فتوحات التاریخ 🔻
الا الحبیب... ﷺ سمع النبي صلى الله عليه وسلم، عن رجل يقال له خالد الهذلي، يجمع الناس في مكة؛ ليقتل النبي (صلى الله عليه وسلم) فنادى النبي صلى الله عليه وسلم جندياً من الصادقين، وقال له: (يؤذيني خالد الهذلي، ويتطاول عليّ) فقال الجندي: روحي لروحك فداء.. در…
الا الحبیب... #رسول_الله ﷺ
سیدنا #عمر_بن_الخطاب رضی الله عنه :
الان اسلام عزت یافت، زمانی که کودکان کم سن ما ، در برابر توهین به رسول الله ﷺ غضبناک می شوند..!
اینگونه نصرت پیدا می کنیم..!
پ ن :
صوْلَجان : ج صَوَالِجَة [صلج]: چوبدستى سر كج، چوگان؛
مصدر:
زمخشری/ربیع الابرار
سیدنا #عمر_بن_الخطاب رضی الله عنه :
الان اسلام عزت یافت، زمانی که کودکان کم سن ما ، در برابر توهین به رسول الله ﷺ غضبناک می شوند..!
اینگونه نصرت پیدا می کنیم..!
پ ن :
صوْلَجان : ج صَوَالِجَة [صلج]: چوبدستى سر كج، چوگان؛
مصدر:
زمخشری/ربیع الابرار
❤1
فتوحات التاریخ 🔻
اولین #صحابی که برای نصرت رسول الله ﷺ تحریم اقتصادی را نسبت به کفار اعمال کرد..! #ثمامه بن أثال رضی الله عنه: ای محمد! بخدا قسم، در روی زمین هیچ چهرهای در نظر من از چهره تو مبغوضتر نبود، اما اکنون چهره تو را از همه چهرهها بیشتر دوست دارم! بخدا دینت را…
ابوهریره رضی الله عنه روایت می کند:
پیامبر ﷺ سپاهی را به سوی نجد فرستاد، آنها مردی بنام #ثمامه بن اثال را که از قبیله بنی حنیفه بود، اسیر کردند و و او را به یکی از ستونهای مسجد بستند، آنگاه پیامبر ﷺ پیش او آمدند و به او گفتند: «چه خبر ای ثمامه؟»
گفت: خبر خیر. ای محمد اگر مرا بکشی، (بدان که) کسی را میکشی که صاحب خون است، و اگر خوبی و احسان کنی، (بدان که) نسبت به کسی خوبی میکنی که خوبی شما را در چشم خواهد داشت و سپاسگذار شما خواهد بود.
پیامبر ﷺ او را تا روز بعد ترک کرد، سپس نزد او آمد و گفت: «ای ثمامه چه خبر؟» گفت: آنچه که به تو گفتم، اگر خوبی و احسان کنی، بر شخصی شاکر احسان و خوبی میکنی...!
دوباره او را تا روز بعد ترک گفت..!
سپس پیامبر ﷺ در روز سوم فرمود: «ثمامه را آزاد کنید» آنگاه ثمامه به نخلستانی که در نزدیکی مسجد بود، رفت و در آنجا غسل کرد، سپس وارد مسجد شد و گفت: شهادت میدهم که هیچ خدایی جز الله وجود ندارد و شهادت میدهم که محمد فرستاده الله تعالی است.!
ای محمد! بخدا قسم، در روی زمین هیچ چهرهای در نظر من از چهره تو مبغوضتر نبود، اما اکنون چهره تو را از همه چهرهها بیشتر دوست دارم.
بخدا دینت را از همه دینها بیشتر مبغوض میداشتم، ولی اکنون دین تو، دوست داشتنیترین دین در نزد من است!
بخدا سرزمین تو را بیشتر از همه سرزمینها مبغوض میداشتم، ولی اکنون سرزمین تو را از همه سرزمینها بیشتر دوست دارم !
وقتی که به مکه رسید، کسی به او گفت: بی دین شدهای؟
ثمامه جواب داد : نه بخدا، اما همراه با محمد مسلمان شدهام و نه بخدا از این به بعد حتی یک دانه گندم هم (از یمامه) بهسوی شما نمیآید تا زمانی که پیامبر ﷺ اجازه ندهد»
نکتهها و عبرتها:
بر انسان مسلمان لازم است که با عموم کفار تعامل و رفتاری زیبا داشته باشد به ویژه اگر امیدی به مسلمان شدن شخص کافر داشته باشد، بنابراین اخلاق حسنه یکی از مهمترین اسلوبهای دعوت الی الله میباشد!
در محبت و علاقمندی عظیم ثمامه به رسول خدا و دین اسلام یکی از آثار قدرت ایمان نمایان است؛ این اثر عظیم و تأثیر آن، در افعال و اقدامات وی نمایان شد و به همین خاطر، در زمان «ارتداد» بر اسلام ثابت قدم باقی ماند و از مسیلمه کذاب پیروی نکرد با وجود آنکه مسیلمه از قوم وی یعنی بنی حنیفه بود. بلکه او با مرتدان به جنگ پرداخت!
