مجمع دیوانگان
13.6K subscribers
753 photos
140 videos
36 files
1.05K links
وبلاگ «مجمع دیوانگان» از سال ۱۳۸۶ آغاز به کار کرد و نسخه تلگرامی آن با سه نویسنده مدیریت می‌شود. اینجا به مسایل روز، سیاست، جامعه و هنر می‌پردازیم.
.

ارتباط با ادمین کانال:
@DivaneSaraAdmin
.

اینستاگرام:
instagram.com/divanesara_
Download Telegram
از مجموعه‌‌‌ی #نظریه_تجدد_ایرانی

#تبارشناسی فساد ساختاری در لایه‌های اجتماعی ایران
بخش ۱: صفویه و قاجار

پیدایش زالوهای مکنده

#A 485

✍️ آرمان امیری @armanparian - هاینریش بروگش، خاورشناس و دیپلمات ارشد دولت فخیمه‌ی پروس بود؛ در سال ۱۸۶۰ در قالب هیأتی دیپلماتیک به ایران سفر کرد و به دربار ناصرالدین‌شاه جوان رفت. او بعدها در سفرنامه‌ی خود نوشت:

«شاه به وزیری نیاز داشت تا خشم توده‌ی مردم را [از ساحت شاه] منحرف کند، در غیر این صورت، ممکن بود خودِ شاه هدف انتقادات عمومی قرار گیرد».


بروگش بسیار خوب تشخیص داده بود که دستگاه دیوانی چه کارکردی برای شاه دارد؛ اما آنچه از قلم او جا افتاد، این بود که سود متقابل این دستگاه چه بود و در برابر این کارکرد بلاگردانی از شاه، دیوانیان چه نسیبی می‌بردند؟ برای پاسخ می‌توانیم ۲۰۰ سال پیشتر برویم. زمانی که ژان شاردن فرانسوی، در بخشی از مشاهدات خود از ایران عصر صفوی نوشت:

«ایرانیان می‌گویند که ناظران و وزیران، زالوهای مکنده‌ی سیری‌ناپذیری هستند که خونِ رعایای پادشاه را می‌مکند تا خزانه سلطنتی را پر کنند؛ آنان بدین‌سان شکایات مردم از ستمی که بر آن‌ها می‌رود را نادیده می‌گیرند و چنین وانمود می‌کنند که مصلحت پادشاه به آنان اجازه نمی‌دهد آن‌گونه که مایلند به این امور توجه کنند، در حالی که در واقعیت، آنان تنها برای غنی کردن خود به چپاول مشغولند».


همه‌چیز از زمین شروع شد

در تاریخ ایران پیشامدرن، زمین کشاورزی، فراتر از یک وسیله تولید اقتصادی، ستون فقرات قدرت سیاسی و توان نظامی محسوب می‌شد. در دوره ساسانی، زمین‌ها بیشتر به سه دسته‌ی املاک سلطنتی، املاک اشراف و دهقانان بزرگ، و اراضی وابسته به نهادهای مذهبی تقسیم می‌شدند. پس از یورش اعراب مسلمان، املاک سلطنتی و نهادهای مذهب زرتشتی به بیت‌المال (صوافی) واگذار شد، در حالی که بخش بزرگی از دهقانان (زمین‌داران محلی) مالکیت خصوصی خود را حفظ کردند. در قرون اولیه اسلامی، خلفا گاهی بخش‌هایی از اراضی بیت‌المال را به حامیان خود واگذار می‌کردند، اما این هنوز یک نظام فراگیر اقتصادی نبود.

نظام «اقطاع» به‌معنای واگذاری حق بهره‌برداری از درآمد زمین در ازای خدمت نظامی یا دیوانی، از قرن‌های سوم و چهارم هجری (دوره آل‌بویه) به‌تدریج شکل گرفت و در دوره‌ی سلجوقیان به اوج رسید. در این دوران، سلطان، به جای دستمزد یا پاداش، زمین‌هایی را به سرداران نظامی و وابستگان خود واگذار می‌کرد. این نخبگان هم در ازای بهره‌مندی از درآمد این زمین‌ها، ضمن وفاداری به سلطان، برای او نیروی رزمی و نظامی فراهم می‌کردند.

واگذاری‌های زمین در ابتدا قرار بود موقت باشد، اما رفته رفته شکل دائمی و موروثی به خود گرفت و طبقات جدیدی را پدید آورد که می‌توانستند بزرگ‌زمین‌داران عصر اسلامی به حساب بیایند. هرچند این نظام همچنان با نظام فئودالیسم اروپایی تفاوت‌های جدی داشت، اما تا حدودی پیامدهای آن را شبیه‌سازی می‌کرد؛ یعنی سبب می‌شد که حکومت مرکزی، نه یک ارتش متمرکز و دائمی داشته باشد، و نه نیازی به یک بوروکراسی فراگیر برای نظارت بر سراسر کشور پیدا کند.

از جنبه‌ی بهره‌وری اقتصادی نیز هر چند این وضعیت جدید با مالکیت خصوصی اشراف پیش از اسلام تفاوت داشت، اما تا حدودی همچنان کارآمدی خود را حفظ کرده بود. طیول‌دار به بهره‌وری زمین و کسب رضایت رعایا نیاز مستقیم داشت و برای حفظ کیفیت تولید تلاش می‌کرد. اگر قنات‌ها لایروبی نمی‌شدند یا دهقانان ناراضی مهاجرت می‌کردند، درآمد و اعتبار طیول‌دار هم از بین می‌رفت.

