╭┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╮
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╯
#اطلاعیه_تک_خوانی_کنتور_برق
اهالی محترم روستای دولاب
باسلام
احتراما به استحضار می رساند پیرو پستهای قبلی و تماس تلفنی مجدد مسول برق روستا(احمدقادری.میرزامحمد) در خصوص قرائت تکخوانی کنتور برق از روز شنبه تا دوشنبه مورخ ۱۵ الی ۱۷ آبان ۴۰۰فرصت دارید با ارائه فتوکپی شناسنامه ، کارت ملی و یک شماره موبایل فعال اعضای خانواده خود و حضور در منزل روستا را به آقای قادری و اکیپ اعزامی از سوی اداره برق جنوبی شهرستان سنندج مستقر در روستا ارائه نمایید. تا بعد از آن مبلغ مصرفی به صورت پیامکی ارسال گردد.
لازم به ذکر است زمان فوق قابل تمدید نیست و بعد از آن کنتور قطع شده ،لذا مالک کنتور باید شخصا از طریق اداره برق نسبت به ثبت کنتور اقدام نماید. خواهشمند است به اهالی روستا و بستگان خود اطلاع رسانی فرمایید.
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁 👇دولاب بهشت کردستان 👇 🍁
╭┅═ঊ🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺ঊ═┅╯
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╯
#اطلاعیه_تک_خوانی_کنتور_برق
اهالی محترم روستای دولاب
باسلام
احتراما به استحضار می رساند پیرو پستهای قبلی و تماس تلفنی مجدد مسول برق روستا(احمدقادری.میرزامحمد) در خصوص قرائت تکخوانی کنتور برق از روز شنبه تا دوشنبه مورخ ۱۵ الی ۱۷ آبان ۴۰۰فرصت دارید با ارائه فتوکپی شناسنامه ، کارت ملی و یک شماره موبایل فعال اعضای خانواده خود و حضور در منزل روستا را به آقای قادری و اکیپ اعزامی از سوی اداره برق جنوبی شهرستان سنندج مستقر در روستا ارائه نمایید. تا بعد از آن مبلغ مصرفی به صورت پیامکی ارسال گردد.
لازم به ذکر است زمان فوق قابل تمدید نیست و بعد از آن کنتور قطع شده ،لذا مالک کنتور باید شخصا از طریق اداره برق نسبت به ثبت کنتور اقدام نماید. خواهشمند است به اهالی روستا و بستگان خود اطلاع رسانی فرمایید.
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁 👇دولاب بهشت کردستان 👇 🍁
╭┅═ঊ🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺ঊ═┅╯
#روز_دانش_آموز
سفرهایی از این سال تا تولد لطیفباران، برای تو ترسیم شده است.خنده های گلبرگ های نو، چقدر شبیه سجاده کوچک توأند که وقت نماز، همه جا را معطر می کند! بلوغتو آغازگر مسیر پر از مهر بندگی است.
۱۳ آبان روز دانش آموز بر تمامی دانش آموزان عزیز مبارک باد. 🎊
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
سفرهایی از این سال تا تولد لطیفباران، برای تو ترسیم شده است.خنده های گلبرگ های نو، چقدر شبیه سجاده کوچک توأند که وقت نماز، همه جا را معطر می کند! بلوغتو آغازگر مسیر پر از مهر بندگی است.
