به دستور شیخ (استفان) تعیین می شوند ، زیرا شیخ (استفان) مقداری امتیاز از ارباب گرفته و می خواهد تا آنجا که ممکن است آنها را حفظ کند تا ارباب دیگری بیاید و برای او خوش خدمتی کند!
همانطور که در ابتدا گفتیم، این نوع بردگان را در کلیسا، معبد، بیمارستان، مدرسه، دانشگاه، شرکت یافت می شود و در هر مکانی که رئیس یا مدیری با گروهی از کارمندان دارد.
زیرا استفان را همیشه در همه جای زندگی خود خواهید یافت .
(پس از آن بر حذر باشید)
د.سینوهه
م.فاتح
#وعی
👍7