این نظام اقتصادی و نظامی، در دوران مغول هم با تغییرات اندک پابرجا ماند و به عصر صفوی رسید تا اینکه شاه عباس اول، همه چیز را دگرگون کرد. او می‌خواست قدرت نظامی و نفوذ قزل‌باش‌ها را کنترل کند. به همین دلیل به فکر ایجاد ارتش دائمی و مرکزی از غلامان و تفنگچیان اجیرشده افتاد که هیچ‌گونه پشتوانه ایلی، منطقه‌ای و یا اجتماعی نداشتند و بجز شخص پادشاه به کسی وفادار نبودند. برای این منظور، شاه تصمیم گرفت زمین‌های «ممالیک» (یا همان اراضی واگذار شده به تیول‌داران نظامی) را به املاک «خاصه» (زمین‌های سلطنتی) تبدیل کند. چیزی شبیه سیاست «مصادره‌ی دولتی». بدین ترتیب، دولت به‌جای تکیه بر شبکه‌های محلی تولید و دفاع، خود را به دستگاه استخراج مستقیم ثروت تبدیل کرد.

ادامه‌ی یادداشت را از اینجا بخوانید (یا از گزینه instant view استفاده کنید)


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍44👎2
#A 486

✍️ بخش دوم از مجموعه‌ی سه قسمتی «تبارشناسی فساد ساختاری در لایه‌های اجتماعی ایران»

بخش نخست با عنوان «پیدایش زالوهای مکنده» را از اینجا بخوانید.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍11
از مجموعه‌‌‌ی #نظریه_تجدد_ایرانی

#تبارشناسی فساد ساختاری در لایه‌های اجتماعی ایران
بخش ۲: پهلوی

تراژدی نوسازی

#A 486
عصمت باقرپور در بابل به دنیا آمد؛ به تاریخ سوم اسفند ۱۳۰۳، در خانواده‌ای فرودست با ۱۰ فرزند. امورات خانواده پیش از مرگ پدر هم به سختی می‌گذشت. پدر که مرد عصمت تازه دوازده ساله شده بود و سواد خواندن و نوشتن هم نداشت. یک بقچه‌ی کوچک بست، سوار کامیون راننده‌ای شد که از دوستان پدرش بود و به سمت تهران به راه افتاد. دو دهه پیش از تولد عصمت، سرگذشت چنین دختری در «تهران مخوف» چیزی جز یک تراژدی فاجعه‌بار نمی‌توانست باشد؛ اما عصمت در تهران فرصت درخشش پیدا کرد. آموزش و پرورش جدید او را جذب و استعدادش را به اداره‌ی موسیقی گزارش کرد. سازمان موسیقی استعداد خام‌ش را پرورش داد و در نهایت کارش به جایی رسید که نام‌ش تا ابد بر تارک آسمان هنر و موسیقی ایرانی حک شود: دلکش!

انقلاب بوروکراتیک
علی‌رغم تمامی امیدواری‌های شورمندانه‌ی انقلابیون، حتی شکل‌گیری مجالس ملی در عصر مشروطه نیز نتوانست ساختار فساد نهادینه شده در دولت ایرانی را متلاشی کند. مساله، بسیار فراتر از مقاومت دربار استبدادی و کودتای محمدعلی‌شاهی بود. با پیروزی مجدد مشروطه‌خواهان و تبعید شاه مستبد، بزرگترین نیروی تاریخی، یعنی دربار مستبد از صحنه حذف شده بود، اما کار اصلاح دیوان‌سالاری فاسد و ناکارآمد به پیش نمی‌رفت که نمی‌رفت. زالوهای مکنده دیوان‌سالاری فاسد و زالوهای فرهنگی در قامت دستگاه روحانیت، همچنان نسبت به هرگونه اصلاحات از خود مقاومت نشان می‌دادند، دسیسه می‌کردند، بلوا به راه می‌انداختند و در یک کلام، قطار مشروطیت را زمین‌گیر کرده بود. در چنین فضایی، قشر کوچکی از «نخبگان مشروطه» و منورالفکرهای فرنگ رفته، سرخورده از آن همه امیدهای برباد رفته و تلاش‌های به بن‌بست کشیده، به این فکر افتادند که اگر مشروطه، انقلابی علیه قدرت استبدادی دربار بود، حال به انقلابی دیگر علیه دستگاه عریض و طویل مفسدان واسط نیاز داریم؛ انقلابی که در ۱۲۹۹، به شکل یک کودتا از راه رسید!