۱۳ آبان روز دانش آموز بر تمامی دانش آموزان عزیز مبارک باد. 🎊
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
هانی موجتەهێدی
@zmami_kurdii
بەسە ئیتر، بە چ حەقێ خۆتم لێ دوور ئەکەیتەوە؟
بێگومانم ڕۆژێ دادێ کە پەشیمان ئەبیتەوە
بۆ وا فێربووی هەموو ڕۆژێ دڵم لە خۆت ئەتۆرێنی
هەر ڕۆژ و بە ڕەنگێک دێیت و خەمێکی تازەم بۆ دێنی
خۆ جوانترین ڕۆژە لە لام کە یەکەمجار یەکمان بینی
بەو یادەوا ئێستاش ئەژیم چۆن لە چاوانما نایبینی
بەسە ئیتر، بە چ حەقێ خۆتم لێ دوور ئەکەیتەوە
بێگومانم ڕۆژێ دادێ کە پەشیمان ئەبیتەوە
بەسە ئیتر ئەم دوو دڵە با فرمێسکی خەم نەڕێژن
بۆ داهاتوو نەمامێکی خۆشەویستی تیا بنێژین
خۆ جوانترین ڕۆژە لە لام کە یەکەمجار یەکمان بینی
بەو یادەوە ئێستاش ئەژیم چۆن لە چاوانما نایبینی
#هانی_موجتەهێدی
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
بێگومانم ڕۆژێ دادێ کە پەشیمان ئەبیتەوە
بۆ وا فێربووی هەموو ڕۆژێ دڵم لە خۆت ئەتۆرێنی
هەر ڕۆژ و بە ڕەنگێک دێیت و خەمێکی تازەم بۆ دێنی
خۆ جوانترین ڕۆژە لە لام کە یەکەمجار یەکمان بینی
بەو یادەوا ئێستاش ئەژیم چۆن لە چاوانما نایبینی
بەسە ئیتر، بە چ حەقێ خۆتم لێ دوور ئەکەیتەوە
بێگومانم ڕۆژێ دادێ کە پەشیمان ئەبیتەوە
بەسە ئیتر ئەم دوو دڵە با فرمێسکی خەم نەڕێژن
بۆ داهاتوو نەمامێکی خۆشەویستی تیا بنێژین
خۆ جوانترین ڕۆژە لە لام کە یەکەمجار یەکمان بینی
بەو یادەوە ئێستاش ئەژیم چۆن لە چاوانما نایبینی
#هانی_موجتەهێدی
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
پیری چۆنه؟
مرۆڤ کاتێک که لاوه، جۆرێکی جیاواز بیر له پیری دەکاتەوه. وادەزانێ پیری حاڵەتێکی سەیر و سەمەرەیه که به ئەندازەی سەدان ساڵ و سەدان کیلۆمەتر لێی دووره، بەڵام کاتێک که به تەمەنی پیری دەگا، دەبینێ که هێشتا هەر ئەو کچۆڵه پازدە ساڵەکەیه که زولفی سپی بووه و دەوری چاوی چینی تێکەوتووه، لاقەکانی سست بوون و ئیتر ناتوانێ پلیکانەکان، سێ بە یەک بچێته سەر. وه له هەموو ناخۆشتر، باری بیرەوەرییەکانه که له سەر شانی مرۆڤ قورسایی دەکا.
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
مرۆڤ کاتێک که لاوه، جۆرێکی جیاواز بیر له پیری دەکاتەوه. وادەزانێ پیری حاڵەتێکی سەیر و سەمەرەیه که به ئەندازەی سەدان ساڵ و سەدان کیلۆمەتر لێی دووره، بەڵام کاتێک که به تەمەنی پیری دەگا، دەبینێ که هێشتا هەر ئەو کچۆڵه پازدە ساڵەکەیه که زولفی سپی بووه و دەوری چاوی چینی تێکەوتووه، لاقەکانی سست بوون و ئیتر ناتوانێ پلیکانەکان، سێ بە یەک بچێته سەر. وه له هەموو ناخۆشتر، باری بیرەوەرییەکانه که له سەر شانی مرۆڤ قورسایی دەکا.
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
لحظه های خوش در کنار هم بودن که روزی به برگهای خاطرات آیندگان خواهد پیوست.
امروز پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۰ به قول دوستان (په شته ره زان و شاری😍)
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
امروز پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۰ به قول دوستان (په شته ره زان و شاری😍)
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ روزی پاییزی به همراه زیبایی های غیر قابل توصیف که به شکلی بی نظیر طبیعت را نقاشی نموده
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
بگذار باران شوق بر زندگيت ببارد🌧
تا روحت راصفا دهد❤️
🍃🌹گلهاي عشق در دلت جوانه زند
تا آنها را به ديگران هديه کنی❤️
🍃🌹لبخند بر لبانت نقش بندد
تاشادی را بيفشانی❤️
زندگی زیباست با مهربانی ❤️🌹
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
تا روحت راصفا دهد❤️
🍃🌹گلهاي عشق در دلت جوانه زند
تا آنها را به ديگران هديه کنی❤️
🍃🌹لبخند بر لبانت نقش بندد
تاشادی را بيفشانی❤️
زندگی زیباست با مهربانی ❤️🌹
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
حمل تیر برق بین مزارع باغات گوزه لال دولاب روز شنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۰
کارهای سخت ، غیرممکن و پرخطر که با همکاری گروهی با لبخندی از رضایت قابل انجام و ممکن میشود.
