لشکری که مال حرام نمی خورد...!
روایت شده است در یکی از لشکر کشی
سلطان #سلیم_اول قاطع( یاووز سلطان):
لشکر در کنار باغی که پر بود از میوههای کمیاب و تازه مشغول استراحت بود...
در این زمان سلطان با خود فکر کرد:
شاید سربازان بدون اجازه از صاحب باغ مقداری از میوه ها بخورند ؟
پس فرمانده لشکر #ینی_چری ها را فرا خواند و دستور داد که لشکر را بازرسی کنند و گفت: اگر میوه ای را پیدا کردید
نزد من بیاورید..!
فرمانده ینی چری سریع مشغول تفتیش لشکر شد،سپس به نزد سلطان بازگشت و گفت:
ای سلطان در بازرسی لشکر میوه ای یا درختی چیده شده را یافت نکردم!
زمانی که سلطان این سخنان را شنید
دستانش را رو به آسمان بالا برد و گفت:
خدایا تو را به جلالت شکر می کنم که لشکری را نصیب ام کردی که حرام خوار نیستند!
سپس رو به فرمانده ینی چری گفت:
ای آغا! غیر ممکن است که با لشکری سرزمینی را فتح کرد، که حرام خوار و متجاوز باشند".
مصدر :
بصمات خالدة فی التاریخ العثماني
جان ألبجوونج ص ۴۴
#بزرگان_و_قهرمانان #عثمانی
@Dirilis_history
روایت شده است در یکی از لشکر کشی
سلطان #سلیم_اول قاطع( یاووز سلطان):
لشکر در کنار باغی که پر بود از میوههای کمیاب و تازه مشغول استراحت بود...
در این زمان سلطان با خود فکر کرد:
شاید سربازان بدون اجازه از صاحب باغ مقداری از میوه ها بخورند ؟
پس فرمانده لشکر #ینی_چری ها را فرا خواند و دستور داد که لشکر را بازرسی کنند و گفت: اگر میوه ای را پیدا کردید
نزد من بیاورید..!
فرمانده ینی چری سریع مشغول تفتیش لشکر شد،سپس به نزد سلطان بازگشت و گفت:
ای سلطان در بازرسی لشکر میوه ای یا درختی چیده شده را یافت نکردم!
زمانی که سلطان این سخنان را شنید
دستانش را رو به آسمان بالا برد و گفت:
خدایا تو را به جلالت شکر می کنم که لشکری را نصیب ام کردی که حرام خوار نیستند!
سپس رو به فرمانده ینی چری گفت:
ای آغا! غیر ممکن است که با لشکری سرزمینی را فتح کرد، که حرام خوار و متجاوز باشند".
مصدر :
بصمات خالدة فی التاریخ العثماني
جان ألبجوونج ص ۴۴
#بزرگان_و_قهرمانان #عثمانی
@Dirilis_history