اصلاحات سیدضیاء کوتاه مدت و نافرجام بود اما در نهایت دولت رضاشاهی از راه رسید و نخستین «دولت مطلقه‌ی مدرن» در ایران شکل گرفت. اصلی‌ترین وجه تمایز این نظام جدید با دولت‌های پیشین را باید در تفاوت میان «بوروکراسی نهادمحور مدرن» با «دیوان‌سالاری رانتی سنتی» جستجو کرد:

۱- در دیوان‌سالاری سنتی، پادشاه تنها منبع قدرت بود و دیوان‌سالاری نه به یک «سیستم سیاسی»، بلکه به شخص پادشاه وفادار بود. رضاشاه، وفاداری را از «شخص» به «دولت» (به عنوان یک موجودیت انتزاعی) منتقل کردند. اگرچه او خود مستبدی قدرتمند بود که حضور قدرت‌های رقیب را تحمل نمی‌کرد، اما بوروکراسی او بر پایه قانون و آیین‌نامه‌های مدون (مانند قانون مدنی و کیفری داور) بنا شد که جایگزین احکام سلیقه‌ای و سنتی شدند. در چنین نظامی، موکل مالیاتی یا بازرس شهرداری یا مدیر آموزش و پرورش، قدرت خود را مدیون شناخت شخصی سلطان نبود، هر فرد در ساختار بوروکراسی مدرن، قدرت‌ش را مدیون اعتبار حقوقی و نهادینه شده‌ی دستگاه اداری است.

۲- دیوان‌سالاری رانتی سنتی، در واقع چیزی نبود جز گسترده‌تر شدن بازوهای خصوصی دربار، در تمامی جغرافیای سیاسی و اقتصادی جامعه. بوروکراسی دولت مطلقه را نهادهای مدرنی همچون دادگستری، ارتش، آموزش و پرورش فراگیر، یا حتی بهداشت و درمان تشکیل می‌دادند. با گسترش شمار کارکنان دولتی، بوروکراسی از حالت «پیله‌ی دربار» خارج شد و به سازمان‌های تخصصی (وزارتخانه‌ها) تبدیل گشت. ساخت ساختمان‌های عظیم دولتی (مانند وزارت دادگستری و دارایی) به جای کاخ‌های قجری، نماد فیزیکی این تغییر بود؛ یعنی دولت دیگر نه در خلوت شاه، بلکه در نهادهای عمومی مستقر شد.


ادامه‌ی یادداشت را از اینجا بخوانید (یا از گزینه instant view استفاده کنید)


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍39👎7
✍️ بخش سوم از مجموعه‌ی سه قسمتی «تبارشناسی فساد ساختاری در لایه‌های اجتماعی ایران»

بخش نخست: «پیدایش زالوهای مکنده»
بخش دوم: «تراژدی نوسازی»
بخش سوم: اتحاد علیه دولت!

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍13
از مجموعه‌‌‌ی #نظریه_تجدد_ایرانی

#تبارشناسی فساد ساختاری در لایه‌های اجتماعی ایران
بخش ۳: جمهوری اسلامی

اتحاد علیه دولت!

#A 487

✍️ آرمان امیری @armanparian - در دهه‌ی هفتاد خورشیدی، یکی از اصطلاحات بسیار پرکاربرد در ادبیات سیاسی غیررسمی که نقل محافل بود و جوک‌های فراوانی هم با آن ساخته می‌شد تعبیر «آقازاده» بود. در فرهنگ عامه و عمومی، آقازاده، مترادف قشری از زالوهای اقتصادی بود که به مدد نسبت فامیلی با مقامات دولتی از رانت و «پارتی‌بازی» بهره‌مند است. می‌خواست فرزند یک مدیرکل بانک باشد، یا وزیر اقتصاد. لغتنامه‌ی دهخدا اما در توضیح «آقازاده» نوشته است: «فرزند مردی بزرگ، و بیش‌تر فرزندان سادات علوی و مجتهدین». فرهنگ عامیانه‌ی ابوالحسن نجفی هم آقازاده را «فرزند مردی روحانی که به نیک‌نامی معروف باشد» توضیح داده. در واقع، «آقا» لفظی بود که در قرن‌های پیشین به جای «آخوند» یا پیشوندهای «آیت‌الله و ...» در توصیف روحانیون ارشد به کار می‌رفت و احتمالا بسیاری از مردم امروز تعجب خواهند کرد که در میان قشر آخوند، «آقازاده» همچنان به صورت بدیهی فقط در معنای «فرزندان روحانیون» به کار می‌رود. فهم اینکه تعبیر «آقازاده»، چرا در کاربرد اجتماعی‌اش از معنای «بچه‌ی آخوند» به «بچه‌ی هر مدیر فاسد» تغییر کاربری داد به تنهایی می‌تواند عصاره‌ی «تحلیل ساختار اجتماعی رژیم اسلامی» قلمداد شود.
* * *

انتقام از دشمن اصلی

کارکرد روحانیت، مشروعیت‌بخشی به دولتی بود که پایه‌های طبیعی مشروعیت‌ش را از دست داده بود. در غیاب ارتباط طبیعی یک دولت با جامعه که از طریق نهادهای واسط و لایه‌های اصیل اجتماعی ایجاد می‌شود، روحانیت شیعی برای برساخت یک مشروعیت کاذب با گفتمانی فرقه‌گرایانه از راه رسیده بود. در تمام طول قرن‌های بعدی نیز کارویژه‌ی این روحانیت همین ایجاد سپر مدافع گفتمانی برای حاکمیت استبدادی در برابر نارضایتی‌های توده‌ی شهروندانی بود که از بدیهی‌ترین امور معیشتی خود باز می‌ماندند. بوروکراسی دولت مدرن، با تهدید همین کارویژه‌ها، بزرگترین دشمن روحانیت به شمار می‌آمد.