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
کارهای سخت ، غیرممکن و پرخطر که با همکاری گروهی با لبخندی از رضایت قابل انجام و ممکن میشود.
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
دولاب بهشت گمشده در دل کردستان که هر فصل آن عروس رنگی است در دامن طبیعت که برازنده دیدن مخاطبان را به خود جلب نموده
تصویر ارسالی. باسام داودی
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
تصویر ارسالی. باسام داودی
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
روز پاییزی در باغات دولاب فقط با یه استکان چایی میتواند همزمان دلها رو گرم نگه دارد تا بتوان ظرافت طبیعت را حس نمود.
تصویر ارسالی. باسام داودی
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
تصویر ارسالی. باسام داودی
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
دولاب میزبان اولین میهمان زمستانی که غبار خشکسالی و یاس کشاورزان را سفیدپوش کرد.
الهی شکر از این نعمت بی کران که بر وجود گناهکار ما انسانها ارزانی نمودی.
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
الهی شکر از این نعمت بی کران که بر وجود گناهکار ما انسانها ارزانی نمودی.
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
باید هرازگاهی به دیار خود نگریست تا اصالت خود را فراموش نکنیم.
آری این است گهواره جوانانی که رسم زندگی شرافتمندانه را آموختن.
هر کجا باشم سر تعظیم بر وجب به وجب خاکش فرود می آورم. 🙏
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
آری این است گهواره جوانانی که رسم زندگی شرافتمندانه را آموختن.
هر کجا باشم سر تعظیم بر وجب به وجب خاکش فرود می آورم. 🙏
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
این تصویر برازنده یک روستای گردشگری ، فرهنگی و... نیست .
برای توصیفش چیزی در حد گفتن نیست . قضاوت هر شخص بماند پای درک و شعورش که چگونه این قضیه را تحلیل خواهد نمود.😔😔😔
همه جوره در حق این روستا ظلم کرده ایم لاقل با ریختن آشغال هایمان به زباله دانی تبدیلش نکنیم.
تصویر ارسالی: امیر داودی
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
برای توصیفش چیزی در حد گفتن نیست . قضاوت هر شخص بماند پای درک و شعورش که چگونه این قضیه را تحلیل خواهد نمود.😔😔😔
همه جوره در حق این روستا ظلم کرده ایم لاقل با ریختن آشغال هایمان به زباله دانی تبدیلش نکنیم.
تصویر ارسالی: امیر داودی
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تخم مرغ های خرابو اینجوری جدا میکنن
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
╭┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╮
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╯
#توبه_نصوح
نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت او با سوءاستفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار دلاکی مى کرد و کسى از وضع او خبر نداشت او از این راه هم امرارمعاش می کرد و برایش لذت بخش نیز بود.
گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار توبه اش را می شکست.
روزی دختر شاه به حمام رفت و مشغول استحمام شد.از قضا گوهر گرانبهاىش همانجا مفقود شد ، دختر پادشاه در غضب شد و دستور داد که همه را تفتیش کنند. وقتی نوبت به نصوح رسید او از ترس رسوایی خود را در خزینه حمام پنهان کرد.
وقتی دید مأمورین براى گرفتن اوبه خزینه آمدند به خداى تعالی رو آورد و از روى اخلاص و بصورت قلبی همانجا توبه کرد. ناگهان از بیرون حمام آوازى بلند شد که دست از این بیچاره بردارید که گوهر پیدا شد. پس از او دست برداشتند و نصوح خسته و نالان٬ شکر خدا به جا آورده و از خدمت دختر شاه مرخص شد وبه خانه خود رفت.او عنایت پرودگار را مشاهده کرد. این بود که بر توبه اش ثابت قدم ماند و فوراً از آن کار کناره گرفت.
چند روزی از غیبت او در حمام سپری نشده بود که دختر شاه او را به کار در حمام زنانه دعوت کرد ، حال نصوح پیش خودش میگه اگه از دستور سر باز بزنم من رو دار میزنن و اگر هم برم توبهام شکسته میشه به همین خاطر رو به کوه و بیابان فرار میکنه ودر کوهی در چند فرسنگی آن شهر بود، مخفی شده و در آنجا سکونت اختیار نمود و به عبادت خدا مشغول گردید.