چنانکه در محبت و علاقمندی ثمامه به #رسول_الله ﷺ به یکی از حقوقهایی که پیامبر بر دوش امت اسلامی دارد، اشاره میکند؛ زیرا الله تعالی بوسیله ایشان امت را از تاریکیها بهسوی نور و روشنایی بیرون آورد، لذا بر هر مسلمانی واجب است که پیامبر ﷺ را بیشتر از خودش و فرزندش و پدر و مادرش و همسرش و مالش و همه چیزش دوست داشته باشد.!
الله تعالی فرموده است:
«بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و قبیله شما، و اموالی که بدست آوردهاید،و تجارتی که از بیرونقی آن میترسید، و منازلی که مورد علاقه شما است، اینها در نظرتان از خدا و پیغمبرش و جهاد در راه او محبوبتر باشد، در انتظار باشید که خداوند کار خود را میکند و خداوند افراد نافرمانبردار را (به راه سعادت) هدایت نمینماید»[التوبة: ۲۴]
پیامبر ﷺ فرموده است:
«ایمان شما کامل نمی-شود مگر زمانی که من در نظر شما از خانواده و مال و همه مردم محبوبتر باشم».
بخاری روایت کرده که سیدنا #عمر_بن_الخطاب رضی الله عنه فرمود: ای رسول خدا ! تو را از همه چیز بیشتر دوست دارم جز خودم!
آنگاه رسول الله ﷺ فرمودند:
«قسم به کسی که جانم در دست اوست (ایمانت کامل نمیشود) تا زمانی که مرا بیشتر از خودت دوست بداری».
سیدنا عمر گفت: بخدا اکنون شما را بیشتر از خودم هم دوست دارم.
آنگاه پیامبر فرمود: «الْآنَ يَا عُمَرُ».
«اکنون ای عمر (ایمانت کامل شد)»
بر انسان مسلمان لازم است که به دینش افتخار و اعتزاز کند، چون او بر حق است و غیر او بر گمراهی هستند، بلکه کفر - و مانند آن نفاق -نابودی و تباهی است.
چنانکه الله تعالی فرموده است:
﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يَتَمَتَّعُونَ وَيَأۡكُلُونَ كَمَا تَأۡكُلُ ٱلۡأَنۡعَٰمُ وَٱلنَّارُ مَثۡوٗى لَّهُمۡ﴾[محمد: ۱۲]
«در حالی که کافران (چند روزی از نعمتهای زودگذر جهان) بهره میبرند و همچون چهارپایان میچرند و میخورند، و (پس از بدرود حیات و گام نهادن به آخرت) آتش دوزخ جایگاه ایشان است»
و به همین خاطر است که ثمامه مسلمان شدن خود در مقابل کافران اعتزاز و افتخار کرد!
بر مسلمانان لازم است که از همه وسایل
و ابزار ممکن جهت ضعیف کردن دشمنان استفاده نمایند، و از جمله این وسایل چیزی است که در عصر کنونی «#تحریم اقتصادی» نامیده میشود و این چیزی است که ثمامه - چنانکه در این حدیث آمده - آن را بکار گرفت..!
مصادر:
داستان اسلام آوردن صحابه
مشارق الانوار ۱/۳۴۰
صحیح البخاری (۴۳٧۲)
صحیح مسلم (۱٧۶۴)
پیامبر ﷺ سپاهی را به سوی نجد فرستاد، آنها مردی بنام #ثمامه بن اثال را که از قبیله بنی حنیفه بود، اسیر کردند و و او را به یکی از ستونهای مسجد بستند، آنگاه پیامبر ﷺ پیش او آمدند و به او گفتند: «چه خبر ای ثمامه؟»
گفت: خبر خیر. ای محمد اگر مرا بکشی، (بدان که) کسی را میکشی که صاحب خون است، و اگر خوبی و احسان کنی، (بدان که) نسبت به کسی خوبی میکنی که خوبی شما را در چشم خواهد داشت و سپاسگذار شما خواهد بود.
پیامبر ﷺ او را تا روز بعد ترک کرد، سپس نزد او آمد و گفت: «ای ثمامه چه خبر؟» گفت: آنچه که به تو گفتم، اگر خوبی و احسان کنی، بر شخصی شاکر احسان و خوبی میکنی...!
دوباره او را تا روز بعد ترک گفت..!
سپس پیامبر ﷺ در روز سوم فرمود: «ثمامه را آزاد کنید» آنگاه ثمامه به نخلستانی که در نزدیکی مسجد بود، رفت و در آنجا غسل کرد، سپس وارد مسجد شد و گفت: شهادت میدهم که هیچ خدایی جز الله وجود ندارد و شهادت میدهم که محمد فرستاده الله تعالی است.!