با سقوط رژیم سلطنتی، روحانیون به قدرت رسیده تلاش کردند تصویری «طاغوت‌ستز» از خود بسازند که معنایش در شخص پادشاه خلاصه می‌شد. اما واقعیت این بود که این روحانیت شیعی، نه تنها در طول تاریخ فعالیت‌ش توجیه‌گر دربارهای استبدادی بود، بلکه اساسا زاده و پرورده‌ی دستگاه درباری بود. کینه‌ی این روحانیت نسبت به دربار پهلوی، نه از جنبه‌ی طاغوت یا پادشاهی، بلکه اتفاقا از وجه نوسازی و بوروکراسی آن بود. به همین دلیل، خروج پادشاه از کشور به هیچ وجه برای ماموریت انقلاب اسلامی کافی به حساب نمی‌آمد. انقلاب زمانی کامل می‌شد که روحانیون پیروز موفق شوند بوروکراسی دولت ایران را از بین ببرند.

نخستین‌گام طبیعتا از نابودی نخستین نهادی شروع شد که کلاسیک‌ترین کارویژه‌ی روحانیت را از میان برداشته بود؛ تبدیل دادگستری مدرن به قوه‌ی قضائیه‌ی تحت ریاست «حاکم شرع»، فقط بازگرداندن کشور به دوران پیش از تشکیل دولت مطلقه نبود؛ نابودی دستگاه دادرسی را می‌توان حتی دهن‌کجی آشکاری به رویای «عدالت‌خانه»ی مشروطه‌خواهان قلمداد کرد. بدین ترتیب، دیگر محاکمات دسته‌جمعی و دادگاه‌های پنج دقیقه‌ای منجر به اعدام یک استثنا در دوره‌ی پرآشوب پساانقلابی نبودند. بلکه «امکان و ظرفیتی» بودند که در اسکلت ساختمان‌های باقی مانده از دادگستری کار گذاشته شد تا از آن پس هرگاه نیاز باشد دوباره فعال شوند.

پاکسازی ارتش و سپس انقلاب فرهنگی در دانشگاه نشان داد که جریان پیروز چه شناخت دقیقی از تاریخچه‌ی نهادسازی در ایران مدرن دارد و با چه انتخاب‌های دقیقی به سراغ نابودی بنای بزرگ بوروکراسی رفته است. پس از نهادهای نمادین و ستون‌های اولیه‌ی دولت مدرن بود که جریان پیروز موفق شد برای نفوذ در عمق جامعه و قطع کردن تمامی شریان‌های ارتباط «دولت با ملت» برنامه‌ای طولانی مدت پیاده کند. از آنجا که بدنه‌ی بوروکراتیک دولتی بسیار گسترده و تا حدودی هم غیرقابل نابودی بود، روحانیون با تاسیس نهاد «گزینش» و سپس «حراست»، نطفه‌ی یک جراحی بزرگ «اقتصادی-اجتماعی» را گذاشتند تا در عین حفظ پوسته‌ی ظاهری بوروکراسی دولتی، آن را از عمق و معنا و کارکرد مورد انتظارش تهی کنند.

ادامه‌ی یادداشت را از اینجا بخوانید (یا از گزینه instant view استفاده کنید)

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍45👎1
A Genealogy of Rentier Classes in Iran.pdf
591.7 KB
✍️ آرمان امیری @armanparian - مجموعه یادداشت‌های «تبارشناسی فساد ساختاری در لایه‌های اجتماعی ایران» در سه قسمت منتشر شد. همان‌طور که پیشتر اشاره کرده بودم، این سه یادداشت، باب انتشار در فضای مجازی تا حدودی خلاصه‌سازی شده بودند و فاقد ارجاعات علمی، یا مثال‌ها و شواهد جزئی بودند. اینجا نسخه‌ی کامل این مجموعه را به صورت یک فایل پی‌دی‌اف منتشر می‌کنم. در این فایل، علاوه بر متن سه یادداشت پیشین، توضیحات تکمیلی هم اضافه شده تا روایت و ادعاهای مقاله سنجش‌پذیرتر شود. علاوه بر ارجاع به منابع، پانویس‌ها و پی‌نوشت‌های تکمیلی هم در این فایل وجود دارد که زوایای بیشتری از بحث را شفاف می‌کند.

از مجموعه‌‌‌ی #نظریه_تجدد_ایرانی


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍50
#A 488

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍16👎1
نظریه‌ای در دفاع از فهم مردم

#A 488

✍️ آرمان امیری @armanparian - زمستان سال ۹۶ دختری در خیابان انقلاب بر روی یک صندوق برق رفت. روسری سفیدش را سر چوب زد و در سکوت ایستاد. تصویر و خبر این حرکت اعتراضی ساده مثل یک بمب خبری منفجر شد. یکی از نمادین‌ترین اعتراضات در تاریخ حجاب اجباری، آن هم از جانب کسی که هیچ‌کس حتی نام او را نمی‌دانست. نه یک فعال سیاسی بود، نه یک کنشگر حقوق بشر، نه یک فمنیست شناخته شده. مدتی پس از بازداشت، ابتدا دادستان تهران و سپس سخنگوی قوه قضائیه اعلام کردند که او «مشکل روحی و روانی دارد و باید بستری شود».
 