در یکى از روزها همانطورکه مشغول کار بود، چشمش به میشى افتاد که در آن کوه چرا می کرد. از این امر به فکر فرو رفت که این میش از کجا آمده و از کیست؟ عاقبت با خود اندیشید که این میش قطعاً از شبانى فرار کرده و به اینجا آمده است، بایستى من از آن نگهدارى کنم تا صاحبش پیدا شود . لذا آن میش را گرفت و نگهدارى نمود خلاصه میش زاد و ولد کرد و نصوح از شیر آن بهره مند مى شد.
روزی کاروانى راه را گم کرده بود و مردمش از تشنگى مشرف به هلاکت بودند عبورشان به آنجا افتاد، همین که نصوح را دیدند از او آب خواستند و او به جاى آب به آنها شیر داد به طورى که همگى سیر شده و راه شهر را از او پرسیدند.وى راهى نزدیک را به آنها نشان داده و آنها موقع حرکت هر کدام به نصوح احسانى کردند و او در آنجا قلعه اى بنا کرده و چاه آبى حفر نمود و کم کم در آنجا منازلى ساخته و شهرکى بنا نمود و مردم از هر جا به آنجا آمده و در آن محل سکونت اختیار کردند، همگى به چشم بزرگى به او مى نگریستند.رفته رفته، آوازه خوبى و حسن تدبیر او به گوش پادشاه آن عصر رسید که پدر آن دختر بود. از شنیدن این خبر مشتاق دیدار او شده، دستور داد تا وى را از طرف او به دربار دعوت کنند. همین که دعوت شاه به نصوح رسید،نپذیرفت و گفت: من کارى و نیازى به دربار شاه ندارم و از رفتن نزد سلطان عذر خواست.مامورین چون این سخن را به شاه رساندند شاه بسیار تعجب کرد و اظهار داشت حال که او نزد ما نمی آید ما مى رویم او را ببینیم.پس با درباریانش به سوى نصوح حرکت کرد، همین که به آن محل رسید به عزرائیل امر شد که جان پادشاه را بگیرد.
بنا به رسم آن روزگار و بخاطر از بین رفتن شاه در اقبال دیدار نصوح، نصوح را به تخت سلطنت بنشانند.
نصوح چون به پادشاهى رسید، بساط عدالت را در تمام قلمرو مملکتش گسترانیده و بعد با همان دختر پادشاه، ازدواج کرد.
روزی دربارگاهش نشسته بود٬شخصى بر او وارد شد و گفت چند سال قبل، میش من گم شده بود و اکنون آن را از عدالت تو طالبم.
نصوح گفت میش تو پیش من است و هرچه دارم از آن میش توست وی دستور داد تا تمام اموال منقول و غیر منقول را با او نصف کنند.
آن شخص به دستور خدا گفت: بدان اى نصوح، نه من شبانم و نه آن یک میش بوده است بلکه ما دو فرشته براى آزمایش تو آمده ایم. تمام این ملک و نعمت٬ اجر توبه راستین و صادقانه ات بود که بر تو حلال و گوارا باد، و از نظر غایب شدند.
به همین دلیل به توبه واقعی و راستین، "توبه نصوح" گویند.
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁 👇دولاب بهشت کردستان 👇 🍁
╭┅═ঊ🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺ঊ═┅╯
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╯
#توبه_نصوح
نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت او با سوءاستفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار دلاکی مى کرد و کسى از وضع او خبر نداشت او از این راه هم امرارمعاش می کرد و برایش لذت بخش نیز بود.
گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار توبه اش را می شکست.
روزی دختر شاه به حمام رفت و مشغول استحمام شد.از قضا گوهر گرانبهاىش همانجا مفقود شد ، دختر پادشاه در غضب شد و دستور داد که همه را تفتیش کنند. وقتی نوبت به نصوح رسید او از ترس رسوایی خود را در خزینه حمام پنهان کرد.
وقتی دید مأمورین براى گرفتن اوبه خزینه آمدند به خداى تعالی رو آورد و از روى اخلاص و بصورت قلبی همانجا توبه کرد. ناگهان از بیرون حمام آوازى بلند شد که دست از این بیچاره بردارید که گوهر پیدا شد. پس از او دست برداشتند و نصوح خسته و نالان٬ شکر خدا به جا آورده و از خدمت دختر شاه مرخص شد وبه خانه خود رفت.او عنایت پرودگار را مشاهده کرد. این بود که بر توبه اش ثابت قدم ماند و فوراً از آن کار کناره گرفت.