ای محمد! بخدا قسم، در روی زمین هیچ چهرهای در نظر من از چهره تو مبغوضتر نبود، اما اکنون چهره تو را از همه چهرهها بیشتر دوست دارم.
بخدا دینت را از همه دینها بیشتر مبغوض میداشتم، ولی اکنون دین تو، دوست داشتنیترین دین در نزد من است!
بخدا سرزمین تو را بیشتر از همه سرزمینها مبغوض میداشتم، ولی اکنون سرزمین تو را از همه سرزمینها بیشتر دوست دارم !
وقتی که به مکه رسید، کسی به او گفت: بی دین شدهای؟
ثمامه جواب داد : نه بخدا، اما همراه با محمد مسلمان شدهام و نه بخدا از این به بعد حتی یک دانه گندم هم (از یمامه) بهسوی شما نمیآید تا زمانی که پیامبر ﷺ اجازه ندهد»
نکتهها و عبرتها:
بر انسان مسلمان لازم است که با عموم کفار تعامل و رفتاری زیبا داشته باشد به ویژه اگر امیدی به مسلمان شدن شخص کافر داشته باشد، بنابراین اخلاق حسنه یکی از مهمترین اسلوبهای دعوت الی الله میباشد!
در محبت و علاقمندی عظیم ثمامه به رسول خدا و دین اسلام یکی از آثار قدرت ایمان نمایان است؛ این اثر عظیم و تأثیر آن، در افعال و اقدامات وی نمایان شد و به همین خاطر، در زمان «ارتداد» بر اسلام ثابت قدم باقی ماند و از مسیلمه کذاب پیروی نکرد با وجود آنکه مسیلمه از قوم وی یعنی بنی حنیفه بود. بلکه او با مرتدان به جنگ پرداخت!
چنانکه در محبت و علاقمندی ثمامه به #رسول_الله ﷺ به یکی از حقوقهایی که پیامبر بر دوش امت اسلامی دارد، اشاره میکند؛ زیرا الله تعالی بوسیله ایشان امت را از تاریکیها بهسوی نور و روشنایی بیرون آورد، لذا بر هر مسلمانی واجب است که پیامبر ﷺ را بیشتر از خودش و فرزندش و پدر و مادرش و همسرش و مالش و همه چیزش دوست داشته باشد.!
الله تعالی فرموده است:
«بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و قبیله شما، و اموالی که بدست آوردهاید،و تجارتی که از بیرونقی آن میترسید، و منازلی که مورد علاقه شما است، اینها در نظرتان از خدا و پیغمبرش و جهاد در راه او محبوبتر باشد، در انتظار باشید که خداوند کار خود را میکند و خداوند افراد نافرمانبردار را (به راه سعادت) هدایت نمینماید»[التوبة: ۲۴]
پیامبر ﷺ فرموده است:
«ایمان شما کامل نمی-شود مگر زمانی که من در نظر شما از خانواده و مال و همه مردم محبوبتر باشم».
بخاری روایت کرده که سیدنا #عمر_بن_الخطاب رضی الله عنه فرمود: ای رسول خدا ! تو را از همه چیز بیشتر دوست دارم جز خودم!
آنگاه رسول الله ﷺ فرمودند:
«قسم به کسی که جانم در دست اوست (ایمانت کامل نمیشود) تا زمانی که مرا بیشتر از خودت دوست بداری».
سیدنا عمر گفت: بخدا اکنون شما را بیشتر از خودم هم دوست دارم.
آنگاه پیامبر فرمود: «الْآنَ يَا عُمَرُ».
«اکنون ای عمر (ایمانت کامل شد)»
بر انسان مسلمان لازم است که به دینش افتخار و اعتزاز کند، چون او بر حق است و غیر او بر گمراهی هستند، بلکه کفر - و مانند آن نفاق -نابودی و تباهی است.
چنانکه الله تعالی فرموده است:
﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يَتَمَتَّعُونَ وَيَأۡكُلُونَ كَمَا تَأۡكُلُ ٱلۡأَنۡعَٰمُ وَٱلنَّارُ مَثۡوٗى لَّهُمۡ﴾[محمد: ۱۲]
«در حالی که کافران (چند روزی از نعمتهای زودگذر جهان) بهره میبرند و همچون چهارپایان میچرند و میخورند، و (پس از بدرود حیات و گام نهادن به آخرت) آتش دوزخ جایگاه ایشان است»
و به همین خاطر است که ثمامه مسلمان شدن خود در مقابل کافران اعتزاز و افتخار کرد!
بر مسلمانان لازم است که از همه وسایل
و ابزار ممکن جهت ضعیف کردن دشمنان استفاده نمایند، و از جمله این وسایل چیزی است که در عصر کنونی «#تحریم اقتصادی» نامیده میشود و این چیزی است که ثمامه - چنانکه در این حدیث آمده - آن را بکار گرفت..!
مصادر:
داستان اسلام آوردن صحابه
مشارق الانوار ۱/۳۴۰
صحیح البخاری (۴۳٧۲)
صحیح مسلم (۱٧۶۴)