در وهله‌ی نخست، این توجیهات می‌توانند صرفا یک مانور رسانه‌ای برای سرپوش گذاشتن بر فشارهای امنیتی و نارضایتی‌های عمومی قلمداد شوند. سال‌ها بعد اما، این شیوه از تقلیل دادن نارضایتی‌های عمومی به عارضه‌های شخصی و یا حتی اجتماعی، از دایره‌ی مقامات رسمی خارج شد و به سطح تحلیل برخی الیت سیاسی و اجتماعی هم کشیده شد. صاحب تریبون‌هایی که با تحلیل‌های مفصل می‌خواستند اثبات کنند که دلایل بسیاری از اعتراضات اجتماعی، شعارهای معترضان، نوع اعتراضشان، تمرکزی که روی مظاهر زندگی آزاد دارند و البته تشخیصی که در ترجیح دوران پیش از انقلاب نسبت به وضعیت فعلی داشته‌اند، همگی محصول بی‌سوادی، ناآگاهی، بی‌اطلاعی از تاریخ، فریب خوردن از رسانه‌های بیگانه و خلاصه هزار و یک عارضه‌ و ناهنجاری بوده است.
 
نتیجه‌ی نهایی تمامی این تحلیل‌ها به اینجا ختم می‌شد که اگر هم قرار بر اصلاح چیزی باشد، اصلاح خواست و رفتار همین معترضان است نه وضعیت بیرونی یا نظریه‌هایی که توجیه‌گر این وضعیت هستند. استدلال نهفته در پس پشت این توجیهات، مبتنی بر یک پیش‌فرض بسیار کلان اما ناگفته بود: توده‌های جامعه (یک سری «نوبادی») هرگز نمی‌توانند مصلحت خود را به درستی تشخیص بدهند، چه برسد به اینکه وارد اقدام عملی در عرصه‌ی عمومی بشوند!
 
جای خالی نظریه‌پردازی
 
در نقد این شیوه از تخطئه‌ی مردم توسط الیت صاحب تریبون صحبت زیاد شده است؛ اما حلقه‌ی مفقوده‌ی این نقدها برای شخص من، پاسخی مناسب و نظری بود به همان پیش‌فرض پنهان در پس مغالطه‌های ظاهری و سفسطه‌های نظری‌شان. در نخستین واکنش‌ها، بسیاری دیگر بودند که با تکیه بر کلیدواژه‌هایی همچون «عقل سلیم»، یا «شهود عامه» تلاش می‌کردند از مطالبات بدیهی جامعه و خواست و اراده‌ی یک «زیست نرمال» دفاع کنند. دیدن این «فیل وسط اتاق» اینقدر بدیهی بود که سخت می‌شد به تئوریزه کردن آن فکر کرد. با این حال، تدوین یک روایت منسجم نظری برای من یک دغدغه‌ باقی ماند. به گمان من، ما نیاز به شاخص‌هایی ملموس و سنجش‌پذیر داشتیم که بتوانند با اتکا به پژوهش‌های علمی، از این تحولات شگرف اجتماعی در برابر نظریه‌بافی‌های الیت دفاع کنند. سرانجام و با تأخیری قابل توجه، پاسخ نهایی را، در کتابی پیدا کردم که شاید اصلا انتظارش را نداشتم.
 
کتاب «جدال ارزش‌ها: بنیادگرایی اسلامی در برابر ناسیونالیسم لیبرال» را «منصور معدل» در سال ۲۰۲۰ میلادی نوشته است. او که یک جامعه‌شناس تجربی-تطبیقی است، در ابتدای این کتاب هم تلاش کرده است تا شاخصی سنجش‌پذیر برای پژوهش خود ارائه کند که امکان تحلیل داده‌های بیش از ۶۰ هزار مصاحبه رو در رو در کشورهایی چون مصر، عراق، عربستان، تونس، ترکیه، لبنان و پاکستان را فراهم کند. برای این منظور، نویسنده از تعبیر «فردگرایی ابرازی» (Expressive Individualism) استفاده می‌کند؛ یعنی: «به رسمیت شناختن، تکریم و بزرگداشت قضاوت خصوصی فرد درباره مسائل مربوط به زندگی خود و تقدم بخشیدن به انتخاب‌ها و ترجیحات شخصی بر اقتدار والدین، سلطه پدرسالارانه و دستورالعمل‌های مذهبی».
 