چند روزی از غیبت او در حمام سپری نشده بود که دختر شاه او را به کار در حمام زنانه دعوت کرد ، حال نصوح پیش خودش میگه اگه از دستور سر باز بزنم من رو دار میزنن و اگر هم برم توبهام شکسته میشه به همین خاطر رو به کوه و بیابان فرار میکنه ودر کوهی در چند فرسنگی آن شهر بود، مخفی شده و در آنجا سکونت اختیار نمود و به عبادت خدا مشغول گردید.
در یکى از روزها همانطورکه مشغول کار بود، چشمش به میشى افتاد که در آن کوه چرا می کرد. از این امر به فکر فرو رفت که این میش از کجا آمده و از کیست؟ عاقبت با خود اندیشید که این میش قطعاً از شبانى فرار کرده و به اینجا آمده است، بایستى من از آن نگهدارى کنم تا صاحبش پیدا شود . لذا آن میش را گرفت و نگهدارى نمود خلاصه میش زاد و ولد کرد و نصوح از شیر آن بهره مند مى شد.
روزی کاروانى راه را گم کرده بود و مردمش از تشنگى مشرف به هلاکت بودند عبورشان به آنجا افتاد، همین که نصوح را دیدند از او آب خواستند و او به جاى آب به آنها شیر داد به طورى که همگى سیر شده و راه شهر را از او پرسیدند.وى راهى نزدیک را به آنها نشان داده و آنها موقع حرکت هر کدام به نصوح احسانى کردند و او در آنجا قلعه اى بنا کرده و چاه آبى حفر نمود و کم کم در آنجا منازلى ساخته و شهرکى بنا نمود و مردم از هر جا به آنجا آمده و در آن محل سکونت اختیار کردند، همگى به چشم بزرگى به او مى نگریستند.رفته رفته، آوازه خوبى و حسن تدبیر او به گوش پادشاه آن عصر رسید که پدر آن دختر بود. از شنیدن این خبر مشتاق دیدار او شده، دستور داد تا وى را از طرف او به دربار دعوت کنند. همین که دعوت شاه به نصوح رسید،نپذیرفت و گفت: من کارى و نیازى به دربار شاه ندارم و از رفتن نزد سلطان عذر خواست.مامورین چون این سخن را به شاه رساندند شاه بسیار تعجب کرد و اظهار داشت حال که او نزد ما نمی آید ما مى رویم او را ببینیم.پس با درباریانش به سوى نصوح حرکت کرد، همین که به آن محل رسید به عزرائیل امر شد که جان پادشاه را بگیرد.
بنا به رسم آن روزگار و بخاطر از بین رفتن شاه در اقبال دیدار نصوح، نصوح را به تخت سلطنت بنشانند.
نصوح چون به پادشاهى رسید، بساط عدالت را در تمام قلمرو مملکتش گسترانیده و بعد با همان دختر پادشاه، ازدواج کرد.
روزی دربارگاهش نشسته بود٬شخصى بر او وارد شد و گفت چند سال قبل، میش من گم شده بود و اکنون آن را از عدالت تو طالبم.
نصوح گفت میش تو پیش من است و هرچه دارم از آن میش توست وی دستور داد تا تمام اموال منقول و غیر منقول را با او نصف کنند.
آن شخص به دستور خدا گفت: بدان اى نصوح، نه من شبانم و نه آن یک میش بوده است بلکه ما دو فرشته براى آزمایش تو آمده ایم. تمام این ملک و نعمت٬ اجر توبه راستین و صادقانه ات بود که بر تو حلال و گوارا باد، و از نظر غایب شدند.
به همین دلیل به توبه واقعی و راستین، "توبه نصوح" گویند.
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁 👇دولاب بهشت کردستان 👇 🍁
╭┅═ঊ🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺ঊ═┅╯
🔴پلیس سند رسمی مالکیت وسیله نقلیه صادر کرد
◽️تصاویری از برگ سبز صادره از سوی مراکز تعویض پلاک منتشر شده که در آن عنوان «رسمی» در کنار سند مالکیت وسیله نقلیه نقش بسته است.
◽️با اقدام جدید پلیس راهنمایی و رانندگی در صدور برگ سبزهای جدید خودرو، به نظر میرسد فصل جدید پیش روی سند مالکیت خودرو گشوده شده است.
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
◽️تصاویری از برگ سبز صادره از سوی مراکز تعویض پلاک منتشر شده که در آن عنوان «رسمی» در کنار سند مالکیت وسیله نقلیه نقش بسته است.
◽️با اقدام جدید پلیس راهنمایی و رانندگی در صدور برگ سبزهای جدید خودرو، به نظر میرسد فصل جدید پیش روی سند مالکیت خودرو گشوده شده است.
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
╭┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╮
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╯
اطلاعیه 📢
دوستان گرامی ،اهالی محترم روستای دولاب
باسلام
احتراما به استحضار عموم می رساند پیرو پست های قبلی و با توجه به تماس مجدد شورای محترم روستای دولاب مبنی بر دایر شدن واحد نگهبانی جهت کنترل تردد ورود و خروج روستا روز جمعه ۵ آذرماه ۱۴۰۰ در نماز جمعه روستا جلسه ای در این خصوص تشکیل تا با همفکری اکثریت تصمیم نهایی لحاظ گردد.
لذا خواهشمند است محبت فرمایید موضوع فوق را به خانوادها و بستگان اطلاع رسانی فرمایید تا در جلسه فوق الذکر شرکت نموده و در همین راستا برنامه ریزی و اقدامات لازم به عمل آید.
با تشکر و احترام
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁 👇دولاب بهشت کردستان 👇 🍁
╭┅═ঊ🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺ঊ═┅╯
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╯
اطلاعیه 📢
دوستان گرامی ،اهالی محترم روستای دولاب
باسلام
احتراما به استحضار عموم می رساند پیرو پست های قبلی و با توجه به تماس مجدد شورای محترم روستای دولاب مبنی بر دایر شدن واحد نگهبانی جهت کنترل تردد ورود و خروج روستا روز جمعه ۵ آذرماه ۱۴۰۰ در نماز جمعه روستا جلسه ای در این خصوص تشکیل تا با همفکری اکثریت تصمیم نهایی لحاظ گردد.
لذا خواهشمند است محبت فرمایید موضوع فوق را به خانوادها و بستگان اطلاع رسانی فرمایید تا در جلسه فوق الذکر شرکت نموده و در همین راستا برنامه ریزی و اقدامات لازم به عمل آید.
با تشکر و احترام
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁 👇دولاب بهشت کردستان 👇 🍁
╭┅═ঊ🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺ঊ═┅╯
╭┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╮
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╯
اطلاعیه 📢
دوستان گرامی ،اهالی محترم روستای دولاب
باسلام
احتراما به استحضار عموم می رساند پیرو تماس #دهیار_محترم روستا در خصوص برگزاری دوره آموزشی #کاشت_زعفران توسط بخشداری سیروان با همکاری سازمان فنی حرفه ای و جهاد کشاورزی در روستای #درویشان برگزار میشود، لذا شایسته است از هر روستا ۵ نفر متقاضی که تمایل به شرکت در دوره مذکور را دارند نهایتا تا روز جمعه مورخه۱۴۰۰/۹/۵ با ارائه مدارک خود را به دهیاری معرفی نمایند.
مدارک لازم جهت ثبت نام:
یک قطعه عکس پرسنلی
کپی شناسنامه و کارت ملی
مبلغ ۲۵۰۰۰ تومان جهت هزینه ثبت نام و صدور گواهی دوره آموزشی
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁 👇دولاب بهشت کردستان 👇 🍁
╭┅═ঊ🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺ঊ═┅╯
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╯
اطلاعیه 📢
دوستان گرامی ،اهالی محترم روستای دولاب
باسلام
احتراما به استحضار عموم می رساند پیرو تماس #دهیار_محترم روستا در خصوص برگزاری دوره آموزشی #کاشت_زعفران توسط بخشداری سیروان با همکاری سازمان فنی حرفه ای و جهاد کشاورزی در روستای #درویشان برگزار میشود، لذا شایسته است از هر روستا ۵ نفر متقاضی که تمایل به شرکت در دوره مذکور را دارند نهایتا تا روز جمعه مورخه۱۴۰۰/۹/۵ با ارائه مدارک خود را به دهیاری معرفی نمایند.