معدل می‌خواهد نشان دهد که بر خلاف تصویرهای بیرونی، در بخش بزرگی از خاورمیانه، توده‌ی شهروندان به سمت گونه‌ای از ناسیونالیسم لیبرال گرایش پیدا کرده‌اند که در تقابل آشکار با بنیادگرایی مذهبی قرار می‌گیرد. او برای این فردگرایی ابرازی خود، سه شاخص ساده و سنجش‌پذیر در نظر می‌گیرد:



ادامه‌ی یادداشت را از اینجا بخوانید (یا از گزینه instant view استفاده کنید)

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍55👎3
Audio
شماره ۳۳: ایرانیان و تمنای دولت مقتدر مدرن | آرمان امیری

محورها: موضع پادکست زیرورو؛ ایران، ایرانیت و دولت ایرانی؛ مقاله «زالوهای مکنده»؛ صفویه و تغییر ساختار قدرت؛ ایجاد بوروکراسی در عصر پهلوی؛ اصلاحات ارضی و جراحی ساختار؛ بوروکراسی‌زدایی و موازی‌سازی در جمهوری اسلامی و ایجاد «خودی» و «غیرخودی»؛ جامعه قوی و دولت ضعیف؛ نظریه ایرانشهری؛ فرهنگ، هویت و دغدغه‌های ایرانیان؛ مهدویت ایرانی؛ پروژه رضاشاه: دولت‌سازی، نه ملت‌سازی.

با حضور:
آرمان امیری
البرز زاهدی
مهرداد محمدی

تکنیکال پرودوسر: علیرضا شاه حسینی

دیدن این گفت‌وگو در یوتیوب

شنیدن این گفت‌وگو در:

کست‌باکس

اپل پادکست

اسپاتیفای

و در نهایت:

حمایت مالی از پادکست

پی‌نوشت:

لینک مقاله «زالوهای مکنده»:
https://t.me/divanesara/1915

شهریور ۱۴۰۵
@ZeroRooPodcast
👍29👎3
Forwarded from نشر اگر
نشر اگر با همکاری کتابفروشی چشمه کارگر برگزار می‌کند:

گفت‌وگوی گروهی درباره‌ی کتاب «وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند: روزنوشت‌هایی از تهران در جنگ ۴۰ روزه»، نوشته‌ی علی‌اصغر سیدآبادی.

در این نشست آرمان امیری (نویسنده)، امیلی امرایی (مترجم و روزنامه‌نگار)، نسیم مرعشی (نویسنده) و محمود فرجامی (نویسنده و روزنامه‌نگار)، همراه با نویسنده‌ی کتاب، درباره‌ی این اثر سخن می‌گویند.

جمعه ۱۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶
کتابفروشی چشمه کارگر
خیابان کارگر شمالی، تقاطع بزرگراه گمنام، خیابان چهارم، پلاک ۲

ورود برای علاقه‌مندان آزاد است.
👍21👎7
Audio
✍️ آرمان امیری @armanparian - فایل صوتی پیوست، اجرای گفتاری است با عنوان «در تمایز میان ادبیات و پروپاگاندا» که در جلسه‌ی نقد و بررسی کتاب «وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند» ارائه شد.

نسخه‌ی مکتوب این یادداشت را نیز می‌توانید از کانال دریافت کنید.


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍36👎2
ادبیات و پروپاگاندا.pdf
272.9 KB
✍️ آرمان امیری @armanparian - متن پیوست، یادداشتی است با عنوان «در تمایز میان ادبیات و پروپاگاندا» که در جلسه‌ی نقد و بررسی کتاب «وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند» ارائه شد.

فایل صوتی این اجرا را هم می‌توانید از اینجا بشنوید.


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍25👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✍️ آرمان امیری @armanparian - فایل پیوست، گفتار کوتاهی است با عنوان «در دفاع از ادبیات».

این گفتار، بخش دوم صحبت‌های من در جلسه‌ی نقد و بررسی کتاب «وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند» است که روز جمعه‌ (هفدهم مهرماه) برگزار شد.

بخش اول صحبت‌ها نیز به گفتار مفصل‌تری با عنوان «در تمایز میان ادبیات و پروپاگاندا» اختصاص داشت که حدودا ۴۰ دقیقه طول کشید.

فایل صوتی بخش اول را از اینجا و متن مکتوب آن را هم از اینجا می‌توانید دریافت کنید.


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍46👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍️ این مجموعه برای چهار جلسه طراحی شده که هر جلسه به مرور تحولات سیاسی و اجتماعی کشور در طول یک دهه از دریچه‌ی یکی از رمان‌های «حسین سناپور» می‌پردازد.

📍 جلسه‌ی نخست: «عصر طغیان»؛ بازخوانی دهه‌ی هفتاد، از دریچه‌ی رمان «نیمه‌ی غایب». بزنگاه زاده شدن جنبش اصلاحات و نمایش امیدِ اولیه و چشم‌اندازِ خوش‌بینانه جامعه به آرمان‌های آن جنبش.

📍 جلسه‌ی دوم، «عصر تردید»، دهه‌ی هشتاد، با رمان‌های «ویران می‌آیی» و «دود». دهه‌ای که چماق سخت واقعیت رویاهای شیرین گذشته را در هم کوبید.

📍 جلسه‌ی سوم، «زمانه‌ی بازخوانی»، نگاهی به دهه‌ی نود با رمان «خاکستر»؛ دوران افول جنبش، درنگ اجتماعی و بازخوانی راهی که طی شده بود.

📍 جلسه‌ی چهارم، «بازی تمام شد»، رمان «کلاه‌گردانی میان آس و پاس‌ها»؛ نمایی از انسدادِ مطلقِ یک پارادایمِ سیاسی و گسست کامل جامعه از آن.

این مجموعه به همت «موسسه فرهنگی‌هنری سایه‌ی سرو آزاد» برگزار می‌شود:
پنج‌شنبه‌ها از ساعت ۱۴ تا ۱۶
نیاوران، خیابان امیدوار، پلاک ۲۳

✍️ برای ثبت‌نام و حضور در این چهار جلسه می‌توانید با ادمین موسسه: @Sayesarveazad تماس بگیرید.


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍31
📍 برای آشنایی بیشتر با محتوای این جلسات، می‌توانید اینجا کلیک کنید.

✍️ جلسات این دوره، از پنج‌شنبه، ۳۰ مهرماه (همین هفته‌ی جاری) آغاز می‌شود. برای ثبت‌نام و حضور در این چهار جلسه می‌توانید با ادمین موسسه: @Sayesarveazad تماس بگیرید.

پنج‌شنبه‌ها از ساعت ۱۴ تا ۱۶
نیاوران، خیابان امیدوار، پلاک ۲۳


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍8
سایه‌های ذهنیت اخلاقی/مذهبی، بر تحلیل‌های تاریخی
#A 489

Whenever people lack empirically-based knowledge about social and political phenomena, they tend to grope for certainty by turning to moralistic explanations. Once history was largely explained as the consequence of "good" and "bad" kings, and now an equally unsophisticated approach relates insurrections to the existence of "good" or "bad" governments. This moralistic approach is particularly common among Americans, possibly partly because we have had less experience with, and understanding of, insurrections, and partly because of our natural proclivity to moralize about the big events of politics. The Civil War was much too traumatic an experience to have given us an intellectual understanding of the problem of managing threats to civic order. Instead, we are inclined to see the problem as one for foreign, and of course less perfect, governments. Indeed, a fundamental article of faith in American political thinking is that any government with a rationally sound administration and morally correct policies will not be threatened with revolts. Also of course the general American sympathy for underdogs and the universal pleasure we derive in seeing any form of authority beset with frustrations have somehow made it seem unsporting to take too serious an interest in devising means for stamping out insurrections. (Lucian Pye - Aspects of political development – P.130)

📍ترجمه با هوشواره: هرگاه مردم از شناخت تجربیِ پدیده‌های اجتماعی و سیاسی بی‌بهره باشند، برای رسیدن به پاسخی قطعی، معمولاً به تبیین‌های اخلاق‌گرایانه روی می‌آورند. زمانی، تاریخ را عمدتاً با عملکرد شاهان «خوب» و «بد» توضیح می‌دادند؛ امروزه نیز رویکردی به همان اندازه ساده‌انگارانه، قیام‌ها را ناشی از وجود حکومت‌های «خوب» یا «بد» می‌داند. این نوع نگاه اخلاق‌گرایانه به‌ویژه در میان آمریکایی‌ها رواج دارد؛ شاید بخشی از این مسئله به آن بازگردد که آنان تجربه و شناخت کمتری از قیام‌ها دارند و بخشی دیگر نیز ناشی از گرایش طبیعی‌شان به داوری اخلاقی درباره‌ی رویدادهای بزرگ سیاسی است. جنگ داخلی آمریکا چنان تجربه‌ی هولناک و آسیب‌زایی بود که نتوانست درک نظریِ روشنی از مسئله‌ی مهار تهدیدهای متوجه نظم مدنی به دست دهد. در عوض، آمریکایی‌ها تمایل دارند این مسئله را به حکومت‌های خارجی نسبت دهند؛ حکومت‌هایی که، البته از نظر آنان، به‌مراتب ناقص‌ترند. در واقع، یکی از باورهای بنیادین در اندیشه‌ی سیاسی آمریکا این است که اگر حکومتی از نظام اداریِ عقلانی و کارآمد و سیاست‌هایی از نظر اخلاقی درست برخوردار باشد، با خطر شورش مواجه نخواهد شد. افزون بر این، همدلی عمومی آمریکایی‌ها با طرف ضعیف‌تر و لذتی که همگان از مشاهده‌ی درماندگی و ناکامیِ صاحبان قدرت می‌برند، به‌نوعی سبب شده است که تلاش جدی برای یافتن راه‌هایی جهت سرکوب قیام‌ها، کاری خلاف روح جوانمردی و رقابت منصفانه به نظر برسد.

✍️ آرمان امیری @armanparian - به گمانم، این «بلاهت معصومانه» و قضاوت اخلاقی که تنه به تنه‌ی نگاه دینی می‌زند، دهه‌هاست در جریان اصلی نخبگان دانشگاهی یا روایت‌سازان سیاسی ما نیز نهادینه شده و سایه‌اش بر تحلیل‌ها و بازخوانی‌های تاریخی کشور سنگینی می‌کند. تحلیل‌هایی که تحت هر شرایطی می‌کوشند جنبش‌های تاریخی (از فرقه‌های تجزیه‌طلب دهه‌ی ۲۰ تا شورش ۱۵خرداد و نهایتا انقلاب ۵۷) را به هر طریق ممکن به «حکمرانی بد» یا «توسعه‌ی وابسته» یا «مدرنیته‌ی ظاهری» و نظایر آن نسبت دهند که در تمامی موارد اصل روند توسعه‌ی کشور و ضرورت‌های آن انحرافی و آسیب‌زا قلمداد می‌شود. در مقابل، خوانش‌های عمومی که با تعابیری بسیار ساده‌تر، این طغیان‌ها را «اشتباهات تاریخی» قلمداد می‌کنند، همواره با برچسب «نگاه عوامانه و فریب‌های پوپولیستی» تحقیر می‌شوند.

اگر احتمال قصد و غرض‌های منفعت‌جویانه‌ی سیاسی و توجیهات بسیج شده برای سرپوش گذاشتن بر منافع شخصی و گروهی را هم نادیده بگیریم، به باور من ساده‌انگارانه‌ترین نقدهای تاریخی، همانانی هستند که به صورتی آشکار یا ناپیدا، بر بستری از ایده‌ی «رشد خطی تاریخی و حرکت همواره به جلوی آن» سوار شده‌اند و گذشته را لزوما در درجه‌ای پایین‌تر از رشد تصویر می‌کنند. با چنین تحلیلی است که در تاریخ معاصر و حتی پیش از معاصر (از جنبش تنباکو به این طرف) حتی یک جنبش اعتراضی نداریم که به شکل «حرکتی ارتجاعی، یا انحرافی، یا واپس‌گرا، یا محصول مقاومت اولیگارش فاسد در برابر توسعه یا دسیسه‌ی مرتعجین مذهبی علیه روند تجدد) تحلیل شود.


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍18👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍️ برشی از نشست نخست سلسله جلسات «بازی تمام شد» که به مرور دهه‌ی هفتاد اختصاص داشت.

جلسه‌ی دوم، پنج‌شنبه‌ی این هفته با مروری بر دهه‌ی هشتاد (سال‌های ۷۸ تا ۸۸) برگزار خواهد شد و در آن تلاش خواهم کرد به شکاف میان جنبش اجتماعی با جریان اصلاحات، و همزمان شکافی در درون جامعه اشاره کنم که پس از آن بسیاری از مرزها را آشفته کرد و بنیان سوءتفاهمات و جدل‌هایی را پایه گذاشت که تا همین امروز شاهدشان هستیم.

برای حضور در نشست‌های آینده، می‌توانید به صفحه‌ی موسسه‌ی «سایه سرو آزاد» پیام بدهید: @Sayesarveazad


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍11
Audio
✍️ فایل‌های صوتی نخستین جلسه از سلسله جلسات «بازی تمام شد». این دو فایل،

به گفتاری اختصاص دارند با عنوان «عصر طغیان» که به مرور دهه‌ی هفتاد، و نطفه‌های شکل‌گیزی جنبش اصلاحات اختصاص داشت.

متاسفانه ضبط صدا با کیفیت مطلوبی انجام نشد و تلاش‌ برای ویرایش آن با ابزارهای هوش مصنوعی هم در نهایت به همین کیفیتی رسید که تقدیم می‌شود. پیشاپیش از بالا و پایین شدن گاه و بیگاه صدا پوزش می‌خواهم.

جلسه‌ی دوم این مجموعه، پنج‌شنبه‌ی (هفتم آبان) با مروری بر دهه‌ی هشتاد (سال‌های ۷۸ تا ۸۸) برگزار خواهد شد و در آن تلاش خواهم کرد به شکاف میان جنبش اجتماعی با جریان اصلاحات، و همزمان شکافی در درون جامعه اشاره کنم که پس از آن بسیاری از مرزها را آشفته کرد و بنیان سوءتفاهمات و جدل‌هایی را پایه گذاشت که تا همین امروز شاهدشان هستیم.

برای حضور در نشست‌های آینده، می‌توانید به صفحه‌ی موسسه‌ی «سایه سرو آزاد» پیام بدهید: @Sayesarveazad


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍22
Audio
✍️ فایل‌های صوتی دومین جلسه از سلسله جلسات «بازی تمام شد».

این فایل، به گفتاری اختصاص دار با عنوان «عصر تردید». در این گفتار تلاش کردم با بهره‌گیری از دو رمان «ویران می‌آیی» و «دود»، هر دو از حسین سناپور، به مرور دهه‌ی هشتاد خورشیدی (حد فاصل سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸) بپردازم. دورانی که با سرکوب‌ها و شکست‌های پیاپی، نطفه‌های تردید و شکست را در دل جنبش اصلاحات کاشت، و در نهایت نه تنها به شکاف میان «بدنه‌ی جنبش، با جریان سیاسی اصلاحات» انجامید، بلکه اتفاقا شکافی عمیق‌تر را حتی در دل خود جامعه‌ی ایرانی و هم‌پیمانان پیشین جنبش اصلاحات ایجاد کرد.


جلسه‌ی سوم این مجموعه، پنج‌شنبه‌ی (۱۴ آبان) با مروری بر دهه‌ی نود (سال‌های ۸۸ تا ۹۸) برگزار خواهد شد و در آن تلاش خواهم کرد واکنش جامعه‌ی ایرانی به قطعی شدن شکست جنبش پیشین را پس از شکست جنبش سبز بررسی کنم.

برای حضور در نشست‌های آینده، می‌توانید به صفحه‌ی موسسه‌ی «سایه سرو آزاد» پیام بدهید: @Sayesarveazad


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

.
👍15