مدارک لازم جهت ثبت نام:
یک قطعه عکس پرسنلی
کپی شناسنامه و کارت ملی
مبلغ ۲۵۰۰۰ تومان جهت هزینه ثبت نام و صدور گواهی دوره آموزشی
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁 👇دولاب بهشت کردستان 👇 🍁
╭┅═ঊ🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺ঊ═┅╯
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام
صبحتون بخیر ، امیدوارم روزی پر از خیر و برکت ،شادی،سلامتی با یه عالمه دلخوشی داشته باشید.
لحظه هایتان پر از لبخند خدایی🙏
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
صبحتون بخیر ، امیدوارم روزی پر از خیر و برکت ،شادی،سلامتی با یه عالمه دلخوشی داشته باشید.
لحظه هایتان پر از لبخند خدایی🙏
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
╭┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╮
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╯
يكي تعريف ميكرد:
روزی به مسجدی رفتیم امام مسجد، که دوست پدرم بود گفت
داستان بنا شدن این مسجد در این شهر قصه عجیبی دارد:
روزی شخص ثروتمندی یک من انگور خرید و به خدمتکار خود گفت انگور را به خانه ببر و به همسرم بده و
خود به سر کاری که داشت رفت.
عصر که به خانه برگشت به اهل و عیالش
گفت لطفا انگور را بیاورید تا با بچه ها انگور بخوریم،
همسرش با خنده گفت:
من و فرزندانت همه انگور ها را خوردیم،
خیلی هم خوش مزه و شیرین بود ...!
مرد، با تعجب گفت تمامش را خوردید!؟
زن لبخند دیگری زد و گفت بله تمامش را!
مرد، ناراحت شد و گفت:
یک من انگور خریدم یک حبۀ اون رو هم برای من نگذاشته اید!!!
الان هم داری می خندی، جالب است ...!خیلی ناراحت شد و بعد از اندکی که به فکر فرو رفت ...
ناگهان از جا برخواسته از خانه خارج شد.
همسرش که از رفتار خودش شرمنده شده بود او را صدا زد ولی جوابی نشنید، مرد، ناراحت اما متفکر رفت سراغ کسی که املاک خوبی در آن شهر داشت.
به او گفت: یک قطعه زمین می خواهم در یک جای این شهر که مردمش به مسجد نیاز داشته باشند و آن را نقدا خریداری کرد.
سپس نزد معمار شهر رفته و از او جهت ساخت مسجد دعوت بکار کرد و او را با خود بر سر زمینی که خریده بود برد و به او گفت:
می خواهم مسجدی برای اهل این محل بنا کنید و همین الان هم جلوی چشمانم ساخت آن شروع شود.
معمار هم وقتی عجله مرد را دید تمام وسایل و کارگران را آورده و شروع به کار ساخت و مسجد کرد.
مرد ثروتمند وقتی از شروع کار مطمئن شد به خانه اش برگشت.
همسرش به او گفت: کجا رفتی مرد!؟
چرا بی جواب و بی خبر!؟
مرد در جواب همسرش گفت:
هیچ ... رفته بودم یک حبه انگور از یک من مالی که در این دنیا دارم برای سرای باقی خودم کنار بگذارم و اگر همین الان هم بمیرم دیگر خیالم راحت است که حداقل یک حبه انگور ذخیره دارم.
همسرش گفت چطور؟ مگر چه شده!؟
اگر بابت انگورها ناراحت شدید حق با شما بوده ما کم لطفی کردیم معذرت می خواهم.
در جواب زن، مرد با ناراحتی گفت:
شما حتی با یک دانه از یک من انگور هم به یاد من نبودید و فراموشم کردید
البته این خاصیت این دنیاست و تقصیر شما نیست!
جالب اینست که این اتفاق در صورتی افتاده که من هنوز بین شما زنده ام
چگونه انتظار داشته باشم بعد از مرگم مرا بیاد بیاورید و برایم صدقه دهید!؟
و بعد قصه خرید زمین و ساخت مسجد را برای همسرش تعریف کرد.
امام جماعت تعریف می کرد که طبق این نقل مشهور بین مردم شهر، الان چهارصد سال است که این مسجد بنا شده ...
400 سال است این مسجد صدقه جاریه برای آن مرد می باشد، چون از یک دانه انگور درس و عبرت گرفت.
ای انسان قبل از مرگ برای خود عمل خیر انجام بده و به انتظار کسی منشین که بعد از مرگت کار خیری برایت انجام دهد،
محبوب ترین مردم، تو را فراموش می کنند حتی اگر فرزندانت باشند.
از الان بفکر فردای خودمان باشیم....
🌹🌹روەتا وەش🌹🌹
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁 👇دولاب بهشت کردستان 👇 🍁
╭┅═ঊ🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺ঊ═┅╯
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╯
يكي تعريف ميكرد:
روزی به مسجدی رفتیم امام مسجد، که دوست پدرم بود گفت
داستان بنا شدن این مسجد در این شهر قصه عجیبی دارد:
روزی شخص ثروتمندی یک من انگور خرید و به خدمتکار خود گفت انگور را به خانه ببر و به همسرم بده و
خود به سر کاری که داشت رفت.
عصر که به خانه برگشت به اهل و عیالش
گفت لطفا انگور را بیاورید تا با بچه ها انگور بخوریم،
همسرش با خنده گفت:
من و فرزندانت همه انگور ها را خوردیم،
خیلی هم خوش مزه و شیرین بود ...!
مرد، با تعجب گفت تمامش را خوردید!؟
زن لبخند دیگری زد و گفت بله تمامش را!
مرد، ناراحت شد و گفت:
یک من انگور خریدم یک حبۀ اون رو هم برای من نگذاشته اید!!!
الان هم داری می خندی، جالب است ...!خیلی ناراحت شد و بعد از اندکی که به فکر فرو رفت ...
ناگهان از جا برخواسته از خانه خارج شد.
همسرش که از رفتار خودش شرمنده شده بود او را صدا زد ولی جوابی نشنید، مرد، ناراحت اما متفکر رفت سراغ کسی که املاک خوبی در آن شهر داشت.
به او گفت: یک قطعه زمین می خواهم در یک جای این شهر که مردمش به مسجد نیاز داشته باشند و آن را نقدا خریداری کرد.
سپس نزد معمار شهر رفته و از او جهت ساخت مسجد دعوت بکار کرد و او را با خود بر سر زمینی که خریده بود برد و به او گفت:
می خواهم مسجدی برای اهل این محل بنا کنید و همین الان هم جلوی چشمانم ساخت آن شروع شود.
معمار هم وقتی عجله مرد را دید تمام وسایل و کارگران را آورده و شروع به کار ساخت و مسجد کرد.
مرد ثروتمند وقتی از شروع کار مطمئن شد به خانه اش برگشت.
همسرش به او گفت: کجا رفتی مرد!؟
چرا بی جواب و بی خبر!؟
مرد در جواب همسرش گفت:
هیچ ... رفته بودم یک حبه انگور از یک من مالی که در این دنیا دارم برای سرای باقی خودم کنار بگذارم و اگر همین الان هم بمیرم دیگر خیالم راحت است که حداقل یک حبه انگور ذخیره دارم.
همسرش گفت چطور؟ مگر چه شده!؟
اگر بابت انگورها ناراحت شدید حق با شما بوده ما کم لطفی کردیم معذرت می خواهم.
در جواب زن، مرد با ناراحتی گفت:
شما حتی با یک دانه از یک من انگور هم به یاد من نبودید و فراموشم کردید
البته این خاصیت این دنیاست و تقصیر شما نیست!
جالب اینست که این اتفاق در صورتی افتاده که من هنوز بین شما زنده ام
چگونه انتظار داشته باشم بعد از مرگم مرا بیاد بیاورید و برایم صدقه دهید!؟
و بعد قصه خرید زمین و ساخت مسجد را برای همسرش تعریف کرد.
امام جماعت تعریف می کرد که طبق این نقل مشهور بین مردم شهر، الان چهارصد سال است که این مسجد بنا شده ...
400 سال است این مسجد صدقه جاریه برای آن مرد می باشد، چون از یک دانه انگور درس و عبرت گرفت.
ای انسان قبل از مرگ برای خود عمل خیر انجام بده و به انتظار کسی منشین که بعد از مرگت کار خیری برایت انجام دهد،
محبوب ترین مردم، تو را فراموش می کنند حتی اگر فرزندانت باشند.
از الان بفکر فردای خودمان باشیم....
🌹🌹روەتا وەش🌹🌹
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁 👇دولاب بهشت کردستان 👇 🍁
╭┅═ঊ🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺ঊ═┅╯